تکفیری‌ها و مسئله قدس
مسئله قدس و اشغال‌گری رژیم منحوس صهیونیستی بزرگ‌ترین مسئله جهان اسلام است که بعد از گذشتن 72 سال از این اشغال‌گری و با وجود نیروی بالقوه جهان اسلام برای حل و فصل این مسئله مهم، متأسفانه هنوز نیروی انسان و منابع مادی و رسانه‌ای جهان اسلام، درگیر مسائلی است که جریان تکفیری مسبب آن بوده و هست.
تاریخ انتشار : 1399/3/1
منبع : اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

نویسنده احمد ربیعی‌فر: کارشناسی ارشد مبانی نظری اسلام و پژوهشگر حوزه جریان های جهادی

جریان تکفیری یک پدیده استعماری و آفتی ویرانگر است که طی دهه‌های اخیر، متناسب با مصالح و منافع جبهه استعماری و سلطه‌طلب کفر، شاخه‌های متعددی یافته است.

بزرگ‌ترین ضربه‌ای که این پدیده شوم بر پیکره امت اسلامی وارد آورده، به حاشیه راندن مسائل اصلی امت و برجسته‌سازی مسائل جزئی و اختلافات درونی امت است.

مسئله قدس و اشغال‌گری رژیم منحوس صهیونیستی بزرگ‌ترین مسئله جهان اسلام است که بعد از گذشتن 72 سال از این اشغال‌گری و با وجود نیروی بالقوه جهان اسلام برای حل و فصل این مسئله مهم، متأسفانه هنوز نیروی انسان و منابع مادی و رسانه‌ای جهان اسلام، درگیر مسائلی است که جریان تکفیری مسبب آن بوده و هست.

جریان تکفیری در مواجهه با مسئله آزادسازی قدس و دفاع از ملت مظلوم فلسطین، در طول حیات شوم خود، دو مرحله را پشت سر گذاشته است که در ادامه به این دو مرحله خواهیم پرداخت.

مرحله اول؛ ریا و ظاهرسازی در عین به حاشیه راندن مسئله فلسطین

بدون شک، جریان وهابیت نجدی که از عربستان سعودی و با حمایت‌های بی‌دریغ جبهه استعماری کفار، سربرآورده و گسترش یافته، ریشه اصلی و بدنه مرکزی جریان تکفیر در امت است که به اعتراف محمد بن‌سلمان، ولیعهد کنونی آل‌سعود، در ابتدای شکل‌گیری انقلاب اسلامی در ایران و قدرت گرفتن جبهه مقاومت اسلامی در برابر اسرائیل و حامیان غربی‌اش، دولت آل‌سعود، از جانب اربابان غربی خود یعنی ایالات متحده آمریکا مأموریت می‌یابد که جریان تکفیری وهابیت را برای دو منظور در جهان اسلام تقویت کرده و گسترش دهد: اولاً، جهت گسیل داشتن نیروهای جنگاور مسلمان از جهان اسلام به سمت افغانستان برای مقابله با نفوذ اتحاد شوروی در این کشورو در راستای تأمین منافع غرب در این منطقه. ثانیاً: جهت مقابله با فرهنگ مقاومت و ضد طاغوتی انقلاب اسلامی ایران که تأثیرات عمیقی را بر مسلمانان مبارز سراسر جهان برجای گذاشته است.[1]

جریان تکفیری در این مرحله با ظاهرسازی و ادعای پرچمداری دفاع از مسلمانان افغانستان و همچنین دفاع از ملت مظلوم فلسطین، به تقویت گروه‌های مبارزی پرداخت که از دل آنها، القاعده، طالبان و بعدها داعش به ثمر رسید.

این جریان با دلارهای نفتی سعودی و حمایت‌های آمریکا توانست بزرگ‌ترین مؤسسات خیریه، مدارس دینی، دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی و رسانه‌ای را در اغلب کشورهای جهان اسلام تأسیس کرده و از این طریق، گفتمان تکفیر و تفرقه میان مسلمین را اشاعه دهد.

مؤسسه بزرگ رابطه العالم الاسلامی یکی از همین مؤسسات بزرگ است که مدیریت جریان تکفیری وهابیت، سعی داشته عربستان سعودی و جریان تکفیر را در تمامی جهان اسلام گسترش دهد و با برجسته‌سازی گفتمان تکفیر، مسئله مهم قدس را به حاشیه براند. البته در دوران کنونی که جریان تکفیر به مرحله بروز و ظهور و همراهی آشکار با جبهه کفر رسیده، هیئتی بلندپایه از همین مؤسسه به اصطلاح اسلامی، با حضور در یادمان کشته‌های هلوکاست که نماد مشروعیت رژیم صهیونیستی به حساب می‌آید، به زعم خود به یهودیان کشته شده در هلوکاست، ادای احترام کرده و در کنار این نماد صهیونیستی برای آنان نماز بجا آورد. البته این اقدام سران مؤسسه وهابی رابطه العالم اسلامی مورد تشویق و قدردانی فراوان وزارت خارجه رژیم صهیونیستی و ارتش این رژیم قرار گرفت.[2]

در این مرحله که از چهل سال پیش تا سال 2010میلادی به طول انجامید، جریان تکفیر تلاش کرد تا با ایجاد تفرقه میان مسلمین، خود را تنها حامی اهل‌سنت جا زده و هر از گاهی نیز برای تحقق این هدف، شعار آزادی قدس و حمایت از ملت فلسطین را سر دهد. همزمان نیز گفتمان غالب در جهان اسلام را به جای گفتمان آزاد سازی قدس شریف و مبارزه با اشغال‌گران صهیونیست به گفتمانِ تکفیر مذاهب اسلامی و ایجاد تفرقه میان امت مبدل سازد.

در همین دوره شاهد هستیم که جریانی مانند القاعده ظهور می‌کند که شعار مبارزه با صهیونیست‌ها را در کنار شعار تکفیر مسلمانان، به ویژه شیعیان که اکنون محوری قدرتمند در مبارزه با اسرائیل هستند مورد تأکید قرار می‌دهد. جریان‌هایی مانند سپاه صحابه، طالبان پاکستان، داعش و .. نیز در همین دوره با حمایت‌های وهابیت و استعمارگران غربی پدید می‌آیند که نه‌تنها هیچ سخنی از آزادسازی قدس و مبارزه با اسرائیل ندارند، بلکه هدف و تنها شعار اصلی آنان مبارزه با شیعیان و جبهه مقاومت است.

تئوریسین‌های این جریان، امثال ابوقتاده فلسطینی هستند که در موضع‌گیری‌های خود حتی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) را به دلیل همراهی و همنوایی با جمهوری اسلامی ایران در نبرد با اسرائیل، مورد تکفیر و نکوهش و حتی تهدید قرار می‌دهند.

مرحله دوم: همراهی آشکار با جبهه کفر و مقابله مستقیم با جبهه مقاومت اسلامی

جریان تکفیر که با نفوذ افسران اطلاعاتی غرب، تحت مدیریت جبهه استعمار درآمده، در این مرحله کار را به جایی می‌رساند که مستقیماً نبرد با جبهه مقاومت اسلامی را با حمایت‌های مستقیم آمریکا و اسرائیل، آغاز می‌کند.

دولت سوریه که طی دهه‌های اخیر، به تصریح شیخ احمد یاسین، رهبر و مؤسس جنبش حماس، مهم‌ترین پناهگاه رهبران جبهه مقاومت فلسطین بوده و تکیه‌گاه محکم و استواری برای مبارزان فلسطینی و لبنانی در مبارزه با اسرائیل به حساب می‌آید، در سال 2011م به عنوان هدف اصلی جبهه کفر و صهیونیسم جهانی قرار می‌گیرد تا به نابودی رسیده و خیال رژیم صهیونیستی از این خاکریز مهم و استراتژیک جبهه مقاومت اسلامی راحت شود.

اما در این میان، پیاده نظامی که مأموریت مبارزه با دولت سوریه، حزب الله لبنان و جریان مقاومت اسلامی را بر عهده می‌گیرد کسی نیست جز جریان تکفیر که اکنون با قدرت یافتن داعش در عراق، زمینه برای نفوذ مسلحانه و میدانی این جریان در سوریه، آماده شده است.

از طرفی، جوانان حماسی و جنگجویی که طی ده‌های اخیر در مدارس و پای رسانه‌های متعدد و متنوع تکفیری در تمام کشورهای اسلامی مخاطب اصلی شیوخ وهابی و تکفیری بوده‌اند نیز نیروهای انسانی آماده به خدمتی هستند که با یک مدیریت منسجم می‌تواند برای یکسره کردن کار جبهه مقاومت، به سوریه گسیل شوند.

تا اینجای کار دیگر شعار آزادسازی قدس، تحت تأثیر تبلیغات پرحجم جبهه تکفیر، به فراموشی سپرده شده و آنچه برای جوانان مبارز و اسلام‌گرای جهان اسلام به عنوان مسئله اصلی به حساب می‌آید، مبارزه با روافض (شیعیان)‌ و عمل به فتاوا و دستورهای شیوخ وهابی است. شیوخی که حالا دیگر آشکار تصریح می‌کنند که اگر بشار اسد بخواهد به اسرائیل حمله کند، وظیفه ما نابود ساختن بشار است. حتی اگر به تقویت اسرائیل بینجامد و حتی برخی از آنها آشکار می‌گویند که خدا را شکر می‌کنیم که منطقه جولان سوریه در اشغال اسرائیل است؛ چرا که این منطقه را از لوث نصیری‌ها و شیعیان پاک نگهداشته است.

در این مرحله دوم دیگر به وضوح، خاکریزها و جبهه‌ها مشخص شده و هر کس که هنوز دل در گرو اسلام اصیل و معارف جهادی شهیدان بزرگی همچون فتحی شقاقی، شیخ احمد یاسین، سید قطب و رنتیسی دارد، به خوبی درک می‌کند که جریان تکفیر در حال بازی کردن در زمین کفر است و اگر هر از گاهی سخنی از فلسطین می‌گوید درپی تطهیر چهره شوم و خائن خود است، وگرنه حتی یک قدم نیز برای آزادسازی قدس و مبارزه با اسرائیل برنداشته و برنخواهد داشت.

با آنکه تمامی شاخه‌های جریان تکفیر، همواره به کشتار و جنگ در جهان اسلام مشغول بوده و حتی به اندازه یک موشک یا گلوله هم به مجاهدان فلسطینی یاری نرسانده‌اند،‌ اما با این حال میان آنها تفاوت‌های اندکی در خصوص موضع‌گیری در قبال مسئله قدس وجود دارد.

به عنوان مثال در جریان انتقال سفارت آمریکا به قدس شریف، سازمان القاعده که در مرحله اول رشد جریان تکفیر، شکل گرفته موضعی متفاوت با داعش اتخاذ می‌کند.

تفاوت واکنش القاعده و داعش در قبال انتقال پایتخت آمریکا به قدس

پس از اعلام آمریکا مبنی بر انتقال سفارتش در فلسطین اشغالی به قدس در رستای تمهید اعلام قدس به عنوان پایتخت رژیم اشغال‌گر اسرائیل، حمزه بن‌لادن بیانیه‌ای را از جانب سازمان القاعده منتشر ساخت که طی آن از همه مسلمانان خواست که به سمت قدس حرکت کرده و از مقدسات اسلامی در قدس حمایت کنند. اما داعش در شماره 109 از مجله النبأ در یادداشتی به عنوان « بیت المقدس، إن أولیائه الا المتقون؛ بیت المقدس، تنها پرهیزکاران اولیائش هستند»، اعلام کرد که تشکیلات داعش برای حمایت از همه بلاد اسلامی است و نه فقط قدس. این جریان تکفیری حتی به جای تهدید آمریکا و اسرائیل، مجاهدان فلسطینی را مورد عتاب قرار داد و آنان را به اتهام ملی و قومیتی کردن مسئله فلسطین، ملامت کرد.[3]

در این میان جریانی مانند «هیئت تحریر الشام» نیز که تنها درپی قدرت یافتن در سوریه است، اعلام کرد که دروازه ورود به فلسطین برای یاری رساندن به ملت آن، سوریه است و بدین ترتیب، علاوه بر شانه خالی کردن از وظیفه مهم حمایت از قدس و مبارزه با اسرائیل، حمایت از تشکیلات خودش را ارجح و مهم‌تر از حمایت از فلسطین قلمداد کرد.[4]

نتیجه

با گذشته دهه‌های متوالی از بروز و ظهور انواع شاخه‌های جریان تکفیری که اتصال فکری آنها به جریان وهابیت، انکارناپذیر است، برای همه مسلمانان آگاه روشن شده است که این جریان، چیزی جز ویرانی، آوارگی و کشتار برای جهان اسلام نداشته و با برجسته ساختن تفرقه، نزاع‌های مذهبی و قومی و همچنین حرکت در مسیر منافع غرب، سعی داشته است مسئله مهم فلسطین و آزادسازی قدس را از جایگاه والا اهمیت غیر قابل انکار آن، پایین آورده و از توجه مسلمانان به این مسئله مهم بکاهد. در عوض تمام نیروها و داشته‌های امت اسلامی را از مسیر آزادی قدس و مبارزه با دشمنان اصلی اسلام منحرف ساخته و در مسیر نابودسازی پشتوانه‌های امت در مقابله با اسرائیل، به کار گیرد.

آیا سی سال، سخن گفتن و شعار دادن برای فلسطین کافی نیست؟

چرا هیچ حرکت و اقدام و حمایتی از جانب این جریان برای آزادی قدس و حمایت از مجاهدان فلسطینی به چشم نمی‌خورد؟ نه‌تنها از مجاهدان فلسطینی حمایت نمی‌کنند، بلکه به بهانه هم‌بستگی با جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با اسرائیل و بهره گرفتن از حمایت‌های جمهوری اسلامی، مجاهدان فلسطینی را مورد عتاب، تکفیر و تهدید قرار می‌دهند.

روز جهانی قدس همانطور که روز نمایش اتحاد امت اسلامی در برابر دشمنان اصلی امت و در راستای آرمان بزرگ آزادسازی قدس شریف است به همان میزان نیز نمایانگر جدایی جریان تکفیر از بدنه اصلی امت است.

 

[1]. سایت نشریه واشنگتن پست:

https://www.washingtonpost.com/world/national-security/saudi-prince-denies-kushner-is-in-his-pocket/2018/03/22/701a9c9e-2e22-11e8-8688-e053ba58f1e4_story.html

[2]. سایت سی‌ان‌ان عربی و سایر نشریات بین‌المللی و اسلامی:

https://arabic.cnn.com/world/article/2020/01/23/holocaust-muslim-world-league-jews

[3]. سایت الحره « ردود فعل الجماعات الإرهابية بشأن القدس»:

https://www.alhurra.com/different-angle/2018/01/29/%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B9%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A5%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%A8%D9%8A%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%AF%D8%B3?amp=&page=32

[4]. همان.

موارد مرتبط
انجمن «جهان اسلام»؛ نزدیکی به «اسرائیل» و دفاع از حقوق یهود
افشای همکاری های اطلاعاتی آمریکا و اعراب
داعش چرا علیه یهودیان اعلان جنگ کرده است؟
ارسال نظر