حمایت امریکا از جبهه النصره؛ روندی برای ادامه جنگ در سوریه
ایالات متحده با حمایت از جبهه النصره به دنبال گسترش و تدوام جنگ و بی ثباتی در سوریه و تامین منافع خود و همپمانان خود از این طریق است.
تاریخ انتشار : 1396/5/23

وزیر امور خارجه روسیه گفته است که آمریکا در قبال گروه تروریستی جبهه النصره سکوت کرده و چه بسا برخی بازیگران خارجی را که همچنان از این گروه تروریستی حمایت کنند، تشویق می کند. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه اظهارداشت: نشانه های زیادی وجود دارد که بر حمایت برخی بازیگران خارجی از گروه تروریستی جبهه النصره تاکید می کند.

وی تصریح کرد که به خاطر نمی آورد که ائتلاف بین المللی ضدداعش به رهبری واشنگتن که پایگاه تروریست های داعش را بمباران می کند، اقدام مشابه یا عملیات نظامی قابل توجهی علیه جبهه النصره، انجام داده باشد. وزیر خارجه روسیه این گمان را مطرح کرده است که آمریکا از جبهه النصره حمایت می کند تا از این گروه بعد از شکست داعش به عنوان گروهی با آمادگی رزمی بالا برای مبارزه با دولت سوریه و ایجاد تغییرات مورد نظر در نظام این کشور استفاده کنند.

 

جبهه النصره چه کسانی هستند؟

جبهه النصره به سرکردگی "ابومحمد الجولانی" اواسط سال 2011 میلادی با کمک گروه تروریستی "دولت اسلامی عراق و شام (داعش)" تأسیس و تقویت شد. بعدها ضمن استقلال از گروه داعش، از سوی "ایمن الظواهری" به عنوان شاخه اصلی القاعده در سوریه انتخاب شد و همین موضوع اختلاف النصره و داعش را در پی داشته است. تعداد نیروهای این گروه 5 الی 7 هزار نفر است که در تمام 11 استان از 14 استان سوریه فعالیت دارند.

این گروه تروریستی مسئول بسیاری از عملیات‌های انتحاری و انفجار خودروهای بمب‌گذاری شده در مناطق سوریه است. بسیاری از اعضای این گروه تابعیت غیرسوری دارند و طبق آخرین آمارها، اتباع 48 کشور از جمله عربستان، افغانستان، پاکستان، انگلیس، فرانسه، استرالیا و غیره در این گروه تروریستی عضویت دارند. در اواخر سال 2013 به علت گسترش نفوذ جبهه النصره به مناطق مرزی سوریه و ترکیه و همچنین پیوستن دیگر گروه‌های مسلح به این جبهه، برخی مقامات دولت آمریکا مجبور به مذاکره با سرکردگان جبهه النصره برای پیشبرد طرح خود برای تضعیف دولت سوریه شدند.

 

جبهه النصره چه می گوید؟

جبهه النصره از بزرگ ترین گروه‌های مسلح در سوریه است. کسانی که در حوزه نظری معتقد به "سلف صالح" هستند و راه بازگشت به "آن چه اصل دین می پندارند" را هم "قیام به سیف" یا "جهاد" می دانند. ناظران غربی این گروه ها رابه 2 دسته کلی تقسیم می کنند: گروه های القاعده‌ای که از خارج مرزهای سوریه وارد این کشور شده اند و گروه های جهادی محلی. در میان گروه‌های جهادی محلی گردان احرار الشام مهم ترین آن ها هستند. گروه‌های محلی اگرچه مبانی اصلی رفتار گروه های جهادی بین المللی را دارند، اما هدف نهایی خود را سرنگونی بشار اسد اعلام کرده اند.

در 20 ژوئن سایت انصارالمجاهدین یک کتابچه درباره جبهه النصره با عنوان "جبهه النصره الی اهل اسلام: چه کسانی هستند؟ اهدافشان چیست؟" منتشر کرد. این کتابچه آن ها را چنین توصیف می کند:
«جبهه ای مقدس که بهترین مجاهدین را از گوشه و کنار زمین در یک گروه واحد در شرق مدیترانه گرد هم آورده است تا بشار اسد را از بین ببرد و حکومت الله را در شرق مدیترانه ایجاد کند. اما نه فقط تغییری ظاهری در افراد و اسامی مانند آن چه در یمن، مصر، تونس و لیبی رخ داد. بلکه اهداف جبهه از این جهاد این است که کل سیستم حکومتی را تغییر بدهد و عدالت، آزادی و برابری را در کشور برقرار کند، همان گونه‌ که خداوند دستور داد، نه آن گونه که غرب ترویج می‌کند». 

جبهه النصره به عنوان معروف‌ترین و بارزترین جریان سلفی جهادی– تکفیری حاضر در سوریه، شدیدترین ضربه‏ ها را علیه ارتش سوریه وارد کرده است. پیشرفت‏ های النصره در میدان نبرد در برابر ارتش سوریه به دلیل برخورداری فرماندهان آن از تجربه بالای نظامی می ‏باشد. اکثر اعضای النصره سابقه حضور در جنگ ‏های افغانستان، عراق و چچن را دارا هستند. این گروه با حمایت‏ های تسلیحاتی آمریکا، غرب و متحدان منطقه‏ ای خود توانسته است فجایع بزرگی را در سوریه رقم بزند. این گروه از مشروعیت بخشی، برخی علمای سلفی تکفیری نیز بهره می برد. عبدالمنعم مصطفی حلیم (ابوبصیر طرطوسی) ایدئولوگ سلفی- جهادی است که خشونت‏ های جبهه النصره را مشروع جلوه می‏ دهد. ابوالمنذر الشنقیتی، یک عالم کشور موریتانی نیز با انتشار فتوایی به هرکسی که قصد دارد برای جهاد به سوریه برود، توصیه کرده است تا به جبهه النصره بپیوندد.

 

تفاوت جبهه النصره با داعش

هرچند در این دو گروه از یک مشرب سیاسی و فکری واحد تغذیه می ‏شوند و به لحاظ اهداف ذاتی و ماموریت‏ هایی که انجام می ‏دهند هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند و یا دست کم اقدامات و عملیات ‏های آنها پیامدهای مشترکی برجای می‏ گذارد. زیرا دو گروه جز ایجاد خشونت و وحشت در جهان اسلام و ارائه چهره خشن از اسلام و اسلام هراسی نتایج دیگری را به بار نخواهد آورد، اما تفاوت هایی در نحوه عملکرد و افکار آنها دیده می شود.

در حالی که اکثریت گردان ‏های جبهه النصره معتقد هستند که کشتار غیرنظامیان در عملیات ها جایز نیست اما داعش با این موضوع مشکلی ندارد، حتی اگر این غیرنظامی‏ ها اهل سنت باشند و حتی اگر این عملیات چندان فایده مهمی نداشته باشد، چرا که می‏ گویند «غیرنظامی ها نباید باعث تعطیل و تأخیر جهاد بشوند».

در مرود تشکیل دولت اسلامی، داعش شتاب و  عجله بسیاری در این موضوع داشته و هدفش اجرای حدود اسلامی به روش های خشن بوده است اما جبهة النصرة معتقد است یک سری اولویت‏ های دیگر وجود دارد، و مهم ترین اولویت، اسقاط نظام فعلی است تا اوضاع ما استقرار بیابد، و بعد از آن تشکیل دولتی اسلامی را اعلام خواهیم کرد

همچنین تفاوت این دو گروه در سطح سازمانی این است که نیروهای جبهة النصرة از نظر قدرت و سازماندهی هم از داعش بالاترند. دلیل این امر هم آن است که نیروهای جبهة النصرة به خوبی مناطق و شهرهای سوریه را می‏ شناسند. کما اینکه نیروهای جبهة النصرة به صورت بی هدف دست به کشتن نمی زنند (یعنی کاری که داعش می‏ کند)، ضمناً جبهة النصرة مانعی شرعی نمی‏ بینند که با بقیه گروه‏ های مسلح مخالف دولت هم پیمان شود، برعکس داعش که گرچه برخی عملیات ‏های مشترک با برخی گروه های مسلح مخالف انجام می دهد، ولی هم پیمانی با آن ها را جایز نمی‏ داند چون آنها را کافر می شمارد و در نتیجه فقط با جبهة النصرة هم پیمان است.

 

اهداف امریکا

روسیه چندین بار به بهانه های مختلف اعلام کرده که ایالات متحده از جبهه النصره حمایت می کند و نگرانی خود را از این موضوع بارها اعلام کرده است. وزیر امور خارجه روسیه رویکرد آمریکا در قبال تروریسم را دوگانه توصیف و تاکید کرده است: ائتلاف به اصطلاح بین المللی ضدداعش تحت فرماندهی آمریکا، نه تنها با گروه تروریستی «جبهه النصره» مبارزه نمی کند بلکه برای حفظ آن نیز تلاش می کند.

به نظر می رسد امریکا از رفتار دوگانه ای که در سوریه دارد هدف اختلال در ثبات و عدم شکل گیری روندی برای صلح را دنبال می کند. اگر این روند شکل بگیرد و پس از خروج داعش از عراق، استقرار دولت مرکزی و ثبات در سوریه بوجود بیاید، جبهه مقاومت می تواند روند جدیدی را در منطقه ایجاد کند که باعث می شود همپیمانان امریکا مخصوصاً اسرائیل از موضع قدرت و تهاجمی به سمت ضعف و در حالت تدافعی قرار گیرند.

از این رو ایالات متحده با سیاست یکی به میخ یکی به نعل، روند تثبیت وضع هرج و مرج گونه کنونی را دنبال می کند. گاهی می گوید آینده سوریه بدون اسد متصور نیست و گاهی حمله ای را به نیروهای ارتش سوریه و زمین گیری آنان را در برهه ای حساس منجر می شود. سیاست جنگ با داعش و حمایت از جبهه النصره نیز در این قالب قابل تبیین است. اینکه اگر همه گروه های معارض در سوریه از بین برود و ارتش سوریه بتواند بر تمام قسمت های آن مسلط شود با منافع امریکا و هم پیمانان آن منطبق نیست و از این رو باید گروهی باشد که در شکل گیری این روند تداخل ایجاد کند. گروهی مانند جبهه النصره که می تواند منعطف تر باشد و همکاری با امریکا و گروه های دیگر را قبول کند بهترین گزینه محسوب می شود.

موارد مرتبط
جغرافیای سیاسی تشکل های جهادی در شمال آفریقا و منطقه «ساحل»
منطقه سبز را بشناسید... دژ سفارت آمریکا در بغداد!
میراث «البغدادی»؛ ترویج تفکرات افراطی یا فروپاشی یک نماد؟
ارسال نظر