آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟
تاریخ انتشار : 1395/8/18

دکتر سیدمهدی علیزاده موسوی

تقریبا در اواخر سال ۲۰۱۲ جمله ای را از یکی از اندیشمندان ترک ساکن امریکا خواندم که برایم قابل توجه بود. وی گفته بود: با سیاستی که دولت ترکیه در قبال گروه های تکفیری به ویژه در سوریه پیش گرفته است، تا چندی بعد ترکیه نیز به پاکستانی دیگر تبدیل خواهد شد.
این جمله در عین سادگی سخن دقیقی است. برای فهم این سخن ابتدا باید کشور پاکستان را شناخت و سپس به اوضاع امروز ترکیه نگاهی انداخت، وجه مشابهت را دریافت و در پایان به مصادیق و شواهد برای این همانندی اشاره کرد.
هنگامی که در سال ۱۹۴۷ پاکستان توانست به استقلال دست یابد، قائد اعظم -محمد علی جناح- در سخنانی گفته بود او تصمیم دارد کشوری بسازد که برای تمامی کشورهای اسلامی الگو باشد. کشوری که با تکیه بر مبانی اسلامی، و تحقق اهداف و ارزش های اسلامی، بتواند سرمشق کشورهای اسلامی باشد.
اما اکنون بعد گذشت بیش از نیم قرن از استقلال پاکستان، این کشور نه تنها نتوانسته است برای جهان اسلام الگوی مناسبی باشد، بلکه به یکی از بحرانی ترین کشورهای اسلامی تبدیل شده است. کشوری که بنا بر برخی آمار تنها از سال ۲۰۰۶ تا به امروز فقط هواپیماهای بدون سرنشین امریکا بیش از ۳۰۰۰ قربانی از آن گرفته است. همچنین قربانیان نزاع های فرقه ای در این کشور نیز خود حکایت دیگری دارد.
این که چرا کشور پاکستان پس از استقلال همواره در دو حوزه سیاست و امنیت با بحران روبرو بوده است، نیاز به تحقیق دیگری دارد، اما آنچه در این نوشته مورد توجه است، عاملی است که ناظر به سیاست های کنونی دولت ترکیه در تقابل و یا تعامل در منطقه است. به عبارت دیگر، چه عاملی در میان عوامل تبدیل پاکستان به یک کشور بحران زده مذهبی وجود دارد که با وضعیت کنونی ترکیه همخوانی دارد؟
۱٫ آنچه موجب شد مسلمانان شبه قاره، برای تشکیل کشوری مسلمان قیام کنند، جدایی از ترکیب با غیر مسلمانان مانند هندوها و سیک ها بود و نهایتا در سال ۱۹۴۷ استقلال خود را جشن گرفتند. به نظر می رسد حزب عدالت و توسه نیز در چنین شرایطی به قدرت رسید. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۲۳، ترکیه به کشوری کاملا سکولار و لائیک تبدیل شد و در همین راستا حتی تاریخ و خط و روز تعطیل هفتگی نیز تغییر کرد، و این کشور عنان گسیخته به سوی تمدن غربی حرکت کرد. اما کمال مصطفی و فرزندان فکری وی هرگز به این نکته توجه نداشتند که ترکیه کشوری است که اسلام در روح و روان آن ریشه دوانده است و هرچند ممکن است مدتی چراغ اسلام در این کشور کم سو شود، اما بار دیگر روشن خواهد شد. به همین سبب نیز در دهه نود شاهد رشد جریان های اسلام گرا در این کشور هستیم.

اجزابی همانند رفاه، سعادت و فضیلت و چهره هایی همانند نجم الدین اربکان، طلایه داران چنین رویکردی در کشور ترکیه بودند. رشد و گسترش فعالیت این احزاب و همچنین اقبال بیش از انتظار مردم از جریان های اسلامی در اواخر دهه نود و دهه اول قرن بیست و یکم، نهایتا سبب شد که حزب عدالت و توسعه با شعار اسلام گرایی در سال ۲۰۰۲ قدرت سیاسی را در دست گیرد و به ندای اسلام خواهی مردم ترکیه پاسخ گوید. این فرصتی بود که اگر دولتمردان ترکیه از آن به خوبی بهره برداری می کردند، می توانستند این کشور را به کشوری اسلامی و در عین حال پیشرو و توسعه یافته تبدیل کنند.
اما دولتمردان حزب عدالت و توسعه هرگز نتوانستند از شرایطی که مردم در اختیار آنان گذاشته بودند، خوب بهره برداری کنند. در حوزه نظری آنان شاگردان خوبی برای استاد خود یعنی اربکان نبودند که گویا خود وی نیز بارها از این موضوع اظهار نگرانی کرده بود. ثانیا نگاه نوعثمانی آنها، سبب شد که جایگاه خود را در میان کشورهای اسلامی از دست بدهند. نکته سوم، مواضع ناهمگون آنها در برابر امریکا و اسراییل و تحولات منطقه نیز جایگاه آنان تضعیف کرد.
۲٫ هنگامی که دولت پاکستان تشکیل شد، تقریبا تمامی فرقه های اسلامی در تشکیل آن سهیم بودند و دوشادوش یکدیگر برای استقلال مبارزه کردند. حتی در سال های اولیه استقلال در روزهای تاسوعا و عاشورا اهل سنت در شهر کراچی- نخستین پایتخت پاکستان- در مراسم عزاداری شرکت می کردند، اما رفته رفته در دوران ایوب خان در دهه پنجاه و پس وی دوران ضیاء الحق دولت پاکستان به سوی افراط گرایی و استفاده ابزاری از دین حرکت کرد. در دوره ضیاء الحق، رسما اقبال به سوی دین شدت یافت و ضیاء الحق کوشید از ظرفیت های دینی پاکستان برای تحکیم پایه های قدرت خود استفاده کند، اما به سبب نگاه ابزاری، پاکستان در این دوره نه تنها اسلامیزه نشد، بلکه به طرف سلفیزه شده پیش رفت. در کنار آموزش های مذهبی، پای آموزش نظامی به مدارس باز شد و رفته رفته شرایط برای رشد و گسترش جریان های افراطی و تکفیری در این کشور فراهم شد. در این میان حمله شوروی سابق به کشور افغانستان، زمینه را برای رادیکالیزه شدن این کشور بیش از پیش فراهم کرد. به عبارت دیگر کشور پاکستان اردوگاه مقابله با تجاوز شوروی به افغانستان گردید. اما از همان ابتدا، جنبش مقابله با شوروی کاملا بیمار متولد شد. هنگامی که عبدالله عزام در سال ۱۹۸۲ مکتب الخدمه را برای سازماندهی بهتر جنگ مقدس علیه اشغال گران کمونیسم راه اندازی کرد، سیل افراط گرایان از سراسر جهان اسلام رهسپار پاکستان و افغانستان شدند. در ابتدا به سبب درگیری در جنگ با روسها تقریبا تمامی توجه به سوی افغانستان بود، اما در فردای پیروزی مجاهدان، زمینه برای رشد فرقه گرایی و افراط گرایی در پاکستان که میزبان گروه های تکفیری بود، به شدت، افزایش یافت. کشور پاکستان استعداد رشد فرقه گرایی را به سبب تنوع مذهبی داشت، اما حضور هزاران افراط گرای مذهبی از سراسر جهان اسلام این وضعیت را تشدید می کرد. در این میان کشورهایی که خود به شدت فرقه گرا و اساس و مبانی فکری آنان بر فرقه گرایی تمرکز یافته بود نیز این شرایط بهره بردند و با کمک های مالی و حمایت های سیاسی از جریان های افراطی در این کشور، آتش جنگ مذهبی و فرقه ای را شعله ور کردند. تشکیل و رشد گروه هایی مانند سپاه صحابه، لشکر جهنگوی، لشکر طیبه، طالبان و … بخشی از فضای ملتهب پاکستان هستند. امروز اگر پاکستان را بهشت تروریزم بخوانیم، مبالغه نکرده ایم و بی تردید کشورهای حامی تروریزم نیز نقش بی بدیلی در ایجاد فضای آشفته امروز پاکستان ایفا کرده اند.
کشور ترکیه نیز پس ورود به عصر اسلامگرایی در این کشور، شاهد یکپارچگی و همزیستی مسالمت آمیز میان مذاهب اسلامی همانند شیعه، علویان و اهل سنت بوده است، اما عملکرد دولت، زمینه را برای رشد گرایش های تند مذهبی و در نیتجه جنگ مذهبی فراهم می کند. ترکیه امروز به پایگاه مبارزه با دولت سوریه تبدیل شده است. با این تفاوت که مجاهدین در جنگ مقدس در برابر کمونیست ها از کشور اسلامی افغانستان دفاع می کردند، اما ترکیه پایگاه و اردوگاه مقابله با دولت مشروع یک کشور اسلامی شده است که مسلمان است و شرکت کنندگان در این جنگ نیز رسما علت شرکت خود در این جنگ را اهداف مذهبی مانند جنگ با شیعیان و نصیریه ها ذکر می کنند.
تفاوت دیگر در این است که مجاهدین در جنگ با کفار در افغانستان هرگز بدین صورت مرتکب جنایت های جنگی لخت و عریان نشدند و چنین بی پروا سرنبریدند، آتش نزدند، بهره برداری جنسی از اسراء نکردند و … اما در جنگ سوریه مبارزان، تمامی حرمت ها را شکستند و با مسلمانان چنین اعمالی را انجام دادند و امروز ترکیه میزبان و سازمان دهی کننده چنین جنگی است. در خوشبینانه ترین آمار بیش از دویست هزار تکفیری از بیش از ۷۲ کشور جهان در این جنگ نامقدس شرکت کردند و باز در خوشبینانه ترین آمار بیش از ۲۲۰ هزار مسلمان سوری در این فتنه کشته شده اند و نام سوریه به عنوان بزرگترین کشوری که در آن مهاجرت به سبب جنگ در آن انجام شده است، ثبت شده است.
حال جای این پرسش باقی است که آیا پس از پایان جنگ سوریه، دولت اردغان نیز به همان وضعیت پاکستان گرفتار نخواهد شد؟ آیا کسانی که امروز در سوریه می جنگند و دولت اردوغان از آنان حمایت می کند، پس از پایان مأموریت خود متوجه کشوری که در نگاه آنان هنوز غرب زده و غیر اسلامی است نخواهند شد؟ به گفته بعضی شواهد کنونی نیز نشانگر چنین وضعیتی است. نفوذ داعش در مناطق کرد نشین سوریه منافع دولت ترکیه را از هم اکنون به خطر انداخته است. رشد سریع اسلام گرایی در کشور ترکیه اگر درست هدایت نشود، با حضور هزاران تکفیری و گسترش اندیشه آنان، به سلفی گری تکفیری خواهد انجامید.
از طرف دیگر همان گونه که پاکستان به سبب تنوع مذهبی، مستعد رشد جریان های تکفیری بود، ترکیه نیز شرایط بهتری از پاکستان ندارد. اگر از تهدید کردها بگذریم که امروز به برکت مقابله با داعش در حال تبدیل شدن به یک قدرت نظامی مقتدر هستند، وجود بیش از ۲۰ میلیون علوی در کشور ترکیه، آیا تکفیری ها را وسوسه نخواهد کرد که پس از علویان سوریه، علویان ترکیه را نیز مورد تفقد قرار دهند؟!!!
از طرف دیگر دولت ترکیه ناآگاهانه امروز از جریان هایی مانند اخوان حمایت می کند، اما به این نکته توجه ندارد که هرچند اخوان المسلمین شاخه های معتدلی نیز دارد، اما در بسیاری از کشورها، اخوانی ها،متشددترین و افراطی ترین گروه های اسلامی هستند و با حمایت های دولت ترکیه زمینه قوت گرفتن جریان های اخوانی در ترکیه نیز تقویت می شود.
پاسخ من به تمامی این پرسش ها مثبت است و در یک جمله ترکیه با دنبال کردن سیاست های کنونی، جامعه ترکیه را گرفتار جریان تکفیر خواهد کرد. تجریه پاکستان می تواند درس عبرتی برای ترکیه باشد.
همان گونه که السعید- روزنامه نگار شهید سوریه- می گفت من در سال ۲۰۰۹ نشانه های رشد اندیشه سلفی را در ریف دمشق می دیدم و از همان زمان هشدار دادم که جریانی سلفی با حمایت بیگانگان در کشور سوریه در حال رشد و جان گرفتن است، امروز نیز باید گفت، نشانه های چنین جریانی در ترکیه کاملا مشاهده می شود. عامل شتاب زای آن نیز حضور تکفیری ها و نقش دولت ترکیه در سوریه است. همچنین گاه و بیگاه خبر از دستگیری تعدادی از اتباع ترک که قصد پیوستن به داعش را داشته اند به گوش می رسد
بر اساس نشانه شناسی امروز علائم تبلیغات و رشد افراط گرایی در جامعه ترکیه رفته رفته نمود پیدا می کند. ترویج نمادهای داعش و فروش محصولات فرهنگی داعش در فروش گاه های ترکیه دلیلی بر این مدعاست.

 

  • تبلیغات داعش در ترکیه
  • تبلیغات داعش در ترکیه
  • تبلیغات داعش در ترکیه
  • تبلیغات داعش در ترکیه
  •  

البته صدای زنگ این خطر را بسیاری از سیاستمداران فهیم ترکیه نیز شنیده اند. چندی پیش عبدالله گل- رییس جمهور پیشین ترکیه – در ضیافت افطاری رسما سیاست های منطقه ای دولت ترکیه را زیر سؤال برد و متأسفانه آقای اردغان به جای توجه به نصیحت مشفقانه وی ر ا تلویجا بزدل و خائن خواند. در بسیاری از شعارهای احزابی که در انتخابات نیز شرکت کردند، تغییر سیاست مشاهده می شد، اما به نظر می رسد دولت ترکیه همچنان بر سیاست خود استوار است.
ترکیه باید به این نکته توجه داشته باشد که کشورهایی مانند عربستان، مصر و قطر، هرچند ممکن است در مقاطعی با ترکیه همراه شوند، اما به سبب اگاهی نسبت به سیاست های نوعثمانی ترکیه به این کشور به عنوان رقیب می نگرند و در نگاه کلان بدشان نمی آید، ترکیه نیز در منطقه دست به گریبان مشکلات داخلی از نوع سوریه شود.
همچنین بارها، ترکیه، روش های پیوستن به اتحادیه اروپا را آزموده است، اما هرگز اروپا ترکیه را به عنوان کشوری اروپایی به رسمیت نشناخته است. سارکوزی در دوران ریاست جمهوری خود گفته بود،هرگز نمی تواند تصور کند که کشکورهی مانند تکریه عضو اتحادیه اروپا باشد. بنابراین اروپا و غرب نیز همانگونه که از پروژه اسلام علیه اسلام در کشورهای اسلامی بهر ه برداری می کند، بعید نیست این پروزه را نیز در سال ها و یا دهه های بعد در ترکیه بیازماید و مرزهای جنگ نیابتی را به داخل مرزهای ترکیه نیز بکشاند.
بنابراین به نظر می رسد دولت ترکیه پیش از آنکه سرنوشتی همانند پاکستان را تجربه کند، بهتر است سخن اندیشمندان ترک را جدی بگیرد و در سیاست های خود تجدید نظر کند.

موارد مرتبط
ارسال نظر