جبهه النصره/جبهه الفتح الشام/ هیئت تحریر الشام و رسوایی جدید
از سال گذشته که جبهه النصره با تغییر عنوان به جبهه الفتح الشام و پس از آن پیوستن به ائتلاف هیئت تحریر الشام سعی کرد با جدا شدن از القاعده ظاهری موجه برای خود دست و پا کند، تحلیل های بسیاری در مورد ادامه ی همکاری یا قطع این ارتباط در محافل و مجامع علمی و سیاسی مطرح گردید.
تاریخ انتشار : 1396/8/9

برخی بر این عقیده بودند که این تغییر عنوان، تنها یک استراتژی بوده و ارتباط میان این دو جریان، کماکان به قوت خود باقی است. اما برخی دیگر این مساله را به معنای جدایی واقعی و انفکاک حقیقی میان القاعده و این جریان می دانستند.

تا اینکه طی روزهای اخیر اسنادی از سوی سامی العریدی مفتی سابق جبهه النصره که اخیرا از این جریان جدا شده، منتشر گشت که تا حد زیادی پشت پرده ی این مساله را آشکار می سازد.

بر اساس این اسناد که در سایت «بوابه الحرکات الاسلامیه» منتشر شده، سامی العریدی مدعی است که این انفکاک بدون مشورت و نظرخواهی از ایمن الظواهری و جانشین او ابوالخیر المصری صورت گرفته است به گونه ای که آنها چند هفته بعد از این مساله باخبر شدند. سامی العریدی سران جبهه النصره را به خاطر این اقدام و پیمان شکنی با شخص ابوبکر بغدادی مقایسه می کند.

سند دیگر حاکی از آشفتگی در فتاوای مفتیان جوانی است که به اندک اطلاعی از مسائل دینی اقدام به صدور فتاوایی می کنند که حتی بزرگان عالم اسلام، بعضا در صدور چنین فتاوایی دچار تردید می شوند. در این سند به این مساله اشاره شده که چگونه شخصی، تنها با اتکاء به فتوای مفتی یک گروه می تواند، با گروه دیگر که تا دیروز با آن متحد بوده به نام جهاد مبارزه کند، حتی اگر گروه دیگر در بیش از 90 درصد مبانی فکری با آنها هم عقیده باشد. این مساله به خوبی درگیری های حاصل میان گروه های تروریستی و شورشی سوریه را توجیه می کند. مساله ای که العریدی پس از اعتراف به آن می گوید در طول این مدت به دلیل اینکه از اختلافات بیشتر میان گروه ها جلوگیری شود، بر آن سرپوش گذاشته است.

سند سوم در خصوص نقد العریدی نسبت به سران فتح الشام است. او در این سند آنها را متهم به بدعت پیمان شکنی با سران القاعده می کند. عملی که دقیقا جبهه النصره به دلیل متهم کردن داعش و ابوبکر بغدادی به آن، نبرد علیه داعشی ها را آغاز کرد. این مساله موید دیگری است بر این که این جریانات علیرغم شعارهای به ظاهر اسلامی، اما در عمل تنها به منافع خود اندیشیده و برای تامین آن، حاضرند حتی اصلی ترین اصول خود که بیعت با امیران و سران جریانات است، را نادیده بگیرند. 

مساله ای که در سند چهارم نیز بدان تاکید شده و العریدی، جولانی و مفتیان جبهه الفتح الشام را به جهت این نقض پیمان گناهکار دانسته و از آنها خواسته است از این معصیت توبه کنند. چرا که حتی بر اساس مبانی خود سلفی جهادی ها چنین نقض پیمانی بدون هیچ توجیه شرعی و تنها به جهت تامین منافع خود، صورت گرفته لذا این عمل جبهه النصره از نظر عریدی به هیچ وجه قابل توجیه نیست.

سند  پنجم نیز حاکی از اشتیاق ظواهری به بیعت مجدد این گروه با القاعده از یک سو  و انکار آنها از سوی دیگر است.

در مجموع آنچه از این اسناد دریافت می شود اولا حاکی از انشقاق و گسست شدید میان جریان های سلفی جهادی حتی در مبانی اصلی اعتقادی است که بر بی مبنایی هرچه بیشتر آنها صحه می گذارد. ثانیا نشان دهنده ی این مهم است که شعارهای سلفی جهادی ها عموما در حد شعار باقی می ماند و تنها زمانی این شعار به مرحله ی عمل می رسد که تامیین کننده ی منافع آنها باشد، لذا هرکجا منافع آنها اقتضاء کند اصلی ترین مبانی و شعارهای آنها نیز قابل انکار و چشم پوشی خواهد بود، مساله ای که باز از پوچی بیشتر این جریانات و عدم اتکاء به پشتوانه ی اعتقادی محکمی برای آنها حکایت می کند. ثالثا این مساله خود هشداری است برای کشورهای جهان اسلام که چگونه شناور بودن مسائل اعتقادی سلفی جهادی ها می تواند به فرصتی برای دول استعماری بدل شود که با تحت اختیار گرفتن یا تاثیر گذاری بر یک مفتی جوان، مبانی یک جریان را به سمت و سوی دلخواه خود و به ضرر جوامع اسلامی منحرف سازند. رابعا: هرچند این اسناد حاکی از این است که واقعا میان جبهه النصره و القاعده گسست و جدایی صورت گرفته اما بر اساس همان فتاوا و مشی و مرام افراطی و بی اساسی که در اسناد مذکور قید شد، این به معنای گرایش این جریان به اعتدال نیست، بلکه چه بسا افراط و انحراف بیشتر این گروه را نیز در پی داشته باشد.

موارد مرتبط
گسترش عملیات های تروریستی در سایه پرداختن جهان به کرونا
خالد باطرفی رهبر جدید القاعده در جزیره العرب و جانشین الریمی کیست؟
مسئولیت «الظواهری» در عقب نشینی «القاعده» در شبه جزیره عربستان چیست؟
ارسال نظر