آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی ـ تکفیری تغییر کرد؟
سرآغاز واقعی پیدایش جریان سلفی ـ جهادی در عراق، با جنگ مجاهدان افغان علیه شوروی همزمان بوده و فتواهای صادرشده در کشورهای خلیج مبنی بر وجوب نبرد با شوروی، نقش مهمی در آغاز شکل گیری تفکر سلفی در عراق ایفا کرده است
تاریخ انتشار : 1396/10/11
منبع : اختصاصی دبیرخانه ,

تغییرات گسترده­ای که جامعه عراق پس از جنگ سال 2003 آمریکا به خود دید، دست‌کم بر مسائل حساس و حیاتی این کشور تأثیرگذار بود. شاید از مهم­ترین این مسائل بتوان به موارد زیر اشاره نمود:

وضعیت بی­ثبات امنیتی­؛ درگیری مذهبی میان اهل تسنن و شیعه که اندک زمانی پس از جنگ آغاز شد، همواره هرچند در سطح پایین­تری ادامه­ یافت. این درگیری با از دست رفتن تسلط دولت عراق بر بیش از یک‌‌‌سوم از خاک این کشور، کامل ­شد و تشکیلات سلفی ـ تکفیری داعش توانست در ژوئن 2014 بر استان­های نینوی، صلاح­الدین، الأنبار و بخش­هایی از بغداد و کرکوک سیطره یابند.

در ادامه، وب‌سایت sasapost.com مهم­ترین تحولات جامعه سنی عراق پس از جنگ را بررسی­ می‌کند و تغییر گرایش­های دینی جامعه اهل تسنن از میانه­رو و صوفی، به جریان سلفی ـ جهادی با رنگ و لعاب تکفیری را مورد توجه قرار می‌دهد.

وضعیت این کشور قبل از جنگ
تا پیش از سال 2003 چیزی به عنوان تشکیلات جهادی ـ تکفیری در عراق مفهومی نداشت و تمام نهادهای دینی، در کنترل کامل دستگاه­های امنیتی بودند. دولت سابق عراق حدود 10 سرویس امنیتی و حزبی داشت که وظیفه آنها گردآوری اطلاعات درباره وقایع کشور بود. از مهم­ترین این سرویس­ها می­توان به دستگاه اطلاعات عمومی، دستگاه اطلاعات نظامی (موظف به کنترل مسئولان سرویس­های امنیتی و گرایش­های دینی آنها)، دستگاه امنیت عمومی، گارد ویژه و فدائیان اشاره نمود.

«ریاض محمد» یکی از افسران سابق سرویس امنیت عمومی (یکی از بازوهای قدرتمند امنیتی در زمان صدام) در گفت‌وگو با وب‌سایت sasapost.com می‌گوید:

«سیاست دولت حاکم بر عراق، پیش از اشغال این کشور، مشت آهنین امنیتی در برابر تمام جریان‌­های ضددولت، چه سنی و چه شیعه بود؛ به این صورت که فعالیت اطلاعاتی این سرویس­ها از هرگونه تلاش برای تشکیل هر نوع هسته­ نظامی مخالف دولت جلوتر بود».

وی درباره بروز و ظهور نقش جنبش سلفی در عراق می‌گوید:

«سرآغاز واقعی پیدایش جریان سلفی ـ جهادی در عراق، با جنگ مجاهدان افغان علیه شوروی همزمان بوده ­و فتواهای صادرشده در کشورهای خلیج مبنی بر وجوب نبرد با شوروی، نقش مهمی در آغاز شکل­گیری تفکر سلفی در عراق ایفا کرده ­است».

«محمد» درباره وقایعی که مختص جنگ دوم خلیج (جنگ کویت) است می­گوید:

«دوران پس از جنگ دوم خلیج، مرحله مهمی برای جریان سلفی بود؛ به‌‌ویژه ‌که صدام، رئیس‌‌جمهور سابق عراق، از این جنگ در زمان خود با عنوان «موج ایمان» یاد کرد. این امر موجب شد یک نوع آزادی حاشیه­ای برای اسلامگرایان به وجود آید ... به دنبال این جریان، سخنرانی­های تبلیغ سلفیت از طریق نوارهای صوتی قاچاقی میان جوانان عراقی دست‌‌به‌‌دست می­گشت. علی­رغم سیاست مشت آهنین امنیتی دولت عراق پیش از سال 2003، در این زمان دولت به صورت گسترده به حمایت از روند علمی و دانشکده­های اسلامی پرداخت که در نتیجه این امر، زمینه برای ظهور تعداد زیادی از نخبگان در جهان اسلام فراهم ­آمد».

«ریاض محمد» درباره نقش دولت وقت در برخورد با جریان سلفی می­گوید:

«دولت، جریان صوفی‌گری را به صورت رسمی مورد توجه قرار می­داد و «عزت الدوری» معاون رئیس‌‌‌جمهور سابق پایه­گذار این رویکرد بود. او برای صوفی­ها هر آنچه در مسیر قانونمندساختن فعالیت دینی بدان نیاز داشتند را فراهم ­ساخت».

اما «علی عمر» روزنامه­نگار عراقی در مصاحبه­ای با وب‌سایت sasapost.com معتقد است که جریان سلفی عراق، از سال­های نخست جنگ اول خلیج میان ایران و عراق کم­کم به صورت علنی ظهور و بروز یافت. وی می‌‌گوید:

«علت این امر، به حمایت کشورهای خلیج از عراق در جنگ با ایران بازمی­گردد. علاوه بر این، توافق­نامه­هایی که نوعی آزادی حاشیه­ای برای سلفی­ها در عراق فراهم ­ساخت نیز در این امر موثر بود».

تأثیر تحریم اقتصادی بر ظهور جریان سلفی چگونه بود؟
«محمد عبدالحمید» یکی از پژوهشگران متخصص در زمینه جامعه­شناسی، ریشه­های اجتماعی پدیده سلفی‌گری در عراق را در این جمله خلاصه می­کند:

«هر اندازه اوضاع اقتصادی یک کشور روبه وخامت نهد، گروه بیشتری از ملت را خواهی دید که به صورت ناخودآگاه به دین گرایش پیدامی­کنند ... تحریم اقتصادی پس از دهه نود قرن گذشته، عراقی­ها را به وضعیت دشوار اقتصادی و فقر گسترده مبتلا ساخت و از آن‌جا که عراقی­ها امکان سفر و گردشگری را ازدست دادند، بیشتر جوانان، ناخودآگاه به مساجد و حلقه­های دعا گرایش یافتند و این امر به نوبه­ خود ویژگی­ مهمی به شمار می­رفت. این وضعیت تا سال 2003 ادامه­ یافت. در این زمان، جامعه سنی عراق سرشار از جوانانی بود که به مساجد رفت‌‌وآمد می­کردند و درصد آنان از بیشتر کشورهای جهان اسلام بالاتر بود».

«عبدالحمید» می­افزاید:

«همزمان با ورود نیروهای آمریکایی به عراق که با صدور فتواهای جهاد از سوی نهادهای مختلف همزمان­ شد، بیشتر این جوانان، از مسائل جهاد و شرایط آن آگاهی چندانی نداشتند؛ زیرا دولت سابق، هرگونه نشستی با موضوع جهاد را ممنوع کرده­ بود؛ در نتیجه جوانان از زمینه مناسبی برای پرورش این فتواهای جهادی برخوردار بودند. فتواهایی که دیری نپایید به فتواهای تکفیری تبدیل ­شد و به جای نبرد با اشغالگران، به تکفیر جامعه روی­ آورد، و جامعه را مرتد خواند».

جریان سلفی در عراق پس از جنگ نفس تازه­ای می­کشد!
شیخ (ن.م) ـ که به دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود ـ در گفت‌وگو با وب‌سایت sasapost.com گفت:

«جریان سلفی ـ تکفیری، تنها پس از سقوط بغداد و اشغال عراق در سال 2003 گسترش یافت و آوازه­اش به گوش ­رسید».

شیخ درباره اهل سنت این کشور می­گوید:

«جامعه اهل تسنن، به صورت کلی تابع دو مذهب شافعی و حنفی هستند؛ به جز بصره و به صورت مشخص شهر «الزبیر» که در مقایسه با سایر مذاهب، به مذهب حنبلی نزدیک‌تر است ... تفکر اهل تسنن به سبب پیوند با تکفیر، دستخوش تغییر و تحول نگردید؛ بلکه این تفکر افراطی جریان سلفی در عراق بود که دچار تغییر و تحول شد؛ زیرا دست زور دولت سابق از روی آن برداشته شد و حمایت خارجی از تفکر افراطی در عراق افزایش­ یافت و در رسانه­ها تبلیغ و ترویج شد؛ در نتیجه صاحب جایگاه و تریبون شد».

«شیخ» درباره تفکر تکفیری می­گوید:

«این تفکر افراطی، نتیجه تفکر سلفی است؛ چه طرفداران آن مُرجئه باشند و چه تکفیری. این تفکر تکفیری همیشه به انکار دیگران و تبرئه فردی فرامی­خواند و طرفدارانش مدعی‌اند که تنها گروه منجی، اینان هستند».

وی در مورد موضع علمای اهل تسنن در مورد ایستادگی علیه این تفکر یادآور می­شود که علمای اهل تسنن، ابتدا به صورت عملی در برابر جریان تکفیری ایستادند، ولی آزار و اذیت تکفیری‌ها به آنان آسیب رساند و ده­ها تن از علمای اهل تسنن توسط گروه­های تکفیری در موصل، بغداد، فلوجه، الرمادی و صلاح‌‌‌الدین کشته ­شدند. در نبود علمای عامل و تأثیرگذار، طرفداران جریان سلفی ـ تکفیری خالی بودن عرصه را مغتنم­ شمردند و برخی از جوانان فریب­خورده را جذب­ کردند. آنها از ناآگاهی این افراد نسبت به آموزه­ها و احکام و شروط جهاد سوء استفاده کردند و آنان را با سلاح و قدرت ناشی از آن نیز فریفتند».

نقش برجسته آمریکا و منطقه
«لیث نشوان» نام مستعار یک زندانی عراقی در زندان بدنام آمریکایی «بوکا» در استان بصره است. وی در گفت‌وگو با وب‌سایت sasapost.com می­گوید: «زندان بوکا به‌‌ویژه در سال­های 2006 تا 2008 یک «آکادمی تکفیر» در عراق بود». وی می­افزاید که 9 ماه در این زندان بوده، و در آن‌جا چیزهایی دیده ­است که به ذهن کسی خطور نمی­کند! وی می‌گوید زندانیان بسیاری را دیده ­است که به دست زندانیان دیگر کشته می­شدند؛ حال آن‌که قربانی و قاتل هر دو اهل تسنن هستند و در زندان محاکمه­هایی در مورد زندانیان انجام می­شود و حکم­ها در برابر چشم و گوش زندانبان آمریکایی اجرا می­شود؛ بدون این‌که هیچ واکنشی نشان بدهد. این حکم‌ها به اتهام نوع لباس و اندیشه صادر می­شد. اکثر این افراد خون­آشام آزاد شدند و پس از چند سال سرکردگی تشکیلات داعش را بر عهده ­گرفتند. یکی از این افراد «ابوبکر البغدادی» سرکرده تشکیلات داعش بود.

«نشوان» که در یکی از مساجد شهر «فلّوجه» امام‌‌جماعت بود، می‌افزاید: در یکی از جلسات بازجویی، افسر آمریکایی به او گفته ­است، بیشترین چیزی که آمریکایی­ها در عراق از آن می­ترسند، سنی­های میانه­رو هستند؛ زیرا به عقیده­ «لیث» از تفکری اجرایی برخوردارند.

جریان سلفی ـ تکفیری از وضعیت خلأ دینی در عراق پس از سال 2003 سوءاستفاده کرد، تا جایی که دکتر «عمار وجیه» متفکر و سیاستمدار عراقی در گفت‌وگو با وب‌سایت sasapost.com می­گوید:

«پس از گذشت مدت کوتاهی از آغاز جنگ، مساجد از سخنرانان و مبلّغان صالح خالی ­شد و این تأثیر عمیقی در گرایش برخی از افراد فریب‌‌خورده به جریان سلفی ـ تکفیری داشت؛ چه برای انتقام گرفتن از طرف مقابل و چه برای هشدار نسبت به وضعیتی که اهل سنت عراق پیدا کرده ­بودند، و چه برای اشباع تمایلات پرشور و هیجان جوانانی که می­خواهند در صدر رویدادها باشند ... به نظر من این جریان برنامه­ریزی شده بوده و بعید نیست که بر اساس برنامه­ریزی قبلی صورت گرفته­ باشد».

مرحله پساداعش
مرحله پساداعش همانند مرحله پیش از تولد آن نخواهد بود. تقریبا همه مناطق اهل سنت، کم و بیش دستخوش خرابی و ویرانی شده و اهالی آن از ویرانی­های ناشی از جنگ­ها مانند مرگ و آوارگی رنج برده­اند. دکتر «عمار وجیه» سیاستمدار عراقی در این زمینه می­گوید:

«تفکر سلفی هنوز به صورت کلی در محافل سنی عراق پذیرفته نشده؛ ولی به طور کامل نیز پایان نیافته و برگشت تفکر فراموش­شده افراطی­گری، به وضعیت آینده عراق و سیاست دولت­های آینده این کشور بستگی دارد».

«محمد عبدالحمید» متخصص و پژوهشگر رشته جامعه­شناسی درباره توصیف اهل سنت عراق به تکفیر تأکید می­کند:

«این‌که ما اهل سنت را به صورت مطلق با پیروی از رویکرد تکفیری بشناسیم، با واقعیت تناقض­دارد ... اکنون پس از آزادسازی شهرهای سنی­نشین از دست داعش، کسی که در خیابان­های این شهرها قدم­ می­زند، کاملا عکس این مطلب را می‌بیند؛ به طوری که جامعه سنی عراق به وضعیتی شبیه سال 2003 بازگشته­ است و اهل سنت به میزان جهالت این تفکر که همه چیز را کافر می­خواند، پی برده­اند».

 

موارد مرتبط
گزارش چهل و ششم از عملیات حویجه
گزارش چهل و ششم از عملیات حویجه
دو دفتر خیریه وابسته به افراطیون در پاکستان تعطیل شدند
ارسال نظر