«حدثنی أبی»: مانیفستِ تعمیقِ ثأرجویی و انتقام گیری
این فیلم با این جمله یکی از کودکان یادشده آغاز می شود « مردانی قبل از ما در این مسیر بودند. ما را پشت سر گذاشتند و به ما در خصوص راهشان و طریقشان سخن گفتند.»
تاریخ انتشار : 1395/11/30
بازدید : 150

روزهای پایانی سال 2016 شاهد انتشار فیلمی از ولایت رقه داعش با عنوان «حدثنی ابی» یا « با من این گونه گفت پدرم» بود که اگر چه از حیث تکنیک های روان شناختی و فهمِ یک روش از سازوکار سربازگیری این نیرو یعنی «تشدید حس انتقام و نفرت» بسیار قابل تامل بود، به همان میزان در رسانه های داخلی کمتر مورد توجه قرار گرفت.

اگر چه کشته شدن وزیر رسانه و تبلیغات داعش وائل عادل حسين سلمان الفياض الراوي یا همان  ابومحد الفرقان بنیانگذار موسسه الفرقان (بازوی اصلی رسانه ای این گروه)  را نمی توان در ایجاد وقفه نسبی در فعالیت های رسانه ای این گروه در ماه های پایانی سال 2016 بی تاثیر دانست، با این حال ساخت این فیلم را می توان رد نظریاتی دانست که کشته شدن وی را به مثابه پایان دستگاه تبلیغاتی داعش تصور می کردند.

پرسوناژهای اصلی این فیلمِ  نیم ساعته را فرزندان اعضای کشته شده این گروه تشکیل می دهند که از ملیت های مختلف هستند و تحت عنوان «اشبال الخلافه» یا توله شیران خلافت معرفی می شوند. اساسا در ادبیات داعش، توله شیران به مبارزانی اطلاق می شود که زیر 16 سال یا سن شرعی هستند.

این فیلم با این جمله یکی از کودکان یادشده آغاز می شود « مردانی قبل از ما در این مسیر بودند. ما را پشت سر گذاشتند و به ما در خصوص راهشان و طریقشان سخن گفتند.» و پلان های اولیه آن با صحنه های آموزش نظامی کودکانی آغاز می شود که در بهترین حالت بیش از ده یا دوازده سال سن ندارند. آموزش های بدنسازی، تیراندازی، نفوذ و یورش به پادگان های نظامی و ساختمان های مسکونی بخشی از صحنه های فیلم را تشکیل می دهد. در قسمت هایی نیز راهپیمایی های شبانه و نیز مشاهده تصاویر آموزشی ذبح اسیران به این کودکان تعلیم می شود.

البته این اثر نیز همچون بسیاری از کارهای قبلی داعش از کیفیت بسیار خوبی در انتخاب لوکیشن ها، میزانسن ها و ترکیب رنگ برخوردار است. دیالوگ ها و حزن حاکم بر لحن آن نیز که محشر است و بس تاثیرگذار. مخفی نمی کنم که خود چند بار متاثر شدم...

این ایتام خردسال ضمن حکایت از وصیت و قصه حیات پدرانشان و مکان کشته شدن ایشان، از عزم استوار خود برای گرفتن انتقام از «مرتدین» و «کفار» و «مشرکین» سخن می رانند و این یعنی تلاش داعش برای تعمیق بخشی به نفرت ها و کینه ها برای برساختن نسلی پرشور و پرانگیزه برای بازگشت خشونت بارتر و گسترده تر به معادلات آینده منطقه!

به عنوان نمونه یک کودک چچنی به اسم «امین» از کشته شدن پدرش در درگیری های حسکه می گوید و سپس با همراهی برادر دو ساله اش از پله های منزل مخروبه اشان بالا رفته و در کنار آوار فروریخته از سقف منزلشان، از کشته شدن مادر و برادرش در بمباران شهر رقه توسط هواپیماهای ائتلاف و عزم خود برای انتقام از قاتلان خانواده سخن می گوید و بغض می کند و اشک می ریزد.

چیدمان حساب شده قصه حیات این کودکان، فرم روایی متوازن و یکپارچگی خوبی به اثر داده است که بیننده را تا آخر فیلم، با خود می کشاند و مهمانِ حال و هوای بینشی-انگیزشی اشبال یتیم خلافت می کند.

بارها به دوستان عرب زبانم در منطقه گفته ام که برخلاف بسیاری از شما آینده را چندان مثبت نمی بینم. هر گاه به این می اندیشم که جهادگرایان تکفیری موفق شدند طی کمتر از یک دهه (2003-2014 ) بخش قابل توجهی از جوانان اهل سنت عراق را برای به خاک و خون کشیدن هموطنان غیرسنی خود بسیج کنند، تنم می لرزد.  هم وطنانی که تا همین سال های پیش از اشغال، اتفاقا روابط اجتماعی خوبی میانشان برقرار بوده و دهه ها میانشان تزاوج بین المذهبی وجود داشته است. علی سبیل المثال ازدواج های موصلی-بصروی سکه رایجی بوده و بخش مهمی از ازدواج های بغداد نیز بین المذهبی بوده است و من مکرر در میان ساکنان بغداد یا حتی موصل و حتی تر در فلوجه دیده ام که زن و مرد خانواده مذهب متفاوتی دارند و این مساله ای عجیب یا شاذ و نادر نبوده است در این مُلک.

حال با این اوضاع، آینده را چه کنیم؟ آینده ای که بی تردید از برکه لبریز شده از خونِ رگ های دو طرف، مشروب خواهد شد. آن هم در ذیل تحریک به انتقام و «ثأر» در جهان عرب و نظام قبیله ای و طائفه گرایانه آن؛ قصه پرغصه ای است اصلا. داستان های سریالی انتقام های فیمابین قبائل سنی طرفدار داعش و مخالف داعش در دوره فراز و فرود این گروه، به تنهایی موید این ادعاست. چه چیزها که ندیده ام و نشنیده ام در این خصوص. بماند برای بعدها تا گوشه ای از آن را باز کنم.

یادم می آید نیمه شبی گرم در یکی از کشورهای همجوار، با یک مهندس عضو داعش در حال مصاحبه مستقیم بودم. از وی در خصوص آینده مناسبات دو طائفه پرسیدم، گفت در آینده این رابطه بسیار خوب می شود! نگاهی به وی انداخته و گفتم حرف های شعاری دردی از من دوا نمی کند. از این حرف ها زیاد شنیده ام! نه من بازجو هستم و نه تو متهم من.  من پژوهشگری هستم که به دنبال حرف هایی هستم که اقلا ظاهرش با واقعیت های خارجی همساز باشد. و در حالی که بلند می شدم تا بروم گفتم اگر نمی خواهی با هم صادق و روراست باشیم، می روم تا استراحت کنم که بس خسته ام و تعبان!

ناراحتی مرا که دید، خواست تا بنشینم. سیگاری خواست و یک چایی تیره عربی! نفسی تازه کرد و این بار شروع به سخن گفتن از جنسی متفاوت کرد و گفت: راست می گویی! برای چه تقیه کنم؟ پایان کار من معلوم است. به نظرم آینده از این نیز بدتر خواهد شد. پرسیدم چرا؟ گفت ببین! بدون تعارف! در این جنگ هزاران خانه از میان رفت و دهها هزار انسان! سنگ و آجر فراموش می شود ولی خون های ریخته شده هرگز! می گفت لااقل من همرزمان خودم را خوب می شناسم. انتقام جزئی از خون در گردش رگ های ما شده است.

با گذشت چند ماه از آن جلسه، امروز می توانیم در آخرین پلان های «حدثنی أبی» که از قضا، تکان دهنده ترین و مؤثرترین صحنه های این اثر نیز هست، حرف های مهندس داعش را بازفهم کنیم.

آن جا که چند  تن از «أشبال الخلافة» در بازسازی واقعی صحنه های یورش، تصرف و پاکسازی یک ساختمان نیمه مخروبه بر اثر بمباران هواپیماهای ائتلاف ( شاید اصلا همان منزل امین الشیشانی) شش اسیر را یک به یک و در طبقات مختلف و با خونسردی کامل و البته خشم و نفرت فراوان از پای در می آورند.

فلش بک های متعدد در صحنه قتل این اسیران و تاکید مجدد بر وعده انتقام از سوی این ایتام (که حالا در هیبت یک قاتل حرفه ای و تمام عیار ظاهر شده اند) و اشک و بغض های ایشان در لحظه شلیک بی امان گلوله ها، گذشت ناپذیری و سرسختی این توله شیران نسبت به قصاص «قاتلان» خانواده را به تصویر می کشد.

«حدثنی أبی» مانیفستِ تعمیقِ ثأرجویی و انتقام گیری است که تلاش می شود در دل کودکانِ یتیمِ جهان وطنیِ جهادگرایانِ مقتول در خاک سوریه و عراق نهادینه شود.

در مقابل آیا طرحی برای بازپروی ایتام برجای مانده از این گروه در دوره پساداعش اندیشیده شده است؟ اگرچه بعید می دانم ولی امیدوارم تا دیر نشده است کسی در گوشه ای عَلَم این مهم را بلند کند.

 نویسنده: هادی معصومی زارع

کارشناس مسائل خاورمیانه و جهان عرب

 

موارد مرتبط
ارسال نظر