دیده بان الأزهر: هنر نقش مهمی در مبارزه با تفکر افراط‌‌گرایانه ایفا می‌‌کند
تاریخ انتشار : 1397/9/11
منبع : اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

«دیده بان مقابله با افراط گرایی الأزهر» در مقاله ای با عنوان «برای این‌که آنان را جذب نکنند» می گوید:

«دست اندرکاران و پژوهشگران امور گروه های افراطی بدین نتیجه رسیده اند که 75% جوانانی که میان سال های 2014 تا 2017 با هدف پیوستن به گروه های تروریستی به سوریه و عراق سفر کرده اند، به تشکیلات تروریستی داعش پیوسته اند و تنها 25% به دیگر گروه های تروریستی پیوسته اند. این پژوهشگران علت اصلی این امر را برتری سیستم رسانه ای داعش بر دیگر گروه‌‌های تروریستی در آن دوره می دانند ... اگر سیستم رسانه و هنرهای تصویری علت اصلی تمایز یک گروه تروریستی از گروهی دیگر باشد و می تواند در جذب جوانان و متقاعد ساختن آنان با تفکر افراطی مؤثر واقع شود، پس ما هم می توانیم با سیستم رسانه و هنرهای دیداری به مقابله با آنان برخیزیم؛ جوانان را آگاه سازیم و آنان را با تفکر میانه رو متقاعد کنیم».

دیده بان الأزهر از این امر ابراز تأسف می کند که در زمانی که برخی از هنرمندان مشغول تولید کارهای سطح پایین هستند و جز به کسب درآمد به چیزی فکر نمی کنند، گروه های تروریستی و افراطی به اهمیت و نقش هنر، به‌‌ویژه هنرهای تصویری و قدرت جذب و تأثیر آن پی برده اند؛ لذا ویدئوهای بسیاری را پخش کرده اند که در بیشتر موارد، رنگ‌‌‌وبوی فیلم های مستند و سرودهای غنایی به خود می گیرد. آنان برای ساخت این کلیپ ها از پیشرفته ترین و مدرن ترین فناوری  و تکنولوژی و کارگردانی در سطح عالی استفاده می کنند. کم‌ترین تأثیر این ویدئوها این است که توجه بیننده را به خود جلب می کند. این افراد گاهی پا را فراتر می نهند و تولیدات این تشکیلات را به صورت پیوسته دنبال می کنند.

اکنون دیده بان این پرسش را مطرح می کند: اگر این گروه‌های تروریستی می توانند چنین از هنر در راه باطل سوء استفاده کنند، پس چه اشکالی دارد که هنرمندان ما از هنر استفاده درست کنند و در راه بیداری جوامع و مبارزه با تفکر افراطی از آن بهره نجویند؟ درحالی‌‌که بر حق نیز هستند؛ به‌‌‌‌ویژه در این عصر که مطالعه جای خود را به مشاهده داده است. همان‌‌طور که خبر تصویری بیش از خبر نوشتاری تأثیرگذار است و مخاطبان بیشتری دارد، کار هنری تصویری نیز از مقاله، سخنرانی و حتی کتاب مؤثرتر است و به دست افراد بیشتری می رسد؛ حال آن‌که این افراد ممکن است به کتاب دسترسی نداشته باشند. لذا برای مبارزه با افراط‌‌گرایی، هنرمندان باید نقشی پررنگ تر از نقش کنونی خود ایفا کنند؛ به‌‌‌ویژه در حوزه درام که وارد خانه-ها می شود و خانواده ها به تماشای آن می نشینند.

در مسائل افراط‌‌گرایانه و تروریسم، هنرهای نمایشی می تواند نقش برجسته ای در آگاهی‌ ‌‌بخشیدن به افراد ایفا کند؛ البته اگر به بهترین شکل ممکن به کار گرفته شود. با نوشتن متون نمایشی می توان به اهداف زیر جامه عمل پوشاند:

بالابردن شأن انسانیت؛ تزکیه درون؛ بالابردن سطح آگاهی جوانان؛ کاشتن نهال ملی گرایی و وابستگی در دل هایشان؛ ریشه دار کردن فرهنگ صلح و گفت‌وگو؛ پذیرش افکار و دیدگاه های مختلف در چارچوب گذشت و مهربانی؛ مهار خشونت، تروریسم و وحشی گری سرکش و مبارزه با تفکرات افراطی.

نویسنده این متون باید با روان شناسان، کارشناسان امور اجتماعی و گروه های افراطی نیز مشورت کند؛ زیرا وقتی می خواهد به این گروه های افراطی بپردازد، گاه برای مبارزه با تفکر افراط‌‌گرایانه یک جماعت، یک سریال یا فیلم نامه تدوین می کند، ولی از آن‌جا که در امور گروه-های افراطی تخصص لازم را ندارد، تفکر جماعتی که با آن مبارزه می کند را رد می کند؛ اما همزمان و بدون این‌که بداند، به حمایت و تأیید تفکر یک جماعت افراطی دیگر می پردازد.

از سوی دیگر، گاهی نویسنده‌‌ای با هدف مبارزه با تفکر افراط‌‌‌گرایانه و تروریسم می نویسد، ولی بدون این‌که بداند، گروهی از جوانان را به افراط‌‌گرایی سوق می دهد؛ لذا زمانی که یک نویسنده می خواهد به این‌‌گونه متون بپردازد، باید از اسلوب برخی نویسندگان فاصله بگیرد؛ نویسندگانی که وقتی می خواهند در مورد قاچاقچی مواد مخدر یا یک مجرم بنویسند، یک تصویر کلی از این فرد در نظر می گیرند؛ مثلا او را فردی ثروتمند توصیف می کنند که در خانه ای مجلل زندگی می‌‌‌کند؛ مدرن ترین خودروها را سوار می شود؛ هوشمندانه می اندیشد؛ نظریه‌‌‌پرداز است؛ توانایی خارق العاده ای برای توجیه دیگران دارد؛ برای فریب پلیس و فرار از دست آنها بسیار هوشمندانه عمل می کند؛ در ساخت مواد منفجره و استفاده از اسلحه مهارت فوق العاده  ای دارد.

دلایل انحراف به سمت خشونت و جرم را نیز نباید به گونه ای مطرح کرد که مخاطب گمان کند مجرم در شرایطی به سر می برده که در ایجاد آن نقشی نداشته است؛ گویا که مجرم یا فرد افراطی، غیرعمد به این سمت کشیده شده است؛ زیرا این امر سبب می شود که برخی از مخاطبان به صورت ناخودآگاه با این فرد همدردی کنند و چه‌‌بسا برای او عذرتراشی نمایند. این امر بسیار خطرناک است و می تواند نوجوانان و افراد ماجراجویی که از آگاهی های دینی سطح پایینی برخوردارند را به سمت افراط‌‌گرایی سوق دهد.

درام و دیگر هنرها در مسائل روزمره جامعه نیز می تواند نقش بسزایی ایفا کند. در رأس این مسائل می توان به مسائل داخلی اشاره کرد؛ مانند: مسئله حفظ بیت المال؛ آگاهی دادن به مردم درباره حرام بودن دست‌درازی به بیت المال؛ حفظ منابع برق، آب، گاز طبیعی؛ مواد غذایی یارانه ای؛ خدماتی که دولت برای رساندن آنها به افراد نیازمند، بی‌وقفه تلاش می کند؛ مشکلات مربوط به نظافت و حفظ زیبایی اماکن عمومی، راه ها و خیابان ها و نریختن زباله در آنها؛ رعایت اصول کلی اخلاق در خدمات حمل‌‌ونقل عمومی، مثل: سالم نگه‌داشتن صندلی ها، پنجره ها و درها؛ دادن جای خود به سالمندان و کسانی که وضعیت خاص دارند. همچنین در مسائل بزرگ مانند: وحدت ملی؛ پذیرش دیگری؛ گرامی داشت یاد قهرمانان تاریخی  که جوانان باید با سیره زندگی آنان آشنا شوند و از آنان الگو بگیرند؛ بیان رشادت ها و فداکاری های آنان در راه وطن؛ آزادی؛ امنیت و ثبات آن.

بی‌تردید اگر این ارزش های اخلاقی در قالب فیلم و تئاتر به تصویر کشیده شود، نهال وطن‌‌پرستی را در وجود افراد جامعه خواهد کاشت و عشق آنان به میهن شان را بیشتر خواهد کرد و سبب خواهد شد که نسبت به وطن دغدغه داشته باشند و با تمام قدرت به پاسداری از آن برخیزند.

موارد مرتبط
ارسال نظر