چطور تروریسم در قاره سیاه گسترش یافته است؟
در سایه ضعف بعضی از سازمان های دولتی و نیز ضعف امکانیات امنیتی در برخی از کشورها و همچنین فقر شدیدی که در قاره آفریقا به دلیل شرایط محیطی و . . . حاکم است، بسیار بدیهی است که تروریسم در آفریقا از سایر کشورها خطرناک تر باشد.
تاریخ انتشار : 1397/10/27
منبع : اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

 

شعارهای موزونی که درباره خلافت اسلامی و اجرای شریعت زده می شود، می تواند برای بسیاری از سازمان های تروریستی به عنوان موتور محرکه ای برای ارتکاب جنایت هایشان محسوب شود تا آنها به جرایمی نظیر بمب گذاری، خونریزی، تجاوز به عنف و گروگان گیری در قاره سیاه مشعول شوند. بسیاری از کشورهای آفریقایی زمینه مساعدی برای ظهور داعش دارند، مخصوصا بعد از آنچه رسانه ها آن را انقلاب های بهار عربی می نامند.

نام های سازمان های تروریستی و منابع مالی آنها متنوع است. از سازمان القاعده در کشور مغرب اسلامی و ساحل آفریقا بگیریم تا سلفی جهادی در موریتانیا و الجزایر و نیز جماعت النصر تا برسیم به سازمان داعش و بوکوحرام در نیجیریه. استخوان های قربانیان بی گناه این جنایت ها در قلب آفریقا پراکنده شده است.

نتایج یک پژوهش نشان می دهد که سازمان های زیر در آفریقا به فعالیت مشغول هستند: جماعت انصار الشریعه در کشور مالی، سازمان المرابطون در منطقه ساحل آفریقا، حرکت انصار الدین و حرکت توحید و جهاد در غرب آفریقا و همچنین سازمان داعش در صحرای بزرگ مشغول فعالیت است.

بر اساس این پژوهش در کشور موریتانیا سازمان القاعده و سلفی های جهادی حضور دارد. در الجزایر سازمان القاعده شعبه کشور های مغرب اسلامی را راه اندازی کرده است. سربازان خلافت، سازمان دولت اسلامی، سلفی جهادی نیز در مغرب فعال است. در غرب آفریقا نیز بوکوحرام و سازمان دولت [داعش] فعالیت دارد، در نیجیریه شهرت این سازمان مشهور است. در دولت چاد نیز "سرایای دفاع از بنی غازی" ظاهر شده است و در مغرب اسلامی نیز گروه القاعده و برخی از اعضای داعش به فعالیت مشغول هستند.

سلفیه جهادی نیز در آفریقا نفوذ کرده است. سلفی جهادی در بلاد النیلین و داعش در سودان فعالیت دارند. در کنیا نیز جماعت های الهجره و سازمان شباب المسلمین حضور دارند. در جبهه شرق آفریقا و صومال نیز حرکت شباب المجاهدین و سازمان دولت اسلامی مشغول فعالیت هستند.

در کشور لیبی نیز جماعت هایی نظیر "انصار الشریعه لیبی در بنغازی"، "مجلس شورای مجاهدین درنه"، "سازمان دولت اسلامی" در ولایت های بارقا، فیزان و طرابلس و نیز القاعده در سرزمین مغرب و سازمان جماعتِ جنگجویان لیبییایی حضور دارند.

در کشور تونس نیز سازمان های تروریستی ای نظیر گردان های عقبة بن نافع، جوانان توحیدی، انصار الشریعه و "سرباز خلافت" حضور دارد. جماعت های جنگجویان خلافت و القاعده نیز در سرزمین مغرب حضور دارند. در کشور سنگال نیز جماعت نصرة الاسلام و داعش فعال هستند.  

دکتر ایمن شبانة، استاد موسسه تحقیقاتی پژوهشی مطالعات آفریقا در دانشگاه قاهره درباره زمان انتشار و نقش این جماعت ها در انتشار هرج و مرج در قاره سیاه چنین می گوید: همانا حرکت های سلفی جهادی در قاره آفریقا از دهه 1990 میلادی آغاز شد و حرف و حدیث درباره آنها در مراکز تصمیم گیری سیاسی- امنیتی و خبرگزاری های آفریقایی و جهانی مطرح شد.  

دکتر شبانة همچنین افزود: علت حضور این سازمان ها در آفریقا متنوع است، مجموعه ای از عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دخیل هستند. مهم ترین این دلایل عبارتند از: استبداد سیاسی، سرکوب معارضان داخلی، فساد، طرفداری از غرب به قیمت از دست دادن منافع ملی و عدم قدرت موسسات دینی معتدل در مبارزه با افراط گرایی، به عبارتی دیگر عدم توانایی در عرضه یک گفتمان دینی واقع نگر که قادر باشد شرایط روز را درک کند و خودش را با تغییر و تحولات سازگار کند.  

به نظر دکتر شبانة، ابهام زیادی در تشخیص دادن منابع مالی این حرکات های سلفی جهادی در آفریقا وجود دارد، خواه منابع مالی از داخل باشد یا خارج. علت این ابهام این است که این گروهها نمی خواهند اسامی همپیمانان داخلی خود را اعلام کنند و علت آن نیز مختلف است. مثلا گاهی از امنیت شخصی خود هراس دارند. آنها همچنین دوست ندارند روابط خارجی خود را آشکار کنند، زیرا از این هراس دارند که متهم شوند که دارند بر ضد منافع ملی اقدام می کنند.

اما رصد کردن دقیق این حرکات جهادی نشان می دهد 4 منبع مالی برای آنها وجود دارد. یکی از آنها درآمد هایی است که از بندرهای تحت نفوذ خود دارند و دومین منبع نیز تجارت های غیر قانونی و قاچاق کالاهایی نظیر اسلحه و مواد مخدر است. سومین منبع مالی آنها گروگان گرفتن خارجی ها و مقامات محلی است. آنها در مقابل آزادی اسیران خواهان باج و نیز آزادی اعضای خویش می شوند. آنها این عمل را به مثابه غنیمت های جنگی محسوب می کنند. چهارمین منبع مالی آنها نیز صدقات و نذرهایی است که از داخل و خارج دریافت می کنند.

دکتر شبانة تاکید می کند راه مبارزه با این حرکت های سلفی جهادی این است که باید گاهی دولت ها و هم پیمانان آنها از طریق وارد کردن تلفات نظامی وارد شوند و گاهی نیز فعالیت های رسانه ای صورت گیرد و همچنین باید از جماعت های اسلامی معتدل حمایت صورت گیرد.

با توجه به این اوضاع، گزارش شورای امنیت آفریقا تاکید دارد که ارهاب و افراط گرایی خشن منابع مالی خود را از طریق جنایت های سازماندهی شده فرا قاره ای انجام می دهند. قالب های این جنایت های متنوع است: تجارت مواد مخدر، تجارت انسان و اسلحه بعضی از این فعالیت ها است. این فعالیت ها باعث تهدید صلح و امنیت در قاره آفریقا است.

این گزارش پیشنهاد می کند باید بر پیشگیری و تقویت امنیت و ثبات در آفریقا تمرکز شود. باید بازسازی آفریقا شروع شود. با آفریقا بایستی به مثابه کشور های جنگ زده برخورد شود و در آن سرمایه گذاری های کلانی زیادی صورت گیرد، مخصوصا سرمایه گذاری مالی که غالبا در آفریقا به سختی صورت می گیرد. این شورا همچنین بر توصیه هایی که در پایان نشست آدیسا بابا در ابتدای امسال کرده بود، تاکید کرد: سعی بر سرمایه گذاری در بخش عمومی و خصوصی، حمایت مستمر موسسات مالی بین المللی و اعضای اتحاد آفریقا از دولت های آفریقایی که در آنها به تازگی نزاع ها پایان یافته است.

سرهنگ خالد عکاشة، عضو مجلس اعلی برای مبارزه با ارهاب، از یک کمربند آتشین در قاره آفریقا سخن می گوید: سازمان داعش و القاعده از این کمربند آتشین به آسانی دست بر نمی دارند، بلکه چه بسا در آینده شاهد افزایش عملیات های آنها در منطقه باشیم. این کمربندی در انتقال جبهه از سوریه و عراق به آفریقا نقش اساسی دارد.

سرهنگ عکاشة همچنین می افزاید: اختلافی که در میان اعضای جماعت بوکوحرام در سال 2016 رخ داد آنچنان که توقع آن می رفت خیلی موجب ضعف این سازمان نشد. بلکه خطر این جماعت در منطقه شمال شرقی نیجریه افزایش نیز یافته است، جایی که هم مرز با چهار کشور مهم آفریقایی است. این چهار کشور عبارتند از نیجیریه، نیجر، چاد و کامرون. این منطقه گهگاه مورد تهدید دو گروهی قرار می گیرد که از رحم بوکو حرام خارج شده اند.

سرهنگ عکاشة ادامه می دهد: آنچه در این منطقه تغییر بزرگ محسوب می شود قوی تر شدن نظامی تنظیم بوکوحرام بعد از رهبری ابوبکر الشکوی است. داعش موفق شد در بوکوحرام نفوذ کند و عقاید و روش نظامی این گروه را تغییر دهد. قدرت نظامی بوکوحرام افزایش یافته است و تاکتیکی تر و منضبط تر شده است و روش های حمله و دفاع را بهتر انجام می دهد. آنها از عملیات چریکی به سمت عملیات پیشرفته نظامی رفته اند و ابتدا کار اطلاعاتی عملیاتی می کنند و سپس مانند ارتش های نظامی با توپخانه و سلاح سنگین به حمله می پردازند.

سرهنگ عکاشة می افزاید: به احتمال زیاد، این پیشرفت سریع در مهارت های اعضای بوکوحرام از طریق آموزش هایی است که از طریق برخی از سایت ها به آنها داده می شود، زیرا آنها دسترسی به اشخاص خبره ندارند و از لحاظ نظامی و امنیتی در تحریم هستند.

  

  

موارد مرتبط
داعش در سودان؛ علاقه فراوان به مرزهای چاد
با گذشت دو سال از پیروزی بر داعش، این گروه همچنان تهدیدی برای امنیت عراق محسوب می شود
داعش بین نابودی و بازگشت
ارسال نظر