سلفیت سعودی؛ چالش بقاء
سال‌های متمادی است که سلفیت با قرائت سعودی آن چه از لحاظ فکری و یا از حیث شکل و قالب آن، بر عرصه‌های متعددی در جهان اسلام تسلط یافته و مدارس، مساجد، مراکز فکری و مبلغان بسیاری را جهت ایجاد و ادامه سیطره خود، تربیت کرده است.
تاریخ انتشار : 1397/11/14
منبع : اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

تا یک دهه پیش، این نهاد فکری و تبلیغی در دید اغلب توده‌های مسلمان در جهان اسلام، به عنوان قرائت صحیح از اسلام و برداشت شده از سلف صالح، شناخته می‌شد. یعنی سال‌ها پیش از آنکه محمد بن‌سلمان، ولیعهد سعودی اظهار کند: « انتشار و تبلیغ وهابیت طی شش دهه گذشته، با دستور مستقیم دستگاه اطلاعاتی ایالات متحده صورت گرفته است».

هرچند چالش‌های وهابیت از ابتدای پیدایش این مکتب انحرافی، گریبان‌گیر آن بوده و از همان آغاز فعالیت و همراهی محمد بن‌عبدالوهاب و محمد بن‌سعود، با مخالفت شدید علمای مسلمان و دولت عثمانی مواجه شد. اما انحرافات وهابیت تا جایی استمرار یافت که بهره‌برداری و استثمار از دین به نفع قدرت‌ رژیم‌ها و پادشاهان موقت به حالتی تأسف‌بار در این کشور رسید.

تفکر وهابی و بررسی‌های تاریخی اجتناب ناپذیر

تفکر محمد بن‌عبدالوهاب به عنوان مرکب و ابزار دینی دولت‌های سه‌گانه آل‌سعود در جزیرة العرب بود که دولت سوم سعودی به خوبی توانست از آن به عنوان قدرت نرم خود جهت نفوذ و قدرت‌یابی خود در اقصی نقاط جهان اسلام بهره ببرد. از دهه هفتاد قرن گذشته میلادی، تلاش‌های بسیاری صورت گرفت تا سلفیت به عنوان خوانش صحیح و بهترین قرائت از اسلام معرفی و وهابیت نیز بهترین درگاه فهم سیره سلف صالح امت توصیف گردد.

سلفیت سعودی، تفکرات محمد بن‌عبدالوهاب را در قالب گفتمانی اعتقادی و به شکلی افراط‌گرایانه تبلیغ کرد؛ به طوری که توحید را نفیاً و اثباتاً مرتبط با تفکرات وهابی معرفی کرد. تا جایی که حتی در جزیره العرب نیز هرکس را که معتقد به تعریف وهابی از توحید نبود، متهم به شرک و کفر کرده و بسیاری از مسلمانان را در همان سال‌های ابتدایی پیدایش وهابیت، به تهمت شرک و کفر از دم تیغ گذراند. به شهادت تاریخی که خود وهابیان نگاشته‌اند، تمامی جنگ‌های وهابیت در طول حیاتش تنها در برابر مسلمانی بوده است که به عقیده ابن‌عبدالوهاب، مُشرک و کافر خوانده شده‌اند.

حمله به بلاد مسلمانان در کتب تاریخی ابن‌بشر و ابن‌غنام، با عنوان فتوحات اسلامی توصیف شده و غارت دارایی‌های مسلمانان نیز تحت عنوان غنیمت معرفی شده است.

این تمرد وهابیت تنها به کشتار و غارت مسلمانان خلاصه نشد، بلکه تا جلوگیری از کاروان‌های حجاج مسجد الحرام نیز پیش رفت. آنان حاجیانی را که از مصر و استانبول عازم بیت الله بودند را به ادعای مشرک بودن، از رسیدن به خانه خدا منع کرده و بذر ترس را در دل بسیاری از مسلمانان کویت و عراق و شام افشاندند.

دوران پایانی که مستلزم سقوط وهابیت است

سلفیه سعودی که فعالیتش را با حلال دانستن خون و مال مسلمانان آغاز کرد، در ادامه مسیر نیز به بهانه مبارزه با بدعت‌ها، تمام مخالفان خود را به نحوی منحرف و خارج از دین توصیف کرد. اشعری را تأویل‌گرا، ماتریدی را تعطیل‌گرا، برخی را قبوری مشرک و بعضی دیگر را صوفی کافر نامید و گَرد تهمت و انزوا را بر مدارس فقهی اسلام پاشید.

اکنون همین سلفیت وهابی در مسیر خود به راه‌های متناقضی رسیده است که شدیدترین تباین‌ها را در خود تحمل می‌کند. تباین‌هایی از گروه‌های تکفیری و سلفیان جهادی تا فقهای درباری از جامیه و مدخلیه تا حدادیه و حازمیه و بن‌علی‌ها و اصلاحی‌های و... که هرکدام جبهه‌ خود را در کشورهای مسلمان گسترانده است. کار وهابیت به جایی رسیده است که منبر مسجد الحرام را به تریبون دفاع از اقدامات وحشیانه ولیعهد سعودی مبدل ساخته و علمایش در برابر سیاست‌های غیر اسلامی و ظالمانه آل‌سعود سکوت پیشه کرده‌اند.

تفکرات و اقدامات سلفیت سعودی از مرحله پیدایش تا کنون، از کشتار و بریدن سرهای مخالفان آغاز شد تا امروز به قتل مخالفان و تکه‌تکه کردن بدن‌های آنان رسیده است.

نویسنده: سمیر العرکی

ترجمه و تلخیص: احمد ربیعی‌فر

موارد مرتبط
نگاهی به روابط اردوغان با عربستان سعودی از قتل خاشقجی تا به امروز
تحلیل «هاآرتص» از عوامل خروج امارات از یمن
۱۰ دلیل امارات برای خروج تدریجی از جنگ یمن
ارسال نظر