نامه سرگشاده علمای جهان اسلام به ابوبکر بغدادی / بخش دوم
در سال 2014 همزمان با اعلام خلافت داعش توسط ابوبکر البغدادی، 135 نفر از علمای طراز اول اهل سنت جهان طی نامه ای به رهبر این گروه به نقد افکار و عملکرد این جریان انحرافی پرداختند. دبیرخانه کنگره جهانی مقابله با جریان های افراطی و تکفیری همزمان با شکست خلافت داعش اقدام به انتشار ترجمه این نامه می نماید.
تاریخ انتشار : 1398/1/8
منبع : اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

بسم الله الرحمن الرحیم

والعصر * إن الإنسان لفی خسر * إلّا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحقّ و تواصو بالصّبر[1]

(العصر:1-3) صدق الله العلی العظیم

سلام علیکم و رحمت‌الله

جنابعالی در خطبه‌ای که در ششم ماه رمضان 1435ه.ق. (4/7/2014 م) در مسجد جامع نوری موصل ایراد کردید،‌این فراز از سخنان حضرت ابوبکر صدیق (رع) را قرائت کردید که: « اگر مرا بر حق دیدید، پس به من کمک کنید و اگر مرا در مسیر باطل دیدید، پس مرا نصیحت کنید و اصلاح نمایید»؛ آنچه اکنون پیش روی شماست، یک دیدگاه علمی است که در رسانه‌ها منتشر می‌شود. رسول خدا(ص) فرمودند: «دین، نصیحت و خیرخواهی است.»[2]

آنچه در این نوشتار مطرح می‌شود برگرفته از گفتارها و اقدامات اعضای منتسب به «دولت اسلامی» است که خودشان آنرا منتشر نموده و یا شاهدان عینی مسلمانان به نقل از‌ آنها، بیان کرده‌اند، و از منبع و رسانه دیگری گرفته نشده است. ان‌شاء‌الله که این مطالب به ناروا به شما نسبت داده نشده باشد یا ناشی از افترا و یا سوء تفاهم نباشد. همچنین باید یاد‌اور شویم که آنچه در ادامه می‌آید، مباحث اصلی و مهمی است که به شیوه روان و قابل فهم، بازتاب دیدگاه‌های اکثر علمای اهل سنت در طول تاریخ اسلام می‌باشد.

 

[1] . به عصر سوگند، که انسان‌ها همه در زیانند؛ مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده‌اند!

[2] . صحیح مسلم، کتاب الإیمان (55).

بخش دوم

5- واقع نگری: منظور از واقع‌نگری (فقه الواقع)، در نظر گرفتن کیفیت صدور احکام شرعی برای مردم و چگونگی تعامل با ان با در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان و شرایط مردم هر عصر است. این امر از راه بصیرت صحیح نسبت به واقعیت‌های موجودی که مردم در آن زندگی می‌کنند و شناخت صحیح مشکلات، توانمندی‌ها و وضعیت مردم است. بر پایه فقه‌الواقع است که عالم دین، در می‌یابد، در هر برهه‌ای از زمان، چه چیزی را به مردم ارائه دهد و بیان کدام دسته از احکام را به دلیل فراهم نبودن بسترها و ظرفیت‌های لازم، به زمان‌های بعدی موکول نماید. امام غزالی می‌نویسد:«واقعیت موجود، در مرتبه ضرورت‌ها قرار می‌گیرد، پس ممکن استفتوایی بر اساس واقعیت موجود صادر شود، هر چند ممکن است برای آن[مبنا و ] اصل مشخصی وجود نداشته باشد»[1] ابن قیم جوزی نیز می‌نویسد:«بلکه، شایسته است که فقیه، در زمینه شناخت نیرنگ و فریبکاری مردم، منافع [ و زیان‌های] آنان و همچنین عرف مردم ینز فقیه و آگاه باشد. زیرا فتوا با تغییر زمان و مکان و تغییر شرایط و حالات تغییر می کند. چنان‌که پیشتر نیز گفتیم، همه اینها بخشی از دین خداوند است»[2].

6- کشتن بی گناهان:

خداوند در حرمت کشتار به ناحق می‌فرماید:« و لا تقتلوا النفس التی حرّم الله إلّا بالحقّ»[3](الإسراء: 33)، و نیز در سوره انعام می‌فرماید: «قل تعالوا أتل ما حرّم ربکم علیکم الّا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین إحساناً و لا تقتلوا أولادکم من إملاق نحن نرزقکم و إیاهم و لا تقربوا الفواحش ما ظهر منها  و ما بطن و لا تقتلوا النّفس الّتی حرم الله إلّا بالحقّ ذلکم وصّاکم به لعلّکم تعقلون»[4] (الأنعام: 151) بنابراین، قتل نفس (هرکه باشد) حرام و از گناهان کبیره است. خداوند در این باره می‌فرماید:« من أجل ذلک کتبنا علی بنی إسرائیل أنّه من قتل نفساً بغیر نفس أو فساد فی الأرض فکأنّما قتل النّاس جمیعا و من أحیاها فکأنّما أحیا النّاس جمیعاً و لقد جاءتهم رسلنا بالبینات ثمّ إنّ کثیراً منهم بعد ذلک فی الأرض لمسرفون»[5] (المائده: 32).

این در حالی است که شما به کشتار انسان‌های بی‌گناه بسیاری مبادرت نمودید؛ کسانی که نه از پیکار گران بودند و نه مسلح بلکه دیدگاه آنان با شما تفاوت داشت[6]!

7- کشتار سفیران و فرستادگان:

می‌دانیم که در همه ادیان،‌کشتن سفیران حرام است. منظور از سفیران، افرادی است که به تنمایندگی از گروه و یا قومی برای انجام مأموریت‌های شرافتمندانه مانند ابلاغ صلح یا ابلاغ پیام، نزد فرد یا گروهی دیگر اعزام می‌شوند. بنابراین، برای فرستادگان و سفیران، حرمت ویژه‌ای وجود دارد. ابن مسعود می‌گوید:«سنت [نبوی] این است که سفیران کشته نمی‌شوند.»[7] خبرنگاران و روزنامه‌نگاران، سفیران حقیقت هستند، مگر اینکه صداقت نداشته و مأموریت‌های جاسوسی داشته باشند. مأموریت آنان بیان حقیقت برای عموم مردم است. اما شما به شکل بی‌رحمانه‌ای «جیمز فولی»، و «استیون ستلوف» را کشتید. این در حالیست که مادر استیون ستلوف عاجزانه از شما درخواست کرده بود فرزندش را نکشید و با او با رأفت برخورد کنید. فعالان امور خیریه نیز از مصادیق سفیران می‌باشند. آنان سفیران خیر و رحمت هستند. شما یکی از فعالان امور خیریه آقای دیوید هینز را نیز کشتید. اقدام شما درباره وی، به اجماع، امری حرام بود.

8- جهاد:

همه مسلمانان جهاد را فضیلت و ارزشی والا می‌دانند. خداوند نیز در قرآن کریم آیات فراوانی را درباره جهاد نازل کرده است؛ از جمله: «یا أیها الذین آمنوا ما لکم إذا قیل لکم انفروا فی سبیل الله اثّاقلتم إلی الأرض»[8] (التوبه: 38) و نیز «و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا إنّ الله لا یحبّ المعتدین»[9] (البقرة: 190).

امام شافعی و سه پیشوای دیگر ما و همه علما بر این باورند که جهاد واجب کفای است نه عینی؛ چرا که خداوند تعالی می‌فرماید: «و کلا وعد الله الحسنی و فضل الله المجاهدین علی القاعدین أجرا عظیما»[10] (النساء: 95) واژه جهاد، یک اصطلاح اسلامی است که نباید آنرا بر ضد هر مسلمان دیگری به کار برد. این یک مبنا و اصل است. علاوه بر این،‌به باور علما،‌جهاد امری است که باید با اذن والدین انجام شود. زیرا مردی نزد پیامبر صلی الله علی و آله آمد و اجازه جهاد خواست. آن حضرت پرسید: «آیا والدین تو زنده‌اند؟» پاسخ داد: بله، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «پس در حق آنان جهاد کن[به آنان خدمت کن و این برای تو جهاد است]»[11] جهاد در اسلام دو نوع است؛ جهاد اکبر که همان جهاد در برابر هوای نفس است و جهاد اصغر که عبارت است از پیکار با دشمن. دسلو خدا صلی الله علی و آله و سلم درباره جهاد اکبر فرمود «از جهاد اصغر بازگشتیم و به سمت جهاد اکبر می‌رویم.»[12] اگر بگویید که این روایت جعلی است یا ضعیف است، در پاسخ شما باید بگوییم که همین مضمون در آیه 52 سوره مبارکه فرقان نیز آمده است: «فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهادا کبیرا»[13] (الفرقان: 52) در این آیه «به» اشاره به قرآن کریم دارد که شفای دلهاست. فرمایش دیگری از رسول خدا صلی الله علی و اله نیز بر همین معنا تأکید می‌کند: «آیا مایل هستید شما را از بهترین اعمال و پسندیده ترین آنها نزد خداوند؛ و اعمالی که درجات شما را بیش از اعمال دیگر بالا می‌برد و از انفاق طلا و پول نیز برایتان بهتر است و از رویارویی با دشمن و زدن گردن آنان  و [یا] زدن گردن شما به دست دشمن، برایتان بهتر است،‌آگاه کنم؟»پاسخ دادند: بله؛ آن حضرت فرمود: «یاد خداوند تعالی»[14] بنابراین، جهاد اکبر همان جهاد بر ضد نفس است که سلاح این جهاد نیز یا د خداوند و تزکیه نفس است.

خداوند متعال در آیه‌ای دیگر رابطه میان این دو نوع جهاد را اینگونه تبیین نموده است: «یا أیّها الّذین آمنوا إذا لقیتم فئةً فاثبتوا واذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون»[15] (الأنفال: 45) ثبات، همان جهاد اصغر است که به جهاد با نفس از راه ذکر و تزکیه پیوند زده شده است؛ به هر حال، جهاد ابزاری برای تحقق صلح، آرامش و امنیت است، و هرگز جهاد، خود یک هدف نیست. این حقیقت به روشنی در سوره بقره بیان شده است: «وقاتلوهم حتی لا تکون فتنة و یکون الدّین لله فإن النتهوا فلا عدوان إلّا علی الظّالمین»[16](البقرة: 193) جنابعالی در خطبه‌ای که در تاریخ 4/7/2017 میلادی ایراد نمودید، گفتید که «بدون جهاد، حیات معنا ندارد»، چه بسا که این سخن شما نتیجه تفسیری است که قرطبی از آیه 24 سوره انفال ارائه نموده است که خداوند می‌فرماید: «یا أیها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول إذا دعاکم لما یحییکم»[17] (الأنفال: 24) همانا که جهاد حقیقی زنده‌کننده دلهاست. اما چه بسا که زندگی بدون جهاد ادامه داشته باش. زیرا ممکن است وضعیتی مشخص برای مسلمانان رخ دهد که در آن نیازی به پیکار نباشد و در آن شرایط جهاد واجب نشود. در تاریخ اسلام نیز نمونه‌های فراوانی از این نوع حیات وجود دارد.

به راستی در شما و پیکارگران شما شجاعت و آمادگی جانفشانی و نیت جهاد دیده می‌شود. این امری است که دوست و دشمن منصف، با دنبال کردن رویدادهای شما، نمی‌تواند آنرا انکار کند. اما جهاد بدون داشتن سبب، هدف، اسلوب و نیت شرعی، جهاد نیست،  بلکه خونریزی و اقدام مجرمانه است.

نیت: خداوند تعالی می‌فرماید: «و أن لیس للإنسان إلّا ما سعی»[18] (النجم: 39) ابوموسی اشعری روایت می‌کند که مردی نزد پیامبر صلی الله علی و آله آمد و عرض کرد: «فردی از روی تعصب، یا شجاعت و یا ریا می‌جنگند، در کدام حالت پیکار او در راه خداست؟» پاسخ دادند: «هرکه برای برتری کلمه الله می‌جنگد، [پیکارش] در راه خداست»[19] در روایتی دیگر است که پیامبر می‌فرماید: « در روز قیامت، اولین کسی که حسابرسی می‌شود، مردی است که به شهادت رسیده است. او را می‌آورند. خداوند نعمت‌هایی که به او داده، برایش معرفی می‌کند. او نیز می‌شناسد. سپس از او می‌پرسد: در برابر این نعمت‌ها چکار کردی؟ پاسخ می‌دهد: در راه تو جنگیدم تا اینکه شهید شدم. خداوند پاسخ می‌دهد: دروغ می‌گویی؛ تو جنگیدی تا بگویند که نترس هستی.[ همین نیز شد و ] گفته شده که تو شجاعی. سپس دستور می‌دهد که او را به دوزخ برند؛ پس او را در حالیکه به روی صورت کشیده می‌شود، می‌برند تا در آتش می‌اندازند...»[20]

 سبب‌اجتهاد:
علت جهاد این است که مسلمان به پیکار کسی برود که به جنگش برخاسته. مسلمان با کسی نمی‌جنگد که با او سر ستیز ندارد، همچنین به کسی که به او تعدی نکرده، تعدی نمی‌کند. خداوند تعالی درباره اذن به انجام جهاد می‌فرماید: «أذن للّذین یقاتلون بأنّهم ظلموا و إنّ الله علی نصرهم لقدیر* الذین أخرجوا من دیارهم بغیر حقّ إلّا أن یقولوا ربّنا الله و لولا دفع الله النّاس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع وبیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا و لیصرنّ الله من ینصره إنّ الله لقوی عزیز»[21] (الحج: 39-40) پس جهاد، با موضوع امنیت و آزادی ادیان ارتباط دارد. همچنان که ظلم و ستم قبلی و بیرون راندن از سرزمین، علت اذن به جهاد است. این دو آیه سیزده سال پس از شکنجه، کشتار و ستمی نازل شد که مشرکان علیه پیامبر صلی الله علیه و آله و صحابه روا داشتند. پس جهاد تهاجمی و متجاوزانه ناشی از اختلاف دیدگاه و یا اختلاف  دین و جود ندارد. این دیدگاهی است که ابو حنیفه،‌مالک، احمدبن حنبل و همه علما از جمله ابن تیمیه آنرا باور داشتند. به جز برخی شافعی‌ها،‌هیچ‌کس با این دیدگاه مخالف نبوده است.[22]

هدف‌ازجهاد:
در رابطه با هدف از جهاد نیز باید گفت که همه علمای مسلمان در این باره اتفاق نظر دارند. خداوند می‌فرماید: «و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة و یکون الدین لله فإن انتهوا فلا عدوان إلّا علی الظّالمین»[23] (البقرة: 193)، همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «دستور دارم که با مردم پیکار کنم تا اینکه بگویند، «لااله الا الله»؛ پس هر که بگوید لا اله الا الله،‌جان و مالش در پناه است، مگر حق و حسابش که با خداوند متعال است.»[24] این همان غایت جهاد است در برابر جنگی که علیه مسلمانان آغاز می‌شود. از این آیات و روایات به خوبی روشن می‌شود که پیروزی مسلمانان، در چه شرایطی فوز و رستگاری است. همچنان که میان هدف و سبب و انگیزه جهاد، تفاوت می‌گذارد. همه ائمه چهارگانه نیز همین دیدگاه را دارند. پیامبر صلی الله علیه و آله به این روایت جامه عمل پوشانید. البته که این روایت به مفاد آیه 28 سوره فتح گره خورده است. خداوند می‌فرماید: «هو الّذی أرسل رسوله باهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدین کله و کفی بالله شهیدا»[25] (الفتح: 28) در جزیرة‌العرب در دوران رسول خدا صلی الله علیه و آله همین اتفاق افتاد. چون خداوند مأموریت رسول خدا صلی الله علیه  را اینگونه مشخص کرده بود: «و لتنذر أمّ القری و من حولها»[26] (الأنعام: 92) و همچنین خداوند به ایشان می‌فرماید: «یا أیها الّذین آمنوا قاتلوا الذین یلونکم من الکفّار»[27] (التوبة: 123) رسول خدا صلی‌الله علیه نیز فرمود: «مشرکان را از جزیرة العرب بیرون کنید»[28] مگر می‌شود امری که خداوند به رسول خود وعده داده بود،‌محقق نشده باشد؟ خداوند فرموده: «هو الّذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدین کلّه و لو کره المشرکون»[29] (التوبه: 33) منظور این آیه، باید جزیرة العرب باشد. زیرا این امر در زمان حیات رسولش صلی الله علیه واقع گردید. به هر حال، فرماندهان و امیران جهاد،‌زمانی که می‌بینند این هدف، درجهادشان وجود ندارد و مصلحت مسلمانان در پیکار نیست، باید آنرا متوقف سازند. زیرا خداوند نیز می‌فرماید: «فإن انتهوا فلا عدوان إلّا علی الظّالمین»[30] (البقرة: 193) بهترین دلیل برای این سخن، وقایع و شرایط حاکم بر صلح حدیبیه است.

9-اسلوب و روش جهاد:

روش مطلوب جاد به شکل خلاصه در فرمایش رسول خدا صلی الله علی و آله آمده که فرمودند: «جهاد کنید اما کسی را به زنجیر نکشید و خیانت نکنید، کسی را مثله نکنید و بچه‌ای را نکشید»[31] رسول خدا صلی الله علی و آله در روز فتح مکه فرمود: «کسی که فرار کند کشته نمی‌شود و هیچ مجروحی کشته نمی‌شود؛ هر کس دی خانه‌اش را ببندد در امان است»[32] ابوبکر صدیق نیز در هنگام اعزام لشکر به شام فرمود: «با مردیمی روبرو خواهید شد که خود را در دیرها زندانی کرده‌اند و به عبادت مشغولند با آنان کاری نداشته باشید. [اما] گروهی را خواهید دید که شیطان بر سرهایشان نشیمنگاه درست کرده است، (یعنی شماسه‌ها[33])؛ پس گردن‌شان را بزنید. بزرگان و پیران و زنان و کودکان را نکشید، هیچ‌جای آبادی را ویران نکنید؛ هیچ درختی را بی دلیل قطع نکنید و هیچ حیوانی را بی دلیل پی نزنید. درختان خرما را نسوزانید و آن‌را غرق نکنید کسی را مثله نکنید؛ نترسانید و هیچ کس را به زنجیر نکشید. قطعا خداوند کسانی را که در نهان خدا و پیامبرش را یاری دهند یاری خواهد داد و خداوند نیرومند شکست ناپذیر است.»[34].

درباره‌ی کشتن اسیران باید گفت که این کار در اسلام حرام است؛ اما شما بسیاری از اسیران خود را کشتید. به عنوان مثال در ماه ششم 2014 میلادی بیش از 1700 اسیر را در پایگاه اسپایکر در تکریت قتل عام کردید. یک ماه پس از آن هم، 200 اسیر دیگر را در میدان گازی «شاعر» به قتل رساندید. در ماه بعد هم 700 اسیر از قبیله شعیطات را در دیرالزور کشتید که 600 نفر از آنان غیر نظامیان این منطقه بودند. در همین ماه، در پایگاه هوایی «طبقه» در رقه 250 اسیر را کشتید و بسیاری از سربازان کرد، لبنانی و بسیاری از افراد دیگر را که خداوند از شمار آنان آگاه است، کشته‌اید. این‌ها جنایت بی‌رحمانه جنگی هستند. اگر بگویید که پیامبر اسلام صلی الله علی و اله برخی از اسراء را در جنگ ها کشته است می‌گوییم: به دستور ایشان تنها دو نفر در جنگ بدر کشته شدند و آن دو عقبه بن ابی معیط و نضر بن حارث بودند. همه ‌ی کسانی که کشته شدند از فرماندهان و جنایت‌کاران جنگی بودند و کشتن جنایت کار جنگی به دستور حاکم جایز است. صلاح‌الدین ایوبی هم پس از فتح قدس چنین کرد.

این، همان کاری است که متفقین پس از جنگ جهانی دوم در دادگاه‌های نورنبرگ مرتکب شدند. اما نسبت به ده‌ها هزار نفری که در طول ده سال مبارزه و بیست و نه غزوه به دست رسول اکرم صلی الله علیه و آله اسیر شدند، ایشان حتی یک نفر از مبارزان عادی را به قتل نرساند بلکه نسبت به اسراء سفارش به برخورد نیک می‌کرد.[35]

حکم الهی درباره اسراء این آیه است که می‌فرماید:

«فشدّوا الوثاق فإمّا منّا بعد و إمّا فداءً حتی تضع الحرب أوزارها[36] (محمد:4)

خداوند نیز دستور داده است که با اسراء با احترام برخورد شود:

و یطعمون الطّعام علی حبّه مسکیناً و یتیماً و أسیراً[37] (انسان: 8)

بنابراین سنت رسول خدا، همانی است که در فتح مکه انجام داد یعنی عفو و بخشش؛ آن حضرت به انان فرمود: «من همان سخنی را به شما می‌گویم که برادرم یوسف گفت:«امروز سرزنشی بر شما نیست» پس بروید که شما آزادید[38]».

آخرین نکته درباره‌ی شیوه جهاد آن است که در جهاد به جز مبارزان، کسی کشته نمی‌شود و جایز نیست خانواده‌ی پیکارگران دشمن یا غیر نظامیان آن‌ها به عمد کشته شوند. ممکن است به این روایت استناد کنید که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره‌ی حکم کشته شدن فرزندان و زنان مشرکان سؤال کردند. آن حضرت پاسخ داد: آنان هم از مشرکان هستند.[39] در پاسخ باید گفت این حدیث به قتل غیر عمد بی‌گناهان اشاره می‌کند و بر قتل عمدی زنان و کودکان دلالت نمی‌کند؛ همانگونه که در انفجارها نیز افراد بیگناه هم کشته می‌شوند. درباره دو آیه‌ی «واغلظ علیهم»[40] (توبه: 73) و آیه‌ی «والیجدوا فیکم غلظة»[41](توبه: 123) نیز باید گفت این حالت‌ها مخصوص جنگ است نه پس از جنگ.

ادامه دارد ...

----------------------------------------------------

[1] . المستصفی فی اصول الفقه، ج1، ص 420، چاپ مؤسسة الرسالة.

[2] . اعلام الموقعیت عن رب العالمین،‌ابن قیم، ج4، ص 157.

[3] . و کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده، نکشید،‌جز به حق!

[4] . بگو:« بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک خدا قرار ندهید! و به پدر و مادر نیکی کنید! و فرزندانتان را از (ترس) فقر نکشید! ما شما و آنها را روزی می‌دهیم؛ و نزدیک کارهای زشت نروید، چه آشکار باشد و چه پنهان! و انسانی را که خداوند محترم شمرده،  به قتل نرسانید! مگر به حق( و از روی استحقاق)؛ این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده،‌شاید درک کنید!

[5] . به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس،‌انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان‌ها را کشت؛ و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. و رسولان ما، دلایل روشن برای بنی اسرائیل آوردند، اما بسیاری از آنها، پس از آن در روی زمین، تعدی و اسراف کردند.

[6] . پیامبر صلی الله علی و آله و سلم، منافقان خود را نکشت و به هیچ کس اجازه نداد آنان را بکشند. بلکه فرمود:« نباید مردم بگویند محمد، اصحاب خویش را می‌کشد»، صحیح بخاری، کتاب تفسیر القرآن، حدیث 4907، صحیح مسلم،‌کتاب البر والصلة، حدیث 2584.

[7] . مسند احمد بن حنبل، ج6، ص306.

[8] . ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود:« به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینی می‌کنید (و سستی به خرج می‌دهید)؟!

[9] . و در راه خدا، با کسانی که با شما می‌جنگند، نبرد کنید! و از حد تجاوز نکنید، که خدا تعدی کنندگان را دوست نمی‌دارد!

[10] . و به هر یک از این دو گروه (به نسبت اعمال نیکشان)، خداوند وعده پاداش نیک داده،‌و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است.

[11] .صحیح بخاری، کتاب الجهاد، حدیث 3004

[12] . سنن بیهقی، کتاب الزهد، ج2، ص 165، تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج3، ص 523.

[13] . بنابراین از کافران اطاعت مکن، و بوسیله آن[= قرآن] با آنان جهاد بزرگی بنما!

[14] . الموطأ، امام مالک، کتاب النداء للصلاة، حدیث 490، سنن ترمذی، کتاب الدعوات، حدیث 3377، سنن ابن ماجه،‌کتاب الأدب، حدیث 3790، مستدرک حاکم نیشابوری، ج 1، ص 673.

[15] . ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که (درمیدان نبرد) با گروهی روبه‌رو می‌شوید، ثابت قدم باشید! و خدا را فراوان یاد کنید، تا رستگار شوید.

[16] . و با آن ها پیکار کنید! تا فتنه (و بت‌پرستی، و سلب آزادی از مردم،) باقی نماند؛ و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتیند، (مزاحم ان‌ها نشوید! زیرا) که تعدی جز بر ستمکاران روا نیست.

[17] . ای کسانی که ایمان آورده اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد!.

[18] . و اینکه برای انسان بهره‌ای جز سعی و کوشش او نیست،

[19] . صحیح بخاری، کتاب التوحید، حدیث 7458، صحیح مسلم، کتاب الآمارة، حدیث 1904.

[20] . صحیح مسلم،‌کتاب الأماره، حدیث 1905.

[21] . به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‌اند؛ و خدا بر یاری آنها تواناست. همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه می‌گفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.

[22] . ر.ک: آثار الحرب فی‌الإسلام، دکتر وهبة الزحیلی.

[23] . و با انها پیکار کنید! تا فتنه (و بت‌پرستی، و سلب آزادی از مردم،) باقی نماند؛ و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آن‌ها نشوید! زیرا) تعدی جز بر ستمکاران روا نیست.

[24] . صحیح بخاری،‌کتاب الجهاد،‌ حدیث 2946.

[25]. او سی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادیان پیروز کند؛ و کافی است که خدا گواه این موضوع باشد!

[26] . و تا (اهل) ام‌القری [=مکه] و کسانی را که گرد آن هستند، بترسانی!

[27] . ای کسانی که ایمان آورده‌اید! با کافرانی که به شما نزدیکترند، پیکار کنید!

[28] . صحیح بخاری، کتاب الجهاد، حدیث 3053، صحیح مسلم،‌کتاب الوصیة، حدیث 1637.

[29] . او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!

[30] . پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آن‌ها نشوید! زیرا) تعدی جز بر ستمکاران روا نیست.

[31] مسلم (1731) کتاب الجهاد. ترمذی (1408) کتاب الدیات.

[32] . ابن ابی شیبه (498/6) در المصنف.

[33] . شماسه ها کشیش‌هایی بودند که با آنان بیعت می‌شده‌ است. آنان موی وسط سر خود را می‌تراشیدند و مسلح و جنگجو بودند. عبارت شیطان بر سر آنان نشیمنگاه دارد، کنایه از همین است. [مترجم]

[34] . سنن بیهقی، (90/9)، مسند ابوبکر،‌مروزی، حدیث (21)

[35] . الاستیعاب، ابن عبدالبر، (812/2)، تفسیر قرطبی (129/19)؛ قتاده می‌گوید: خداوند دستور داده است با اسراء به نیکی رفتار شود.

[36] . در این هنگام اسیران را محکم ببندید؛ سپس یا بر آنان منت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادی از آنان فدیه [= غرامت] بگیرید.

[37] . و غذای خود را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» می‌دهند!

[38] . سنن بیهقی (118/9)، ن. ک: فیض القدیر شرح الجامع الصغیر (171/5).

[39] . صحیح مسلم (1745) کتاب الجهاد.

[40] . و بر آنان سخت بگیر.

[41] . آن‌ها باید در شما شدت و خشونت (و قدرت) را احساس کنند.

موارد مرتبط
مؤسسه مطالعات جنگ: عقب نشینی آمریکا از شمال سوریه، زندگی دوباره ای به «داعش» بخشید!
ترامپ چگونه توانست، خطرناکترین عناصر داعشی را از چنگ کردها برباید؟
دِرون ها و ربات ها سلاح های نابودگری که در آینده در دست تشکل های تروریستی خواهد بود
ارسال نظر