تألیفات بنیانی گفتمان تکفیری وهابیت: بررسی موردی«کتاب‌الدرر السنیّة فی‌الاجوبة النجدیة»
بی‌شک،‌مسئله تکفیر یکی از مسائل مهمی است که به سبب نتایج ویرانگرش هستی و موجودیت دولت‌ها و ملت‌های عربی و اسلامی و حتی همه بشر را تهدید می‌کند، و شاید اکنون منشأ اصلی تکفیر و تکفیریان حرکت وهابیت و تشکیلات و گستره‌های فکری،‌سیاسی و جهادی آن باشد. اندیشه ها و ایده‌های این حرکت که در تألیفات آنها نمایان است،‌پناهگاه اففراد مبتلا به بیماری‌های روانی،‌قاتلان و کسانی شده که سر می‌برند و در جست‌وجوی فتواهایی هستند که اعمال جنایت‌کارانه خود را به آن اسناد دهند. پژوهش«تألیفات بنیانی گفتمان تکفیری وهابیت: بررسی موردی کتاب الدرر السنیة فی‌الاجوبة‌النجدیة»، به این دلیل و با هدف کشف جنبه‌ای مهم از پشتوانه‌های فکری و نظری گفتمان تکفییری و گروه‌های وهابی ارتجاعی تکفیر و خون انجام شد.
تاریخ انتشار : 1398/1/8

نویسنده: مختار خماس - فعال سیاسی و پژوهشگر مسایل اجتماعی از الجزایر

 

محور اول: مقدمات پژوهش

الف) موضوع و محدوده پژوهش:

از سال‌ها پیشبه دنبال حرکت های جریان وهابیت نجد و اقدامهای آن در زمینه تكفير مسلمانان و مباح شمردن خون و ناموس آنان به بهانه محاربه با شرکت و ترویج توحید، آشوب تکفیر و تروریسم دامنگیرچندین کشور عربی و اسلامی شده است، نکته عجیب آن است که این جریان ادعای حقانیت، منحصر بودن و خلوص دارد و دیگر مذاهب اسلامی را عاری از این ویژگیها میداند، و به این دلیل است که بر خود واجب میداند احکام آسمانی را بر زمین جاری سازد و اعمال قتل، ذبح، گردن زدن و بریدن سر انسان های بی گناه را به عنوان قربانی برای خداوند متعال در ازای اعمال ظالمان، شرعی بداند.

در پژوهش پیش رو با عنوان «تألیفات اساسی گفتمان تکفیری وهابیت: بررسی موردی کتاب الدرر السنية في الأجوبة النجدية » می کوشیم میراث فکری مدون و بنیادین فرقه وهابیت و گفتمان آن را به ویژه در کتاب "الدرر السنية في الأجوبة النجدية " که قانون اساسی تکفیریان وهابی و مرجع استناد تولید و باز تولید گفتمان تکفیر دیگران محسوب می شود بررسی کنیم.

با توجه به مطالب پیش گفته پژوهش فرارو در بیان موارد تکفیر مذاهب اسلامی و اتهام آنها به شرک، کفر، بت پرستی و پرستش قبور به کتابهای عبدالوهاب نجدی و علمای مشهور وهابیت، به ویژه کتاب الدرر السنية، تکیه خواهد داشت که همه این موارد به ضرر امت اسلامی و آرمانهای مهم آن و در رأس آن مسئله فلسطین است.

روشن است که فرقه وهابیت خود را حق مطلق و غیر خود را باطل واقعی میداند و به این دلیل است که خود را به عنوان سخنگوی رسمی اهل سنت منصوب ساخته و این تجاوز نظام مند را برای فریب بسیاری از مسلمانان تحت تأثیر دستگاه معرفتی و شعارهای پر زرق و برق (توحید، محاربه با شرک، فرقة نجات بخش و ...) انجام داده است

از دیگر سو، بسیاری از مسلمانان نیازمند آشنایی کامل با میراث تکفیری این فرقه هستند، چرا که معتقدند این فرقه جریانی اصلاحی است که برای ترویج توحید و دعوت به پرستش خداوند متعال آمده است؛ از اینجاست که بر خود لازم میدانیم اهمیت این تکفیریان و نقش کاربردی آنها به نفع دشمنان را بیان کنیم و نیز بخشی از اعتقادات تکفیری آنان را از خلال متون تدوینی ایشان که برای این مسلک الغایی و مطرود پایه ریزی شده است بررسی کنیم؛ زیرا ما بر این باوریم که نابودی آنها تنها از راه کشف میراث مهم آنها و افشای آن برای همگان، امکان پذیر است.

ب) پرسش اصلی پژوهش:

نگارنده این نگاشته قصد دارد به این چالش اصلی پاسخ دهد:

کتاب «الدرر السنية في الأجوبة النجدية، در گفتمان تکفیری وهابیت معاصر و نظام عملی مرتبط با آن چه اهمیت و جایگاهی دارد؟

این پرسش، پرسشهای فرعی زیر را مطرح می کند: ریشه گفتمان تکفیری وهابیت چیست؟

رابطه بین فهم انحرافی از برخی مفاهیم مانند توحید، شرکت و دیدگاه تکفیری وهابیت چیست؟

مهم ترین تألیفات بنیادی گفتمان تکفیری وهابیت چیست؟ کتاب «الدرر السنية في الأجوبة النجدية» تا چه حد بر تكفيريان اثر گذار است؟

پ) اهداف پژوهش:

این پژوهش اهداف زیر را دنبال می کند:

ـ اثبات اصالت مسلک تکفیری برای وهابیت از طریق مهم ترین کتاب اصلی گفتمانهای دینی آنها

ـ تبیین اهمیت این مسلک برای امت اسلامی و همه بشر

ـ ایجاد آگاهی اسلامی و جبهدای متحد علیه این مسلک که در چهارچوب طرحهای استعماری و ویرانگر غربیان علیه امت اسلامی از حمایت غرب برخوردار است.

5)چهار چوبه مفاهیم

 وهابیت

 جریانی سیاسی دینی است که محمد بن عبد الوهاب، متأثر از افکار ابن تیمیه (۶۶۱ /۷۲۸هـ) و شاگردش ابن قیم (۶۹۱/ ۷۵۱هـ)، به سوی آن فراخواند و در قرن دوازدهم هجری / هجدهم میلادی شکوفا شد و سیستم اولیه پادشاهی عربستان سعودی بر اساس میانی آن بنا شد.

ابن عبدالوهاب در سال (۱۱۱۵ هـ -۱۷۰۳م) در نجد زاده و در سال (۱۲۰۶ه- ۱۷۹۲م) وفات کرد، او از خانوادهای فقیه و حنبلی مذهب بود، ... او دعوتش را آغاز و مشهور ترین کتابش، یعنی «کتاب التوحید»، را تألیف کرد و از آنجا که با مخالفت رو به رو شد. به «درعیه رفت؛ جایی که از حمایت رهبر خاندان آل سعود، یعنی محمد بن سعود، برخوردار شد و در سال (۱۱۵۷ ه-۱۷۴۴م) توافقی با او منعقد کرد که به موجب آن امیر و عالم دینی برای نشر کلمه الله ملتزم به وفاداری به یکدیگر شدند. تا این تصور نشر کلمه الله - آغاز گر دوره نوینی از حملات و جنگهای خونین در شبه جزیره عربستان باشد، جنگهایی که نتیجه اش تا امروز و این لحظه، جنایتهایی غیر انسانی بوده است.

مبانی وهابیت بر پایه تکفیر همه مذاهب اسلامی، تفرقه افکنی بین مسلمانان، از بین بردن آثار رسالت معنوی اسلام، سازش با ظالمان استعمارگر و ... بناشده است. در دوره فعلی فعالیتهای این فرقه استعماری افزایش یافته و هر روز کتاب با مقالهای در حمله به مقدسات اسلامی منتشر می کنند و آل سعود در اطاعت از اوامر اربابانش در زمینه جلو گیری از وحدت مسلمانان و تفرقه افکنی بین آنها و تکفير آنان و فاسق خواندن شان توسط یکدیگر، مبالغ هنگفتی از ثروت نفتی کشور و در آمدهای حاصل از حج را صرف این کار می کنند.

گفتمان تکفیری

واژه گفتمان (خطاب) از ریشه خاطبه مخاطبة خطابا به معنای کلامی بین گوینده و شنونده است و واژه خطبه، با ضمه و کسره حرف خ، از آن مشتق شده است، این کلمه یازده مرتبه و با معانی مختلف در قرآن کریم بیان شده است. و در اصطلاح، به معنای «مجموعه ای از متون دارای ارتباط و پیوند مشترک» یا «مجموعهای از منطوقات یا ساختارهای تعبیری است که در سلسله معینی سازماندهی می یابد تا به شیوه ای تاریخی دلالتی ایجاد کند و اثر معینی را محقق سازده

تکفیر نیز در لغت به معنای مستور و پنهان کردن است، ابن فارس گوید: «کاف، ف، ر: ریشه ای صحیح است که بر یک معنا دلالت دارد؛ یعنی مستور و پنهان کردن». و بدین دلیل است که زارع کافر نامیده میشود. خداوند متعال فرمود: {كمل عبث أغجب الارتباه } ( حدید:۲۰). در اینجا کفار به معنای زارع است و زارع بذر را در زمین پنهان می کند، و بدین دلیل است که کفاره به این نام نامیده میشود، زیرا کفاره گناهان را پنهان می کند و ابوبقاء در کلیات خود می گوید:

كفر: هر چیزی که چیز دیگر را بپوشاند؛ در واقع، کفره» و کافر به این دلیل به این نام نامیده شده که نعمتهای خداوند را پنهان می کند.» |

اما معنای اصطلاح کفر، این واژه مصدر كفر به معنای حکم کردن به تکفیر کسی است؛ یعنی «کفر» به معنای حکم به الحاد اوست، یعنی دور کردن و اخراج او از مبادی دین جماعت. راغب اصفهانی گوید: «کافر به صورت مطلق درباره کسی معمول است که وحدانیت با نبوت یا شریعت یا هر سه را انکار کند.»

بنابراین، گفتمان تکفیری همان است که محمد بن عبدالوهاب و پیش از او ابن تیمیه و تمام حنبلیان و علمای ارتودکس، که خود را نماینده و سخنگوی سنت صحیح می دانستند، شکل دادند. ما بر این حوزه نام گفتمان را اطلاق می کنیم و با توجه به اینکه گفتمان یک حوزه کلی در مفهوم فوکولی است که منطق و دیدگاه خاص خود را دارد و مشارکت های علمای اتکفیری طی بازی تاریخی طولانی آن را | شکل داده، ساختاری از قوانین، احکام، مفاهیم، آداب و مسلمات و حدود است که از طریق آن (ساختار گفتمانی / حوزه کلی) حقیقت کفر و ایمان و اسلام شکل می۔ گیرد. گفتمان به اعتبار ساختار بودنش، نهادی است که افراد (تكفيري عضو را | تحت این گفتمان سازماندهی می کند، این نهاد موضع خود نسبت به گروههای غير معتقد به گفتمان خود را تعیین کرده و آنها را مثلا مرتد، کافر، دشمن و مهدور الدم و مال میداند. |

این محور را با سخن بسیار ارزشمندی از حجت الاسلام ابوحامد غزالی در خصوص نهی از تکفیر مسلمانان و اهمیت آن به پایان میرسانیم:۔

شایسته است محصل حتی المقدور از تکفیر اجتناب ورزد. زیرا مباح شمردن خون و مال کسانی که به سوی قبله نماز میخوانند و و قول لا إله إلا الله محمد رسول الله را تصریح کرده اند، خطاست و خطا کردن در زنده گذاشتن هزار کافر بهتر است از خطایی که باعث ریختن اندکی از خون یک مسلمان گردد.»

محور دوم: آثار و تالیفات اصلی و گفتمان تکفیری وهابی

تألیفات ابن عبد الوهاب و گفتمان تکفیری:

شخص ابن عبدالوهاب نجدی در دستگاه وهابیت و دیدگاه دینی آن محوریت و مرکزیت ویژهای دارد. یکی از پیروان او در مقدمه بر شرح کتاب توحید» می گوید:

کتاب توحید که در واقع حق خداوند بر بندگان است و امام بزرگوار شیخ محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان تمیمی آن را تألیف کرد.... او زمانی این کتاب را تألیف کرد که نیاز مردم بود و شرکت آنان و پرستش غیر خدا، قربانی برای غیر او و مصروف داشتن انواع عبادات برای غیر خدا را مشاهده کرد، او وظیفه خود دانست که به سوی خدا و جهاد حقیقی در راه خدا دعوت کند و چند اثر ارزشمند تأليف کرد که مهم ترینش همین کتاب بارزش است که در واقع، یکی از مهم ترین کتاب های تألیف شده در زمینه توحید است، این کتاب از کتاب خداوند متعال و سنت رسولش درود خدا بر او و خاندانش آباد - بهره برده است.»

گوینده در اینجا می کوشد امر مهمی را بیان کند؛ به نحوی که، در ادامه سخنانش می گوید: «خداوند این امام را در میان اهل نجد در جایگاه نبی قرار داد و توسط امیران عادل و امامان هدایت یافته از آل سعود وی را تأیید نمود ... پس خداوند، شکر و حمد و ثنا بر او باد، اهل نجد را به دست او هدایت کرد و تغییرشان داد و از تاریکی شرک و کفر و جهل به سوی نور توحید و ایمان و علم بیرون برد.»

از دو بند یادشده می توان نتایج زیر را به دست آورد:

امت اسلامی قبل از ابن عبدالوهاب در حالتی از گمراهی و شرک و کفر زندگی می کرد. این حالت، ابن عبد الوهاب را به تألیف کتاب توحید واداشت. از نظر آنها به دنبال کتاب خدا و سنت نبی خدا(ص) آمده است؛ بنابراین، از هر گونه نقد و اعتراضی مبراست.

ابن عبدالوهاب با انتصابی الهی و تأیید امیران عادل و امامان هدایت یافته از آل سعود مقام و منزلت نبی را دارد (عصمت عملی). |

حرکت بن عبد الوهاب حرکتی الهی است که مردم را از تاریکی و ظلمت به سوی نور و روشنایی برد. وهابی دیگری می گوید:

بسیاری از علمای سرزمینها و عصرهای مختلف و حتی دیانتهای متعدد دیده - اند که شیخ محمد بن عبد الوهاب به سوی اسلامی دعوت می کند که ماهیتش همان ماهیت زمان ظهور است با همان صفا، پاکی و وضوح، به دور از آلودگیهای فلسفه و ناپاکی شرکت و خرافات تصوف و تازه های بدعت

به این مقدار نقل قول از کتاب «الدرر السنية. (۱۹۲/۱۰-۱۹۳)، که موضوع پژوهش مان است، اکتفا میکنیم تا از میزان غلو و اغراق وهابیت درباره شیخشان آگاه شویم، با وجود اینکه آنها میدانند مبارزه با غلو درباره نبي (ص)، صحابه ، صالحان و سادات صوفیه از ضروریات مذهب وهابی است: |

خداوند در این زمان کسی را بر پا داشت که دین اسلام را دوباره زنده کند و او شیخ و امام عالم، صاحب فضایل و مکارم، دارای اخلاق متعالی و اعمال مورد رضایت والا، احیا کننده سنت نبوی، از بین برنده بدعت شرکت آمیز است ... خداوند به وسیله او دین استوار را یاری رساند، به سبب او صراط مستقیمش را تبیین نمود، صراط کسانی که به آنان نعمت داد، از جمله انبیا، صدیقین، شهدا و صالحان، خداوند به وسیله او شرک و بت پرستی، نفر و طغیان را از سرزمین نجد بین برد، و شکستن بتان به دست او و پیروان موحدش و حزب رستگار خداوند را میسر نمود.» |

درنتیجه، نمیتوان سخنان علامه عبدالقادر اسکندرانی، صاحب كتاب النفحة الزكية في الرد على شبه الفرقة الوهابیه» و دیگر علما را بعید دانست، آنجا که می گوید: « محمد بن عبد الوهاب شیفته مطالعه اخبار کسانی چون مسیلمه کذاب بود که به دروغ ادعای نبوت داشتند، او خود نیز ادعای نبوت در دل داشت، اما نتوانست آشکارش کند، او همشهریان جماعتش را انصار و پیروانش از سایر شهرها را مهاجران مینامید و به کسی که قبلا حجت الاسلام را به جای آورده بود دستور می۔ داد، دوباره حج گذارد و به او می گفت: حج اولت مقبول نیست، زیرا در حالی که مشرک بودی حج کرده بودی.»

شیخ ابن حمید نجدی در شرح زندگی پدر محمد بن عبدالوهاب می گوید: |

او پدر محمد صاحب دعوتی است که شرارههایش در آفاق پراکنده شد، اما این دو تفاوت بسیاری با یکدیگر دارند و محمد پس از مرگ پدرش دعوتش را آشکار کرد. یکی از کسانی که با او دیدار کرد به نقل از یکی عالمان به نقل از معاصر شیخ عبدالوهاب به من خبر داد که او بر پسرش محمد خشمگین بود، زیرا او دوست داشت که او نیز مانند گذشتگان و خانواده اش به فقه مشغول باشد، اما دریافته بود که امری از او حادث میشود؛ لذا، به مردم می گفت: از محمد شری خواهید دید ... و خداوند مقدر نمود که چنین شود. همچنین، پسر او سلیمان، برادر شیخ محمد، نیز مخالف دعوت محمد بود و با تکیه بر آیات و آثار پاسخ خوبی به او داد، زیرا او جز این دو را قبول نداشت و به سخن هیچ عالم گذشته یا متأخری غیر از شیخ تقي الدين ابن تیمیه و شاگردش ابن قيم توجه نداشت، محمد معتقد بود کلام این دو نصی غیر قابل تأویل است، و با کلام آنها بر مردم حمله می کرد؛ هرچند کلام آنها نامفهوم بود شیخ سلیمان پاسخش به برادرش را «فصل الخطاب في الرد على محمد بن عبد الوهاب» نامید و خداوند با وجود آن هجوم سختی که افراد دور را به لرزه در آورد، این اثر را از شر و حیله او محفوظ داشت؛ زیرا محمد بنا به اعتقادش به تکفیر مخالفان و حلالیت قتل آنها، زمانی که کسی با وی مخالفت می کرد و به او پاسخ می داد و آشکارا قادر به قتلش نبود، کسی را به سویش میفرستاد تا شبانه در بستر یا بازار ترورش کند.»

تألیفات ابن عبدالوهاب و گفتمان تکفیری

ابن عبدالوهاب نجدی ایدئولوژی مبتنی بر خون و مال و کراهیت دیگری را بنا نهاد و در تألیفات و نامههای شخصی اش برای آن نظریه صادر کرد، صاحب کتاب دعوى المناوئين می گوید:

مصنفات و رسائل نگاشته شده توسط شیخ يقينا بر این تأکید دارد که شیخ فقط به سوی عقیده سلف صالح در تمام ابواب اعتقادی دعوت می کند ... همچنین، تألیفات پیروانش پس از او و انصار دعوت سلفی گری اش نیز بر تمسک و التزام امام بزرگوار محمد بن عبدالوهاب به شیوه اهل سنت و جماعت تأکید دارد، شأن و حال آن پیروان و چنگ زدن ایشان به عقیده فرقۂ ناجیه [یعنی وهابیت بیانگر سوء و بدی در گفتار و رفتار آنان است.»

 

 

بر اساس فهرست کتاب‌شناسی که یکی از وهابیان ارائه کرده،‌کتاب‌های شیخ وهابیت درباره محورهای زیر است:

 

جدول شماره‌ (01) توضیح مهم‌ترین کتاب‌ها و تألیفات ابن عبدالوهاب

عقیده

فقه

تفسیر و حدیث و سیره

کتابها و رساله و نوشته ها

کتاب‌التوحید،‌ کشف‌الشبهات،‌رسائل ضمن‌الدررالسنیه، ...

الکتب الرسائل والنبذ

مختصرالإنصاف و الشرح الکبیر

تفسیر سخن از آیات قرآن کریم

سورة الفاتحة بعض فوائدها.

پرسش‌ها و پاسخ‌ها

مفید المستفید فی کفر تارک التوحید،‌أحکام الردة، ...

فتاوی و پاسخ‌های فقهی

اغلب آنها در کتاب الدرر السنیة پراکنده است

حدییث و سیره نبوی

نصیحة المسلمین بأحادیث خاتم المرسلین،‌ مختصر سیرة الرسول

مکاتبات                      نامه‌های خصوصی و عمومی

 

علامه شیخ شمس‌الدین جزایری در کتاب خود با عنوان«جذور البلاء» می‌گوید:«عبدالوهاب هر کسی را که با وی مخالفت کرد به کفر محکوم کرد،‌همه هم‌عصران خود را به کفر محکوم کرد،‌خلافت عثمانی و علمای عصرش را به کفر محکوم کرد،‌کار تکفیر به جایی رسید که حتی خود و شیوخش را نیز تکفیر کرد؛ بنابراین،‌ تکفیر در رگهایش جاری است او فقط به تکفیر مسلمانان بسنده نکرد،‌بلکه لشکریانش را برای قتل آنها،‌به آتش کشیدن خانه‌ها و به اسارت گرفتن زنانشان و تسلط بر دارایی‌شان بسیج کرد،‌همه گروه‌های تروریستی پس از او به شیوه او حرکت کردند و از مشعل او نور گرفتند و در مسیر او گام نهادند؛ از این‌رو،‌دعوت وهابیت بر سه ستون تکفیر،‌قتل و کار برای انگلیس [و در حال حاضر برای آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی] استوار است.»

اینک بخش‌هایی از کتاب ابن عبدالوهاب را نقل می‌کنیم که بیانگر شیوه تکفیری اوست،‌در بحث از کتاب الدرر السنیة به تفصیل درباره این اقوال نقل شده سخن خواهیم گفت.

الف) ابن عبدالوهاب توحید را نمیشناسد

 من در مورد خودم برایتان می گویم، به خدایی که هیچ خدایی جز او نیست سوگند، طلب علم کردم و کسی که مرا میشناخت معتقد بود که من شناخت و معرفت دارم؛ در حالی که، من در آن زمان و پیش از این خبری که خداوند بر من منت نهاد، نه معنای لا إله إلا الله را میدانستم و نه دین اسلام را، همچنین، هیچ یک از اساتیدم نیز این را نمیدانستند..

بنابراین، هر یک از علمای معارض اذعان کند که او پیش از این زمان معنای الااله إلا الله با دین اسلام را میدانست یا هریک از استادانش اذعان کند که کسی آن را می شناخت کذب و دروغ بسته و مردم را فریب داده و خود را به سبب چیزی که ندارد ستایش کرده است.»

ب) ابن عبد الوهاب پایه گذار امیری کودکان

 «یک فرد عامی موحد بر هزار عالم این مشرکان غلبه و برتری دارد، چنان که خداوند متعال می فرماید: {وإن جندنا لهم الغالبون} (صافات:۱۷۳). سربازان خداوند، با حجت و زبان غالب هستند، چنان که با شمشیر و نیزه نیز غالبند، و فقط بر موحدی بیم است که بدون سلاح در مسير گام بر میدارد. «عثیمین در شرح این بند از کتاب کشف الشبهات» می گوید: عامی موحد کسی است که به انواع سه گانه توحید الوهیت، ربوبیت و اسماء و صفات) اقرار دارد، او به این دلیل بر هزار عالم مشرک غلبه می یابد که علمای این مشرکان با توحیدی ناقص خدا را یگانه میدانند، یعنی فقط با توحید ربوبیت او را یکتا میدانند و این توحید ناقص است نه توحید حقیقی، زیرا نبی مکرم صلی الله عليه واله وسلم با مشرکانی که با این توحید خدا را یکتا میدانند پیکار کرد و این توحید سودی برایشان نداشت و خون و اموالشان به سبب آن مصون نماند. اما رد عامی موحد به انواع سه گانه توحید: توحيد ربوبیت، الوهیت و اسماء و صفات اقرار دارد، لذا از اینان برتر است.ه

از این رو، افراد عامی و هابیت، به تبع علمایشان، بر تکفیر علمای بزرگ امت اسلامی در مذاهب مختلف، به خصوص اهل سنت اشعری، جرئت یافتند تا این حدیث شریف نبوی را که بخاری در صحیح خود در «باب علامات النبوة في الإسلام، باسندش از سیدمان رسول خدا(ص) روایت می کند درباره آنها صادق گردد:

در آخرالزمان قومی کم سن و سال و نابخرد خواهد آمد که بهترین سخنان بشر را می گویند و چنانکه تیر از کمان میجهد از اسلام منحرف میشوند، ایمانشان از حنجره فراتر نمی رود پس هر کجا آنان را دیدید بکشید قتل آنها، در روز قیامت برای قاتلش اجر است.»

ج) علمای مشرکان (اهل سنت) به صحت دین وهابی اقرار کردند:

خداوند متعال با اقرار همهی علمای مشرکان به این نکته بر شما منت نهاد، این اقرار آنها را شنیده اید که آنچه که در حرمین، بصره، عراق و یمن انجام میشود شرک به خداست، آنها برایتان اقرار کردند که این دینی که اهلش باری اش می کنند و گمان می کنند جمعیت اعظم هستند، دینشان شرک است. همچنین برایتان اقرار کردند که توحیدی که برای خاموش کردنش و نیز برای قتل و حبس پیروانش تلاش می کنند همان دین خدا و رسول خداست، و این اقرار و اعتراف آنها علیه خودشان یکی از بزرگترین آیات خداوند و از بزرگترین نعمتهای او بر شماست..

د) ابن عبد الوهاب توسل کنندگان را مهدور الدم می‌داند:

«دانستم که که اقرار آنها به توحید ربوبیت باعث ورودشان در اسلام نمیشود، و دانستم که منظور آنها ملائکه، انبیا و اولیاست و با آن طالب شفاعت و تقرب به خداوند هستند و این چیزی است که خون و مال آنها را حلال می کند.»

تكفير اشعریان در تألیفات وهابیت (به عنوان نمونه):

وهابیان اشعریان پیرو امام اهل سنت «ابوالحسن اشعری» را نیز - با وجود اینکه بیشتر مسلمانان را تشکیل می دهند. همچون دیگر مذاهب اسلامی تکفیر کردهاند. شیخ غنيمان، رئیس بخش تحصیلات تکمیلی دانشگاه اسلامی مدینه منوره، می گوید:

امروز اکثریت جهان اسلام در هر چهار مذهب به اشعری منسوب هستند. آنها به تأويل نصوص صفات تکیه دارند تأویلی که گاه به تحریف می رسد و گاه بسیار بعید میشود، دنیا از کتابهای این مذهب پر شده است و صاحبانش مدعی اند که از اهل سنت هستند و کسانی را که به ظاهر نصوص ایمان دارند به تشبیه و تجسیم نسبت می دهند.

با وجود این مسئله، علمای اسلام، وارثان رسول الله صلى الله عليه وسلم، باید به اقتضای شرایط با مناظره، یا تألیف و بیان حق با برهان عقلی و نقلی در مقابل این جریانهای انحرافی ایستادگی کنند و ممکن است که گاه کار به سلاح نیز کشیده شود.»

سخن به اینجا ختم نمیشود، بلکه وهابیت، به تبع عقیدۂ ملت برگزیده خداوندی به صراحت و با تمام توان می کوشند اشعریان را از دایره اهل سنت و جماعت خارج

کنند، نویسنده کتاب «الأشاعرة في ميزان اهل السنه»، که ده تن از شیوخ وهابیت بر آن تقریظ و مقدمه نگاشته اند، می گوید:

خطایی که بر زبان برخی پژوهشگران و حتی برخی از منتسبین به علم تکرار میشود برایمان روشن شد، یعنی اینکه اشعریه و ماتریدیه را اهل سنت و جماعت میدانند، حتی برخی از آنها قائل به این هستند که اصطلاح اهل سنت و جماعت شامل سه گروه اهل حدیث، اشعریه و ماتریدیه میباشد.

به جانم سوگند، این جمع نقیضین است؛ زیرا تقریر اهل حدیث از مسائل اعتقادی و منابع آنها با منابع و تقریر متکلمان تفاوت دارد.» |

تكفير اشعریان توسط وهابیان بین تكفير خفی و صریح در نوسان است. در اینجا برخی از موارد تکفیری معاصران را بیان می کنیم:

الف) اشعریان اهل بدعت و ضلالت هستند:

اشعریان اهل بدعت و ضلالت هستند و اقرار ایشان به صفات مشهور و معلوم دینی در مجموع، ضرورتا مانع از تکفیر آنها شد [از روی تقیه)،... همه اینها بدعت و ضلالت موروثی معتزله برای اشعریان است.»

ب) اشعریان طایفه ای بدعت گذار هستند:

حقیقت تردیدناپذیر این است که اشعریه و ماتریدیه طایفهای بدعت گذار هستند و کسی جایز نیست بگوید: آنها اهل سنت هستند و هر کسی که گمان کند این دو طایفه از اهل سنت و جماعت هستند مرتکب خطایی بزرگ و خطری آشکار شده است و در روز قیامت به سبب این قول درخواست خواهد کرد که راهش گشوده شود.» |

ج) علمایی که اقرار کردند اشعریان اهل بدعت و از فرقه‌های هلاکت شده است:

این عبارت، عنوان فصل اول کتاب "تأكيد المسلمات السلفية في نقض الفتوى الجماعية بأن الأشاعرة من الفرقة المرضية " می باشد که همه موارد سابق از آن نقل شده است. مؤلف این کتاب فهرستی از علمایی را بیان می کند که معتقدند اشعریان، بدعتگر و هلاکت شده هستند (امام أحمد، أبو نصر سجزی، ابن خویز منداد مالکی، ابن قدامه، أبو حامد اسفرایینی، ابو اسماعیل انصاری هروی، کرجی شافعی، قحطانی، ابن تیمیه، ابن قيم، سليمان بن سمحان، ابوبطين، البانی، عثیمین، فروزان). |

او پس از برشمردن اعتقاد اشعریان در فصل دوم تحت عنوان «مختصر فی معتقد الأشاعرة وسبب إخراجهم من الفرقة الناجية » می گوید:

پس از روشن شدن اعتقادات اشعریه یکی از موارد بیان شده در بالا برای بدعتگر خواندن و بیرون کردن آنها از اهل سنت و فرقۂ ناجیه به سمت عموم هفتاد و دو فرقه مسلمان گمراه کافی است.)

د) اشعریان بر مسلک مشرکان قریش حرکت کردند:

فقط اهل بدعت از جهمیه، معتزله و اشعریه آن را انکار می کنند، کسانی که بر مسلک مشرکان قریش حرکت کردند، کسانی که به خداوند رحمان کفر می ورزند و اسماء خدا را انکار می کنند.»

ه) اشعریان طائفهای کافر و معاند هستند:

این طایفه، که به ابوالحسن اشعری منسوب است، پروردگار عالم را به صفات عدم و جمود توصیف کردند و دروغهای بزرگ بر خدا بستند و با اهل حق سلف و ائمه و پیروان آنها مخالفت کردند؛ .... این طایفه ی منحرف از حق، شیاطینشان را برای بازداشتن مردم از راه خدا به کار بستند و توحید و یگانگی خدا در الهیت را انکار کردند و شر کی را که خداوند نمی بخشد مجاز دانستند و پرستش غیر او را تجویز کردند و با تعطیل، منکر توحيد صفاتش شدند. لذا پیشوایانی از اهل سنت و جماعت تألیفات معروفی در پاسخ به این طایفه ی کافر معاند دارند که در این آثار هر شبهای را برملا کرده و به بیان حقیقتی پرداختند که کتاب خدا و سنت رسولش بر آن دلالت دارد و سلف امت و پیشوایان روایت و درایت امت بر آن بودند. "

و) اشاعره جهمیه هستند و جهميه کافرند:

خالد بن علی مرضی غامدی در رسالهای مهم می گوید:

این کتابی درباره تکفیر اشاعره، تبیین دیدگاه اهل علم در خصوص آنان، اثبات اجماع علمای سلف بر کفرشان و پاسخ دهی به کسانی است که نظرشان بر خلاف این است. در این کتاب شرح داده شده است که هر کس صفات عقلی خداوند مانند علم را که ربوبیتش تنها مبتنی بر آنهاست و صحت الوهیتش تنها بر اساس آنها می باشد - انکار کند کافر است و به دلیل جهل یا تأویل، معذور نمی باشد. این در حالی است که من پیش تر، قائل به تکفیر اشاعره و ماتریدیه نبودم. به طور مثال، در کتابم «نقض عقائد الأشاعرة، (رد عقاید اشاعره) چنین دیدگاهی نداشتم. اما وقتی در ادله و سخنان علمای سلف تأمل کردم از این دیدگاه خود برگشتم و از آن برائت جستم و هیچ کس را حلال نمی کنم که کافر ندانستن آنها را از من نقل کنند یا به من نسبت دهد ... من هر کس را که مخالف این دیدگاه است به تأمل در ادله و پیروی از شیوه علمای سلف در تكفير آنان و معذور ندانستنشان فرا میخوانم؛ .... زیرا حقیقت تردید ناپذیر این است که اشاعره، جهمیه هستند و جهبه کافرند و مسلمان نیستند. مشرک جاهل به توحید که منکر صفات ربوبیت و الوهیت است، مسلمان نامیده نمی شود؛ هرچند جاهل یا تأویل کننده باشد. اهل سنت بر این مسئله اجماع دارند.

این الغامدی از شاگردان ابن باز، العثيمين و ابن الجبرين است. وی پیشتر، کتابی با عنوان «نقد عقائد الأشاعرة والماتریدیه ، نقد عقاید اشاعره و ماتریدیه) تألیف کرده و با وجود اینکه مدعی شده بود که اشاعره را در خصوص مذهب قدیمشان تکفیر نمی کند . و ما نیز این سخنش را در بالا از وی نقل کردیم . در این کتاب گفته است:

دو نظر (یعنی نظری که قائل به تکفیر اشاعره است و نقشری که آنان را کافر نمی داند تفاوتی ندارند و هیچ یک از اهل سنت (یعنی وهابیت منکر آن نیست که اشاعره و ماتریدیه سخنان کفر آمیزی دارند که آنان را خارج از آیین می سازد. مانند: انکار غلو و در بالا بودن خداوند که بر اساس مبانی تورات است)، تعطيل صفات ذاتی و فعلی خداوند و اعتقاد به اینکه ایمان، صرف تمدیق و تأیید و شناخت است. هیچ اختلاف نظری در این خصوص وجود ندارد؛ بلکه اختلاف نظر تنها در باره تکفیر کردن آنان و معذور بودنشان به خاطر تأویل و عذر است. اما هیچ اختلاف نظری درباره اینکه آنان مرتكب كفر شدهاند وجود ندارد..

وأختم بما ختم به عادل آل حمدان الوهابی رسالته "مسألة في تكفير الأشاعرة" نقلا عن القحطاني (ت: ۳۸۳ ها في نونيته المشهورة والني فضح فيها الأشاعرة و هجاهم (حسب تعبيره) وهددهم بكل أنواع الوعد والوعيد، يقول:

سخن خود را با قصيده مشهور نونيه القحطاني (م ۳۸۳ق) به پایان میرسانم که عادل آل حمدان وهابی آن را خاتمه کتابش به نام «مسألة في تكفير الأشاعرة» (پرسشی درباره تکفیر اشاعره) قرار داده است. القحطانی در این کتاب، اشاعره را (به قول خود) رسوا و هجو و به هر صورتی که می توانسته آنان را تهدید کرده است. وی می گوید:

«اکنون اشعری و حزبش را هجو می کنم و بهتانی را که کتمان کردند افشا می کنم: ای جماعت متکلمان، شما به مانند مردم (اهل السبت) روز شنبه که در خصوص ماهی هاعداوت ورزیدند عداوت ورزیدید (به مانند یهودیان که در خصوص ماهیگیری با خداوند دشمنی ورزیدند، دشمنی ورزیدید)

تا زمانی که جان در بدن دارم با کلنگ خود، آبرویتان را (از ريشه) قطع می کنم (آبرویتان را می برم)؛

تا زمانی که کفن هایم، جسمم را پنهان سازند (تا زنده ام) شما را هجو می کنم و حزبتان را ملامت میکنم؛

با زبانم، پرده هایتان را خواهم درید تا این پیام را به دور و نزدیک برسانم؛

ریز و درشتتان را هجو می کنم و خشمم در خصوص شما به مانند خشمم در خصوص کسی است که به من دشنام داده و مرا هجو کرده است؛

صاعقه هایم را بر شما فرود خواهم آورد و آتش من جگرهایتان را خواهد سوزاند؛

با شمشیر حقیقتم دروغتان را می برم و طوفان من، زبانه آتش شما را خاموش می کند؛

در وامانده سازی شما خدا را هدف خود قرار دادم و وامانده سازی شما توسط من، باعث منع شما میشود؛

به مانند حمله شیران به گله گوسفندان به رهبران سر کشتان حمله می کنم؛

با سنگهای منجنیق هایم شما را هدف قرار می دهم تا قدرت من، تکبر شما را ویران کنند؛

من به سرزمین های دیگر می تویسم که شما را دشنام دهند؛ به گونهای که در همه جا منتشر گردد

با حجت و دلیل خود، شبهات شما را نابود می کنم تا دانایی من نادانیتان را بپوشاند

به مانند ببرها و عقابها، به خاطر سخن خداوند در خسوص شما، خشم می گیرم؛ با سخن بران خود چنان شما را می زنم که نفس دلاوران را به لرزه در آورد؛

کاری می کنم که با مدفوع، انفیه بکشید (سعوط کنید)، انفیه ای که تمام انسان های ترسو با آن عطسه کنند؛

خدا را شکر من در جنگ با شما محکم و دلم قرص است؛ اگر شمشیر بزنم یا نیزه پرتاب کنم ضربه ام منحرف نمی شود (و به هدف میخورد)؛

اگر به لشکر شما حمله کنم با شمشیرهای برهان و استدلالم آن را پاره پاره می کنم؛

شریعت و قرآن بزرگترین ساز و برگ من است و آنها برای بریدن استدلالتان همچون شمشیر هستند.

محور سوم: کتاب الدرر السنية و گفتمان تکفیری وهابی

نگاهی گذرا به کتاب الدرر السنية في الأجوبة النجدية:

اکتاب الدرر السنية في الأجوبة النجدية : مجموعه نامهها و پرسشهای علمای والای نجد از دوران شیخ محمد بن عبد الوهاب تا این دوران» یکی از کتابهای بنیادی و منبع نزد وهابیت است. همان‌طور که از نام این کتاب پیداست،‌این کتاب 16 جلدی شامل تمام نامه‌نگاری‌ها،‌نامه‌ها،‌فتواها و پاسخ‌های شیوخ و علمای قدیم و معاصر وهابیت است. کار گردآوری این کتاب را عبد‌الرحمن محمدبن قاسم العاصمی النجدی الحنبلی انجام داده است.

محمدبن عبداللطیف آل الشیخ در تقریظ خود بر این کتاب می‌گوید:

«اما بعد،‌من این مجموعه عالی و جذاب را که عبدالرحمن بن محمد بنن محمد بن قاسم گردآورده است؛ علوم و پرسش‌هایی که علمای این دعوت در پرسش‌ها و نامه‌های نورانی و روشن خود برای کسانی تبیین کرده‌اند که خداوند، خواستار هدایتشان شده بود.

آنان،‌که خدایشان بیامرزد،‌این پرسش‌ها و نامه‌ها را به طور کامل به رشته تحریر در آوردند و شامل برهان و دلیل و هدایت به سمت راه روشن است و به ویژه شامل عقاید،‌پاسخ‌ها و نصایحی می‌شود که بیشتر آنها در دیگر مجموعه‌ها یافت نمی‌شود.»

جدول شماره(02): توضیح جزئیات نسخه‌های چاپی کتاب الدررالسنیة که در این پژوهش،‌استفاده شده است.

شماره‌جلد

عنوان جلد

نوبت‌چاپ

سال‌چاپ

تعداد صفحات

01

کتاب العقائد(کتاب عقاید)

7

2004م

607

02

کتاب التوحید(کتاب توحید)

7

2004م

371

03

کتاب الأسماء و الصفات(کتاب اسماء و صفات)

7

2004م

387

04

القسم الأول من کتاب العبادات(بخش اول کتاب عبادات)

7

2004م

449

05

القسم الثانی من کتاب العبادات(بخش دوم کتاب عبادات)

7

2004م

425

06

کتاب البیع(کتاب فروش)

7

2004م

483

07

من کتاب الوقف إلی نهایة الإقرار(از کتاب وقف تا پایان اقرار)

7

2004م

619

08

القسم الأول من کتاب الجهاد(بخش اول از کتاب جهاد)

7

2004م

512

09

القسم الثانی من کتاب الجهاد،‌و أول کتاب حکم المرتد (بخش دوم از کتاب جهاد و اول کتاب حکم مرتد)

7

2004م

455

10

القسم الأخیر من کتاب حکم المرتد(بخش آخر کتاب حکم مرتد)

6

2004م

533

11

القسم الأول من کتاب مختصرات الردود(بخش اول کتاب پاسخ‌های مختصر)

5

2004م

600

12

القسم الثانی من کتاب مختصرات الردود(بخش دوم از کتاب پاسخ‌های مختصر)

5

2004م

564

13

تفسیر و استنباط لسور و آیات من القرآن الکریم(تفسیر و استنباط برخی از سوره‌ها و آیات قرآن)

2

2004م

469

14

کتاب النصائح(کتاب نصایح)

2

2004م

583

15

القسم الأول من البیان الواضح و أنبل النصائح عن ارتکاب الفضائح(بخش اول شرح روشن و برترین نصایح درباره ارتکاب رسوایی‌ها)

2

2004م

508

16

القسم الثانی من البیان الواضح،‌و تراجم أصحاب تلک الرسائل والأجوبة(بخش دوم شرح روشن و زندگینامه‌های صاحبان آن پرسش‌ها و پاسخ‌ها)

22

2004م

512

گفتمان تکفیری در کتاب الدرر السنیة

همه میدانیم که استدلال به منابع و ادله وهابیت،‌تنها راه روشن شدن واقعیت عقیده تکفیری آنان است. کتاب الدرر السنية بهترین کتاب در این زمینه است؛ زیرا همان - طور که گذشت اهمیت فراوانی دارد. در ادامه به بندها و متونی از این کتاب اشاره می کنیم که تکفیر مسلمانان را توسط آنان تحت شعار «هر کس کافر را تکفیر نکند کافر است» روشن می سازد.

خاندان شیخ (آل الشيخ) همان راه راست (صراط مستقیم) هستند:

هیچ کس از مردم نباید از راه خاندان شیخ، که رحمت خدا بر آنان باد، عدول کنند و با آنچه بر آن در اصول دین باقی ماندند مخالفت بورزند؛ چرا که این راه همان راه راست است و هر کس از آن منحرف شود به راه اصحاب دوزخ رفته است.ه

امام اهل سنت فخرالدین رازی کافر است:

در نامه ای که ابن عبد الوهاب به احمد بن عبدالکریم مینویسد، پس از نقل سخن ابن تیمیه که گفته است رازی، کتابی درباره پرستش ستارگان تألیف کرده و این کار بنابر اجماع مسلمانان، ارتداد از اسلام است، با اعلام موافقت خود با سخن ابن تیمیه می گوید:

به سخنش درباره تمایز قائل شدن میان سخنان پنهان و مسئله مورد بحثمان درباره کافر بودن معین بنگر و در تکفیر سران آنان، فلانی و فلانی بعينه، و ارتداد صریحشان توسط او تأمل کن و درباره سخن صریح وی بیندیش که اجماع بر ارتداد فخر رازی از اسلام را با وجود آنکه رازی نزد علمای شما یکی از چهار امام است حکایت کرده. آیا این امر با آنچه تو از سخنش مبنی بر اینکه معین کافر نمیشود فهمیدی مطابقت میکند؟

وی در نامه دیگری می گوید:

بلیغ تر از آن این است که برخی از آنان درباره دین مشرکان و ارتداد از اسلام کتاب مینویسند؛ همان طور که رازی درباره پرستش ستارگان، کتاب نوشت و ادله ای را برای خوبی و فایده آن اقامه کرد و به آن متمایل شد. این کار به اجماع مسلمانان، ارتداد از اسلام است.»

ابن فارض و ابن عربی جزء فرقة كفار هستند

اشعر ابن فارض كفر صریح است؛ زیرا وی شاعر وحدت گرایان است که میان عابد و معبود و رب و مربوب فرقی قائل نیستند، بلکه قائل به وحدت وجود هستند. او از فرقه ابن عربی است که این المقری شافعی درباره آنان گفت: هر کس در کافر بودن فرقه ابن عربی شک کند، کافر است.ه

تكفير مخالفان دعوت ابن عبد الوهاب این مخالفان از سرشناسان و علمای حنبلی تجد و معاصر ابن عبد الوهاب بودند و نپذیرفتند که زیر سلطه او بروند، مانند شیخ سليمان بن سحيم، شیخ عبدالله المویسی علامه محمد بن فيروز و غیره که شیخ ابن حمدی در کتابش به نام «السحب الوابلة على ضرائح الحنابله» نامشان را آورده است.

به تو می گوییم: تو (پسر سحيم) و پدرت به کفر، شرک و نفاق تصریح می کنید وتو و پدرت تاکنون شهادت لا إله الا انه را نمیفهمیدید. من به این شهادت شهادت میدهم؛ شهادتی که خداوند در روز قیامت از من درباره آن خواهد پرسید وتو و پدرت تاکنون معنای آن را نمیفهمید. شاید تو به سوی خدا توبه کنی و در دین اسلام (منظورش دین وهابیت است وارد شوی، تو و پدرت و کسانی که از شما پیروی می کنند، شبانه روز در دشمنی با این دین تلاش می کنید. تو انسانی هستی که دانسته معاند و گمراه هستی و کفر را بر اسلام ترجیح دادی.۱

می گویید که من شما را (یعنی مخالفان را به دلیل موالات. تکفیر می کنم. به هیچ وجه، بلکه من به طور قطع می گویم: کفر کسی که گنبد ابوطالب را پرستش کند به یک دهم كفر المويس و امثالش نمی رسد.ه

استدلال به کفر خوارج برای تکفیر مسلمانان شیخ تقی الدین در کتاب الرسالة السنية به هنگام سخن گفتن درباره خوارج وخروجشان از دین و دستور پیامبر (ص) به قتلشان گفت: اگر در دوره پیامبر (ص) و خلفای ایشان کسانی بودند که منسوب به اسلام و سنت بودند و با وجود عبادت بسیارشان از دین، خارج شده بودند، باید دانست که افراد منسوب به اسلام در این زمان نیز گاه به دلایلی از اسلام خارج می شوند که برخی از آنها عبارت اند از : علوی که خداوند آن را در آیه { يا اهل الكتاب لا تغلوا في دینگم }(سورة النساء، آیه ۱۷۱) (اي اهل کتاب در دینتان غلو نکنید) نکوهش کرده است (و علی بن ابی طالب، که خدا از او خشنود باد، رافضی های غلو کننده را آتش زد و دستور داد که گودال هایی برایشان حفر شود. سپس، آنان را در آن گودال ها انداخت و صحابه بر سر قتل آنان اتفاق نظر کردند؛ اما ابن عباس، که خدا از وی و پدرش خشنود باشد، مذهبش این است که آنان باید با شمشیر کشته شوند نه سوزاندن). این، نظر بیشتر علماست و داستانهایشان نزد علما معروف است. غلو در خصوص برخی شیوخ هم همین طور است، بلکه غلو دربار، علی بن ابی طالب هم همین طور است، بلکه غلو درباره مسیح و مانند او نیز همین طور است.»

بلاد مسلمین بلاد شرکت است: عبدالرحمن النجدی درباره آغاز دعوت ابن عبد الوهاب و حالت بلاد به هنگام ظهورش می گوید:

اغریت اسلام در میان مردم عصر و شهر او یعنی ابن عبد الوهاب ) در آن زمان شدت پیدا کرده بود و آثار دین از دینشان زدوده شده بود و پایههای آیین حنفیت ویران شده بود و عادات مردم دوران جاهلیت بر بیشتر آنان چیره شده بود. نشانه های شریعت در آن دوران از بین رفته بود و جهل، تقلید و روی گردانی از سنت و قرآن چیره شده بود ... شیطان در فریب مردم بلاد نجد تلاش بسیاری کرده بود. آنان نزد قبر زید می آمدند و با سخنی فصیح، او را از روی میل و ترس میخواندند و ادعا می کردند که او حاجت هایشان را برآورده می کند. آنان معتقد بودند که او یکی از بزرگ ترین اسباب و اولیاست. همچنین، نزد قبری می آمدند که مدعی بودند قبر ضرار بن الأزور است؛ در حالی که، این دروغ و بهتان محض بود. همچنین، درخت خرمای، مذکری، داشتند که زنان و مردان نزد آن می آمدند و زشت ٹرین کارها را نزد آن انجام می دادند ... عجیب است که این عقاید باطل، مذاهب گمراه، عادات

ظالمانه و راه های بیهوده حتی در بلاد الحرمين الشريفين نیز ظاهر شده و رواج یافته بود. همچنین، کارهایی که در مدینه مشرفه، که بر ساکن آن برترین درود و سلام باد، صورت می گرفت، از این قبیل و به دور از شیوه شریعت و راه درست بود. در بندر جذه چیزی وجود داشت که در گمراهی به اوج خود رسیده بود و آن قبری بود که مدعی بودند قبر حوا است و یکی از شیاطین آن را برایشان بنا نهاده است ... همچنین، در بزرگداشت مشهد العلوی و بیم و امید در خصوص آن مبالغه کردند ، امور شرکت آمیز، عبادات بت پرستانه و ادعاهای فرعونی در مصر و صعيد و فيوم آن به حدی رسیده بود که هیچ کتابی گنجایش آن را ندارد و هیچ سخنرانی ای نمی۔ تواند به آن نزدیک شود؛ به ویژه نزد مشهد احمد البدوی و مانند وی که از معبودان به شمار می آمدند . مشهدها، بناهای یادبود و بتها در حلب، دمشق و دیگر بلاد شام، وجود داشت که اهل ایمان و اسلام، که پیروان سرور بشر هستند، گرد آن نمی۔ آیند. این موارد به کفریات مصر و آلوده شدن به آن حالت های بت پرستانه شرک ـ آمیز نزدیک بود. موصل و بلاد کرد نیز همین طور بودند و انواع شرک، فجور و فساد در آن پدید آمده بود. عراق، دریای این موارد بود که دیگر خلیج ها را در احاطه داشت؛ چراکه در آن مرقد حسینی بود که رافضیها آن را بت و بلکه خدای مدبر و آفریننده آسان‌ساز قرار داده و با آن به دوران مجوسیت بازگشته و پیمانگاه‌های لات و عزی و عقاید مردم جاهلیت در خصوص آن دو را احیا کرده بودند.

مشهد العباس، مشهد على، مشهد ابو حنیفه، معروف الكرخی و شیخ عبدالقادر نیز همین طور بود. رافضی ها و سنی های عراق شیفته این مشهدها شدند و از درخشان ترین خواسته ها و اهداف عدول کردند و حق خداوند یگانه، بی نیاز و واحد را بر گردنشان نشناختند. به طور کلی، آنان بدترین مردم آن شهرها و دورترینشان و متکبر ترینشان از حق بودند.»

مکه مکرمه بلاد کفر است:

این بلاد، لاجرم بلاد کفر و شرک است؛ به ویژه زمانی که مردمش دشمن اهل توحيد بودند و برای از بین بردن دینشان و نابودی بلاد اسلام تلاش و کمک می کردند.

کشور ترکیه کشور مشرکان است: هر کس مشرکان کشور ترکیه و گور پر ستان، مانند مردم مکه و غیره، را که صالحان | را می پرستند و از توحید خداوند به شرك عدول کردند و سنت رسول خدا(ص) را به بدعت تبدیل کردند تکفیر نکند، مانند آنان کافر است؛ هر چند از دینشان متنفر باشد و آنان را دشمن، و اسلام و مسلمانان را دوست بدارد؛ زیرا هر کس مشرکان را تکفیر کند، قرآن را تصدیق نکرده است؛ چرا که قرآن، مشرکان را تکفیر کرده و فرمان به تكفير آنان، دشمن داشتنشان و جنگ با آنان داده است.»

هر کس کفر کشور (عثمانی) را نشناسد و میان مردم آن و مسلمانان ظالم (باغی) تمایزی قائل نشود، معنای لا إله إلا الله را نشناخته است. اگر این فرد افزون بر این معتقد باشد که مردم این کشور مسلمان هستند، بدتر است؛ زیرا این امر همان شک در کفر کسانی است که به خداوند کفر و شرک ورزیده اند و هر کس هر گونه کمکی به آنان علیه مسلمانان بکند، این امر ارتداد صریح است.»

دعوت آشکار به قتل تمام مسلمانان و حمله به آنان: | اگر کسی که دعوت ما به سوی توحید خدا و عمل به فرائضش به او رسیده است از پذیرش آن سرپیچی کند و بر شرک به خدا بماند و فرائض اسلام را ترک کند، ما او را تکفیر می کنیم و با او می جنگیم و به او بلکه به خانه او حمله می کنیم، تمام کسانی که با آنان جنگ کردیم دعوتمان به آنان رسیده بود، بلکه مطمئن و معتقدیم که دعوت ما به اهل یمن، تهامه، الحرمین، شام و عراق رسیده است و مطمئن شدند که ما دستور به خالص کردن عبادت برای خدا می دهیم و شرکت ورزیدن به خدا از راه خواندن غیر خدا و کمک خواستن از آنان به هنگام سختی ها و نگرانی ها و حاجت خواستن از آنان را، که بیشتر مردم بر آن هستند، انکار می کنیم و به اقامه کردن نماز، دادن زکات و دیگر امور اسلام فرمان می دهیم و از فحشا و منکر و دیگر بدعت ها نهی می کنیم. دعوت کردن چنین کسانی قبل از جنگیدن واجب نیست؛ زیرا پیامبر (ص)، در حالی که بنی المصطلق بی خبر بودند، به آنان حمله کرد. همچنین، حمله پیامبر (ص) به مردم مکه بدون هشدار یا دعوت بود.»

این ها مطالبی بود که از کتاب الدرر السنية نقل کردیم و اگر می خواستیم تمام موارد تکفیر موجود در آن را نقل کنیم به اندازه چند جلد می شد. با وجود این، وهابی ها مقاومت می کنند و نسبت تکفیر به ابن عبدالوهاب را تکذیب می کنند. مانند بدر بن علی بن طامي العتيبي وهابی در کتابش به نام «براءة كتاب الدرر السنية في الأجوبة النجدية من المذاهب الغوية والرد على إفك المفترين» (برائت کتاب الدرر السنية في الأجوبة النجدیه از مذاهب گمراه و پاسخ به بهتان افترازنندگان) یا انکار وجود تکفیر در این کتاب توسط شیخ الفوزان.

محور چهارم

نتایج و پیشنهادها نتایج پژوهش از مباحثی که گذشت نتایج مهم زیر به دست آمد:

شیوه خونین تکفیر شیوه ای اصیل در اندیشه وهابی از آغاز پیدایش آن است؛

کتاب ها و تألیفات بنیادین وهابیت، بدون استئنا، انبار تکفیر تمام مذاهب اسلامی است و همین امر باعث شد تا وهابیت به عنوان منبع اساسی جنبش های معاصر تکفیری، مانند القاعده و داعش، قرار بگیرد؛

کتاب «الدرر السنية» به عنوان یک قانون اساسی برای تکفیر شمرده می شود؛ زیرا نامه ها و فتواهای بسیار زیادی را در بر دارد که متعلق به سران و بنیان گذاران مذهب وهابی است؛

دو جنبه در شیوه تکفیری ـ وهابی در هم می آمیزند: جنبه سیاسی و جنبه دینی؛

تكفير نزد وهابیت برابر با قتل است. این خط تکفیری، تهدیدی مستقیم و صریح برای خط تقریب مذاهب و وحدت اسلامی و یاری ای برای نیروهای استعمارگر و صهیونیستی در چهار چوب جنگ نرم و جنگ های نیابتی به شمار می رود.

پیشنهادها اکنون چند پیشنهاد که می تواند مانع پدیده تکفیر شود، و آن را نابود کند ارائه دهیم:

تأسیس دیده بانی برای مبارزه با تکفیر و تکفیری ها که اعضای آن شامل عقلای امت از مذاهب و رویکردهای فکری مختلف باشند و وظیفه این دیده بان، رصد کردن پدیده تکفیر و آگاهی بخشی به امت با هدف منزوی کردن این پدیده و نابودی آن باشد؛

برپایی مراکزی پژوهشی و برگزاری گردهمایی های علمی و دانشگاهی با هدف روشن سازی خطر اندیشه تکفیری و منابع آن؛

پایتخت های علمی اسلام، که در رأس آنها الازهر و حوزه علمیه است، باید نقش تمدنی خود را ایفا کنند. علمای وفادار به دین و امت نیز باید برای ترویج ارزش های مسامحه و اعتدال میان جوانان و نابودی بمب های اندیشه ای تکفیری و بر چیدن آنها از عقل و خرد جوانان و ضرورت تمایز میان اسلام و دینداری مسلمانان بکوشند. عدم تمایز میان دو امر اخیر به برداشت اشتباه از متون دینی می انجامد و شاید به همان چیزی که بر طبق مقتضيات اسلام آمریکایی است تبدیل شود؛

تمایز میان اهل سنت و جماعت بزرگوار و وهابی های تکفیری؛ زیرا این ها می کوشند خود را به عنوان سخنگوی رسمی اهل سنت جا بزنند؛ در حالی که، اهل سنت مبرا از آنان هستند؛

تجدید نظر در میراث اسلام و پاکسازی آن از اندیشه ها و رسوبات تکفیری، بی آنکه هیچ مذهبی از میان مذاهب اسلامی را استثنا کنیم؛ زیرا چالش ها بزرگ هستند و امت، نیازمند مواضعی شجاعانه و مسئولانه است؛

دعوت به بستن تمام شبکه های ماهواره ای ای که اندیشه تکفیری و طایفه ای تحریک آمیز را ترویج می دهند از هر مذهبی که باشند (شيعه انگلیسی یاسنی امریکایی)

تنها راه این است برای حفاظت از موجودیتش علیه گروه های وهابی تکفیری و خونخوار، وحدت اسلامی است؛

ضرورت ایجاد جبهه ای یکپارچه با شرکت تمام مذاهب اسلامی برای مقابله با اندیشه خوارج معاصر؛

آگاه سازی ملت های اسلامی در خصوص خطر اندیشه تکفیری و خطر کتاب هایی که در موسم حج به عنوان کتاب های نماینده دین اصیل اسلام توزيع می شود.

 

 

کتابنامه

قرآن کریم (روایت حفص از عاصم). ۔ ابن منظور (۲۰۱۴). لسان العرب، چاپ جدید ویراستاری شده، بیروت، صادر۔ . أبو البقاء الكنوى(۲۰۱۱). الكليات، تصحیح: عدنان درويش ومحمد المصرى، دمشق، مؤسسة الرساله.

ـ ابو حامد الغزالی (۱۹۶۲). الاقتصاد في الاعتقاد، ابراهيم آكاء و حسین آتای، آنکارا، دانشکده الهیات

ـ أبو عبد الله محمد بن اسماعيل البخاری (۲۰۰۶). صحيح الإمام البخاری، القاهرة، الزهراء للإعلام العربي.

ـ أبو محمد عبدالله بن محمد الأندلسی(د۱۹۹). نونية القحطانی، تصحیح: محمد بن أحمد سيد أحمد، جدة مكنيه السوادي للتوزيع.

ـ أحمد محمد الضبيب (۱۹۸۲). آثار الشيخ محمد ابن عبد الوهاب: سجل ببليوغرافي لما نشر من مؤلفاته والبعض ما كتب عنه، الرياض، دار المريخ للنشر.

ـ بو غراند (۱۹۹۸). النص والگفتمان والاجراء، ترجمه: تمام حسان، القاهرة، عالم الكتب. د. حسن بن على السقاف (۱۹۹۲). التنديد بمن عدد التوحيد: إبطال محاولة التثليث في التوحيد والعقيدة الإسلامية، الأردن، دار الامام النووي. ۔ حسن بن فرحان المالكي (۲۰۰۴). داعية وليس نبيا، الأردن، دار الرازي. .

ـ حسن مصطفوی (۲۰۰۹). التحقيق في كلمات القران الكريم، لبنان، دار الكتب العلمية . . حسين بن الغنام (۱۹۹۴)، تاریخ نجد، تصحیح: ناصر الدين الأسد، القاهرة، دار الشروق. . خالد بن على المرضى الغامدي، تكفير الاشاعرة.

ـ خالد بن على المرضى الغامدی (۲۰۰۹). نقد عقائد الأشاعرة والماتريدية، المملكة العربية السعودية، دار أطلس الخضراء

ـ د.همایون همتی، الوهابيه: نقد و تحلیل، (برد، ب.م).

ـ دومینیک اور فواز ۲۰۱۰). تاريخ الفكر العربي والاسلامی، ترجمه: رنده بعث، بیروت، المكتبة الشرقية

ـ سامی قاسم أمين المليجي (۲۰۰۶). الوهابية مع ملحق مذكرات مستر همفر ، القاهرة: مکتبة مدبولی۔

ـ سليمان بن عبد الوهاب (۱۹۹۸). الصواعق الالهية في الرد على الوهابية، تصحیح: السراوی، بیروت: دار ذوالفقار. سليمان بن عبد الوهاب (بی جا). فصل الگفتمان في مذهب ابن عبد الوهاب، تصحیح: جمعی از دانشمندان . شمس الدين الجزائری (۲۰۱۷). جذور البلاء: الحشوية المتمسلفة: ضلال في العقيدة ظلام في المنهج، الجزائر: دار المعرفة.

ـ صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان (۱۹۹). الإرشاد إلى صحيح الاعتقاد و الرد على اهل الشرك والإلحاد،

ـ الرياض: دار ابن الجوزی ، عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدی (۲۰۰۴). الدرر السنية في الأجوبة النجدية، الرياض، طباعة ورئ عبد الرحمن بن محمد بن قاسم. . عبد العزیز بن ريس آل ريس (۲۰۰۷). تأكيد المسلمات السلفية في نقض الفتوى الجماعية بأن الأشاعرة من الفرقة المرضية، القاهرة، دار الإمام أحمد. . عبد العزيز بن محمد بن على العبد اللطيف (۲۰۱۵). دعاوى المناوئين لدعوة الشيخ محمد بن عبد الوهاب

ـ عبد القادر الاسكندری (۲۰۱۵). النفحة الزكية في الرد على شبه الفرقة الوهابية، الجزائر، المكتبة الفلسفة الصوفية

ـ عبد الله بن جار الله بن ابراهيم الجار انه (۱۹۹۴). الجامع الفريد للأسئلة والأجوبة على كتاب التوحيد، الشارقة: دارالفتح للطباعة والنشر والتوزيع

ـ عبد الله بن محمد الغنيمان ( ۱۴۲۳ه). شرح كتاب التوحيد من صحيح البخاری، الرياض: دار العاصمة

ـ عثمان بن عبدالله بن بشر (۱۹۸۲). عنوان المجد في تاريخ نجد، تصحیح و تعليقه: عبد الرحمن بن عبد اللطيف آل‌الشيخ. السعودية: مطبوعات دار الملك عبد العزيز .

ـ علي أحمد الديري (۲۰۱۷). إله التوحش: التكفير و السياسة الوهابیة، بیروت، مرکز أورال للدراسات والتوثيق . فخر الدين الرازی (۲۰۱۵). نهاية العقول في درایة الاصول، تنحيح: سعيد عبد اللطيف قودة، بیروت، دار الذخائر

ـ فيصل بن قرار الجاسم (۲۰۱۰). الأشاعرة في ميزان أهل السنة، الكويت، المبرة الخيرية لعلوم القرآن والسنة

ـ لویس دو کورانسی (۲۰۰۳). الوهابيون تاریخ ما أهمله التاريخ، تصحیح: مجموعة من الباحثين، بیروت، ریاض الريس للكتب والنشر. ومجموعة من الباحثين (۲۰۱۵). الجماعات التكفيرية: قراءة في البنية الفكرية والعقاندیة، بیروت، دار الولاء

ـ مجموعة من المؤلفين (۲۰۱۴)، مجموعه مقالات المؤتمر العالمى آراء علماء الإسلام في التيارات المتطرفة والتكفيرية، قم، دار الاعلام المدرسة اهل البيت ع.

ـ محمد الغزالی(۲۰۰۵). سر تأخر العرب والمسلمين، القاهرة، نهضة مصر.

ـ محمد بن صالح بن محمد العثيمين (۱۹۹۶). شرح كشف الشبهات ويليه شرح الأصول الستة، تنظیم: فهد بن ناصر بن إبراهيم السليمان، الرياض، دار الثريا للنشر والتوزيع.

ـ محمد بن عبد الله بن حميد النجدی (۱۹۹۶). السحب الوابلة على ضرائح الحنابلة، تح: بکر بن عبد الله وعبدالرحمن بن سليمان العثيمين، طا، بیروت، مؤسسة الرسالة

ـ محمد بن عبد الوهاب (بی تا). الرسائل الشخصية، تصحیح: صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان ومحمد ابن صالح العقيقى، الرياض، جامعة الامام محمد بن سعود الإسلامية.

ـ محمد بن عبد الوهاب (۵۱۴۱۸). كشف الشبهات، الرياض، وزارة الشؤون الإسلامية والأوقاف والدعوة والإرشاد ۔ محمد بن عبد الوهاب (بی تا). مؤلفات الشيخ محمد بن عبد الوهاب، عبد العزيز بن زید الرومی و آخرون، الرياض، جامعة الامام محمد بن سعود الإسلامية.

ـ محمد عابد الجابري (۱۹۹۴). الگفتمان العربي المعاصر، بیروت، مركز دراسات الوحدة العربية. . ميشال فوكو (۱۹۸۷). حفريات المعرفة، تر: سالم يفوت، بیروت، المركز الثقافي العربي

ـ وليد منير (۱۹۹۷). النص القرآني من الجملة الى العالم، القاهرة، المعهد العالمي للفكر الاسلامی - ياسر برهامی(۲۰۱۱). المجموعة الذهبية في المسائل العقدية، القاهرة: دار ابن الجوزی

 

 

فرهنگ‌های لغت:

ـ ج. و د . سوردیل(2009). معجم الإسلام التاریخی،‌ترجمه: أ. الحکیم، بازخوانی: الکک،‌بیضون،‌الأیوبی، بیروت،‌الدار اللبنانیة للنشر الجامعی.

ـ محمد فؤاد عبدالباقی(1384). المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم، قم، نوید اسلام.

اینترنت:

ـ الشیخ الفوزان و جحوده للتکفیر فی کتاب الدرر السنیة،‌لینک ذیل:

http://www.sohari.com/nawader_v/fatawe/listen-fozan-etteham-durar.ram

 

 

 

موارد مرتبط
جزئیاتی از بردگی جنسی پرستار فلیپینی در سرت لیبی به دست داعش
دیدبان فتاوای دار الافتاء مصر :گروه های تروریستی و احزاب راست گرای افراطی دو روی یک سکه
فارن پالسی : زندان های مصر دانشگاهی برای تربیت نیروهای داعش
ارسال نظر