وهابی ها از میراث مسلمانان چه بر جای گذاشتند؟
وهابیت نمی تواند نماینده راستین اسلام و میراث مسلمانان در حجاز باشد؛ چه رسد به این‌که عنوان نماینده مسلمانان جهان بر آن نهاده شود. گذشته از این، کسی که مسلمان دیگری را تکفیر کند، نمی تواند نماینده او باشد؛ بلکه در واقع حق او را ضایع کرده است. بنابراین چه تضمینی است که وهابیت علیه او جنگ کلامی و عملی نکند یا جان، مال و آبروی او را مباح نشمارد؟ میزان تخریب و نابودی میراث مسلمانان و آثار اسلام در سرزمین-های مقدس را به سختی می توان برآورد کرد؛ گویا دشمنان این امت برای نابودی تمام آثار افتخار و عزتی که تاریخ مسلمانان را در جان ها و اذهان نسل های معاصر زنده می کند، برنامه ریزی کرده اند.
تاریخ انتشار : 1398/2/3
منبع : اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

 نخستین اقدام وهابی ها آن بود که هزاران قبر ـ این عدد تا ده‌‌هزار قبر نیز گفته شده است ـ از قبور صحابه، مهاجران، انصار، اهل‌‌بیت، تابعین و شهدا را در قبرستان بقیع در مدینه منوره تخریب و گنبدها را ویران کردند؛ به طوری که امروز تنها چند قبر قابل شناسایی است. این اقدام به دنبال فتوای «شیخ عبدالله بن بلهید» و با این ادعا صورت گرفت که مسلمانان به جای خدا، این قبور را می پرستند! وهابی ها در قبرستان «المعلّی» در مکه مکرمه نیز همین کار را تکرار کردند و قبر ام‌‌‌المؤمنین خدیجه(رضی الله عنها)، قبر ابوطالب، قبر آمنه بنت‌‌وهب مادر پیامبر(صلی الله علیه و سلم) و غیره را تخریب کردند.

همزمان با اشغال مدینه منوره توسط آل‌سعود، ساکنان آن نیز از این شهر بیرون رانده شدند؛ تا جایی که پس از محاصره 25 ماهه سعودی ها، از 70 تا 80 هزار نفر، تنها 6 هزار نفر باقی مانده بودند. در مورد شهر مدینه گفته می شد که بلافاصله پس از سقوط، خیابان-ها و کوچه‌‌های آن خالی گشت؛ خانه ها ویران شد و آثار نابودی هویدا بود؛ گویا که شهری زلزله‌‌زده است. یکی از آنان در توصیف بقیع بلافاصله پس از تخریب آن در اواخر سال 1925 و اوایل 1926می گوید: وقتی وارد بقیع شدم، منظره آن مانند شهری به‌کلّی ویران بود. در سراسر قبرستان جز سنگ های پراکنده، تپه های بی شمار خاک و قطعات چوب چیز دیگری ديده نمی‌شد. این آثار، بیشتر به بقایای شهری زلزله‌‌زده می مانست که زلزله کل آن را تخریب کرده باشد. همه چیز عبارت بود از راه های صعب العبوری که آوارهای ساختمان‌‌های تخریب شده و آثار پراکنده قبور، مسیر آن را مسدود کرده بود. این امر با گذشت زمان و عوارض طبیعی به وجود نیامده بود؛ بلکه به دست انسان و عامدانه این کار را انجام گرفته بود.

دیگر آثاری که در مدینه منوره نابود شد، عبارتند از: قبر حمزه سیدالشهداء و مسجدی که قبر در آن قرار داشت و قبور شهدای اُحد. گنبد مسجد شریف نبوی نیز مورد حمله توپخانه قرار گرفت. اما در مورد مکه مکرمه، هیئت هندی انجمن «خلاف» که در این شهر حضور داشت، می  گوید: قبرستان «المعلی» در مکه و خانه ای که پیامبر در آن به دنیا آمده بود، تخریب شد. در ماه مه 1926 هیئتی از مسلمانان هندی بلافاصله پس از ورود به «جدّه» با «عبدالعزیز العتیقی» نماینده شیوخ وهابی دیدار کردند. وی اخباری که بیان کردیم را تأیید کرد و گفت: ما گنبدها و امثال آن را بدعت و کفر می دانیم و در این زمینه افکار عمومی مسلمانان برای ما مهم نیست و این‌که این کار برای مسلمانان خوشایند باشد یا نباشد، اهمیتی ندارد. این هیئت به نمایندگان مسلمانان در هند چنين تلگراف زد: «متأسفیم از این‌که به اطلاع شما می رسانیم حرمت مکه معظمه و مساجد مدینه منوره حفظ نشد. گنبدهای مساجدی مانند مسجد فاطمه، مسجد ثنایا، مسجد منارتین، مسجد المائده و مسجد الإجابة کاملا ویران شده است. وهابی ها با جهل خود، مکان ولادت پیامبر، خانه بانو خدیجه و خانه ابوبکر(رضی الله عنهما) را تخریب کردند».

مصیبت مسلمانان فقط ویرانی گنبدها و قبور نبود؛ بلکه وهابی ها تمام آثار اسلامی ديگر، مانند منازل صحابه و بنی‌‌هاشم را نیز از بین بردند. اگر بهانه وهابی ها برای تخریب قبور این بود که این قبور به جای خدا پرستش می شود، آیا تخریب خانه پیامبر خدا در مدینه، خانه زهرا، خدیجه، حمزه، سقیفه بنی‌‌ساعده، خانه منسوب به «ارقم بن ابی‌‌ارقم» و عریش (سایه بان) تاریخی بدر را نیز می توان همانند وهابی ها توجیه کرد؟ «فیلبی» مشاور و دوست ابن‌‌سعود که ادعای مسلمانی داشت و در سال 1931 حج گزارد، می گوید: «اقدام وهابی ها در جهت تخریب اماکن باستانی باعث خواهد شد تا نسل های آینده وقایع تاریخی مرتبط به این آثار را از یاد ببرند».

اقدامات وهابی ها که با حمایت آل‌‌سعود صورت می گرفت، به شدت آزاردهنده بود و تقریبا همه چیز را در بر می گرفت. آنها تدریس مذهب خود را در حرمین شریفین الزامی کردند و پیروان دیگر مذاهب اسلامی را از برگزاری جلسات درس منع کردند. علاوه بر این، فشارها بر حجاج و ساکنان حرم همچنان ادامه داشت تا آنان را برای پذیرش مذهب رسمی آماده سازند. در این راستا تمام مخالفان خود، شامل علمای سرزمین های مقدس را در داخل و خارج کشور مورد اذیت و آزار قرار دادند. احساسات و عقاید آنان را تحقیر کردند و با تازیانه، آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. این اقدامات را عمره گزاران و حجاج برای اولين بار مشاهده می کردند. طلاب علوم دینی و علمای حجاز پس از آن‌که به اجبار از تدریس در حرم منع شدند، به ناچار یا به خارج از حجاز پناه بردند یا در خانه های‌شان کنج عزلت گزیدند و تعداد انگشت‌‌شماری از آنان با ترس و لرز جلسات درس را در خانه خود برگزار می کردند.

وهابی ها مذاهب مالکی، شافعی و حنفی را مصادره کردند و رویکردهای آنان را تغییر دادند. با دستورات «شیخ عبدالله بن حسن آل‌‌شیخ» بودجه ای که اوقاف به این مدارس اختصاص داده بود را غصب کردند. آل‌‌شیخ مدارس حنفی در مدینه منوره مانند «مدرسه نظامیه» که از تدریس کتاب «توحید» سر باز زد را به‌‌ویژه در تنگنا قرار داد و در آگوست 1931 این مدرسه را بست. مطالب کتاب توحید مبتنی بر تفکر وهابی بود. علاوه بر این، نسبت به هر چیزی که به میراث اسلامی مرتبط بود، کینه ای عجیب داشتند و حتی درختان و چاه های آب نیز از آن بی‌‌نصیب نماندند. آنان تمام درخت های موجود در مسجد نبوی را قطع کردند و چاه آب آن را در سال 1927 پر کردند. آنچه بر سر کتابخانه های عمومی اسلامی در حجاز، به‌‌ویژه در مکه مکرمه آمد، فاجعه بارتر بود. به محض این‌که سعودی ها این دو شهر مقدس را اشغال کردند، مجموعه  گران‌بهایی از کتب و نسخه های خطی ناپدید شد و ديگر اثری از آن پیدا نشد. گفته می شود تنها کتابخانه ای که سالم ماند، کتابخانه «سلطان محمود» بود که در کنار «باب‌‌السلام» قرار داشت؛ ولی اثری از کتابخانه‌‌های «بشیر آقا»، «الشفاء»، «سلطان عبدالحمید» و «عمر افندی» در مدینه منوره باقی نماند و بیشتر کتاب های آنها به غارت رفت. وهابی ها کتب و نسخه های خطی ای که خوشایندشان نبود را آتش زدند و بخشی را در مقابل دریافت پول فروختند. کتابخانه «عارف حکمت» یکی دیگر از کتابخانه های عمومی  بود که بسته شد و کتاب های آن مصادره گردید. برخی می گویند: این کتابخانه نیز حدود 20 هزار عنوان از نسخه های خطی خود را از دست داد که شیوخ وهابی آن را مصادره کرده و آتش زدند.

جهان اسلام در برابر این حوادث ساکت ننشت؛ ولی وهابی ها که ابتدا از حمایت انگلیسی-ها و بعدها از حمایت آمریکایی ها برخوردار بودند، در مورد آنچه آن را واجب دینی می-دانستند، به واکنش دیگران اهمیتی نمی دادند. ولی نکته عجیب اين است که چرا آثار قلعه یهودی نشین «خیبر» به صورت کامل، امروزه به عنوان نمادی از سازش وهابی ها همچنان پابرجاست؛ درحالی‌‌‌که آنان به دنبال تخریب گنبد قبر پیامبر هستند و قصد دارند تا قبر ایشان «علیه الصلاة و السلام» را از مسجد نبوی خارج سازند؟! آنها به محض این‌که شرایط فراهم شود، این کار را انجام خواهند داد؛ یعنی اگر واکنش غیرمنتظره ای رخ ندهد که ضرر آن برای وهابیت و آل‌‌سعود از منافع مذهبی خشن و بسته آنها بیشتر باشد.

کلمات کليدي:
موارد مرتبط
مخالفان بن‌سلمان در سیبل مرگ
بررسی اعترافات سرکرده شاخه القاعده در عربستان سعودی/شمشیر دو لبه
ریشه‌ای که شاخه‌های خویش را انکار می‌کند
ارسال نظر