جریان وهابیت چگونه در جامعه مصر رخنه کرد؟
بسیار می شنویم که روشن‌فکران مصری می گویند: تمام ضعف های موجود در فرهنگ مصر، در واقع به دلیل نفوذ تفکر وهابی در اذهان بسیاری از مصری هاست. آنان تأکید می کنند که این تفکر در اواسط دهه 70 از نظر فرهنگی و اجتماعی در دولت مصر نفوذ کرد؛ یعنی زمانی که «انور سادات» رئیس‌‌جمهور فقید، فضای باز اقتصادی را ایجاد کرد. آیا این ادعا درست است؟
تاریخ انتشار : 1398/3/23
منبع : ترجمه اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

دوره فضای باز اقتصادی، مهاجرت مصری ها به کشورهای خلیج، به‌ویژه عربستان سعودی را در پی داشت. این افراد در هنگام بازگشت، آداب، رسوم و سبک دینداری عربستان و مبتنی بر ارزش های وهابیت را با خود به همراه داشتند. این فرهنگ جدید در فضای فرهنگی مصر نفوذ کرد و چشم اندازهایی که با آن متمایز می‌‌شد را تغییر داد.
از آن زمان، روشن‌فکران مصری در مورد گسترش وهابیت سعودی و تفکرات افراط‌‌گرایانه دینی هشدار می‌‌دهند؛ تفکراتی که کاملا با جامعه مصر منافات دارد. ازاین‌رو درخواست لزوم تشکیل جنبش فرهنگی مخالف با این گسترش وهابیت، رو به افزایش نهاد؛ به‌‌ویژه در دوره هایی که شاهد ترویج دو پدیده «نومبلّغان» و «تکفیر» بود؛ تا جایی که «جمال الغیطانی» رمان‌‌نویس بزرگ در اظهاراتی مطبوعاتی، گسترش وهابیت را برای مصر، خطرناک‌تر از رژیم اشغالگر اسرائیل ر دانست.
روابط قوی از اوایل دهه 20 میلادی
علی رغم این‌که مصری ها معتقدند وهابیت در مصر در دهه 70 گسترش یافت، ولی دکتر «علی مبروک» استاد فلسفه اسلامی در دانشگاه قاهره تأکید می کند که تفکر وهابی در اوایل قرن بیستم به مصر رسید و با مهاجرت مصری ها به خلیج در اواسط دهه 70 ارتباطی ندارد. وی می‌گوید: مذهب وهابی در نیمه نخست قرن بیستم به جامعه مصر راه یافت؛ یعنی از طریق شخصیت برجسته ای به نام «محمد رشید رضا» که نخستین بار اندیشه‌های «ابن‌‌تیمیه» را وارد مصر کرد. در زمانی که اختلاف میان «آل‌‌سعود» و «شریف حسین» افزایش یافت، رشید رضا مذهب وهابی را پایه و اساس کار خود قرار داد؛ ولی شریف حسین در آن زمان موضعی مخالف نسبت به جنبش وهابیت گرفت.
مبروک پذیرش مذهب وهابی از سوی رشید رضا استاد «حسن البنا» بنیان‌ گذار جماعت اخوان‌‌المسلمین را تأکیدی بر روابط مخفیانه میان تفکر اخوانی و تفکر وهابی می داند و اشاره می کند که این روابط به ما نشان می دهد که چرا عربستان سعودی در جریان تنش اخوانی ها با دولت مصر در دوره «جمال عبدالناصر» به مقصد این جماعت تبدیل شد.
نویسنده کتاب «لعبة الحداثة بين الجنرال والباشا/ بازی نوگرایی میان ژنرال و پاشا» ادامه می دهد: در آن دوره، تفکرات وهابیت تأثیر چشم‌گیری در جامعه نداشت؛ زیرا اصلاح مصری در مسیری متفاوت حرکت می‌‌کرد که روشن‌فکران در رأس آن قرار داشتند. کتاب «الإسلام و أصول الحكم/ اسلام و اصول حاکمیت» تألیف «علی عبدالرزاق» متفکر مشهور نیز در امتداد تفکرات روشنگرانه امام «محمد عبده» قرار دارد. نخبگان مصری وقت، می کوشیدند تا اسلام را از سوءاستفاده کسانی که آن را سرپوشی برای اقدامات استبدادی قرار می‌دادند، مصون سازند.
مبروک درباره دلایلی که نشان می دهد ریشه های نفوذ وهابیت عربستان در جامعه مصر، به دهه 70 بازمی‌‌گردد، می گوید: زمانی که مصری ها به کشورهای خلیج سفر کردند، خود را در برابر جوامعی دیدند که با ثروت هنگفت متمایز می گشت. آنان گمان کردند که این ثروت ناشی از سبک دینداری و رفتاری آنان است؛ یعنی به سبک فرهنگی مشخصی مرتبط می باشد و از این زاویه به آن نمی‌نگریستند که این ثروت نتیجه درآمد سرشار نفت و تنش های بین المللی بر سر این موضوع است.
مبروک معتقد است که ضعف فرهنگی و تضعیف نقش «الأزهر» در آن دوره، در نفوذ تفکر وهابی در فرهنگ مصر، نقش بسزایی داشته و اشاره می کند که ثروت خلیج در نفوذ تفکرات وهابی در مؤسسه الأزهر نقش مهمی ایفا کرده است که با بخشش های مالی و سفر اساتید الأزهر به کشورهای خلیج صورت می گرفت.
«انور سادات» دروازه ها را به روی وهابیت می گشاید
«محمود قرنی» شاعر و نویسنده می گوید: فعالیت های وهابیت که مقارن با تشکیل دولتی جدید در عربستان سعودی بود، برای ورود به مصر بسیار محتاطانه بود؛ زیرا مصونیت تفکر مصر، شدیدتر از آن بود که این تفکرات بتواند از آن عبور کند. مصر به عنوان قدرت نرم عربی متمایز بود. این امر کمک کرد تا تفکر عمومی عربی که بر محور الگوی تمدن مصر می چرخد، شکل گیرد.
ولی مؤلف «لعنات مشرقیة/ لعنت‌‌های مشرقی» بر این باور است که مقابله تفکر مصر با تفکرات وهابی، از نیمه دوم دهه 70 رو به ضعف نهاد؛ یعنی پس از آن‌که «انور سادات» رئیس‌‌جمهور، برای رهایی از نیروهای قدرتمند چپ گرا، دست تمام جناح های راست را باز گذاشت تا تمام درها را به روی مکاتب سلفی در تفکر دینی بگشاید.
قرنی درباره نقش وزرات ارشاد در مقابله با این گسترش می گوید: این امر مستلزم آن است که این وزارتخانه در مرحله نخست، از عناصر سلفی و در مرحله بعد، از عناصر فاسد پاک‌سازی گردد تا بتوانیم از چیزی به نام وزارت ارشاد سخن بگوییم؛ بلکه بالاتر از این، معتقد است که الأزهر بر اساس رویکرد اشعری خود، همواره از آگاهی ‌‌هایی دفاع می کند که فقه اولیه از دل آن برآمده است؛ فقهی که وهابیت سردمدار آن است.
مورخی به نام دکتر «عاصم الدسوقی» می گوید: پس از افزایش قیمت نفت در اواسط دهه 70 قرن گذشته، عربستان سعودی درصدد برآمد تا نقشی سیاسی در منطقه ایفا کند و دریافت که این نقش با ترویج مذهب وهابی در خارج از مرزهای این کشور تحقق خواهد یافت تا بتواند نفوذ فرهنگی و ایدئولوژی داشته باشد؛ لذا در بسیاری از کشورها، از جمله مصر میلیاردها دلار هزینه کرد تا به نقش موردنظر خود جامه عمل بپوشاند؛ ولی معتقد است که آثار نفوذ وهابیت در فرهنگ مصر در دوره اخیر کاهش یافته و انقلاب، باب آزادی فکری را به روی مصری ها گشوده است؛ چراکه مصری ها پوچی تفکر وهابی را دریافتند و به ضعف آن در برابر فرهنگ 7000 ساله مصر پی بردند.
نویسنده و پژوهشگری به نام «هیثم ابوزید» می گوید: در دهه 70 سبک دینداری صوری غلبه یافت. این امر در قالب لباس های جدیدی مانند روسری، پوشیه، چادر و بلند گذاشتن ریش، خود را نشان داد ... عربستان سعودی برای ترویج مذهب وهابی در مصر، مبالغ هنگفتی هزینه کرد. این مبالغ صرف ساخت مراکز دینی و انجمن های خیریه ای می شد که در برابر اعطای نیازمندی های زندگی، اذهان مصری ها را می خرید. در دهه 90 پدیده نومبلّغان به تدریج گسترش یافت. این مبلّغان با پول های دولت‌های خلیج تربیت و به شخصیت های برجسته وهابیت در مصر تبدیل شدند که در رأس آنان می توان به «محمد حسان»، «محمد حسین یعقوب»، «یاسر برهامی» و «وجدی غنیم» اشاره کرد.
ابوزید خاطرنشان می‌کند که الأزهر پس از دریافت دو ضربه شکننده، وهابی شد: ضربه نخست در دوره ناصری، زمانی که تدریس علوم اجتماعی در کنار علوم دینی به آن تحمیل شد، بود. این امر باعث شد تا الأزهر دچار ضعف آموزشی شود؛ زیرا از یک سو تعداد دروسی که دانشجویان می گذراندند، افزایش یافته بود و از سوی دیگر، از نقش روشنگرانه ای که قبلا ایفا می کرد، فاصله گرفته بود. ضربه دوم زمانی بود که الأزهر کار تأسیس مؤسسات دینی در روستاها را توسعه داد. این امر باعث شد تا نقش فرهنگی آن کمرنگ شود.

انتشار این مطلب به معنی تأیید محتوای آن توسط دبیرخانه کنگره نیست

موارد مرتبط
قبرستان وفا و امید: راز بقیع «اخوان» که «محمد مرسی» در آن دفن شده است!
برنامه ریزی «داعش» برای عملیات مهلک تروریستی در اروپا و منطقه غرب آسیا
اسلام‌‌گرایان مغرب و مشرق در کفه ترازو گزینه های انقلاب و ساختار سیاسی (3 از 6)
ارسال نظر