دیدگاه برخی کارشناسان سلفی در مورد دلایل حمایت دولت های عربی از مذهب اشاعره و ماتریدیه
روشن است که موضع رسمی بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی، مقدم دانستن مذهب «اشاعره» و «ماتریدیه» بر سایر مذاهب و گرایش های دینی است و نهادهای دینی رسمی با طرح‌‌ها و برنامه های حساب شده، در جهت گسترش آن فعالیت می کنند.
تاریخ انتشار : 1398/3/28
منبع : ترجمه اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

کارشناسان معتقدند که این مواضع در راستای مقابله با تفکر غلوّ و افراط گرایی گرفته شده است؛ زیرا مذهب اشعری و ماتریدی از گسترده ترین و باثبات ترین مذاهب اعتقادی شناخته می‌شوند. عموم پیروان مذاهب فقهی مشهور مانند «شافعی»، «حنفی»، «مالکی» و برخی از «حنبلی» ها منتسب به این مذهب هستند. این دو مذهب، هیچ مسلمانی را کافر نمی دانند. «ابوالحسن اشعری» نیز که این مذهب منتسب به اوست، بر این امر تأکید کرده است.

دکتر «حسین الرواشدة» نویسنده و تحلیلگر سیاسی اردنی، در تحلیل این رویکرد می گوید: «مواضع این کشورها مبتنی بر انگیزه های سیاسی است و قصد دارند تا اسلام «جنبشی» با دو شاخه اخوانی و سلفی آن را کنار بگذارند و تصوف با گرایش های اعتقادی اشعری و ماتریدی و مذهب فقهی صوفیان را جایگزین این جریان ها و مذاهب دینی قرار دهد».

الرواشدة خاطرنشان کرد که هدف دیدگاه پشت‌‌‌پرده این مواضع، آن است که جوامع عربی را بر اساس یک مذهب دینی مشخص که نهاد دینی رسمی تعیین می کند، یکپارچه و متحد سازد؛ یعنی به وضعیت دینی شکل مشخصی بدهند که به آسانی قابل هدایت و کنترل باشد.

وی در گفت‌وگو با شبکه arabi21 می گوید: «کشورهای عربی مايلند که تمام امور مربوط به اسلام جنبشی را حذف کرده و از آن عبور کنند؛ چه فعالیت های سیاسی و چه کارکرد تبلیغی، آموزشی و خیریه آن در جوامع عربی را... رویکردهایی وجود دارد تا جریان سلفی را کاملا کنار بگذارد؛ به‌‌ویژه گرایش جهادی و سیاسی آن. ولی جریان سلفی علمی باید با رویکردهای جدیدی سازگاری يابد و از رویکرد انحصار حق دور شود؛ بدین معنا که پیروان راستین فرقه ناجیه را منحصر در خود نداند».

الرواشدة یادآور می‌شود که در مذهب اشعری، ماهیت ارتباط فقیه با سلطان در وضعیتی از ثبات کامل قرار می گیرد و پی‌روی فقیه از حاکمیت سیاسی را تضمین می کند؛ بدون این‌که حکومت نسبت به هرگونه شورشی علیه خود نگرانی داشته باشد؛ حال آن‌که برخی از تجربیات دیگر، نگرانی هایی به دنبال دارد.

«مالک عبدالحمید الجیلانی» پژوهشگر فلسطینی معتقد است که انگیزه های کشورها در مقدم دانستن هر گونه مذهبی، چه مذهب اشعری و چه هر مذهب دیگری که باشد، از زمان قدیم تاکنون مبتنی بر منافع خودشان می باشد و تغييری در این زمینه رخ نداده است.

الجیلانی در پاسخ به پرسش arabi21 پیرامون دلایل و انگیزه هایی که برخی کشورها اشاعره و ماتریدیه را برگزیدند و سلفیت را کنار گذاشتند، می گوید:

«در واقع اشاعره و سلفی ها در مسائلی چون: سبک دینداری، شیوه تعامل با دیگری، رویکرد فکری، ورود به مسائل بزرگ امت و دغدغه های سرنوشت ساز آن تفاوت های بنیادینی با یکدیگر ندارند ... هرکدام از این دو مکتب، دیگری را اهل بدعت و فاسق می دانند یا بالاتر از این، اغلب یکدیگر را تکفیر می کنند؛ درحالی‌‌که هرکدام از آن ها عنوان اهل سنت یا اهل سنت و جماعت را منحصر به خود می داند و نسبت به دیگری خود را برای این عنوان شایسته تر می داند ... ممکن است ارتباط سرشار از دشمنی این دو مکتب، در واقع برخی از کشورها را در برهه اخیر بر آن داشته باشد تا برای مقابله با سلفیت و کوشش برای کنارگذاشتن آن، اشاعره را ترجیح دهند تا بدین وسیله، حاکمیت خود را تثبیت کنند و بدان مشروعیت بیشتری ببخشند ... بزرگ ترین آرزوی اشاعره و ماتریدیه اين است که به بودجه هنگفتی که سلفی ها از آن برخوردارند، دست يابند؛ بودجه ای که ده‌‌ها سال به دليل هدایای ناشی از دلارهای نفتی از آن بهره‌مند بودند. اگر معادله تغییر کند، بودجه یکی می شود و جهت اجرا نیز متفاوت می گردد. این مطلبی است که ما در سال‌‌های اخیر و در همایش هایی که برگزار می گردد، می شنویم و می بینیم».

جیلانی هرگونه تغییر ديگری که ممکن است اشاعره در وضعیت دینی اعمال کنند یا این‌که دستاورد و اقدامی داشته باشند که سلفی ها قادر به انجام آن نبودند را کم‌‌‌ارزش می داند؛ زیرا معتقد است که اشاعره و عموم اهل سنت به اصل تسلیم در برابر حاکم جاهل و ظالم پایبندند و شورش علیه او را حرام می دانند؛ لذا امت ما از دست یافتن به هرگونه رویکرد سیاسی ـ اسلامی غیر از رویکرد موجود ناتوان است. وی می‌گويد:

«در سایه احکام فقهی رایج و مصوب در مورد چگونگی و سازوکار انتخاب حاکم، چگونگی برکناری و حدود اختیارات او، ما باید تا هزار سال آینده منتظر فریب خود و دروغ گویی به عموم مردم باشیم و بدون ارائه هیچ چیز جدیدی یا هیچ‌‌گونه تغییر واقعی در وضعیت دینی اسلام، امر را بر مردم مشتبه خواهند کرد؛ چه مذهب اشعری را مقدم بدانند و چه مذهبی دیگر را».

در همین راستا «معتز شطا» پژوهشگر دانشگاهی مصر یادآور شد که اکنون برخی کشورها برای ترجیح دادن مذهب اشعری انگیزه هایی دارند؛ مانند: فشارهای بین المللی  که بر برخی از کشورهای عربی وارد می‌شود؛ کشورهایی که نسخه ای از سلفیت را به عنوان مذهب رسمی خود پذيرفته‌اند که برخی مخالفان آن را «وهابیت» می نامند؛ این مذهب (وهابیت) متهم است که چارچوب مرجعیت فکری دینی، در ایجاد جنبش های افراطی از القاعده گرفته تا داعش، نقش دارد. وی در گفت‌وگو با arabi21 افزود: «باید بازنگری های فکری درونی صورت گیرد تا اذهان نسبت به حضور مرجعیت فکری جایگزین در درون سازوکار خود اهل سنت متقاعد شوند».

شطا سخن خود را با گوشزد کردن این نکته به پایان می رساند که گرایش برخی کشورها برای ترجیح دادن مذهب اشعری در چارچوب محاصره جریان سلفی، ناشی از آن است که دو رویکرد تاریخی و کنونی برای این‌که اصطلاح «اهل سنت و جماعت» را مختص خود قرار بدهند، با یکدیگر تنش داشته اند، هر گروه مدعی است که فقط خودش نماینده واقعی اهل سنت است و هرکدام از دو طرف می کوشند تا با شیوه های مختلف، دیگری را از صحنه خارج کنند.

اشعری، مذهبی اعتقادی منتسب به «ابوالحسن اشعری» (وفات ۳۲۴ق) است که در قرن چهارم اعلام موجودیت کرد. در مسائل اعتقادی، مانند صفات خدا و افعال اختیاری خدا دیدگاه هایی دارد. میان این مذهب و دیگر مذاهب اسلامی مانند «معتزله» و سلفیت، دشمنی ها و رقابت هایی شکل گرفت. «الأزهر» مصر، مسجد جامع «الزیتونه» در تونس و بسیاری از دانشگاه ها، مؤسسه-ها و نهادهای دینی در جهان اسلام، مذهب اشعری را به عنوان مذهب رسمی خود پذيرفته‌اند.

انتشار این مطلب به معنی تأیید محتوای آن توسط دبیرخانه کنگره نیست

موارد مرتبط
روایت زن تاجیک که از چنگال داعش به تاجیکستان بازگشت
برنامه ریزی «داعش» برای عملیات مهلک تروریستی در اروپا و منطقه غرب آسیا
توان داعش برای انجام عملیات تروریستی در اروپا چه مقدار است؟
ارسال نظر