لزوم وضع آرایش جدید درگیری؛ زیرا «داعش» همچنان باقی و به دنبال سازگاری با محیط است!
ابوبکر البغدادی در ژوئن 2014، در مسجد «نور» واقع در «موصل» عراق از تأسیس «داعش»خبر داد و خود را خلیفه خواند. این تشکیلات در سال های بعد توانست به سرعت بر مساحت گسترده ای از اراضی عراق و سوریه سیطره یابد تا جایی که لازم شد ائتلافی بین المللی متشکل از 80 دولت ایجاد شود تا جلوی حرکت آن را بگیرد.
تاریخ انتشار : 1398/4/12
منبع : ترجمه اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

 در نهایت، «داعش» مناطق تحت سیطره خود را از دست داد و در بازه زمانی مدنظر شکست خورد. داعش پس از 5 سال از اعلام موجودیت، با مشکلات و ناکامی های فراوانی مواجه شد اما به طور کامل فرو نپاشید. در 28 آوریل 2019 بار دیگر «البغدادی» در یک ویدئو دیده شد که در مکانی نامعلوم می کوشد تا انتقام اراضی از دست رفته خود را بگیرد. «داعش» سال گذشته در چندین جنگ شدید با ائتلاف بین المللی رو به زوال نهاد؛ ولی بار دیگر صفوف خود را متحد ساخت. جامعه بین المللی باید این موضوع را بفهمد و در راهبرد خود بازنگری کند.

جنگ «باغوز»

«داعش» به لطف تجربه نظامی و مدیریتی مبارزان بومی و خارجی خود توانست صفوف خود را به سرعت سازماندهی کند و برای هرگونه درگیری شدید با ایالات متحده و نیروهای ائتلاف بین المللی آماده باشد؛ ولی این آمادگی ها برای رویارویی با نبرد بزرگی با نیروهای دموکرات سوریه «قسد» و نیروهای ائتلاف بین المللی کافی نیست. لذا دولت «البغدادی» به سرعت در کمتر از ده شهرک در دورترین نقاط سوریه محدود شده است.

در طول دو ماه اکتبر و نوامبر 2018، «داعش» برای مقاومت سرسختانه در «هجین» و «باغوز» آماده شد؛ این دو شهرک  در شرق استان «دیر الزور» قرار دارد؛ البته در واقع، این منطقه فاقد موانع دفاعی است. به نظر می رسد که «داعش» منطقه «هجین» را از آن رو انتخاب کرده است که بخشی از راهبرد بزرگ تر آن برای جذب مبارزان «قسد» به میادین جنگی خویش را عملی کند. «الباغوز» نیز شهرکی کوچک در دورترین منطقه شرقی مرزهای عراق و رود «فرات» است و تنها سرزمین مرتفع این منطقه به شمار می رود. در منطقه با عنوان «شفتة الباغوز» نیز شناخته می شود.

«داعش» برای این نبرد به خوبی آماده بود. آنها خندق و تونل حفر کرده بودند و تمام مناطق اطراف را مین گذاری نمودند. داعش ده ها هزار نفر سوری و خانواده های مبارزان خارجی را اسیر کرد و از برخی از آنان به عنوان سپر انسانی استفاده نمود تا زمان مورد نیاز خود را بخرد. داعشی ها مدعی بودند که جهت رفت و آمد ایمن شهروندان باید نبرد را متوقف سازند. تشکیلات داعش از مبارزان خارجی ای که زادگاهشان به آنان اجازه بازگشت نداده اند نیز استفاده کردند. آنها فرض را بر این گذاشتند که این مبارزان هرگز تسلیم نخواهند شد؛ زیرا فقط دو گزینه دشوار پیش رو دارند: یا زندانی شدن در عراق یا اینکه در صورت عقب نشینی ایالات متحده، نیروهای «قسد» آنان را به دولت (سوریه) تحویل می دهند.

«داعش» منطقه «الباغوز» را از آن رو انتخاب کرد که غارهای طبیعی بسیاری در خود جای داده است که بیشترشان در «شفتة الباغوز» قرار دارد. از سوی دیگر خندقی سرپوشیده به طول 700 متر در جهت مرزهای عراق حفر کرده است، تعدادی انبار مهمات و کارگاه های تولید ماشین های انتحاری را نیز ایجاد کرده است.

این سیاست نه برای حفاظت از بخشی از سرزمین خلافت بود و نه برای سیطره بر منطقه؛ حال آنکه این گروه افراطی در اوایل ظهور خود با این هدف جلو می رفت. در واقع هدف «داعش» تحقق پیروزی بعدی بود که از طریق انتشارات فریبنده برای نسل آینده اعضای آن امکان پذیر می شد. می توان گفت مبارزان نخبه آن در طول 8 ماه جنگ مداوم علیه 80 کشور مجهز به هواپیماها، خودروهای زرهی و 45 هزار مبارز، همچنان مقاومت کردند. این نکته ای است که «داعش» در فرایند جذب خود در آینده می تواند از آن استفاده کند.

فرماندهان «داعش» که تمام این سیاست ها را طراحی کردند، گمان نمی کردند که امثال این شرایط دشوار و گزینه های محدود، صفوف مبارزانشان را به دو دسته تقسیم خواهد کرد: 1- کسانی که تصمیمات آنان را می پذیرند. 2- کسانی که از پذیرفتن آن سر باز می زنند. صدها نفر از مبارزان «داعش» ترجیح دادند که یا تسلیم نیروهای دموکرات سوریه شوند و یا از «باغوز» فرار کنند. برخی از کسانی که این سیاست را نپذیرفتند موفق شدند با مخفی شدن در تانکرهای نفت و پرداخت مبالغ هنگفت به فرماندهان نیروهای دموکرات سوریه به «ادلب» برسند.

در اوایل نبرد «باغوز»، فرماندهان «داعش» به سمت عراق و منطقه «القائم» گریختند؛ منطقه ای که در نزدیکی مناطق تحت سیطره «داعش» در صحرای «الأنبار» واقع شده است. عراق تنها گزینه پیش  روست؛ زیرا شبه نظامیان ایرانی در امتداد کرانه غربی رود «فرات» حضور دارند و از آمادگی لازم برخوردارند؛ زیرا ممکن است مبارزان داعشی از «باغوز» به صحرای اطراف «بوکمال» بگریزند.

«البغدادی» در جدیدترین ویدئوی خود از پایان نبرد «باغوز» و کشته شدن تعدادی از نیروهای «داعش» در این نبرد خبر داد و گفت که انتقام مبارزان کشته شده را خواهد گرفت. «داعش» نیز به نبرد علیه دشمنان خود ادامه خواهد داد.

«داعش» آرایشی جدید می گیرد!

به نظر می رسد که «داعش» به عنوان بخشی از برنامه بزرگ تر، از نبردهای «هجین» و «باغوز» وقت خرید تا به مبارزان خود فرصت تلفیق دوباره بدهد. برآورد می شود که تعداد این مبارزان به هزاران نفر می رسد که در صحرای سوریه و در یک مثلث پراکنده هستند؛ مثلثی که میان «السخنة» در استان «حمص»، «المیادین» در استان «دیر الزور» و «معدان» در استان «الرقة» واقع شده است.

مبارزان «داعش» با شروع از این مناطق می توانند به صحرای «سویدای شرقی»، صحرای «المیادین» و صحرای «السلیمة» تا شمال شرقی «حماة» برسند. از این منطقه می توانند گشتی های نظامی ایران و کاروان های آن را که در طول کرانه غربی رود «فرات» از صحرای «بوکمال» تا «المیادین» پراکنده هستند، مورد حملات غافل گیر کننده خود قرار بدهند.

«داعش» مثلث (السخنة ـ المیادین ـ معدان) را از آن رو انتخاب کرده است که طرف مقابلش محدود به نیروهای دولت سوریه می باشد؛ چراکه این نیروها نسبت به شبه نظامیان شیعه ایرانی دشمن ساده تری به شمار می روند. علاوه بر این، «داعش» در منطقه واقع میان «السخنة»، «بوکمال» و «الزکف» همچنان گروه های کوچکی از مبارزان را در اختیار دارد؛ منطقه ای که در امتداد صحرای غربی «الأنبار» واقع شده است.

«داعش» از سال 2015 در صحرای سوریه منافعی داشت که به بیشتر استان ها پیوند می-خورد. طی سال های 2015 تا 2016، نیروهای آن به «التنف» در شرق «حمص»، «القلمون» در شمال دمشق و «السعن» در شمال «حماة» رسید. «داعش» با عشایر منطقه نیز روابط خوبی برقرار کرد و برخی از آنان جهت شناسایی صحرا به صفوف این تشکیلات پیوستند. این منطقه، منطقه ای است که هیچ گروهی نمی تواند به صورت کامل بر آن سیطره یابد؛ زیرا سرزمینی باز و بکر است.

با توجه به اینکه «داعش» سرمایه  گذاری بزرگی کرده است تا این منطقه را به عنوان پایگاه مرکزی خود تبدیل کند، احتمال قوی می رود که جایگاهی برای انبار سلاح های سنگین، نیمه سنگین و مهمات مختلف باشد. این منطقه می تواند نقطه آغاز عملیات های نظامی «داعش» باشد یا در صورت شکست پناهگاه آن قرار بگیرد.

«داعش» آموخته است که تصرف زمین و رسیدن به حاکمیت، امر مداومی نیست؛ لذا با صحرا سازگار شد و موانع سختی برای دشمن ایجاد کرد؛ این امر موجب می شود تا بتواند با آسانی هر چه بیشتر از آن دفاع کند. نیروهای «داعش» در حال حاضر می توانند به مناطق مرزی منتقل شوند و به عملیات های سریع نظامی دست بزنند. از سوی دیگر احتمال می رود که هسته های افراطی موجود در مناطق تحت سیطره نیروهای دموکرات سوریه که با مواد منفجره و ترور، جنگ افروزی می کنند، به صورت مستقل از فرماندهی مرکزی «داعش» عمل کنند. البته هواپیماهای ائتلاف، ده ها عملیات جهت دستگیری این هسته ها انجام داده اند؛ لذا فرصت  بقای چندانی برای آنها باقی نمانده است.

هرچند که «داعش» از نظر نظامی شکست خورده و حکومت آن از بین رفته است؛ ولی نارضایتی هایی که باعث شد تا این تشکیلات شکل بگیرد همچنان به قوت خود باقی است، مانند: مداخله کشورهای خارجی، عدم اراده برای سرنگون ساختن دولت «اسد» در ابتدای درگیری ها، افزایش نفوذ ایرانی ها و تأثیرگذاری شیعه با هزینه ساکنان بومی سنی. پیش-بینی می شود که ایالات متحده با برجای گذاشتن پیامدهای یک راهبرد شکست خورده از منطقه عقب نشینی کند. این راهبرد همان راهبردی است که در سال 2014 شرایط ایده آلی برای «داعش» فراهم ساخت. عقب نشینی پیش بینی شده ایالات متحده اگر صورت بگیرد عاملی اصلی برای بازگشت این تشکیلات خواهد بود. «داعش» از شکافی که ایالات متحده بر جای می گذارد استفاده خواهد کرد. احتمال قوی می رود که توانمندی های فناوری و نظامی ضعیف دولت (سوریه) که ممکن است بتواند این شکاف را پر کند کارآیی لازم را ندارد و به هرج و مرج و عدم اطمینان بیشتری منجر خواهد شد.

انتشار این مطلب به معنی تأیید محتوای آن توسط دبیرخانه کنگره نیست

موارد مرتبط
جهانبینی جغرافیایی سلفیت جهادی و آیندهی ژئوپولیتیک غرب آسیا؛ با تاکید بر تحولات عراق و سوریه
حواشی جالبی از خاطرات زنی تنها میان داعشی‌ها
درعا؛ اولین سنگر فتنه در سوریه / با نگاهی به کتاب «جنگ کثیف» - 3
ارسال نظر