واکاوی جنگ تبلیغاتی غرب در سوریه / با نگاهی به کتاب «جنگ کثیف» - 2
​​​​​​​غرب و آمریکا برای تعمیق مداخلات خود در سوریه و تغییر نظام این کشور، به استراتژی جدید «جنگ تبلیغاتی ضد دولت و ارتش سوریه» روی آوردند.
تاریخ انتشار : 1398/5/20
منبع : تسنیم ,

کتاب «جنگ کثیف سوریه؛ تغییر نظام و مقاومت» توسط تیم اندرسون نویسنده و پژوهشگر استرالیایی تالیف شده که دارای 13 فصل است. هرفصل این کتاب به ابعاد مختلف شیطنت‌ها و مداخلات کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا در جنگ ضد دولت سوریه اشاره می کند. این کتاب موفق شده بخش قابل توجهی از پشت پرده مداخله غرب و آمریکا در کشتار صورت گرفته در سوریه را فاش کند که تاکنون بالغ بر یک میلیون نفر در آن کشته شده‌اند.

بررسی جنگ تبلیغاتی و رسانه‌ای غرب، بررسی تحولات درعا در ابتدای ناآرامی‌ها، انجام کشتار‌های جمعی متعدد، نقش آمریکا در بازتولید گروه‌های تروریستی بویژه داعش، ادعاهای غربی در انجام حملات شیمیایی، تأثیر تحریم‌های آمریکا بر سخت‌‌تر شدن زندگی مردم سوریه و نقش پروژه خاورمیانه بزرگ و هرج و مرج خلاق آمریکا در حوادث سوریه از جمله مسائل بررسی شده در این کتاب است.

فصل دوم: بشکه‌های انفجاری

 مطبوعات غربی شروع به ارائه داستان های وحشتناک از اوضاع سوریه کردند، داستان هایی مانند بشکه های انفجاری و سلاح های شیمیایی و عملیات های کشتار با سلاح سرد و قربانی شدن کودکان. این داستانها دو مسئله را دنبال می کند: اول اینکه آمریکا می خواهد یک تصویر از رئیس جمهور سوریه و ارتش آن ارائه دهد که در حین ارتکاب جنایت های جنگی هستند؛ دوم اینکه آنها کاملا مغرضانه و برای فریب افکار عمومی هستند.

اما یک جو غربی مغرضانه همیشه همراه با ترکیباتی است که نمونه اصلی آن در دروغ هایی که آمریکا به منظور توجیه جنگ عراق در 2003 و یا اتفاقات لیبی در 2011 منتشر کرد دیده می شود. در واقع می توان گفت که تاثیر این دروغ ها هنوز هم در ذهن ها باقی مانده است.دشمن هنوز هم مانند جنگ های گذشته از طریق تکرار یاوه گویی ها و توجیه جنایت های خود به دنبال شیطنت است که همین امر موجب می شود تا مردمی که جنگ های دشمن را تایید می کنند از آن حمایت کنند.

اینجا بحث جنگ تبلیغاتی ضد سوریه است. دشمن ادعا می کند که ارتش عربی سوریه در حال کشتار غیرنظامیان است؛ اما مدرکی برای اثبات آن ندارد. همانطور که داستان های ساختگی از جنایت های ارتش سوریه همچنان از اول درگیری ها وجود داشت.

اما مادر اگنس مریم رئیس صومعه یعقوب در حمص این ادعاهای دشمن مبنی بر جرایم و جنایت های ارتش سوریه را در سال 2011 انکار کرد.در آن زمان تصاویر ساختگی قربانیان در رسانه های تحت مدیریت اسلام گراهای فرقه ای منتشر می شد. برای مثال روزنامه آمریکایی نیر روزانه تصاویری از کشته شدن غیرنظامیان بی گناه توسط نیروهای امنیتی سوریه منتشر می کرد.

اما سوالی که اینجا مطرح می شود،این است که در حال حاضر ما از این تفاسیر چه نتیجه ای و عبرتی می گیریم.در واقع باید نسبت به این گونه داستان های ساختگی هوشیار باشیم؛ چرا که دشمن نقش خود را به بهترین شکل ایفا می کند.

همچنین با دانستن این مطالب می فهمیم که چرا قطر که چندین میلیارد دلار در حملات مسلحانه به سوریه سرمایه گذاری کرده، به عنوان یک شاهد مزدور و ناشناخته، با انتشار تصاویری از اجساد کشته شدگانی که تحت شکنجه های سخت بودند؛ ارتش سوریه را به اتهام کشتار با سلاح سرد سرزنش می کرد.کاملا روشن است که این اتهامات مغرضانه و ساختگی است و نباید به آن اعتماد کرد. همچنین به دلیل اینکه این داستان ها قبل از کنفرانس صلح ژنو منتشر شده بودند؛باید بیشتر به آنها شک کنیم.

درواقع کسانی که گروه های فرقه گرا را مسلح و تامین مالی می کنند،در سالهای اخیر همواره به کشتار هزاران نفر در جنگ های سوریه و افغانستان و عراق پرداخته اند. تا زمانی که اوضاع به این شکل پیش می رود، شاهد تصاویر ساختگی بیشتری از قربانیان خواهیم بود. واقعیت این است که رسانه های غربی با حمایت کشورهای هم پیمان خود از جمله قطر به انتشار این اتهامات ادامه می دهند.

ادعاهای متناقض غرب

در این میان اقدامات و اظهارات مسئولان آمریکایی نشان می دهد که آنها به طور واضح و نیز غیر قانونی به دنبال تغییر نظام سوریه هستند.در همین راستا هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده در سال 2011 اعلام کرد که دولت بشار اسد مشروعیت خود را از دست داده است که این امر نشان دهنده یک تبلیغات مغرضانه و در خدمت منافع دشمن بود.

نکته قابل توجه در همین راستا این است که رسانه های غربی در سال 2012 مصاحبه هایی از مسئولان ارتش سوریه منتشر کردند که در این مصاحبه ها، همه آنها اعتراف کرده بودند که مردم سوریه از آنها متنفرند. در این مصاحبه هایی که رسانه های غربی مدعی آن بودند، یکی از این مسئولان در سال 2013 اعلام کرده بود که بشار اسد به دنبال کسب تایید 70 درصد از اهالی سوریه است و نیز یکی دیگر از آنها اظهار کرده بود که همه مردم وفادار به بشار اسد هستند.

اما نکته متناقض این اظهارات و ادعاها اینجاست که از یک سو رؤسای دولت های عضو ناتو تاکید می کنند که دولت بشار اسد مشروعیت خود را ازدست داده، از سوی دیگر رسانه های آنها اظهار می کنند که 70 درصد از مردم سوریه، دولت بشار را قبول دارند و 20 درصد از آنها بی طرف و 10 درصد باقی مانده شورشیان هستند. البته جزئیات دقیقی از روشی که این گزارش ها به آن تکیه کرده اند وجود ندارد. شاید روش اشتباهی که در رابطه با ارائه اخبار از بحران سوریه در میان رسانه های غربی رایج است، اعتماد غیرطبیعی به یک نفر باشد؛ فردی به نام رامی عبدالرحمن که در انگلیس زندگی می کند و خود را دیده بان حقوق بشر در سوریه می نامد.

این شخص در سال 2015 علی رغم داستان های متعددی که درباره کشتار مردم سوریه و جنایت های نظام این کشور بیان می کرد؛ اما همواره پرچم ارتش آزاد سوریه را بالا برده و در همین حال در سایت اینترنتی خود توسط گروه اخوان المسلمین راهنمایی می شد. وی ادعا می کند که این اطلاعات را از طریق شرکای خود در سوریه و اطراف آن جمع آوری می کند.

کاملا منطقی است که این افراد بزرگترین دشمنان سوریه هستند. بنابراین شبکه های رسانه ای که در ارائه اخبار به این منابع تکیه می کنند، به شکل روشن اعتبار خود را زیرسوال می برند.

ممکن است با انتقادهایی که عبدالرحمن گاهی از گروه های سلفی مانند داعش می کند، این شبهه به وجود آید که اظهارات وی در داستان های ساختگی از جنایت های ارتش سوریه ضد غیرنظامیان این کشور درست باشد. اما نباید بدون تفکر و در نظر گرفتن شواهد و جوانب به این ادعاها اعتماد کنیم.

بسیاری از جنبه‌های همین مسئله را در حمله تبلیغات رسانه ای به بشکه های انفجاری حکومت سوریه در سال 2014 و 2015 مشاهده می کنیم که گفته می شد این بشکه های انفجاری در واقع بمب های نیروی هوایی سوریه هستند که علیه بی گناهان و غیرنظامیان این کشور استفاده می شوند.درصورتی که مناطقی که در این سالها توسط بشکه های انفجاری مورد هجوم قرار گرفتند، مناطق تحت اشغال گروه های تروریستی و از جمله داعش در شمال شرق حلب و منطقه دوما در شمال شرق دمشق و رقه در صحرای شرقی بود.

در همین راستا می توانیم به آنچه که سازمان دیده بان حقوق بشر که مقر آن در آمریکا است و با شورای مناسبات خارجی ایالات متحده ارتباط دارد اشاره کنیم: این سازمان نقشه ای را منتشر کرد که صدها موضع مکان هایی که در شمال شرق حلب که تحت سیطره گروه های تروریستی بود و توسط این بشکه های انفجاری مورد هدف قرار گرفت را نشان می دهد.

نقش گروه های افراط گرا در جنگ تبلیغاتی غرب ضد سوریه

گروه های تروریستی در این منطقه در واقع جبهه النصره که یکی از شاخه های القاعده و ائتلاف داعش تحت حمایت عربستان سعودی است بود. این جبهه تروریستی در اصل ائتلاف جنبش احرارالشام و تیپ بازهای شام و تیپ توحید و جیش الاسلام و جبهه کردها و تیپ حق سوریه است که همه آنها وابسته به گروه تروریستی داعش و حزب اسلامی ترکستانی و جیش الفتح در سوریه هستند.

بنابراین عجیب نیست که ارتش سوریه به بمباران این گروه های تروریستی بپردازد. در این میان باید اشاره کنیم که عبدالجبار العکیدی یکی از سران ارشد ارتش آزاد سوریه و تحت حمایت آمریکا است، به طور واضح تعاملات پایداری با داعش دارد. علاوه بر این ارتش آزاد سوریه از همان ابتدا با جبهه النصره همکاری داشت.

بیشتر تهمت ها در رابطه با کشتار غیرنظامیان توسط ارتش سوریه، از سوی همین گروه های افراط گرا و یا فعالان همراه و حامی آنها است. سپس این اتهامات توسط رسانه های غربی و نیز سازمان های غیردولتی غربی که به شکل فعال با سیاست های خارجی کشورهای غربی همکاری می کردند، بزرگنمایی می شود.دیده بان حقوق بشر که مقر آن در انگلیس است، شبکه حقوق بشر سوریه که مقر آن نیز در انگلیس است و مرکز اسناد نقض حقوق بشر در سوریه که مقر آن در استانبول است، همگی اتهاماتی در رابطه با تجاوز ارتش سوریه به حقوق شهروندان و غیرنظامیان ترکیه وارد کردند، در واقع از حامیان و هم پیمانان گروه های تروریستی و افراط گرا هستند که به دلیل محافظت بر افکار عمومی، فاصله خود را با داعش حفظ می کنند.

برای روشن تر شدن این موضوع باید اشاره کنیم که چندی پیش مرکز اسناد نقض حقوق بشر سوریه، نام چند تن از کشته شدگان داعش را با عنوان شهدای انقلابی معرفی کرد.

باراک اوباما رئیس جمهور وقت آمریکا که فرمانده این جنگ تبلیغاتی ضد سوریه بود، در سال 2015 ادعا کرد که همتای سوری وی (بشار اسد) دستور پرتاب بشکه های انفجاری ضد کودکان و غیرنظامیان بی گناه را صادر کرده است. در صورتی که اوباما هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات این مدعا نداشت و این نشان می دهد که اظهارات وی تنها یک تهمت و تبلیغات گمراه کننده بود.

همچنین هم زمان با آن،کاخ سفید نیز به حمایت از سازمان دیده بان حقوق بشر که کینیث روث مدیر اجرایی آن که ظاهرا در رابطه با بشکه های انفجاری دولت سوریه به شدت نگران بود، حمایت می کرد. اما انتشار تصاویری از منطقه حلب پس از بمباران توسط بشکه های انفجاری بشار اسد، موجب رسوایی همه آنها شد.

به نظر می رسد که استفاده از تصاویر قربانیان، به یک عادت تبدیل شده؛ اما اساس جنگ تبلیغاتی غرب، تکیه مداوم بر منابع مغرضانه است. می توان گفت که شاید این بشکه های انفجاری برای واکنش در برابر حملات گروه های افراط گرا و یا کند کردن این حمله ها نیز به کار می رود. اما ارتش سوریه هیچ گاه به خاطر بمباران مناطقی که تحت اشغال تروریست‌ها است از کسی عذرخواهی نمی کند. علاوه براین دولت سوریه همواره قبل از هر اقدامی به منظور ایجاد عملیات بمباران، از شهروندان می خواهد که آن مناطق را خالی کنند.

خبرگزاری رویترز نیز در ژانویه 2015 ویدئوهایی از عملیات تخلیه غیرنظامیان در منطقه دوما به سمت شمال شرقی دمشق توسط ارتش سوریه منتشر کرد. بعد از آن خود رویترز با استفاده از اطلاعات سازمان دیده بان حقوق بشر در سوریه، تا چند ماه به محکوم کردن کشتار غیرنظامیان در دوما پرداخت. همچنین پس از آن نیز چنین ادعاهای مغرضانه ای از سوی گروه های مسلح و حامیان فعال آنها تکرار شد.

در این میان سازمان عفوبین الملل نیز که تا حد زیادی داستان های بشکه های انفجاری را تایید می کند، با روش ارائه این گزارش ها که مبنی بر منابع مغرضانه است مشکل دارد. منابعی مانند مرکز اسناد نقض حقوق بشر در سوریه و شبکه حقوق بشر سوریه و سازمان دیده بان حقوق بشر سوریه. البته طرفداری و تعصب سازمان عفو بین الملل نسبت به غرب موجب تکرار دروغ‌های مختلف ناتو در درگیری های دیگر مانند لیبی و کویت در مسئله سوریه شده است.

غیرنظامیانی که با تروریست‌ها همکاری می کنند

اما مطالبی که بیان کردیم به این معنا نیست که ارتش سوریه نباید به مناطقی که غیرنظامیان هم پیمان و وفادار به گروه های تروریستی در آنجا پخش شده اند، حمله کند؛ چرا که بدون شک این افراد با تروریست‌ها همکاری می کنند. اما در مقابل بسیاری از مردم سوریه که خانواده هایشان موردهجوم تروریست ها قرار گرفته اند سوال می کنند که چرا دولت مناطق دوما و شمال حلب و بخش هایی از رقه را بمباران نمی کند.

ایالات متحده در تجاوز خود به عراق در سال 2004 در بمباران مقاومت این کشور هیچ تردیدی به خود راه نداد؛ اما این موضوع در رابطه با دولت سوریه فرق دارد. یکی از اعضای سابق کمیته های مردمی وفادار به دولت اظهار می کند که در حال حاضر گروه های افراط گرا پشت غیرنظامیان پنهان شده اند و این حق ما است که همه حامیان دشمن را نابود کنیم، منطقه دوما از مدت ها قبل نابود شده و پاکسازی آن با تانک ها در یک روز انجام می شود، همانطور که بسیاری از مردم مدت هاست که این را می خواهند. وی ادامه داد که اما رئیس جمهور می خواهد که اتحاد به کشور بازگردد؛ بنابراین قبل از هرماموریتی به ما اعلام می کند که هرگز غیرنظامیان را مورد هدف قرار ندهیم و اگر حتی یک غیرنظامی هم کشته شود، در دادگاه نظامی به آن رسیدگی می شود که این دغدغه ها در مباحث غربیان خودشیفته و مغرور نادیده گرفته می شود.

آمار ساختگی و متناقض موسسات غربی

در همین راستا باید نظرسنجی هایی که موسسات خارجی در رابطه با مردم سوریه منتشر می‌کنند، نیز توجه کنیم. برای مثال موسسه او آر بی نشنال که یک خبرگزاری غیردولتی و مقر آن در انگلیس است، توسط کشورهای دشمن سوریه تامین مالی می شود. برای نمونه به یکی از این نظرسنجی هایی که درسال 2014توسط این موسسات منتشر شد اشاره می کنیم که در ظاهر نشان می دهد از هر 5 نفر شهروند سوری، سه نفر موافق مداخله نظامی بین المللی در کشورشان هستند.

این حربه نیز از سوی دولت های غربی بوده که آمار آن کاملا ساختگی است. اولا سوری هایی که حامی دولت خود هستند نسبت به سایرین در اکثریت اند و همواره با هرگونه دخالت خارجی مخالفت می کنند. دوما بخش زیادی از مخالفین دولت سوریه نیز نسبت به مداخله خارجی در کشور موضع منفی دارند.در این میان تنها جماعت اخوان المسلمین و برخی از شخصیت های منفی و نیز برخی از گروه های کرد موافق این مسئله هستند.

همچنین روش اینگونه موسسه ها کاملا غیرشفاف است و نظرسنجی های خود را از خلال گروه های کوچکی از مردم سوریه انجام می دهند که این کار توسط تماس های تلفنی و اینترنتی با آنها صورت می گیرد. موسسه های مذکور برای انجام این کار، نمایندگانی را به منظور مصاحبه با این گروه های کوچک مردمی سوریه آموزش می دهند.

موسسه «او آر بی» در نیمه سال 2014 هم زمان با انتشار نظرسنجی از مردم سوریه در رابطه با مداخله نظامی بین المللی در این کشور،اعلام کرد که نظرسنجی های انجام شده از مردم سوریه نشان می دهد که 4 درصد از این مردم معتقدند که داعش (که توسط عربستان سعودی حمایت می شود) نشان دهنده آرمان ها و مصالح مردم سوریه است. این آمار 4 درصدی به نظر منطقی است و با سایر اطلاعات دراین زمینه تناقض ندارد؛ اما آمار اغراق آمیزی که در رابطه با نظرسنجی مردم درباره مداخله نظامی خارجی در کشورشان مطرح شد، صحت این آمار را نیز زیر سوال می برد.

کاملا روشن است که موسسه او آر بی از طریق عملیات های پنهانی با گروه های مخالف دولت سوریه کار خود را انجام می دهد. البته اینکه این کار توسط یک شرکت انگلیسی انجام شود عجیب نیست و شاید به تقویت بحث های عمومی درباره سوریه در کشورهای غربی کمک می کند؛ اما ممکن است ما را در شناخت حقیقت اتفاقات سوریه گمراه کند.

بنابراین هرچقدر هم از این منابع مغرضانه شناخت داشته باشیم، نباید به عنوان یک غرض و مسئله ساده به آن نگاه کنیم. داستانهایی که غرب در رابطه با جنایت های ارتش سوریه ضد غیرنظامیان ساخته بود در واقع از سوی تروریست هایی بود که خود آمریکا از آنها حمایت می کرد؛ مانند قتل عام در حوله، عقرب،داریا و غوطه الشرقیه. این روش برخورد غرب با اتفاقات سوریه به معنای این است که احتمال دروغ های بیشتر نیز وجود دارد. بنابراین محققانی که به دنبال شناخت حقیقت بحران سوریه هستند باید به منابع مستند در رابطه با این اتهامات رجوع کنند. همچنین ما نیز باید دستگاه هایی که تبلیغات در مقیاس گسترده انجام می‌دهند را بشناسیم.

ادامه دارد ....

موارد مرتبط
چرا اتحادیه اروپا مقصر بحران های اخیر ترکیه در شمال سوریه است؟
«یوروپل» اسرار سقوط رسانه های «داعش» و «القاعده» را فاش می سازد!
نگرانی آمریکا از ظهور شاخه جدید القاعده در شمال غرب سوریه
ارسال نظر