دو سال سرکوب جریان «الصحوة» عربستان
دو سال از موج بازداشت هایی که «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان علیه شخصیت های برجسته و اعضای جریان «الصحوة» به راه انداخت می گذرد.
تاریخ انتشار : 1398/7/10
منبع : ترجمه اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

 این جریان بزرگترین جریان دینی در این کشور به شمار میرود. در این موج با عنوان «موج سپتامبر»، بسیاری از بازداشت شدگان در داخل زندان مورد شکنجه و رفتار های خشن قرار گرفتند، تعداد اندکی محاکمه شدند و دادستانی کل خواستار اعدام آنان شده است.

پس از اینکه شرایط به نفع ملک «سلمان» رقم خورد و پسرش در ژوئن 2017 توانست به جای پسر عموی خود «محمد بن نایف» بر کرسی ولایتعهدی سیطره یابد، در سپتامبر 2017 تهاجمی سازمان یافته جهت بازداشت تمامی شخصیت  های برجسته و حامیان جریان «الصحوة» صورت گرفت که در این میان نویسندگان، روزنامه نگاران، رمان نویسان، گویندگان و تا کارشناسان اقتصادی نیز دیده میشوند.

این یورش با بازداشت مبلغان مسلمان مانند «سلمان العودة»، «عوض القرنی» و «علی العمری» آغاز شد و با بازداشت «عصام الزامل» کارشناس اقتصادی و خبرنگارانی مانند «فهد السنیدی»، «مساعد الکثیری» و دهها نفر از افراد درجه دو و درجه سه جریان «الصحوة» ادامه یافت. از سوی دیگر، دولت عربستان سایر شخصیت  های برجسته این جریان را از سخنرانی، تألیف و حضور در وسایل ارتباط اجتماعی منع کرد.

تعدادی از مبلغان حامی این جریان را مجبور ساختند تا از سخن گفتن در مورد مسائل عمومی بپرهیزند، مدتی بعد موج  های دیگری از بازداشت علما را به راه انداختند؛ علمایی مانند: «ناصر العمر» و «سفر الحوالی». «محمد بن سلمان» یک ماه پس از بازداشت  های «یورش سپتامبر» در همایش سرمایه گذاری عربستان در اکتبر 2017 گفت: «افراد بازداشت شده را هم اکنون و فوری از بین خواهد برد»؛ زیرا آنان وی (بن سلمان) را مسئول افراط گرایی در این کشور میدانند.

مقامات عربستان به موج  های خشن بازداشت شخصیت ها و اعضای این جریان بسنده نکردند؛ بلکه وزارت، آموزش دستوری مبنی بر تشکیل کمیته  های تحقیق و بررسی صادر کرد تا اساتید دانشگاهها و معلمان مدارس را زیر نظر قرار دهند و شبهات مربوط به وابستگی آنان به این جریان را بررسی کنند.

شخصیت  های برجسته جریان «الصحوة» زیر نظر گروه های متخصص امنیتی تحت شکنجه قرار گرفتند؛ به گون های که «سلمان العودة» فرزند ارشد «سلمان العودة» در مصاحب های با شبکه «بی بی سی» می گوید: پدرش مورد شکنجه قرار گرفته است؛ مثلا: از مصرف دارو جهت درمانی خود محروم است، روز های متوالی باید بیدار باشد، در داخل سلول دست و پا و چشمانش را بستهاند، غذا را در داخل پلاستیک های کوچکی برای او می اندازند و از آنجا که دستانش بسته است، ناگزیر باید آن را با دهانش باز کند که این امر به دندان هایش آسیب می رساند.

صفحه کاربری «معتقلي الرأي/ بازداشت شدگان به خاطر طرز تفکر» در توییتر که به وضعیت حقوقی در این کشور می پردازد، یادآور می شود که مبلغی به نام «علی العمری» نیز توسط یک گروه امنیتی شکنجه شده است؛ فرماندهی این گروه را «سعود القحطانی» مشاور سابق دربار سعودی بر عهده دارد.

مقامات عربستانی یک سال پس از «یورش سپتامبر» شمار اندکی از شخصیت های برجسته «الصحوة» را محاکمه کردند، مانند: «العودة»، «العمری» و «عوض القرنی». دادستان کل با وارد دانستن 37 اتهام خواستار اعدام آنان شد؛ اتهاماتی مانند: «فتنه انگیزی»، «پیوستن به تشکل های ممنوع تروریستی» و «عدم دعا برای ولی امر».

اما «العودة»، «القرنی» و «العمری» نسبت به صدها تن از بازداشتشدگان جریان «الصحوة» وضعیت بسیار بهتری دارند؛ چرا که در مورد سایرین، خانواده هایشان حتی از محل حضور و بازداشت آنان اطلاعی ندارند؛ علاوه بر این، مقامات به این بازداشت شدگان هیچ توضیحی در مورد اتهامی که به آنان وارد شده است نداده اند. پس از موج بازداشت های خشن، این جریان همچنان هدف آتش دولت قرار دارد تا جایی که جوانان عضو این جریان یا به بهانه تحصیل و تجارت کشور را ترک کرده اند یا به مسائل شخصی خود روی آوردهاند. اما کارشناسان معتقدند که دیگ های بخار این جریان به جوش آمده است و هر لحظه آماده انفجار و ظهور و بروز علنی است خواه به دلیل یورش خشن امنیتی به این جریان و خواه به دلیل نیاز تاریخی دولت عربستان به جریان های دینی تا بار دیگر به صورت مسالمت آمیز عرصه را در دست بگیرد؛ همانگونه که در دهه شصت قرن گذشته رخ داد.

شخصیت های برجسته جریان «الصحوة» بشارت دادند که پس از ملک «عبدالله بن عبدالعزیر» فقید، ملک «سلمان بن عبدالعزیز» زمام امور را در دست خواهد گرفت؛ به ویژه اینکه «سلمان» یکی از برجستهترین حامیان این جریان طی دهه هشتاد قرن گذشته بوده است. از سوی دیگر او در زمان حاکمیت ملک «عبدالله» نیز مخفیانه به حمایت از این جریان میپرداخت.

«سلمان» شخصیت های برجسته جریان «الصحوة» از جمله علمای خلیجی نزدیک به جماعت «اخوان المسلمین» را فراخواند و تأکید کرد که دوران جدیدی در این کشور آغاز شده است و رویکردی موسوم به «رویکرد لیبرالی» که حاکمان سابق این سرزمین یعنی ملک «عبدالله» در دستورکار خود قرار داشت را کنار خواهد گذاشت. جریان «الصحوة» از ملک «سلمان» در جنگ علیه یمن با تمام قدرت دفاع کرد. این جنگ با عنوان «عاصفة الحزم/ طوفان اراده» در مارس 2015 آغاز شد. از طرفی شخصیت های برجسته این جریان انتظار داشتند که ملک «سلمان» به آنان نزدیک باشد؛ زیرا «سلمان العودة» در اواسط سال 2015 در یک برنامه تلویزیونی گفت: «قوانین بازی تغییر کرده است»؛ یعنی زمان ملک «عبدالله» که اعضای این جریان برای سخنرانی محدودیت داشتند، به سر رسیده است.

اما دیری نپایید که روشن شد مسائل در جهت مخالف حرکت میکند. دلایل و انگیزه های «یورش سپتامبر» را بدون شناخت ریشه های تاریخی پیدایش دولت جدید عربستان نمیتوان فهمید. این دولت یک قرن پیش توسط  ملک «عبدالعزیز آل سعود» تأسیس شد و جریان «الصحوة» بیش از 40 سال قبل شکل گرفت؛ به گون های که نام خانواده حاکم با استفاده از مذهب وهابیت و احساسات دینی پیوند خورده است؛ اگرچه حکومت مدتی بعد علیه این مذهب کودتا کرد و دست از حمایت آن برداشت.

دولت عربستان از طریق ائتلاف میان ملک «عبدالعزیز آل سعود» و ارتش وی با یک جماعت اسلامی تشکیل شد؛ ارتش وی متشکل از حامیان وی در میان اهالی روستا های «نجد« بود. هسته جماعت اسلامی را نیز قبایلی تشکیل میدادند که به وهابیت افراطی گرایش داشتند. سرکردگی این جماعت موسوم به «اخوان من طاع الله» را «فیصل الدویش» شیخ قبیله «مطیر» بر عهده داشت؛ این قبیله یکی از بزرگترین قبایل شبه جزیره عربستان به شمار میرود. این جماعت افراطی در سیطره دولت عربستان که در آن زمان دامنه نفوذ خود را در «ریاض» و برخی از روستا های «نجد»، «احساء» و منطقه «حجاز» افزایش میداد، نقش بسزایی داشت، به آن کمک کرد تا دولت «اشراف» را از سرزمین «حجاز بیرون براند، «آل رشید» رقیب اصلی و تاریخی «آل سعود» در منطقه «نجد» را سرنگون سازد و از سر راه بردارد و کشور به صورت کامل یکپارچه شود. در این میان «عبدالعزیز» به آنان وعده هایی داده بود مبنی بر اینکه فرمانروایی برخی از مناطق را به سرکردگان این جماعت واگذار خواهد کرد تا بدین ترتیب به دلیل نقش اصلی آنان در یکپارچهسازی کشور به آنان پاداشی داده باشد.

اما ملک «عبدالعزیز آل سعود» تصمیم گرفت علیه این جماعت کودتا کند؛ لذا این جماعت را غیرقانونی خواند و اعضای آنان را در همه جا تحت تعقیب قرار داد؛ زیرا آنان را تهدیدی برای وحدت و ثبات کشور میدانست.

او همچنین اسامی سرکردگان آن را در لیست شورشیان قرار داد؛ این امر به شورش گسترده قبایل عربی حامی مذهب وهابیت منجر شد. سرکردگی آنان را «فیصل الدویش» بر عهده داشت. آنان طی کنفرانسی موسوم به «کنفرانس ارطاویه» (یکی از شهر های تابع منطقه ریاض) در سال 1926 آشکارا اعلام کردند که «عبدالعزیز» طی جنگ های مداوم خود از احساسات دینی این قبایل سوء استفاده کرده است و پس از آنکه امور به نفع او استقرار یافت از حمایت آنان دست کشید. هیمنه این شورش بزرگ تنها با نبرد قاطع «السبله» در سال 1926 شکست که در آن «عبدالعزیز» با حمایت توپخانه های انگلیس بر نیرو های قبایل شورشی به سرکردگی «فیصل الدویش» پیروز شد و او را مجبور به فرار به سوی عراق و کویت کرد. مدتی بعد، انگلیسی ها او را دستگیر کردند، به پادشاه تحویل دادند. این فرد در سال 1931 طی شرایط نامشخصی در داخل زندان فوت کرد و بدین ترتیب نخستین انقلاب بزرگ مسلحانه در تاریخ معاصر این کشور پایان یافت.

چند سال بعد، خاندان حاکم اعلام کردند که از سوی جریان های چپگرا  و ملیگرا در معرض تهدید قرار دارند. گسترش ملی گرایی طی دهه پنجاه و شصت قرن گذشته، پادشاه فقید «فیصل بن عبدالعزیز» را بر آن داشت تا عرصه را کاملا به روی گروه های اسلامی موجود در مصر و سوریه باز کند تا به عربستان بیایند و تفکرات مخالف خود با جریان های ملی گرا و چپگرا را در روزنامه ها و مجله های عربستانی منتشر سازند.

این جریان رشد و گسترش یافت و در دهه هفتاد و هشتاد قرن گذشته با عنوان جریان «الصحوة» به نیرویی ضربتی در داخل عربستان تبدیل شد تا جایی که به تنها جریانی تبدیل شد که بر فعالیت های اجتماعی و فرهنگی سیطره دارد. مقامات عربستانی طی جنگ افغانستان، حمایت خود از این جریان را افزایش دادند؛ به گون های که هزاران نفر از عربستانی های همفکر با افغانستان با حمایت شخص ملک «سلمان»، جهت نبرد با اتحاد جماهیر شوروی، عربستان را ترک کردند. ملک «سلمان» در آن زمان امیر «ریاض» بود و دولت عربستان پرونده حمایت از افغانستان را به صورت رسمی به وی واگذار کرد. از جمله برجسته ترین این افراد می توان به تاجری به نام «اسامه بن لادن» اشاره کرد که بعدها سرکردگی تشکیلات «القاعده» را بر عهده گرفت. او سرانجام به دست نیرو های آمریکایی در پاکستان کشته شد.

اما در زمان ورود نیرو های آمریکایی به این کشور در سال 1991 میان دولت عربستان و شخصیت های برجسته جریان «الصحوة» تنشی سیاسی ایجاد شد؛ یعنی طی فرایند ائتلافی بین المللی که جهت آزادسازی دولت کویت از اشغال عراق شکل گرفت. در این زمان علمای «الصحوة» و در رأس آنان «سلمان العودة»، «سفر الحوالی» و «عوض القرنی» فتوا هایی صادر کردند که بر حرام بودن حضور نیرو های خارجی در خاک مسلمانان تأکید می کرد؛ این امر به رویارویی بازی میان دولت و شخصیت های برجسته این جریان منجر شد که تنها با زندانی شدن  بدون محاکمه آنان در سال 1994 به مدت 5 سال به پایان رسید.

اما این حوادث به نابودی جریان «الصحوة» منجر نشد؛ زیرا بسیاری از شخصیت های برجسته در تفکرات خود نسبت به دموکراسی و حقوق بشر تجدیدنظر کردند و آن را به عنوان رویکردی سیاسی و اصلاحی برای تفکرات خود اتخاذ کردند. از سوی دیگر، رویکرد تغییر مسالمتآمیز و سازش با دولت و حکومت را در دستورکار خود قرار دادند. این امر باعث شد تا جریان «الصحوة» به عنوان جریانی دینی به کار خود ادامه دهد که برخی از شخصیت های برجسته آن موضعی سیاسی مخالف با نظام اتخاذ می کنند که در عین حال خصمانه نیست.

از سوی دیگر این جریان به حامی اصلی بهار عربی در سال 2011 تبدیل شد که حاکمیت دولت عربستان را نیز تا حدودی تهدید کرد. اختلاف روشن میان دولت و این جریان بار دیگر در سال 2013 رخ نشان داد؛ یعنی زمانی که دولت عربستان از کودتای نظامی علیه «محمد مرسی» رئیس جمهور فقید مصر حمایت کرد و در قتل عام هایی که ارتش این کشور علیه معترضان در میادین و مهمترین آن میدان «رابعه العدویه» به راه انداخت مشارکت داشت.

مقامات عربستانی به رهبری «عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه فقید این کشور، تدابیری را اتخاذ کردند که مهمترین آن عبارت بود از: فراخواندن شخصیت های برجسته این جریان، درخواست نپرداختن به قتل عام میدان «رابعه عدویه»، بازداشت چند روزه برخی از آنان بدون مدرک قضایی؛ همان وضعیتی که برای مبلغی مسلمان به نام «محمد العریفی» پیش آمد و با رسیدن «محمد بن سلمان» به منصب ولایتعهدی یورش به این جریان وارد مرحله جدیدی شد.

منبع اصلی: عریي الجدید

موارد مرتبط
آیا مجری عربستانی عملیات پایگاه آمریکایی به القاعدة انتساب داشته است؟
در جلسه خصوصی ملک عبدالله و بشار اسد رئیس جمهور سوریه چه گذشت؟
افشای دخالت عربستان در ترور رئیس‌جمهور وقت یمن پس از ۴۲ سال
ارسال نظر