به سمت گریز از مرکز؛ تحول تروریسم القاعده، از گرایش بین المللی به نخبه گرایی
در اوایل سال 2011، شماری از کارشناسان غربی پیش بینی کردند که القاعده منزوی گردد و به دلیل آنچه در آن زمان، انقلاب های «بهار عربی» نامیده می شد، از بین برود؛ اما در سال‌‌های بعد اثبات شد که هرج ومرج ناشی از حوادث این بهار ادعایی، یکی از مهم ترین دلایلی بود که القاعده را از رکود نجات داد. علاوه بر این، القاعده تحولاتی بنیادین و ساختاری ایجاد کرد که بر این تشکیلات (که در اواخر دهه 80 قرن بیستم) تأسیس شد، تأثیرگذار بود.
تاریخ انتشار : 1398/11/28
منبع : ترجمه اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

«چارلز لیستر» در پژوهشی که برای مؤسسه مطالعات امنیتی و راهبردی «هادسون» انجام داده، به تأثیر بحران سوریه بر وضعیت این تشکیلات و شاخه های آن می پردازد. در این پژوهش آمده است:

در اوایل سال 2014، «عطیه عبدالرحمن اللیبی» (مرد شماره 3 القاعده و مسئول عملیات‌‌‌های خارجی این تشکیلات قبل از «اسامه بن‌‌‌لادن») نامه ای به بن‌‌لادن سرکرده این تشکیلات می نویسد و پیشنهاد می دهد تا اعضای سازمان به کشورهایی اعزام شوند که شاهد اعتراضاتی علیه حکومت ها هستند، تا با بهره برداری از هرج ومرج موجود، شبکه ها و شاخه های القاعده را در آن‌جا تأسیس کنند.

القاعده در آن زمان با مشکلاتی مواجه بود و از زمان حملات 11 سپتامبر نتوانست هیچ عملیات گسترده ای را انجام دهد؛ اما از وضعیت هرج ومرج ناشی از انقلاب های عربی بهره برد و توانست هزاران عنصر جدید جذب کند. این تشکیلات توانست از طریق «جبهةالنصره» دامنه نفوذ خود را در سوریه افزایش دهد. این جبهه به عنوان جناحی قدرتمند در عرصه سوریه اعلام موجودیت کرد. القاعده با مجموعه ای از برجسته ترین سرکردگان خود، معروف به مجموعه «خراسان» به حمایت از این جبهه برخاست. مجموعه خراسان متشکل از شماری از سرکردگان قدیمی القاعده است که از افغانستان به سوریه رفتند و به جبهةالنصره پیوستند.

جبهةالنصره با جناح های مسلح سوریه همذات‌‌‌پنداری کرد و ایدئولوژی قاطعی در مقابله با این جناح ها در پيش نگرفت؛ برعکس داعش که این جناح ها را تکفیر کرد و در چندین جبهه علیه آنها وارد نبرد شد.

سرکردگان القاعده یعنی «ایمن الظواهری» و جانشینان وی «سیف العدل»، «ابومحمد المصری» و «ابوالخیر المصری» (پیش از کشته شدن) با رویکرد جبهةالنصره موافقت کردند؛ اما سرکردگان جبهه و در رأس آنان «ابومحمد الجولانی» و «ابوعبدالله الشامی» با القاعده قطع ارتباط کردند و جبهه «فتح الشام» را تشکیل دادند که بعدها به هیئت «تحریرالشام» تبدیل شد.

تعدادی از سرکردگان القاعده که داخل جبهةالنصره بودند، از این جبهه جدا شدند و با قطع ارتباط میان جبهةالنصره و القاعده مخالفت کردند. در اواخر سال 2017، سرکردگان جداشده نهاد جدیدی وابسته به القاعده تأسيس کردند که ابتدا «انصار الفرقان» نام گرفت و مدتی بعد در فوریه سال 2018 به «حرّاس الدین» تغییر نام داد.

سرکردگان القاعده در خارج از سوریه، به حمایت از حرّاس‌‌الدین برخاستند و از حامیان این تشکیلات در سوریه خواستند تا بدان بپیوندند. همزمان، حرّاس‌‌الدین کوشید تا ائتلافی متشکل از گروه هایی با ایدئولوژی جهادی مشترک تأسیس کند.

گروه های «انصار التوحید»، «انصار الدین» و «انصار الاسلام» به ائتلاف حرّاس‌‌الدین پیوستند. اتاق عملیات شکل گرفت و به تحریک مؤمنان پرداخت که این پژوهش آن را فریبی از سوی القاعده برای حمایت از شاخه جدید خود در سوریه دانست که با تشکیل یک ائتلاف تروریستی گسترده امکان پذیر بود.

این پژوهش بدین نتیجه می رسد که القاعده به راهبرد قدیمی معروف به «جهاد النخبة/ جهاد نخبگان» بازخواهد گشت و در آینده، جهاد موسوم به «جهاد الأمة» را از دستورکار خارج خواهد کرد؛ زیرا با استفاده از این روش قدیمی، دیگر نمی تواند بر شاخه های خارجی خود سیطره داشته باشد.

این پژوهش پیش بینی می کند که القاعده با همان روش گریز از مرکز، به فعالیت خود ادامه دهد؛ در حالی که شماری از تروریست ها خواهند کوشید تا تشکل هایی افراطی تر ایجاد کنند که بتواند به انجام حملات تروریستی علیه کشورهای غربی و ایالات متحده ادامه دهد.

 

موارد مرتبط
شرق آفریقا به دلیل حملات آمریکایی ها و تهدیدات گروه الشباب از تروریسم رنج می برد
گسترش عملیات های تروریستی در سایه پرداختن جهان به کرونا
خالد باطرفی رهبر جدید القاعده در جزیره العرب و جانشین الریمی کیست؟
ارسال نظر