گفتگو با تروریست ها
جاناتان پاول، رئیس ستاد دولت بریتانیا و مذاکره کننده ارشد تونی بلر در ایرلند شمالی بود. وی در این سمت نقش کلیدی در مذاکرات و ارائه توافقنامه «جمعه مقدس» داشت. او در تنظیم کتاب "گفتگو با تروریست ها"، از تجربه‌های خود در حل مناقشات کمک گرفته و معتقد است که تروریسم عموما با مذاکره پایان می‌یابد و عدم تشخیص درست و به موقع در لزوم گفتگو با تروریست‌ها، باعث هدر رفتن منابع و جان انسان ها می شود.
تاریخ انتشار : 1396/9/8
بازدید : 98
سال نشر : 0
تعداد جلد : 0
صفحات : 0

تیم ویلاسی ویلسی استاد کینگز کالج لندن در نقد کتاب "گفتگو با تروریست ها: چگونه به مخاصمات مسلحانه پایان دهیم" که در نشریه روابط بین‌الملل اندیشکده چتم هاوس منتشر شد، نوشت: پاول در این کتاب دیدگاه خود را با طیفی از مثال ها از آفریقای جنوبی، آمریکای لاتین و خاورمیانه از جمله مذاکرات اخیر بین اتا و دولت اسپانیا، حل مناقشات 1962 الجزایر و مذاکرات لوید جورج با جمهوری خواهان ایرلند در اوایل دهه 20 روشن می سازد.

سبک نگارش پاول در این کتاب به قدری ساده و صریح است که باعث می شود کار وی برای خواننده قابل فهم باشد. وی دیدگاه خود را به روشنی بیان می کند، به طوری که هیچ نیازی به حشو و تکرار احساس نمی شود و مثال ها را گام به گام در متن وارد می کند. او با این روش دستاورد فوق العاده‌ای داشته است که عبارتست از نوشتن کتابی لذت بخش از موضوعی ناخوشایند.

هرچند که وی خود را حقوقدان توصیف می کند و نه ادیب، اما آشنایی کامل او با طیف گسترده ای از متون ادبی کاملا مشهود است. این کتاب در برگیرنده گروه‌های تروریستی اعم از شورشیان غیردولتی می شود که از ترور غیر نظامیان برای تحصیل منافع خود استفاده می کنند.

کتاب پاول برعکس کتاب های «گروه های تروریستی چگونه پایان می پذیرند» (Rand Corporation, 2008) ، «تروریسم چگونه پایان می یابد» (Princeton University Press, 2011) و گروه های کوچک (Baader-Meinhof و Red Brigades) که هرگز از حمایت افکار عمومی در سطح گسترده برخوردار نبودند، قابل توجه است.

وی در پایان این کتاب نتیجه می گیرد که تروریسم صرفا از طریق عملیات نظامی و پلیسی از بین نمی رود و مستلزم مذاکره و گفتگو با تروریست هاست.

در عرصه عملی، این کتاب باعث راه افتادن موج دیپلماسی شده است. به نحوی که در برخی از دولت های خارجی باعث تقویت این ایده شده است که بریتانیا مساله تروریسم را آسان گرفته است. آنها فکر می کنند که لندن خیلی سریع با اوضاع «موسی قلعه» در سال 2006 و بصره در سال 2007 کنار آمد و از این رو احتمال می دهند که بریتانیا رابطه گرمی با اخوان المسلمین و سایر اسلام‌گرایان برقرار کرده که فرانسه زمانی به آن لقب «لندنستان» داده بود.

اما نسبت دادن این اتهام به جاناتان پاول غیرمنصفانه است، چرا که وی به صراحت اعلام می کند که «مشکل در گفتگو با تروریست ها نیست، بلکه در تسلیم شدن به آنهاست». وی اذعان می کند که مذاکره زمان خود را دارد و این زمان اغلب هنگامیست که یک وضعیت «بن بست دوجانبه آسیب زا» به وجود آید.

در واقع پاول به درستی ادعا می کند که پیش از اینکه تصمیم به گفتگو بگیریم، وقت زیادی را برای تحمیل این نگاه که تروریست ها آشتی ناپذیرند و یا از مرحله پرت هستند، هدر می دهیم. منظور وی اینست که گفتگو هرگز اشتباه نیست.

پاول یکی از افراد ذینفع در رابطه پنهانی بود کهMI6 در سال 1972 با دولت موقت ایرلند برقرار کرد. حتی در حالت واپسگرایانه هم نقص آشکار این رابطه، اعتقاد به آن را به چالش می کشد. با این حال، این رابطه باعث صدور پیام (بحث برانگیز) مارتین مک گویینس به جان میجر در سال 1993 شد که به حل نهایی مناقشه انجامید.

پاول همچنین از تجارب مذاکره کننده نخبه ای همچون مارتین گریفیتس و کارهای خلاقانه وی که از طرف مرکز گفتگوهای بشر دوستانه واقع در ژنو در نقاط دورافتاده ای در ترکیه، نپال اسپانیا و آچه انجام می داد، استفاده کرده است.

اما همه رابطه ها این چنین مثبت نیستند. در سال های اخیر بین سازمان ابو نضال و دولت ها معاملات منفعت طلبانه ای برای جلوگیری از حمله به خاک آنها وجود داشته و هنوز هم کانال هایی وجود دارد که برای پرداخت باج خواهی های گروگانگیرها مورد استفاده قرار می گیرد و این مساله باعث تقویت بنیه مالی گروه‌هایی نظیر القاعده در کشور اسلامی مغرب شده است.

بنابراین، وفور این رابطه ها باعث سردرگمی طالبان (و پاکستان) شده که غرب در افغانستان حقیقتا خواهان ارائه چه چیزی است. امروزه بسیاری از دپارتمان های علوم سیاسی و متفکران، خواهان گفتگویی «دو طرفه» با گروه های شبه نظامی هستند. بعنوان مثال، اگر داعش از طریق واسطه های خود پیامی برای آغاز مذاکرات دریافت کند، خطر چنین تصوری وجود دارد که گروه های شبه نظامی، لژنشین باشند و دنیای متمدن هم پادوی آنها.

بدون شک آنها تصور خواهند کرد که همه یا بعضی از این دیدارها حمایت دولتی را با خود دارند. بنابراین اکنون زمان گفتگو با داعش نیست، چرا که در ابتدا باید انتظارات و بلندپروازی های آنان را از طریق اقدامات ضدتروریستی و ضدیاغی‌گری به طور اساسی کاهش داد و سپس مذاکره را آغاز کرد.

با شروع مذاکرات همه طرف ها باید این کتاب را خوانده باشند. هرچند این کتاب دستورالعملی برای مذاکره کننده ندارد، اما پر از بینش های مهم است.

این کتاب همچنین به این مساله می پردازد که در گفتگوها اول باید مسائل دشوار حل شوند یا آسان و همچنین این مسائل جداگانه باید حل و فصل شوند یا بصورت یک بسته. پاول برآورد کرده است که نمایندگان نباید بیشتر از پنج نفر باشند و درباره پراکندگی گروه ها که انسجام مذاکره را بر هم می‌زند هشدار می دهد. این کتاب فقط یک پیشنهاد نیست، بلکه برای هر شخص علاقمند به این موضوع درسی اساسی است.

کلمات کليدي: