روابط بین المللی خاورمیانه

کتاب روابط بین المللی خاورمیانه -که طی سال‌های انتشار چند بار به صورت اساسی ویرایش شده و با توجه به تحولات گسترده خاورمیانه در دهه‌ اخیر به روزرسانی شده است- یکی از بهترین منابعی است که به صورت جامع و از ابعاد مختلف به موضوع مهم روابط بین‌المللی این منطقه پرداخته است. ترجمه ویرایش اول این کتاب چندبار تجدید چاپ شد و اکنون ویرایش جدید با اضافه شدن مطالب بسیار و مفید در اختیار علاقه‌مندان است. مسائل مهم خاورمیانه، از سیاست گرفته تا جغرافیا، هویت، مذهب، ملی‌گرایی، انرژی و... ده‌ها موضوع و مسأله دیگر هر کدام به گونه‌ای خاص با مسائل و موضوعات بین‌المللی گره خورده است، به گونه‌ای که هر تغییر در این منطقه، می‌تواند تغییراتی اساسی را در سراسر جهان به دنبال داشته باشد. این منطقه به دلایل مختلف جولانگاه تعاملات و رقابت‌های پیچیده بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شده است و به همین دلیل بررسی علمی موضوعات و مسائل مهم خاورمیانه با چالش‌ها و مشکلات بسیاری روبه‌رو است. کتاب «روابط بین المللی خاورمیانه» ویراست لوئیس فاست از نظر جامعیت بررسی موضوع و پرداختن به تمامی سطوح آن، اثری بی‌نظیر و کارآمد در این حوزه مطالعاتی است.

تاریخ انتشار : 1396/11/4
بازدید : 416
محل نشر : تهران: وزارت امور خارجه، اداره نشر
سال نشر : 1396
تعداد جلد : 0
صفحات : 615

لوئیس فاست در  این کتاب سعی دارد تا از خلأ موجود مبتنی بر استثنا ‌انگاری خاورمیانه فراتر رود و رویکردی منسجم ارائه کند که در آن با استفاده از برخی ایده‌ها و مفاهیم اصلی در روابط بین‌الملل و بعضی از مضامین مورد مطالعه خاورمیانه، شیوه‌ای کاربردی را برای فهم بیشتر فراهم نماید. وی بر این باور است که شناخت روابط بین‌المللی خاورمیانه، بدون فهم ساختارهای داخلی و منطقه‌ای که دولت‌ها درون آن عمل می‌کنند و همچنین بدون توجه به الگوهای همکاری، رقابت و کشمکش‌های دایمی موجود در این منطقه، غیرقابل فهم است. این مجموعه در سه بخش اصلی شامل بررسی اجمالی تاریخی و نظری، مضامینی از روابط بین‌الملل و اقتصاد سیاسی بین‌المللی و مسائل کلیدی و بازیگران مهم اختصاص یافته است که به مثابه‌ی رساله‌ای جامع از چارچوب نظری و مباحث تاریخی گرفته تا مسائل نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، هویتی و... به خوبی تبیین شده است. از دیگر خصوصیات این اثر به روز بودن مباحث و نحوه تبیین و روش کم نظیر نویسندگان برجسته آن است که ضمن توجه به جزئیات، ذهن خواننده را با چگونگی تبیین در سه سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی آشنا می‌سازند.

این کتاب قصد دارد به منظور درک روابط بین‌المللی خاورمیانه مدرن، راهنمایی جامع، به روز و قابل فهم پیش روی خوانندگان قرار دهد. کمتر مناطقی از جهان این‌چنین با درگیری و جنگ دست و پنجه نرم کرده‌اند و در سال‌های اخیر، کمتر مناطقی از جهان اینقدر در مورد آنها مطلب نوشته شده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته­اند، لکن همچنان در مورد آنها برداشت‌های نادرست و کلیشه‌ای استمرار دارد. همان‌گونه که یکی از محققان با میراثی پنجاه ساله از مطالعه آکادمیک منطقه عنوان کرد: «روندهای سیاسی خاورمیانه ملاحظه و بررسی را به چالش می‌طلبند، مانع تعمیم دادن می­شوند و در مقابلِ تبیین مقاومت می­کنند.» زنجیره پیش‌بینی­ناپذیر وقایع از آغاز این قرن تأییدی بر این نظر است، از جمله حملات یازده سپتامبر، جنگ عراق و قیام‌های بهار عربی که روی هم رفته منطقه را آشفته کرده و چهار رژیم عربی دیرپا را در عراق، تونس، مصر و لیبی ساقط کرده است.

دو رشته روابط بین‌الملل و مطالعات خاورمیانه که این کتاب به آن می‌پردازد بسیار به یکدیگر وابسته­اند، چنان‌که بررسی اجمالی آثار اصلی نیز این را نشان می‌دهد. هیچ کتاب مربوط به سیاست معاصر خاورمیانه نمی‌تواند مسیری را که نیروهای خارجی از طریق آن به توسعه سیاست، اقتصاد و جوامع منطقه شکل داده­اند و همچنان شکل می‌دهند نادیده بگیرد. اگر قدرت­های استعماری سابق در خلق همان دولت‌ها نقش داشتند، قدرت‌های پسااستعماری به دلایل مرتبط با منابع، موقعیت ژئوپولیتیکی و فرهنگ در سطوحی فوق­العاده بالا به نفوذ و دخالتشان در سیاست، اقتصاد و امنیت آنها ادامه داده­اند. به همین سیاق، هیچ متن روابط بین‌المللی قادر به نادیده گرفتن موارد گرانبهایی را که خاورمیانه عرضه کرده است و اینکه آنها چگونه نظریه‌ها و مفاهیم مختلف این رشته روشن می‌سازند، نیستند. آثار بسیاری در مورد وجه تمایز مطالعات خاورمیانه-روابط بین‌الملل انتشار یافته­اند، لکن تا همین اواخر عناوین کمتری وجود داشت که به چالش‌ ادغام این دو رشته اختصاص داشته باشد. این وضعیت در آنچه که مارتین کرامر «بحران» در مطالعات خاورمیانه می‌نامد و کارشناسان خاورمیانه را به شکست در ادغام ابزارهای علوم سیاسی در تحقیق­ خود از یک سو و شاید انتقادی­تر، شکست در ارائه قالبی برای سیاست­گذاران از سوی دیگر متهم می­کند نقش داشته است .

به هرحال، در سال‌های اخیر با «رنسانسی معتدل» در تلاش­ها برای ادغام علوم سیاسی و مطالعات خاورمیانه شرایط تغییر کرده است. آشکارترین این تلاش‌ها در حوزه حکومت مقایسه­ای است. از دهه 1980در ارتباط با روابط بین­المللی منطقه آثار مهمی به نگارش درآمده است: از جمله ال. سی. براون، سیاست بین‌الملل و خاورمیانه (1984)، تی. وای. اسماعیل، روابط بین‌المللی خاورمیانه معاصر، (1986)، آر. هینبوش، سیاست بین­المللی خاورمیانه، (2003) و اف. هالیدی، خاورمیانه در روابط بین‌الملل (2005). این آثار، با ارائه رویکردها و نقطه نظرهای متفاوتِ متأثر از مباحث روابط بین‌المللی معاصر، سهم مهمی در رابطه‌ی با این موضوع داشته­اند. با این حال علیرغم چنین پیشرفتی شاید منصفانه باشد که بگوییم هنوز شکاف­هایی در ادبیات وجود دارد که نشان می­دهد برای جمع کردن حوزه‌های موضوعی کنار همدیگر جای کار دارد تا خط گسل خیالی که برای مدت‌ها آنها را از همدیگر جدا می‌کرد مسدود شود. به علاوه، واضح­تر بگوییم، در دوره فعلی علاقه زیادی به موضوع و منطقه که برخی از چالش­های امنیتی اصلی اوایل قرن بیست و یکم را پیش می­کشد وجود دارد. اثرات بی­ثبات­کننده بهار عربی، تداوم پیامدهای جنگ عراق، جهت­گیری سیاست خارجی ایران و آرمان‌های هسته­ای و مناقشه حل نشده اسرائیل- فلسطین از جمله این موارد است. لذا این مجلد پاسخی مستقیم به این علاقه و تقاضای مداوم برای برقراری ارتباط پژوهشی بیشتر بین این دو رشته است. این کتاب در راستای حرکت به سوی فراتر رفتن از تقسیم مطالعات روابط بین‌الملل- منطقه‌ای تلاش می­کند تا مباحث استثنا ‌انگاری را که مکرراً در مورد خاورمیانه به کار گرفته شده است به چالش بگیرد. چنین مباحثی در ویژگی‌های منحصر به فرد خاورمیانه– نظیر مشخصه عربی و اسلامی آن- نهفته است که آن را برای نمونه در تبیین خودسری حکومت استبدادی حتی پس از بهار عربی متفاوت می‌سازد. مهم‌تر از همه اینکه، این کتاب تلاش دارد تا رویکردی دقیق و منسجم ارائه کند که در آن ایده‌ها و مفاهیم کلیدی روابط بین‌الملل و زمینه‌ها و تحولات مطالعات خاورمیانه در کنار هم آورده شده و به شیوه‌ای نظام­مند مورد بحث قرار گیرند.

 

سازماندهی کتاب

با توجه به اهمیت موضوع و گستره متنوع رویکردهای ارائه شده، در مسیر فصل‌بندی چنین کتابی چالش‌هایی پیش روی قرار می‌گیرد. همان گونه که ادبیات موجود نشان می‌دهد، مسیرهای جایگزین متنوعی در نگرش به روابط بین‌المللی خاورمیانه وجود دارد. بنابراین مدخل­های متفاوتی برای ورود به موضوع ارائه شده است برای نمونه از طریق تاریخ جوامع و مردمان آن، اقتصاد سیاسی آن، سیاست خارجی یا رویه­های دیپلماتیک آن. بسیاری از مطالعات موردی خوبی از دولت‌ها و بحران‌های خاص و روابط «قدرت بزرگ» وجود دارد. در نهایت، گرایش رو به رشدی به سوی وارد کردن موضوعات اساسی روابط بین‌المللی به خاورمیانه برای بحث در مورد نقش هویّت، امنیّت، جهانی‌شدن، منطقه‌گرایی، منابع و قدرت وجود دارد.

در حالی‌که همه این رویکردها برای روشن ساختن جنبه­های مختلف روابط بین‌المللی منطقه مفید است، هدف این کتاب جمع کردن آنها با همدیگر در یک مجلد واحد و جامع است. ‌این کتاب آگاهانه برای دسترسی عموم دانشجویان از رشته‌های مختلف و همچنین کمک گرفتن از نویسندگان خاص که همگی کارشناسان مشهور حوزه مطالعاتی مربوطه خود می‌باشند، طراحی شده است. بنابراین، هدف در برگرفتن طیفی از چشم­اندازها بوده است تا طرفداری از یک رویکرد واحد یا در واقع تلاش برای به‌کارگرفتن مجموعه‌ای از مسائل یکنواخت در فصول مختلف کتاب.

با این پیش زمینه ذهنی، کتاب به سه بخش به شرح زیر تقسیم می‌شود:

  • بخش اول بررسی نظری، تاریخی و موضوعی فراگیری از روابط بین­المللی خاورمیانه ارائه می­دهد. مقدمه فصل نظری جدید، پیش زمینه­ای اساسی و قابل دسترس در مورد نظریات روابط بین­الملل و کاربرد آنها در منطقه برای خواننده مهیا می‌سازد. فصول تاریخی نیز مدخل­هایی مهم و دیرپا برای فهم روابط بین‌المللی منطقه ارائه می‌دهد: همان‌طور که یکی از مورخین در اوایل قرن بیستم اظهار داشت: «کل تاریخ، تاریخ معاصر است». نگاه مورخ به شرح و تحلیل می­تواند با درگیر ساختن ما، به گفته‌ی ‌ای. اچ. کار، در «گفت‌وگوی بی‌پایان» با گذشته، بخش اعظم آنچه را که نیاز داریم در مورد عصر حاضر بدانیم به ما بگوید. اهمیت چنین گفت وگویی امروزه در فهم جریان وقایعی که به قیام‌های عربی منجر شد اهمیت خاصی دارد.
  • بخش دوم کتاب مسائل مهم روابط بین‌المللی خاورمیانه در دوره معاصر را پوشش می‌دهد و موضوعاتی نظیر اقتصاد سیاسی، نقش اندیشه و هویّت (به ویژه عربیسم و اسلام)، دموکراتیزاسیون و اصلاحات سیاسی، مدیریّت روابط منطقه‌ای و الگوهای جنگ و امنیت را شامل می­شود. در بررسی این مسائل نویسندگان مختلف از انواع نظریات و رویکردهای روابط بین‌الملل بهره می­گیرند و سودمندی نسبی آنها را در فهم منطقه و تعاملات آن با سایر جهان ارزیابی می‌کنند.
  • بخش سوم به مطالعات موردی مهم که چشم­اندازهای تاریخی، معاصر و نظری را ادغام می­کنند نگاهی می­اندازد. این بخش تنش­ها و وقایع خاص منطقه و نقش بازیگران داخلی و خارجی در شکل­گیری روابط بین­المللی خاورمیانه را پوشش می­دهد. این شامل رویه­های سیاست خارجی دولت‌های مختلف، درگیری اعراب ـ اسرائیل و تلاش­ها برای حل‌وفصل آن، جنگ‌های 1980 و 1990 خلیج فارس، جنگ 2003 عراق و پیامدهای آن و در نهایت سیاست‌های آمریکا و قدرت‌های اروپایی در شکل‌دهی به توسعه سیاسی و اقتصادی منطقه می­شود.

اگرچه این سه بخش پوشش جامعی ندارند و تا حد زیادی به‌هم وابسته­اند، مجموعه‌ای از بینش‌های مجزا و در عین حال مرتبط با همدیگر را ارائه می­دهند. هدف کتاب از ارائه ‌این فهرست وسیع برای انتخاب، دسترسی به گستره­ای از خوانندگان در بین دانشجویان سیاست خاورمیانه و روابط بین‌الملل می­باشد. فصول مختلف برای کسانی که می‌خواهند بر دوره تاریخی، رویداد یا موضوع خاص تمرکز کنند مستقل در نظر گرفته شده است، امّا می­توان آنها را در کنار هم نیز مورد مطالعه قرار داد و از این رو فرصت کسب چشم‌اندازی بنیادی و جامع در مورد همه مسائل مفروض را فراهم می­کنند.

در درون بخش‌های کتاب، انتخاب فصول خاص الزاماً امری پیچیده و ذهنی بود و برخی موانع آشکار همچون هم‌پوشانی، تکرار و حذف وجود دارد. سبک­های فعلی علوم سیاسی و روابط بین­المللی شاید گزینش متفاوتی را پیشنهاد کنند. در جهانی که درآن دولت برای برخی مفهومی منسوخ به حساب می‌آید یا به امنیت احتمالاً از طریق عینک­های متفاوت نگریسته شود- برای نمونه از طریق عینک «امنیت انسانی» آن گونه که کوفی عنان دبیرکل سابق سازمان ملل در گزارش 2008 توسعه انسانی جهان عرب پیشنهاد داد- می­توان به موضوع به روش­های متفاوت نگریست. در اینجا وزنه نسبی و اهمیت موضوعات در گذر زمان راهنما بوده است تا سبک متداول. سوال اصلی در فصل­بندی کتاب این است: کدام مسائل یا موضوعات هستند که دانشجویان روابط بین‌الملل و مطالعات خاورمیانه معمولاً بیشتر به آن توجه دارند؟ با تأمل در مورد شرایط معاصر منطقه، ما دریافتیم که علایق سنتی، در کنار علایق جدیدتر و نگرانی­های امنیتی- به ویژه مباحث جنگ و صلح، روابط با قدرت‌های خارجی، فرایندهای آزادسازی اقتصادی و سیاسی و سیاست هویّت و تشکیل اتّحاد، همگی از مشخصه­های بارز منطقه می­باشند. کتاب حاضر با اذعان به ‌اینکه ‌این مسائل ممکن است خود تغییر نمایند یا این‌که هم اکنون در حال تغییر باشند، به‌این قبیل مسائل می‌پردازد. کتابی درباره‌ی روابط بین‌المللی خاورمیانه که در سال 2050 نوشته شود احتمالاً به شکل متفاوت­تری قرائت شود.

 

رئوس مطالب فصول

بخش اول: بررسی اجمالی تاریخی و نظری

در فصل اول، فرد لاوسون بررسی کاملی از نظریه‌ها و رویکردهای مختلف که به مطالعه روابط بین‌الملل چارچوب می­دهند، عرضه می­دارد و سپس کاربرد آنها در مورد منطقه را مورد ملاحظه قرار می­دهد. این فصل با توجه به اینکه به لحاظ نظری محدوده وسیعی را پوشش می­دهد و از منابع گسترده­ای بهره ­می­گیرد، نقطه آغازی بنیادی و مجموعه‌ای مناسب برای دانشجویانی است که می­خواهند روابط بین‌المللی منطقه را درک کنند.

در فصل دوم یوجین روگان خاستگاه‌های دولت‌های خاورمیانه و ورود آنها به نظام بین‌المللی را پی می­گیرد. تحلیل او متأثر از اندیشه­های «مکتب انگلیسی» روابط بین‌المللی است که از هدلی بول و دیگران الهام می‌گیرد، کسانی که روابط بین‌الملل را در قالب مفهوم یک «جامعه بین‌الملل» درک می­کنند، جامعه‌ای که در آن هنجارها، ارزش‌ها و رویه‌های مشترکی که دولت‌ها را توسعه می‌دهند تا به پرورش و حفظ آن را در راستای منافع خود بیابند. خاورمیانه از زمان پیدایش نظاره­گر ورود و مشارکت برخی از دولت‌ها در این جامعه بوده است. با این حال، در مقابل این پیش زمینه، جایی که دولت در مواجهه با نیازهای مردم مختلف شکست خورده و با سرکوب و نابرابری مترادف شده، عناصری از مقاومت و شورش وجود داشته است که طنین پیامدهای آن هنوز ادامه دارد.

فصل سوم با تاریخ جنگ سرد در منطقه ادامه پیدا می­کند. در اینجا، بین کارشناسان روابط بین‌المللی و منطقه­ای در مورد اینکه شواهد بر کدام عوامل در پیشبرد تحوّلات منطقه‌ای دلالت دارند، اختلاف نظر وجود دارد. در تاریخ‌نگاری جنگ سرد، تفاسیر سنتی اهمیت زیادی برای عامل خارجی قائل می­شوند و از این لحاظ با پارادایم مسلط واقع‌گرایی در روابط بین‌المللی پیوند می‌خورند. سیاست آمریکا واکنشی به تهدید شوروی تلقی می‌شود – و برعکس- و در انطباق با شرایط موازنه قدرت و سیاست مهار قالب می­گیرد. گزارش‌های بعدی، تحت تأثیر انتشار آرشیوهای جنگ سرد، برای نقش بازیگران داخلی یا عامل منطقه‌ای در شکل‌دهی به رویدادها اهمیت بیشتری قائل می‌شوند. پیتر اسلاگلت، بر قدرت متقاعدکننده واقع­گرایی و چیرگی منافع مادی تأکید دارد. او اگرچه به چارچوب منطقه‌ای توجه دارد، استدلال می­کند که خاورمیانه در جنگ سرد به نفوذ ابرقدرت‌ها بسیار مظنون بود و این را در مطالعه موردی عراق نشان می­دهد.

فصل چهارم با دوره‌ی پس از جنگ سرد ارتباط پیدا می­کند. این فصل به جای ثبت ترتیب تاریخی رویدادها و تحولات، برخی عناوین کلیدی را که بر روابط بین‌المللی معاصر خاورمیانه حاکم بوده است، معرفی می­کند: نفت، منازعه، جهانی‌شدن و سیاست مذهبی. بنابراین، فصل چهارم پلی بین فصول اوّل و دوّم کتاب برقرار می‌کند. در دسته‌بندی «لنز­های مفهومی» پسا جنگ سرد، بهجت کرانی برای برجسته کردن پیوندهای چندگانه بین سیاست داخلی و سیاست بین­المللی از واژه «ملی- بین­المللی» استفاده می­کند- پیوندهایی که رویدادهای بهار عربی آن را تأیید می­کنند.

 

بخش دوّم: موضوعات روابط بین‌المللی و اقتصاد سیاسی بین‌الملل

فصول بخش دوم کتاب برخی موضوعات مطرح شده توسط کرانی را با جزئیات بیشتر بررسی می­کند. در فصل پنجم جیاکومو لوسیانی به مسأله فراگیر نفت می‌پردازد. اگر نفت در ثقل مباحث مربوط به سیاست داخلی منطقه است، این مسأله در قلب روابط بین‌المللی آن نیز قرار دارد. لوسیانی پیوندهای الزام­آوری را بین نفت و تثبیت و تحول نظام دولت مدرن نشان می­دهد، لکن این را نیز تشخیص می­دهد که در حالی‌که قدرت‌های خارجی همواره نفت را در محاسبات خود از سیاست خاورمیانه‌ لحاظ ‌کرده­اند، این موضوع در سیاست‌های خارجی دولت‌های عرب اهمیت کمتری داشته است. نگرانی‌های آنها همچنان از نوع تنگ­نظرانه­تر است و از سلاح نفت کمتر استفاده شده است. از منظر سیاست داخلی، مدل رانتی که لوسیانی مطرح می­کند، نشان می‌دهد که نفت چگونه هم در کشورهای نفت‌خیز و هم در کشورهای غیر نفت‌خیز پیامدهای اقتصادی و سیاسی را تعیین کرده و چشم­اندازهای اصلاحات را کند کرده است. با این حال، اگر بهار عربی راهی به سوی تثبیت دموکراسی باشد، حتی دولت‌های ثروتمند خلیج فارس بادهای تغییر را احساس خواهند کرد.

در فصل ششم آگوستوس ریچارد نورتون به مسأله مهم اصلاح سیاسی در پرتو این بادهای تغییر می‌پردازد. او از واژه «استثناگرایی» اجتناب می­کند، لکن اذعان دارد که واکنش جهان عرب به فریندهای جهانی دموکراتیزاسیون، کُند بوده است و در اینجا اقتصاد سیاسی دولت­ها، تداوم درگیری، نوع رژیم و ابهام در مورد ارتباط بین دموکراسی و اسلام اهمیت پیدا می­کند. این ارتباط لزوماً متناقض نیست. نورتون خاطرنشان می­کند بخش اعظم گفتمان اسلامی – گذشته و حال- با مشارکت و تنوع شناخته می­شود تا تصلب و عدم تساهل. به علاوه، بهار عربی نشان داده که جامعه مدنی در بسیاری از کشورهای منطقه پویا و درحال رشد است. واکنش‌های غرب به اصلاح سیاسی سرد بوده و ثبات را بر دموکراسی اولویت داده است، اگر چه این وضعیت در حال تغییر است. شواهد حکایت از این دارد که مردم دولت بهتر و انتخابی­تری می­خواهند حتی اگر همچنان منظور آنها از نوع حکومتی که باید وجود داشته باشد نامشخص باشد.

در فصل هفتم ریموند هینبوش و در فصل هشتم پیتر ماندویل، به بررسی انتقادی از قدرت تبیینی هویّت و فرهنگ در درک روابط بین‌المللی منطقه می­پردازند. در فصل هفتم، هینبوش بر عربیسم و سایر هویت­های منطقه­ای به عنوان منابع هویت سیاسی متمرکز می‌شود. اهمیت این هویت­ها به علت تناسب پایین بین هویت و دولت‌ها و رژیم­ها در درون منطقه برجستگی بیشتری پیدا کرده است – میراث استعماری که امروز نیز همچنان پابرجاست، همان طور که در قیام‌های عربی بروز یافت. در واقع او استدلال می‌کند که تدوام درگیری در خاورمیانه باید از طریق «عدم تجانس بین هویت و ساختارهای مادی» درک شود. هینبوش با تمرکز بر پان عربیسم و همچنین الحاق‌گرایی که مشخصه تاریخ و تحول سیاسی منطقه بوده است، نظیر کردها در ترکیه یا عراق، نشان می­دهد چگونه تعامل بین هویت و شکل گیری و تحول دولت در جنگ­های متعدد و اخیراً در رویدادهای پیرامون بهار عربی نقش داشته است.

در فصل هشتم، پیتر ماندویل تاریخ هویت از منظر اسلامی را پی می‌گیرد. او در گزارشی تاریخی، نشان می­دهد که چگونه اسلام به اشکال مختلف با سیاست داخلی، منطقه­ای و بین‌المللی منطقه، تعامل داشته است. با همه اینها، تأثیر آن در کنار جریان‌های مختلف در روابط منطقه‌ای و بین‌المللی فراز و فرود داشته است. از این منظر، جهانی شدن هموارکننده مسیر اسلام فراملی بوده است، اما به هیچ وجه نیرویی برای اتحاد نبوده است. مذهب، علی‌رغم اهمیت آشکار آن در سیاست خارجی دولت‌های خاورمیانه‌ای حتی در دولت‌های علناً اسلامی نظیر عربستان سعودی و ایران حضور چندانی نداشته است. شورش‌های مردمی در جهان عرب فرصت‌های جدیدی را برای جنبش‌های اسلامی خلق کرده است که می­تواند سیاست خارجی دولت‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

در فصل نهم نیز لوئیس فاست هویّت را برجسته می­کند و نگاهی اجمالی به نیروهای متغیر اتّحاد‌سازی و منطقه­گرایی در منطقه می­اندازد. اندیشه و عمل منطقه‌گرایی به معنی عام کلمه همراه با رویکردهای روابط بین‌المللی که در تبیین تلاش‌ها برای ایجاد وفاق و همکاری درخصوص مسائل اصلی بر نقش اندیشه‌ها، منافع و عوامل داخلی و خارجی تمرکز دارند، بررسی می­شود. با بررسی تاریخ چنین تلاش­هایی از منظر مقایسه­ای، این فصل از بین رفتن تناسب بین علایق سنتی روابط بین‌المللی و واقعیّت‌های منطقه‌ای را نشان می‌دهد. ترکیب عوامل سطوح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی سابقه ضعیف منطقه در نهاد‌سازی موفق را تبیین می­کند، اگرچه برخی نمونه­های مهم اخیر از برخی سناریوهای منطقه‌ای جایگزین حکایت دارد.

در فصل دهم، متیو لگرنزی و مارینا کلکولی تحلیلی جدید از معمای امنیتی منطقه ارائه می­دهند. بررسی انتقادی موازنه قدرت و تهدیدها در پرتو قیام‌های عربی که به طور بنیادی نیروهای امنیتی غالب را دچار تغییر کرده است به چشم انداز آنها شکل می‌دهد. اگرچه، همان طور که عنوان فرعی فصل بیان می­دارد، الگوهای امنیتی منطقه استمرار و همچنین تغییر را نشان می‌دهند. یکی از عناصر استمرار در بررسی قدرت منطقه­ای، نقش بازیگران خارجی و دیگری امنیت رژیم است. در حالی که رژیم‌های جمهوری عربی به تدریج ضعیف می­شوند، پادشاهی‌های خلیج فارس تلاش می­کنند تا خود را در مقابل اثرات بی‌ثبات‌کننده تغییر، حفظ و تثبیت کنند. سیاست خارجی فعال­تر و جهت گیری غرب‌گرایانه آنها نقش­های جدیدشان را به عنوان مدیران محافظه کار وضع موجود منعکس می­کند.

 

بخش سوّم: مسائل کلیدی و بازیگران

بخش پایانی چند مطالعه موردی متمرکزتر را که با هدف روشن­سازی جنبه­های بیشتری از روابط بین‌المللی منطقه انجام گرفته است شامل می­شود. در فصل یازدهم (که در این ویرایش اضافه شده است) ری هینبوش و انوشیروان احتشامی بر اساس رویکرد «واقع­گرایی تعدیل شده» تحلیل متمرکزتری از سیاست‌گذاری خارجی دولت‌های منطقه ارائه می­کنند. این فصل ضمن اذعان به اهمیت مباحث واقع‌گرایانه، سایر عوامل نظیر سطح وابستگی به آمریکا، دموکراتیزاسیون و رهبری فردی در شکل­گیری دولت‌ها و گزینه‌های سیاست خارجی را برجسته می­سازد و برای توضیح این رویکرد، فرایند تصمیم‌سازی را در چهار دولت مهم منطقه – عربستان سعودی، ایران، ترکیه و مصر- در ارتباط با رویدادها و بحران‌های کلیدی دهه گذشته بررسی می­کند.

دو فصل بعدی مستقیماً به آنچه که تا به امروز اصلی‌ترین و بحث­برانگیزترین مسأله در روابط بین‌المللی خاورمیانه مدرن بوده است، یعنی درگیری اعراب ـ اسرائیل و تلاش‌ها برای برقراری صلح و حل و فصل آن می‌پردازد. در این قسمت، درس‌های زیادی برای پژوهشگران روابط بین‌المللی وجود دارد. در فصل دوازدهم، چارلز اسمیت، جنبه‌های متفاوت -نظامی، سیاسی و اقتصادی- درگیری اعراب- اسرائیل را مورد بررسی قرار می‌دهد. وی به موازات سایر فصول و موضوعات مجموعه حاضر نشان می‌دهد که چگونه واقع‌گرایی و منحنی­های سیاست هویّت به موقعیّت دولت‌های مختلف شکل داده است. حتّی نقطه اوج تنش، یعنی جنگ 1967، همان اندازه که نبرد با اسرائیل بود به هویّت عربی نیز ارتباط داشت. جالب آن‌که در حالی‌که سیاست‌های اعراب به‌طور فزاینده‌ای واقع‌گرایانه شده است، بحث در اسرائیل هنوز بر هویّت مناقشه‌آمیز دولت یهود متمرکز است. اسمیت با ردگیری تنش از ابتدای آن در 1948 نشان می‌دهد که چگونه مسأله فلسطین همچنان در قلب مباحث مربوط به عادی‌سازی روابط منطقه­ای قرار دارد.

پس از این تحلیل، سراغ فصل سیزدهم می‌رویم که در آن آوی شلیم مجموعه مذاکرات سرنوشت‌ساز اوایل دهه 1990 را بررسی می‌کند که به پیمان اُسلو (19933) منتهی شد و اوّلین نشانه تلاش پایدار برای حلّ‌وفصل مسالمت‌آمیز درگیری اعراب- اسرائیل بود. این رویدادها که بر چشم­انداز منطقه‌ای چیره شد و انگاره بین‌المللی را تسخیر کرد، به درک ما نه‌تنها از ماهیّت و جهت‌گیری سیاست خاورمیانه، بلکه از موقعیّت آنها در نظم بین‌المللی در حال ظهور که بعداً جرج اچ دبلیو بوش، رئیس جمهور آمریکا رئوس آن را ترسیم کرد یاری می‌رساند. در آغاز به‌نظر می‌رسید که ‌این توافقات برای مصالحه دو طرف اصلی درگیری - اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها - نشانی از یک نظام بین‌المللی در حال ظهور و لیبرال‌تر باشد. معهذا، شکنندگی ‌این نظام در خاورمیانه همانند سایر نقاط به‌زودی خود را نشان داد. سیاست­های داخلی، منطقه­ای و بین‌المللی علیه صلح در خاورمیانه با یکدیگر همراه شدند، فرصت از دست رفت و هنوز فرصت دیگری پدید نیامده است.

همان‌طور که گریگوری گاس در فصل چهاردهم نشان می‌دهد، موفقیت دولت‌های خلیج فارس در حل معماهای امنیّتی مبرم­­شان اندکی بیشتر بوده است. او با در نظر گرفتن نیروهای امنیتی در حال تحول در این منطقه‌ی حیاتی، سیاست‌های دو بازیگر مهم، عراق و عربستان سعودی و همچنین افزایش دخالت ایالات متّحده را به دقت مورد بررسی قرار می‌دهد. به موازات فصول دیگر، گاس استدلال می­کند که ابزار واقع‌گرایی کلاسیک، یعنی موازنه قدرت تنها تا حدی می‌تواند تعیین موقعیّت دولت‌ها را تبیین کند. چارچوب داخلی و تعاملات (مثبت و منفی) آن با عوامل اثرگذار فراملّی و بازیگران خارجی برای درک محیطی که دولت‌های محلّی - خواه ‌ایران انقلابی، عراق صدام حسین یا پادشاهی‌های خلیج فارس- درون آن عمل می‌کنند اهمیّت به‌سزایی دارد. با توجّه به‌این‌که امنیّت رژیم‌ نیروی محرکه دولت‌ها در سیاست خارجی‌شان است، ضرورت مقابله با تهدیدات داخلی و خارجی گریزناپذیر است. بازیگران خارجی تا آنجا که برای مقابله با چنین تهدیداتی حمایت و یا کمک می‌کنند اهمیّت دارند. عقب‌نشینی نیروهای آمریکا از عراق و مصونیت نسبی پادشاهی­های خلیج فارس در مقابل اثرات بهار عربی به آنها توانایی اثرگذاری و خودمختاری منطقه­ای بیشتری می­دهد.

در فصل پانزدهم، جنگ عراق و پیامدهای آن با جزئیات بیشتری مورد توجه قرار گرفته است. فیلیپ رابینز با استفاده از رویکرد سطوح تحلیل که سطح تحلیل بین‌المللی، منطقه‌ای و کشوری را مد نظر قرار می­دهد، ابعاد چند وجهی بحران و اثرات عمیق آنها را بر موازنه منطقه­ای قدرت را نشان می­دهد. اشاعه عمیق ناامنی دولت‌های منطقه و قدرت آمریکا را به چالش کشیده است. مطالعات موردی انجام شده در مورد واکنش­های دولت‌های اصلی نظیر عراق، ایران، ترکیه و عربستان سعودی به جنگ نشان می‌دهد که آنها خود را با واقعیت‌های جدید منطقه‌ای تطبیق داده اند. تضعیف دولت عراق در کنار اثرات بهار عربی، فرصت‌ها و چالش‌های جدیدی ایجاد کرده است.

در فصل شانزدهم، مایکل هادسون مطالعه عمیقی از سیاست آمریکا در قبال منطقه به عمل می­آورد. بحث او با نگاهی اجمالی به خاستگاه‌ها و تحوّلات این سیاست طی قرن گذشته آغاز می‌شود و با ارزیابی انتقادی از دولت‌های اوباما و بوش پسر پایان می‌یابد. در انتقادی تلویحی از رویکردهای واقع‌گرایانه، رابطه حیاتی و وابستگی متقابل میان حوزه‌های انتخابیه مختلف داخلی در آمریکا و اجرای سیاست خارجی آن، با تحلیل او عجین شده است، رابطه‌ای که در ابتدای قرن بیست و یکم به انقلاب به‌اصطلاح «نو‌محافظه‌کاری» منجر شد. این انقلاب اعتبار آمریکا در خاورمیانه به عنوان متحدی قابل اعتماد و هوادار صلح را مخدوش کرد. تلاش رئیس جمهور اوباما برای احیای روابط با منطقه تاکنون پیامدهای مختلفی در پی داشته است.

در فصل هفدهم، آخرین فصل از این کتاب، رزماری هالیس تکامل و توسعه رویکردهای اروپایی نسبت به خاورمیانه را مورد کنکاش قرار می‌دهد. سؤال اصلی این است که اروپا به‌عنوان یک بازیگر تا چه‌اندازه می­تواند در تأثیر‌گذاری بر الگوهای سیاست و توسعه در خاورمیانه نقش داشته باشد؟ چرا این اروپا است که علیرغم منابع اقتصادی و قدرت نرم آن در منطقه‌ای با این اهمیّت تاریخی و معاصر همچنان یک کوتوله‌ی سیاسی است؟ واقع‌گرایی به عدم ارتباط نسبی نهادهایی همچون اتّحادیه اروپا و محدودیت‌ها برای همکاری اشاره می‌کند. امّا قدرت‌های متوسط، اگر بتوان اروپا را در زمره‌ی این دسته به‌حساب آورد، در روابط بین‌المللی می‌توانند بر نتایج تأثیر بگذارند و در خاورمیانه دولت‌هایی وجود دارند که انتظار داشته­اند اروپا تأثیر متعادل‌کننده خود را به لحاظ هنجاری و سیاست­گذاری به جا گذارد. این پتانسیل در توسعه برنامه مشارکت اروپاـ‌ مدیترانه (1995) و ابتکارات بعدی که هنوز هم می‌تواند سنگ بنایی برای توسعه بیشتر باشد خود را نشان داده است. معهذا، اروپا در واکنش به رویدادهای بهار عربی کند عمل کرد و گرفتار وفاداری­ها و علایق متعارض بود. سیاست امنیتی مشترک در ارتباط با خاورمیانه تاکنون شکل نگرفته است.

فصول مختلف سه بخش کتاب در این چارچوب موازنه­ای بین مطالعات خاورمیانه و چشم­اندازهای روابط بین­المللی ایجاد می­کنند. نویسندگان این کار را به روش‌های مختلف انجام می­دهند که بازتابی از علایق و اولویت­های آنها است. هیچ تلاشی صورت نگرفته است که متخصصان منطقه‌ای، کارشناس روابط بین‌المللی باشند و یا برعکس – چنین اقدامی احتمال مصنوعی و سطحی شدن کار را در پی داشت. برعکس، با قرار دادن فصل آنها در درون حوزه گسترده­تر روابط بین­المللی خاورمیانه و توجه به محورهای مختلف تعارض و همکاری، استمرار و تغییر – مسائلی که در تمام فصول کتاب دنبال می­شود- از هر نویسنده خواسته می­شود که بر اساس توانایی خودش ایفای نقش کند، لکن با دید بسط موضوع یا اندیشه‌ای که برای هر دو رشته قابل فهم باشد. نتیجه، آمیزه­ای است که قصد دارد آنها را کمی با همدیگر نزدیک­تر کند. بنابراین، هر فصل به سیاق خود به درک گسترده­تر الگوهای روابط بین دولت‌ها و جوامع خاورمیانه با دیگر دولت‌ها و جوامع در زمان­ها و زمینه­های مختلف کمک می­کند.

 

روابط بین‌المللی خاورمیانه و آینده

بخش نتیجه، شاید خلاصه مفیدی برای برجسته کردن برخی نکات کلی حاصل از کتابی باشد که می­تواند به تفکر در مورد جهت آینده مطالعه روابط بین­المللی خاورمیانه شکل دهد. ملاحظه تغییرات مهمی که در منطقه در حال وقوع است و کارشناسان و سیاست‌گذاران در پیش بینی آن موفق نبودند و برای درک آن در تقلا می­باشند، تأییدی بر این نکات است.

  • تاریخ مدخلی پایدار و اساسی برای درک منطقه معاصر و سیاست و جامعه آن به دست می­دهد.
  • درک روابط بین­المللی منطقه بدون ارجاع دقیق و مداوم به بازیگران داخلی، رژیم‌ها و گستره­ای از عوامل محلی که هر منطقه را به سیاق خود منحصر به فرد می‌سازد، امکان‌پذیر نیست.
  • مدل­های مشتق از تجربه دول غربی لزوماً تناسب خوبی با شرایط و رویه­های محلی ندارد.
  • سیاست­گذاران غربی (خواه آمریکا یا اروپا) تاکنون در طراحی استراتژی­هایی موفق و قابل پذیرش به منظور ارتقای توسعه اقتصادی و سیاسی و امنیت، با شکست مواجه شده­اند.
  • حساسیت منطقه­ای و رویکرد منطقه­محور نقطه آغازی بنیادین برای کارشناسان و سیاست‌گذاران است.

آلبرت حورانی در توصیف تجربه منطقه از مدرنیزاسیون در قرن نوزدهم نوشت:

بهتر خواهد بود... به تاریخ این دوره به عنوان تاریخ تعامل پیچیده بنگری: تاریخ اراده جوامعی باستانی و باثبات برای بازسازی خودشان و حفظ آنچه که آنها از خودشان دارند در حالی که تغییرات ضروری را به منظور بقا در جهان مدرن ایجاد می­کنند.

 در آغاز قرن بیست و یکم، این بازتاب‌ها در مورد تداوم همراه با تغییر، مناسبت خود را از دست نداده است و همچنان به سیاست و روابط بین‌المللی منطقه شکل می­دهد

 

 

فهرست مطالب

مقدمه مترجم

یادداشتی در مورد مشارکت‌کنندگان

مقدمه: خاورمیانه و روابط بین‌المللی

 

بخش اول- بررسی اجمالی تاریخی و نظری

فصل اول: نظریه‌ی روابط بین‌الملل و خاورمیانه

فصل دوم: پیدایش دولت‌های مدرن در خاورمیانه

فصل سوم: جنگ سرد در خاورمیانه

فصل چهارم: خاورمیانه از جنگ سرد تاکنون: شروع موج پنجم دموکراسی‌سازی؟

 

بخش دوم- مضامینی از روابط بین‌الملل و اقتصاد سیاسی بین‌المللی

فصل پنجم: نفت و اقتصاد سیاسی خاورمیانه در روابط بین‌الملل خاورمیانه

فصل ششم: معمای اصلاحات سیاسی در خاورمیانه

 

 

فصل هفتم: سیاست هویت در روابط بین‌الملل خاورمیانه

فصل هشتم: اسلام و روابط بین‌الملل در خاورمیانه: از امت تا ملت‌سازی

فصل نهم: اتّحادها و منطقه‌گرایی در خاورمیانه

فصل دهم: امنیت خاورمیانه: تداوم در عین تغییر

 

بخش سوم- مسائل کلیدی و بازیگران

فصل یازدهم: سیاست‏گذاری خارجی در خاورمیانه: رئالیسم پیچیده

فصل دوازدهم: منازعه اعراب و اسرائیل

فصل سیزدهم: ظهور و سقوط روند صلح اُسلو

فصل چهاردهم: سیاست بین‌الملل در منطقه خلیج فارس

فصل پانزدهم: جنگِ تغییر رژیم در عراق

فصل شانزدهم: ایالات متحده در خاورمیانه

فصل هفدهم: اروپا در خاورمیانه

 فهرست منابع انگلیسی