گفت و گو با وهابی جدا شده از دربار آل سعود: علمای معاصر وهابی آرزوی تخریب گنبد پیامبر را دارند
تاریخ انتشار : 1395/8/12

دکتر علی الشعیبی از مسلمانان متولد رقه سوریه است که از کودکی علاقه و استعداد سرشاری در یادگیری و تبلیغ اسلام داشت و از زمان 12 سالگی تحت تاثیر شیوخ وهابی رقه به این فرقه مذهبی گرایش پیدا کرد و جوانی خود را در سوریه و عربستان با اعتقاد به وهابیت و تعالیم محمد بن عبدالوهاب گذراند و سال ها نیز به عنوان مشاور ملک فهد پادشاه عربستان فعالیت کرد تا اینکه به دروغگو بودن محمد بن عبدالوهاب و ابن تیمیه پی برد و با آشنایی با حدیث غدیر خود را بر سر دوراهی بهشت و جهنم یافت.

آنچه در ادامه می خوانید ترجمه گفتگوی شبکه الکوثر با این اندیشمند جهان اسلام و کارشناس وهابیت است. علی الشعیبی در این حلقه از گفتگو درباره جنگ های آغازین وهابی ها و انگیزه آنها از حمله به طایف و مدینه منوره و نظر علمای معاصر آنها درباره تخریب گنبد مطهر نبوی سخن می گوید.

 

چه چیزی موجب شد وهابی ها جرات کنند به مدینه شهر رسول خدا حمله کنند؟

طبیعت جنگ های وهابی این بود که تمام اموال را از تمام روستاها و شهرها غارت می کردند به طوری که مردم این مناطق پس از آن به خاک سیاه بنشینند و چیزی نداشته باشند. این کار آنها هم دو دلیل داشت اول اینکه خود آنها روز به روز قوی تر شوند و قدرت آنها بیشتر شود و دوم اینکه مردم قبایل هم ضعیف شوند و ناچار شوند از وهابی ها پیروی کنند. اما در مورد مدینه که شما سؤال کردید، باید توجه داشت که مکه و مدینه و طایف در کنار هم یک مثلث را تشکیل می دهند و وهابی ها نخستین بار در سال 1217 قمری به طایف حمله کردند و کسی که آنها را به این کار تشویق کرد شخصی بود به نام عثمان الاحمدی یا عثمان المصطفی که داماد شریف غالب[1] بود که به غالب خیانت کرد و با وهابی ها هم پیمان شد و آنها را برای حمله به طایف تشویق کرد و جنایت های فجیعی را در طایف مرتکب شدند که انسان از بیان آنها شرم می کند.

آنها طایف را تصرف کردند و بازارها را غارت کردند و همه چیز را بردند. در آن زمان برخی مردم و تاجران طایف مقداری از اموال خود را در گوشه و کنار پنهان کرده بودند که همین شخص یعنی عثمان آنها را به این مخفی گاه ها راهنمایی می کرد و آنها هم به او سهم می دادند. جسارت آنها به حدی بود که گنبد مرقد عبدالله بن عباس رضی الله عنه را تخریب کردند و فجیع ترین جنایت آنها در طایف این بود که مردان و زنان طایف را به بیرون شهر بردند و همه را در مقابل هم عریان کردند.

گفگتو با وهابی جدا شده از دربار آل سعود علی الشعیبی

 حمله نخست وهابی ها به مدینه چگونه اتفاق افتاد؟

هنگامی که وهابی ها در طایف پیروز شدند، به دنبال افراد خائنی گشتند که به آنها برای حمله و سیطره بر مدینه کمک کنند و برای این منظور بخشی از طایفه بنی حرب را مناسب دیدند. تعدادی از طایفه حرب در آن زمان در شمال مدینه ساکن بودند و خود آنها بارها برای محاصره مدینه تلاش کرده بودند. اکنون در پرانتز این را بگویم که سعود بن عبدالعزیز هفت بار حج به جا آورد و البته باید بدانید که حج او برای خدا نبود، بلکه می خواست مناطق مختلف حجاز را برای حمله خود بررسی کند تا تمام حجاز و مکه را به عنوان مکان مقدس تمام مسلمانان تصرف کند.

خلاصه این عده از طایفه حرب که درباره آنها صحبت می کنیم برای سعود بن عبدالعزیز قصری ساختند و در یکی از شب ها ارتش سعود به مدینه حمله کرد و مدینه را غارت کرد و این جنایت آنها ما را به یاد اقدام یزید و ابن عقبه فرمانده لشکر او می اندازد که آنها هم مدینه را پیش از این در روزگار خود غارت کردند.

 تشابه وهابی ها و لشکر یزید در حمله به مدینه

لشکر وهابی در حمله به مدینه از چند چهت با لشکر یزید تشابه دارد:

اول اینکه بخشی از لشکر مسرف بن عقبه فرمانده لشکر یزید در واقعه حرّه، یهودی های شام بودند و بخشی از لشکر وهابی هم از طوایف یهود بودند.

دوم اینکه ارتش مسرف بن عقبة با اسب های خود وارد مسجد پیامبر شد و اسب ها قبر مطهر پیامبر و مسجد و منبر پیامبر را آلوده کردند و به جای اینکه در این مکان مقدس بوی مشک و عنبر بیاید، بوی اسب پیچید و این برای تمام مسلمانان دردناک است و هسچ مسلمانی نیست که از شنیدن این اهانت ها شاد شود و وهابی ها هم هنگامی که مدینه را تصرف کردند با اسب وارد مسجد پیامبر(ص) شدند.

سوم اینکه مسرف بن عقبه، صحابه و تابعین پیامبر را در مدینه قتل عام کرد که بیشتر آنها اهل بدر بودند و در مدینه حدود 900 نفر را غیر از بدری ها کشت که تعداد بدری ها هم بنا به نقلی 40 نفر بوده. ارتش مسرف بن عقله سپس به زنان مدینه تجاوز کردند و وهابی ها هم هنگام حمله به مدینه قتل عام مشابهی انجام دادند که البته در آن زمان دیگر خبری از صحابه و تابعین نبود که آنها را بکشند و البته اکر صحابه بودند باز هم وهابی ها آنها را می کشتند، چون محمد بن عبدالوهاب نظریه ای دارد که به واسطه آن بسیاری از اصحاب پیامبر(ص) را تکفیر می کند و می گوید بسیاری از کسانی که با پیامبر بوده و نماز و روزه به جا آروده اند کافر هستند.

سیوطی در تاریخ خلفا واقعه حمله به مدینه را به تصویر می کشد و می گوید به گونه ای که هیچ مسلمانی طاقت خواندن آن را ندارد مگر اینکه اشک از چشمان او سرازیر شود.

 درباره وهابی ها و شیوخ کنونی آنها نقل شده که خواستار تخریب گنبد مطهر پیامبر(ص) شده اند. درست است؟

بله. ابن عثیمین از علمای وهابی در یکی از سخنرانی های خود که صدای آن هم موجود است هنگامی که از ساختمان مسجد پیامبر و وجود حجره پیامبر در مسجد سخن می گوید و از گنبد مطهر سخن به میان می آید، به صراحت می گوید امیدواریم خداوند زمینه تخریب آن را فراهم کند.

علاوه بر ابن عثیمین، ابن باز از علمای وهابی در کتاب خود به نام مسائل ابن باز در صفحه 61 در پاسخ به سؤال 37 از او سؤال شده که چرا گنبد قبر پیامبر هنوز موجود است؟ در اینجا باید این توضیح را بیان کنم که این سؤال هم از سوی دست پروردگان اندیشه وهابی مطرح شده که گنبد را مظهر شرک می دانند. ابن باز در این کتاب در پاسخ به این سؤال چنین نوشته: آل سعود برای پرهیز از فتنه از تخریب آن خودداری کرده اند. ببینید نگفته به خاطر ترس از خدا و رعایت احترام پیامبر و قبر مطهر او آن را تخریب نمی کنند. از پاسخ او معلوم است که تخریب گنبد را واجبی می داند که آل سعود به خاطر پرهیز از فتنه آن را تخریب نکرده اند.

من بر این باورم که هر چیزی که امروز با پیامبر اسلام محمد(ص) ارتباطی داشته باشد متعلق به تمام بشریت و انسان ها است و حتی رسالت و دعوت پیامبر(ص) هم برای تمام بشر بوده و هست و هیچ کس حق ندارد آن را مصادره کند تا چه رسد به اینکه قصد تخریب آن را داشته باشد.

وهابی ها در سال 1220 نیز خواستند گنبد را تخریب کنند که سعود بن عبدالعزیز ترسید و جرات نکرد آن را خراب کند، اما کاری کرد که مردم مدینه را بیچاره و خانه خراب کند. در آن زمان مدینه نهر و چشمه آب شیرین و حتی شور نداشت. سعود بن عبدالعزیز در اقدامی ضد بشری تمام چاه های مدینه را تخریب کرد و سپس لشکریان خود را به جان مردم بی دفاع مدینه انداخت و آنها را غارت کرد و قتل عام بزرگی به پا کرد. در این دوره از وهابی ها دیگر به هیچ وجه حتی برای فریب مردم هم خبری از اصلاح و اسلام نبود و تنها چیزی که وهابی ها به آن فکر می کردند قتل و غارت و غنائم بود و دیگر حتی به صورت ظاهری هم خبری از دعوت به توحید نبود.

ما می دانیم امروز تمام وهابی ها انسان های بدسرشتی نیستند و بر این بارویم که برخی از آنها مسلمانان پاکی هستند که دچار اشتباه شده و فریب خورده اند و یکی از اهداف ما از بیان این واقعیت ها این است که این افراد آگاه شوند و راه خود را از وهابیت و وهابی ها جدا کنند. خداوند در قرآن کریم درباره پیامبر و اخلاق عالی وی می فرماید: «و اگر تو تندخو و سنگدل بودی آنها از دور تو پراکنده می شدند».

ما بر این باوریم که دوره وهابی ها به زودی تمام می شود، چون جهان ما جهان انقلاب اطلاعات است و جوانان را نمی شود محصور کرد و از هر طریقی شده اطلاعات درست را پیدا می کنند و متوجه می شوند که راه وهابیت اشتباه و نادرست است و اسلام واقعی اسلام محمد بن عبدالوهاب نیست، بلکه اسلام محمد بن عبدالله است.

 

[1]. فرمانروای حجاز در آن زمان.

مرتبطات
ارسال نظر