دکتر قزل:بازگشت جوانان با عقاید افراط گرایانه به آسیای مرکزی نگران کننده است
بهروز قزل دانشجوی دکترای علوم سیاسی در دانشگاه تهران و کارشناس مسائل آسیای مرکزی است که سابق بر این مقالاتی از وی در اساس نیوز منتشر شده است .
تاریخ انتشار : 1396/1/28
بازدید : 9

در ماههای گذشته روند نگرانی کشورهای آسیای مرکزی از فعالیت های گروه های افراط گرای دینی در این منطقه افزایش داشته است .همین عامل باعث شد سراغ ایشان رفته و در مورد آخرین وضعیت منطقه آسیای مرکزی جویای نظرات شان گردیم . ذیلا بخش اول این مصاحبه را تقدیم حضورتان می کنیم :

اساس نیوز :آخرین وضعیت فعالیت گروه های افراطی در آسیای مرکزی را چگونه ارزیابی می کنید؟

دکتر قزل :در آمارهای شش ماهه نخست سال 2016 بیشترین ملیت تأمین کننده عاملان انتحاری داعش، مربوط به تاجیکستان بوده است. در این دوره 27 نفر از تاجیک ها تنها در یک گروه تروریستی (داعش) دست به اقدام انتحاری زده اند. در همین آمار، قومیت های ساکن در فدراسیون روسیه در رتبه پنجم قرار داشته و ازبک ها نیز در میان ده کشور نخست واقع شده اند.

   اما در ماه های اخیر، روندی توام با تداوم و تغییر قابل اشاره است. اخیرا، شاهد گسترش بروز افراط گرایی در کشورهای مختلف اروپایی مانند بلژیک، آلمان،  فرانسه، روسیه و سوئد بوده ایم. موج جدیدی از عملیات های انتحاری و اقدام های تروریستی ظهور کرده است که نه تنها در یک جغرافیای معین، بلکه در گوشه گوشه جهان روی می دهد. اخیرا، شهرهای مختلف اروپا اعم از بروکسل، پاریس و ... هدف این حملات قرار گرفته و شدت و تعداد این اقدامات در کشورهای منطقه مانند ترکیه نیز بیشتر شده است. یکی از آخرین اقدامات تروریستی نیز در متروی سن پترزبورگ رخ داد که باعث مرگ 14 نفر و زخمی شدن 60 نفر دیگر شد.

  در عین حال، این حملات از حالت سنتی خارج شده و حتی با استفاده از ابزارهای غیرانفجاری صورت گرفته است. در دوره جدید، یک کامیون، یک تاکسی، چاقویی معمولی و ... آلت اقدامات افراط گرایان واقع شده است. هنوز هم بمب گذاری، کمربند انتحاری و مانند آن استفاده می شود. روش های خطرناک تری همچون تروریسم هسته ای، تروریسم بیولوژیک، استفاده از سلاح های کشتارجمعی و یا تخریب زیرساخت ها و .. همچنان یک تهدید جدی محسوب می شوند. اما آنچه که چهره متفاوت تری را نشان می دهد، گسترش ابزارهای تروریستی به ساده ترین و معمولی ترین ابزارهای زندگی بشر است که در همه جا به سهولت یافت می شود. به نظر می رسد که یک جنبه از خطر جدی و جدید تروریسم این است و اتفاقا این وجه از افراط گرایی و تروریسم با وضعیت آسیای مرکزی نیز مرتبط است.

قبلا بیان می شد که اقتدارگرایی دولت های آسیای مرکزی و تعمیم حاکمیت این دولت ها در گوشه گوشه جوامع و جغرافیای این کشورها، مانع بزرگی بر سر راه اقدامات تروریستی محسوب می شود. افراط گرایان آسیای مرکزی یا در نخستین مراحل تشکیلاتی شناسایی می شدند و یا برای اقدامات تروریستی می بایست خود را به حوزه های سرزمینی تحت تسلط افراط گرایان می رساندند. این وضعیت تا حدودی از دغدغه دولت های آسیای مرکزی می کاست.

اما آن چه که امروزه در حال روی دادن است، گسترش افراط گرایی در میان مهاجران به ویژه جوانان آسیای مرکزی است که در سایر کشورها به سر می برند. این مهاجران مرتبط با افراط گرایان، یا به کشورهای زادگاه خود بازمی گردند و ممکن است بخشی از شاخه های تشکیلات افراط گرایی را در کشور خود تشکیل دهند و یا اینکه در کشورهای میزبان اعم از روسیه و کشورهای اروپایی دست به اقدامات تروریستی می زنند. به هر حال، آن چه مسلم است، ترویج تفکر افراطی و گسترش تشکیلات این جریانات با عاملیت مهاجران آسیای مرکزی و به ویژه جوانان است.

حال، این جوانان مجهز به انگیزه های افراط گرایانه به راحتی می توانند با تهیه یک خودروی معمولی، سرقت یا اجاره یک اتوبوس، یک چاقوی خانگی و مانند آن ها، اهداف تروریستی خود را محقق کنند. وضعیتی که احتمالا دستگاه های امنیتی و انتظامی کشورهای آسیای مرکزی، با ضریب کمتری خواهند توانست نسبت به شناسایی و مقابله با آن ها اقدام کنند. این شرایط بیانگر آن است که از این پس می بایست در انتظار اخبار متعددتری در خصوص کنش های افراط گرایانه و اقدامات تروریستی در این کشورها بود. آسیای مرکزی، فارغ از هر تحلیل خوشبینانه تری که قبلا متصور بود، از این پس مجبور خواهد بود هزینه های بیشتری برای مقابله با افراط گرایی متقبل شده و حتی در حوزه سیاست خارجی این کشورها، شاهد رفتارهای خاصی که بیان کننده این قبیل تحولات است، خواهیم بود. همکاری های دو یا چندجانبه با سایر کشورها مانند روسیه یا ایران، پویایی سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) یا سازمان همکاری شانگهای (SCO) می تواند در این راستا مورد توجه قرار گیرد.

   اما اتفاق جدید دیگری که در خصوص افراط گرایی در آسیای مرکزی قابل بیان است، کمتر شدن تعداد و نقش تاجیک ها در اقدامات تروریستی ماه های اخیر و در عوض، بیشتر شدن تعداد و حضور ازبک ها و قرقیزها در این اقدامات است. البته نقش افرادی از قومیت های قفقاز شمالی نیز قابل کتمان نیست. عاملان حمله های تروریستی اخیر به ترکیه اعم از حمله شب ژانویه، از مهاجران آسیای مرکزی، به ویژه ازبکستان بودند. به طور نسبی در سایر اقدامات نیز چنین وضعیتی قابل مشاهده است. حتی عامل حمله اخیر به متروی سن پترزبورگ در روسیه، یک ازبک یا قرقیز معرفی شده است. حتی این برآورد وجود دارد که انگار مهاجران قرقیز یا ازبک در بحث اقدامات تروریستی در حال رقابت با همتایان افغان یا خاورمیانه ای خود هستند. بدین ترتیب، هم در خود منطقه آسیای مرکزی و هم در قالب عاملیت افرادی از ملیت های آسیای مرکزی، به نظر می رسد که یکی از خیزهای جدید و عمده افراط گرایی و ترویسم به سوی آسیای مرکزی نشانه رفته است.

  در این میان، نقش تحولات افغانستان، به ویژه حضور جریان های افراطی و تنازع قدرت در شمال این کشور را نیز بر همسایگان شمالی و منطقه آسیای مرکزی نمی توان نادیده گرفت.  نیازی به تصریح نیست که مجاورت منطقه آسیای مرکزی با کشور افغانستان، هم بر تحولات داخلی برخی از این کشورها و هم بر وزن ژئواستراتژیکی منطقه تأثیرگذار است که البته پرداختن به این جنبه از قضیه، خود حدیث مفصل دیگری است.

سوال :از منظری متفاوت تر حتما استحضار دارید که گروه های افراطی در داخل ایران با تحریک احساسات اهل سنت در پی ایجاد اختلاف هستند، تحلیل شما در این خصوص چیست؟

دکتر قزل : افراط در میان برخی جریانات ساکن در ایران نیز وجود دارد. هرچند خیلی کم و بسیار کم اثر، اما این گروه های افراطی در بخش هایی از ایران حضور دارند. افراطی گری در میان جریانات ایرانی، آموزه ای بومی نیست و اساسا اطلاق صفت «ایرانی» به این جریانات هم چندان صحیح نیست.

   اهل سنت ایران، به ویژه در دهه های اخیر از دو سو هدف قرار گرفته اند. از یک سو جریانات وهابی و آموزه های سلفی سعی کرده است این طیف از ایرانیان را تحت تأثیر قرار دهد و از سوی دیگر، جریاناتی با نماد تصوف و عرفان سعی داشته است آموزه های سنتی مناطق اهل سنت نشین را متأثر کند. برخی از این جریانات با پرچم «زودن بدعت» وارد شده و وهابیت را ترویج داده اند و برخی دیگر با اصرار بر گونه ای از تصوف، سعی در تقبیح جریانات سنتی و معتدل اهل سنت ایران داشته اند. اما جالب اینجاست که ریشه فکری و سابقه تشکیلاتی هر دوی این جریانات به خارج از ایران و کشوری در همسایگی ما در جنوب شرق باز می گردد. نیازی به یادآوری نیست که ساختارها و سرمایه های «آن سوی آب» هم در این جریانات در حال ایفای نقش هستند.

  گروه های افراط گرا برای متأثر کردن جریانات اهل سنت ایران، با کلیدواژه «تبعیض» وارد میدان شده اند. با توجه به پراکندگی اهل سنت ایران در مناطق مرزی و برخی اشتراکات قومی یا فرهنگی با ساکنان آن سوی مرزها، همچنین برخی مظاهر کمتر توسعه یافتگی در این مناطق، جریانات افراط گرا سعی کرده اند این کمتر توسعه یافتگی را به هویت مذهبی این مناطق نسبت دهند. به عبارت دیگر، بدون اینکه هیچ اشاره ای به چالش های جغرافیایی و روند کلی توسعه کشور داشته باشند، به دنیال ترویج ذهنیت مبتنی بر «احساس تبعیض» بوده اند. در عین حال سعی کرده اند که با ایجاد ذهنیت مقایسه میان دو سوی مرزها، مناطق اهل سنت نشین را از ظرفیت های هویت ملی خالی کنند.

جنبه مهم تر قضیه اینجاست که اخیرا جریانات غیرعربی و غیرشرقی، با تأکید همزمان بر مسائل قومی و انطباق تمایز مذهبی بر تمایزات قومی، سودای متراکم کردن شکاف ها در مناطق اهل سنت نشین و قومی نشین ایران را داشته اند. در بررسی جریانات افراط گرا در مناطق مختلف جهان این مسئله مشخص شده است که عینیت یافتن توأمان تمایزات مذهبی و تمایزت قومی در قالب یک گروه از افراد، موتور محرکه به شدت قوی تری را به دست گردانندگان این جریانات داده است. اما نکته ای که غالبا در محسبات جریانات افراط گرا و حامیان آن ها مغفول می ماند، ویژگی های ناشی از «هویت ایرانی» و ذهنیت سنتی معتدل اکثریت ایرانیان اهل سنت است. ایرانی بودن، نشانه ای صرفا قومی، نژادی یا مذهبی نیست، بلکه ذهنیتی ملی و میراث فرهنگ امپراتوری است که بسیاری از گروه های قومی و مذهبی را در بطن خود جای داده است.

در این میان، جای هیچ شکی نیست که جریانات افراط گرا با کوبیدن بر طبل اختلافات مذهبی و نقد وضعیت موجود درپی بهره برداری از احساسات اهل سنت ایران هستند. اما مبرهن است که هدف این جریانات، نه مصلحت اهل سنت ایران و نه دغده توسعه این مناطق است، بلکه این گروه ها ایجاد اختلال در سطح کارآمدی ملی و چالش آفرینی برای جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار داده اند تا شرایط را به کام حامیان خود شیرین نمایند. اما صد البته که این خیال خامی است.

کلمات کليدي:
ارسال نظر