بررسی چالش های مذهبی استان آذربایجان غربی با تکیه بر جریان های سلفی و تکفیری در مصاحبه با ماموستا قادر سهرابی
انتظار دارم از مسئولینی که قدرت حمایت از افراد مخالف وهابیت و تکفیر را دارند، آنان را شناسایی و کمک نموده، افراد مضر را از سر راه بردارند.
تاریخ انتشار : 1396/9/20

مصاحبه با ماموستا قادر سهرابی[1]

به کوشش: محمد جعفر میلان نورانی[2]

لطفاً نظرتان را در مورد جریانات تکفیری خانمان سوزی که بلای جان شیعه و سنی شده است، بفرمایید.

بسم الله الرحمان الرحیم. سلامٌ علیکم. بعد از تبریک حلول ماه مبارک رمضان و آرزوی توفیق برای عموم مسلمین، باید گفت متأسفانه امروز جهان اسلام با مشکلات عدیده­ای دست به گریبان است که هر یک به تنهایی خانمان برانداز است؛ مخصوصاً مسئله وهابی‌ها و تکفیری‌ها و آنان که در صراط مستقیم اسلام قرار نگرفته­اند و به دروغ خود را به اسلام واقعی منتسب می‌کنند، مشکلات زیادی برای مسلمانان به وجود آورده‌اند.

از وقتی این نظریه تکفیر و بالتبع تفرقه و جدایی مسلمانان از یکدیگر و جدایی شیعه از سنی و سنی از شیعه توسط وهابیت به وجود آمده و روزبروز در حال گسترش است، اسلام روی خوش به خود ندیده است. متأسفانه کم کاری بسیاری از روحانیون محترمی که وابسته به تکفیر نیستند و منکر آنانند، بسیار محسوس است و ما از آن‌ها در این امر جدیت و زحمت نمی‌بینیم. آن‌هایی که مخربند، همیشه در تلاش و تکاپو هستند که راه خود را روزبروز وسیع‌تر نموده، برای خود همراهانی بیابند؛ ولی این‌ها این‌طور نیستند. اینان خاموشند و بی­صدا، و آنان صدادارند و مضر.

تصور می‌کنم غیر از جمهوری اسلامی، حکومت دیگری با این مسائل کاری ندارند. و اگر آن‌ها هم به تکفیریان روی خوش نشان ندهند، آن‌ها نمی‌توانند کشورها را جولان گاه خود قرار دهند. این از یک طرف.

از طرف دیگر، روحانیون باید بیشتر توجه داشته باشند که این، تفرقه و جدایی مردم و مسلمانان از یکدیگر است. ایشان این اصل قرآنی: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»[3] را فراموش کرده‌اند. اساس دین ما که بر پایه قرآن و سنت است، گوشه گیری را به ما نمی‌گوید؛ وحدت و انسجام و یکدلی را به ما می‌گوید. ما در کنار وحدت می‌توانیم به دین و آخرت و دنیایمان برسیم. اگر این‌ها را نداشته باشیم، به هیچ یک دست پیدا نمی‌کنیم.

امروزه به نام دین خون‌ها ریخته می‌شود، خرابی‌ها به بار می‌آید، بچه‌های زیادی یتیم می‌شوند. یتیمان بسیاری هستند که والدین از دست داده‌اند، والدین بسیاری هستند که کودک از دست داده‌اند. از ترس مرگ به کفر پناهنده می‌شوند، در سر راهشان از خشکی خلاصی می‌یابند و از دریا نجات پیدا نمی‌کنند و غرق می‌شوند، حتی بعد از رسیدن به مقصد هم آن‌ها را نمی‌پذیرند؛ اگر بپذیرند هم در اردوگاه‌های بسیار مخوف آن‌ها را نگه می‌دارند. این، مسلمانی و حتی انسانی نیست. خداوند متعال می‌فرماید: «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعا».[4] این خون‌ها به خاطر چه ریخته می‌شود؟ این مردم به خاطر چه فراری می‌شوند؟ چرا از خانه و کاشانه­شان سرگردان می‌گردند؟ این زیربناهای اقتصادی که خراب می‌شود به خاطر چیست؟ برای نگه داشتن دین است؟ این سلفی‌ها و داعشی‌ها واقعاً به مردم خدمت می‌کنند؟ یا دارند آن‌ها را پراکنده کرده، از بین می‌برند؟ بله، ممکن است مردم از حکومت ناراضی باشند؛ ولی هیچ گاه راضی نیستند به جای آن حکومت­ها، داعش جایگزین شود و آواره­شان کند. این‌ها دارند مردم را از بین می‌برند و به دروغ پرچم «لا اله الله محمد رسول الله» را برافراشته­اند ولی: «كَلِمَةُ حَقٍ‏ يُرَادُ بِهَا بَاطِل‏».[5] کلمه­شان حق است و هیچ‌کس از مسلمین منکر «لا اله الله محمد رسول الله» نیست و این شعار همه است؛ ولی این را به دروغ علَم کرده‌اند، برای ریختن خون مردم، برای رسیدن به امیال خودشان و امیال استکبار جهانی. استکبار جهانی همین را از ما می‌خواهد: تفرقه بینداز و حکومت کن. بین مسلمانان تفرقه ایجاد کرده که نتیجه‌اش این است که مسلمان، مسلمان را می‌کشد و منافع این به جیب استکبار می‌رود.

آیا حکومت آل سعود را مشروع می‌دانید؟

این‌ها زندگی و جان مردم را نابود می‌کنند. عربستان سعودی، این حکومت وهابی که خود را خادم الحرمین معرفی کرده است، به جای اینکه از بی­پناهان دفاع کند و دست یتیمان را بگیرد، یک سال و نیم است که دارد مردم یمن را می‌کشد، بچه‌های مردم را یتیم و زیربناهای اقتصادی و مساجد و مدارس و مراکز صنعتی و علمی را تخریب می‌کند، برای مردم مستأصل یمن هیچ چیز باقی نمانده است. می‌توانست با همین هزینه آن‌ها را از فقر و گرسنگی نجات بدهد. این منش وهابیت است.

من اصلاً وهابیت را به عنوان یک مذهب را قبول ندارم. چون مذهب ما تفرقه و اختلاف را نمی‌پذیرد و اینان هر چه می‌گویند تفرقه است. آیا پیامبری که خداوند در شان وی می‌گوید: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه‏»[6] و اطاعت از وی را اطاعت از خدا قلمداد می‌کند، خطاب قرار دادن وی و «یا رسول الله» گفتن کفر است؟ ما چه استمدادی کرده‌ایم؟ از چه کسی استمداد کرده‌ایم؟ از کسی استمداد کرده‌ایم که اطاعت از وی، اطاعت از خداست.

من امیدوارم خداوند به ما کمک کند تا دوست و دشمن و حق و باطل را بتوانیم از هم تشخیص بدهیم. مردم مسلمان فریب چه کسی را می‌خورند؟ فریب کسی که دستش تا مرفق به خون مسلمانان آلوده است، به نوامیس و مال مردم تجاوز می‌کند، آنان را آواره و دربدر می‌کند، به زور مردم را وادار به اسلام می‌کند. «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَي‏».[7] آیا امروز روز زور است؟ «فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُر».[8]

ایزدی‌ها را به چه روزی درآورده‌اند؟ مگر در زمان رسول خدا -صلى الله علیه و آله- و خلفا و حضرت علی -علیه‌السلام- و در کنار علمای دین، مسیحیت و یهودیت نبوده؟ چرا کسی با آنان کاری نداشته؟ مگر همسایگان پیغمبر خدا در مدینه منوره یهودی نبودند؟ مگر در کمال امنیت زندگی نمی‌کردند؟ باید این‌قدر آسیب از مسلمان به غیر مسلمان برسد؟ جای تأسف دارد.

علاوه بر این، این‌ها امروزه حکومت مستبد جائرانه، ظالمانه و وحشیانه­ای را دارند تاسیس می‌کنند که به هیچ چیز مردم رحم نمی‌کند. ما منتظر این بودیم که بهار عربی از راه برسد و مردم یک نفس راحت در پناه دین بکشند و در شاخ آفریقا این امر تحقق یافت. ولی الان در لیبی چه وضعیتی هست؟ در تونس؟ در مصر که اکثر درصد مردم به اخوان رأی داده‌اند، الان به چه روزی افتاده است؟ منتخب مردم به زندان افتاده و کسی که سی سال مستکبر بوده الان آزاد است. ما دلخوش بودیم ولی الان امیدی نداریم.

چرا این وضعیت بر سر آن‌ها آمد؟ برای اینکه رهبری واحدی نداشتند. افراد حکومت می‌کردند و رهبری واحد نبود. ایران اسلامی بعد از پیروزی انقلاب، چه توطئه‌هایی برایش نچیدند؟ چه دشمنی‌ها برایش درست نکردند؟ چه جنگ‌هایی بر آن تحمیل نکردند؟ محاصره و تحریم اقتصادی و نظامی و سیاسی... از داخل هم برایش توطئه می‌چیدند ولی چون رهبری واحد بود ایستاد. تا رهبری واحد نداشته باشیم موفق نخواهیم بود.

به نظر شما برای ریشه‌کن کردن تکفیر چه باید کرد؟

انتظار دارم از مسئولینی که قدرت حمایت از افراد مخالف وهابیت و تکفیر را دارند، آنان را شناسایی و کمک نموده، افراد مضر را از سر راه بردارند.

روحانیون هر دو طرف، باید بیشتر صدایشان بلند شود. با اینکه میکروفون و امکانات و حکومت در اختیار دارند، ولی آن طور که باید، روشن‌گری نمی‌کنند و صدا ندارند. حالت عناد به وجود آمده است. این‌ها باید به مردم برسانند که تکفیریان در حقیقت دشمن دینند نه دوست آن؛ دشمن مسلمانانند نه دوست آنان.

متأسفانه من شاهدم که در مهاباد به این کوچکی، پانزده نماز جمعه برگزار می‌شود. همه این‌ها وسیله تفرقه است. این ائمه جمعه می‌توانند حد اقل در یک خطبه جمعه که پشت تریبون قرار می‌گیرند، از آنان صحبت کنند ولی نمی‌کنند، از سیاست‌های نظام و به نفع مردم صحبت نمی‌کنند. کارشان فقط ماست‌مالی برخی مسائل است.

آیا با اسلام بلا مذهب و عدم تقلید از پیشوایان اربعه موافق هستید؟

من اصلاً به تقلید مستقیم از سلف موافق نیستم. ما نمی‌توانیم خودسرانه مذهب دیگری بسازیم. اجتهاد شرایطی دارد و ما در مذهب شافعی شروطی را برای مجتهد دیده‌ایم. آگاه باشد، وارد باشد، قدرت استنباط از آیات و احادیث را داشته باشد. آیا این چهار مذهب اهل سنت خلاف نظر صحابه عمل کرده‌اند؟ این‌ها نظر صحابه و نظر رسول خدا -صلى الله علیه و آله- را روایت می‌کنند. در فقه شافعی از هر مسئله‌ای بحث می‌کند، اول دلایلش را می‌آورد که نظر من راجع به وجوب نماز، با این ادله آیه و روایت و اجماع و قیاس، حمایت می‌شود. با دلیل آمدند صحبت کردند و مسائل را تدوین نمودند. یعنی بیاییم از خط صحابه عبور کنیم و خط دیگری را بپذیریم؟ نه! مذاهب ما همه بر مبنای صحابه و سنت و آیات خداست.

چرا می‌بینیم برخی جوانان که در خانواده‌ای شافعی مذهب بزرگ شده و قاعدتاً مانند مرحوم شافعی نباید اهل قبله را تکفیر کنند، به تکفیریان ملحق می‌شوند؟

آن‌هایی که از این منطقه به تکفیریان ملحق می‌شوند، شافعی نیستند. کسی که شافعی باشد، نمی‌تواند عقاید سلفیت و وهابیت را بپذیرد. شافعی نیست؛ دروغ می‌گوید؛ از شافعی بویی نبرده است. و اینکه به دامان تکفیریان افتاده، به خاطر همان کم کاری روحانیون است و کسی نبوده وی را روشن‌گری نماید.

چه دیدگاهی در مورد مکتب القرآن، اخوان، جماعت تبلیغ و سایر گروه‌های سلفی استان دارید؟

من در مورد مکتب القرآن اطلاعات دقیقی ندارم. جماعت تبلیغی‌ها هم در منطقه هستند؛ ولی کارشان تبلیغ اسلام نیست؛ فقط می‌خواهند خودشان را تبلیغ کنند. اگر راهشان شافعی است، شافعی راهش مشخص است، اگر حنفی است هم همچنین... هر کدام از این چهار مذهب راهشان معلوم است و لازم نیست ما بیاییم برایشان شاخ و برگ درست کنیم.

عمل‌کرد امروزه اخوان را قبول ندارم؛ گرچه شاید عقیده­شان چیز دیگری باشد.

آیا به زیارت امام رضا و سایر قبور می‌روید؟

زیارت مشهد رفته‌ام و زیارت قبور را سنت می‌دانم. من مرید شیخ یوسف شمس برهان هستم. عارفی از عرفای بزرگ بوده که در سال 1328 وفات کرده است. مقبره­اش هم در خانقاه شمس برهان است. و من قصد دارم در شب 23 ماه رمضان به آنجا بروم و به 300-400 نفر افطار بدهم. تا تبلیغی باشد بر اینکه قبور انبیا و اولیا فراموش نشود.

ما در منطقه نمی‌توانیم با سلفیان مبارزه کنیم؛ وگرنه آن‌ها این‌قدر قوی نمی‌شدند. امروزه که می‌بینیم این افراد در مهاباد تبدیل به آتش زیر خاکستر شده‌اند و نمی‌توانند عقاید خود را علناً ابراز کنند، به خاطر بنده و تریبون نماز جمعه است. وگرنه اگر من نبودم، تا حالا اینجا در دست وهابیت و سلفی‌ها بود.

برای ریشه‌کن کردن تکفیر چه تدبیری باید اتخاذ کرد؟

گمان نمی‌کنم افراط ریشه‌کن شود؛ چون معمولاً سنت سیئه بیش از سنت حسنه گسترش می‌یابد ولی سنت حسنه خیلی زحمت و مجاهدت و شب‌ها نخفتن می‌خواهد.

برخی دانشمندان غربی وقتی در آثار اسلامی تفکر می‌کنند، آن را تنها راه صحیح پنداشته، بعضاً مسلمان می‌شوند. غرب هم از این واقعه نگران شد و برای مخدوش کردن چهره اسلام، گروه‌های تکفیری را با انواع و اقسام آن ایجاد کرد. داعش را خودشان ساختند، طالبان را خودشان ساختند، القاعده -که حقیقتاً یک میکروب است- را خودشان ساختند، بن لادن را خودشان آوردند و خودشان کشتند. گروگان گرفتن مسلمانان در افغانستان کجای دین است؟ کجای انسانیت است؟ این‌ها چهره مهربان پیامبر -صلى الله علیه و آله- را مخدوش کردند. ایشان هر گاه گروهی را برای مبارزه با شرک می‌فرستاد، سفارش می‌فرمود بچه‌ها و زنان و پیران و ساکنین صومعه را نکشند، منازل را تخریب نکنند، مزارع و باغ‌ها را قلع و قمع نکنند... این وصیت ایشان بوده برای لشکریانش. آیا لشکریان تکفیریان، این را روش خود قرار داده‌اند؟ نه!

ما ماموریت داریم قبور انبیا را تخریب کنیم؟ ماموریت یک مسلمان این است که قبر یونس پیغمبر -علیه‌السلام- را تخریب کند؟ بارگاه‌ها را منفجر کند؟ داعشی که از اروپا به سوریه آمده، آیا واقعاً به خاطر مردم آنجا می‌جنگد؟ این‌ها توطئه‌های دشمنان برای نابودی اسلام است.

جنابعالی چه قدم‌هایی برای مقابله با سلفی گری برداشته­اید؟ آیا تصوف راهکار خوبی است؟

من شاگردان خوبی تربیت کرده‌ام که از دین دفاع و با سلفیت مبارزه می‌کنند. ولی متأسفانه کمند. کلاً تعداد روحانیونی که با سلفیت مبارزه می‌کنند کم است. اگر هم مخالف سلفیت باشند، جرأت ابراز مخالفت را ندارند.

من صوفی­ام و علاقمند به تصوفم ولی خیلی جدی کارهای آن‌ها را پی نمی‌گیرم. تصوف نقشبندی را قبول دارم. قادریه را دوست دارم و مسیر هر دو را به سمت خدا می‌دانم، ولی شخصاً نقشبندی­ام. خودم به این نتیجه رسیده‌ام.

اینکه جوانان به سمت تکفیر می‌روند، از روی ناآگاهی و بی­اطلاعی است و تصوف، به خاطر تقوایی که در آن مشاهده می‌شود، جوانان را از این خطر بازمی‌دارد. اگر ما کلاس برپا و جوانان را دعوت و جذب کنیم و آنان در ما اخلاص را ببینند، قطعاً سراغ دیگران نخواهد رفت. وقتی ببینند ما راه صلاح را در مقابل­شان گذاشته‌ایم، چرا راه هلاکت را برگزینند؟

سخن آخر را بفرمایید.

از کسانی که دین را قبول دارند و آن را تنها راه نجات بشریت می‌دانند، انتظار دارم مجاهدت و تلاش و روشن‌گری کنند و واقعیت را به مردم بگویند. الان اختلاف بین شیعه و سنی بر سر زبان‌ها افتاده؛ دشمن اصلی را رها کرده، به جان هم افتاده‌ایم. موارد موجب اختلاف و تفرقه را از سر راهمان برداریم، دل‌هایمان با هم صاف باشد و کینه و غل و غش و حسد و حقد نداشته باشیم. همیشه برای مسلمانان این دعا را بکنیم: «الَّذينَ... يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذينَ سَبَقُونا بِالْإيمانِ وَ لا تَجْعَلْ في‏ قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحيم‏».[9] این تأکید خداست که مسلمانان برای نسل‌های قبل از خودشان دعا کنند.

از جنابعالی به خاطر قبول دعوت مان متشکرم.

 

[1]امام جمعه اهل سنت مهاباد: 1395/4/4

[2]پژوهشگر مؤسسه دار الاعلام لمدرسة اهل البیت علیهم‌السلام

bna4086@gmail.com

[3]آل عمران 3: 103

[4]مائده 5: 32

[5]شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغة (للصبحي صالح) - قم، چاپ: اول، 1414 ق، ص: 504

[6]نساء 4: 80

[7]بقره 2: 256

[8]کهف 18: 29

[9]حشر 59: 10

ارسال نظر