بررسی چالش های مذهبی استان آذربایجان غربی با تکیه بر جریان های سلفی و تکفیری در مصاحبه با ماموستا محمد صالح هاشم آبادی
ساختن فیلم‌های مستند و پوشش جنایات آن‌ها در رسانه‌های جمعی و ماهواره‌ها، تأثیر بسیاری در منع جوانان از جذب به تکفیریان دارد.
تاریخ انتشار : 1396/10/9

بررسی چالش های مذهبی استان آذربایجان غربی با تکیه بر جریان های سلفی و تکفیری در مصاحبه با ماموستا محمد صالح هاشم آبادی[1]

به کوشش: محمد جعفر میلان نورانی[2]

  1. بسم الله الرحمان الرحیم. خدمت شما سلام و خوش آمد عرض می‌کنم. لطفاً نظر کلی تان را در مورد چالش­هایی که به واسطه تکفیر گریبان‌گیر جهان اسلام شده است را نام ببرید.

به نام خدا. من هم سلام عرض می‌کنم. جریان داعش یا همان سلفی‌های تندروی تکفیری، بلای بزرگی برای جهان اسلام است که مرز و قومیت و ملیت نمی‌شناسد. به نظر محققین، این پدیده‌ای است که توسط استکبار و یهود صهیونیسم به وجود آمده و قصد خشکاندن ریشه اسلام را دارد؛ مانند همان خوارج صدر اسلام که دست پرورده یهود بود. این‌ها هم امروزه با نام اسلام و با ذکر «الله اکبر» اقدام به تکفیر سایر مسلمانان می‌کنند.

  1. وقتی در آثار مرحوم شافعی مطالعه می‌کنیم، ایشان را فوق‌العاده محب اهل بیت -علیهم‌السلام- و فوق‌العاده ضد تکفیر می‌بینیم. پس چرا امروزه برخی جوانان از خانواده‌ای شافعی به گروه‌های تکفیری می­پیوندند؟

جناب شافعی از میان اهل سنت بیشترین علقه را به اهل بیت -علیهم السلام- دارد و هیچ‌کس نمی‌تواند توهم جدایی شافعی از اهل بیت و صحابه رسول الله -صلى الله علیه و آله- را بنماید؛ با عنایت به اینکه وی در دوران خود متهم به شیعی و علوی گری شده بود. که گفته بود اگر محبت اهل بیت -علیهم السلام- رفض است، پس من رافضی هستم. به تبع وی، ما شوافع نیز کسانی را که به سمت قبله نماز می‌خوانند را کافر نمی‌دانیم و می‌گوییم: «من کفر مؤمنا فقد کفر» یعنی در جریان تکفیر، کفر باید به جایی بچسبد. اگر کسی را که من تکفیر کنم کافر نباشد، پس خودم کافر هستم. ما چنین برخورد و عقیده خطرناکی را در آثارمان نداریم.

ولی متأسفانه گرایش به تکفیر در جامعه ما، هم وجود دارد و هم رو به افزایش است. دلیلش را شاید بتوان علاقه به ارتقای ایمان نام برد. با توجه به اینکه ایمان هشتاد و چند مرتبه است و هر کسی می‌تواند ایمانش را ارتقا ببخشد، جوانان هم بدین نیت به جریانات تکفیری ملحق می‌شوند. جوانان در تبلیغات آن‌ها، دعوت به اسلام ناب و محمدی -صلى الله علیه و آله- و شعار حاکمیت الله، و دلایل به ظاهر خوب و محکم را می‌بینند و فریب­شان را می‌خورند.

در ابتدای ظهور داعش، ما توقع داشتیم توده عظیمی از جوانان به سمت آن‌ها بروند. کما اینکه در شیعه وقتی جوانان ندای مهدی -علیه‌السلام- را بشنوند به سمت آن حرکت می‌کنند و می‌خواهند از سربازان خالص باشند. بحمد الله دست این‌ها رو شده ولی باز هم تبلیغات وسیع اثر خود را می‌گذارد.

  1. برای خنثا ساختن تبلیغات سلفیان، چه تدابیری می‌توان اندیشید؟

ساختن فیلم‌های مستند و پوشش جنایات آن‌ها در رسانه‌های جمعی و ماهواره‌ها، تأثیر بسیاری در منع جوانان از جذب به تکفیریان دارد. اینکه می‌گویم جوان، بدین خاطر است که بیشترین ورودی به آن‌ها را جوانان تشکیل می‌دهند و باید بیشتر روی آن‌ها سرمایه گذاشت.

باید سه قطب رسانه، نیروهای امنیتی و علما در این حرکت با هم همکاری داشته باشند. رسانه باید جنایات­شان را منتشر نماید، دستگاه‌های امنیتی هم جدی‌تر عمل کنند و دانشمندان هم نظریات آن‌ها را رد کنند.

جوان دچار نوعی خلأ است که به سمت تکفیری‌ها می‌رود. اگر این خلأ را بتوانیم پر کنیم، دیگر بیگانه نمی‌تواند تأثیر داشته باشد.

من در پیرانشهر به علت عدم حضور طولانی، نتوانستم آن‌چنان تأثیر داشته باشم ولی با علما جلسات بسیاری تا کنون داشته‌ام و در نظر دارم حتماً چنین کاری انجام دهم. رسانه که در دست ما نیست؛ ولی می‌توانیم با برگزاری جلسات هم­اندیشی علما و جوانان، این خلأ را تا حدودی پر کنیم.

جوانان پیرانشهر به خاطر رو شدن چهره داعش، از آن متنفر شده‌اند ولی متأسفانه از تمام تکفیریان و سلفیان متنفر نیستند. چون موارد متعددی شاهد بوده‌ایم جوانی بسیار مؤمن و ظاهر الصلاح، سایر جوانان را به عبودیت و مسجد دعوت کرده و بعد فهمیدیم عضو یکی از گروه‌های سلفی مثل جماعت و اخوان و تکفیریان بوده است؛ که خودش نیز در ابتدا این‌گونه اغفال شده است. من واقعاً نگرانم؛ مخصوصاً در مورد جو اورمیه که بیشتر حضور دارم، سلفیت را یک خطر و تهدید بزرگ می‌بینم. موارد بسیاری است که می‌بینم جوانان با تفکر و گرایش سلفی گری به مسجد می‌آیند و با جوانان صحبت می‌کنند.

البته مبارزه ما با اینان در گفتگو و خطابات است. من اکثراً در خطبه‌های نماز جمعه سعی می‌کنم ادله سلفیان را رد کنم تا بتوانم جوانان را متنبه نمایم. مواردی هم شده است که بعد از نماز جمعه تعدادی جوان به نزد من آمدند و در مورد تفسیر و ترجمه­ای که بنده از آیه‌ای در خطبه‌ها ارائه نمودم و آن‌ها قبول نداشتند، با من گفتگو کردند و چون سواد زیادی هم نداشتند، یا خودشان را قانع کردم و یا توانستم از جذب سایر جوانان بدانها جلوگیری کنم.

البته ماموستایان منطقه ما دنیادیده و باتجربه­اند و حتی اگر سخنان این جوانان سلفی زده را قبول هم داشته باشند، جرأت دفاع علنی از آن‌ها را ندارند؛ بلکه در خفا و لفافه بر مواضع ایشان صحه می‌گذارند. بنابر این نمی‌توان جوانان خام سلفی زده را بدون حامی دانست؛ بلکه کسانی در منطقه هستند که چراغ سبز بدانها نشان می‌دهند. به صورت مستند نمی‌توانم نام ببرم؛ چون روزه هستم.

ما با استناد به جنایات کوبانی نمی‌توانیم یک روحانی سنی را از سلفی گری دور کنیم. چون قوم گرا نیست. البته خودشان از این قوم گرایی سوء‌استفاده می‌کنند. مثلاً اگر جریان قوم گرایی به نفعشان باشد، ندای قوم کرد سرمی‌دهند. اما اگر برعلیه­شان باشد، بایکوت می‌کنند.

  1. آیا با تقویت پیشمرگه‌ها در جهت مقابله با تکفیریان موافقید؟

پیشمرگه در منظر عام مردم کرد خیلی محبوب و بر صراط صحیحند و ما هم آن‌ها را دوست داریم. آن‌ها مسلمانند. ملا کریکار را اصلاً قبول ندارم. وی قبل از داعش هم فعالیت داشت.

پیشمرگه‌ها اخیراً در ارائه چهره مسلمان از خود، خیلی موفق بوده‌اند و در تلگرام تصاویر نماز و عبادت از خود منتشر می‌کنند. ما آن‌ها را مسلمان می‌دانیم. شاید بین آن‌ها چند ایزدی حضور داشته باشند، ولی این مضر به مسلمان بودن اکثریت نیست. باید مسلمان بودن اینان در بین مسلمین منطقه منتشر شود تا این سوء تفاهم از بین برود. کما اینکه تا کنون تأثیرات بسیاری داشته است.

  1. عناصر سلفی ادعا می‌کنند ما نباید از افرادی چون مرحوم شافعی تقلید کنیم و باید اسلام را مستقیماً از سلف اخذ کنیم. آیا شما این را قبول دارید؟

ما اصلاً اسلام بلا مذهب را قبول نمی‌کنیم و با آن مبارزه می‌نماییم. باید اسلام در قالب یکی از این مذاهب شناخته شده باشد. با اینکه ما باب اجتهاد را مفتوح می‌دانیم، ولی کسی نمی‌تواند به بهانه اجتهاد، ادعای مذهب جدید یا فتوای جدید خارج از این مذاهب بنماید. اگر کسی بگوید مذهب لازم نیست، یا خودش مجتهد است و یا نیست. اگر مجتهد است، که اجتهاد همان مذهب است. و اگر مجتهد نیست، پس از کسی تقلید کرده و باز به مذهب بازمی‌گردد. همین قبول نداشتن مذهب، خود مذهب است. در کل ما این را محکوم می‌کنیم. وهابیت را هم به عنوان مذهب قبول نداریم. چون این‌ها از حنبلی‌ها جدا شدند و ما همان حنبلی‌ها را که دارای پشتوانه تاریخی­اند قبول داریم، نه این‌ها را.

  1. چه نظری در مورد مکتب القرآن، اخوان و سایر تحرک­های سلفی در استان دارید؟

در مورد مکتب القرآن شخصاً با آن‌ها صحبت نداشته‌ام ولی از سخنانی که از علما در مورد آنان شنیده‌ام فکر می‌کنم که متأسفانه آنان به سمت الحاد می‌روند و آیات قرآن را به نفع خود تفسیر و تاویل می‌برند. نماز جمعه و برخی عبادات را یا قبول ندارند و یا به سلیقه خود تغییر داده‌اند. در مورد شخص مفتی زاده زیاد شناخت ندارم ولی این‌ها را منحرف می‌دانم.

البته اگر در پیرانشهر دفتری تاسیس کنند، یگانه حربه ما گفتگو و مناظره است.

در مورد وضعیت فعلی اخوان هم زیاد اطلاع ندارم ولی تاریخچه آنان را وقتی می‌خوانم، می‌بینم کار خوبی کردند و حزبی اسلامی تشکیل دادند. الان اخوانی‌ها در فلسطین دارند با اسرائیل می‌جنگند. اگر دستی پشت پرده نباشد و افراد با حفظ مذاهب شافعی و مالکی و حتی شیعی به عضویت اخوان دربیایند و به اسلام خدمت کنند، ما حمایت می‌کنیم. اما اگر دستی پشت پرده باشد و تفرقه بیندازد و رنگ‌های جدید مثل لاییک و... بزنند، من قبول ندارم.

اخوانی‌ها تا در بیرون از ایرانند، با اسرائیل و دشمنان اسلام می‌جنگند؛ اما وقتی به ایران می‌آیند شروع می‌کنند به تفرقه بین مذاهب.

چیزی که از جماعت تبلیغ دیدم، جوانانی بودند که از... آمدند. آن موقع من در روستا مشغول بودم. گفتند که ما آمدیم برای دعوت به خدا و سه روز می‌خواهیم در این مسجد بمانیم. در مسجد اتراق کردند و می‌رفتند به منزل افراد سر می‌زدند و آنان را به نماز و دعا دعوت می‌کردند. اگر پشت پرده آن‌ها چیزی باشد نمی‌دانم؛ وگرنه کار بدی نمی‌کردند. البته امروزه ما نمی‌توانیم از آن‌ها در مسجدمان پذیرایی کنیم. چون که این جمع‌آوری جوانان را، پلی برای یارگیری تکفیریان می‌بینیم. آن‌ها را به مثابه شکارچیی می‌دانیم که صیدی گرفته و چندین حیوان دیگر نیز در کنار او از آن صید مشغول تغذیه­اند. من به علما پیشنهاد دادم که اگر قرار است تبلیغی انجام گیرد، خود ما جوانان اینجا را جذب و تبلیغ نماییم.

من شناختی از ولی الله دهلوی ندارم و اینکه در این مسجد، ترجمه قرآنی از او وجود دارد، بدون اجازه بنده بوده است و من هم چون او را نمی‌شناسم مخالفتی نکردم و هنوز ترجمه او را مطالعه ننموده­ام.

  1. آیا موافقید تصوف در منطقه گسترش یابد تا سلفی گری شکست بخورد؟

من صوفی نیستم ولی تصوف به معنای زهد و تقوا را قبول دارم و با جلسات و حلقات آن‌ها هم مخالفتی ندارم و اگر با برنامه‌های ما تداخل نداشته باشد، اجازه حضورشان در اینجا را می‌دهیم. مشروط به اینکه برخی شیوخ که خطوط خاصی را دنبال می‌کنند، به اینجا نیایند.

در منطقه مدرس و باهنر، صوفیه حضور دارد و شیخ سید طاها (کمالی زاده) از بزرگان تصوف در اینجاست. من با آن‌ها رابطه دارم.

اگر تصوف، واقعی باشد و به سمت و سوی انحراف نرود، می‌تواند در مقابل سلفی گری بایستد. چون تصوف هم یک سری تنظیمات دارد و اگر از آن‌ها خارج شود، به انحراف کشیده می‌شود.

تصوف منحرف کسانی­اند که در قدیم هم بودند و الان هم هستند؛ کسانی که به نام درویش کارهای دروغینی کردند که به ضرر اسلام تمام شده و مردم را از دین جدا می‌کنند. اما برخی بزرگان بودند که واقعاً به اسلام و مردم خدمت کردند، این‌ها صوفیان راستینند.

  1. آیا به زیارت قبر امام رضا -علیه‌السلام- و سایر قبور می‌روید؟

من خودم به مشهد می‌روم و طلبه‌ها را هم می‌فرستم و این دهه اخیر که نهادها با ما همکاری می‌کنند، اقبال بیشتر شده و حتی برخی تقاضا دارند که با خانواده بروند. این برای شیعیان هم خوب است.

به زیارت قبور اموات هم می‌رویم و آن را مستحب می‌دانیم. اولین کاری که بعد از نماز عیدین می‌کردیم، این بود که به قبور اموات سرمی‌زدیم و بعد مراسم عید را برگزار می‌کردیم.

از حضورتان متشکرم.

 

[1]امام جمعه موقت و امام جماعت اهل سنت مسجد نور بلوار باهنر اورمیه و مسئول نهاد مقام معظم رهبری در پیرانشهر: 1395/3/27

[2]پژوهشگر مؤسسه دار الاعلام لمدرسة اهل البیت علیهم‌السلام

bna4086@gmail.com

ارسال نظر