کارشناس مسائل افغانستان :ناامنی کنترل شده، هدف آمریکا از مذاکره با طالبان
با تغییر معادلات سیاسی در منطقه و با تغییر در سطح روابط آمریکا و روسیه ، روسها نسبت به آمریکا دچار بدبینی شده و به این نتیجه رسیدند که آمریکا در افغانستان به دنبال ایجاد امنیت نیست بلکه به دنبال مدیریت نا امنی به ضرر کشورهای منطقه از جمله کشورهای متحد روسیه در آسیای مرکزی می باشد
تاریخ انتشار : 1397/6/7

طی هفته های گذشته نبرد میان نیروهای دولتی و شبه نظامیان طالبان در ولایت غزنی افغانستان با شدت دنبال می‌شد اما در آستانه نزدیک شدن به عید قربان و پیشنهاد سه ماهه آتش بس یکجانبه دولت به شبه نظامیان طالبان امیدواری ها برای کاهش هرچند مقطعی درگیریها بوجود آمد، ارگ ریاست جمهوری افغانستان هدف حمله راکتی قرار گرفت. اگرچه طالبان مسئولیت حمله اخیر کابل را رد کرد، اما این گروه در عین حال پیشنهاد ریاست جمهوری افغانستان در مورد آتش بس را نیز رد کرد. رد پیشنهاد آتش بس در افغانستان باردیگر چشم انداز صلح را در افغانستان با ابهام بیشتری روبرو ساخت و امیدها برای ایجاد ثبات را به شدت کاهش داد. در همین نظر شما را به گفتگویی با عباس فیاض، کارشناس مسائل افغانستان روند تحولات و مسائل اخیر این کشور جلب می کنیم

طی چند روز گذشته شاهد پیشنهاد دولت افغانستان برای برقراری آتش بس با طالبان بودیم که از سوی طالبان رد شد. چرا با وجود برقراری یک دور آتش بس در دو ماه گذشته، اما در حال حاضر طالبان از پذیرش آتش بس با دولت افغانستان سر باز می زند؟

ببینید طالبان همواره بر این نکته تاکید داشته که دولت افغانستان را به رسمیت نمی شناسد و از مذاکره با آن دولت هم امتناع می کند و همیشه خواهان مذاکره مستقیم با آمریکا بوده است تا به این طریق نشان دهد که بحران افغانستان دو طرف اصلی دارد: یکی آمریکا به عنوان کشوری که از نگاه طالبان متجاوز است و باید افغانستان را ترک کند و دیگری طالبان که به تعبیر خودشان، دارند در برابر این تجاوز، جهاد می کنند .

آتش بس پیشنهادی دولت افغانستان در شرایطی مطرح شده است که آمریکا پس از ناکامی در استراتژی فشار به طالبان که سال قبل در همین ایام توسط آقای ترامپ اعلام شد، خودش به دنبال مذاکره مستقیم با طالبان رفته و خانم آلیس ویلز با نمایندگان طالبان در قطر چند دور مذاکره کرده است . در همین شرایط شاهد افزایش حملات طالبان به مناطق مختلف افغانستان هستیم که مهمترین آن تصرف چند روزه شهر استراتژیک غزنی بود که در 150 کیلومتری کابل و در مسیر شاهراهقندهار به کابل قرار دارد . خود آقای اشرف غنی هم که بعد از خروج طالبان از غزنی به این شهر سفر کرد، علت این حمله را تمایل طالبان به قدرت نمایی برای گرفتن امتیاز بیشتر در مذاکرات دانست. بنابراین در این شرایط که طالبان در حال مذاکره با آمریکاست ، آتش بس نمیتواند مطلوب طالبان باشد بلکه طالبان با تشدید حملاتش سعی دارد به آمریکا نشان دهد که قادر است به هر نقطه ای که بخواهد حمله کند تا آمریکا را ودار کند در مذاکرات، امتیاز بدهد .

در مورد یشنهاد آتش بس ، طالبان بدون پذیرش آتش بس پیشنهادی دولت ، صرفا به نیروهایش اعلام کرده که در چند روز عید حملات خود را علیه نیروهای دولتی متوقف کنند و احتمالا برای آن که افکار عمومی را هم به خود جلب کند اعلام کرده که تعداد زیادی از نیروهای دولتی را که در درگیری ها به اسارت طالبان در آمده اند به مناسبت عید قربان آزاد خواهد کرد .

یک روز پس از ارائه پیشنهاد آتش بس از سوی کابل، ما شاهد حمله راکتی به سوی ارگ ریاست جمهوری از سوی گروه تروریستی داعش بودیم. آیا این حمله از سوی داعش همزمان با پیشنهاد آتش بس به طالبان حاوی پیامی بوده است؟ بطور کلی نقش داعش در روند صلح افغانستان چگونه ارزیابی میشود؟ آیا داعش تهدیدی برای روند صلح است یا وجود تهدید داعش روند صلح دولت و طالبان را تسریع خواهد کرد؟

پاسخ به سئوال شما که در حقیقت چند سئوال است قدری نیاز به توضیح دارد. برابر اعلام خبرگزاری‌ها مسئولیت این حمله از سوی داعش پذیرفته شده است . اما این که این حمله حاوی پیامی بوده یا نه بر می گردد به اینکه نگاه ما به گروه داعش چه باشد . در مورد ماهیت داعش افغانستان نظرات متفاوتی وجود دارد ولی برابر یک نظر که در داخل افغانستان هم طرفداران زیادی دارد ، داعش افغانستان در حقیقت گروهی است که توسط اطلاعات ارتش پاکستان ایجاد و حمایت شده تا در شرایطی که طالبان به این نتیجه برسند که وارد فاز مذاکره و روند صلح با دولت افغانستان شوند ، داعش وارد صحنه شود و به عنوان بازوی قدرت و ایجاد فشار بر دولت افغانستان و آمریکاییها و برای تداوم بحران تا رسیدن پاکستان به امتیازهایی که می خواهد ایفای نقش کند . اگر این نظر را بپذیریم حمله انجام شده به کابل هم به نوعی برای نشان دادن ضعف دولت کابل و شکنندگی آن حتی در ایجاد امنیت در اطراف ارگ ریاست جمهوری است. طبیعتا حمله کنندگان می خواهند آن را به عنوان دلیلی بر عدم توان دولت در دفاع از خود و مردم افغانستان تبلیغ کنند و مشروعیت این دولت را زیر سئوال ببرند .

اینکه چه کسانی از این حمله منتفع می شوند روشن است . هم طالبان و هم حامی شماره یک آنها یعنی پاکستان. توجه کنید که قطعا مذاکره طالبان با آمریکا بدون موافقت پاکستان نبوده ، و لذا هم پاکستان و هم طالبان از هر ضعف دولت افغانستان ، برای امتیازگیری بیشتر در مذاکرات استفاده می کنند . وقتی داعش این حمله را بر عهده می گیرد، نفعش برای طالبان این است که هم مسئولیت حمله را بر عهده نگرفته و هم منفعت آن را برده است. البته این نظر متوقف بر این است که بپذیریم داعش یا حداقل بخشی از آن که در حوزه جنوب شرق افغانستان فعال است، در مدیریت کلان پاکستان قرار دارد .

اینکه داعش برای روند صلح تهدید است یا فرصت ، باز هم به چگونگی نگاه به این گروه برمی گردد . اگر داعش را گروهی وابسته به پاکستان و دیگر قدرتهای خارجی نظیر عربستان و حتی با یک لایه فاصله خود آمریکا بدانیم، طبیعتا این گروه می تواند سطحی از ناامنی را در افغانستان که هر یک از این کشورها ، بهره خود را از آن می برند ایجاد کند . اگر صلحی بین طالبان و آمریکا یا طالبان و دولت کابل ایجاد شود بخشی از نیروهای بدنه طالبان و فرماندهان ناراضی از این صلح می توانند به سمت داعش شیفت داده شوند تا سطحی از "نا امنی کنترل شده" در افغانستان که کشورهای مذکور با اهداف مختلف به آن نیاز دارند همچنان وجود داشته باشد.

از سوی دیگر همزمان با این تحولات ما شاهد اظهارات وزارت خارجه روسیه در مورد برگزاری نشست صلح افغانستان می باشیم که اعلام شده مورد قبول طالبان نیز قرار گرفته است. بطور کلی نقش روسیه در روند گفتگوهای صلح و تحولات فعلی افغانستان چگونه ارزیابی می شود؟

روسیه در ابتدای ورود آمریکا به افغانستان به این ورود خوش بین بود و حتی با نیروهای آمریکایی هماهنگی و همکاری داشت . به تدریج و با تغییر معادلات سیاسی در منطقه و با تغییر در سطح روابط آمریکا و روسیه ، روسها نسبت به آمریکا دچار بدبینی شده و به این نتیجه رسیدند که آمریکا در افغانستان به دنبال ایجاد امنیت نیست بلکه به دنبال مدیریت نا امنی به ضرر کشورهای منطقه از جمله کشورهای متحد روسیه در آسیای مرکزی است . بحران سوریه و ورود موثر روسیه در آن هم، میزان تقابل آمریکا و روسیه را تشدید کرد در این شرایط روسها به این نتیجه رسیدند که باید به دنبال راه حل جدیدی برای امنیت در افغانستان بود . از نظر روسها در این راه حل طالبان باید به حساب می آمد و نمی شد آن را ندیده گرفت . آنچه روسها می گویند این است که واقعیتهای افغانستان نشان می دهد که بدون حضور همه جوانب دارای قدرت از جمله طالبان این بحران حل شدنی نیست . در واقع بحران افغانستان نیازمند یک اراده درونی از یک سو و یک خواست فراگیر از جانب همه کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای است که در بحران افغانستان نقش دارند یا از آن تاثیر می پذیرند . این امر در مقابل طرحهای آمریکایی است که به شکل یک جانبه یا بدون نگاه فراگیر به دنبال راه حل هستند در حالی که راه حل بحران افغانستان تعریف الگویی است که در آن همه گروههای موثر در داخل افغانستان و همه کشورهای منطقه و فرامنطقه ، آن فرمول را بپذیرند و به اجرای آن کمک کنند تا از این طریق صلح به مردم رنج‌دیده افغانستان برگردد . اما کشورهایی هستند که بیشتر از صلح یا جنگ در افغانستان ، به دنبال تامین منافع خود هستند . منافعی که شاید گمان می کنند در شرایط ناامنی بهتر بتوان به آن دست یافت . اگر این کشورها هم به راه حلهای جامع منطقه ای تن بدهند امید ایجاد صلح در افغانستان بسیار بیشتر خواهد بود .

با در نظر گرفتن حضور نظامیان خارجی در افغانستان، در حال حاضر چشم انداز آتش بس و صلح پایدار در افغانستان چگونه به نظر می رسد؟ طالبان تا چه زمانی قرار است جنگ در افغانستان را ادامه دهند؟

برابر آنچه از مذاکرات اخیر طالبان با آمریکا توسط رسانه های آمریکایی منتشر شده است ، خوش بینی هایی برای رسیدن طالبان و آمریکا به یک توافق در نزد آمریکایی ها وجود دارد . البته قطعا طالبان بدون نظر پاکستان نمی توانسته به این مذاکرات تن دهد و چه بسا این مذاکرات با نوعی مدیریت پاکستانی ها در حال انجام است که در این صورت امکان همه جانبه نگری در آن کاهش می یابد و شاید نتواند نظر همه طرفهای دخیل را تامین کند . اینکه این مذاکرات در راستای یک هماهنگی میان آمریکا و دولت افغانستان از یک سو و طالبان و پاکستان از سوی دیگر در حال انجام باشد ، می تواند این معنا را به ذهن متبادر کند که بحران افغانستان می خواهد با نگاه پاکستانی حل شود و یا اینکه دولت افغانستان در راستای تقویت خود به دنبال فراهم سازی زمینه حضور قدرت پشتون دیگری در صحنه سیاسی پاکستان است تا وزن گروه قومی خود را در آینده سیاسی افغانستان افزایش دهد . همین احتمالات موجب بدبینی هایی نسبت به این مذاکرات می شود و برخی هم در داخل افغانستان این مذاکرات و همچنین دعوت طالبان به آتش بس را نمی پذیرند .

البته یک تحلیل دیگر هم وجود دارد و آن اینکه دولت افغانستان در شرایط کنونی و برای برگزاری انتخابات نیاز به آرامش و تامین امنیت دارد تا بتواند انتخابات پارلمانی را که برگزاری آن هم برای دولت افغانستان و هم برای آمریکا بسیار مهم است ، با موفقیت انجام دهد . با این نظر تلاش برای مصالحه با طالبان می تواند به منظور گرفتن زمان و دفع زمان باشد تا در یک فرصت چند ماهه تا اواخر مهر ماه زمینه برگزاری انتخابات فراهم شود . این هم نگاهی است که برخی از فعالان سیاسی در افغانستان به آن قائلند .

از این نظر که بگذریم ، اگر مذاکره کنندگان را واقعا جویای صلح در افغانستان بدانیم باید بگوییم که آینده موفق این مذاکرات؛ در گرو دخیل شدن گروههای مختلف داخلی که با عدم خوش بینی به این مذاکرات نگاه می کنند و نیز دخیل شدن کشورهای تاثیر گذار در بحران افغانستان است . کشورهایی که می خواهند یک همسایه امن به نام افغانستان را در کنار خود داشته باشند و آرزویشان افغانستان امن هم برای تمام اقوام و هم برای تمام همسایگان است . اگر امریکایی ها به این خواسته تن بدهند و دست از یک جانبه گرایی بردارند ؛ چشم انداز مذاکرات صلح و رسیدن مردم رنج دیده افغانستان به آرامش، انشاء الله روشن است .

ارسال نظر