نماینده اقلیم کردستان عراق در تهران: آرزو می کنم همه رهبران و فرماندهان مانند قاسم سلیمانی می بودند
نماینده دولت اقلیم کردستان عراق در تهران طی مصاحبه ای با تشریح شخصیت و ویژگی های سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی و روابط وی با احزاب و رهبران سیاسی اقلیم، تاکید کرد که آرزو می کند، همه رهبران و فرماندهان مانند سردار قاسم سلیمانی می بودند.
تاریخ انتشار : 1398/10/29

ناظم دباغ 21 سال گذشته را در تهران به سر برده است، ابتدا به عنوان  نماینده حزب اتحادیه میهنی کردستان (یکیتی) و شخص جلال طالبانی دبیر کل فقید این حزب و سپس به عنوان نماینده رسمی دولت اقلیم کردستان به فعالیت های دیپلماتیک، مشغول بوده است.

وی در گفتگو با شبکه تلویزیونی روداو، به تشریح ویژگی های شخصیتی  و روابط سردار شهید سپهبد  قاسم سلیمانی با احزاب و شخصیت های کُرد اقلیم کردستان و تاثیر وی بر آن ها پرداخته است.

متن کامل بخش اول مصاحبه ناظم دباغ با شبکه تلویزیونی روداو؛

روداو: گفته می شود در بامداد یک روز از روزهای آغاز جنگ داعش، شما را برای شرکت در نشست مهم مقامات ایرانی با حضور سردار سلیمانی فراخوانده اند، که در این نشست وی به توانایی های نیروهای پیشمرگ در جنگ با داعش اشاره کرد، جزئیات این نشست چه بود؟

ناظم دباغ:  اطلاع رسانی در مورد این نشست به اشتباه صورت گرفته است؛ حاج قاسم  در نشست مذکور شرکت نداشت، بلکه محسن رضایی دبیر شورای تشخیص مصلحت نظام، به عنوان نماینده رهبری انقلاب اسلامی در آن نشست بود و شماری اشخاص دیگر نیز در این نشست بودند و رضایی به من گفت که از دفتر رهبری می آید و حامل سلام ایشان برای اتحادیه میهنی کردستان و مام جلال است.( در آن زمان مام جلال در قید حیات و بستر بیماری بود)

رضایی گفت که با رهبری در مورد داعش، وضعیت عراق، اقلیم کردستان، اربیل و موصل گفتگو کرده و ایشان فرموده اند با طرف های کُردی نیز در این مورد گفتگو  و رایزنی انجام شود. در این نشست گفتگوهایی صورت گرفته و نظرهای متفاوتی ارائه شد و مقامات ایرانی بر این عقیده بودند که باید از اقلیم کردستان محافظت شود؛ نمی خواهم که در اینجا نامی از مقامات حاضر در این نشست ببرم، اما من تنها فرد کُرد  بودم که در این نشست شرکت کرد.

روداو: آیا به عنوان نماینده دولت اقلیم کردستان در این نشست شرکت داشتید؟

ناظم دباغ: در حقیقت من بیشتر به عنوان نماینده مام جلال و اتحادیه میهنی (یکیتی) در این نشست شرکت داشتم، تمامی افراد حاضر در آن نیز از مقامات ارشد ایرانی بوده و نظرات متفاوتی در مورد اقلیم و مواضع آن داشتند، اما افراد دارای اختیار تصمیم گیری تاکید می کردند که باید مبارزه با داعش در خارج از اربیل و اقلیم کردستان انجام شود؛ چرا که چنین اقدامی را در راستای منافع ایران می دانستند و در نهایت هم به همین شیوه عمل کردند.

روداو: آیا کمک های تسلیحاتی و نظامی ایران به اقلیم کردستان در میانه جنگ با داعش، ارتباطی با این نشست داشت؟

ناظم دباغ: بخشی از این کمک ها به نشست مربوط بود، زیرا مقامات ارشد اقلیم نیز همان شب با افراد حاضر در نشست تماس گرفتند و برای اطلاع از روند گفتگوهای انجام شده نیز با من تماس می گرفتند، من در آن نشست حرفی را بر زبان آوردم که بعدها طور دیگری انتقال داده شد، که گویا من گفته ام، اگر به اقلیم کردستان کمک نکنید تبریز تبدیل به اردوگاه بزرگ آوارگان کُرد می شود، در صورتی که من گفتم احتمال دارد بار دیگر کُردها با مصیبت آوارگی جمعی روبرو شوند، زیرا توطئه بزرگی صورت گرفته و هدف از آن نابودی ساختار اقلیم کردستان، بیرون راندن رهبران سیاسی کُرد و از بین بردن تجربه حاکمیت کُردی بود.

روداو: چرا اقلیم کردستان تا این درجه برای ایران مهم است و سعی در حفظ آن دارد؟

ناظم دباغ: من نمی توام به جای ایرانی ها سخنی بگویم، اما می توانم استنباط و برداشت خود از مواضع ایران در قبال اقلیم کردستان را بیان کنم، به نظر من ایران کُردها را وزنه تعادل و عاملی برای حفظ توازن میان شیعیان و سُنی ها می داند، زیرا کُردها سُنی هستند و در صورت توافق با اعراب سُنی می توانند تبدیل به اکثریت شوند.

روداو: چند دیدار و نشست را با سردار قاسم سلیمانی انجام دادید؟

ناظم دباغ: بی شمار، در دوران حیات و فعالیت های مام جلال گاهی دو حتی سه بار در هفته میان دو طرف در رفت و آمد بودم و البته گاهی نیز چند بار در ماه، با وی دیدار می کردم و گاهی نیز فاصله دیدارها تا دو ماه نیز بیشتر می شد.

روداو: آیا به یاد دارید، اولین بار کجا و چگونه با سردار قاسم سلیمانی دیدار کردید؟

ناظم دباغ: اولین بار پس از شورش سال 1991 کُردهای عراق علیه رژیم بعثی صدام حسین، من به عنوان نماینده یکیتی و مام جلال همراه با هیئتی شامل سامی عبدالرحمان، کاک قادر ، وزیر صنایع و معادن در کابینه اول دولت اقلیم کردستان به ایران آمده و با وی دیدار کردیم.

 روداو: محور گفتگوهای این دیدار چه بود؟

ناظم دباغ: در مورد آنچه کُردها در آن مقطع لازم داشتند، گفتگو کردیم، در آن زمان یکی از نیازهای اساسی ما تامین سوخت بود و خواستار همکاری ایران برای تامین آن بودیم و این همکاری نیز از سوی ایران صورت گرفت.

روداو: آیا در اقلیم کردستان با حاج قاسم دیدار کردید؟

ناظم دباغ: بله به دفعات،بارها خود من هماهنگی دیدارهای وی در اقلیم کردستان را انجام داده ام و در نشستی که حاج قاسم با مام جلال، نچیروان بارزانی و عادل عبدالمهدی انجام داد، حضور داشتم.

روداو: این نشست در چه تاریخی انجام شد؟

ناظم دباغ: تاریخ دقیق آن را به یاد ندارم، اما دورانی بود که مام جلال طالبانی تازه به عنوان رئیس جمهور عراق انتخاب شده بود و همگی از طریق بالگرد به محل نشست رفتیم، اما پس از پایان نشست به دلیل مساعد نبودن شرایط جوی و کاهش دید، همگی با خودرو بازگشته و من و حاج قاسم به کرمانشاه رفته و سپس از آن جا نیز به تهران بازگشتیم. نشست های دیگری هم در اقلیم با حاج قاسم انجام شد، اما اولین بار در اقلیم کردستان با حاج قاسم در مصیف صلاح الدین دیدار کردم.

روداو:  آیا با یکدیگر به صرف غذا هم می رفتید؟

ناظم دباغ: بله، دفعات بسیاری با یکدیگر صبحانه صرف کردیم و یکی از خصوصیات بارز ایشان پشتکار در امور مهم بود و همچنان که در گفتگو با روزنامه همشهری (چاپ ایران ) نیز گفتم، هرچه از خصوصیات مثبت این مرد بگویم کم است، گاهی حتی در ساعت 11 و 12 شب نیز تلفن من را پاسخ می گفت.

روداو: یعنی روابط شما تا این حد نزدیک بود؟

 ناظم دباغ: دلیل این سطح از روابط وجود شخصیت مام جلال بود و جایگاه من به این دلیل بود که نماینده مام جلال بودم، اما خود نیز توانسته ام از این جایگاه صیانت کرده و در شان آن عمل کنم، گاهی حاج قاسم را برای صرف صبحانه دعوت می کردم و وی می گفت ساعت 6 ونیم صبح به فلان محل بیا برای خوردن صبحانه.

روداو: بیشتر در چه محل های با هم صبحانه صرف می کردید؟

ناظم دباغ: بیشتر در محل کار خود وی که در چندین جای مختلف بود.

روداو: آیا در محل کار خود شما هم با یکدیگر صبحانه صرف کردید؟

ناظم دباغ: نه، اما بسیاری اوقات محل قرار  و گفتگوی ما در راه منزل و محل کار ایشان بود و به من می گفت در فلان محل باش تا من می آیم و خود او نیز همراه با راننده شخصی اش، (آقای جعفری که به همراه سردار شهید شد) به محل قرار می آمد و در خودروی من می نشست، زیرا من راننده به همراه نداشتم و پس از گفتگو به خودروی خودش بازمی گشت، تا اینکه یک بار من گفتم که حاجی امیدوارم این نوع دیدار ما دیگر تکرار نشود و وی پرسید که چرا؟ و من پاسخ دادم که اگر خدای نکرده اتفاقی برای شمار رخ دهد، فقط من از محل این قرار خبر داشته ام و به همین دلیل دیگر به این صورت با شما دیدار نمی کنم. یک ویژگی دیگر هم این بود که همیشه قبل از من به محل قرار می رسید و اگر تاخیر هم داشت پیش از آن من را با خبر می کرد و به طور مثال اعلام می شد که ساعت دیدار به فلان ساعت تغییر داده شده است.

روداو: کدام ویژگی سردار قاسم سلیمانی مورد پسند شما نبود؟

ناظم دباغ: آرزو می کنم همه رهبران و فرماندهان مانند وی می بودند.

روداو: آیا هرگز در منزل ایشان حضور داشتید و یا او به منزل شما آمده بود؟

ناظم دباغ: خیر، من به یکی از نقل قول ها از سلطان سلیمان عثمانی باور دارم که می گوید هر چقدر به مردان بزرگ نزدیک تر شوی، به همان اندازه به مرگ نزدیک تر می شوی.

روداو: بر اساس این گفته شما، پس در صورت نزدیک شدن بیشتر به سردار قاسم سلیمانی احتمال مرگ شما هم بیشتر می شد؟

ناظم دباغ: بله برای مثال ببینید ابو مهدی المهندس به سردار قاسم سلیمانی نزدیک بود و چه سرنوشتی داشت؟ اما نترسیده ام، من به همراه سردار با هواپیمای ویژه به اربیل و سلیمانی آمده ام، با وی سوار بر خودرو به کرمانشاه و مریوان رفته ام و با هم به قلاچوالان در اقلیم نیز سفر کرده ایم.

روداو: شما را برای اطمینان کنار خود نگه می داشت؟

ناظم دباغ: مام جلال می گفت او را تنها نگذار، چرا که سردار به دعوت تو آمده و حال که چنین شخصیتی را دعوت کرده ای، باید برای اطمینان حتما کنارش بمانی، اما اعتماد سردار به من در حدی بود که گاهی برای سردرد از من قرص خواسته و من با ترس از او خواستم که ابتدا خودم قرص را بخورم، اما در پاسخ با چنین حرفی مخالفت کرده و آن را ناشایست می دانست، این در حالی است که ممکن بود چنین مرد بزرگی از طریق خوراندن قرصی مسموم شود، با این حال به من کاملا اعتماد داشت.

روداو: در مصاحبه ای که با روزنامه همشهری داشتید، روزنامه نگار ایرانی آورده که برای شناخت بهتر از شخصیت حاج قاسم به سراغ ناظم دباغ می رویم! آیا این تبلیغات رسانه ای بود و یا حقیقت است و شما بانک اطلاعاتی در  مورد سردار قاسم سلیمانی هستید؟

ناظم دباغ: نه سردار به تبلیغات نیازی دارد و نه من نیز چنین کاری می کنم، این روزنامه نگار بر مصاحبه با من در این مورد پافشاری می کرد و من هم اندازه خودم در مورد ویژگی ها و خصوصیات حاج قاسم به ویژه نحوه تعامل و ارتباط او با مام جلال، مسعود بارزانی و کاک نچیروان بارزانی می دانم و اغلب پیام های وی را به مام جلال و کاک مسعود بارزانی رسانده ام.

روداو: مهمترین این پیام ها با چه موضوعی و برای چه شخصی بوده است؟

ناظم دباغ: یکی دو بار پیام های سردار را برای کاک مسعود بارزانی رسانده ام و حتی یک بار خود شخصا پیام را اعلام کردم و یک بار نیز از طریق مام جلال پیام سردار را به وی رساندم، چندین بار هم پیام های رسمی جمهوری اسلامی ایران را از طریق عبدالله آکره ایی مسئول روابط دولت اقلیم و جمهوری اسلامی ایران، به نچیروان بارزانی اعلام کرده ام.

روداو: عارف قربانی نویسنده و روزنامه نگار اقلیم کردستان در مطلبی که در سایت روداو منتشر شده، گفته که اگر کنگره چهارم اتحادیه میهنی پس از ترور سردار قاسم سلیمانی برگزار می شد، نتایج آن با آنچه اکنون است،متفاوت می بود، آیا واقعا تاثیر سردار سلیمانی بر اتحادیه میهنی تا این حد زیاد بود؟

ناظم دباغ: به نظر من حاج قاسم بر همه احزاب سیاسی و رهبران اقلیم کردستان تاثیرگذار بود، اما با یکیتی دارای منافع بیشتری بود، زیرا اتحادیه میهنی دارای مرزهایی به طول 435 کیلومتر با ایران است، اما حزب دمکرات (پارتی) فقط 15 یا 20 کیلومتر در گذرگاه مرزی حاجی عمران با ایران مرز مشترک دارد و بقیه مرزهای این منطقه میان ایران و اقلیم در کنترل پ.ک.ک، است، هر چقدر که پارتی با ترکیه دارای منافع مشترک است، اتحادیه میهنی نیز همان منافع را با ایران دارد، اما من تاکید می کنم تعاملی که ایران با کردها و روابط میان پارتی و یکیتی دارد، دیگر طرف ها چنین تعاملی را ندارند.

روداو: چطور؟

 ناظم دباغ: برای مثال، ما تجربه 31 اوت را داریم؛ من پس از 14 روز مخفی شدن در  اربیل، خود را به نقده رساندم و مام جلال بلافاصله من را به عنوان مسئول هماهنگی های میان یکیتی و ایران تعیین کرد، در نقده دارای امکانات و ارتباط با همه طرف ها بودم و وضعیت طوری بود که به جایی رسید که اتحادیه میهنی تا منطقه دیگله و سماقولی و دره شهیدان را تحت کنترل خود درآورد و در این جا دیگر ایرانی ها به من گفتند دیگر کافی است و نباید بیشتر پیش بروید، زیرا ما نمی خواهیم حزب دمکرات نابود شود، این تاریخ است و مسائل بیشتری هم وجود دارد اما، گفتن آن ها ممکن نیست، به طور مثال اینکه چطور به پارتی پیام داده شد که در مصیف بمانند.

روداو: این پیام چطور و توسط چه کسی داده شد؟

ناظم دباغ: ایرانی ها خود این پیام را به صورت شفاهی داده بودند، به آن ها (حزب دمکرات) اطمینان داده شده بود که یکیتی نیز بیش از این پیشروی نمی کنند. این سیاست ایران است.

 روداو: هنوز پاسخ پرسش مربوط به ترور سردار قاسم سلیمانی و کنگره اتحادیه میهنی را نداده اید!

ناظم دباغ: به نظر من اطلاعات عارف قربانی کامل نیست، نمی توان گفت که ایران تاثیری بر کنگره نداشته است زیرا تاثیر داشت، همان طور که بر دیگر جریان ها نیز تاثیر داشته است، هیچ حزب سیاسی در اقلیم کردستان نیست که روابط خوبی با حاج قاسم و قرارگاه رمضان نداشته باشد.

روداو: تاثیرگذاری حاج قاسم در انتصاب رهبران کُرد در مناصب حزبی و دولتی تا چه حدی بوده است؟

ناظم دباغ: تاثیر گذاری نبوده و در حد توصیه بود. مدتی یکیتی و پارتی و جنبش تغییر شروع به تخریب شخصیت های کاریزماتیک یکدیگر کرده بودند و دشمنی میان پارتی و یکیتی به وجود آمده بود و تخریب نوشیروان مصطفی بنیان گذار فقید جنبش تغییر در جریان بود، اگر خود حاجی اینجا نیست خدای وی ناظر بر ما است، او به من توصیه اکید کرد که باید حرمت شخصیت های کاریزماتیک خود را حفظ کنیم  و گفت که انتقادات درست است و برخی نکات منفی نیز وجود دارد، اما واقعیت این است که رهبران شما با قدرت کاریزماتیک خود تبدیل به این شخصیت های بزرگ شده اند و نباید حرمت آنان را در مقابل مخالفین خود بشکنید، همین توصیه، به راستی نصیحتی دوستانه و از روی وجدان بود.

ممکن است که در ماندن اتحادیه میهنی در جایگاه کنونی نیز نقش داشته و مانع از بروز انشقاق در این حزب  که خواست دشمنان یکیتی بوده، شده باشد، در حالی که دشمنان این حزب می خواستند که یکیتی صد پاره شود.

روداو: اما گفته می شود که سردار سلیمانی برای حفظ سلطه بر حزب اتحادیه میهنی، در بروز اختلافات داخلی یکیتی و جناح بندی های این حزب پس از فقدان مام جلال نقش داشته است.

ناظم دباغ: کاملا بالعکس است، من گفتم که یکیتی، پارتی، اتحاد اسلامی و جماعت اسلامی دارای روابط بسیار خوبی با حاج قاسم بودند، توصیه های وی در راستای ایجاد اختلاف میان آنان نبوده و بلکه بر عکس نقش وی در توافق میان آنان بوده است.

من 31 اوت را مثال زدم؛ وقتی که اتحادیه میهنی از کردستان بیرون رانده شد، آمریکایی ها در آن مقطع به سیران بند و پیش مسعود بارزانی رفته و به جای اینکه از او بخواهند یکیتی به کردستان بازگردد، از وی برای آنچه انجام داده بود تشکر کردند. اما ایران به حمایت از یکیتی برخواست و اتحادیه میهنی نیز دست به حمله زده و ممکن بود حتی بتواند مناطق بیشتری را نیز به دست آورد، اما ایران به ما گفت که دیگر تا اینجا بس است، یعنی نباید پارتی بیش از این شکست داده شود.

روداو: سردار قاسم سلیمانی به صورت جدی به کُردها هشدار داد که نباید رفراندوم استقلال را برگزار کنند، حتی گفته می شود که به کوسرت رسول علی اعلام کرده اگر دست از برگزاری رفراندوم برنداری به زودی به مراسم ختم تو می آیم، آیا سردار قاسم سلیمانی موضوع رفراندوم را با شما هم مطرح کرد و یا پیامی را از طریق شما به رهبران اقلیم کردستان فرستاد.

ناظم دباغ: آنچه در مورد هشدار به کاک کوسرت گفته شده، کذب و دروغ است.

روداو: آیا با شما در مورد رفراندوم صحبتی کرد؟

ناظم دباغ: به صورت مستقیم این بحث را با من مطرح نکرد، اما من از دیدار نچیروان بارزانی با حاج قاسم با خبر بودم و در فرودگاه تهران، به استقبال کاک نچیروان و هیئت حزب دمکرات کردستان (پارتی) رفتم و آنان را تا محل دیدار با حاج قاسم همراهی کردم، اما به دلیل اینکه آنان هیئت پارتی بودند و من نمی خواستم شاهد گفتگوهای آنان باشم؛ در نشستی که با حاج قاسم برگزار کردند، شرکت نکردم هرچند که از محتوای دیدار با خبر بودم و حتی نچیروان بارزانی نیز از عدم حضور من ناراضی بود. پس از آن، هیئتی از اتحادیه میهنی نیز شامل کاک کوسرت رسول علی، ملا بختیار، کاک عمر فتاح و دکتر خسرو  و محمود سنگاوی با حاج قاسم در همان مقطع دیدار کردند و من برای ترجمه گفته های کاک کوسرت در این نشست حضور داشتم، تا جایی که من در این نشست شاهد بودم به طرف کُردی گفته شد که رفراندوم استقلال را برگزار نکنید و حاج قاسم قول داد که در اجرای ماده 140 قانون اساسی عراق برای تعیین سرنوشت مناطق مورد مناقشه از کردها حمایت کند، همچنین گفت که شاید بگویید چرا تا کنون در این مورد حمایت نکرده ای، اما این نیز خود دلیلی داشته و به شما قول می دهم پس از این موضوع، حامی سرسخت تحقق حقوق شما در چارچوب کشور  عراق باشم.

روداو: آیا هیچ تضمینی وجود داشت که سردار سلیمانی و ایران از حقوق کردها در عراق دفاع کنند؟

ناظم دباغ: تضمین این بود که عراق مانند اکنون در دست خودشان بود و آیا اگر آن ها نبودند این بودجه کنونی  از سوی دولت مرکزی عراق، به اقلیم کردستان پرداخت می شد؟

مرتبطات
اعتراف شماری از اعضای داعش به همکاری با آمریکا
اگر حاج قاسم نبود نه احمدشاه مسعود موفق می‌شد و نه دیگران
سخنگوی طالبان : در نظام جدید نهادهای دولتی پس از «اصلاح عمیق»، تقویت خواهند شد
دبیرکل حزب رفاه ملی افغانستان: ادعای خروج آمریکا از افغانستان خنده‌دار است
ترکیه می خواهد در سوریه با آمریکا همراهی کند
ارسال نظر