جريان نوسلفي‌ها
جريان نوسلفي، نهضتي ديني ـ سياسي است که در دو سه دهه اخير تکوين يافته است. نوسلفي‌گري شاخه‌ای از وهابيت است که به دلیل غلبه جنبه انتقادي آن نسبت به محافظه‌کاري سنّتي وهابيت، توانسته است مخاطبان خاصي را به‌ويژه در مقابله‌جويي با کشورهاي سلطه‌جو و برخي اقتدارگرايي‌ها در برخورد با قدرت‌هاي داخلي به دست آورد
تاریخ انتشار : 1395/12/23

در دنياي معاصر، عربستان به‌عنوان مهم‌ترين منبع براي تکوين و صدور وهابيت و سلفي‌گري به دنياي اسلام است. بررسي ابعاد مختلف اين جريان ديني ـ سياسي، در دوراني که سطح و تنوع درگيري وهابيان با ديگر مسلمانان بيشتر شده است، اهميت خاصي دارد. در بحث حاضر، ضمن زمينه‌شناسي تکوين جريان سياسي ـ ديني نوسلفي (به عنوان یک شاخة مهم سیاسی وهابیت در دوران معاصر)، به شخصيت‌شناسي پيشتازان اين نهضت پرداخته‌ايم.

زمينه‌شناسي تکوين جريان نوسلفي

تکوين نوسلفي‌گري فرايند طولاني داشته است. برخي زمينه‌هاي فکري و سياسي که به اين امر کمک کرده‌اند، عبارتند از:

1. تأثير انديشه مبارزه‌گرايانه سيد قطب در عربستان سعودي؛

2. تأثیرات منفی دولت سعودي از حضور نظامي امريکا در جنگ خليج فارس؛

3. بازتاب 11 سپتامبر و چالش افغانستان؛

4. بازتاب اشغال عراق.

1. تأثير انديشه مبارزه‌گرايانه سيد قطب در عربستان سعودي

سيد قطب، شخصيت تأثيرگذاري بود که روح مبارزه با دولت‌هاي فاسد را در ميان کشورهاي اسلامي زنده ساخت. ابوالاعلی مودودی با طرح انديشه جاهليت نوين، آن را حاکم بر تمدن غربي ‌دانست، درحالي‌که سيد قطب با الگوبرداري از اين انديشه، محدوده شمول جاهليت را چنان گسترش داد که اکثريت مسلمانان را در بر گرفت. (رضوان السید، 1383: 90 و 91) کانون انديشه سيد قطب بر اساس حاکميت انحصاري خداوند متعال شکل گرفته بود. او اين انديشه را در في ظلال القرآن و سپس به صورت صريح‌تر و تندتري در معالم في‌الطريق بيان کرد. همه پاسخ‌دهندگان به سيد قطب معتقد بودند که وی انديشه خود را از خوارج گرفته است.[2] (نک: ابوزید، 1383: 130 و 131) اين نگاه منفي به مسلمانان، به‌وسیله برخي گروه‌هاي منشعب از اخوان المسلمين اوج گرفت.

پس از چند دهه سلطه خاندان سعودي و همکاري ديني ـ سياسي وهابيت با آنها در اين مدت، ورود انديشه‌هاي تأثیرآفرین سيد قطب به عربستان سعودي مي‌توانست اين حاکميت بلامنازع را متزلزل سازد. در دوراني که عربستان سعودي می‌کوشید تا در برابر موج ناصريسم بايستد، ورود محمد قطب، برادر سيد قطب به عربستان که با استقبال مردم اين کشور روبه‌رو گشت، تأثير بسزایی در درازمدت بر جای گذاشت، به‌گونه‌ای‌که محمد قطب توانست شاگرداني را بپروراند که براي آنان توحيد قصور بر توحيد قبوري که وهابيت سنّتي بدان مي‌پرداختند، ترجيح داشت.

تعاليم مبارزه‌جويانه قطبي در دراز مدت، زمينه‌ساز درگيري پيروان آن با دولت‌ها بود، درحالي‌که وهابيت سنّتي، حتي نصيحت آشکار به حاکم را نيز نمي‌پسندید. ازاین‌رو، هرگز مبارزه با حاکم را جایز نمي‌دانست.[3] آنان اين مسئله را از منظري ديني توجيه مي‌کنند.[4] اين عامل، سبب ارتباط مستمر آنان با دستگاه حاکم می‌شود و تا زمانی که اين انديشه ديني بر آنان حاکم است، هرگز زمينه‌اي براي برخورد با دستگاه ميان علماي وهابي و پيروان آنان با نظام سياسي به وجود نخواهد آمد، درحالي‌که انديشه سيد قطب، زمينه‌اي قوي براي مقابله با دستگاه در اختيار کساني قرار مي‌دهد که آنان را نوسلفي مي‌خوانيم. انديشه‌هاي مبارزه‌گرايانه سيد قطب در تفسير في‌ ظلال القرآن و در کتاب مشهور معالم في‌الطريق، همواره درس‌آموز تقابل با حکومت‌هاي غيرملتزم به شريعت است.

در جريان تقابل عربستان سعودي با جريان ناصريسم، محمد قطب با استقبال مردم عربستان، به اين کشور وارد شد. او توانست با تربيت شاگرداني چون سفر الحوالي و سلمان العوده، پایه جريان نوسلفي‌ را بنیان نهد. مبارزه‌گرايي سيد قطب در مصر از گونه مبارزه‌جويي خوارج تلقي شد. ازآنجا‌که در باورهاي ديني خوارج، مرتکب کبيره کافر است، آنان حاکمانی را که به شريعت پایبند نبودند، به تيغ تکفير مي‌راندند. اتهام خارجي‌گري به سيد قطب و پيروان او، جاي بسی تأمل است، ولی طرح ضمني اين شائبه درباره نوسلفي‌ها نيز محوري است که بدون تحليل دقيق درباره آن، نمي‌توان به کنه جريان نوسلفي پي برد. حتي اگر اين اتهام را درباره آنان نپذيريم، اصل اين مسئله قابل تأمل است که آموزه اطاعت کامل از حاکم و پادشاه در جريان نوسلفي مورد ترديد است، بي‌آنکه لزوماً آنان از ديگر انديشه‌هاي وهابيت چشم پوشيده‌اند، چنان‌که پرداختن افراطي به مسئله توحيد از طريق مذمت مقابله با زيارت قبور در قالب تعبير تحقيرآميز توحيد قبور، مورد نکوهش آنان است و آنان مبارزه با مفاسد نظام سياسي را به‌عنوان توحيد قصور بر توحيد قبور ترجيح مي‌دهند. در هر حال، محمد قطب که بيش از شصت کتاب نگاشته است، چنان تأثيري بر مخاطبان خود مي‌گذارد که توحيد وهابيان براي آنها بي‌معنا جلوه مي‌کند.

به گزارش دکتر عصام العماد (وهابي پيشين يمني و تحصيل‌کرده دانشگاه محمد السعود که شيعه شده است)، جدا از انديشه‌هاي سيد قطب و برادرش، انتشار انديشه‌هاي ضد وهابي محمد غزالي و محمد سعيد رمضان البوطي، بيشترين تأثير را در تقسيم وهابيت به دو شاخه درباري و انقلابي داشته است. در اين ميان، کسي مانند اسامه بن لادن نيز نزد شاگردان محمد قطب درس خواند و از اين طريق با کتاب‌هاي سيد قطب آشنا شد.

ربيع المدخلي، از مشهورترين پيشتازان جريان جاميه، که به نوعی در مدینه محصور بود، کسي است که از آغاز نسبت به حضور محمد قطب در عربستان هشدار داد، ولی به اين هشدار او چندان توجهی نشد. به گزارش دکتر عصام العماد، ربيع مدخلي نسبت به توحيد حاکم بر جنبش سياسي بن ‌لادن در افغانستان حساسيت نشان داد و توحيد حاکم بر آنان را متمايز از توحيد محمد بن عبدالوهاب دانست. در مقابل، عبدالله عزام، از عرب‌هاي افغان ـ که پيش از حوادث 11 سپتامبر کشته شد ـ نیز به مقابله با ربيع مدخلي برخاست. حساسيت ربيع مدخلي در مقابل اين جنبش‌ها مورد پذيرش بن باز نيز بود. به گفته بن باز، جنبش‌هايي که ربيع مدخلي نمی‌پذیرد، او نيز آنها را نمي‌پذيرد.

2. تأثیرات منفی استقبال دولت سعودي از حضور نظامي امريکا در جنگ دوم خليج فارس

در جريان لشکرکشي امريکا به منطقه خليج فارس در سال 1990م، امريکا خواهان حضور در عربستان بود که اين امر با پذيرش دولت سعودي و فتواي موافق هيئت کبار علما میسر گشت، هرچند اين مسئله شکافی دروني ميان علماي وهابي ایجاد کرد. کساني مانند سفر الحوالي، سلمان بن فهد العوده، شيخ ناصر العمر و شيخ عائض القرني، به مقابله با اين مسئله همت گماردند. اين اقدام در سطوح مختلف به‌وسیله کتاب‌ها، نشريات، نوارهاي کاست، نوارهاي ويدئو، سخنراني‌ها و...، تأثيرگذار بود. سرانجام اين درگيري به اخراج چند تن از علماي وهابي نوسلفي از هيئت کبار العلما انجاميد، چنان‌که کساني مانند سفر الحوالي و سلمان بن العوده براي چند سال به زندان افتادند.

با صدور فتواي بن باز مبني بر تجويز استقرار سربازان غير مسلمان در عربستان، مجادله‌اي ميان گرايش‌هاي مختلف در عربستان شکل گرفت. در اين مجادله، عبدالرحمن غازي القصيبي از تصميم پادشاه حمایت کرد، درحالي‌که کساني چون سفر الحوالي، (نک: الحوالی، بی‌تا: 84 و 85) ناصر‌ العمر، عائض القرني و سلمان العوده به نقد اين تصميم پرداختند تاآنجاکه ناصر العمر، غازي القصيبي را سکولار و کافر خواند.

قصيبي نيز در مقابل، با انتشار مجموعه مقالاتي با عنوان «حتي لاتکون فتنه»، این ادعا را رد کرد و خواستار اثبات آنها در دادگاه شد، ضمن آنکه گرايش مقابل خود را به جنبش جهيمان العتيبي ربط داد و آنها را قدرت‌گرا، فقهاي سياسي و خميني‌هاي عربستان سعودي نامید. (نک: دکمیجان، 1383: 264 ـ 267)

نگاه منفي کسانی مانند قصيبي به شورش جهيمان، نکته‌اي فراموش ناشدني است، چنان‌که بسته بودن فضاي فکري و سياسي عربستان سعودي را مي‌توان در سرکوبي خشن جنبش اعتراضي و عدالت‌جويانه جهيمان عتيبي در دسامبر 1979م. جست‌وجو کرد. شورش جهيمان، تنها شورشي کور و بدون زمينه‌هاي نظري نبود؛ او در رساله‌اي با عنوان الامارة والطاعة والبيعة، برخي انگاشته‌هاي ديني ـ سياسي خود را طرح کرده بود. برای نمونه، وی معتقد بودن به اسلام، قرشي بودن و تطبيق شريعت را سه شرط اساسی برای امام می‌دانست. توجه خاص به اين عناصر به‌ويژه شرط تطبيق شريعت، مي‌توانست زمينه نظري مناسبي براي جريان‌هاي ستیزه‌جو در داخل جريان‌هاي وهابيت باشد. در هر حال، تأثيرپذيري از جهيمان نيز مي‌تواند زمينه‌هاي فکري بخشي از جريان نوسلفي را در زمان‌هايي پيش‌تر از حضور نظامي امريکا در عربستان نشان دهد.

در دسامبر 1990م. چهل و سه روشنفکر ليبرال طي نامه‌اي سرگشاده خطاب به پادشاه عربستان، خواستار اصلاحاتي دموکراتيک در ساختار سياسي عربستان شدند. در واکنش به اين شکوایيه، 52 نفر از اسلام‌گرايان در ماه مي 1991م. از طريق پيامي، دوازده درخواست اصلاحي به پادشاه ارائه دادند.

سازمان ديني تحت نظر بن باز، يعني هيئت کبار العلما، پيام مي 1991م. را به دلیل تعرض و بي‌احترامي به پادشاه محکوم کرد. پس از آن، در سپتامبر 1992م. «يادداشتي توصيه‌آميز» در 45 صفحه خطاب به بن‌ باز نگاشته شد که در آن، بر ابعادي از پيام مي 1991م. تأکيد و درباره برخي دیگر ابعاد، توضيح داده شد. اين اقدام نيز از سوی هيئت کبار العلما، اقدامی تفرقه‌گرايانه خوانده شد و با محکومیت فوری روبه‌رو گشت. البته هفت عضو از اعضاي نوزده‌گانه این نهاد از تأييد آن خودداري ورزیده که این امر به برکناری آنها از سوی پادشاه و نصب ده نفر ديگر از افراد طرف‌دار رژيم به جای آنها در هیئت کبار العلما انجامید. در مقابل، سه تن از علماي جنبش مخالف (حمد عقله الشعيبي، عبدالله المصعري و عبدالله بن جبرين) طي نامه‌اي سرگشاده خطاب به بن باز، اتهام تفرقه‌افکني را نفي و وی را تهدید کردند که به دلیل این افترا، او را به دادگاه می‌کشانند. (نک: همان: 266ـ270)

در دسامبر 1992م. ملک فهد در يک سخنراني خطاب به علماي برجسته وهابي خواستار پايان دادن به تبليغات مخرب ضد دولت شد و اين فعاليت‌ها را با عنوان گرايش‌هاي خارجي‌گرايانه محکوم کرد، ولی در مي 1993م. شش تن از مخالفان که پنج تن از آنها يادداشت 1992م. را تأييد کرده بودند، کميته حمایت از حقوق شرعي تشکيل دادند که اقدام آنها با حمايت گروه‌هاي حقوق بشر بين‌المللي روبه‌رو گشت. محمد المصعري، سخن‌گوي اين کميته و سليمان الرشودي به زندان افتادند و اعضاي ديگر نيز از کار برکنار شدند. البته گفته شده است شيخ عبدالله بن جبرين، معروف‌ترين عضو اين کميته، حمايت خود را از کميته پس گرفت و محمد المصعري پس از آزادي از زندان مخفي شد و در آوريل 1994م. به‌عنوان منتقد دولت سعودي از لندن سر درآورد. (نک: همان: 275 و 276)

ملک فهد با توشيح قانون اساسي (النظام الاساسي للحکومه) در مارس 1992م. و تشکيل مجلس شورا و نصب 61 عضو آن (همراه با عضويت دکتر جميل الجشي، يکي از شيعيان استان شرقي)، دست به یک سری اقدام‌های اصلاحي زد تا بتواند فضاي جديد را مديريت کند، به‌گونه‌ای‌که هيچ يک از رهبران و پيروان جنبش بيداري در آن عضو نبودند. از سوي ديگر، در آوريل 1994م. دولت سعودي تابعيت و شهروندي اسامه بن لادن را به اتهام رفتار غيرمسئولانه‌اش لغو کرد. او نيز در مقابل، در آوريل 1994م. اعلام کرد از گروه مصعري در لندن، از طريق سازمان مستقر خود در خارطوم، يعني منظمة التشاور للدفاع عن الحقوق الشرعية، حمايت خواهد کرد. (نک: همان: 276 ـ 288)

شيخ‌الاسلام وقت عربستان سعودي، عبدالعزيز بن ‌باز، تحت فشار آل سعود فتوايي به اين مضمون در سال 1375هـ.ق درباره اسامه بن لادن صادر مي‌کند: «اسامه بن لادن از مصاديق مفسدين بر روي زمين است که به دنبال راه‌هاي شر و مفسده‌انگيز است و از اطاعت ولي امر خارج شده است».

سرانجام در سال 2000م. شيخ دكتر سفر الحوالي و شيخ دكتر ناصر العمر آزاد شدند و اجازه تدريس يافتند. شيخ ناصر العمر در سال 1992م. كتابي با عنوان «واقع الرافضة في بلاد التوحيد» خطاب به هيئت كبار علما نوشت و در آن از حكومت سعودي خواست تا همه حسينيه‌هاي شيعه، تخريب، علماي شيعه، دستگير و همه كارمندان شيعه ادارات اخراج شوند.

3. بازتاب 11 سپتامبر و چالش افغانستان

با شکل‌گيري مبارزات داخلي افغانستان با شوروي، عده‌اي که به عرب‌هاي افغان موسوم شدند، براي ياري هم‌کيشان مسلمان خود، از کشورهاي مختلف اسلامي، از جمله عربستان، راهي افغانستان شدند. پس از پيروزي بر نيروهاي شوروي و ایجاد درگيري‌هاي درازمدت در آنجا، نيروهاي طالبان شکل گرفتند. با حمله امريکا به افغانستان، نيروهاي وهابي نيز در مبارزه القاعده با امريکا وارد شدند. البته احساس مشترک ميان آنان با مسلمانان افغاني، لزوماً با گرايش‌هاي سياسي دولت عربستان و علماي وهابي همسويي نداشت.

در این میان که دولت امريکا خواهان همکاری دولت سعودي در مبارزه با القاعده با عنوان مبارزه با تروريسم بود، گرايش‌هاي نوسلفي نیز حساسيت خاصي نسبت به فعاليت‌هاي سياسي امريکا و سلطه‌جويي آن در کشورهاي اسلامي داشتند، درحالي‌که وهابيت سنّتي عربستان همسو و بلکه تابع دولت عربستان و پادشاه عربستان است. البته مواضع نوسلفي‌ها و القاعده لزوماً با یکدیگر تطابق کامل نداشت.

پس از واقعه 11 سپتامبر 2001م. تلاش‌هاي عربستان براي توسعه سياسي ـ ديني خود در جهان، از جمله در افغانستان دچار مشکل شد، به‌گونه‌ای‌که به ایجاد هر چه بیشتر شکاف دروني ميان گرايش‌هاي مختلف وهابي انجاميد. توسعه فعاليت‌هاي تروريستي در ميان وهابيت جهادي، با مقابله جهاني روبه‌رو گشت. در داخل عربستان نيز واکنش‌هاي مختلفي در برابر آن شکل گرفت. بخشي از وهابيت جهادي، براي حفظ موقعيت خود در جهان و درون عربستان از برخي گرايش‌هاي تند خود عقب‌نشيني کردند، همچنان‌که دولت سعودي نيز ناگزير از مقابله با گرايش تند جهادي و تکفيري شد.

در سال 2003م. عربستان سعودي شاهد افزايش تعصب ديني از سوی دولت و برخي شخصيت‌هاي ديني بود که بارزترين آنها، تعرض به مسجد اصلي شيعيان اسماعيلي در شهر نجران جنوبي، اعمال تضييق بر تعدادي از حسينيه‌ها و مساجد شيعيان دوازده امامي و بازداشت بسياري از علماي شيعه بود، چنان‌كه آزادي سايت‌هاي اينترنتي كه به تعصبات ديني ميان طوايف دامن مي‌زدند، در اين سال افزايش يافت.

نخستین سمينار تقريب فکري سعودي و گفت‌وگوي رو در رو ميان انديشمندان مختلف اين كشور، به عنوان «الملتقي الوطني للحوار الفكري» از پنجم آگوست 2003م. شكل گرفت. در اين سمينار که با سخنراني شيخ محدث سليمان بن ناصر العلوان آغاز گشت، براي نخستين بار گفت‌وگوهايي ميان دكتر سفر الحوالي با تركي الحمد، شيخ سلمان العوده با دكتر عبدالله الغذامي، دكتر ناصر العمر با تركي السديري و دكتر سعيد ال زعير با دكتر عبدالله الفوزان شكل گرفت.

اين سمينار سه روزه، به یاری دكتر عبدالله بن عمر نصيف، دبير كل سمينار عالم اسلامي، و دكتر راشد الراجح، مدير پيشين دانشگاه أم القري، به رياست دكتر صالح بن عبد الرحمن الحصين، رئيس عمومي شؤون مسجدالحرام برگزار شد و با دیدار با ولي عهد عربستان سعودي، امير عبد الله بن عبد العزيز به پايان رسيد.

4. بازتاب اشغال عراق

با پيروزي امريکا در افغانستان در سال 2002م. و سقوط امارت اسلامي طالبان و نیز پس از شکست دولت صدام در 9 آوريل 2003م. القاعده کوشید عراق را به صحنه جديدي براي مبارزه‌جويي ديني خود تبديل کند. ازاين‌رو، القاعده در مارس 2007م. از دولت اسلامي عراق سخن گفت و به دلیل اين مسئله که اطلاق عنوان امارت اسلامي عراق، اين شبهه شرعي را پيش مي‌آورد که اين حکومت از نوع حکومت خلافت بوده و نياز به وجود خليفه‌اي است که اجماع امت پشتوانه او به شمار می‌آید، از به‌کارگيري دولت اسلامي عراق به جاي امارت اسلامي عراق چشم پوشيد، درحالي‌که در اين کشور و ديگر مناطق تحت نفوذ خود به جاي تعبير اميرالمؤمنين از واژه امير بهره می‌گیرد؛ به اين معنا که سازمان القاعده در نظر دارد واحدهاي سياسي محدودي را که مي‌توانند به بخشي از امارت اسلامي تبديل شوند، افزایش دهد.

در هر حال، فعاليت‌هاي ديني سياسي تکفيري و خشونت‌آميز القاعده تا اندازه زيادي ـ به صورت شفاف يا همراه با تقيه ـ با حمايت جريان نوسلفي روبه‌رو گشت، به‌گونه‌ای‌که اين مسئله به دو شکل نمود يافته است: يکي مقابله با امريکا و ديگري، مقابله مذهبي و تکفيري با شيعيان. پس از اشغال عراق و قدرت‌يابي شيعيان، حساسيت ديني و تکفيري وهابيت نسبت به شيعيان و ايران افزايش یافت. برخي مصداق‌های اين حساسيت عبارتند از:

 

الف) تشکیل کنفرانس بزرگي در استانبول ترکيه با عنوان نصرة الشعب العراقي (22 و 23 ذي‌قعده 1427هـ.ق/ 13 و 14 دسامبر 2006م.) و تأکید بر لزوم مقابله با تشيع و سلطه شيعيان که از آن به‌عنوان قدرت‌جويي تشيع صفوي و سلطه رافضيان نام مي‌بردند. در اين جلسه، سخنان تند شيخ سفر الحوالي و شيخ ناصر العمر اهميت خاصي داشت.

 

ب) صدور فتواي هدم قبور ائمه^، از جمله حرم عسکريين^.

شخصيت‌هاي نوسلفي

شاخص‌ترين شخصیت‌های وهابی در جريان نوسلفي عبارتند از:

1. سفر الحوالي؛

2. سلمان العوده؛

3. بن جبرين؛

4. ناصر العمر؛

5. عائض القرني.

شيخ البراك و شيخ محسن العواجي نیز از ديگر افراد مشهور در جريان نوسلفي هستند.

1. شيخ دكتر سفر الحوالي

رساله فوق‌ليسانس اين شاگرد محمد قطب که زیر نظر استاد نگاشته شد، با عنوان «العلمانية: متتبعا أصولها و تطورها و فلسفتها و تجلياتها في العالم العربي و الاسلامي» درباره سکولاريسم و ابعاد آن است. «ظاهرة الارجاء في الفكر الاسلامي»، نیز عنوان رساله دکترای اوست که در آن به بررسی مسأله نوعي از دين‌گريزي در قالب انديشه ارجاء پرداخته است.

او در ماجراي لشکرکشي امريکا به خليج فارس در 1990م. نه تنها به مخالفت با آن برخاست، بلکه با اتخاذ مواضعي هوشمندانه توانست توجه بسياري از مسلمانان را که از مواضع انفعالي به تنگ آمده بودند، متوجه خود سازد و نشاط جديدي در آنها به وجود آورد. او توانست با سخنراني‌هاي فراواني که به وسیله نوارهاي کاست در بسياري از کشورهاي اسلامي نفوذ کرد، به بيداري اسلامي دامن زند. بخش عمده‌اي از تلاش او متوجه بازنمايي گرايش‌هاي استعماري امريکا و نئوکان‌ها شد. کتاب مشهور او، «وعد كيسنجر و الاهداف الاميركية بالخليج»، نمونه بارز اين تلاش و جهت‌گيري ضد استعماري اوست. او پيش از جنگ کويت، با سخنراني مشهور «العالم الاسلامي في ظل الوفاق الدولي»، توجه مسلمانان را به هدف‌های بلند مدت امريکا در خليج فارس جلب کرد. برخي تلاش‌هاي ضد استعماري او در کتاب «القدس بين الوعد الحق و الوعد المفترى» و کتاب «يوم الغضب» به چشم می‌خورد.

فعاليت‌هاي مقابله‌جويانه سياسي سفر الحوالي با دولت سعودي به دلیل همراهي با امريکا، واکنش نظام حاکم عربستان را در پی داشت. امير نايف بن عبدالعزيز، وزير کشور عربستان، در ذي‌قعده 1414هـ.ق با ارسال کتاب وعد کيسنجر، دستور پادشاه عربستان براي بررسي وضعيت کتاب‌ها و سخنراني‌هاي ماه محرم شيخ دکتر سفر الحوالي و شيخ سلمان بن فهد العوده را به هيئت کبار العلما ابلاغ کرد. چند روز پس از آن (3/4/1414هـ.ق)، بن باز، مفتي عام عربستان و رئيس هيئت کبارالعلما، نتيجه بررسي در دوره چهل و يکم اين هيئت را که در طائف منعقد شده بود، بدين صورت به وزير کشور اعلام کرد: به اجماع اعضا مقرر گشت آنان در کميته‌اي با حضور دو تن از علما به انتخاب وزير «شؤون اسلامي، اوقاف، تبليغ و ارشاد» حاضر شوند و عذرخواهي کنند و در غير اين صورت، از برقراري سخنراني و دروس عمومي ممنوع خواهند شد.[5]

البته بن باز تنها يک هفته پس از اين اعلام نظر رسمي، در پاسخ پرسشی درباره حکم شنيدن سخنراني‌ها و نوارهاي صوتي و مطالعه نوشته‌هاي عائض القرني، سلمان العوده، ناصر العمر، سفر الحوالي و عبدالوهاب الطريري، مطالبي را مي‌نويسد که نشان‌دهنده نگاه معتدل‌تر او درباره اين اشخاص است، به‌گونه‌ای‌که به نوعي در پی تلطيف فضاي حاکم است. شيخ بن باز، مفتي بزرگ عربستان، نه تنها آنها را به صورت مطلق از اتهام خارجي‌گري و بدعت‌گذاري دور مي‌داند، بلکه نوارهاي آنان را نيز به صورت مطلق مفيد معرفي می‌کند و غيبت آنها را جايز نمي‌داند. البته او به طور کلي بر عدم عصمت بني‌آدم تأکيد می‌ورزد و تنها از تبعيت خطاها پرهيز مي‌دهد، ضمن آنکه با اشاره به روايت صحيح‌السندي، خطاي حاکمان و نيز خطاي علما را اجتهادي می‌خواند و آنها را در اين صورت، بهره‌مند از يک اجر و در صورت حسن اجتهاد حاکمان و علما، بهره‌مند از دو صواب معرفي مي‌کند. ازاين‌رو، وي به طور کلي همگان را به برداشت درست از اهل علم فرا می‌خواند. در مجموع، اين پاسخ او به نوعي تعديل فضاي تندي است که برضد پيشتازان جنبش نوسلفي به وجود آمده است.[6] برخي نوارهاي صوتي و توضيحات ديگر از بن باز نيز در منع حمله به سفر الحوالي، سلمان العوده و...، در سايت‌هاي مختلف منتشر شده است.[7]

از سوي ديگر، ده سال پس از اين رخداد و حدود چهار ماه پس از تشکيل سمينار گفت‌وگوي اسلامي ـ وطني در عربستان با محوريت پيشتازان جنبش بيداري نوسلفي، شيخ سفر الحوالي در پاسخ به اين پرسش که چرا رهبران جنبش بيداري از مواضع قبلي خود عقب‌نشيني کرده‌اند، تصور سؤال‌کننده به عنوان یکی از هد‌ف‌های اوليه آنها را بر خطا و ناشي از سوء فهم نسبت به آنها دانست. (نک: روزنامه مدینه، 1324) اين پاسخ او، لزوم بازخواني دقيق هدف‌های ديني و سياسي پيشتازان جنبش بيداري نوسلفي را نشان مي‌دهد.

بي‌دلیل نيست در شرايطي که وهابيت عربستان در جهت سازش با استعمار جهاني گام برمی‌داشت، اين وهابي سعودي توانست توجه بسياري از سلفي‌هاي منزجر از سلطه جهاني امريکا را به خود جذب کند. ازاين‌رو، در دوران معاصر، سفر الحوالي شخصيتي است که تنها در عربستان محدود نشده است، بلکه چهره برجستة او در ميان بسياري از جريان‌هاي سلفي انقلابي مورد توجه است. حرکت آنها به مصر، اردن و بسياري از نقاط جهان کشيده شد.

سفر الحوالي براي گردآوری مريدان پرشمار خود، به زمان زيادي نياز نداشت؛ زیرا در مدت چند ماه جوانان بسياري اطراف او و دوست هميارش، سلمان العوده و ديگر پيشتازان جريان بيداري اصلاح‌گرا يا نوسلفي مانند ناصر العمر و بشر البشر گرد آمدند و افراد فرهنگي، اساتيد دانشگاهي، تکنوکرات‌ها، انديشمندان و مبلغان ديني و نوگرايان بسياري نيز از حرکت آنها به هيجان آمدند. تلاش اصلاحي آنها تنها به مقابله‌جويي با استعمار در منطقه محدود نماند؛ زیرا پس از مدتي، پيکان اصلاح‌گرايي آنها متوجه پديده داخلي شد.

در سطح خارجي، مصر از فراگيري نفوذ نوارهاي صوتي سفر الحوالي، سلمان العوده و پيشتازان بيداري سلفي جديد در ميان جوانان احساس خطر کرد. در اردن سازماني با عنوان ج‍معية الکتاب و السنة در 1994م. تأسيس شد. آثار اين حرکت ديني ـ سياسي در کشورهاي خليج فارس، يمن، مغرب عربي و کشورهای دیگری نيز ظاهر گشت، چنان‌که وقتي شيخ دکتر سفر الحوالي به دلیل کسالت در بيمارستان بستري شد، مشتاقان بسياري در سطح کشورهاي اسلامي در انتظار بازگشت سلامتي او بودند.

سفر الحوالي به همراه سلمان العوده به ساختن انديشه سياسي و ديني جوانان همت گماشت، چنان‌که ناصر العمر به تربيت اخلاقي آنان مي‌پرداخت، عائض القرني، علي القرني و ديگران نيز به ساختن روحي و معنوي آنان مشغول بودند.

دستگيري و زنداني سفر الحوالي و برخي ديگر مانند سلمان العوده به وسیله دولت سعودي سبب شد خلأ حضور اين رهبران بيداري اصلاحي به سود جنبش مسلحانه القاعده تمام شود و بسياري از جواناني که نمي‌توانستند ميان گرايش‌هاي اصلاح‌گرايانه و جهادي تفکيک قائل شوند، به سوی حرکت‌هاي مسلحانه و خشونت‌آميز آنان تمايل پيدا کنند.

اندکي پس از خروج آنان از زندان ـ و البته همراه با حصر و مراقبت ويژه از آنان ـ واقعه ايلول رخ داد. سفر الحوالي و سلمان العوده در مقابل واقعه ايلول موضع گرفتند و آن را محکوم کردند، چنان‌که پس از آن، مشارکت جوانان در شعله‌هاي جنگ افغانستان را غيرشرعي دانستند. سپس آنان به مقابله با تهاجم تبليغاتي امريکا عليه سعودي همت گماشتند و در مقابل بيانيه روشنفکران امريکايي با عنوان «علي أى أساس نقاتل؟»، بيانيه‌اي با عنوان «علي أى أساس نتعايش؟» صادر کردند که به‌عنوان سندي اصلاح‌گرايانه، محور بسياري از تحليل‌ها و بررسي‌هاي سياسي قرار گرفت.

پس از اين ماجرا، جريان بيداري نوسلفي ابعاد گسترده‌تري يافت، به‌گونه‌ای‌که سفر الحوالي و ديگر رهبران اين جريان به مقابله با برخي تنش‌هاي خشونت‌بار و امنيتي در عربستان پرداختند. سفر الحوالي و سلمان العوده، برخلاف حمايت از مقاومت‌هاي نظامي مسلمانان سني در عراق، جوانان سعودي را از رفتن به آنجا برحذر می‌داشتند و آن را مفسده‌آميز مي‌خواندند. در مجموع، سفر الحوالي و ياران او، در آغاز با مخالفت وهابيت سنّتي و در اواخر با مخالفت القاعده و حرکت‌هاي تکفيري روبه‌رو گشت. (نک: ابورمان، 2008م/ 1429هـ.ق)

شايان توجه است که شيخ دكتر سفر الحوالي دبير کل جريان «حملة العالمية لمقاومة العدوان» است. درباره او مواضع مختلفي در ميان انديشمندان عربستان سعودي و جهان اسلام به چشم مي‌خورد؛ شيخ دكتر ربيع المدخلي، سفر الحوالي را از خوارج مي‌داند.[8] عمر الكامل نيز از جمله كساني است كه در رد او دست به قلم برده است. البته او كه از سوی طرف‌داران سفر الحوالي، صوفي خوانده شده، بدون پاسخ نمانده، به‌گونه‌ای‌که دكتر عبدالله بن حسين الموجان، كتابي با عنوان «الردّ الشامل علي عمر كامل»، در پاسخ به او نگاشته است.[9] در مقابل، کساني چون شيخ الالباني،[10] شيخ بن قعود[11] و عبدالله بن جبرين، از او و ديگر پيشتازان جنبش بيداري (الصحوه) حمايت کردند.

مواضع دكتر سفر الحوالي بر ضد تشيع بسيار تند است. در تابستان 1385 در ايام جنگ 31 روزه اسرائيل با حزب‌الله، او در وب‌سايت خود اعلام کرد: حزب‌الله كه معني آن حزب خداست، در حقيقت حزب شيطان است؛ براي حزب‌الله دعا نكنيد. اين فتوا، پيرو فتواي مشابهي صادر شد كه سه هفته پيش از آن، به‌وسیله شيخ عبدالله‌ بن جبرين صادر شده بود.

2. سلمان العوده

شيخ سلمان بن فهد العوده، مسئول مؤسسه اسلام امروز (: الاسلام اليوم) است. اين مؤسسه از سايت اينترنتي خاصي برخوردار است که به صورت مستمر به فعاليت مي‌پردازد.

دکتر عصام العماد، سلمان العوده را از جمله شاگردان محمد قطب و بن لادن را بهره‌مند از شاگردان سيد قطب معرفي مي‌کند. به گزارش او، سلمان العوده، کتابی به نام صفة القرباء نگاشته است که دست‌کم ده نفر از وهابيان جهان در مقابل آن ردّيه نوشته‌اند.

سلمان العوده يکي از پيشتازان جنبش بيداري نوسلفي است که فعاليت‌هاي او با نقد و انکار بسياري از وهابيان سنتي روبه‌رو گشت. ازاين‌رو، دکتر عبدالله بن جبرين يکي از کساني است که در مقابله با اين هجمه‌ها، در اواخر 1413هـ.ق به حمايت از وی پرداخته است. وي که در آن زمان، رياست کل «اداره بحوث علمي و افتا و تبليغ و ارشاد» در عربستان را بر عهده داشت، در 19/10/1413هـ.ق بر سابقه آشنايي خود از طريق مطالعه نوشته‌هاي او، شرکت در دروس و سخنراني او و شنيدن نوارهاي صوتي او تأکيد کرد و سپس با تمجيد بليغي از او، بر صحت اعتقادات وي پاي فشرد. وي در این نوشته، توانايي و مبارزه استوار او را نیز در برابر سکولارها، کمونيست‌ها، مسیحيت، الحادگران و روافضیان می‌ستاید.[12]

جالب اينکه حدود پنج ماه بعد در محرم 1414هـ.ق پادشاه عربستان از طريق وزير کشور، به هيئت کبار العلما دستور داد تا کتاب‌ها و سخنراني‌هاي او و سفر الحوالي را بررسی کنند. ازاین‌رو، آن هيئت حکمي را مبني بر لزوم عذرخواهي آنها و در غير اين صورت ممنوعيت سخنراني و تدريس عمومي آنها صادر کرد.

وي از جمله کساني است که باب انتقاد علني از حاکم را گشود.[13] او از اين تلقي در سال‌هاي بعد نيز دست نکشيد، چنان‌که در 1424هـ.ق/2003م. همانند همين رويکرد را در سخنان خود القا مي‌کرد.[14]

شيخ بن عثيمين با ترجيح شنیدن سخنراني‌هاي شيخ بن باز و شيخ الالباني، گوش دادن به نوارهاي سخنراني سلمان العوده و سفر الحوالي را منع مي‌كند.[15] شيخ يمني علامه مقبل بن هادي الوادعي، سلمان العوده را بدعت‌گذار مي‌خواند. شيخ محدث عبدالمحسن العباد، عالم مدينه نيز در کتاب مدارک النظر، او را غوغاآفرين مي‌خواند. شيخ علامه عبيد الجابري، دیگران را از امثال او برحذر مي‌دارد.[16] دكتر ابراهيم بن محمد الصبيحي، عضو هيئت تدريس در دانشگاه اسلامي امام محمد بن سعود در رياض، كتابي با عنوان حتي لايقع الحرج بر ضد كتاب سلمان العوده با عنوان إفعل و لاحرج نوشت كه در آن، به نقد ديدگاه‌هاي سلمان العوده درباره مناسك حج مي‌پردازد. جالب آنكه اين كتاب انتقادي همراه با مقدمه چند شخصيت برجسته وهابيت دولتي عربستان به چاپ رسيده است، چنان‌که مفتي عام عربستان سعودي، شيخ عبدالعزيز آل شيخ و رئيس مجلس قضايي اعلي، شيخ صالح الحيدان و نیز علامه شيخ الفوزان بر اين كتاب مقدمه نوشته‌اند.

در مقابل، افراد بسیاری از مشايخ وهابي سعودي از او حمايت کرده‌اند؛ برای نمونه، شيخ علامه عبدالعزيز الراجحي (مشهور به بن باز صغير) در پاسخ به پرسشي در درس خود درباره صحت عقيده سفر الحوالي و سلمان العوده، عقيده آنها را در شعبان 1414هـ.ق، سليم و در چارچوب اهل سنّت و جماعت خواند[17] و شيخ علامه عبدالله بن قعود (عضو هيئت كبار العلما و عضو اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء)، شيخ عبدالله المطلق (عضو هيئت کبار العلما در 1423هـ.ق) و نیز شيخ دکتر عبدالله بن جبرين[18] به حمايت از او برخاستند، چنان‌که بن جبرين در حمايت از سلمان العوده، در جلسه دفاعيه رساله دکتراي او در اوايل 1425هـ.ق حضور يافت.[19] شيخ محمد بن صالح المنصور (استاد سلمان العوده) نيز پس از به زندان افتادن سلمان العوده و سفر الحوالي از آنها حمایت کرد.[20]

3. بن جبرين

بن ‌جبرين (عبدالله بن عبدالرحمن بن جبرين) شخصيت مشهوري است که ارتباط خاصي با سفر الحوالي دارد. او که شاگرد مناع القطان نماينده اخوان المسلمين در سعودي بوده است، براي سيد قطب احترام خاصي قائل است. البته او موضع تکفيري خوارج را برنمي‌تابد و همگان را از آن بر حذر می‌دارد. در مقابل، به اطاعت از ولي امر سفارش مي‌کند. براي پي بردن به حساسيت‌هاي سلفي و وهابيِ بن جبرين، توجه به اين نکته مفيد است که او حساسيت خاصي نسبت به شيعيان دارد و خواستار محدوديت آنان در عربستان است.

از سوي ديگر، بن جبرين در یک سخنراني، با نفی این موضوع که بن باز، اسامه بن لادن را مفسد فی الارض خوانده باشد و او را خارج از اسلام بداند، از اسامه بن لادن با عنوان مجاهد دفاع می‌کند. چه آنكه از گذشته تا به حال اسامه بن لادن در راه خدا مبارزه كرده و مجاهدات فراواني در افغانستان به توفيق الهي داشته و خداوند او را در اين امر ياري داده است. بن جبرين درباره مواضع تكفيري اسامه بن لادن معتقد است كه اين مسئله اجتهاد اوست. ازاين‌رو، نمي‌توان به سبب اين موضع تكفيري او را مفسد في الارض دانست.[21] بن جبرين سرانجام پس از عمري فعاليت ديني ـ سياسي، در تابستان 1430هـ.ق درگذشت.

4. ناصر العمر

شيخ دكتر ناصر بن سليمان العمر، مسئول سايت خبري المسلم، از دیگر علماي نوسلفي‌ است که مواضع بسيار تندي بر ضد شيعه به‌ويژه در قضيه عراق دارد، چنان‌که وي كتابي با عنوان عن خضوع الأمراء لولاية العلماء در بررسي شکافی كه ميان شيخ عبدالله التركي و ملك عبدالله در سال 2005م. رخ داد، نگاشته است.

5. عائض القرني

عائض القرني در دهه 1990م. فعاليت‌هاي نوسلفي خویش را آغاز کرد، ولی پس از حوادث خشونت‌بار در عراق اشغالي، به نوعي به سلفي‌گرايي اعتدالي گرایش یافت. در برابر فعاليت‌هاي نوسلفي او، برخوردهاي مختلفي به وجود آمد، از جمله امير خالد الفيصل امير عسير، به اتهامات غيراخلاقي او را به دادگاه کشاند که چنين برخوردي با يک عالم، براي نخستين بار بود که اتفاق می‌افتاد. البته اين مقابله‌جويي‌ها، او را از مواضع انتقادي‌اش نسبت به رابطه علما و نظام سياسي بازنداشت.

نمونه‌اي از مقابله‌جويي عائض القرني با حکومت‌هاي فاسق در برخي اشعار او نيز نمود يافته است؛ برای نمونه، او در ديوانش با عنوان «بلحن الخلود»، در قصيده‌اي با عنوان «دع الحواشي و اخرج»، به چنين مضاميني اشاره کرده است.[22] به طور طبيعي، چنين مضاميني با نقد و انکار وهابيت سنّتي‌اي روبه‌رو گشته است که برخوردهاي مقابله‌جويانه با دولت را جز در قالب نصيحت، و آن هم عمدتاً پنهاني نمي‌پذيرند؛ برای مثال، شيخ احمد النجمي، نقد تندي نسبت به اين اشعار نگاشته و مضامين آنها را به دلیل تجويز خروج بر حکومت، همسو با خوارج و معتزله خوانده است.[23] زيد المدخلي نيز در این دیوان به نقد اين اشعار عائض القرني پرداخته و آنها را بر ضد علم و علما، با گرايش خروج بر ولاة امر و در راستاي انديشه‌هاي تروريستي خوانده است.[24]

وي پيکان اين رويکردهاي انتقادي را در مرحله نخست متوجه دولت سعودي و پادشاه آن دانسته و به نکوهش آن پرداخته است. زيد المدخلي، ريشه اين افکار اعتراضي را با لحني نکوهشي، تأثيرپذيري از انديشه‌هاي سيد قطب،‌ اخوان‌ المسلمين، حسن الترابي و امام خميني معرفي مي‌کند. وي تمجيد صريح عائض القرني نسبت به حسن الترابي را نيز قابل نکوهش مي‌داند. (نک: همان: 110)

اين شخصيت مشهور نوسلفي پس از خروج جوانان مبارز از زندان‌هاي ضد تروريسم، نه تنها به کميته‌هاي نصيحت پيوست، بلکه براي دامن زدن به سلفي‌گرايي معتدل، تلاش‌هاي بسیاری در تلويزيون سعودي، شبکه‌هاي ماهواره‌اي و ... انجام داد. حتي به اجراي مناظره با شخصيت‌هاي برجسته مبارزه نظامي نیز دست زد. البته عائض القرني مبلّغ و شخصيتي پر سر و صداست؛ برای نمونه، او که برخلاف فتواي پيشين خود و هم‌نوا با اجماع سلفي مبني بر وجوب پوشاندن وجه و کفين به‌وسیله زنان، در يک برنامه سينمايي با عنوان «نساء بلا ظلّ»، اين حکم را کنار نهاد و موجي از نقدها و حمله‌هاي فکري را متوجه خود ساخت. او در پي فشارهاي مختلف به‌ويژه اتصال مفتي اعظم سعودي، شيخ عبدالعزيز آل الشيخ، وزير شؤون اسلامي و برخي ديگر از بزرگان وهابي، در نوشته‌اي توضيحي از اين حکم عدول کرد و مخاطب آن فيلم را زنان غرب معرفي کرد.

در مجموع، اين فتوا و ديگر مواضع او مانند موضع او درباره رانندگي زنان، مشکل‌آفرين بود و براي او گران تمام شد، به‌گونه‌ای که سبب شد وی سرانجام پس از ربع قرن فعاليت‌هاي تبليغي، با سرودن قصيده‌اي انتقادي در روزنامه مدينه، ناگزیر روش سکوت و انزوا را برگزیند. اين قصيده از رنج‌هاي طولاني او از صفاي ايام گذشته و کدورت ايام فعلي حکايت دارد. بخشي از اين فعاليت‌هاي او، چهره وی را در ميان علما مخدوش کرد و بخشي از آنها به‌ويژه حاضر شدن او در چهره مناظره محققانه با افراد آشتي‌ناپذير تروريست، به تضعیف جايگاه مردمي او انجامید.

مواضع وهابيت دولتي درباره تكفير و تروريسم

با وجود آنکه انديشه وهابيت مهم‌ترين زمينه تکفير در ميان مسلمانان را در دو سده اخير فراهم آورده است، مي‌توان گفت در وهابيت دولتي ـ در فضاي نوين جهاني به‌ويژه در دوران مبارزه با تروريسم به رهبري امريکا که پيکان آن متوجه جريان‌هاي عمدتاً تکفيري وهابي مانند القاعده است ـ نسبت به وهابيت نوسلفي، خشونت كمتري دیده می‌شود، به‌گونه‌ای‌که افراط در تکفيرگرايي خشونت‌آميز در تعارض با سياست‌هاي خارجي و داخلي عربستان در دوران حاضر، امنيت اين کشور را دستخوش آسيب‌پذيري جدي کرده است.

مهم‌ترين موضع‌گيري وهابيت دولتي عربستان در برابر تكفير را مي‌توان مربوط به سندي دانست كه از سوی هيئت كبار علماي عربستان در دوران رياست بن باز در 1419هـ.ق صادر شده است.[25] بر اين اساس، دولت عربستان كه از بحران تروريسم و گرايش‌هاي تكفيري رنج مي‌برد، تلاش‌هاي گوناگوني را در مقابل اين پديده سامان داده است، از جمله صدور اين بيانيه از سوی برترين نهاد مذهبي که از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است.

تشكيل جلسه‌اي ميان مسئولان دولتي و برخي علماي سلفي و نوسلفي پس از بازگشت برخي جوانان زنداني در گوانتانامو، از موارد دیگر این تلاش است. اين جلسه در منزل شيخ صالح بن عبدالعزيز بن محمد آل الشيخ، وزير پيشين وزارت شؤون الاسلامية والأوقاف والدعوة و الارشاد، به ابتكار او و امير محمد بن نايف بن عبدالعزيز مساعد (وزیر داخلی شؤون امنیتی) تشكيل شد. در اين جلسه، شيخ صالح بن حميد (رئيس مجلس شورا)، شيخ سعد بن ناصر الشثري (عضو هيأت كبار العلما) و شيخ يوسف الغفيص، عضو هيئت كبار العلما، شيخ دكتر عبدالله اللحيدان (نماينده وزارت شؤون اسلامي)، شيخ دكتر سليمان العوده، شيخ عائض القرني، شيخ محمد العريفي، شيخ ناصر العمر، استاد دكتر سعود الفنيسان، دكتر فالح الصغير و بسیاری از افراد دیگر حضور داشتند.

در اين جلسه، از بازگشت جواناني كه در زندان گوانتانامو به سر مي‌بردند و در آنجا براي زندگي در شرايط عادي و گذر از گرايش‌هاي تكفيري و تروريستي تعليم مي‌ديدند، سخن به ميان آمد و بر لزوم توسعه فعاليت علما و همكاري آنان در كميته‌هاي نصيحت (وابسته به وزارت كشور) براي مقابله با انديشه‌هاي گمراه‌گر تكفيري و تروريستي به‌عنوان بحثي اجماعي تأكيد شد. اين جلسه که در جهت همفكري مسئولان، علماي وهابي و علماي نوسلفي تشكيل شد، با موفقيت به پایان رسید و حاضران خواستار تشكيل دوباره آن شدند. از جمله مطالب مطرح شده در این جلسه، اشاره به ابراز خشنودی برخي كشورهاي اروپايي مانند سوئد از موفقيت عربستان در برنامه‌هاي ضد تروريسم بود.

نتیجه

نوسلفیان بخشی مؤثر از میان وهابیان هستند و از دایرة اندیشه‌های آنان خارج نیستند، اما برخی اندیشه‌های دین‌شناسانه و سیاسی آنان، این بخش از وهابیان را از دیگران متمایز کرده است. شايد بتوان گفت تا حدودي مواضع نوسلفي ميان مواضع محافظه‌کارانه وهابيت سنتي و مبارزه‌گرايي القاعده در نوسان است. مطالعه جريان‌هاي وهابي نشان مي‌دهد که اطاعت مطلق از حاکم سعودي نمي‌تواند براي همه وهابي‌ها و در همه شرايط جذابيت داشته باشد؛ زیرا از جنبه اعتقادي، زمينه‌هاي فراواني براي تضعيف اقتدارگرايي حاکم وهابي در انديشه همه مسلمانان، از جمله وهابيان وجود دارد. بر اين اساس، برخي شرايط سياسي اين ظرفيت اعتقادي را مورد بهره‌برداري قرار مي‌دهد.

از سوي ديگر، نمي‌توان به جريان‌هاي سنّتي يا نوظهور وهابي به صورت مطلق نگريست، چنان‌که در ميان جريان نوسلفي، برخي مانند سفر الحوالي و عائض القرني نسبت به کسي مانند ناصر العمر تحمل بيشتري در برابر تشيع دارند، به‌گونه‌ای‌که گرايش آنان به نوعي از دموکراسي روشي بيش از وهابيت سنّتي است.

 

فهرست منابع

۱. ابوزيد، نصر حامد، 1383، نقد گفتمان ديني، ترجمه: حسن يوسفي اشکوري و محمد جواهرکلام، تهران، يادآوران.
۲. دکمجيان، هراير، 1383، جنبش‌هاي اسلامي معاصر در جهان عرب (بررسي پديده بنيادگرايي اسلامي)، ترجمه: حميد احمدي، تهران، شرکت انتشارات کيهان.
۳. رضوان السيّد، 1383، اسلام سياسي معاصر در کشاکش هويت و تجدد، ترجمه: مجيد مرادي، تهران، انتشارات باز.
۴. روزنامه مدينه، 28/8/1324هـ.ق.
۵. سفر الحوالی، بی‌تا، کشف الغمه عن علماء الامة، بی‌جا،
۶. المدخلی، زید بن محمد بن هادی، بی‌تا، الإرهاب و آثاره علی الأفراد و الأمم، بی‌جا،
۷. النجمی، احمد، بی‌تا، المورد الندب الزلال فیما انتقد علی بعض المناهج الدعویة من العقائد و الاعمال، بی‌جا.
۸. www.benaa.com/Read.asp?PID=344869&Sec=0
۹. www.aloyun.com/vb/showthread.php?t=6294
۱۰. www.benaa.com/Read.asp?PID=344869&Sec=0
۱۱. www.islamgold.com/view.php?gid=2&rid=5
۱۲. http://audio.islamweb.net/ islamweb/ index.cfm?fuseaction= Read Content & AudioID =15430
۱۳. www.alghad.jo/?news=29778
۱۴. http://youtube.com/watch?v=5Y6htqLElNw&feature=related
۱۵. http://www.ahlalhdeeth.com/vb/showthread.php?t=85755
۱۶. www.aloyun.com/vb/showthread.php?t=6294
۱۷. www.aloyun.com/vb/showthread.php?t=6294
۱۸. www.aloyun.com/vb/showthread.php?t=6294
۱۹. http://audio.islamweb.net/ islamweb/index.cfm?fuseaction = Read Content&AudioID =15005
۲۰. http://www.islamtoday.net /articles/ show_articles_content.cfm?id = 37&catid=38&artid=2613
۲۱. http://www.sohari.com/nawader_v/fatawe/listen/ben-othimin-takfeer- gazaer.ram
۲۲. qatarshares.com/vb/showthread.php?t=108652&page=4
۲۳. http://www.islamgold.com/view.php?gid=2&rid=31
۲۴. http://www.islamgold.com/view.php?gid=2&rid=31
۲۵. www.aloyun.com/vb/showthread.php?t=6294
۲۶. qatarshares.com/vb/showthread.php?t=108652&page=4
۲۷. www.aloyun.com/vb/showthread.php?t=6294
۲۸. http://www.zshare.net/download/3677620a2e1f3e/
۲۹. qatarshares.com/vb/showthread.php?t=108652&page=4

The relationship between mysticism and politics in the opinion of Imam Khomeini (r)

Dr. Khalil Bahrami Qasr Chami

Dr. Abd al-Rahim ‘anaqah[26]

 

مرتبطات
ارسال نظر