اخوان المسلمین قطر؛ حرکتی خزنده
سازمان‌دهی و تشکیلات در هر جای دنیا باعث پیشبرد فعالیت‌ها می‌شود. جریانات سیاسی و اجتماعی نیز از این قانون مستثنا نیستند. مؤسسان اخوان‌المسلمین از ابتدا به فکر ایجاد شعبه‌های مختلف در سرتاسر کشورهای اسلامی افتادند تا بانظمی سامانمند اندیشه اخوانی را توسعه دهند. مسلمانان که خود را همیشه در پناه خلافت اسلامی آسوده می‌دیدند امروز در هجوم غرب و همچنین غرب فرهنگی خود را تنها می‌پنداشتند و به هر مجموعه‌ای که درصدد اقتدار بخشی به مسلمانان بود پناه می‌بردند. این بود که عموم مسلمانان سنی به اخوان در کشورهای مختلف روی و چهره خوبی نشان دادند.
تاریخ انتشار : 1396/9/7


از طرفی در جامعه اسلامی همیشه حرکت‌های اصلاحی و اجتماعی بر اشخاص متکی بوده است و شاید اولین بار بود که یک جریان دارای شکل سیستمی و تشکیلاتی برای اصلاحات اقدام می‌کند [1] حسن البناء به‌خوبی فهمید که اگر خود وی و باشخصیت انقلابی بخواهد سازمان را اداره کند با فقدان وی اخوان و اندیشه‎های اخوان از بین می‌رود و لذا از همان ابتدا اندیشه اخوان را بر تشکیلات تقریباً منظم و جامع و رو به رشد استوار کرد. [2] اصولاً حسن البناء را نباید دارای ایدئولوژی خیلی پیچیده دانست. برعکس وی انسانی با عقاید ساده و سالم بود؛ اما قدرت و توانایی وی رد مدیریت و سازمان‌دهی امر بارز و متفاوت وی بود.[3]

این موضوع باعث شد مؤسس اخوان از ابتدا به فکر توسعه سیستمی اخوان در دیگر کشورها باشد. اخوان در کشورهای اسلامی من‌جمله سودان، سوریه، عربستان، کشورهای خلیج و عراق، ایران، کشورهای شمال افریقا و حتی در کشور‌های غیر اسلامی به سازمان‌دهی و ایجاد شعبه‌ها و دفاتر تشکیلاتی اقدام کرد.[4]

تاریخچه اخوان قطر
در این‌که اخوان‌المسلمین در کشورهای اسلامی در چه تاریخی فعالیتش را شروع کرده است دقیقه می‌توان سخن گفت؛ اما در مورد قطر این موضوع متفاوت است. تاریخ و فعالیت آن‌ها در قطر مشخص نیست. رابطه اخوان با جامعه قطری همیشه با نوعی ابهام همراه بوده است. به عبارتی تجربه اخوان در قطر فاقد اطلاعات و منابع قابل استناد است. چه در سطح فکری و چه در سطح عملی چه در زمان فعالیت در کشور قطر و چه در زمان بعد از انحلال، بیشتر فعالیت‌های اخوان به‌نوعی رمزگشایی نیاز دارد.[5]

 

جاسم محمد سلطان؛ قفلی که باز نمی‌شود
اخوان قطر را باید با جاسم محمد سلطان شناخت. او که متولد قطر بود در سال 1980 در مصر از دانشکده پزشکی فارغ‌التحصیل شد. زمانی که در قاهره مشغول تحصیل بود به اخوان‌المسلمین پیوست. وی بیش از پانزده سال به کار فکری موسوم به «پروژه نهضت/ مشروع النهضه» پرداخت و دارای چند کتاب است. او بعدها مسئولیت اخوان قطر را به عهده گرفت نوع فعالیت‌های وی چندان مهم نیست. آنچه بسیار مهم است توان او در برقراری یک ارتباط عمیق با حاکمیت قطر است. در زمان مسئولیت وی بر شاخه قطری اخوان، اخوان عملاً در ساختار سیاسی قطر نفوذ کرده است. به‌نوعی ارتباط وثیق بین این اخوان و حاکمیت ایجاد شد. جاسم سلطان در بدنه فکری و آموزشی و تعلیمی و رسانه‌ای قطر نفوذ داشته و دارد. او اکنون و بعد از انحلال اخوان قطر، مشاور و استراتژیست شبکه خبری الجزیره و مشاور وزارت تعلیم و تربیت قطر است [6] جاسم محمد سلطان حتی از بیان خاطرات و اندیشه‌های خود نیز ابا دارد و بارها در پاسخ سؤالات مختلف درباره ماهیت اخوان قطر این موضوع را تأکید کرده است که «هنوز زمان این کار نرسیده است»[7]

اخوان‌المسلمین قطر در سال 1999 سازمان خود را در قطر منحل کرد؛ و به جریانی در داخل جامعه قطر به‌دوراز چارچوب‌های سازمانی تبدیل شد. هرگز نباید فکر کنیم که این انحلال به خاطر تعارض با سیستم حکومتی و یا فشارها و سرکوب‌های و غیره بر این تشکیلات به وجود آمده است. برعکس این انحلال بر اساس یک منطقی بود که خود اخوانی‌ها در قطر برای بهتر شدن روند کاری خود به آن رسیدند. اخوانی‌ها تلاش کردند در جامعه قطری به‌نوعی حرکتی عادی و مردمی باقی بمانند و در بین مردم تصویر دستگاهی _حکومتی را از خود دور کنند.[8]

برخی این انحلال را به پیشنهاد عبدالله النفیسی منتسب می‌کنند. عبدالله النفیسی دارای دکترای علوم سیاسی با عنوان «نقش سیاسی شیعه در عراق جدید» و چهره شناخته‌شده ازلحاظ فکر سیاسی و سلفی است. او درسایت (www.alnefisi.com) به بررسی مختصر اخوان قطر پرداخته است که یک منبع خیلی خوب برای بررسی اخوان قطر محسوب می‌شود. او در این مقاله پیشنهاد انحلال کلیه سازمان‌های اخوانی را در کشورهای خلیج داده است.[9]

 

قطر و اخوان؛ چرایی همگرایی
فرضیه اول:
آنچه از مجموع بحث‌های اخوان قطر به دست می‌آید این است که حاکمیت‌های سنتی و سلطنتی در کشورهای خلیج و کشورهایی ازاین‌دست سعی می‌کنند با استفاده از تبیین خوب اخوانی‌ها از نظام سیاسی اهل‌سنت به‌نوعی خلأ مشروعیت خود را با ارتباط با اخوان تأمین کنند.

نویسند کتاب اخوان‌المسلمین خلیج می‌گوید: «کشورهای خلیج‌فارس همیشه نگران رشد نیروهای سیاسی داخلی بوده‎اند. این نیروها به‌نظام جمهوری فرامی‌خوانند و رژیم‌های جمهوری مانند سوریه و مصر در دوره‌ای با جنبش اسلامی به نمایندگان اخوان‌المسلمین درگیر بودند. لذا رژیم‎های خلیج‌فارس این جریانات را نه‌تنها مخل مشروعیت خود نمی‎دیدند به‌عنوان حرکاتی پوششی در جهت مشروعیت بخشی به‌نظام های سلطنتی خود مناسب می‌دیدند.»[10]

فرضیه دوم:
برخی نیز دلیل ارتباط وثیق حاکمیت قطر با اخوان را اعتماد شیخ علی عبدالله آل ثانی که در دهه 50 حاکم قطر بود به اخوانی‌ها می‌دانند. این اعتماد باعث شد موج اخوانی‌های متواری از انقلاب دهه 1980 سوریه و موج مصری‌های فراری از فضای سنگین مصر برای یافتن کشور امن به قطر بروند. البته تلاش آن‌ها برای تأثیرگذاری در فضای فکری قطر نتیجه داد و اکنون نسل نوی حاکمیت قطری به اندیشه‌های اخوانی دل داده است. افرادی مانند عمر عبید حسنه [11] و عبدالبدیع صقر و [12] عبدالعزیز عبدالستار [13] و دکتر احمد عسال [14] همگی از تأثیرگذاران دهه 50 میلادی در قطر هستند.

به‌هرحال هر فرضیه‌ای را بپذیریم اخوان قطر با حاکمیت روابط خوب و البته مرموزی و مبهمی دارد. اخوانی‌ها توانسته‌اند اعتماد حاکمیت را به خود جلب کنند. در قطر دانشکده شریعت ساخته و به‌راحتی فقه موردقبول خود را ترویج می‌دهند... بسیاری از کادر فکری و آموزشی قطر را اخوان تعیین و یا پیشنهاد می‌کند؛ و به‌راحتی جامعه قبیله‎ای و سنتی قطر را در اندیشه‎های خود هضم می‌کند. باید اعتراف کرد که قطر در اندیشه اخوان محصورشده است.

یوسف قرضاوی
یکی دیگر از حلقه‌های زنجیره ارتباط قطر و اخوان‌المسلمین شخصیتی به نام یوسف قرضاوی است. یوسف قرضاوی که یک اخوانی اصیل و نواندیش است در قطر دانشکده شریعت تأسیس کرده و اصول درسی آن را خود نوشته است. این نیز از ارتباط مستحکم فکری حاکمیت قطری و اخوان خبر می‌دهد[15] تحلیل نوع رابطه بین یوسف قرضاوی و حکومت قطر خود می‌تواند از نوع رابطه بین اخوان و قطر خبر بدهد.

امروزه فعالیت‌های اخوان قطر تماماً غیررسمی ولی بسیار فراتر از تمامی ساختارهای اخوانی در دیگر کشورهای اسلامی با تمام تشکیلات عریض و طویل است.

درنهایت تحلیل عبدالله نفیسی می‌تواند ما را به یک نکته رهنمون شود او اخوان را مانند اسفنج می‌داند که جاذبه خوبی دارد ولی دافعه ندارد. [16] به نظر این بهترین تعبیر برای اخوان قطر است. اخوان، قطر و حاکمیت قطر را کاملاً جذب کرده است ولی هیچ پیامد آشکار و رسمی از آن بروز نکرده و دیده نشده است. شاید تیرگی روابط عربستان و قطر از نوعی آینده مبهم در تصمیم‌گیری‌های قطری خبر می‌دهد.

 

پی‌نوشت:ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1]. دکتر رفیق حبیب، طرح اصلاحات حسن البناء سؤال قرن جدید، ص 125، المرکز للدارسات القاهره، 2007
[2]. راشد الغنوشی؛ حرکت امام خمینی و تجدید حیات اسلام؛ ص 40/41
[3].Briyjar Lia. Thesociety of the muslim brthers in Egypt. (the ris of an Islamic ass Movement1928-1942)
[4]. عبدالله فرهی، جنبش اخوان‌المسلمین، ص 110/120، مرکز پژوهش‌های جوان، 1395، انتشارات، الغدیر، تهران
[5]. جمعی از نویسندگان، اخوان‌المسلمین خلیج‌فارس، ص 140، موسسه اندیشه‌سازان نور، تهران،1392.
[6]. https://www.goodreads.com/author/show/3098835
[7]. جمعی از نویسندگان، اخوان‌المسلمین خلیج فارس، ص 140، موسسه اندیشه سازان نور، تهران،1392.
[8]. جمعی از نویسندگان، اخوان‌المسلمین خلیج‌فارس، ص 138، موسسه اندیشه‌سازان نور، تهران،1392.
[9]. www.alnefisi.com
[10]. جمعی از نویسندگان، اخوان‌المسلمین خلیج‌فارس، ص 142، موسسه اندیشه‌سازان نور، تهران،1392.
[11]. عمر عبید حسنه متولد سوریه در سال 1935 است دربی قیام اخوان سوریه در دهه 40 از سوریه به قطر رفت و سردبیر مجله الامة از سال 1980 تا 1986 شد. در قطر چندین منصب دینی نیز داشت و 37 کتاب در قطر منتشر کرد.
[12]. در 1915 در مصر متولد و در سال 1954 به قطر رفت. از فعالین اخوانی در قطر بوده است.
[13]. عبدالعزیز عبدالستار، اخوانی است که در دهه 50 میلادی به قطر رفت و از فعالین اخوانی است.
[14]. متولد مصر فعال اخوانی است. دکتری اصول فقه از انگلستان دارد و در پاکستان رئیس دانشگاه اسلامی بود. در قاهر است. مدتی در قطر فعالیت گسترده داشته است.
[15]. جمعی از نویسندگان، اخوان‌المسلمین خلیج‌فارس، ص 138، موسسه اندیشه‌سازان نور، تهران،1392.
[16]. به نقل از مصطفی عاشور، تجربه اخوان‌المسلمین در قطر، 2004، مصر.

ارسال نظر