جهادی‌ها و قدرت؛ راه تاریکی و خون
گروه موسوم به «جماعت جهاد» راهی را برای تغییر و رسیدن به قدرت در پیش گرفت که همانا راه خون است. به باور این گروه، تغییر تنها از طریق رأس هرم آغاز می‌شود؛ چه از رهگذر آماده شدن برای کودتا و چه ترور حاکم با هدف به‌دست گرفتن قدرت.
تاریخ انتشار : 1398/3/7
منبع : ترجمه اختصاصی دبیرخانه کنگره

جماعت جهاد برای دستیابی به این هدف، راهبردهايی داشت؛ از جمله: تلاش برای کودتا با حمایت نیروهای غیرنظامی. بدین منظور کوشيد تا غیرنظامیانی که قدرت تکفیر حاکم و نفوذ در گروه‌‌های جهادی داشتند را جذب کند؛ همان‌گونه که هنگام جذب اعضایش، افراد مجرد را بر متأهل ترجیح می‌داد.
سلفی‌گری جهادی‌ها و قدرت
1. هسته ظواهری
جهادی‌ها برای دستیابی به قدرت در مصر، چند گروه‎ مسلح را تأسیس کردند:
گروه اول، گروه «المعادی» بود که در سال 1966 تأسیس شد و اعضای آن را دانشجویان تشکیل می‌دهند و «اسماعیل طنطاوی» فرماندهی آنها را بر عهده دارد. از جمله اعضای آن می‌توان به «ایمن الظواهری» که اکنون رهبر القاعده است، «نبیل البرعی و علوی مصطفی» اشاره کرد. علوی مصطفی به دلیل برخی مسائل فقهی در سال 1974 از این هسته جدا شد و «عبدالرحمن الشرقاوی و عصام القمری» پس مدتی به آن پیوستند. القمری افسر پیشین ارتش مصر نیز به تشکیل گروه دیگری با حضور «عبدالعزيز الجمل، عونی عبدالمجيد و جمال راشد» اقدام کرده بود. گروهی که القمری تلاش کرد آن را شکل دهد، از خطرناک‌ترین گروه‌های تروریستی است که برای رسيدن به قدرت تلاش می‌کرد؛ زیرا وی برای تشکیل آن، از افسران نیروهای مسلح با هدف اقدام به کودتای نظامی استفاده کرد.
گروه جهادی دوم، موسوم به «الوجه البحری» است که «محمد عبدالسلام فرج» نویسنده کتاب «الکتیبة الغائبة» که قانون اساسی جهادی‌ها شمرده می‌شود، آن را شکل داد. از جمله اعضای آن می‌توان به «طارق رمز» و پسرعمويش سرهنگ «عبود رمز» که هر دو در ترور «محمد انور سادات» رییس‌‌‌جمهور پیشین مصر دست داشتند، اشاره کرد.
گروه سوم در استان «جیزه» شکل گرفت که از جمله اعضای آن می‌توان به «حسن الهلاوی و مصطفى يسری و عبدالفتاح الزينی» اشاره کرد.
گروه چهارم به رهبری «سالم الرحال» اردنی‌‌الاصل تشکيل شد که در مصر مشغول تحصیل بود و از اعضای آن می‌توان به «کمال السید حبیب» اشاره کرد که فرماندهی این مجموعه را پس از تبعید الرحال بر عهده گرفت.
گروه پنجم که گروهی افراطی و خشن بود، در سال 1968 در شهر اسکندریه مصر شکل گرفت و از جمله اعضای آن می‌توان به «طلال الانصاری، هانی عبدالمقصود و حسن السحیمی» اشاره کرد. این مجموعه در کودتای «الفنیة» (اين نام اشاره به دانشکده هنرهای نظامی که کودتاچیان در آن از پای درآمدند دارد) همراه با «صالح سریه» شرکت داشتند که از اعضای اخوان‌‌المسلمین فلسطین و رهبر گروه نظامی الفنیة است.
2. گروه معروف به دانشکده هنرهای نظامی
گروه دانشکده هنرهای نظامی (الفنیة العسکریة) از نخستین گروه‌های جهادی است که تلاش کرد تا به کودتای نظامی علیه محمد انور سادات رئیس‌‌جمهور پیشین مصر در 18 آوریل 1974 اقدام کند. در این کودتا 17 تن از نظامیان و افسران کشته و بیش از 60 تن دیگر زخمی شدند.
اين گروه که خود را برای کودتای نظامی آماده کرده بود و صالح سریه فرماندهی آن را بر عهده داشت، به مجموعه‌‌های کوچکی متشکل از جوانان تقسیم شده و فرماندهانی برای آن انتخاب شد و شامل پنج مجموعه بود:
1. مجموعه اسکندریه که «کامل عبدالقادر» از دانشکده پزشکی و «طلال الانصاری» از دانشکده مهندسی در رأس آن قرار داشتند؛
2. مجموعه پورت‌‌سعید به فرماندهی «احمد صالح»؛
3. مجموعه قاهره و جیزه به فرماندهی «حسن الهلاوی و مصطفی یسری»؛
4. مجموعه قنا به فرماندهی «شاکر الشریف»؛
5. مجموعه الفنیة العسکریة به فرماندهی «کارم الاناضولی» که دیگر دانشکده‌ها نظامی زیر نظر مستقیم وی قرار گرفتند.
نقشه گروه الفنیة «العسکریة» دستیابی به سلاح‌های دانشکده هنرهای نظامی، با همکاری شماری از افراد حاضر در این دانشکده بود. سپس اعضای این گروه ساختمان حزب اتحاد سوسیالیست (که بنا بود انور سادات در آن نشستی با حضور مسئولان دولتی برگزار کند) را محاصره کنند و او را به عقب‌‌نشینی از قدرت وادارند و برپایی دولت اسلامی مطابق دیدگاه خود را اعلام کنند. ولی نیروهای امنیتی دانشکده مانع آنها شدند و برخی از اعضای گروه را از پادرآوردند و بدین ترتیب بود که اولین تلاش برای کودتای نظامی از سوی یک گروه مخفی شکست خورد.
ادبیات گروه «الفنیة العسکریة» بر پایه تکفیر حاکمان، جاهل شمردن جامعه و قرار دادن کشورهای اسلامی به عنوان میدان جنگ است. این گروه چنان در تفکر تکفیری خود پیش رفت که همه کارمندان و دست‌‌‌اندرکاران دولت را کافرانی می‌شمرد که در حال حمایت از یک رئیس‌‌جمهور کافر هستند؛ همان‌گونه که هر کس را که در حزبی غیراسلامی یا انجمنی بین‌‌المللی مشارکت کند را کافر می‌دانستند. سرانجام این گروه، جهاد را یگانه راه برای برپایی حکومت اسلامی اعلام کرد.
3. شوقی‌ها
«شوقی‌ها» یکی ديگر از گروه‌هایی است که اقدام مسلحانه را یگانه راه برای دستیابی به قدرت می‌دانست. نام این گروه برگرفته از مؤسسه «شوقی الشیخ» است که در درگیری با نیروهای امنیتی کشته شده بود. گروه شوقی‌ها روستای «الکحک» در استان «الفیوم» در شمال مصر را پایگاه خود قرار داده بودند. این گروه در واقع زاییده گروه «الجماعة الاسلامیة» این کشور است.
شوقی‌ها همه جامعه را کافر می‌دانند و همه اعضای گروه «الجماعة الاسلامیة» از جمله «عمر عبدالرحمن»، رهبر معنوی این گروه را تکفیر کردند. منبع مالی شوقی‌ها در آغاز دهه 90 سرقت از طلافروشی‌ها به‌‌ویژه طلافروشی‌های مسیحیان بود. این گروه جامعه را به دو دسته، کافر حربی و کافر سازش‌‌طلب تقسیم می‌‌کرد و بر جنگ با دسته اول تأکید داشت.
سرانجام نیروهای امنیتی به روستای الکحک یورش بردند و شوقی الشیخ بنیان‌گذار این گروه را کشتند و بیشتر اعضای آن را بازداشت کردند.
4. گروه نجات‌‌یافتگان از آتش
این گروه یکی از خطرناک‌ترین گروه‌های تروریستی است که رویکرد اقدام مسلحانه را در پیش گرفت و تلاش‌هایی برای عملیات ترور صورت داد که از جمله می‌توان به تلاش برای ترور «حسن ابوپاشا» رئیس پیشین سرویس تحقیقات امنیتی دولت وقت، «النبوی اسماعیل» وزیر کشور پیشین مصر و «مکرم محمد احمد» نویسنده و روزنامه‌نگار اشاره کرد. ولی هر سه نفر از این ترورها که در سال 1987 رخ داد، جان به در بردند.
شکل‌گیری گروه «نجات‌‌یافتگان از آتش» به نیمه دهه 80 قرن گذشته بازمی‌گردد. در آن هنگام «مجدی الصفتی»، پزشک و مهم‌ترین فرمانده گروه «نجات‌‌یافتگان از آتش» ظهور کرد. وی از جمله افرادی بود که به گروه «التوقف و التبیین» پیوست که گروهی تندرو بود و الصفتی تلاش کرد تا تنفکر جهادی را با هدف اقدام مسلحانه برای تغییر نظام در مصر در میان اعضای آن ترویج دهد.
یکی از رويکردهای این گروه، تکفیر همه افرادی بود که عضو آن نمی‌شدند، یا سخن امیر این گروه را نمی‌شنیدند و از وی اطاعت نمی‌کردند؛ زیرا طبق نظر آنان، این افراد مسلمان نیستند. این گروه مانند دیگر گروه‌های تکفیری در صدد بود تا مسلح شود و آموزش نظامی ببیند و سلاح را علیه حکومت وقت برای برپایی حکومت اسلامی مورد نظر خود به‌کارگیرد.
نیروهای امنیتی توانستند این گروه تروریستی را منحل و بیشتر اعضای آن را دستگیر کنند، ولی مجدی الصفتی را همان زمان دستگیر نکردند؛ بلکه بعدها در سال 1993 دستگیر شد و به زندان افتاد. شماری از اعضای این گروه نیز در پی انقلاب 25 ژانویه 2011 مصر از زندان آزاد شدند.
5. گروه تکفیر و هجرت
از تندروترین گروه‌هایی بود که همه مسلمانان، به استثنای پیروان خود را کافر می‌دانستند و خود را «جماعت المسلمین» می‌ناميدند. اين گروه توسط «شکری مصطفی» یکی از جوانان اخوان‌‌المسلمین تأسیس شد که پس از آزادی اعضای این گروه از زندان در سال 1965، از آن جدا شده بود.
 تفکر گروه «تکفیر و هجرت» بر دو مسئله تمرکز داشت: 1. گسترش تکفیر که مطابق آن، هر کس گناه کبیره مرتکب می‌شد را کافر می‌‌دانستند و حاکمان، عالمان و حتی نمازگزارانی که در مسجد نماز می‌‌خواندند، همه را به دلیل اطاعت از حاکمیت غیراسلامی تکفیر می‌کردند. این گروه همچنین امام بخاری نویسنده کتاب «صحیح بخاری» و شماری از امامان مسلمانان را کافر می‌داند.
2. هجرت و دوری از جامعه که مطابق آن، اعضای گروه یادشده در مساجد نماز نمی‌خواندند و به بهانه این‌که این جامعه جاهلی است، با آن ارتباط نمی‌گرفتند.
گروه «تکفیر و هجرت» در يک عملیات تروریستی «امام محمد حسین ذهبی» وزیر پیشین اوقاف مصر را از خانه‌اش ربود و پس از کشتن وی در یکی از خیابان‌‌های استان جیزه به نام هرم، مسئولیت این عملیات را بر عهده گرفت. دلیل این عملیات، نوشتن کتاب «التکفیر والمکفرون» بود که اين گروه را به شدت رد می‌‌کرد. پس از این رخداد، نیروهای امنیتی «شکری مصطفی و طارق عبدالعلیم» و شماری از اعضای این گروه را بازداشت کردند و حکم اعدام آنان نیز صادر شد.
پس از ربوده شدن امام ذهبی، گروه تکفیر و هجرت درخواست‌هایی را مطرح کردند؛ از جمله: آزادی اعضای این گروه از زندان؛ عذرخواهی انجمن روزنامه‌‌نگاران مصر؛ انتشار کتاب شکری مصطفی بنیان‌گذار گروه و پرداخت 200 هزار جِنیه (واحد پول مصر) غرامت.

انتشار این مطلب به معنی تأیید محتوای آن توسط دبیرخانه کنگره نیست

مرتبطات
تغییر و تحول گروه های سلفی در «تَعِز»
سلفیت در اسپانیا: جهاد مقدس برای آزادسازی «آندلس» از دست اشغالگران کافر
سلفیت «مدخلی» سلاح دیکتاتوری عربی
گزارشی از فعالیت جماعت امام بخاری یکی از گروه های جهادی متحد القاعده در افغانستان.
ابودجانه، از جمله برجسته ترین خطیبان سلفی آلمان
ارسال نظر