جریان بیداری سعودی... تفکرها، برجسته‌ترین چهره ها و آینده آن
برخی گزارش‌ها درباره احتمال اعدام شدن سلمان العوده مبلغ سعودی نگاه ها را معطوف به جریان بیداری کرد که وی به آن منتسب است؛ جریانی که طی دهه هشتاد و نود قرن بیستم با قدرت ظهور کرد. اساسا جریان بیداری چیست؟
تاریخ انتشار : 1398/4/15
منبع : اختصاصی دبیرخانه کنگره

اصطلاح بیداری اسلامی بر تحولات اجتماعی و سیاسی بزرگی اطلاق می‌شود که عربستان سعودی طی دهه شصت و هشتاد قرن بیستم شاهد آن بود.

ریشه‌های جریان بیداری به دهه پنجاه قرن گذشته، هنگام به قدرت رسیدن فیصل بن عبدالعزیز به پادشاهی عربستان برمی‌گردد. در این دوره، آل سعود هزاران تن از گروه اخوان المسلمین را در عربستان جای داد که از دولت‌های سرکوبگر مصر، سوریه و مناطق دیگر گریخته بودند.

اعضای اخوان المسلمین که از وطنشان به عربستان تبعید شده بودند، پس از آنکه در پست‎های کلیدی دولتی نفوذ پیدا کردند و متصدی نظارت بر دوره های آموزشی در دانشگاه ها و مدرسه ها شدند، افزون بر ترویج ایدیولوژی خود، در روش فکری تحت تأثیر برخی مقوله‎های فرهنگ دینی این کشور قرار گرفتند.

تفکرها:

سعد الفقیه معارض سعودی که شخصیتش در اوج جریان بیداری شکل گرفت و بنیانگذار جنبش اسلامی الاصلاح نیز است، می‌گوید: گروه اخوان المسلمین به این نتیجه رسید که لازم است سنت های سعودی را با افکارش درآمیزد تا با محیط تازه خود سازگاری پیدا کند.

بدین ترتیب بود که جریان بیداری آمیخته‌ای از تفکرهای اخوان المسلمین و سنت‌های سلفی-وهابی در دولت سعودی شد.

الفقیه بیان داشت که ثمره این آمیختگی سنت‎ها یک رابطه محکم و شگفت‌آوری بود که موفق شد جوانان را به خود جذب نماید و انقلابی در جامعه به پا کند.

گروه‌های بیداری به گونه ریشه‌ای به آمیختن آموزه‌های اسلامی در بخش آموزش و زندگی روزمره فراخواند.

با اینکه گروه‌های زیر مجموعه بیداری دارای افکار مختلفی بودند، ولی به عدم خشونت اعتقاد داشتند و جدایی دین از سیاست را تأیید می‌کردند.

برخی از چهره‎های برجسته بیداری، تلاش خود را بر افزایش نقش عالمان دینی در سیاست گسترش نقش مردم در شکلگیری دولت سعودی متمرکز کردند و از این رهگذر، قدرت خاندان حاکم را به چالش کشاندند.

گروه‌های زیرمجموعه بیداری دیدگاه‌هایی متنوعی درباره جامعه داشتند، ولی به طور کلی نظرهای روشنفکرانه داشتند و برای نمونه برخی از آنها از برخورداری زنان از حقوق بیشتر حمایت کردند.

 با آغاز دهه هفتاد قرن بیستم، بیداری به شبکه‌ای تبدیل شد که شماری از گروه‌های دینی را در بر می گرفت که به مجموعه گسترده‌ای از دیدگاه‌های دینی و اجتماعی باور داشتند؛ برخی از این گروه ها از برخی دیگر محافظه کارتر بودند.

فقیه در ادامه بیان داشت که بیداری یک جنبش نیست، بلکه پدیده‌ای است که به گونه عادی از سوی گروه نامشخصی از مردم رشد پیدا کرد و شماری از فعالان و مجموعه‌ای از ایدئولوژی‌ها را در خود جای داد.

جنبش‌های بیداری در ابتدا بر ترویج فرهنگی تمرکز پیدا کردند که با برخی از معیارهای اجتماعی رایج در آن روزگار در تعارض بود.

الفقیه می‌گوید که گروه های اسلامی که در سایه بیداری رشد پیدا کردند، غالبا بر فعالیت‌های آموزشی و اجتماعی مانند برپایی اردوگاهی تابستانه برای جوانان تمرکز کردند.

وی بر این باور است که دیدگاه بیداری جوانانی را جذب کرد که از سوی بزرگان دولت سعودی به حاشیه کشیده شده بودند و تلاش کردند که بر افتخار بر هویت اسلامی و احساس مسئولیت در برابر مسلمانان مناطق مختلف جهان، تمرکز کنند.

الفقیه در ادامه خاطر نشان ساخت که بزرگان دینی در عربستان، سیاست را به آل سعود واگذار کردند، ولی رهبران جدید جریان بیداری، دیگران را به اهتمام ورزیدن به نظرهای غیرکلاسیک و نوین مانند سیاست و مشارکت در انتخابات تشویق کردند. آنها اسلام را از دیدگاهی عملی و جامع نگریستند که همه مسائل را دربرمی‌گیرد.

علی احمد، تحلیلگر سعودی مقیم واشنگتن و کارشناس جنبش‌های اسلامی و تاریخ سیاسی عربستان، گفت: دولت سعودی این بُعد از ایدئولوژی بیداری را تهدیدی برای خود دانستند.

احمد بر این باور است که بیداری چالشی در پیش‌روی این تفکر مبنی بر اینکه "شایسته است از حاکم پیروی شود"، قرار داد و تفکرهایی ارائه کرد که محافل اصلی وهابیت از آن استقبال نکردند.

با اینکه بیداری به معنای اصلی خود دیگر وجود نداشت، ولی افکار و فعالان این جریان همچنان بر جامعه سعودی تأثیر می گذارند.

بیداری چگونه در رأس صحنه کشور عربستان قرار گرفت؟

با اینکه عربستان سعودی هر از چند گاهی تدابیر شدیدی علیه گروه‌های بیداری اتخاذ می‌کند، ولی بنا بر گفته کارشناسان، دولت تا دهه نود قرن گذشته در گسترش جریان بیداری نقش فعالی ایفاد نمود.

حمایت دولت از بیداری تنها به فعالیت های اجتماعی و تربیتی جنبش های بیداری محدود نمی‌شد، بلکه فعالیت‌های سیاسی این گروه ها را نیز دربرگرفت.

به گفته پورفسور احمد بن راشد بن سعید، استاد ارتباطات که در تبعیدگاهش در بریتانیا به سرمی‌بَرد، دولت سعودی ضمن حمایت از فعالیت سیاسی بیداری طی دهه هشتاد، به انجام این فعالیت نیز تشویق می‌کرد و در واقع دولت رهبری بیداری را در آن زمان بر عهده گرفته بود؛ بویژه زمانی که این موضوع با جهاد در افغانستان مرتبط می‌شد.

  فقیه بر این باور است که چه بسا می‌توان مسئله گسترش بیداری در دهه هشتاد قرن گذشته را از رهگذر سه رخداد اصلی دنبال کرد: سیطره تندروها بر مسجد الحرام به رهبری جیهان العتیبی در سال 1980، انقلاب ایران و جنگ افغانستان.

 آغاز تنش دولت با بیداری:

رابطه بیداری با دولت شاهد چند مرحله بود که مرحله اول از آن حمایت دولت از بیداری است که تا جنگ خلیج فارس پایان یافت؛ زمانی که مقامات ریاض اجازه ورود نیروهای آمریکایی به خاک عربستان را دادند.

   این موضوع با واکنش‌های تندی رو به رو شد که با اعلام طرحی شکل یافته از 12 درخواست برای اصلاح سیاسی از سوی شخصیت هایی از جریان بیداری مانند سلمان العوده و سفر الحوالی همزمان شد.

در مقابل نیز دولت سعودی جنبش‌های بیداری را سرکوب کرد و صدها تن از فعالان این جریان به همراه شماری از رهبرانش از جمله العوه و الحوالی را در سال 1994 به زندان افکند.

هنگام آزاد شدن این مبلغان از زندان در اواخر دهه نود، مرحله تازه‌ای از نزدیک شدن جریان بیداری با دولت آغاز شد و دولت به مبلغانی مانند سلمان العوده برای مقابله با افراطگرایی، بویژه پس از رخدادهای 11 سپتامبر 2001، تکیه کرد، ولی رابطه آن دو بار دیگر در پی بهار عربی در سال 2011 و حمایت چهره‌هایی از جریان بیداری از جمله سلمان العوده از انقلاب‌های بهار عربی، آشفته شد و برخی از آنان نیز خواستار اجرای اصلاحات سریع در عربستان سعودی شدند.

 بیداری در زندان‌ها:

جریان بیداری با موج گسترده‌ای از سرکوبگری از سوی دولت از دهه نود رو به رو شد، ولی در سالیان درازی نفوذ خود را در عربستان حفظ کرد. مقامات سعودی از ترس اینکه مبادا گسترش انقلابی بهار عربی به کشورشان برسد، تلاش کردند که مخالفان خود را از میان بردارند.

پس از به قدرت رسیدن محمد بن سلمان به ولیعهدی عربستان، عملیات سرکوبگری خود را علیه گروه گسترده‌ای از مخالفان احتمالی از جمله اسلامگرایان سعودی، بویژه افراد منسوب به جریان بیداری گسترش داد.

اکنون نیز دو تن از بارزترین چهره‌های جریان بیداری، یعنی سلمان العوده و عوض القرنی، افزون بر علی العمری در زندان به سر می برند و هر سه اعدام در پیش روی آنهاست و برخی از گزارش‌ها از اعدام آنها پس از ماه رمضان حکایت دارد.

آینده بیداری چه خواهد شد؟

علی الاحمد بر این باور است که عملیات سرکوبی که اخیرا علیه رهبران بیداری صورت گرفت، چه بسا جدایی همیشگی میان مقامات سعودی و جریان بیداری رقم بزند.

الاحمد بر این باور است که رابطه میان دولت و بیداری به طلاق نهایی رسید؛ زیرا دور به نظر می‌رسد که محمد بن سلمان از رویکرد خود عقب نشینی کند.

وی همچنین هشدار داد که چه بسا اعدام العوده و دیگران به سلب اعتماد جامعه سعودی از دولت شود.

در این میان، پروفسور احمد بن راشد بن سعید بر این باور است که جریان بیداری از عملیات سرکوب رها خواهد شد. وی بیان داشت که عملیات کنونی محمد بن سلمان علیه بیداری، بزودی شکست خواهد خورد. سرکوب تفکرها غیر ممکن است و اگر زمانش فرارسد، این افراد بازخواهند گشت و خود را باری دیگر مطرح خواهند کرد.  

مرتبطات
عربستان چگونه در آمریکا گروه‌های فشار برای حمایت از خود در یمن سازماندهی کرد؟
نقش جریان‌های دینی خارجی در قرقیزستان: عربستان سعودی - 2
ناگفته هایی از زندگی مرموز حمزه بن‌لادن
بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)
عربستان حامی اصلی افراط‌گرایی در بریتانیا است
ارسال نظر