تحول‌های جنبش النهضة تونس
شیخ راشد الغنوشی رییس جنبش النهضة تونس طی سخنانی در مراسم اختتامیه برنامه‌های دهمین نشست حزبش در تاریخ 23/05/2016 از اصل تازه‌ای از فعالیت بزرگترین حزب اسلامی این کشور رونمایی کرد که به طور نهایی دو بُعد فعالیت‌های تبلیغی و سیاسی این حزب را از یکدیگر جدا می‌کند.
تاریخ انتشار : 1398/4/15
منبع : ترجمه اختصاصی دبیرخانه کنگره

رسانه‌های داخلی تونس و رسانه‌های خارجی به سرعت نسبت به انتشار این خبر اهتمام ورزیدند و آن را تحولی دراماتیک در بنیاد ایدئولوژی یکی از مهمترین جنبش‌های اسلام سیاسی در جهان عرب برشمردند؛ چرا که جدایی دین از سیاست، اساس تفکر سکولار است. افزون بر این نیز برخی از تحلیلگران سیاسی این پرسش را مطرح کردند که آیا جنبش النهضة از مرجعیت اسلامی خود شانه خالی کرده و گفتمان سکولار را آشکارا مانند حزب عدالت و توسعه ترکیه، در پیش گرفته است؟

عملگرایی جنبش النهضة

جدایی میان بعد سیاسی و تبلیغی در فعالیت جنبش اسلامی تونس، آخرین دستگیره اسلام سیاسی بود که الغنوشی آن را از جا کَند. وی در طول چهل سالی که رهبری جنبش النهضة را بر عهده داشت، مجموعه‌ای از تجدیدنظرهای جسورانه را در مواضع اسلامی دیرینه‎اش صورت داد.

 این تحول از اواخر دهه هشتاد قرن گذشته در تفکرش جایگیر شد که بویژه طی موضعش در قبال قوانین مجله ثبت احوال در تاریخ 13/08/1956 و در آغاز دوره ریاست جمهوری حبیب بورقیبة، نمایان شد. در این دوره، زنان تونسی طبق قانون تازه وضع شده، از حقوقی مخالف با احکام اسلامی مانند ممنوعیت چندهمسری مردان برخوردار شدند. پس از آن، الغنوشی طی سال‎های تبعید از تونس و استقرار طولانی در بریتانیا، ساختار تفکرهای اسلامی را از نو بازسازی کرد تا با برخی از اصول منشور جهانی حقوق بشر هماهنگ‌تر شود. بر این اساس، اصل تساوی بین زن و مرد و آزادی عقیده را قبول کرد. افزون بر این، الغنوشی فراتر از تحولاتی که صورت داد، پیش رفت و با منع قضاوت بر اساس احکام اسلامی و قوانین و ضوابط جدی آن نیز موافقت کرد.

تغییرات صورت گرفته در مواضع رهبر اسلامگرایان تونس، مغلطه‌هایی درباره وی ایجاد کرد و افرادی که به تفسیر این تغییرات پرداختند، به دو گروه تقسیم شدند:

گروه اول تغییرات فکری صورت گرفته را یک مسئله عادی برشمردند و آن را نتیجه پختگی سیاسی و دقت نظر در مسائل فقهی امروزی و تحول و دگرگونی‌های آن عنوان کردند.

گروه دوم نیز تحول‌های غنوشی را صرفا مانور و عقب نشینی تاکتیکی دانستند که در وهله نخست شرایط مقابله با رژیم زین العابدین بن علی و تلاش‌های اسلامگرایان او را به انجام آن واداشت که برای متحد کردن گروه‎های معارض تونسی صورت داده بود؛ اسلامگرایان تلاش می‌کردند این گروه‌ها از رهگذر مواضع جامعی به تشکیل هیئت بزرگ معارضان اقدام کنند که اقشار مختلف تونس اعم از مخالفان ایدئولوژیک اسلامگرایان را دربرگیرد. این هیئت در تاریخ 24/12/2005 به نام "هیئت حقوق و آزادی های 18 اکتبر" شکل گرفت و حنبش النهضة یکی از گروه‌هایی بود که اساس‌نامه آن را امضا کرد.

چالش‌های رژیم

نقطه تحول سرنوشت‌ساز در مسیر جنبش النهضة و تفکر آن پس از براندازی رژیم بن علی در تاریخ 14/01/2014 رقم خورد. اسلامگرایان و در رأس آنها الغنوشی که تبعید شده بودند، به وطنشان بازگشتند و قانون همه زندانیان سیاسی را بخشید و دوره تاریخی درازی از خودکامگی و سرکوب پایان یافت و در فضای سیاسی تونس تحولی ریشه‌ای صورت گرفت. پس از آن نیز، تحول در مسیر جنبش اسلامی تونس در پی پیروزی بزرگ نامزدان این جنبش در انتخابات شورای بنیانگذار در تاریخ 23/10/2011 به اوج خود رسید. پس از آن که جنبش النهضة برای اولین بار در تاریخ خود به قدرت رسید، لازم آمد که با چالش‎های بزرگی در پیش بُرد سیاست داخلی و خارجی دولت تونس مواجه شود. در این دوره، اسلامگرایان فهمیدند که شعارهای جذابی مانند "تنها راهکار، اسلام است" نمی تواند مانع از تضعیف اقتصاد و کاهش بودجه شود و نمی‌تواند نیازهای طبقه‌های اجتماعی درگیر را برآورده و هجمات رسانه‌ها علیه دولت را متوقف کند و با تروریسم تکفیری‎ها مبارزه کند و نمی‌تواند از حجم زیاده‌خواهی سلفی‌ها یا فشار اتحادیه‌ها یا مانور دادن احزاب و سیاستمداران کم کند. و این گونه بود که تفکرهای ساده و قدیمی درباره راهکار اسلامی با پایین آمدن از عالَم ایده‌آل‌ها و برخورد با واقعیت، تغییر پیدا کرد.

به موازات این چالش‌های تازه و بزرگ، رهبران جنبش النهضة در پی تغییر گفتمان خود برآمدند تا شاید بتوانند رضایت دیگر گروه‌های جامعه تونس، بویژه گروه با نفوذ سکولار را جلب کند. گفتمان تسامحی که شیخ الغنوشی در پیش گرفت، او را به جایی رساند که بر مخالفان، اعم از ملحدان، زنان بدحجاب نیمه لخت و همجنسگرایان آسان می‌گرفت. وی در ادامه از طریق تشکیل ائتلاف سیاسی با دشمنان خود در دوره ریاست جمهوری بورقیبة، اقدامات عملگرای خود را بیش از پیش برجسته تر کرد و با رییس آنها، یعنی باجی قاید السبسی رییس جمهور کنونی تونس بر سر تشکیل دولت وحدت ملی برای حکومت بر این کشور به توافق رسید.

ضعیف شدن اسلامگرایان تونس

همه این تحول‌های صورت گرفته در تفکر های اسلامگرایان تونس،آشفتگی در میان مجموعه یاران و پایگاههایشان ایجاد کرد. سلفی‌ها نیز اعلام جدایی میان بُعد تبلیغی و سیاسی فعالیت حزب غنوشی را فرصتی برای خرده گرفتن از وی یافتند و از این رهگذر به ترویج این مسئله پرداختند که وی لائیک و بی‌دین شده است. الغنوشی تلاش کرد که این شبهه مطرح شده از سوی اسلامگرایان را دفع کند و به توضیح موضع جنبش خود پرداخت و اعلام کرد: از دیدگاه فلسفی، هیج گونه جدایی میان دین و دنیا وجود ندارد، ولی با توجه به اینکه اسلام یک برنامه فراگیر است، مستلزم این نیست که حتما ابزارهایی که به این دین خدمت می‌کنند نیز فراگیر باشند. بر این اساس، فراگیر بودن یک تفکر، مستلزم فراگر بودن تشکیلات نیست.

 سپس غنوشی همین مضمون را طی گفتگوی خبری با مجله لیدرز تکرار کرد که "احمیدة النیفر" همکار پیشین وی در جماعت اسلامی(نام پیشین جنبش النهضة) با وی صورت داد. غنوشی گفت: سکولاریسم مرجع فکری متفاوتی است که با مسئله فراگیر بودن اسلام فرق دارد.

غنوشی در ادامه این گفتگو بیان داشت که تفکر اسلامی، یک تفکر فراگیر است و شرایط و ابزارهای خاصی برای خدمت به آن وجود دارد و این امکان برای این ابزارها هست که متعدد شود.

به نظر می‌رسد که رهبر جنبش النهضة نظریه خود مبنی بر جدایی بُعد تبلیغی و سیاسی را از کتاب "الدین والسیاسیة: تمییز لا فصل" (دین و سیاست: فرق گذاشتناست و نه جدایی) نوشته دکتر سعدالدین عثمانی، رییس دولت کنونی مراکش، اقتباس کرده است.

تردید در استقبال از سیاست جدید جنبش النهضة از نوعی نارضایتی از تحول های غنوشی در میان بسیاری از اسلامگرایان تونس پرده برداشت و این تردید آشکارا از رهگذر رویگردانی رأی دهندگان از انتخاب نامزدان النهضة در انتخابات 2018 شهرداری‌ها نمایان شد. بدین ترتیب بود که جنبش اسلامی تونس حدود 800 هزار رأی دهنده را از دست داد که در انتخابات 2011 به نامزدان این جنبش رأی داده بودند. افزون بر این نیز نارضایتی از تحولات جدید در سیاست اسلامگرایان در شبکه های اجتماعی مجازی نمایان شد و در نتیجه نیز اعلامیه‎های محکوم کردن دعوت اسلامی، شانه خالی کردن از حمایت آن و محرومیت انتساب این جنبش از مرجعیت دینی آن افزایش یافت.

 الغنوشی تلاش کرد که این کاهش شدید محبوبیت النهضة را متوقف کند و از اینرو به بیان مراحل پیشرفت سیاسی این جنبش از زمان شکلگیری آن طی دهمین نشست النهضة پرداخت و بیان داشت: النهضة جنبشی است که پیشرفتش طی دوره‌های طولانی متوقف نشده و از دهه هفتاد تاکنون در حال پیشرفت است؛ یعنی از زمانی که جنبش اعتقادی بود که برای دستیابی به هویت مبارزه می‎کرد تا زمانی که جنبش اعتراضی فراگیری که با رژیم خودکامه فراگیر مواجه شد تا دوره کنونی که حزب دموکراسی و ملی است و با مرجعیت ملی برخاسته از ارزش ها اسلامی به فعالیت صرفا سیاسی می‌پردازد.

در این میان نیز مسئولان ناظر بر برنامه‌های دهمین نشست النهضة بر نمایاندن مشخصه اسلامی این جنبش از طریق ادبیات خود اصرار ورزیدند. بیانیه پایانی این نشست از این قرار است:

مرجعیت اسلامی حزب، مرجعیتی بر پایه مسائل ثابت شده دین و اهداف و ارزش‌های بلند آن با این اعتبار که این موارد یاد شده، مسائلی بنیادین است و مرجعیت حزب را برای ترسیم تفکرها و اختیارات سیاسی و اجتماعی شکیل می‌دهد و در جزئیات نظریه‎ها و برنامه‌هایی که ارائه می‌دهد، در نظر می‌گیرد.

بنا بر معنای یاد شده، جداییِ بین دو بعد سیاسی و تبلیغی، جنبش را به دو سازمان تجزیه نمی کند، بلکه این جدایی تنها یک تحول عادی به سمت تخصصی شدن فعالیت حزبی و اجتماعی بنا بر آن چیزی است که قانون و اختلاف نوع دو عرصه اقتضاء می‌کند.

مطلب پایانی

 آشکار به نظر می‎رسد که جنبش النهضة شاهد تحرکاتی برای تجزیه کامل است و یک مجموعه از آن همچنان به مرجع‌های بنیادین خود پایبند و نگران است که مبادا در اعتقاد این جنبش و اصول آن زیاده‎روی شود. مجموعه دیگری در جنبش وجود دارد که در پی این است تا گفتمان آن هر چه بیشتر نوین شود و آینده روشن‌تری داشته باشد و شیوه آن روان‌تر شود. مشکل کنونی رهبران النهضة این است که میان رویکرد اسلامی که هواداران اصلی آن بر پایه آن رشد یافته اند و میان شکل نوینی که جنبش تمایل دارد آن را بدست آورد و در کشور و خارج از آن پایگذاری کند، تعادل ایجاد کند.

در سال‌های اخیر، دنبال‎کنندگان مسائل جنبش‎های اسلامی متوجه شدند که جنبش النهضة به شدت تلاش می‌کند که از پوشش اخوان المسلمین دیرینه خود رها شود و سبک‌ها و تجربه‌های دیگری را در سیاست، تفکر و برنامه‌ریزی در پیش گیرد، ولی مشکل النهضه این است که همچنان میان دو گزینه متعارض سردرگم است:

از یک جهت النهضة نگاهش همچنان به مسیر پیشرفتی که رهبرانش به مصالح و دست‌آوردهای آن پی برده اند، معطوف است و از جهت دیگر، این جنبش نگرانی جدی دارد که مبادا بخش قابل توجهی از پایگاه‌های محافظه‌کار خود از جمله برخی از رهبران بنیانگذارش را از دست دهد؛ کسانی که در دوره‌هایی از تاریخ ریاست این جنبش را بر عهده داشتند، مانند الصادق شورو و الحبیب اللوز و این رهبران همه از تغییر گفتمان اسلامی و سنّتی النهضة واهمه دارند که الغنوشی رییس آن در پیش گرفته است.

جنبش النهضة دچار تحول شد و در مسیر کوتاه شکلگیری خود شاهد نقطه تحول‌های زیادی شد. برای نمونه، سندهای رسمی اسلامگرایان تونس و ادبیات آنها بهترین دلیل بر میزان تحول‌هایی است که مشخصه جنبش اسلامی تونس را طی سه دهه اخیر تغییر داد. آن هنگام که النهضة نام خود را در دهه هشتاد قرن گذشته، جنبش الاتجاه الاسلامی(رویکرد اسلامی) گذاشت، رهبرانش به شکل محرمانه نشست خود را در 14 دسامبر 1986 برگزار کردند و نتیجه گفتگوهایشان طی این نشست، به سندی مرجع برای این جنبش تبدیل شد که آن را "الرؤية الفكريّة والأصوليّة لحركة الاتجاه الإسلامي"(چشم انداز فکری واصولی جنبش الاتجاه الاسلامی) نام گذاشتند و در آغاز آن طرز فکر جنبش اسلامی تونس درباره فعالیت سیاسی با این عنوان که این فعالیت بخشی از اسلام فراگیر است. بر این اساس، در سند مرجع النهضة آمده است:

"پس از گذشت سی سال، چشم انداز اصولی جنبش النهضة تغییر کرد، آن هم با توجه به اصل تعامل راستین و مسئولیت‌پذیر با دین خالص ما و به لحاظ تکیه بر اصل فراگیری در فهم اسلام به گونه‌ای که دین آن را در حوزه اعتقادات و آیین ها محدود نمی‌کند، بلکه افزون بر این دو، از بخش اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز فراتر می‌بَرد. علاوه بر تغییر یاد شده، منشور این جنبش که بر پایه چارچوب اسلام فراگیر و جامع ارائه شده است، نیز تغییر پیدا کرد تا در نتیجه، طرح النهضة در دهمین نشست خود درتاریخ (20/05/2016) به فراخواندن به جدایی میان دو بعد تبلیغی و سیاسی در عمل و فعالیت تبدیل شود.

همه چیز در جنبش النهضة به شکل دراماتیک تغییر پیدا کرد و آن حزب کوچکی که رهبرانش تحت پیگرد بودند و جلسات خود را در خانه های سرّی برگزار می‌کردند و نگران بودند مبادا قانون پی به فعالیت‌هایشان ببرد، اینکه به حزب حاکم در تونس تبدیل شد و نشست‌های خود را در میان خیل عظیمی از هوادارانش برگزار می‎کند و آن حزبی که تحت پیگرد سرویس‎های امنیتی بود، اینک همه مقامات دولتی حتی شخص رییس جمهور افتخار می‌کنند که در آیین های آن شرکت کنند.

تحولات النهضة بر بُعد صوری بسنده نکرد، بلکه از لحاظ مضمون نیز این تحولات شکل گرفت و رهبران اسلامگرا در تونس تلاش می‌کنند تا به شکلی خود را مطرح کنند که با مفهوم‎های لیبرال رایج در جهان غرب هماهنگ شوند، ولی نقطه افتراق اعضای النهضة در این مسئله نمایان شد که هر گاه از سوی غرب و نخبگان آن مورد تمجید قرار گرفتند، نفرت و نگرانی هواداران مسلمان و محافظه‎کار این جنبش، بیشتر می‎شود.  

انتشار این مطلب به معنی تأیید محتوای آن توسط دبیرخانه کنگره نیست

مرتبطات
ارسال نظر