افشای رقابت عربستان و امارات در یمن
26 مارس گذشته، چهارمین سال جنگ یمن به سرکردگی عربستان به پایان رسید. چهار سال بمباران ویران‌‌کننده هوایی و هزینه ده ها میلیارد دلار، تنها نتایجی اندک برای ائتلاف نظامی به سرکردگی عربستان و امارات در پی داشت. حوثی ها همچنان بر مناطق شمال‌‌غربی سیطره دارند و بیشتر مناطق یمن به جبهه های درگیری تبدیل شد که تعداد روزافزونی از گروه های مسلح بر آن سلطه یافتند. بی‌تردید، حضور نیروهای خارجی یعنی عربستان سعودی و امارات متحده عربی، امکانات مالی و تسلیحاتی که فراهم آوردند، امری است که درگیری های پیچیده در یمن را شعله ور می سازد. همزمان، رقابت عربستان و امارات بر سر یمن نیز روزبه‌روز شديدتر می شود. این دو کشور به حمایت از گروه هایی می پردازند که با یکدیگر نزاع و کشمکش دارند.
تاریخ انتشار : 1398/5/2
منبع : ترجمه اختصاصی دبیرخانه کنگره

سال چهارم مداخله عربستان و امارات در یمن، در ماه مارس به پایان رسید. هدف از این مداخله که با عنوان «عاصفة الحزم/ طوفان قاطعیت» از آن یاد می شود، اين بود که عملیات نظامی بیش از چند هفته به طول نینجامد. ظاهرا این تهاجم نظامی دو هدف دارد: 1. توقف پیشرفتی که حوثی ها در یمن داشته اند؛ 2. بازگرداندن دوباره دولت یمن به قدرت؛ دولتی که جامعه بین الملل آن را به رسمیت می شناسد.

ولی با گذشت چهار سال، اين عملیات به هیچ‌يک از اهداف خود نرسيد؛ هرچند که ميلیاردها دلار هزینه شد و هزاران بمب فرود آمد. حوثی ها همواره بر بیشتر مناطق شمال‌‌غربی یمن از جمله «صنعا» پایتخت آن سیطره دارند؛ حال آن‌که دولت یمن که جامعه بین المللی آن را به رسمیت می‌شناسد، بسیار ناتوان بوده است و هنوز در عربستان در تبعید به سر می برد.

یمن چندین دهه پیش تجزیه شده و ميدان جنگ گروه هایی گرديده است که امارات و عربستان به شکل های مختلف از آنها حمایت می کنند؛ حال آن‌که حوثی ها از حمایت ایران برخوردارند.

ورود نیروهای خارجی و سرازیر شدن انبوه کمک‌های مالی و تسلیحات که بیشتر از امارات و عربستان می آید، باعث شد تا آنچه به عنوان جنگ داخلی آغاز گرديد، پیچیده تر و خشن تر شود. اکنون یمن با مجموعه ای از درگیری های پیچیده روبه روست که اگر نگوییم برای چندین دهه، می-تواند باعث شود تا جنگ سالیان متمادی تداوم یابد و بی‌ثباتی و درگیری با شدت کم بر آن حکمفرما خواهد بود. همزمان، هم عربستان و هم امارات در باتلاق کشوری فرورفته اند که تاریخ آن با خشکاندن خزانه‌‌های امپراتوری ها و نیروهایی که نسبت به آن از نفوذ کمتری برخوردارند، شناخته می شود. علاوه بر این، جاه طلبی های آن به شکست انجامیده است.

تنش های پیچیده

عربستان و امارات در جنگ پیچیده ای در یمن غرق شده اند که چهار سال از آن می گذرد و هیچ نشانه ای از تمایل این دو کشور برای عقب نشینی دیده نمی شود.

در مرحله نخست و پيش از هر چیز، میان عربستان سعودی، امارات متحده عربی و گروه هایی که علیه حوثی ها از آن حمایت می کنند، جنگ و درگیری وجود دارد. هدف از این نبرد ویژه که بر سایر نبردها غلبه دارد، اين است که نیروهای حوثی ها را فلج کنند و آنان را مجبور سازند تا به سنگرهای سنتی خود عقب نشینی کنند؛ جایی که می توان آنان را مهار کرد.

درگیری دوم در واقع عرصه نبرد میان دولت یمن و جدایی طلبان جنوبی است. دولت یمن در تبعید، از حمایت عربستان برخوردار است و امارات از جدایی طلبان حمایت می کند.

درگیری سوم، گروه های سلفی افراطی مانند القاعده در شبه‌‌جزیره عربستان را علیه نیروهای امنیتی تحریک می کند. این نیروها از حمایت امارات و برخی از شبه نظامیان جدایی طلب جنوبی برخوردارند.

درگیری چهارم که رسانه ای نشده، درگیری عربستان و امارات متحده عربی برای افزایش دامنه نفوذ و مناطق تحت سیطره خود می باشد. هر دو کشور از گروه ها و نیروهای نیابتی که با یکدیگر اختلاف دارند، حمایت می کنند.

این درگیری های چهارگانه با یکدیگر همپوشانی دارند و یکدیگر را تقویت می کنند. حضور نیروهای خارجی، کمک‌های مالی و تسلیحاتی که این نیروها فراهم می سازند نیز بر شدت آن می افزاید. عربستان و امارات، تسلیحات انبوه و چندمیلیاردی را روانه یمن کرده اند؛ از خودروهای زرهی گرفته تا موشک های هدایت‌‌شونده و ضدتانک. (منبع: الجزیره، 7 فوریه)

در مقابل، ایران راهبردی تر عمل کرده است؛ زیرا با ارائه کمک های نسبتا محدود به حوثی ها میانه‌‌روی داشته است. بخش چشم‌گیری از کمک های ایران به کمک‌های مالی، فنی، برخی از قطعات موشک های بسیار دقیق و قطعات هواپیماهای بدون سرنشین محدود می شود. (منبع: نشنال، 31 ژانویه)

با توجه به ائتلاف حوثی ها با بهترین نیروهای آموزش‌‌دیده و مجهز در ارتش یمن یعنی گارد ملی، آنان همچنان انواع تسلیحات را در اختیار دارند. از سوی دیگر، مقادیر چشم‌گیری از تجهیزات را به صورت عادی به غنیمت می گیرند و آنچه نمی توانند به دست آوردند را از بازار پر رونق تسلیحات در یمن خریداری می کنند.

تمام طرف های اين درگیری های چهارگانه در یمن، سود مالی به دست می آورند. این جنگ پيش از هر کس، به افراد و گروه های خاص اجازه می دهد که برای تأمین نیازهای خود، سود مالی نيز داشته باشند. درگیری ها در یمن، طبقه خواص قدیمی را تقویت کرد و نسل جدیدی از خواص را ایجاد کرد که تمام آنان برای منافع و راضی نگه داشتن سردمدارن خویش یعنی عربستان و امارات متحده عربی، با یکدیگر رقابت دارند. این امر بدان معناست که بیشتر سرکردگان گروه ها و جماعت‌‌های مسلح در یمن، منافعشان اقتضا می کند که این درگیری ها تداوم داشته باشد؛ یعنی برای بيشتر آنان، بیش از هر چیز، مشارکت در نبرد محدود مهم است؛ زیرا بدین وسیله می توانند نیروها، تسلیحات و پول خود را حفظ کنند؛ ابزاری که قدرت و امکان گسترش نفوذ آنان را تضمین می کند. ازاین‌‌رو تمایلی به التزام کامل برای انجام حملات علیه حوثی ها در آنان دیده نمی شود.

حوثی‌‌ها همچنان قدرت جنگی سرسخت تر در یمن هستند؛ زيرا تمام کوشش ها برای سیطره بر بندر «الحدیده» که تحت سلطه آنان قرار دارد، به شکست انجامیده است. از سوی دیگر، بخشی از حملاتی که هدفشان سیطره بر اراضی مهم در قلمرو حوثی ها بود، بی نتیجه ماند؛ زیرا با پاتک حوثی ها مواجه شدند و میان شبه نظامیانی که دستور حمله به آنان را داشتند، درگیری داخلی درگرفت. بسیاری از این درگیری ها در زمينه توزیع تسلیحات و تجهیزات و این‌که کدام‌یک از گروه-های مسلح پس از پیروزی، کنترل بخش‌هايی از بندر الحدیدة  را در دست بگیرند.

احزاب و گروه ها

با تشویق و حمایت گسترده عربستان و امارات، گروه های مبارز در یمن افزایش یافتند و این کشور را به آمیزه ای از گروه های درگیر تبدیل کردند. همچنین این سیاست ها می کوشد تا فرایند ایجاد قدرت یکپارچه و کارآمد مبارزاتی مانند تشکیل ارتش کارآمد ملی را سرکوب کند؛ مثلا اگر قدرتی یکپارچه، با سرکردگی مشخصی بیاید، قطعا خواهد توانست مساحت وسیعی از اراضی تحت سیطره حوثی‌‌ها را بازپس بگیرند. اين امر و در نهایت شکست حوثی‌ها هدفی است که عربستان و امارات از جنگ افروزی در یمن دنبال می کردند.

عملیاتی موسوم به عملیات «النصر الذهبی/ پیروزی طلایی» در الحدیده برای بازپس‌گیری این شهر از چنگ حوثی ها در سال 2018 به شکست انجامید. تنش و درگیری داخلی میان گروه های مسلح به قدری بود که مجبور شدند به دنبال یافتن راه حل برای نجات از این وضع برآیند. برای مثال: حمله گسترده علیه حوثی ها با مشکلی مشابه در همکاری و هماهنگی میان نیروهای امنیتی و گروه‌‌های مسلح مواجه است. این گروه های مسلح، نیروهای امنیتی و یگان های بازسازی‌‌شده ارتش یمن، از حمایت های مختلف امارات و عربستان برخوردارند. با این وجود، این نیروها اغلب در نبرد علیه حوثی ها یا متوقف کردن درگیری، با یکدیگر اختلاف دارند و هر یک از آن-ها به دنبال اهدافی است که کاملا با اهداف گروه دیگر مغایرت دارد. (منبع: الجزیره، 28 ژانویه2018)

گروه های مسلحی که با اماراتی ها اتفاق نظر دارند و از حمایت مالی گسترده آنان برخوردارند، از جدایی طلبان جنوبی و گروه های مختلف تشکیل شده اند. (منبع: الجزیره، 30 ژانویه 2018) این جدایی طلب ها مدیریت سلسله ای از سلفی ها را در دست دارند که قصد دارند در جنوب «دولت کوچک اسلامی» روی کار بیاورند. جدایی طلبان لائیک جنوب یمن خواستار استقلال دوباره این منطقه هستند. همان‌‌طور که قبلا نیز گفته می شد، اکنون و پس از بیرون راندن حوثی ها از جنوب یمن، بسیاری از گروه های مسلح، در نبرد با مبارزان حوثی در مناطق تحت سیطره آن در شمال یمن، منفعت خاصی نمی بینند؛ لذا به جای آن، بر تقویت سیطره خود بر اراضی و منابع جنوب تمرکز دارند. عربستان سعودی از برخی یگان های بازسازی شده ارتش یمن که با دولت یمن اتفاق نظر دارد، حمایت می کند؛ دولتی که از سوی جامعه بین المللی به رسمیت شناخته می-شود و ریاست آن را رئیس‌‌جمهور «عبدربّه منصورهادی» بر عهده دارد.

عربستان از شبه نظامیان قبیله ای نیز حمایت می کنند که تنها هدفشان، تضمین دستیابی به کمک‌ مالی و تسلیحات از سوی حامی خود است. عربستان از این شبه نظامیان و یگان های نظامی، برای بازکردن جبهه دومی در شمال یمن در سنگرهای حوثی ها یعنی در «صعده» و «حجة» استفاده کرد. (اراب نیوز، 26 دسامبر 2018) اگرچه برخی از این دستاوردها محقق شد، ولی این دستاوردها به ندرت با یکدیگر متحد می‌شوند؛ زیرا مبارزان شبه نظامی در خطوط مقدم و پشت جبهه، بر اساس مطالبات و فرامین فرماندهان داخلی عمل می کنند. این فرماندهان، مبارزان را به صورت منظم عقب  می کشند؛ زیرا عربستان از پرداخت کمک مالی به آنان خودداری می ورزد؛ علاوه بر این‌که با شرایط نامناسبی نیز مواجهند؛ همچنین با پاتک های قاطع حوثی ها نیز روبه رو می‌‌شوند.

همان منطقی که سرکردگان شبه نظامیان و نیروهای امنیتی در جبهه های جنوب پیاده می کنند، در شمال نیز قابل اجراست؛ به گونه ای که سرکردگان شبه نظامیان که معمولا سرکردگان قبیله ای نیز هستند، آمادگی آن را ندارند که مبارزان خود را قربانی کنند یا از تسلیحاتی که موقعیت آنان را تثبیت و قدرتشان را تضمین می کند، استفاده کنند.

سلفی های افراطی در واقع ترکیبی از نیروهای امنیتی و گروه های مسلح در شمال و جنوب هستند. بسیاری از آنان همچنان حامی شاخه القاعده در شبه‌‌جزیره هستند. این مبارزان، به‌‌ویژه افراد باسابقه آنان، به تجربیات و اراده خود می بالند و به آن تکیه می کنند؛ حال آن‌که گروه های مسلح فاقد این ویژگی هستند.

به نظر می رسد که هم عربستان و هم امارات روابط خود با سلفی های افراطی مانند «ابوالعباس» را حقظ کرده‌اند. نام این فرد در فهرست تروریستی ایالات متحده درج شده است، وی سرکردگی گردان های ابوالعباس را بر عهده دارد و بر بخش بزرگی از «تعز» سیطره دارد که دومین شهر بزرگ یمن به شمار می رود. (منبع: میدل ایست آی، 27 اکتبر 2017)

از هم پیمانان تا دشمنان

این گروه ها تهدیدی برای یمن شمرده می شوند؛ زیرا کوشش های عربستان و امارات برای شکست حوثی ها را تضعیف می کنند. بخش بزرگی از رقابت میان این گروه ها به افزایش رقابت میان عربستان و امارات در داخل یمن بازمی گردد. هدف صریح هر دو کشور، مهار حوثی ها و در مرحله بعد، سرکوب جاه طلبی های مورد ادعای ایران در یمن است؛ ولی مجموعه ای از اهداف محرمانه نیز وجود دارد که دو کشور درصدد تحقق آن هستند؛ زیرا هر دو قصد دارند تا امنیت مناطق ویژه نفوذ خود در یمن را تأمین کنند. (العربی، 28 فوریه)

در اصل، عربستان و امارات درصددند تا از سرمایه گذاری های خود سودی به دست آورند. این سرمایه ها میلیاردها دلار برآورد می شود که در جنگ یمن هزینه شده است. موقعیت راهبردی یمن در امتداد تنگه «باب‌‌المندب» نقطه مهم دریانوردی است. نزدیکی آن به شاخ آفریقا و برخورداری از ذخایر انبوه نفت و گاز باعث می شود که یمن برای هر دو کشور، به دارایی باارزشی تبدیل شود.

دولت امارات بر فراهم ساختن عرصه نفوذ در بخش گسترده ای از جنوب یمن تمرکز دارد؛ لذا از گروه‌‌های مسلحی حمايت می‌کند که در درجه نخست، از جدایی طلبان جنوبی که خواستار استقلال این منطقه (جنوب یمن) هستند، تشکیل می شود. با توجه به افزایش مهارت نیروهای مسلح امارات در مقایسه با عربستان، این کشور برای تحقق اهداف خود در یمن مصمم تر است؛ لذا در استان «حضرموت» که سرشار از منابع نفت و گاز است، پایگاه های نظامی ایجاد کرده است. سعودی ها نیز همواره قصد نفوذ به این استان را داشته اند. امارات در جزیره های بکر یمن در «سقطری» و «بریم» نیز پایگاه های نظامی ایجاد کرده است. (منبع: العربی، 17 مه 2017، ایندیپندنت، 2 مه 2018)

نیروهای اماراتی و مستشاران و مزدورانی که در استخدام آنها هستند، در صف اول نیروهایی قرار دارند که برای حمله به الحدیده سازماندهی شده اند. امارات متحده عربی بیش از عربستان در ميدان نبرد یمن فعال است. نیروهای زمینی سلطنتی عربستان RSLF در درگیری ها عملکرد بدی داشتند و برخی از یگان های نظامی اصلا مورد اعتماد دولت عربستان قرار نداشتند؛ یعنی ضعف نیروهای زمینی عربستان باعث شد تا سعودی ها بیشتر کوشش های خود را بر بمباران ویران-کننده هوایی متمرکز کنند که بسياری از زیرساخت های یمن را تخریب کرد. (منبع: الجزیره، فوریه 2018)

عربستان در پاسخ به سلطه طلبی امارات در یمن و نفوذ روزافزون آن در استان حضرموت، می-کوشد تا در دورترین نقاط شرقی استان «المهره» یمن، جای پایی برای خود ایجاد کند. این استان جمعیت اندکی دارد؛ با عربستان و سلطنت عمان دارای مرز مشترک است و ساحلی طولانی در امتداد دریای عرب  دارد. مسئله مهم تر در واقع تأسیس خط لوله ای است که از المهره می گذرد و برای عربستان روزنه ای دیگر برای صادرات نفت فراهم می سازد؛ درحالی‌که نفت عربستان فعلا از «تنگه هرمز» عبور می کند. ایران بارها تهدید کرده است که این تنگه را خواهد بست. (منبع: الجزیره، 20 آگوست 2018)

دلایلی وجود دارد که نشان می دهد این برنامه در مرحله اجراست. با این وجود، عربستان نیز همانند امارات به دلیل سیاست های بی رحمانه خود، با خشم روزافزون داخلی روبه روست. (میدل‌‌ایست آی، 14 نوامبر 2018) سرکردگان قبایل در المهره از ساکنان خواستند تا از ساخت پایگاه نظامی عربستان در این استان جلوگيری کنند. از سوی دیگر، قبایل مسلح نيز ورود تجهیزات نظامی و امدادی از عربستان را متوقف کرده‌اند. علاوه بر این، امارات و عربستان برنامه مشترک و گسترده ای در یمن دارند. غنایم آنها عبارت است از دارایی های راهبردی و منابع یمن.

درحالی‌که عربستان سعودی و امارات متحده عربی همچنان با یکدیگر ائتلاف دارند، ولی جاه-طلبی‌‌‌های آن دو که بر سر آن در یمن با یکدیگر رقابت می کنند، روابط حسنه دو کشور را تهدید می‌‌کند. مسئله قطعی اين است که حمایت این دو کشور از گروه ها و شبه نظامیانی که پيوسته در حال افزایش هستند، در تحقق هدف آشکار آنان چندان مؤثر نخواهد بود؛ هدفی که شکست حوثی‌‌ها و حذف نفوذ ایران عنوان شده بود. به جای آن، این سیاست ها، بقای حوثی ها در شمال غربی را تضمین خواهد کرد؛ جایی که ممکن است بیشتر در معرض نفوذ ایران قرار گیرند.

دیدگاه

در حالی که یمن سال هاست با جنگ سطح پایین مواجه است، همچنان بارقه امیدی وجود دارد. تهاجم سال 2018 به الحدیده، به مثابه شکستی کامل نبود و نیروهای مورد حمایت عربستان و امارات متحده عربی، حوثی ها را زير فشار سنگينی قرار دادند. تمام طرف ها دست‌کم در دوره ای تداوم نبرد برای سیطره بر الحدیده را تا حد زیادی بر عهده نیروهای خود می‌دانند و از تلفات سنگین (در حدود 600 هزار نفر از ساکنان این شهر) سخنی می‌گويند.

در دسامبر 2018، حوثی ها و دولت مورد تأیید جامعه بین المللی یمن، توافق نامه «استکلهم» را امضا کردند. هرچند که توافق نامه جامعی نیست، اما پایه و اساس آتش بس و عقب نشینی مبارزان از تمام جهات چه در داخل شهر الحدیده و چه حومه آن را وضع کرد. اگرچه نقض های بسیاری وجود دارد، ولی این توافق نامه همچنان در حال اجراست.(الجزیره، 17 ژانویه). با این وجود، دلایلی وجود دارد که نشان می دهد نیروهای مورد حمایت عربستان و امارات، از آمادگی حمله دوباره به شهر الحدیده برخوردارند.

رهبران حوثی که برخی از نشانه های اختلافات داخلی در میان آنان دیده می شود، یادآور شدند که آنان با عقب نشینی از الحدیده موافق نیستند؛ بلکه تنها با حضور دوباره نیروهای نظامی خود در نقاطی دور از شهر موافقند. بدون تردید، حوثی ها و نیروهای مخالف آنان از ماه های آرامش نسبی برای تقویت موقعیت های خود و امداد دوباره نیروهای‌شان استفاده کردند.

احتمال می رود که نبرد دوباره برای سیطره بر الحدیده، بدون فشار مداوم جامعه بین المللی بر تمام طرف ها صورت خواهد گرفت و در واقع غیرنظامیان هستند که تاوان سنگین آن را به صورت کامل خواهند پرداخت؛ همان گونه که در چهار سال گذشته این اتفاق افتاد.

سیطره بر الحدیده در راستای برقراری صلح و ثبات در یمن مؤثر نخواهد بود؛ بلکه سیطره بر این شهر باعث خواهد شد بحرانی که به عنوان خطرناک ترین بحران انسانی در جهان شناخته می‌‌شود، شدت یابد؛ زیرا اعمال محدودیت بر واردات غذایی ضروری افزایش یافته است. همچنین احتمال می رود گروه های درگير در یمن نیز افزایش یابند؛ زیرا شبه نظامیان، یگان های نظامی و نیروهای امنیتی مختلف برای سیطره بر این شهر و زیرساخت های مهم آن با یکدیگر رقابت دارند.

ورود نیروهای خارجی و تداوم کمک مالی و تسلیحاتی به نیروهای مورد حمایت خود، گروه ها را تحریک می کند و به درگیری مداوم در یمن دامن می زند. از سوی دیگر نبرد الحدیده نشان داد که جنگ یمن راه حل نظامی ندارد. توافق نامه استکهلم علی رغم چارچوب محدود خود، اشاره می کند که تنها یک راه در مورد یمن وجود دارد: عقب نشینی تدریجی ، که به نوعی ثبات نسبی می-انجامد.

طبیعتا درگیری های یمن در درازمدت کاهش نخواهد یافت؛ مگر زمانی که نیروهای خارجی یعنی عربستان سعودی و امارات متحده عربی از حمایت مالی و تجهیز برخی گروه ها دست بردارند؛ گروه‌‌هایی که پيوسته در حال افزایشند. توقف حمایت خارجی، بیش از هر چیز ماهیت پیچیده درگیری های این کشور را خنثی خواهد کرد.

انتشار این مطلب به معنی تأیید محتوای آن توسط دبیرخانه کنگره نیست.

مرتبطات
نگاهی به مصلحت‌اندیشی‌های القاعده؛ از رابطه با آمریکا و سعودی تا ارتباط با ایران و سوریه
«ناصر الآنسی» مغز متفکر راهبردی «القاعده» در یمن
سلفی‌گری در قزاقستان؛ معرف اسلام به سبک سعودی
تغییر و تحول گروه های سلفی در «تَعِز»
عربستان چگونه در آمریکا گروه‌های فشار برای حمایت از خود در یمن سازماندهی کرد؟
ارسال نظر