مصاحبه با احمد از فرماندهان امنیتی داعش
تقریبا تمامی داعشی هایی که دیده ام (به جز تک و توکی) می گویند راننده بودند یا کپسول پخش کن یا خادم مسجد. و الخ. اصلا مُقاتل و رزمنده بینشان نیست.😉 اگر کسی هم اعتراف به مبارز بودن می کند، می گوید عملا توفیق حضور در جبهه و خط مقدم نداشته ام و از این حرف ها دیگر.
تاریخ انتشار : 1396/8/8
بازدید : 467

مصاحبه با احمد از فرماندهان امنیتی داعش

هادی معصومی زارع

با اینکه حالم چندان خوش نیست و دیشب فقط اندکی خوابیدم. خبردار شدم یکی از فرماندهان داعش بازداشت شده و چون زخمی است امکان مرگش هست.
دویست و اندی کیلومتر از بغداد باید بروم برای دیدنش و حرف زدن با وی. ظاهرا گلوله به فکش خورده و ناتوان از حرف زدن است فعلا. اما می نویسد.
المیسور لا تترک بالمعسور
 می گویند حرف های خوبی دارد. خدا کند اینطور باشد.

#بلد
ساعت نه و چهل شش دقیقه سه شنبه هجده مهر

 

🔻 صحبت می کنیم با احمد. همان فرمانده امنیتی داعش. می گوید اهل شرقاط هستم و سه ماه است داخل داعش شده ام و شغلم پخش کپسول گاز بوده🤔🙄.
طبق معمول ما هم ساده. اصلا تقریبا تمامی داعشی هایی که دیده ام (به جز تک و توکی) می گویند راننده بودند یا کپسول پخش کن یا خادم مسجد. و الخ. اصلا مُقاتل و رزمنده بینشان نیست.😉 اگر کسی هم اعتراف به مبارز بودن می کند، می گوید عملا توفیق حضور در جبهه و خط مقدم نداشته ام و  از این حرف ها دیگر.
🔺 چیز جدیدی دستگیرم نمی شود. گلوله از پشت به کتف اش اصابت کرده و خارج شده به دهانش اصابت کرده است.
عمل جراحی انجام داده اند و پلاتین گذاشته اند در داخل دهانش.
به سختی حرف می زند. اما برخی حرف هایش قابل فهم است. الباقی را می نویسد.

🔹 می گوید غلط کردم. پشیمانم. توبه کردم. می خواهم بچه هایم را ببینم. پانزده ماه است ندیدمشان.
وقتی می گوید پانزده ماه یعنی قبل از این دوره، عضو داعش بوده است. و بالطع از روزی که عملیات شرقاط در تیرماه گذشته آغاز شده است، وی مجبور به فرار به مکحول شده است و تا چندروز پیش به ناچار در آن جا محاصره بوده است. پس ادعای سه ماه منطقا کذب است. هزاران جوان از زمان سقوط شرقاط از حویجه خودشان را به کرکوک رسانده و از آن جا به بغداد آمده اند. بالطبع جوانان غیرداعشی منظورم است. آن کسی که بیگناه است.اگر احمد بیگناه بوده است چرا خود را همانند ایشان به بغداد نرسانده و پس از آن به شرقاط آزادشده؟!

🔸 پ.ن: دارم دچار فرسایش روحی می شوم دیگر. بهتر است زودتر برگردم. من هم پدر هستم و تنها بیست روز است که #شیاطین_ثلاثه (محمد ارمیا، احمدرضا و محمدهانی) را ندیده ام.
حال احمد را خوب می فهمم.
هیچ وقت این قسمت از جنگ را دوست نداشته ام. حتی برای داعش.

#همین_حوالی
ساعت پانزده و پنجاه و پنج دقیقه سه شنبه هجدهم مهرماه

 

ارسال نظر