نگاهی گذرا به زندگی نامه ابومصعب زرقاوی و تشکیل داعش
تاریخ انتشار : 1395/3/8

سوال

ابومصعب زرقاوی کیست؟ و چگونه گروه داعش را تشکیل داد؟

پاسخ

ظهور القاعده عراق را می‌توان در افراط­گرایی بنیان­گذار آن، ابومصعب زرقاوی، پس از مرگ پدرش پیگیری کرد. زرقاوی در 1973، در شهر زرقاء اردن به دنیا آمد و پس از مرگ پدرش، در هفده‌سالگی، از دبیرستان اخراج شد و یک زندگی همراه با خشونت، مواد مخدر و الکل را تجربه کرد.[1] اواسط دهۀ هشتاد میلادی، به دلیل همراه داشتن مواد مخدر و تجاوز جنسی به زندان افتاد و تا سال 1998، در زندان بود. در این سال، به دلیل عفو عمومی حکومت اردن آزاد شد.[2]

زرقاوی در زندان، با سلفیون جهادی آشنا شد[3] و پس از آزادی‌اش از زندان، اردن را به منظور شرکت در جهاد در افغانستان ترک کرد. زمانی به افغانستان رسید که نیروهای شوروی عقب‌نشینی را آغاز کرده بودند و زرقاوی توانست مدت کوتاهی در جنگ شرکت کند. در افغانستان بود که زرقاویِ «جوان و تأثیرپذیر»، نخستین بار، با رهبران القاعده آشنا شد.[4] در پیشاور، وی تعامل خود را با بزرگان سلفی جهادی، از جمله شیخ ابومحمد مقدسی،[5] مربی و شریک زرقاوی در تأسیس گروهی به نام «بیعت امام»[6] بیشتر کرد و افراط­گرایی خود را عمیق­تر، و تماس‌های خود را با جهادیون مستقر در افغانستان گسترش داد.

در 1992، پس از سقوط کابل، زرقاوی همراه ابومحمد مقدسی به اردن بازگشت. پس از بازگشت به اردن، آنها مبارزه علیه سلطنت هاشمی‌ و انتقاد از دولت اردن و استحکام تشکیلات گروه جهادی «بیعت امام» را آغاز کردند.[7] در 1993، عملیات بمب­گزاری زرقاوی در برابر یک سینمای محلی، به شکست انجامید و وی در پی حملۀ ناگهانی سازمان امنیت اردن، دستگیر و به 15 سال حبس محکوم شد و به همان زندانی رفت که در گذشته، توسط مقدسی، به سلفیون جهادی ملحق شده بود.[8]

در زندان، ابومحمد مقدسی در نقش رهبر معنوی و زرقاوی در نقش مجری، قادر به گسترش گروه خود (بیعت امام)، حتی فراتر از دیوارهای زندان شدند.[9] زرقاوی در نهایت، آمادگی خود را برای تشکیل گروه خطرناک­تری نشان داد و دیدگاه‌های رادیکالی­اش را نسبت به کافرانی اظهار داشت که با آنها مخالف بود. قدرت رهبری زرقاوی و جذابیت او به سرعت، نقش معنوی ابومحمد مقدسی را تحت‌الشعاع قرار داد. با شهرت زرقاوی برای مقابله با نگهبانان زندان و کنترل و حفاظت از پیروانش در زندان ـ که بسیاری از آنها عراقی بودند ـ باعث شد شایعه شود که زرقاوی کنترل «هیپنوتیزمی» بر پیروان خود دارد. همین امر باعث شد زرقاوی، توجه اسامه بن‌لادن را، که در افغانستان بود، به خود جلب کند.[10] در بهار 1999، زرقاوی بار دیگر، با عفو عمومی، از زندان ‌آزاد شد[11] و برای بار دوم، اردن را به مقصد افغانستان ترک و در آنجا، شخصاً با اسامه بن‌لادن ملاقات کرد.[12]

اسامه بن‌لادن از نفوذ سازمان اطلاعات اردن به درون زندانیان سلفی آزادشده از سوی دولت اردن نگران بود و به همین دلیل، به زرقاوی نیز مشکوک بود. افزون بر این، رهبر القاعده انتقاد گستاخانۀ زرقاوی از حمایت القاعده از مبارزۀ «غیراسلامی» طالبان علیه مخالفان را ناپسنـد شمرد؛[13] اما حمایت سیـف العدل ـ رئیس وقت امنیتی القاعده و از طرفداران نظریۀ «دشمن نزدیک»[14] در القاعده ـ از زرقاوی باعث شد اسامه بن‌لادن هم از زرقاوی حمایت کند. سیف‌العدل، اسامه بن­لادن را به پرداخت حدود 5000 دلار به زرقاوی و دادن مکانی برای به راه انداختن اردوگاه آموزشی در هرات و جدا از کمپ عملیاتی بن­لادن در قندهار متقاعد کرد. این اقدام سیف‌العدل به علت کم شدن ترس بن‌لادن از اقدامات ضد القاعده اردنی‌ها بود.[15]

در اوایل سال 2000، زرقاوی گروه کوچک خود را به گروه‌های جهادی متحرک تبدیل کرد که برای هر نوع عملیات در جهان آماده بودند. با توجه به تماس‌های مکرر وی با گروه‌های متعدد، در پیشاور و زرقای اردن، زرقاوی به استخدام تکفیری‌های اردنی، فلسطینی و جمعیت‌های اسلامی سوریه اقدام کرد که در اروپا زندگی می‌کردند.[16] در بازدید ماهانۀ سیف‌العدل از اردوگاه هرات، سیف‌العدل همواره تحت تأثیر پیشرفتی قرار می‌گرفت که زرقاوی در جذب نیروهایش داشت. نخستین بار ده‌ها نفر جذب این اردوگاه شدند و در مراحل بعدی، صدها نفر جذب زرقاوی شدند و این امر برای سیف‌العدل بسیار جالب بود.

در اکتبر 2001، هم­زمان با حملات هوایی آمریکا علیه افغانستان، جمعیت اردوگاه هرات، به دو تا سه هزار نفر رسیده بود و افراد اردوگاه فقط افرادی بودند که از خاورمیانه در افغانستان سکنا گزیده بودند. در هرات، زرقاوی فرمانده تمام‌عیار تروریست‌ها شده بود.[17]

پس از حملۀ آمریکا به افغانستان، زرقاوی به کردستان عراق فرار کرد و به گروه سلفی «انصارالاسلام» به رهبری ملاکریکار[18] ملحق شد. ملاکریکار با حمایت مالی قابل توجهی که از سوی برخی کشورهای خلیج فارس دریافت می‌کرد، از اقدامات زرقاوی حمایت کرد. ملاکریکار در ۲۰۰۲، در ایران دستگیر و به آمستردام فرستاده شد و در آنجا به نروژ تحویل داده شد. ملاکریکار پس از مدتی به مخالفت با گروه‌های جهادی پرداخت و از زندان آزاد شد. در پی این اقدام، وی به جرم خیانت، از رهبری گروه «انصارالاسلام» کنار گذاشته شد و زرقاوی به رهبری گروه، که اکنون نام «توحید و جهاد» بر خود گرفته بود، برگزیده شد.[19]

 

 

 [1]. Gary Gambill, “Abu Musab al-Zarqawi: A Biographical Sketch,” Jamestown Terrorism Monitor 2, issue 24, December 15, 2004,

http://www.jamestown.org/single/?no_cache=1&tx_ttnews[tt_news]=27304.

[2]. Bruce Reidel, The Search for Al Qaeda: Its Leadership, Ideology, and Future (Washington, D.C.: Brookings Institution, 2008), 89–90.

[3]. اما در مصاحبه­ای که ابوالیمان البغدادی با زرقاوی انجام داده و مؤسسۀ الفرقان، وابسته به داعش، آن را منتشر کرده، زرقاوی دربارۀ جوانیِ خود فقط به این مطلب اشاره کرده که در آن زمان، همچون دیگر افراد جامعه بود تا اینکه در مسجد حسین علی، در شهر زرقاء اردن، با مقولۀ جهاد در افغانستان آشنا شد و تحت تأثیر سخنرانی­‌های عبدالله عزام، برای جهاد به افغانستان هجرت کرد (متن مصاحبه در پایگاه اینترنتی منبر التوحید و الجهاد، با عنوان حوار مع الشیخ ابومصعب الزرقاوی موجود است).

[4]. Unnamed former Jordanian counterterrorism official. See Mary Anne Weaver, “The Short, Violent Life of Abu Musab al-Zarqawi,” Atlantic (July/August 2006),

(http://www.theatlantic.com/magazine/archive/2006/07/the-short- violent-life-of-abu-musab-al-zarqawi/4983/)

[5]. ابومحمد مقدسی اردنی از رهبران فکری سلفیون جهادی که به تازگی از زندان اردن آزاد شده است.

[6]. «بیعت امام» نام گروهی به رهبری مقدسی در اردن است که برای مبارزه با حکومت اردن تشکیل شد و با بیعت سلفی­های اردن، از جمله زرقاوی، با مقدسی به عنوان امام شکل گرفت و به همین دلیل، این گروه به نام «بیعت امام» مشهور شد.

[7]. Hazem Al-Amin, “The City of Al-Zarqaa in Jordan—Breeding Ground of Jordan’s Salafi Jihad Movement,” Al-Hayat, parts one and two of three-part inquiry published December 14–15, 2004, translated and excerpted by the Middle East Media Research Institute, Special Dispatch No. 848, January 17, 2005. See also Reidel, The Search for Al Qaeda; Gambill, “Abu Musab al-Zarqawi”; and Weaver, “The Short, Violent Life of Abu Musab al-Zarqawi.”

[8]. Reidel, The Search for Al Qaeda, 92; see also Gambill, “Abu Musab al-Zarqawi.”

[9]. Zarqawi belonged to the Bani Hassan, a prominent Bedouin tribe that is, ironically, fiercely loyal to the Hashemite monarchy.

[10]. Jordanian journalist Abdullah Abu Rumman, who was imprisoned in Sawaqa prison with Zarqawi. See Weaver, “The Short, Violent Life of Abu Musab al-Zarqawi.”

[11]. The 2000 Millennium Plots were a series of thwarted and abandoned plots that were planned to occur around January 1, 2000. Targets included four sites in Jordan, the Los Angeles

International Airport, and the USS The Sullivans destroyer. See

Vernon Loeb, “Planned Jan. 2000 Attacks Failed or Were Thwarted; Plot Targeted U.S., Jordan, American Warship, Official Says,” Washington Post, December 24, 2000.

[12]. Weaver, “The Short, Violent Life of Abu Musab al-Zarqawi.” See also Gambill, “Abu Musab al-Zarqawi,” and Peter Bergen, The Longest War (New York: Free Press, 2011), 161.

[13]. Weaver, “The Short, Violent Life of Abu Musab al-Zarqawi.”

[14]. مقصود از دشمن نزدیک همان نظریۀ سید قطب در مورد اولویت جهاد با حاکمان فاسق کشورهای اسلامی است. به نظر او، نخست باید با اقتدا به سیرۀ پیامبر اکرم، از جامعۀ جاهلی (کشورهای اسلامی) مهاجرت کرد و سپس برای جهاد با حاکمان فاسد، به این کشورها بازگشت تا اسلام واقعی را برقرار و احکام شریعت را در آنجا اجرا کرد.

[15]. همان.

[16]. همان.

[17].. Jordanian intelligence official. See Weaver, “The Short, Violent Life of Abu Musab al-Zarqawi.”

[18]. ملاکریکار از رهبران سلفی کردستان عراق بود که از دانشگاه تهران دکتری جامعه‌شناسی دریافت کرد و اکنون، به دور از فعالیت‌های جهادی، در نروژ اقامت دارد.

[19]. الزرقاوی الوجه الآخر للقاعده، ص164

ارسال نظر