تبرک و شرک
تاریخ انتشار : 1395/3/8

سوال

آيا تبرّك به آثار پيامبران و اولياى الهى شرك است؟

پاسخ

تبرك به معناى طلب بركت، و بركت به معناى زيادى خير است؛ ازاين‌رو به هر چيزى كه خير زياد باشد بركت گفته مى‏شود.

ديدگاه وهابيت

از ديدگاه ابن تيميه - که افکاراو پایه فکری فرقه وهابیت بشمار مي‌آيد -  طلب خير و برکت از چيزی كه شارع مقدس  آن را اجازه بدهد، صحیح است  نظير: بيت اللّه‏ حرام و زمزم - پيامبر اكرم درباره آب زمزم فرمود: «ماء زمزم طعام و شفاء سقم» - و همچنين مساجد ثلاثه و هر مسجدى كه به نام خدا بنا شده باشد و نيز سرزمين‏هاى مقدس حجاز و شام، مجالس علم و ذكر، قرائت قرآن و مجالس صالحان.  بديهي است كه تبرك به هر چيزى مناسب آن خواهد بود؛ براي مثال، تبرك به خانه خدا با زيارت، طواف، دست كشيدن و دعا انجام مى‏گيرد. و نيز تبرک خوردنى يا نوشيدنى به خوردن و نوشيدن؛ تبرک به مساجد، با رفتن به آن و تبرک به سرزمين‏هاى مقدس با اقامت، زندگى و دفن اموات در آنها است.

از ديدگاه وهابيت، كسى كه جلب منفعت و دفع ضررى را در مخلوقى جستجو كند، او را معبود گرفته است؛

«من تبرك بحجر أو شجر أو مسح على قبر أو قبة يتبرك أصحابها فقد اتخذها الهة، ان من دعا نبيا أو ملكا أو جنيا أو ندبه أو استغاثه به أو نذر له أو ذبح فقد خرج من الاسلام و هذا هو الكفر» ؛ كسى كه به سنگ يا درخت يا دست كشيدن بر قبر تبرّك بجويد آنها را معبود خود قرار داده است و هر كس پيامبر يا فرشته‏اى را بخواند يا از او كمك بخواهد يا براى او نذر يا قربانى کند از اسلام بيرون و عملش كفر است.

از این رو، وهابیت تبرک به آثار  پیامبران و ائمه را جایز نمي‌دانند بلکه تبرک به کعبه و ارکان آن را نیز جایز نمي‌دانند بدین جهت  از تبرک به مقام ابراهیم و حجر اسماعیل جلوگیری مي‌كنند. فرقه وهابیت فقط تبرک به حجرالاسود و رکن یمانی را جایز مي‌دانند. تعجب است از وهابیت که تبرک به آثار پیامبر را در حیات آن حضرت جایز مي‌دانند اما تبرک به آثار را پس از رحلت شرک مي‌دانند در صورتی که این تفکیک یک نوع شرک است زیرا آنان اعتراف دارند که در حال حیات مي‌توان برای شفای مریض و نزول باران به آثار پیامبراکرم متبرک شد اما پس از مرگ درست نیست و تاثیر ندارند. زیرا لازمه نقش و اثر داشتن پس از مرگ، اعتقاد به سلطه غیبی برای آن حضرت است. ولیکن سؤال از وهابیت این است که اگر اعتقاد به سلطه غیبی برای آن  حضرت و آثار ایشان پس از مرگ شرک است آیا اعتقاد به سلطه غیبی در حال حیات شرک نیست؟ اگر سلطه غیبی برای غیر خدا شرک است چرا سلطه غیبی برای مرده و آثار او شرک باشد و برای زنده اشکال نداشته باشد؟ آیا شرک تخصیص بردار است تا گفته شود  در یک مورد شرک است و در مورد دیگر توحید؟

ديدگاه اهل سنّت در تبرک

در موسوعه الفقهیه الکویتیه -که بر اساس فقه مذاهب اهل سنت  نوشته شده است- درباره تبرک می نویسد: تبرک در اموری مشروع است:

1. تبرک به نام خدا (بسم الله) و حمد و ستایش او در آغاز سخن و نوشتار.

2. تبرک به آثار پیامبر اکرم: علما در مشروعیت تبرک به آثار پیامبر اکرم اتفاق نظر دارند . ازاین‌رو علمای حدیث، تاریخ و سیره، روایات فراوانی را درباره تبرک صحابه به آثار  رسول خداذکر كرده‌اند نظیر: آب وضو، آب دهان، خون، موی، باقی مانده آب و غذا، ناخن، لباس و ظروف، مصلی و مکان نمازآن حضرت  بلکه آنچه دست آن حضرت به او رسیده بود. (کان الصحابه عنهم یتبرکون فیما تلمس یده الشریفه)

3. تبرک به آب زمزم.

4. تبرک به برخی زمان‌ها و مکان‌ها در عقد ازدواج:  بیشتر علما اجرای عقد ازدواج را در مسجد و روز جمعه به خاطر تبرک به آن دو، مستحب مي‌دانند.

آقای نووی در شرح بر صحیح مسلم در تفسیر پاره ای از روایات بر جواز تبرک به آثار صالحین استدلال مي‌كند و مي‌نویسد این روایات دلالت دارد: «تبرک به صالحین و آثارشان و نماز در مکان‌هایی که آنان نماز خواندند جایز است.»

آقای عظیم‌آبادی در عون المبعود شرح سنن ابی داود، در ذیل (غسل السواک بعد الاستعمال) می‌نویسد: «و الحدیث فیه ثبوت التبرک بآثار الصالحین و التلذذ بها.»

و در جای دیگر می نویسد: «و فی هذا الحدیث دلیل علی استحباب التبرک بآثار الصالحین و ثيابهم » اين حديث بر استحباب تبرک به آثارصالحين و لباس‌هاي آنان دلالت مي‌كند.

آقای عینی در شرح بخاری، می نویسد: استاد ما زین الدین مي‌گويد: بوسیدن مکان‌های شریف به نیت تبرک، همچنین بوسیدن دست و پای صالحین با قصد تبرک پسندیده است، زیرا ابوهریره به امام حسن می‌گفت: جایی که پیامبر اکرم از بدن شما را بوسیده است نمایان کن تا به قصد تبرک ببوسم، آقای ثابت بنانی دست انس بن مالک را رها نمی‌کرد تا آن را می‌بوسید و می‌گفت: این دست، دست رسول خدارا لمس کرده است، همچنین از امام احمد نسبت به تبرک و بوسیدن قبر و منبر پیامبرپرسیدند، در پاسخ گفت: اشکالی ندارد، ابن تیمیه از این نظر تعجب می‌کرد. محب الدین طبری مي‌گويد: مي‌توان از جواز تبرک و بوسیدن حجرالاسود و ارکان کعبه، جواز تبرک و تقبیل آنچه در آن تعظیم خدا است استفاده کرد. 

رملى شافعى مى‏گويد: «اگر كسى قبر پيامبر، يا ولى يا عالمى را به قصد تبرك لمس كند يا ببوسد اشكال ندارد».

شيخ ابراهيم باجورى شافعى مى‏گويد: «بوسيدن قبر و دست كشيدن بر آن مكروه است به جز مواردى كه با قصد تبرك انجام شود».

احمد زيني دحلان مي‏نويسد: «توسل، شفاعت و استغاثه همه اش يك معنا دارد و حقيقت آن چيزى جز تبرك به ذكر دوستان خداوند نيست. و اين تبرك جستن به اين دليل است كه خداوند به بركت دوستان خود چه در حال حياتشان يا پس از آن، به بندگانش رحم ميکند و آنها را مورد ترحم قرار ميدهد و مؤثر واقعى خداوند است».

تبرک در روايات اهل سنت

در كتاب‏هاى حديث، رواياتى وجود دارد كه تصريح مى‏كند صحابه به لباس، آب وضو و ظرف آب پيامبرتبرك مى‏جسته‏اند در این‌جا  نمونه‌هايي را ذکر مي‌کنيم:

«اِذا تَوَضّأ كادوُا يَقْتَتلِوُنَ عَلى وُضوُئِهِ» ؛ هرگاه ـ پيامبر ـ وضو مى‏گرفت نزديك بود مسلمانان براى به دستآوردن آب وضوى او حضرت با هم بجنگند.

از امثابت روايت شده است كه: «رسول خدابر من وارد شد و از دهانه مشكى كه آويزان بود، ايستاده آب نوشيد و من برخاستم و دهانه مشك را بريدم». در كتاب رياض الصالحين مى‏نويسد: «ام ثابت، دهانه مشك را بريد تا جاى دهان پيامبررا نگهدارى كند و به آن تبرك جويد».

از اسما دختر ابوبكر نقل شده است كه لباسي از پيامبرنزد ما بود هرگاه مريض مى‏شديم آن را آب مي‌کشيديم و مى‏نوشيديم و شفا مى‏يافتيم:

«اَنَّها أَخْرَجَتْ جُبَّةً طَيالِسيّةً كَسْرَوانيةً لَها لِبْنِةٌ ديباجٌ وَ فَرْجَيْها مَكْفوُفَيْنِ بِالدّيباجِ وَ كانَ النَّبىُ يَلْبِسُها فَنَحْنُ نَغْسِلُها لِلْمَرْضى نَسْتَشفى بِها».

تبرک حضرت زهرا به خاك قبر رسول خدا؛ به گونه‏اى كه مشتى از خاك قبر را برمى‏داشت و بر چشمان خود مى‏گذاشت و مى‏گريست.

تبرك ابو ايوب ‌انصارى به قبر پيامبر؛

تبرك بلال به قبر پیامبر اکرم : در روایت است که بلال اذان‌گوى پيامبرصورت خود را بر قبر او مى‏گذاشت.

سمهودى مى‏گويد:  «مسلمانان به خاك قبر پيامبر6و قبر حمزه بلكه خاك مدينه تبرك مى‏جستند».

انس ابن مالک مي‌گويد: «ابو طلحه نخستین کسی بود که پس از اصلاح و کوتاه کردن سر و صورت رسول خدااز موی آن حضرت برمی داشت.»

تبرک به ظرفی که حضرت از آن استفاده کردند: «قال ابو برده قال لی عبدالله بن سلام الا اسقیک فی قدح شرب النبی فیه.» 

تبرک به قبر آن حضرت، این روایت در پاسخ نخست که مربوط به قحطی در زمان خلیفه دوم بود بیان شد.

تبرک به عصا، لباس و انگشتر،  تبرک در اماکنی که رسول خدا6در آنجا نماز خوانده بودند:

عن موسی بن عقبه قال رایت سالم بن عبدالله یتحری اماکن من الطریق فیصلی فیها و یحدث ان اباه عبدالله بن عمر کان یصلی فیها، و انه  رای النبی یصلی فی تلک الامکنه.

موسی بن عقبه مي‌گويد: «سالم پسر عبدالله عمر را در سفر، دیدم که در پی اماکنی  بود تا در آن نماز بخواند و همواره می‌گفت: پدرم عبدالله در این مکان‌ها نماز می‌خواند و پدرم نماز خواندن پیامبراکرم9 را در این مکان‌ها دیده بود.»

عبد اللّه‏ بن حنبل مى‏گويد: «از پدرم حكم مسّ، درباره تبرك و بوسيدن منبر رسول خدا6و قبر آن حضرت براي جلب ثواب خداوند، پرسيدم ايشان گفت: اشكال ندارد».

ديدگاه شيعه

بديهي است كه ملاك تبرك در حال حيات و مرگ يكى است، اگر تبرک به آب وضوى پيامبر6جايز است، تبرك به قبر او كه مدفن بهترينِ انسان‏ها و كامل‏ترينِ آنهاست اولويت دارد و نيز به فرزندان ايشان و به قبور و ضريح آنان نيز تبرك صحيح است. كسى كه ضريح را مى‏بوسد و يا بر آن دست مى‏كشد در واقع وجود مقدس پيامبر6و امامان معصوم را احترام كرده است. تبرك نشانه محبت و عشق به آنان است. تبرك همان اظهار عشق و تجلى آن است چنانکه شاعر گويد:

«أمر على الديار ديار سلمى

أقبل ذالجدار و ذالجدار

و ما أحب الديار شغفن قلبى

ولكن حُبّ من سكن الديارا»

بر ديوار سلمى مى‏گذرم. اين ديوار را مى‏بوسم. دوستى آن ديار، قلب مرا شاد نمى‏سازد بلكه محبت ساكن آن است كه مرا به وجد و سرور مى‏آورد.

تبرك با همان ملاك كه در نوشيدن از چشمه زمزم، دست كشيدن به خانه خدا و اقامت در سرزمين‏هاى مقدس و... شرك نيست. در زيارت پيامبران، اوليا، شهدا و صالحان براي مقام و عظمتى كه در پيشگاه خداوند دارند و خداوند روح و قبر آنان را منشأ بركت قرار داده است، موجب شرك نيست و ملاك شرك بر آن صدق نمى‏كند؛ قرآن كريم از قول حضرت يوسف مى‏فرمايد: اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً..﴿يوسف، 93

پيراهن مرا ببريد و بر صورت پدرم افكنيد تا ديدگانش بينا گردد.

اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً..

آنگاه كه بشارت‌دهنده آمد  پيراهن را بر رخسار او افكند بينايى وى بازگشت.

آيا رفتار يعقوب و يوسف كه هر دو از پيامبران بزرگ الهىاند مبناى توحيدى نداشته است؟

البته اگر كسى اين اعمال را به قصد عبادت انجام دهد عمل او بدعت است؛ زيرا عبادت به دستور شارع بستگي دارد. امّا اگر كسى از روى محبّت و شرافت صاحب قبر، اين كار را انجام دهد عمل او عبادت نيست تا انجام آن حرام باشد؛ چنان‌كه آويخته شدن به پرده كعبه و چسبيدن به مستجار بايد به نيت محبت و اشتياق به خانه خدا و خداى كعبه و نيز تقرب به خدا و اميدوارى به نجات از آتش دوزخ در روز قيامت باشد. خلاصه مطلب اين است كه با مطالعه سيره و روش اهل بیت و صحابه، به خوبى آشکار مى‏شود كه صحابه به تمام آثار پيامبر اكرم6حتى پس از مرگ آن حضرت تبرك مى‏جسته‏اند؛ چنان‏كه خالد بن وليد در جنگ‏ها، موى آن حضرت را همراه خود مى‏برد و آن را مايه بركت مى‏دانست. ابن سيرين مى‏گويد: يك موى پيامبر اكرم نزد من از دنيا و آنچه در آن است محبوب‏تر است؛  بدين جهت از ديدگاه شيعه تبرك  جستن جايز است، البته چون طواف از عبادات مختص خداوند بزرگ است اين کار در اطراف قبور ائمه و بزرگان جايز نيست؛ ولى چنان‏چه طواف به قصد عبادت انجام نشود و بلكه به قصد تبرك و برآورده شدن حاجت باشد شرك نيست. در روايات بيان شده است كه: «الطواف بالبيت صلاه»؛ بنابراين، زيارت ائمه كه در ظاهر به صورت طواف ديده مى‏شود، در واقع نوعى تبرك‌جويى است و زاير معمولا دوست دارد در چند طرف قبر دعا کند و با دست كشيدن و بوسيدن ضريح به آن تبرك جويد؛ زيرا بر اساس روايتى كه مورد قبول همه مسلمانان است -انّما الاعمال بالنيّات- عمل آدمى به نيت او بستگى دارد. هر عملى كه به قصد عبادت غير خدا انجام گيرد حرام و شرك است. بدين جهت سپاس‏گويى مردم نسبت به يكديگر چون به قصد عبادت نيست اشكال ندارد.

ارسال نظر