تفکرات وهابیت و خطرات آن
تاریخ انتشار : 1395/3/8

سوال

خطرات تفکر افراطی وهابیت برای جهان اسلام چیست؟

پاسخ

محمد بن عبد الوهاب مؤسس گروه وهابيت در سال 1111 هجري متولد شد و در سال 1206 هـ از دنيا رفت، دوران كودكي خود را در شهر خود (عينيه) در حجاز و به ويژه نجد سپري كرد، بعد از مدتي وارد حوزه علميه حنبلي شد و نزد علماي (عينيه) به فراگيري علوم پرداخت، براي تكميل دروس خود وارد مدينه منوره شد، بعد از آن شروع به مسافرت به كشورهاي اسلامي نمود، چهار سال در بصره و پنج سال در بغداد اقامت نمود، به ايران نيز مسافرت كرد، در كردستان يك سال و در همدان دو سال ماند، آن گاه سفري به اصفهان و قم نمود، و بعد از فراگيري فلسفه و تصوف به كشور خود، حجاز باز گشت و با پدرش به شهر (حريمله) هجرت كرد، و تا وفات پدرش در آن جا ماند، در حالي كه پدرش از او راضي نبود.

از آن جا كه محمد بن عبدالوهاب عقايد خرافي خود را كه بر خلاف عامه مسلمانان و در حقيقت همان عقايد ابن تيميه بود منتشر مي ساخت، بعد از فوت پدرش خواستند او را بكشند كه به شهر خود (عينيه) فرار كرد و از آن جا به (درعيه) شهر مسيلمه كذاب گريخت و در درعيه با محمد بن سعود ـ جد آل مسعود كه امير آن شهر بود ملاقات كرد، قرار شد محمد بن سعود او را ياري كند و در عوض او نيز حكومتش را تأييد نمايد، اولين كار او اين بود كه حكم به كفر و شرك و ترور امير (عينيه) داد و سپس آل سعود را براي حمله به عينيه تشويق كرد، در اثر آن حمله تعداد زيادي كشته، خانه هايشان غارت و ويران شد و به نواميس شان هم تجاوز نمودند، وهابيون به اين ترتيب حركت خود را به اسم نصرت و ياري توحيد و محاربه با بدعت و شرك و مظاهر آن شروع كردند.(1)

محمد بن عبدالوهاب بر اساس برداشت نادرستي كه از (توحيد) و (شرك) دارد، بسياري از اعمال مسلمين از قبيل شفاعت خواستن از اولياي الهي، توسل به انبيا و اوليا، برپايي عزا در سوگ اوليا، تبرك به آثار انبيا و اوليا، دعا خواندن در كنار قبور اوليا، زيارت قبور اولياي خدا، ساختن بنا بر قبور انبيا و اوليا، كمك خواستن از اولياي الهي، نذر براي پيامبر يا ولي، اقامه عزا و مجلس فاتحه و ... را شرك و عاملان به آن ها را مشرك مي خواند، و جان و مال و ناموس آن ها را حلال مي شمرد.(2) وي با صراحت مي گويد: مشركين زمان ما از مشركين عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ كه آن حضرت با آن ها جنگيد بدترند، به دو دليل، اولا: مشركين زمان پيامبر تنها در حال آرامش بغير خدا متوسل مي شدند، ولي مشركان زمان ما در آرامش و گرفتاري هر دو به غير خدا متوسل مي شوند، ثانيا: مشركان جاهليت سنگ و چوب را مي پرستيدند كه مخلوق و مطيع خدا بودند ولي مشركان عصر ما، افراد فاسق را مي پرستند(3) به اين ترتيب خون و مال و ناموس آن ها مباح تر است.

بعد از آشنايي اجمالي با موسس و تفكر و عقيده و ديدگاه گروه وهابيت، بجا خواهد بود كه به برخي از خطرات ناشي از اين تفكر براي اسلام و مسلمين نيز اشاره شود.

1. ايجاد شبهه و ترويج شبهات:

 يكي از خطرات ناشي از تفكر وهابيت، ايجاد شبهه و ترويج شبهات است، زيرا اين گروه، مسائلي را كه همه مسلمانها به عنوان مسائل اسلامي يا مسائل عرفي كه هيچ گونه مخالفتي با توحيد ندارند، بر صحت آن ها اتفاق نظر دارند، مانند مسائلي كه قبلا به آن ها اشاره شد از قبيل شفاعت و توسل و ساختن مسجد برقبور اوليا و ... را مظاهر شرك و عاملين به آن ها را، به عنوان مشرك تبليغ و ترويج مي كنند، اين تبليغات را در راستاي تفكر توحيدي وهابيت و جذب مسلمين به اين تفكر و تخطئه و شرك آلود بودن تفكر ساير مسلمين، انجام مي دهند، بنابراين ترويج شبهات ناشي از تفكر وهابيت خطري است جدي كه لازم است مسلمان ها متوجه آن بوده و براي آن چاره انديشي نمايند.

2. كشتن مسلمانان:

 يكي ديگر از خطرات ناشي از تفكر وهابيت، كشتن و قتل عام مسلمانان است. شاهد زنده و گوياي اين مدعا، قتل عام مردم طائف، و حجاج ايراني در حرم امن خدا، و از آن ها وحشتناكتر قتل عام مردم (عراق و كربلا) در سال 1216 بود كه يك صد و پنجاه هزار تن را بخاك و خون كشيدند و در كوچه هاي كربلا جوي خون راه انداختند.(4) جرم آن ها اين بود كه عقيده باطل و خرافي وهابيت را نپذيرفتند، اين گروه گمراه نام اين جنايت هولناك را، جهاد في سبيل الله و مبارزه براي نشر توحيد گذاشتند، وهابيون كه مسلمانان عصر ما را به دو دليل از مشركان عصر جاهليت بدتر مي شمرند و با چنين قضاوت معلوم است كه چه بر سر مسلمانان خواهند آورد.

3. نابود كردن گرانبهاترين آثار تاريخي اسلام:

 يكي ديگر از خطرات ناشي از تفكر و عقيده وهابيت نابود كردن گران بها ترين آثار تاريخي اسلام است، زيرا بر اساس تفكر اين گروه منحرف، ساختن بنا و گنبد و بارگاه بر قبور ائمه ـ عليهم السلام ـ و پاكان و صالحان، از آثار شرك و بدعت است، منفجر و تخريب كردن گنبد و بارگاه حرم مطهر عسكريين در 23 محرم 1427 در سامرا و تخريب و انهدام قبرستان بقيع در سال 1344 كه مهمترين قبرستان در اسلام است و بخش مهمي از تاريخ اسلام را در خود جاي داده و كتاب بزرگ و گويايي از تاريخ مسلمين است، بدست گروه گمراه وهابيت(5) بر اساس تفكر غلط و عقيده باطل آنان، براي ترويج توحيد و مبارزه با آثار شرك، صورت گرفته است.

4. ايجاد اختلاف و ناامني:

 يكي از خطرات ناشي از تفكر وهابيت، ايجاد اختلاف و ناامني در ميان مسلمانان است، كه امروزه كشتار شيعيان در عراق و پاكستان در مسجد و در حال نماز و در مراسم عزاداري امام حسين ـ عليه السلام ـ با استفاده از ترورهاي بيرحمانه و ريختن خون اين طائفه از مسلمين اعم از زن و مرد و كودك و بزرگ، در راستاي اين هدف پليد صورت مي گيرد، زيرا چنين اعمال وحشيانه و ضد اسلامي و انساني، جز ملتهب ساختن جو اجتماعي و ايجاد نا امني و شعله ور ساختن آتش اختلاف و بد بيني و به جان هم انداختن مسلمانان و در نتيجه تضعيف و ناتوان ساختن آنان، و از اين طريق آب به آسياب دشمن ريختن، ثمره و نتيجه ديگري نمي تواند داشته باشد، و اين همان چيزي است كه استكبار جهاني با تمام توان و قدرت براي رسيدن به اين هدف شوم تلاش مي كند.

5. جلوگيري از پيشرفت:

 يكي از خطرات ناشي از تفكر خشك و منجمد وهابيت، جلوگيري از پيشرفت مسلمين در عرصه هاي مختلف زندگي است، زيرا اين گروه متحجر هرگونه مظاهر زندگي جديد و مشاركت زنان در عرصه اجتماعي و لو براي تحصيل دانش، و خدمت به نيازمندان را، بدعت و خلاف شرع مي دانند، دليل زنده و گويايي اين خطر عمل طالبان است، كه وقتي در افغانستان به قدرت رسيدند، مدارس دخترانه را تعطيل و كار كردن زنان در خارج از خانه را ممنوع، و تلويزيون ها را شكستند و دوربين هاي عكاسي را كه چشم شيطان مي دانند، به زمين كوبيده و زير پا خرد كردند، بدين جهت بود كه وقتي امريكايي ها بر آن ها حمله كردند، نه تنها كسي از آن ها دفاع نكرد بلكه به سقوط آن ها كمك كردند، و امريكايي ها را بر آن ها ترجيح دادند، چون فكر مي كردند كه با سلطه آنان از علم و دانش و آزادي و پيشرفت و هرگونه مظاهر زندگي جديد، هر چند مثبت و مفيد محروم خواهند شد، متأسفانه تفكر و اعمال اين گروه متحجر و متعصب و خشن، دوست و دشمن را از اسلام بيزار، و ضربه دردناكي به اسلام و مسلمين، وارد آورده و سد راه گسترش آن گرديدند.

 

1. رضواني، علي اصغر، شيعه شناسي و پاسخ به شبهات، ج2، ص 536، دارالحديث 1384.
2. رضواني، علي اصغر، شيعه شناسي و پاسخ به شبهات، ج1، ص 125، دار الحديث 1384.
3. مکارم شيرازي، ناصر،وهابيت بر سر دو راهي، ص 39، مدرسه الامام علي بن ابي طالب، به نقل از شرح کشف الشبهات، ص 100.
4. مکارم شيرازي، ناصر، وهابيت بر سر دو راهي، ص 34، مدرسه الامام علي بن ابي طالب، 1384.
5. مکارم شيرازي، ناصر، شيعه پاسخ مي گويد، ص 102، مدرسه الامام علي بن ابي طالب، 1384

ارسال نظر