تاریخ انتشار : 1395/3/6

نام جمعیت اخوان‌المسلمین با نام حسن البنّا مؤسس آن گره خورده است. حسن البنّا (1906-1949) با توجه به بحران سیاسیِ به وجودآمده بعد از الغای خلافت عثمانی در 1924 و رواج تفکرات غربی و گسترش فساد و بی‌دینی در جامعۀ مصر، با هدف احیای فرهنگ دینی در جامعه، اقشار مختلف مردم و جوانان را به عضویت در جمعیت اخوان‌المسلمین دعوت کرد. دعوت او متأثر از حرکت بیداری اسلامی سید جمال‌الدین اسدآبادی و عبده بود. بنّا که پیگیر تفکرات رشید رضا در مجله المنار بود، اندیشۀ تشکیل حکومت اسلامی با تکیه بر بیداری ملت‌ها و گرایش به سلف و اسلام زدوده از انحرافات را نیز از او گرفت. به همین دلیل برخی اخوان‌المسلمین را برگرفته از مکتب رشید رضا محسوب کرده‌اند. نتیجۀ گفت‌وگوها و سخنرانی‌های البنّا تشکیل انجمن شش‌نفره‌ای در شهر اسماعیلیه بود که حاضر بودند جان خود را در راه اعتلای اسلام فدا کنند. آنها البنّا را به رهبری خود انتخاب کردند و به پیشنهاد او خود را اخوان‌المسلمون، یعنی برادران مسلمان، نامیدند.

البنّا به عنوان رهبر اخوان‌المسلمین گفت‌وگوها و سخنرانی‌های خود را در محافل مختلف شروع کرد و مخاطبان خود را به عضویت در این گروه دعوت می‌کرد. این گروه به سرعت گسترش پیدا کرد. در 1929 البنّا مجوز رسمی فعالیت را تحت عنوان «جمعیت اخوان المسلمین» دریافت و در شهرهای اطراف اسماعیلیه نیز عضوگیری کرد. دومین شعبۀ این گروه در شهر قاهره دایر شد. البنّا در برنامه‌ای درازمدت فعالیت جمعیت اخوان‌المسلمین را به سه مرحله تقسیم کرد: دعوت و تبلیغ دین؛ سازماندهی جمعیت اخوان؛ و فعالیت و مبارزه. این سه مرحله از ابتدای فعالیت اخوان تا ترور البنّا در مجموع بیست سال طول کشید. البنّا به کمک وام‌هایی که از تجار می‌گرفت اقدام به ساخت مسجد، باشگاه و کارگاه ویژۀ اخوان می‌کرد. او حتی هدیۀ شرکت انگلیسی کانال سوئز را رد نکرد، اما کمک دولتی را که مشروط به همراهی با دولت بود رد کرد. مشی او در معرفی جماعت به عنوان تشکلی دینی حساسیت دولت دربار و انگلیسی‌ها را که بر مصر نفوذ داشتند و کانال سوئز را در اختیار گرفته بودند برنمی‌انگیخت؛ اما با توسعۀ تشکیلات اخوان، سایر گروه‌ها دست به کار متهم کردن اخوان شدند.

در 1935 دو نماینده از اخوان به فلسطین سفر کردند و با مفتی فلسطین حاج امین الحسینی ملاقات کردند. آن دسته از دانشجویان سوری در مصر که عضو اخوان شده بودند در این سال‌ها گروه‌های مختلفی را به وجود آورده بودند؛ این گروه‌ها در سال‌های 1937 و 1938 متحد شدند و اولین شعبۀ اخوان را در خارج از مصر تشکیل دادند. در آن زمان گروه‌های مختلف حزب وفد و جنبش مصر جوان با تشکیلات خاص خود فعالیت می‌کردند. مخالفت این گروه‌ها زمانی علنی شد که اخوان در مراسم تاج‌گذاری با ملک فاروق هیجده‌ساله در 1937 در مراسمی با جلوه­ای مذهبی بیعت کردند. حزب وفد این حرکت را دخالت دادن دین در اموری می‌دانست که به دین مربوط نیست، و با آن مخالف بود. این مسئله موجب مخالفت دربار با وفد و حمایت از اخوان شد. پس از سازماندهی و تأسیس دفتر تبلیغ و مکتب ارشاد و برگزاری کنفرانس‌های دوره‌ای و تشکیل گروه پیشاهنگی، حسن البنّا با استفاده از تنش موجود میان دربار و حزب وفد اعلام کرد که از این پس از قدرت اجتماعی خود برای اعمال فشار بر حکومت استفاده خواهد کرد. البنّا پیش از این با نوشتن نامه به پادشاه و رؤسای حکومت آنها را نصیحت کرده بود. اما در 1938 تصمیم گرفت از حالت مبلّغ و ناصح خارج شده، وارد مبارزات سیاسی شود. البته البنّا مخالفت خود را با هر گونه خشونت و انقلاب یا کودتا اعلام کرد و مبارزه به شیوۀ مسالمت‌جویانه را راه صحیح می‌دانست و معرفی می‌کرد. اما شیوۀ مسالمت‌جویانۀ البنّا و اعتقاد به روش‌های قانونی به مذاق برخی از اعضای اخوان خوش نیامد و این عده تحت عنوان «جمعیت جوانان محمد» از اخوان جدا شدند. دو سال بعد تحت فشار انگلیس البنّا تبعید و فعالیت اخوان تعطیل شد، اما چیزی نگذشت که وی با فشار پارلمان بازگردانده شد. در 1942 البنّا نامزد عضویت در پارلمان شده بود، ولی با توافق با حزب وفد از این کار صرف نظر کرد و در عوض آزادی عمل بیشتری برای اخوان کسب کرد.

به دنبال آن البنّا نیز همانند احزاب مختلف مصر، که گروهی سرّی برای فعالیت‌های نظامی داشتند، به تشکیل گروه سرّی و آموزش نظامی اعضای آن پرداخت. هدف از تشکیل این گروه مبارزه با اشغالگران خارجی و رفع موانع تبلیغ دین اعلام شد. اما برخی معتقدند البنّا برای آرام کردن هواداران عجول خود با شکل‌گیری این گروه موافقت کرد. این گروه در اولین اقدام داخلی خود احمد ماهر پاشا، نخست‌وزیر و رئیس حزب سعد، را به اتهام تقلب در انتخابات و جلوگیری از راه‌یابی اخوان به پارلمان در 1945 ترور کرد.

یک سال بعد شعبۀ اخوان‌المسلمین در فلسطین بعد از سال‌ها فعالیت رسمیت یافت. هم‌زمان در اردن و سودان نیز شعب اخوان رسماً آغاز به کار کردند. اعضای این شعب در همان سال در مکه گرد هم آمدند تا در حضور البنّا در زمینه مسائل جهان اسلام به تبادل نظر بپردازند. حکومت سعودی با اینکه با اخوان همکاری می‌کرد اما اجازۀ تأسیس شعبه‌ای از اخوان در عربستان را به آنها نداد. در مصر حزب وفد با اخوان‌المسلمین در زمینه شرکت در انتخابات و تأیید یا رد قراردادهای مصر با انگلیس اختلاف نظر داشت. این اختلاف به کشمکش میان دو حزب انجامید. برخی از اعضای اخوان، که نظری مخالف البنّا داشتند، به طرفداری از حزب وفد، در میان اخوان دودستگی ایجاد کردند؛ اما طرح تقسیم فلسطین در 1948 و شرکت اخوان در جنگ با اسرائیل، موقعیت البنّا را تقویت کرد و اوضاع را تحت کنترل او درآورد. در همان سال کودتا علیه امام زیدی‌مذهب یمن با زمینه‌سازی اخوان اتفاق افتاد و البنّا نیز از آن حمایت کرد. این حادثه این پیام را به پادشاه مصر داد که اخوان می‌تواند علیه او نیز کودتا کند. اخوان در کنار فعالیت سیاسی و حمایت از کودتاگران یمنی، در میدان جنگ با اسرائیل هم حضور داشت. دولت نقراشی مخالف دخالت مصر در جنگ با اسرائیل بود اما مصر با دستور ملک فاروق وارد این جنگ شد. در زمانی که اعضای اخوان در میدان مبارزه با اسرائیل بودند، نقراشی، نخست‌وزیر وقت مصر، اخوان را منحل، و دستور بازداشت اعضای آن را صادر کرد. گروه سرّی اخوان‌المسلمین در 28 دسامبر 1948 در نبود حسن البنّا که به حج رفته بود نقراشی را ترور کرد. هرچند البنّا این ترور را محکوم کرد، اما مسئول این حادثه شناخته شد و دو ماه بعد خود او نیز ترور شد. از جمله علل ترور البنّا ترس فاروق از کودتای اخوان و فعالیت او برای آزادسازی فلسطین بیان شده است.

برای دسترسی به محتویات کتاب به ضمیمه ایمیل مراجعه فرمایید.

فایل های پیوستی
اخوان المسلمین
این فایل 91 بار دانلود شده است
ارسال نظر