تاریخ انتشار : 1395/3/6

مولوی محمد الیاس کاندهلوی (1884-1943) یکی از فارغ‌التحصیلان مکتب دیوبند، جماعة التبلیغ را در 1927 در شبه‌قاره هند تأسیس کرد. محمد الیاس میدید که بسیاری از مسلمانان شبه‌قاره هند از اسلام چیزی نمی‌دانند و اختلاط با هندوها باعث شده از مسلمانی جز نامی برایشان باقی نماند. او مشکل اساسی را در ابلاغ نشدن عمومی تعالیم دینی در بین مردم جامعه میدید. از طرفی، حوزه‌های علمیه برنامهای برای ابلاغ سراسری نداشتند، و از طرف دیگر، مردم هم نمیتوانستند کار و زندگی را برای فراگیری علوم رها کنند. محمد الیاس چاره کار را در تشکیل گروه‌های تبلیغی دید. وی این مسئله را با برخی شیوخ خود، همچون رشید احمد گنگوهی و اشرف‌علی تهانوی، در میان گذاشت. محمد الیاس حرکت خود را با تبلیغ در میان کودکان منطقه میوات آغاز کرد. بدین‌منظور مکتب‌خانههایی برای تعلیم قرآن کریم تأسیس شد که پس از چندی تعداد آنها به حدود 260 مکتب‌خانه رسید.

 در 1344ق.، در سفر به مدینه، با اندیشه‌های تبلیغی محمد سعید نورسی آشنا شد و علاج کار را در اجرای شیوه تبلیغی او در هندوستان دید. لذا هنگام بازگشت به هندوستان این شیوه را با شیوخ خود، رشید احمد گنگوهی و اشرف‌علی تهانوی در میان گذاشت و با تأیید آنها، عملیات تبلیغی با شیوه جدید را آغاز کرد.

محمد الیاس برای گسترش این شیوه، هر جمعه بین مردم حاضر میشد. برای آنها وعظ و خطابه میکرد و در همان روز از مردم وعده میگرفت که برای ادامه کار در فلان روز، این جماعت تشکیل شود. مردم از نقاط مختلف برای گوش دادن به سخنان او در موعد مقرّر جمع می‌شدند. کمکم افرادی به این کار علاقه نشان دادند و تبلیغات به این شیوه در تمامی مناطق میوات گسترش یافت. کاندهلوی نخستین جماعت را به زادگاهش کاندهله و دیگری را به رائیفور می‌فرستد. در این جماعت حدود 10 نفر مشارکت داشتند. در 1933 محمد الیاس حدود 200 نفر را برای مدت دو ماه از میوات به دهلی می‌فرستد و بعد از ارشادها و تعلیمات حسین احمد مدنی، جماعات را به نقاط مختلف اطراف دهلی اعزام می‌کند.

برنامه تبلیغی - تأسیسیِ کاندهلوی روند تکاملی خود را پیمود و به حدی رسید که در اجتماع  1940، یعنی 13 سال بعد از تأسیس جماعت، که در میوات برگزار شد، حدود 25 هزار نفر شرکت کردند که بسیاری از آنها با پای پیاده از راه‌های دور آمده بودند.فعالیت جماعت در منطقه میوات تحول بسزایی در شبه‌قاره هند ایجاد کرده بود، به نحوی که تعجب برخی صاحب‌نظران، همچون ابوالأعلی مودودی، را برانگیخته بود.

بعد از وفات محمد الیاس در 1943، امیریِ جماعت به فرزندش محمد یوسف کاندهلوی واگذار شد، اما مدت امارت وی کم بود و محمد یوسف در 1945 از دنیا رفت. بعد از وی، محمد إنعام حسن، رفیق و همیار تبلیغی محمد یوسف، به امیریِ جماعت برگزیده شد. در دوره إنعام حسن، جماعت در کشورهای جهان اسلام به خصوص کشورهای عربی گسترش یافت، به حدی که با تحسین موافقان و واکنش مخالفان روبه‌رو شد و آثار متعددی به نگارش درآمد. بعد از مرگ إنعام حسن تا مدتی، تعدادی از بزرگان، جماعت را به صورت مجلس استشاری اداره می‌کردند. آنها معتقد بودند حضرت مهدی(عج)، امیرِ جماعت است و تا زمان ظهور حضرت، جماعت باید به صورت استشاری اداره شود تا حضرت به دنیا بیاید و امیری جماعت را بر عهده بگیرد. این راهکار دوامی نیاورد و اظهار حسن، فرزند إنعام حسن، به امیری برگزیده شد که در همان سال از دنیا رفت و فرزندش زبیر به امیری پنجم جماعت انتخاب شد، که تا به امروز امیری جماعت را بر عهده دارد.

فایل های پیوستی
جماعة التبلیغ
این فایل 102 بار دانلود شده است
ارسال نظر