همایش بین المللی خطر جریانهای تکفیری در دنیای امروز؛ مسئولیت علمای جهان اسلام
تاریخ انتشار : 1395/3/13

همایش بین المللی «خطر جریانهای تکفیری در دنیای امروز؛ مسئولیت علمای جهان اسلام» تحت اشراف حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی و حضور حضرت آیات عظام سبحانی، حسینی بوشهری مدیر حوزه های علمیه ایران، اعرافی رئیس جامعه المصطفی العالمیه، تسخیری، حجت الاسلام سعیدی امام جمعه قم، دکتر علی اکبر ولایتی در تاریخ 8 بهمن ماه 1394 در مدرسه امام کاظم(ع) برگزار شد.

 

دعوت از میهمانان داخلی:

دعوت بیش از 1600 نفر شخصیت های علمیِ حوزوی، دانشگاهی و فعال در عرصه مقابله با جریان های تکفیری؛

حضور میهمانان داخلی مدعو: 750 نفر؛

 

حضور میهمانان خارجی:

حضور بیش از 150 نفر از کشورهای؛ پاکستان، ترکیه، تونس، روسیه، سنگال، عراق، فلسطین، گرجستان، لبنان، مصر، نیجریه، تانزانیا، ساحل عاج، بنگلادش، تایلند، میانمار، عربستان، کنیا، مالی، غنا، سوریه، سودان، عمان، آلبانی، یمن و هند؛

 

حضور دیپلمات های کشورهای خارجی مقیم ایران:

تعداد 20 نفر از سفارت کشورهای افغانستان، عراق، سوریه، سنگال، بنین، تایلند، روسیه، هند، مالزی، ویتنام، تاجیکستان، قرقیزستان و ... ؛

 

حضور میهمانان اهل‏سنّت داخلی:

تعداد 61 نفر علمای اهل‏سنّت از 12 استان تهران، آذربایجان غربی، کردستان، بوشهر، هرمزگان، خراسان رضوی، خراسان شمالی، خراسان جنوبی، فارس، کرمانشاه، گلستان، و سیستان و بلوچستان.

 

برنامه های جانبی میهمانان خارجی کنگره:

دیدار سفرا و میهمانان کشورهای خارجی با حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)؛

دیدار با آیت الله اعرافی و بازدید از جامعه المصطفی العالمیه؛

حضور در حرم حضرت معصومه و شرکت در نماز جمعه قم؛

 

برنامه جانبی میهمانان اهل‏سنّت داخلی:

دیدار با حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)؛

بازدید از جامعه المصطفی العالمیه؛

دیدار با رئیس و استادان دانشگاه ادیان و مذاهب قم؛

 

 فعالیت های رسانه ای

نشست خبری دبیر مجمع جهانی بیداری اسلامی، جناب آقای دکتر ولایتی، و رئیس دبیرخانه کنگره حجت الاسلام والمسلمین دکتر حکیم الهی با حضور بیش از 60 رسانه داخلی و خارجی در تهران قبل از برگزاری همایش؛

نشست ویژه آیت الله اعرافی با حضور بیش از 350 خبرنگار داخلی و خارجی پس از همایش؛

پخش تولیدات رسانه از شبکه های داخلی و برون مرزی یک هفته قبل از برگزاری همایش؛

پوشش اخبار همایش از طریق شبکه های تلویزیونی، خبرگزاری ها، رسانه ها و روزنامه ها با حضور:

بیش از 300 خبرنگار از 110 رسانه داخلی

بیش از 50 خبرنگار از 20 رسانه خارجی

 

پوشش همایش و پخش زنده آن از شبکه های: یک صدا و سیما، شبکه خبر و شبکه قم.

گزارش خبری کنگره در: اخبار ساعت 14 شبکه یک؛

اخبار ساعت 19 شبکه یک؛

اخبار ساعت 21 شبکه یک؛

کلیه بخش های خبری شبکه قم؛

شبکه خبر در چند بخش به صورت خبری-تحلیلی؛

شبکه پرس تی وی به صورت خبری-تحلیلی؛

شبکه العالم به صورت خبری-تحلیلی؛

شبکه ماهواره ای المیادین؛

شبکه ماهواره ای الأخباریه؛

شبکه ماهواره ای الأتجاه؛

شبکه ماهواره ای الغدیر؛

شبکه ماهواره‏ای ولایت.

 

مصاحبه رئیس دبیرخانه به صورت زنده و تولیدی با بیش از 30 شبکه داخلی و خارجی رادیویی، تلویزیونی و خبرگزاری؛

مصاحبه مدیر بین الملل کنگره به صورت زنده و تولیدی با حدود 5 شبکه داخلی رادیویی، تلویزیونی و خبرگزاری؛

پوشش خبری در اکثر مطبوعات نوشتاری:

صفحه اول روزنامه های: اطلاعات؛ جمهوری اسلامی؛ رسالت؛ حمایت؛ خراسان؛ فرهیختگان.

صفحه دوم روزنامه های: ایران؛ کیهان در یک ستون کامل.

 

 سخنرانی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

الْحَمْدُ للهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِی لَوْلاَ أَنْ هَدَانَا اللهُ

 السلام عليكم ورحمه الله

قبل از هر چيز لازم می دانم از حضور شما علما و انديشمندان و سفرای محترم كشورهای مختلف و ميهمان های داخلی و خارجی اين همايش كه دعوت ما را اجابت کردید و از راه‏های دور و نزدیک در اينجا گرد هم آمديد، صميمانه تشكر كنم. اميدوارم اين همايش در سايه لطف پروردگار برای جهان اسلام خصوصاً و برای بشريت عموماً، مفيد و كارساز باشد. «انه علی كل شیء قدير وبالاجابه جدير»

چند نکته ضروری:

در ابتدای سخن ذکر چند نکته را ضروری می‏دانم:

اوّلا: این همايش يك همايش کاملاً علمی است و نه سیاسی و لذا امور سیاسی از حوزه این همایش خارج است.

 ثانيا: ما به مقدسات همه مذاهب اسلامی جداً احترام می گذاريم و این را یک اصل می‏دانیم.

 ثالثا: ما سعی داريم با اين همايش إن شاءالله به دو هدف مهم نزديك  شويم:

نخست اين كه ريشه های افكار تكفيری را بيشتر بشناسيم و با دلائل منطقی آنها را پاسخ دهیم تا جوانان ساده لوح، فريب سردمداران و رهبران جاه‏طلب گروه‏های تكفيری را نخورند و جذب آنها نشوند.

 ديگر اين كه علمای اسلام با صدای واحد از گروه‏های تکفیری برائت جویند و دامان اسلام را از لوث افكار تكفيری ها بشويند. ما باید اعلام کنیم کسانی که اسلام را دين قساوت و خون ريزی و كشتار و ويرانی معرفی می كنند، از ما نیستند. آنها بدترين بهانه را به دست اسلام‏ستيزان می دهند و باعث گسترش اسلام‏هراسی در جهان می‏شوند در حالی که اسلام دين رحمت و محبت است.

ما همه روزه بارها در نمازهايمان خدا را به رحمانيت و رحيميت يعنی رحمت عام و خاص توصيف می كنيم. پيغمبر اكرم9 نیز بر طبق مفاد آيه شريفه وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلاَّ رَحْمَه لِّلْعَالَمِينَ  وسيله رحمت برای همه جهانيان است، به عكس تكفيری ها كه مصداق وحشه للعالمين هستند!

قرآن می‏فرماید: وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّه وَرَحْمَه   خداوند پيوند همه انسان ها را با محبت و رحمت قرار داده، نه وحشت و نكبت و جنايت.

و در جای دیگر می‏فرماید: وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً   یعنی قرآن به همه ما دستور می دهد كه با تمام مردم جهان سخن نيك بگوييم و رفتار نيك داشته باشيم، مگر آنها كه با ما دشمنی می كنند.

به اين ترتيب می توان به همه مردم جهان اعلام كرد: اسلامی كه محمد مصطفی9 آورده آن است كه در اين همايش‏ها و مانند آن مطرح می شود و نه آنچه گمراهان تكفيری بی‏خبر از اسلام می گويند و انجام می دهند.

پس از این مقدمه به بیان چند محور اساسی می‏پردازم و امیدوارم سخنرانان بعدی این مباحث را بیشتر باز کنند و جوانب آن‏را بررسی نمایند و راه حل‏های عملی ارائه دهند:

 

محور اوّل: خسارات شش گانه شجرۀ شوم تکفیر

خسارت اوّل: آنها از يك سو به كشتار بی رحمانه مردم مسلمان و غیرمسلمان دامن می زنند، آن هم به بدترین صورت چون سربريدن مانند گوسفند، در قفس كردن و آتش‏زدن افراد و... و از همه وحشتناك تر اين است كه به هنگام انجام اين جنايات شعار اسلامی می دهند و الله اكبر می گويند.

خسارت دوم: آواره ساختن ميليون ها نفر از مسلمانان مظلوم كه گروهی از آنها در دريا غرق شدند و گروهی نیز با ذلت و خواری به كشورهای بيگانه پناهنده شدند در حالی كه قرآن می گويد: وَللهِ الْعِزَّه وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لاَ يَعْلَمُونَ

خسارت سوم: تخريب مساجد، قبور بزرگان اسلام و آثار باستانی است که هر كدام فوق العاده ارزشمند بوده اند.

خسارت چهارم: تخريب شهرها و زيربناهای اقتصادی، تخريبی كه شايد تا 50 سال ديگر نتوان آنها را مرمت كرد.

خسارت پنجم: همکاری گروه‏های تکفیری با دشمنان اسلام چون اسراییل و برخی کشورهای غربی و از آنها كمك‏گرفتن برای نابودی كشورهای اسلامی.

خسارت ششم: کشتار گروهی از غيرمسلمانان در عراق و سوریه و نیجریه كه هيچ جنگ و نزاعی با مسلمين نداشته و در كنار آنها مشغول هم‏زيستی مسالمت آميز بودند. به علاوه زنان غیرمسلمان را به صورت اسيرانی در بازارها فروختند و لكه ننگ ديگری بر دامان اسلام و مسلمين گذاشتند.

این در حالی است  كه قرآن صريحاً در سوره ممتحنه آيه 8 توصيه می كند: اشخاصی كه با شما سر جنگ ندارند متعرض آنها نشويد بلكه با آنها نيكی كنيد و عدالت در حق آنها رعايت نماييد كه خداوند عدالت پيشگان را دوست دارد. لّاَ يَنْهَاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِی الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِّنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ . بنابراين نه تنها نبايد متعرض آنها شد بلكه می توان با اين گونه اشخاص پيمان دوستی بست طبق صریح قرآن مجید.

اضافه بر اینها متاسفانه این جماعت تکفیری يك نوع احساس ناامنی در تمام دنيا به وجود آورده‏اند، زيرا مقيّد به هيچ قانون يا برنامه اخلاقی و انسانی نيستند و بر صغير و كبير رحم نمی كنند.

شاید بعضی آنها را به "گروه خوارج" در صدر اسلام تشبيه كنند و بگويند تكفيری ها و داعش و مانند آنها در واقع خوارج زمان ما هستند در حالی كه هرگز خوارج چنين جناياتی را مرتكب نشدند. آنها اين همه كشتار و تخریب وحشتناك به راه نیانداختند، آنها مساجد و قبور بزرگان دين را تخريب نكردند، آنها زنان غيرمسلمان را به بازار نبردند و نفروختند، آنها فحشاء بسيار زشتی به نام «جهاد نكاح» به راه نينداختند!

خوارج زمان ما قابل مقايسه با خوارج صدر اسلام نيستند، بلکه به مراتب خطرناك تر و زيان بارتر هستند.

وظيفه ما علمای اسلام از همه مذاهب اسلامی اين است كه دست به دست هم دهيم و كاری كنيم كه ريشه اين افكار انحرافی با منطق و استدلال سوزانده شود.

 محور دوم: دشمنی با همه مذاهب

این نکته نیز بسيار حائز اهميت است كه عداوت تكفيری ها تنها با شيعيان و پيروان مكتب اهل بيت نيست بلکه آنها با تمام مذاهب اسلامی كه عقايد انحرافی شان را نپذيرند، مخالفند و همه را كافر می دانند و خون و مال همه آنها را مباح می شمرند.

شاهد گويای اين مسأله سندی است كه ذيلاً از نظرتان می گذرد:

محمد بن عبدالوهاب خطاب به پيروان خود در نامه ای چنین می نويسد:

علمای مشركان (منظور علمای مكه و مدينه است) اقرار كرده اند كه مردم حرمين شريفين و بصره و عراق و يمن و ديگر شهرهای مسلمان‏نشين تاكنون مشرك بوده اند.

یعنی آنها اقرار كردند كه در حرمين شريفين، بصره و عراق و يمن آنچه انجام می شده شرك بر خداوند متعال بوده و همه مستحق اعدام بوده‏اند.

همان‏طور که می‏دانیم، هنگامی كه وهابيان مكه و مدينه را بعد از يك جنگ خونين به تصرف خود درآوردند، منشوری نوشتند و تمام علمای اهل‏سنّت اين دو شهر را مجبور كردند كه زير آن را امضا نمایند. آنها نيز به اجبار اعتراف كردند، توحيدی كه محمد بن عبدالوهاب آورده، توحيد خالص است و مردم مكه و مدينه و مصر و شام و ساير كشورهای اسلامی تا امروز كافر و مشرك بوده اند و افزوده اند: "انه الكفر المبيح للدم والمال والموجب للخلود فی النار؛ یعنی كفر آنها كفری است كه خون و مال آنها را مباح می كند و موجب اين می شود كه تا ابد در جهنم بمانند".

واضح است كه اين نامه در سایۀ شمشير به وسيله علمای اهل‏سنّت مكه و مدينه برای حفظ جانشان امضا شده است، همان گونه كه «يوسف كمال حنانه» در كتاب المسأله الحجازيه، ص11 می گويد: "بايع الحجازيون سلطان النجد والسيف فوق رقابهم والنطع تحت اقدامهم؛ حجازيون با حاكم نجد بيعت كردند در حالی كه شمشير بالای گردن آنها و نطع (سفره چرمی كه برای گردن زدن می گستراندند) زير پای آنها بود".

حداقل آنها از این مسأله مسلم اسلامی غافل بودند که به فرض آنها مجتهد بوده‏اند هیچ مجتهدی نمی‏تواند عقیدۀ خود را بر دیگران تحمیل کند، چه‏رسد به اینکه یک نفر بخواهد عقیدۀ خود را بر همۀ مجتهدان مکه و مدینه تحمیل نماید.

بنابراين نتيجه می گيريم تكفير آنها شامل همه مسلمين كشورهای اسلامی می شود،( و نه تنها شيعيان)، همان تكفيری كه به حلال‏بودن خون و مال آنها فتوا می دهد.

البته غيرمسلمانان به طريق اولی مشمول اين حكم تكفير می شود، زيرا بنيان‏گذار مذهب وهابيت در همان سند می گويد: (من لم يدخل فی هذه الدين ـ ای الوهابيه ـ فهو عندنا كافر بالله واليوم الآخر وواجب علی امام المسلمين والمسلمين جهاده وقتاله؛ كسی كه در مذهب وهابيت داخل نشود نزد ما كافر به خدا و روز قيامت است و بر پيشوای مسلمين و همه مسلمانان واجب است با آنها وارد جنگ شوند).

به اين ترتيب آنها اعلان جنگ به همه مردم دنيا و کسانی كه مذهب وهابيت را نپذيرند، داده اند.

 محور سوم: مبارزه با همه دانشمندان جهان

از عجائب روزگار مطلبی است كه مفتی اعظم سابق سعودی، در رساله ای ذكر كرده و تصريح نموده است: تمام كسانی كه اعتقاد به ثابت‏بودن خورشيد در منظومه شمسی و حركت زمين به دور آن دارند، كافرند و خون آنها مباح است. وی در رساله خود با صراحت اعلام می كند:"من در اين گفتارم خون كسی را كه بگويد خورشيد ثابت است و جريان ندارد (پس از توبه‏دادن) حلال می شمرم."

برادران و خواهران عزيز دقت كنند كه مسأله تكفير تا كجا پيش رفته و بدتر از دوران تفتيش عقايد در قرون وسطی است!

در واقع، اين مفتی بزرگ وهابی سعودی حكم می كند همه دانشمندان و دانشجويان و دانش آموزانی را كه عقيده ثابت‏بودن خورشيد در منظومه شمسی پذيرفته اند، در سراسر جهان بايد توبه داد و اگر توبه نكنند خون آنها مباح است. تصور كنيد اين گونه فتاوای وحشتناک و مملوّ از اشتباه چه ضربه ای به حیثیت اسلام و مسلمين وارد می كند!

نداشتن اطلاعات كافی از مسائل روز و اشتباه در تفسير آيه شريفه لاَ الشَّمْسُ يَنْبَغِی لَهَا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلاَ اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِی فَلَکٍ يَسْبَحُونَ  و بی اطلاعی از آياتی است كه در قرآن مجید، حركت زمين را به وضوح می رساند، دست به دست هم داده و محصول آن چنين فتوای وحشتناكی بوده است!

 محور چهارم: بهانه اصلی تکفیری ها

اكنون به سراغ دلیل و بهانه اصلی تكفيری ها می‏رویم. اصولاً سرچشمه تكفير، خطای بزرگی است كه آنها در مسأله توحيد و شرك دارند و اشتباه فاحش آنها در مسأله توحيد از نظر قرآن و سنت نبوی آنها را به پرتگاه تكفير همه مسلمانان افكنده است.

آنها چنين می پندارند كه هرگونه توسل و درخواست حاجت از پيامبران و اولياء الله و بزرگان دين، هر چند به صورت شفاعت در درگاه خداوند باشد، شرک و کفر است. آنها حتی از اين كه كفر معانی متعدد دارد، نيز غافلند.

 در اینجا توجه شما عزيزان را به مطلبی از كتاب الدرر السنيه جلب می كنم (كتاب الدرر السنيه فی أجوبه المسائل النجديه كه از كتاب های معروف وهابی هاست كه تمام نامه های محمد بن عبدالوهاب و ساير علمای وهابيت در آن گردآوری شده است).

 در صفحه 144 اين كتاب از قول محمد بن عبدالوهاب چنين آمده:

«اما آن چيزی كه ما آن را انكار می كنيم و به سبب آن مردم را تكفير می نماييم شرك به خداوند است مثل اين كه كسی پيامبری از پيامبران و يا فرشتگان را بخواند (مثلا بگويد يا رسول‏الله) يا برای او قربانی و نذر كند، يا نزد قبر او اعتكاف نمايد يا با خضوع خم شود يا سجده نمايد يا از او حاجت بطلبد، از او رفع مشكلاتش را بخواهد، اينها شركی است كه قريش به آن مبتلا بودند، و رسول خدا به همين دليل تكفيرشان كرد و با آنها جنگيد».

به اين ترتيب آنها همه امور فوق را مجوز قتل مسلمين قرار می دهند. در حالی كه اشتباه و خطای محض است.

آنها از اين آموزه اسلامی غافل و بی خبرند كه شرك يعنی كسی را همتای خدا دانستن يعنی کسی اداره‏کنندۀ جهان هستی و روزی دهنده و شفادهنده را غيرخدا بداند.

اما اگر کسی پیامبران و بزرگان دين را در درگاه خدا به شفاعت بطلبد و مثلا بگويد: ای رسول خدا از خدا بخواه اين بيمار شفا بيابد، يا اين جنگ خانمان‏سوز پايان يابد يا آن مسافر به سلامت از سفرش برگردد، اينها عين توحيد است بلكه تأكيد بر توحيد است. زيرا نقطه اصلی توجه به ذات پاك خداست.

همان گونه كه در آيه 49 سوره مائده حضرت مسيح7 می گويد: «من به اذن خدا بيماران غيرقابل علاج را شفا می دهم يا مردگان را زنده می كنم». به يقين كسی كه چنين ادعايی كند، مردم چنین خواسته‏هایی را از او طلب خواهند کرد. بدین‏ترتیب آيا حضرت مسيح7مردم را به شرك دعوت كرده و همه آن مردم مشرك شدند؟

يا اگر حواريون از مسيح طبق آيه 112 سوره مائده از او خواستند دعا كند تا مائده آسمانی (غذايی از آسمان) برای آنها نازل شود و حضرت مسيح7آن را پذيرفت، آيا همه حواریون حضرت مسیح7كافر شدند؟

 از 1400 سال قبل تاکنون، همه مسلمانان به قبور بزرگان اسلام احترام می گذارد و از دور و نزديك به زيارت آنها می روند و از آنها تقاضای شفاعت در درگاه خدا و قضای حوائج را دارند، آيا تمام مسلمين در اين هزار و چهارصد سال كافر بوده اند و خون و مالشان مباح بوده است؟ آيا هيچ انسان عاقلی چنين سخن می گويد؟ آیا اینها خرافات نیست؟

به همین دلیل شما علمای برجسته جهان اسلام و فضلای محترم كه در اينجا حضور داريد (و يا آنهایی که بعداً پيام ما به آنها می رسد،) باید با اين خرافات مبارزه كنيد. مسلمانان و همه مردم جهان را نسبت به تعليمات صحيح اسلام آشنا سازيد و جلوی اين خون ريزی های بی رحمانه را بگيريد و تعلیمات اسلام را شفاف سازید.

چند پیشنهاد مهم:

البته اين مباحث از نظر علمی دامنه وسیع دارد که از حوصله این جلسه خارج است ولی در پایان می خواهم چند پيشنهاد را به عنوان جمع‏بندی و نتيجه گيری این بحث‏ها خدمتتان مطرح سازم:

  1. امروز بلای تكفير مهم ترين بلای جهان اسلام است بلكه همه جهان بشريت است و همگان نیز معترفند که راه‏حل نظامی و امنیتی به تنهایی پاسخگو نیست و باید کار فرهنگی و فکری و رسانه‏ای کرد تا ریشه‏های تکفیر خشکانده شود.

علما و دانشمندان جهان اسلام باید ريشه اين افكار خطرناك را با دليل و منطق بسوزانند و بدانند اگر فعاليت های سياسی و نظامی و اقتصادی با كوشش های فرهنگی علمای اسلام همراه نشود نتيجه نخواهد داد و هر روز افراد جديدی به سوی اين گروه خطرناک جذب می شوند.

لذا ما از سال گذشته و پس از برگزاری موفقیت‏آمیز" نخستین کنگره جهانی جریان‏های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام" در قم، بر آن شدیم تا دبیرخانه‏ای دائمی تشکیل دهیم و به تولید کتاب و نشریه به زبان‏های مختلف بپردازیم و با افکار جریان‏های تکفیری به مبارزه پردازیم. امیدوارم علما و سفرای محترم سایر کشورهای جهان از محصولات فرهنگی این دبیرخانه بیشتر استفاده کنند.

  1. به علمای وهابی مخصوصاً در عربستان سعودی دوستانه توصيه می كنيم كه تا دير نشده بنشينند و آن افكاری كه به تكفير مسلمين می انجامد را از کتاب‏ها و منابع آموزشی خود جدا سازند و از تكفير اهل قبله كه پيغمبر اسلام9 تأكيد بر اسلام آنها دارد، مطلقاً بپرهيزند. به آنها توصيه می كنيم تعليمات تكفيری را كه هم‏اكنون در حوزه های علميه و مدارس کشور آنها وجود دارد، هر چه زودتر جمع آوری كند و در بيانيه های خود تكفير را به طور كامل محكوم نمايد. كتابخانه های خود را نيز از اين كتب ضلال پاك‏سازی كنند.
  2. از همه رهبران سياسی دنيا می خواهيم تا كشورهايی را كه از گروه‏های تكفيری حمايت مالی و سیاسی می كنند، مورد تحریم و فشار قراردهند. زيرا به يقين فتنه تکفیر به‏زودی دامن همه آنها را هم خواهد گرفت همان گونه كه آثارش ظاهرشده است.
  3. از سفرای محترم كشورهای اسلامی و از رسانه های داخلی و خارجی می خواهيم كه پيام اين کنگره و کنگرۀ قبلی که در ایران و بعضی مناطق ديگر تشكيل شد، به كشورهای خود و همه مناطق جهان برسانند، تا بيش از اين شاهد كشتار و ويران‏گری و ناامنی در جهان نباشيم.

ما در کشورمان بحمدالله موارد بسیار نادری از فعالیت‏های تکفیری دیده‏ایم در عین حال وظیفۀ خود می‏دانیم برای تمام جهان اسلام و بشریت تلاش کنیم.

  1. موضوع برخورد فکری و فرهنگی با جریان‏های تکفیری باید جدی‏تر گرفته شود. لذا در اینجا پیشنهاد مهمی داریم و آن اینکه شبکه‏ای تلویزیونی به زبان‏های زنده دنیا برای مقابله فکری و منطقی با این پدیده خطرناک ایجاد شود تا ذهن جوانان مسلمان را از ویروس تکفیر بزداید. ماهیت واقعی شعارهای ظاهراً جذاب این گروه‏ها چون: "هجرت و جهاد و شهادت" باید برای همگان روشن شود و زمینه سوءاستفاده از این واژه‏های مقدس توسط آنها از بین رود.

ما حاضریم به سهم خود در تشکیل این شبکۀ تلویزیونی جهانی شرکت کنیم.

  1. ما در اين شرائط هرگونه دامن‏زدن به اختلافات مذهبی در ميان مسلمين را گناه بزرگی می‏دانیم، بايد همه مسلمانان به مقدسات يكديگر احترام بگذارند و اگر بعضی از مزدوران وابسته به دشمنان اسلام، اهانت را وظيفه خود می دانند به آنها اعتنا نكنند و از آنان تبری جویند. زيرا آنها اقليت ناچيز و ناآگاه یا مزدوری هستند که آب به آسیاب دشمن می‏ریزند. علمای اسلام باید از نزديك بنشينند و با هم در مسائل اعتقادی بحث كنند تا بدانند بسياری از نسبت ها كه به فرق مختلف اسلامی داده می شود، دروغ و تهمت است.

در پايان دست به دعا برمی داريم و عرض می كنيم: خداوندا! به سياست‏مداران هوشياری، به جنگجويان قدرت و به علمای اسلام توفيق بيشتر مرحمت كن تا دست‏به‏دست هم دهند و فتنه تكفير را كه فتنۀ مهم زمان ماست خاموش سازند و جهانی امن و امان بسازند. آمين يا رب العالمين. رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلاً لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ

والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته

 

پس از برگزاری همایش بین‏المللی «خطر جریان‏های تکفیری در دنیای امروز؛ مسئولیت علمای جهان اسلام» میهمانان همایش درخواست دیدار با معظم‏له را داشتند تا در فضایی صمیمی به بیان برخی از دیدگاه‏های خود بپردازند و از رهنمودهای ایشان بهره گیرند.

در ابتدا میهمانان خارجی همایش و پس از آن سفرای کشورهای خارجی و در پایان علمای اهل‏سنّت ایران با معظم‏له دیدارهای جداگانه و بیادماندنی داشتند و همگی ضمن ابراز رضایت و خوشحالی از دیدار مرجع تقلید و حضور در این همایش عظیم، از تلاش‏های معظم‏له در روشنگری ماهیت خطرناک جریان‏‏های تکفیری و نیز تبیین اسلام واقعی، تشکر و قدردانی نمودند و از تاسیس دبیرخانه کنگره جهت مقابله فکری و علمی علیه جریان‏های تکفیری ابراز خشنودی کردند.

در ادامه معظم له نکاتی را با دیدارکنندگان مطرح فرمودند که متن آن در ادامه آمده است.

 

 دیدار میهمانان خارجی با معظّم‏له

در این دیدار که در فضایی صمیمی برگزار شد، در ابتدا علمای کشورهای خارجی هر کدام دقایقی را در مورد وضعیت جریان‏های تکفیری در کشورهای خود گزارش داده و خواستار ادامه تعامل میان علمای اسلام از تمامی مذاهب اسلامی و مشارکت گسترده‏تر نظام جمهوری اسلامی ایران در مقابله با تکفیر در عرصه‏های فکری و فرهنگی شدند.

پس از ارائه گزارش میهمانان خارجی، حضرت آیت‏الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) مطالبی را به شرح ذیل بیان فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

بنده ضمن خوشامد به شما بزرگواران، حضور شما در این همایش را نشانه احساس مسئولیت علمای اسلام در خصوص خطر جریان های تکفیری می‏دانم و امیدوارم با استمرار پی گیری ها بتوانیم در تضعیف گروه های تکفیری به نتایج مناسبی برسیم. باید شبکه ای ماهواره ای با هدف تشریح خطر جریان های تکفیری برای مردم تأسیس شود. این شبکه نباید به ملت و دولت خاصی محدود شود، بلکه باید متعلق به امت اسلامی باشد. طرح مقدماتی شبکه ماهواره ای خطر جریان های تکفیری تدوین، و به علمای جهان اسلام عرضه می شود. علمای اسلام باید جلسات مناسبی را برای تشریح جایگاه تکفیری ها برگزار کنند که در صورت نیاز می توانیم کارشناسانی را برای تحقق آن به کشورهای مد نظر اعزام کنیم.

اقدامات گسترده ای در عراق و پاکستان برای توقف حرکت تکفیر انجام شده است. تکفیری ها احادیث و آیاتی را تفسیر به رأی و تحریف می کنند تا بتوانند جوانان را به سمت خود جذب کنند. به همین علت باید با برگزاری کمیسیون های تخصصی در همایش ها به دنبال بررسی این شبهات باشیم. تدوین کردن تعالیم اسلامی لازم و انتقال جامع آن به نسل جوان از راهکارهای تضعیف گروه های تکفیری است.امیدواریم ارتباط علمای دینی استمرار داشته باشد تا بتوانیم در عرصه های مختلف به دستاوردهای گسترده تری برسیم.

نکته دیگر اینکه، مشکلات جوانان فلسطینی مایه تأسف امت اسلامی است. مشکلات فلسطین مشکل همه مسلمانان است و جوامع اسلامی باید از وضعیت این کشور آگاه شوند تا بتوانند برای رفع آنها گام بردارند. در همین زمینه، ارتباط های لازم با مسئولان لبنانی برای رفع مشکلات شورای علمای فلسطین در لبنان انجام می شود. تقویت اتحاد امت اسلامی اهمیت فراوانی دارد.

امیدواریم اتحاد میان مذاهب اسلامی گسترش یابد و دشمن در نقشه تفرقه افکنی مذهبی خود نتواند به اهدافش برسد. برای مبارزه با گروهک تروریستی داعش باید در گام نخست وحدت ایجاد شود تا بتوانیم با این مقدمه تکفیری ها را از جامعه اسلامی دور کنیم، که به لطف خدا تقریب مذاهب ایجاد شده و علمای اسلام ضرورت تقریب را درک کرده اند. افراد افراطی میان مذاهب مختلف فعالیت دارند و گروه اندکی بیش نسیتند و از سوی دیگر بیگانگان و دشمنان اسلام حرکت های بسیاری برای ادامه جریان تفرقه انداز انجام می دهند و علاقه علما و مسلمانان جهان اسلام به موضوع تقریب مذاهب ثابت شده است؛ ما معتقدیم هرگونه اهانت به مقدسات مذاهب اسلامی جایز نیست. کشورهای اسلامی باید از اقداماتی که عامل تفرقه میان مذاهب اسلامی است پرهیز کنند. ما همواره بر این موضوع تأکید و پافشاری کرده ایم.

دیدار سفرای کشورهای خارجی با معظّم‏له

در حاشیه همایش، شماری از سفرا و دیپلمات‏های خارجی با حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) ملاقات کردند.

در آغاز این دیدار، سفیر کشور هندوستان به نمایندگی از سفرا و دیپلمات‏های حاضر ضمن تجلیل از برگزاری این اجلاس عظیم اظهار داشت: این همایش خیلی خوب برگزار شد و نشان‏دهنده نقش سازنده حوزه علمیه قم و مرجعیت شیعه در صلح جهانی و حل‏کردن بحران‏های منطقه به ویژه جریان‏های تکفیری است.

من با دقت به سخنرانی جناب عالی گوش فرا دادم این سخنان حکیمانه و حاوی درس‏هایی برای جامعه جهانی بود که چگونه می‏توان مروج صلح در جهان بود.

 تصمیم جناب‏عالی برای دعوت از سفرا و دیپلمات‏های خارجی به این کنگره تصمیم بسیار درستی بود و در واقع فرصتی برای ما فراهم نمود تا با آراء و نظرات علما در این خصوص آشنا شویم.

پس از ایشان، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) مطالبی را به شرح ذیل بیان فرمودند:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

از دیدار شما بسیار خوشحال و خرسندم. همانطور که همه می‏دانید تفکر جاهلانه تکفیری امروز مهمترین بحران جهان است و دنیا باید برای خشکاندن ریشه تفکر تکفیری بسیج شود؛ چراکه اگر این جریان ادامه پیدا کند دامن سایر کشورهایی را که امروز عملاً با آن درگیر نیستند نیز خواهد گرفت.

حضور شما در این همایش به معنای شناختن حق کشور خود در برابر جریان های تکفیری است.

پیشنهاد می کنیم برای جلوگیری از پیوستن جوانان به این گروه ها، کار فرهنگی و عقیدتی در همه کشورها انجام شود. این کار را می توان با تأسیس شبکه ماهواره ای چندزبانه محقق کرد. باید ریشه افکار و عقیده های انحرافی و غلط را بسوزانیم. همه باید با اتحاد و وحدت بکوشیم تا این عقیده های باطل و انحرافی توسعه پیدا نکند.

ما کتاب های زیادی را در کنگرۀ قبل و این همایش به زبان های مختلف منتشر کردیم. خوب است شما سفرای گرامی از مسئولان فرهنگی کشورهای خود دعوت کنید تا از ثمره این زحمات استفاده کنند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 دیدار علمای اهل‏سنت ایران با معظّم‏له

پس از پایان اجلاس، علمای اهل‏سنت ایران دیداری خصوصی با حضرت آیت‏الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) داشتند.

در ابتدا حاج ماموستا عبدالرحمن خدایی به نمایندگی از علمای اهل‏سنت از معظم‏له تشکر و قدردانی نمود و پس از ایشان مولوی عبدالحمید اسماعیل‏زهی‏ ضمن تاکید بر وحدت شیعه و سنی، حمایت و رسیدگی مرجعیت شیعه و مسئولین کشور از مناطق اهل‏سنت را تضمین موفقیت این وحدت دانست و گفت:  به عنوان مردم و علمای اهل‏سنت ان شاء الله به سهم خودمان از ورود، نفوذ و رخنه گروه‏های تکفیری، تندرو، افراط‏گرا و تفرقه‏افکن جلوگیری می‏کنیم و واقعاً همه روی این مساله حساس هستیم.

در پایان، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) مطالبی را به شرح ذیل بیان فرمودند:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

از دیدار شما بسیار خوشبختم. یکی از برکات این کنگره همین اجتماعی است که اینجا حاصل شد و واقعاً فراموش نشدنی است. برادران شیعه و علمای اهل ‏سنّت از مناطق مختلف در اینجا جمع اند و دوستانه و با محبت حرف هایمان را می زنیم و مطالبمان را مطرح می کنیم. من از شما تشکر می کنم که دعوت ما را پذیرفتید و تشریف آوردید.

چهار نکته را می خواستم خدمت شما عرض کنم:

نخست اینکه، در چهار طرف کشور ما برادران اهل ‏سنّت هستند؛ در شمال، جنوب، شرق و غرب. با این همه داعش نتوانسته نفوذ کند؛ و این خیلی مهم است. این دلیل بر این است که برادران اهل ‏سنّت بیدارند؛ و الا اگر بیدار نبودند از چهار طرف سرزمینمان داعش نفوذ می کرد. الحمدلله در مملکت ما از تکفیری ها خبری نیست و این با همت شما و بیداری مسئولین کشور است؛ و ان شاء الله این همت را داشته باشید و مراقب کمترین تحرکات باشید. نظام هم بیدار و هشیار است. شما هم اگر کمترین حرکتی را دیدید به مسئولان اطلاع دهید که ان شاء الله امنیتی که در کشور ما هست و بخش مهمی از آن از همت شما مرزنشینان کشور است همیشه برقرار باشد و همه بتوانیم در سایه این امنیت به اهداف مقدسمان برسیم.

دوم اینکه، من در شُرُف به ثمر رسیدن انقلاب، یعنی سال 1356، به دست تشکیلات شاه به سه منطقه تبعید شدم: سیستان و بلوچستان (چابهار)؛ کردستان (مهاباد)؛ و در نهایت نائین (انارک). در دو منطقه برادران اهل ‏سنّت بودند و من خاطرات خوبی از آن زمان دارم؛ هم آن وقت که در چابهار بودم و هم زمانی که در مهاباد بودم. آنها با ما بسیار صمیمی بودند و کنار هم می نشستیم و صحبت می کردیم.

سوم اینکه، اقلیتی تندرو در میان ما و شما هستند که گاهی حرف های تند و نادرستی می زنند. اینها را به حساب ما نگذارید و ما هم به حساب شما نمی گذاریم. ما به شدت با اینها مخالفیم؛ اما بالأخره افرادی هستند که کوته فکرند و افکارشان خیلی منحط است، هرچند اقلیت اند. مثالی می زنم. مثلاً من درباره تحریف قرآن، برای اهل تشیع نه اهل‏سنّت، می گفتم که همه علمای محقق ما قائل به عدم تحریف  قرآن هستند و ما در تفسیر نمونه و ... این را نوشته ایم و در درس اصول مفصل این مسئله را بحث کرده ایم. ولی ممکن است کسانی پیدا شوند و به چند حدیث ضعیف استناد کنند و حرفی را بزنند. در میان اهل ‏سنّت هم افرادی را دیدیم که صحبت از تحریف می کنند. نه آن اقلیت محل توجه است و نه این اقلیت. نباید به حرف هایی که برخی افراد نادان و افراطی در گوشه و کنار در برخی رسانه های کثیف و مزدور و آلوده می زنند گوش کنیم. ما با شما و شما با ما طرف هستید. ما حرفمان را می فهمیم و قائل به تحریف نیستیم؛ و شما هم نیستید. ما مخالف افراطی گری هستیم و شما هم مخالف افراطی گری هستید. پس معیار را علما و بزرگان دو طرف قرار دهیم که گرفتار مشکلات نشویم.

چهارم اینکه، دور نشستن سبب سوء ظن می شود و بعضی شیاطین هم می آیند و در این میانه صحبت هایی را می کنند. این مثال را گفته ام که کتابی نوشته شده است به نام الفقه علی المذاهب الاربعه. نویسنده این کتاب شش نفر از علمای بغداد اهل ‏سنّت هستند. چنان که می دانید در بغداد، سنی و شیعه در کنار هم هستند. در عین حال با هم رفت و آمد نداشته اند. مطلب عجیبی در این کتاب هست. در بحث نکاح آن آمده است که به شیعه ها اصلاً نباید دختر داد. چرا؟ چون بعد از نماز می گویند: «خان الامین خان الامین خان الامین». به آنها گفتم والله من تاکنون این را نشنیده بودم! و از کتاب شما شنیدم. شش عالم سنی در بغداد، که نزدیک شیعیان زندگی کرده اند در کتابی علمی چنین چیزی نوشته اند. ولی وقتی با هم بنشینیم می بینیم که اینها حرف های مضحکی است و دشمنان اسلام برای اینکه ماها را به جان هم بیندازند اینها را درست کرده اند.

به هر حال، این ساعت، ساعت خوبی برای من بود که توانستم شما را از نزدیک ببینم و با شما صحبت کنم و بعضی درد دل ها را بشنوم. امیدوارم بتوانیم باز هم شما را در جلسات دیگر ببینیم؛ در زمانی که ان شاءالله دیگر داعش در حال ریشه کن شدن است. باید هم دعا و هم تلاش کنیم. من آینده را برخلاف بعضی ها که بد می بینند، خوب می بینم و به آن خوش بینم. یکی از کارهایی که داعش می کند این است که خودش، خودش را تخریب می کند. مثلاً خلبانی را در قفس می کند و رویش بنزین می ریزد و او را آتش می زند. بعد هم فیلمش را برمی دارد و در دنیا منتشر می کند. یعنی دارد خودش را در دنیا بی آبرو می کند. هرچند از اول هم آبرویی نداشتند!

تمام دنیا از اینها نفرت پیدا می کنند و خود این نفرت سرمایه ای است برای نابودی آنها.

امیدوارم، ان شاء الله رحمان، با کمک شما ریشه های فکری اینها سوزانده شود و ان شاء الله سیاستمداران بتوانند در میدان سیاست از طریق مذاکره آتش هایی را که در یمن، عراق و سوریه است فرو بنشانند و حل کنند. چون اینها راه حل نظامی ندارد و راه حل آن سیاسی و فرهنگی است و باید برای آن چاره اندیشی کرد.

همه شما را به خداوند بزرگ می سپارم و امیدوارم در سایه لطف پروردگار سالم و موفق باشید.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

گزارش آغاز همایش توسط رئیس دبیرخانه حجت‏الاسلام‏والمسلمین دکتر حکیم‏الهی

 وَ لا تَکُونُوا کَالَّذينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ 

قبل از هر چیز حضرت حق، جل و علا، را شاکریم که بار دیگر توفیق برگزاری گردهمایی و اجلاسی بزرگ با حضور شخصیت های برجسته از جهان اسلام را بر ما هموار کرد تا بتوانیم با هدف صیانت از چهره رحمانی اسلام و جلوگیری از قتل و غارت و هتک نوامیس به گفت وگو بنشینیم و ضمن برائت و بیزاری مجدد از این گونه اعمال، اعلام کنیم که این رفتارها ربطی به اسلام نداشته و ساحت مقدس اسلام از آن پاک و مبرا است.

 

ضرورت ایجاد دبیرخانه دائمی کنگره

استقبال فوق العاده علمای اسلام از کنگره سال گذشته و بازتاب مثبت آن از یکسو و گسترش خطر جریان های تکفیری از سوی دیگر سبب شد که مؤسس محترم کنگره، تصمیم بر تشکیل دبیرخانه دائمی بگیرد تا از این طریق رابطۀ مستمری با علمای جهان اسلام برقرار باشد و مسائل مربوط به خطر تکفیری ها به فراموشی سپرده نشود.

چرا که امروز جهان اسلام یکی از سخت ترین دوران های خود را می گذراند. بشریت شاهد رشد و گسترش جریان های افراطی و تکفیری است. اقدامات این جریان ها نظیر قتل، غارت، هتک حرمت، ترور علمای بزرگ اسلام، تخریب اماکن مقدس و هویت ساز و ارتکاب اعمال شنیع، ضربات جبران ناپذیری بر پیکر جهان اسلام وارد آورده است.

در این میان دشمنان اسلام با راهبرد «اسلام علیه اسلام» در تأسیس گروه های افراطی و حمایت از آنها و دامن زدن به اختلافات مذهبی، به دنبال معرفی کردن چهره ای خشن از اسلام و مسلمانان هستند. حمایت های همه جانبه لجستیکی، دیپلماتیک و بین المللی برخی از قدرت های بزرگ از کشورهای تربیت کننده تکفیری ها و از حامیان مالی و تجهیزاتی آنان به همین منظور است.

علمای اسلام، که همواره مرزبانان و مرابطین مرزهای عقیدتی اسلام بوده اند، این بار نیز در سرتاسر جهان با استفاده از سلاح علم و تقوا به دفاع از آن پرداخته اند و کمال جد و جهد خود را بر حفظ اصول و ارزش های اصیل اسلامی معطوف داشته اند.

بر همین اساس، مرجع عالی قدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) پیش گام این حرکت بزرگ شدند و با دعوت از علمای کشورهای مختلف، گامی دیگر برای یکپارچه سازی مقابله علمی و گسترده با جریان های افراطی و تکفیری برداشتند. اولین کنگره جهانی «جریان های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام» در سال 1393 در شهر مقدس قم با حضور علما و اندیشمندان جهان اسلام تشکیل شد و فارغ از تعصبات قومی و مذهبی به دنیا نشان دادند که این جریان ها نماینده اسلام و مسلمانان نیستند و علمای مسلمان در مقابله با این جریان ها و راه های برون رفت از این بحران، جدی و متّحدند.

استقبال فراوان علما، اندیشمندان و مراکز علمی- فرهنگی جهان اسلام از برگزاری این کنگره و درخواست مکرر آنان برای ادامه ارتباط، وحدت، همدلی و تعامل میان علمای اسلام در نفی افراط و تکفیر، معظم له را بر آن داشت تا با تأسیس دبیرخانه دائمی کنگره، به مقابله علمی با جریان های افراطی و تکفیری استمرار بخشند و آن را نهادینه کنند.

 

مهم ترین اهدافی که این دبیرخانه دنبال می کند عبارت است از:

  1. تبیین و ترویج اندیشه اسلام اعتدالی و گسترش فرهنگ هم زیستی مسالمت آمیز و همگرایی امت‏واحده اسلامی؛
  2. شناسایی، بررسی و نقد علمی تفکرات و اندیشه های تکفیری، افراط گرایانه و خشونت طلبانه؛
  3. تبیین خطرها و مشکلات حاصل از تفکرات تکفیری و اقدامات خشن و افراطی برای اسلام و مسلمین جهان و آگاه سازی مردم در این زمینه؛
  4. تقویت اتحاد و همگرایی علمای اسلام و موضع گیری های جهانی علیه تفکرات و جریان های افراطی و تکفیری؛
  5. بررسی راه های برون رفت از بحران تکفیر و ترسیم جامعهٔ ایده آل اسلامی؛

 

فعالیت های دبیرخانه در یک نگاه

دبیرخانه کنگره به منظور دست یابی به اهداف خود اقداماتی را به شرح ذیل انجام داده است.

 

نشست های علمی و کتاب ها و مقالات:

در سالی که گذشت نشست های مهم علمی در داخل و خارج کشور تشکیل شد و کتاب های فراوانی تهیه و به چاپ رسید و منتشر شد و یک مجلۀ علمی و منطقی آغاز به کار کرد و به طور کلی فعالیت ها به شرح زیر انجام گرفت:

  1. برگزاری 5 نشست علمی با موضوع «خطر جریان های افراطی و تکفیری در جهان امروز» در خارج از ایران؛
  2. برگزاری 13 نشست علمی با موضوع «جریان شناسی و تبارشناسی جریان های تکفیری» با حضور اندیشمندان در ایران؛
  3. تولید بیش از 830 مقاله؛
  4. چاپ و انتشار مقالات برتر در 10 مجلد؛
  5. تدوین و چاپ بیش از 40 عنوان کتاب به زبان های فارسی، عربی، انگلیسی، و اردو؛
  6. انتشار شماره اول «مجله امت واحده» به زبان فارسی و عربی؛
  7. انتشار کتاب «وقایع نگار این کنگره جهانی در سال گذشته»؛
  8. انتشار شماره نخست پایش خبری- تحلیلی جریان های افراطی و تکفیری؛
  9. تولید نرم افزار (DVD) آثار دبیرخانه کنگره؛
  10. برگزاری کلاس های آموزشی به صورت حضوری و مجازی؛

 

فعالیت بخش ارتباطات و بین الملل

  1. همکاری و ارتباط با بیش از 2000 نفر از علمای برجسته از کشورهای مختلف؛
  2. ارسال منشورات دبیرخانه کنگره به علما و مراکز علمی - پژوهشی جهان اسلام؛
  3. ارتباط با نهادها و مراکز علمی- فرهنگی بین المللی؛
  4. میزبانی و دیدار با شخصیت های بزرگ جهان اسلام؛
  5. انجام سفرهای داخلی و خارجی لازم؛

 

فعالیت های رسانه ای

  1. تولید بیش از 30 کلیپ و اینفوگرافیک در موضوع جریان های تکفیری؛
  2. تولید 1300 دقیقه برنامه گفت وگومحور به 5 زبان؛
  3. تولید بیش از 300 دقیقه مستند جریان های تکفیری؛
  4. تولید اینفوگرافی تکفیری ها؛
  5. تولید 78 برنامه تلویزیونی با موضوع جریان های افراطی و تکفیری به 5 زبان فارسی، عربی، اردو، انگلیسی و ترکی؛
  6. ارتباط گسترده با رسانه های داخلی و خارجی؛
  7. تأسیس و راه اندازی وب سایت علمی- خبری دبیرخانه؛
  8. حضور گسترده در شبکه های مجازی و اجتماعی؛

به این ترتیب با لطف و عنایت پروردگار دبیرخانه به صورت بسیار فعال در ادامۀ راه کنگره جهانی جریان خطرتکفیری ها می کوشد.

والحمدلله رب العالمین.

  

سخنرانی میهمانان خارجی همایش

مولوی دکتر صاحب‏زاده ابوالخیر؛ رئیس حزب جمعیت علما و رهبر شورای همبستگی ملی کشور پاکستان

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی کفی، و سلام علی عباده الذین اصطفی؛

جناب ریاست محترم، علماء اسلام و بزرگان؛ قبل از همه چیز تبریکات صمیمانه خود را خدمت محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)، و تمام دست‏اندرکاران این اجلاس اعلام می‏دارم که با سعی وافر خود در مورد این موضوع بسیار مهم، این کنگره و اجتماع عظیم را منعقد نموده‏اند.

اکنون زمانی است که خون مسلمانان ریخته می‏شود، و کسانی که مرتکب این خون‎ریزی می‏شوند نیز خود را مسلمان می‏خوانند و جُبه مسلمانی بر تن کرده‏اند و به نام اسلام انسان‏ها را به قتل می‏رسانند، هنگامی که سر کسی را از بدنش جدا می‏کنند، شعار "الله اکبر" را فریاد می‏زنند.

در واقع اینان مزدوران دشمنان واقعی اسلام می‏باشند، اینان مزدور یهود و نصاری می‏باشند، و دشمنان واقعی اسلام برای مقاصد و اهداف خاصی گروه‏ها و احزابی را تشکیل داده‏اند و اینان را [به جامعه اسلامی] گسیل داشته‏اند، و از این گروه‏ها می‏خواهند کارهایی را انجام دهند تا نام اسلام مخدوش شود، تا مسلمانان بدنام جلوه کنند. در حالی که اسلام دین امن و آشتی است. اجازه کشتن یک فرد به خاطر اختلاف در یک مسئله خاص در دین اسلام بسیار بعید است، در حالی که اسلام برای برادر دینی این مسئله را نیز روا نمی‏دارد که کسی بر علیه برادر دینی خود اسلحه بردارد.

حضرت پیامبر اکرم می‏فرمایند: کسی که بر علیه برادر دینی خود دست به اسلحه ببرد از ما نیست. دست به اسلحه بردن بماند، اگر کسی از روی مزاح و شوخی سر نیزه و سر آن اسلحه را به طرف برادر دینی خود نگهدارد، نبی مکرم اسلام می‏فرمایند تا زمانی که سر آن اسلحه به طرف آن مسلمان می‏باشد، لعنت خدا بر سر آن شخص فرو فرستاده می‏شود. این یعنی حتی از روی مزاح و شوخی نیز اسلام اجازه تهدید و ارعاب مسلمانان را ممنوع نموده است. این کجا و کشتن و ریختن خون مسلمانان کجا؟! و عجیب آنکه تمام این کار‏ها را به نام اسلام انجام دهند!

عزیزان من، تمام این نقشه‏ها برای تضعیف اسلام است، علی الخصوص در این زمان، مسئله کشور یمن، در یمن نیز این آتش را بر افروخته‏اند، و همین آتش فرقه‏گرایی را شعله ور نموده‏اند. تنها راه مقابله و رویایی با این مسئله [فتنه] آن است که تمام علمای امت اسلام با هم متحد شده و همه آنان در کشورهای متبوع خود نیز این گونه اتحاد و تشکل‏ها را به وجود بیاورند.

ما در کشور پاکستان اتحادیه و شورایی به نام «ملی یکجهتی کونسل» (شورای ملی همبستگی) تشکیل داده‏ایم. علما و بزرگان تمام مسالک و مذاهب اسلامی در این شورا حضور دارند، که در مورد این اتحاد در بین مردم روشنگری می‏کنند. علمای وابسته به این شورا در تجمعات مختلف علماء و مردم از مذاهب و مسالک مختلف در مورد گروه‏ها و فرقه‏های ضاله به افشاگری می‏پردازند و اینکه این فرقه‏ها و این تکفیر نه فقط به یک کشور خاص بلکه به اصل اسلام ضرر می‏زند و از اینها باید پرهیز نمود.

تمام علماء وظیفه دارند، که در مناطق خود این تشکل‏ها را به وجود بیاورند، و به مقابله با این گروه‏ها برخیزند و اعلام جهاد بر علیه آنها نمایند؛ جهاد با قلم، جهاد با گفتار. مردم را بر علیه آنها بشورانند، اجتماعات بزرگ و فراگیر تشکیل دهند.

برگزاری کنگره‏هایی همانند این کنگره بسیار در پیشبرد این اهداف و برگزاری آن اجتماعات کمک خواهد نمود، و من امید فراوانی دارم که انشاء الله اگر برگزاری این‏گونه اجلاس‏ها تداوم داشته باشد، گروه‏های تکفیری را در اهداف خود ناکام خواهد گذاشت.

علی الخصوص در زمان کنونی با وضعیت موجود که در یمن به وجود آمده است و دوست دارم توجه جمع حاضر را به این مسئله مبذول نمایم؛ به علت برداشته‏شدن تحریم ها از جمهوری اسلامی ایران، پس از آن "انقلاب بزرگ اسلامی" که سال‏ها پیش به وجود آمد، اکنون انقلاب بزرگ دیگری یعنی "انقلاب اقتصادی" نیز در راه است. و جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت بزرگ اسلامی و اقتصادی در حال ظهور است و این خیلی به مذاق دشمنان خوشایند نخواهد بود. در واقع به مذاق دشمنان اسلام خوشایند نمی‏باشد. لذا می‏خواهند امت مسلمان را همیشه به اموری مشغول نمایند و با این کار آن را ضعیف و زبون نمایند. ولی انشاء الله جمهوری اسلامی ایران همانند گذشته به امر خدمت به اسلام و دین ادامه خواهد داد و انشاء الله قوی تر از گذشته خواهد شد. ولی در این میان وظیفه ما و شما علمای جهان اسلام از هر خطه‏ای که در اینجا حضور دارید، آن است که بر دولت‏های خود نیز فشار بیاوریم تا بدون اینکه در این نزاع (عربستان و یمن) ورود کنند [و از یک طرف دفاع کنند] به مصالحه بین امور مسلمین بپردازند زیرا به خاطر این نزاع ساحت اسلام ضرر می‏کند و گروه‏های فرقه‏گرا و تکفیری قوت می‏یابند. عربستان اتحادیه 34 کشور مسلمان به راه انداخته است ولی در واقع این اتحاد علیه اسلام می‏باشد. این اتحاد خدمتی به اسلام نیست. کشور‏های غربی نیز این از این اتحاد به عنوان یک اتحاد اسلامی یاد نمی‏کنند، بلکه این اتحاد را به عنوان یک "اتحاد سنی" در نظر می‏گیرند. ما باید از سردمداران کشور‏های خود بخواهیم که به جای افتادن در گیرودار این اختلافات، نقش صلح‏آمیز ایفا نمایند.

الحمد لله ما به عنوان "جمعیت علماء اسلام پاکستان" که یک سازمان بسیار وسیع و گسترده‏ای در پاکستان می‏باشد، و همچنین از طریق یک شورا در پاکستان به عنوان "ملی یکجهتی کونسل" این کار را انجام داده‏ایم و باز هم انجام خواهیم داد و به مسوولین مملکتی خواهیم گفت که پاکستان در این مورد نقش مهم خود را ایفا کند و اقدامات خود را به عنوان اصلاح ذات بین به انجام برساند، و فضای اتحاد و اتفاق را ایجاد نماید. و اگر این فشار بر روی دولت‏ها از سوی علماء دیگر کشور‏ها نیز انجام شود، من مطمئنم آن کسانی که خود را از این اتحاد‏ها دور نگه می‏دارند نیز شامل جمعیت متحد خواهند شد. ما می‏دانیم که برخی به علت دسیسه‏های یهود و نصاری دوست دارند این آتش خاموش نشود بلکه روزبه‏روز شعله‏ورتر گردد و به دیگر کشورها نیز سرایت کند، ولی باید سعی خودمان را بکنیم و علماء باید این سعی و تلاش خود را انجام دهند و من مطمئن هستم ما در این تلاشمان پیروز خواهیم شد.

در پایان بار دیگر می‏خواهم تبریکات صمیمانه خود را به دولت جمهوری اسلامی به علت پیروزی بزرگ خود در مذاکرات و توافق به دست آمده اعلام دارم. در اتفاقات پسابرجام مسوولین مملکتی از کشور‏های بزرگ دنیا به ایران سرازیر شده‏اند و هیئت‏ها و وفود به ایران سفر می‏نمایند و سعی می‏کنند روابط خود را هر بیشتر با ایران مستحکم‏تر کنند. لذا من خیلی خیلی امیدوارم که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت بزرگی ظهور خواهد کرد و به خدمات دینی خود نیز خواهد افزود.

و ما علینا الا البلاغ المبین.

دکتر کمال توفیق هلباوی؛

استاد دانشگاه قاهره و سخنگوی سابق اخوان‏المسلمین در غرب

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله و الصلاه و السلام علی رسول الله و صحبه الطیبین

ضمن تقدیر و تشکر از مسئولین برگزارکننده این کنگره، افتخار پیداکردم که در چنین اجلاس مهمی شرکت کنم، اجلاسی که تلاش می‏کند خطر جریان‏های ظالمانه تکفیری را برای برای اسلام و امت اسلام نمایان کند. با عنایت بسیار خاصی به سخنان و فرمایشاتی که از سوی مرجع کبیر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله) مطرح شد گوش فرادادم، مطالب و نکات مهمی را بیان می‏کند که ما علمای اسلام وظیفه داریم تا آنان را در این راه الگوی خود قرار دهیم. و این نکات جای تامل بسیاری دارد.

من از این مرجع اسلامی و همچنین آیت الله سبحانی و آیت الله تسخیری تشکر می کنم که سابقه طولانی در تقریب بین مذاهب اسلامی دارد.

جریان‏های تکفیری، که امروز در دنیای اسلام سربرآورده است؛ خطری برای تمام جهان است و این موضوع بسیاری از مقالات و کتاب‏ها شده است و تحلیلگران آن را تحلیل می‏کنند. ولی باید در این راه حکمت و عقلانیت را به کار گیریم تا از این وضعیت دشوار و خطرناک به سلامت خارج شویم. از نظر اینجانب لازم است تا در این راه کمیته‏های کاری در همه کشورهای اسلامی و تمامی کشورهای غربی که مسلمانان در آنجا زندگی می‏کنند تشکیل شود و در این مجموعه‏ها فعالیت‏های مهمی را که آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله) پیشنهاد کردند در این کمیته‏ها بررسی و پیگیری و انجام شود تا خطر جریان‏های تکفیری متوقف شود.

کتاب و مقالات و برنامه‏های زیادی در حال انجام است ولی باید اقدام عملی انجام داد و مطالبی که اینجا مطرح می‏شود را همراه با معارف اسلام به جوانان در سراسر دنیا آموزش بدهیم و ارسال کنیم.

ضروری است یک شبکه تلویزیونی راه‏اندازی شود تا خطر گسترش این فتنه به همه مسلمین گوشزد شود و در جهت وحدت بین مذاهب حرکت کند و علمای بزرگوار شیعه و سنی در آن به آگاه‏سازی مردم بپردازند و اسلام حقیقی را بیان کنند.

خطرها روز به روز افزایش پیدا می‏کنند و کاهش‏پذیر نخواهند بود؛ این خطرها کسانی هستند که در همه جا حضور دارند و هیچ زمینه علمی نیز ندارند به همین دلیل ما نیاز به تیم‏های علمی داریم تا این جریان‏ها را مورد بررسی قرار دهند.

بی‏شک امید تمام جوامع اسلامی به علمای بزرگ است، چه سنی و چه شیعه. ما وظیفه داریم همانطور که در گذشته دارای وحدت و همکاری بوده‏ایم امروز نیز همان راه را در پیش گیریم و به حال پیشین خود بازگردیم.

اکنون ضروریست همه علمای اسلام و بزرگان و کسانی که می‏توانند به سراسر دنیا بروند و فقط به اجلاس تهران و قم اکتفا نشود و در میان امت اسلامی با ابزار علم و حکمت به روشنگری بپردازند و از خطر غرب و آمریکا آنها را بیدار کنند. افزایش ارتباطات در جهان اسلام موجب آگاهی امت و همه جوامع بشری نسبت به خطرات جریان‏های تکفیری می‏شود.

باید جنبه‏های سیاسی دینی مذاهب را در برابر توطئه‏های آمریکا فعال کرد. فقط در کشور قطر نیست که نیروهای بیگانه حضور دارند و باید با آنها مقابله کنیم، بلکه با همه بیگانگانی که در کشورهای اسلامی حضور دارند، مقابله شود.

من در الازهر شریف، در همایش‏ها، در رسانه‏ها و تلویزیون‏هایی که میلیون‏ها بیننده دارد گفته‏ام که ما نباید به دنبال نابودکردن دیگر مذاهب باشیم. نباید اجازه بدهیم تحت عنوان جریان وهابیت، مذهبی را علیه مذهب دیگری بشورانند.

و مناسب است یاد کنیم از شیخ محمود شلتوت و شیخ محمد فهام و شیخ غزالی و شیخ سید طنطاوی و تمام علمایی که خواستار تقریب بیشتر بین مذاهب اسلامی بودند و حتی اجازه می‏دادند بر تعبد به مذاهب اربعه از جمله مذهب اثنی عشری جعفری و گام های عملی برداشتند.

 

شیخ سلیمان سی؛

عالم، استاد دانشگاه و مفتی کشور سنگال

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز تنها به نمایندگی از کشور سنگال در این مراسم حضور پیدا نکرده‏ام، بلکه از سوی ۱۴ کشور موجود در غرب آفریقا در این مراسم حاضر شدم و تشکر می‏کنم از اینکه مقامات ایرانی امروز این فرصت را به ما دادند.

برای بازبینی وضعیت موجود جریان‏های تکفیری در دنیای امروز تشخیص مشکل است و یک نظریه‏ای که مطرح شد این بود که امروزه کشورهای مسلمان تقسیم شده‏اند و گروهی در این میان از روحیه تهاجمی برخوردار هستند که ناشی از کمک‏های عربستان و وجود وهابیت است و این گروه ما را به سمتی می‏برد که جنگ جهانی سوم رخ دهد.

بیش از صدها کتاب و مقاله که تنها و تنها از وهابیت سخن می‏گوید هر روزه در حال انتشار است و هدفشان تنها این است که دیگران را به عنوان نابودکننده نشان دهند و بر ما لازم است تا موضعی را که تمام مسلمانان به دنبال آن هستند روشن و بررسی کنیم.

باید در کشورهای اسلامی حضور پیدا کنیم و به تمام ملت مسلمان این حالت از هم گسیختگی کشورهای اسلامی را یادآوری نماییم تا بدانند آنچه را که امروزه در حال رخ دادن است.

ما باید بر دو نکته ویژه یعنی استقرار صلح و مسئله محیط زیست توجه ویژه داشته باشیم و هرکدام از ما باید وظایف خود را در این باره بدانیم و به خوبی آن را به سرانجام برسانیم چرا که هدف از این گردهمایی چیزی جز واحدشدن و همراه شدن ما در برابر تکفیری‏ها نیست.

  

روشن حضرت عباس اف؛

استاد دانشگاه، عالم و معاون اول شورای مفتیان کشور روسیه

بسم الله الرحمن الرحیم

ما باید به دور از تعصب‏ها از علم و بصیرت استفاده کنیم که خداوند بر اساس آن این اراده را در انسان قرارداده است، ما باید برای پاکسازی فضا از هرگونه آلودگی و بیماری تلاش کنیم. امیدواریم یک راهبرد بسیار خوبی را پس از این گردهمایی ارائه دهیم تا با این بیماری را که ریشه اسلام را هدف قرار گرفته است مقابله کنیم؛ بهترین راه حل تجدید عهد با خداوند و التزام به آموزش‏های الهی است و باید بدانیم در این راه چگونه با خدا ارتباط برقرار کنیم.

بنابر فرموده پیامبراکرم هرکس از امت اسلام بخواهد خارج از وظایف اسلامی عمل کند همانند کسی خواهد بود که از دین خارج شده باشد بنابراین خداوند کسانی را که به عنوان دین جنایتی را مرتکب می‏شوند را به هیچ وجه از اسلام نمی‏داند.

امروز شاهد جنایت‏های بسیاری هستیم که علیه مسلمانان در جای جای جهان رخ می‏دهد و این دلیل محکمی است تا ما در برابر این افراد که می‏خواهند در هر فرصتی به اسلام ضربه بزنند کوتاه نیاییم و لازم است تا با آنها مبارزه کنیم؛ در این راه باید هدف خود را مشخص کنیم و اگر لازم است با مشرکان وارد جنگ شویم باید هدف و ماهیت خودرا مشخص کنیم و در برابر آنها بایستیم.

تکفیری‏ها هیچگاه بخشیده نخواهند شد، آنها کسانی هستند که در برابر اسلام جنایت می‏کنند بنابراین هیچگاه بخشیده نخواهند شد و من فکر می‏کنم که امروز وضعیت و شرایط به گونه‏ای است که هرگز آنان با منطق و سخن هدایت نمی‏شوند لذا لازم است تا برای مقابله جدی با آنها فکری کنیم.

ما باید یک موضع بسیار قاطع بگیریم و بدون هیچگونه تردیدی باید بدانیم که امت اسلام با یک شرایط خاصی مواجه شده که نیازمند هم‏فکری علمای اسلام است تا راهکاری مناسب انتخاب شود.

مرجعیت واحد و یکپارچه می‏تواند به عنوان راهکاری اساسی برای رهایی از جریان‏های تکفیری عمل کند.

 

 شیخ خلیل ابراهیم الکبیسی؛

عالم و مفتی استان الأنبار کشور عراق

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز موضوع خطر تکفیری محور مهم این کنگره است و مسلما اساتید و علمای بزرگی در این اجلاس‏ها شرکت می‏کنند و من تلاش دارم مطالبی بیان کنم که سبب اتخاذ تصمیمات جدی ما باشد به نحوی که امت اسلام را از این شرایط بحرانی نجات دهد.

اگر ما بخواهیم به عقب برگردیم و پیامبر و اصحاب ایشان ما را در این شرایط ببینند حتماً از ما خواهند خواست درود بر پیامبر بفرستیم. امروز سخن از مساله‏ای است که قرآن ما را به آن دعوت کرده است. در این شرایط بحرانی آنچه سبب کرامت و استحکام وحدت ما می‏شود برادری اسلامی است. ما امروز در چه جایگاهی قرار گرفته‏ایم؟ دشمنان ما را تضعیف کرده و اختلاف ایجاده کرده‏اند و تلاش کرده‏اند با هیاهوی تبلیغاتی و جاهلانه اختلاف بین ما ایجاد کنند.

امروز زمانی است که باید به داد اسلام برسیم. زمانی که سلمان سرباز ارتش اسلام بوده است و وقتی برای فتح عراق آمدند پرچم لا اله الا الله را بلند کردند و به صلاح الدین یک سرباز کردی که فرمان وحدت کردها را خواست، هرگز اجازه نداد فرمان به قومیت خاص دهد.

پیامبر همواره از ما خواسته هرگز به جز قرآن به چیز دیگری تمسک نجوئیم و همچنین می‏فرماید از قرآن باید بهره کامل را برد اما ما نتوانسته‏ایم حقیقت اسلام را درک کنیم و همین سبب جهل و نادانی ما نسبت به اسلام شد و سبب گردید که قرآن را کنار گذاریم.

اولین درسی که قرآن به آدم و حوا می‏دهد اینکه او را متوجه وجود دشمنان می‏کند اما تا این لحظه بشر نتوانسته دشمن خود را بشناسد؛ قرآن گفته یهودیان را دوست خود قرار ندهید و هیچ یک از حکمرانان مسلمانان نتوانسته‏اند این مساله قرآنی را سرلوحه قرار دهند.

باید ببینیم هویت اصیل ما چیست که جز تمسک به آیات قرآن نمی‏تواند ما را به این هویت اصیل برساند. فقط آمده‏ایم خود را به مذاهب مختلف تقسیم کرده و هویت خود را فراموش کرده‏ایم در حالیکه قرآن دستور داده بگوئید مسلمانیم و پیرو مکتب ابراهیم هستیم لذا باید حقایق را در همه جا مطرح کنیم که قانون اساسی مسلمانان قرآن است اگر به قرآن عمل کنیم این مشکلات را نخواهیم داشت.

او بیان داشت دشمنان ما آمده‏اند از اختلاف مسلمین استفاده کرده و هر روز جنایتی علیه مسلمانان کنند در حالیکه اگر مسلمانان در گذشته دارای مجد و عظمت بودند به دلیل تمسک به قرآن بوده است.

قرآن کریم نقطه قوت و اقتدار ماست، خلیفه دوم می‏گوید اگر علی نبود من هلاک می‏شدم بنابراین برادری می‏تواند عامل وحدت بخش در جهان اسلام باشد.

 

پرفوسور سنوسی ابوبکر إتیکو لاوی؛

عالم و استاد دانشگاه کشور نیجریه

بسم الله الرحمن الرحیم

اسلام به معنای صلح است؛ همه مسلمانان طبق اصول قرآنی باید بدون توجه به اختلافات به صورت صلح‏آمیز زندگی کنند. از حضرت محمد می‏خواهم که صداقت و صلح را در میان امت اسلامی گسترش دهند همچنانکه دشمنانش محمد را امین نامیدند و تعالیم قرآن از این حمایت می‏کنند. در قرآن آمده است که خداوند مردم را در گروه‏های مختلف قرار داد تا یکدیگر را بهتر بشناسند و اختلافات خود را متوجه شوند.

فهم تکفیری‏ها از جهاد را نادرست است و این اشتباه است که یکدیگر را بکشیم. این جهاد نیست چون اسلام از پیروان خود خشونت را نمی‏خواهد. از این مساله تنها یهودیان و دشمنان بهره می‏برند و سبب می‏شود جایگاه اسرائیل به رسمیت شناخته شود. به همین دلیل این تروریست‏ها را ایجاد کردند تا تصویر اسلام را خدشه‏دار کنند و اینها قطعاً در راستای منافع اسلام در آینده نیست بلکه توطئه‏ای علیه اسلام است و آنها قصد دارند با ایجاد این حرکات بیش از ۴۰۰ هزار نفر را در اروپا جذب کنند.

با این تغییر، کل دنیا علیه اسلام خواهند بود لذا این گروه‏ها به وجود آمدند تا توجه مردم را منحرف کنند. براساس آیات قرآن کریم اینها سبب خدشه‏دارشدن اسلام و مکدرشدن چهره اسلام می‏شوند و در این صورت هیچ قوم و ملتی به اسلام روی نخواهند آورد. عدم درک صحیح از حقیقت اسلام به جهل نسبت به اسلام دامن می‏زند.

 

 

 

میزگرد علمی ریشه‏یابی، ارزیابی و بررسی راهکارهای برون‏رفت از بحران تکفیر

 

با توجه به ضرورت گفتمان‏سازی و نقد و بررسی جامع ریشه‏ها و عوامل پیدایش جریان‏های تکفیری، پس از سخنرانی مهیمان خارجی همایش، میزگردی علمی با حضور صاحب‏نظران و کارشناسان آقایان آیت الله اعرافی، دکتر ولایتی،  مولوی نذیر احمد سلامی و ماموستا محمدامین راستی، مولوی اسحاق مدنی، آخوند ابوبکر خوجملی  و حجت‏الاسلام و المسلمین دکتر فرمانیان (دبیر میزگرد علمی) برگزار شد و موضوعات مهمی همچون «علل و عوامل گسترش جریان‏های تکفیری در عصر حاضر»، «ارزیابی آینده جریان‏های تکفیری» و«راهکارهای برای برون‏رفت از بحران تکفیر» مورد نقد و بررسی قرار گرفت که تفصیل آن در ادامه می‏آید.

 

دکتر علی اکبر ولایتی؛

مشاور عالی مقام معظم رهبری در امور بین‏الملل

و عضو شورای راهبردی کنگره

بسم‏الله الرحمن‏الرحیم

با کسب اجازه از حضرات آیات عظام مکارم شیرازی و سبحانی و میهمانان گرامی عرض می‏کنم مهمترین علل پیدایش جریان‏های تکفیری در جهان اسلام، مقابله با بیداری اسلامی بود. امواج بیداری اسلامی از ابتدای قرن 19 میلادی پیدا شد و از همان ابتدا انواع تقابل هم با آن شکل گرفت.

بیداری اسلامی در حقیقت احیاء دعوت مجدد به اسلام بعد از هجوم استعمار در سرزمین‏های اسلامی است. هجوم استعمار از تنگه جبل الطارق تا تنگه مالاکا. از هلندی‏ها تا انگلیسی‏ها و فرانسوی‏ها و اسپانیایی و پرتغالی‏ها. هر کدام گوشه‏ای از اسلام را اشغال کردند و این برای مسلمانان سخت بود و موجب پیدایش جریانی در جهان اسلام شد و متفکرین اسلامی از هر گوشه جهان اسلام برای رهایی سرزمین‏های اسلامی از چنگ استعمار قیام کردند. این تاریخچه بیداری اسلامی در سراسر جهان اسلام از آسیای جنوبی تا جنوب شرقی و غربی و شمال و غرب آفریقا است که در هر منطقه یک بیدارگری از میان علما داریم.

در نیجریه که امروز دچار خطر «بوکو حرام» شده است در بین سال‏های 1812 تا 1912 به مدت یک سال حکومت اسلامی به رهبری معلمی به نام عثمان دن فودیو  تشکیل شد. در حال حاضر احکام اسلامی در شمال نیجریه اجرا می‏شود و هر حکومتی بر سر کار باشد به برکت آن قیام، همچنان حدود اسلامی اجرا می‏شود و کسی نمی‏تواند مقابلش بایستد.

موج جدید بیداری اسلامی با انقلاب اسلامی ایران شروع شد و دشمنان برای مقابله با آن، پاتک و بدلش را به صورتی که ظاهرش اسلام و باطنش مخالفت با اسلام است در قالب جریان‏های افراطی و تکفیری ساختند. قبل از این تکفیری‏هایی که امروز در عراق و شام هستند، القاعده در افغانستان و پاکستان برای مقابله با بیداری اسلامی توسط کشورهای غربی به وجود آمد و به نام اسلام کاری کردند که موجب وهن اسلام شد. در زمان حکومت طالبان کارهایی شد که حتی کسانی که آنها را به وجود آوردند از این کار تبری جستند و این وهن اسلام بود.

تلویزیون بی‏بی‏سی به خانم «بی‏نظیر بوتو» نخست وزیر مقتول پاکستان گفت: «شما متهم هستید که طالبان را روی کار آوردید!» خانم بوتو هم پذیرفت. ولی گفت: ما تنها نبودیم. عربستان، انگلیس و آمریکا هم در به‏وجودآوردن طالبان نقش داشتند. پولش را عربستان تأمین کرد. طراحی را انگلیس انجام داد. آمریکا امکانات نظامی تزریق کرد و لجستیک را پاکستان انجام داد. این در حقیقت تقابل با امواج بیداری اسلامی در ایران بود.

الان هم با شروع بیداری اسلامی در تونس و استقرارش در مصر و ادامه آن در یمن، چند نوع تقابل، شکل‏دهی شده است و جدی‏ترین آن جریان‏های تکفیری است.

امروز سوریه حلقه طلایی زنجیره مقاومت در برابر با اسرائیل است و از زمان جنگ‏های بین اعراب و اسرائیل، سوریه، تنها کشوری بود که در خط مقدم این جبهه ایستاد و با اسرائیل کنار نیامد و بعد از تشکیل زنجیره مقاومت (سوریه، حزب‏الله لبنان، عراق و ایران) برای اینکه این ارزشمندترین و آسیب‏پذیرترین حلقه مقاومت را از بین ببرند؛ جریان‏های تکفیری را درست کردند تا هم ارتباط ایران با فلسطین و لبنان قطع شود و هم اینکه اسرائیل در امنیت قرار بگیرد.

ستون فقرات داعش در عراق و سوریه، باقی‏مانده بعثی‏ها با جذب سلفیه هستند. صدام در سال‏های آخر حکومتش، طالبان و القاعده را جذب کرد و یکی از سران تشکیل‏دهنده داعش، عزت ابراهیم الدوری (نفر دوم بعث) بود که کشته شد.

اگر بخواهیم داعش را در عراق و سوریه تجزیه و تحلیل کنیم؛ ترکیبی از بعثی و سلفی است و هدفش هم مقابله با خط مقاومت در برابر اسرائیل است. لذا آمریکایی‏ها از آنها حمایت می‏کنند و خانم کلینتون هم در کتاب خاطراتش صراحتاً می‏گوید: «داعش را ما به وجود آورده‏ایم».

تاریخ مصرف گروه‏های تکفیری جدید، مانند تکفیری‏های قدیم به تدریج از بین می‏رود. تکفیری‏های سوریه به تدریج در حال از دست‏دادن مشروعیتشان هستند. در تمام دنیا رسانه‏ها جنایات آنها را به نمایش می‏گذارند. مخاطبینشان به خصوص در کشورهای اسلامی وقتی می‏بینند آنها یک خلبان اردنی سنی مذهب را در قفس زنده زنده آتش می‏زنند؛ متوجه ماهیت کثیف اینها می‏شوند.

هدف غربی‏ها از نشان‏دادن و تبلیغ جنایات جریان‏های تکفیری و داعش، القاء این است که نشان دهند اسلام دین خشونت است ولی به این نکته دقت ندارند که این به ضد خودش تبدیل می‏شود.

از ابتدا تبلیغ کرده بودند که بشار اسد دمکراسی ندارد و مردم هم دمکراسی می‏خواهند و با این توجیه عده‏ای را مسلح کردند و پول این تروریست‏ها را کشورهایی دادند که هنوز به شیوه عصر حجر حکومت می‏کنند. به واسطه این پول از سراسر دنیا نیرو جذب کردند و برای جنگ به سوریه فرستادند.

از رجال سیاسی یکی از کشور اروپایی پرسیدم، چند نفر از کشور شما در سوریه حضور دارند؟ گفت حدود سه هزار نفر. گفتم: چرا به آنجا رفتند؟ گفت: اینها وقتی دیدند دولت سوریه مردم را بمباران می‏کند، احساس مسئولیت کردند که حکومت ظالم را بردارند. گفتم: این جوان‏های شما وقتی اسرائیل مردم غزه و فلسطین را بمباران می‏کرد غیرتی نشدند؟!

رسانه‏های استعماری با هدف توجیه حمله به عراق و سوریه و تبلیغ خشن‏بودن دین مبین اسلام؛ صحنه‏های خشونت‏بار جنایات داعش را نشان می‏دهند، اما غافل از این که این نشان‏دادن، موجب شناخت ماهیت این جریان در میان مردم خواهد شد و مشروعیت جریان‏های تکفیری را از بین خواهد برد و نه اسلام حقیقی را.

کشورهای غربی به این نوع مبارزاتی که افرادی غیرسوری در سوریه بجنگند در شورای امینت مشروعیت دادند. اسلحه و پول را از کشورهای دیگری می‏گیرند تا تروریست‏ها در بازارها و بین مردم عادی، بمب منفجر کنند برای این که دمکراسی ایجاد کنند! پوشش مبارزه با تروریسم و حمایت سازمان ملل را هم به این جنایات می‏دهند.

بعد از رسوایی در این جبهه، همان‏ها ائتلاف ضد داعش را درست کردند و نیرو به عراق و سوریه فرستادند. این یعنی بازگشت به استعمار به بهانه استقرار دمکراسی و امنیت و مبارزه با خشونت. بنابراین آینده این طیف از افراطی‏گری و تکفیرگری آینده درازمدتی نیست و به تاریخ می‏پیوندند.

لازم است امت اسلامی بیدار باشد و در حالت انفعال نباشند و ابتکار عمل را در دست بگیرند و آینده را پیش‏بینی و تحلیل کنند و راهی جز احیاء و تقویت بیداری اسلامی نیست.

اما برای برون‏رفت از بحران جریان‏های تکفیری باید بر گفتمان اجتهادی و عقلانی توجه و تأکید کرد. جای سوال است که چرا یک جوان تازه مسلمان حاضر است عملیات انتحاری انجام دهد؟ چه حسی در او باعث این کار می‏شود؟ حس عدالت‏جویی و مقابله با سلطه‏جویی است؟ باید گفت این مسائل به صورت فطری در ذات هر انسانی هست. مارکسیست‏ها در حالی که نه به خدا و نه دین اعتقادی نداشتند در دوران مبارزات خود در آمریکای لاتین صرفاً برای رسیدن به اهداف سازمانشان این کار را می‏کردند و جوانان مسیحی مارکسیست در تقابل با سلطه‏جویان حاضر بودند از جان خودشان بگذرند. در جنگ ویتنام و کامبوج و لائوس هم از خودگذشتی جوانان باعث شکست آمریکا شد. پس این خصوصیت عدالت‏خواهی و جانفشانی در راه آرمان‏ها در ذات انسان هست.

امروز عصر دیکتاتوری و وابستگی به پایان رسیده و مردم دنیا با توجه به رشد و گسترش رسانه‏ها و معرفت و علم و تکنولوژی متوجه این قضیه هستند و می‏دانند بسیاری از حکومت‏های جهان سوم از جمله کشورهای اسلامی، وابسته به سلطه‏جویان هستند و مردم قضاوت می‏کنند. برای همه روشن است آمریکا در چه کشورهایی پایگاه نظامی دارد و منافع آن کشورها را مصادره می‏کند و آن کشور هم ناچار است که همراهی کند و باج بدهد.

در یک دوره‏ای بعضی از دوستان متدین ما در منطقه، علیه یک کشور فعالیت می‏کردند و من با آقای مرحوم کلیم صدیقی از اعضای اخوان المسلمین مصر صحبتی کردم که از من ناراحت شد. گفتم آنهایی که علیه فلان حکومتی که مقابل اسرائیل است ایستادگی می‏کنند چرا علیه اسرائیل یک کلمه نمی‏گویند و یک گلوله شلیک نمی‏کنند؟! بنابراین مشکل بعضی از جریان‏ها فقدان رهبری فکری است.

برخی از حکام کشورهای اسلامی نه بر اساس دموکراسی و آراء مردم و نه بر اساس سنت رسول الله حکومت می‏کنند. صرفاً دنبال حاکمیت خاندانی خودشان هستند. برای اینکه در صحنه جهانی باقی بمانند به حکومت‏های غربی باج می‏دهند و دست به هر انحرافی می‏زنند. یک عده متفکر قلم به مزد را اجیر می‏کنند و برای مردم و جوانان یک دشمن غیرواقعی می‏سازند و او را علت بدبختی مسلمانان معرفی می‏کنند. در ذهن جوانان یک حالت کاذب ایجاد و القاء می‏کنند که «اگر عملیات انتحاری انجام بدهی، خودت به بهشت و در دامن پیامبر اسلام می‏روی و دنیای دیگران را هم آباد می‏کنی». این انحراف فکری و نداشتن یک رهبری درست در جوامع اسلامی موجب می‏شود جوانان و افراد ساده به انحراف کشیده و جذب جریان‏های افراطی شوند.

در پایان عرض کنم این حرکت علمایی علیه جریان‏های افراطی و تکفیری در قم یک کار بسیار بزرگی است. اینجا علمای شیعه و سنی با هم به گفتگو می‏نشینند و تبادل نظر می‏کنند. به جوامع خودشان می‏روند و افکار صحیح را ترویج می‏کنند. اگر اینها توسط رسانه‏ها درست استفاده و منتقل شود و به گوش مردم دنیا برسد به اهدافمان بهتر می‏رسیم و علاوه بر جنبه‏های سلبی و مقابله با جریان‏های تکفیری باید روی جنبه‏های اثباتی و سازنده هم کار کرد.

 

مولوی نذیر احمد سلامی؛

نماینده مجلس خبرگان رهبری

بسم‏الله الرحمن‏الرحیم

امروزه مقابله با جریان‏های تکفیری از اهم ضروریات امت اسلامی به شمار می‏رود، بعد از جنگ‏های صلیبی که در قرن 11 شروع و در قرن 12 میلادی پایان یافت و بعد از اینکه قدرت‏های غربی به این اذعان رسیدند که در عرصه نظامی نمی‏توانند قدرت‏های اسلامی را از پا درآورند، تلاش کردند تا راه‏های دیگری را برای مقابله با اسلام در پیش گیرند که به سه دسته استشراق، جهانی‏شدن و لائیسم می‏توان تقسیم کرد.

حق و باطل همیشه و در همه جا با یکدیگر در نبرد بوده‏اند و هیچگاه نیز به اهداف خود نرسیدند، بعد از آنکه غرب در این مواجهه شکست خورد درصدد شد تا از طریق مستشرقین، اسباب پیروزی‏های اسلامی را بررسی و در لابه لای آن نیز اهداف خود را دنبال کنند.

در عرصه جهانی‏شدن بعد از این که در زمینه‏های علمی نتوانستند مسلمانان را شکست دهند، راهبرد دورکردن مسلمانان از اسلام و قرآن را دنبال کردند و از هیچ تلاش و دشمنی دریغ نکردند و البته تا حدودی نیز موفق شدند. در وهله بعد سعی کردند در میان مسلمانان با بزرگ‏نمایی اختلافات مذهبی، جنگ‏های مذهبی و فرقه‏ای راه بیندازند. لذا این گروه‏های تکفیری حلقه‏ای از آن زنجیره شیطانی علیه کیان اسلام در طول تاریخ هستند. در زمان پیامبر اکرم اسلام هم این جریان‏ها بودند و همینطور تا امروز با نام و قالب جریان‏های تکفیری از میان خود مسلمان‏ها با پشتیبانی دنیای غرب و استکبار و برخی از کشورهای منطقه ادامه و استمرار پیدا کردند.

در سخنان جناب آقای دکتر ولایتی تردیدی نیست که یکی از عوامل گسترش جریان‏های تکفیری مقابله با پیروزی انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی است.

این بیداری اسلامی برای دشمنان اسلام قابل تحمل نبود و کشورهایی که مرکز ثقل سیاست‏های استکبار بودند نظام‏هایشان سقوط کرد ولی یک نکته‏ای هست و آن اینکه در این کشورها شخصیت موثری که بتواند این قیام را رهبری کند نبود و لذا یک فرصتی را برای تکفیری‏ها به وجود آورد که به خاطر فقدان رهبری در کشورها، تقویت شوند و بتوانند خودشان و اهدافشان را در جهان اسلام گسترش دهند.

تاریخ جریان‏های تکفیری نشان می‏دهد که شکل‏گیری آنها یک قرن طول کشیده است و اینها متاسفانه به صورت کلی از بین نمی‏روند ولی قابل کنترل هستند که نیاز به مدیریت صحیح دارد.

بعد از جنگ‏های صلیبی، دشمنان اسلام با ابزار و حربه جریان‏های تکفیری به اسلام هجوم آورده‏اند و این جریان بسیار موثر است و دلیل گسترش آنها هم اختلاف میان فرقه‏های اسلامی و ساده‏لوحی برخی از مسلمانان است.

در نگاه تحلیل‏گران غربی، مسلمانان دو سرمایه بزرگ «قرآن» و «منابع طبیعی» را دارند و تا زمانی که از آنها بهره می‏گیرند نمی‏توان به آنها ضرری وارد کرد. در مجله گاردین که در ماه اکتبر سال 1993 میلادی منتشر شده است به این نکته اذعان کرده‏اند و اشاره شده است که «خداوند با مسلمانان دو بار صحبت کرده است یک بار با قرآن و یک بار دیگر با منابع زیرزمینی». یعنی کشورهای اسلامی مترادف با نفت هستند. پس اگر مسلمانان در سایه انسجام و اتحاد و خرد جمعی به این دو ابزار متوسل شوند و بهره‏برداری بهینه کنند هر دشمنی چه داعش و غیرداعش نمی‏تواند به اسلام تعرض کند و موجبات نابودی و اختلاف را فراهم کند.

در خصوص نابودی داعش هم ما علمای مسلمان باید به صورت ریشه‏ای اسباب پیدایش داعش را از بین ببریم و به عللی که موجب تقویت آنها می‏شود توجه کنیم. همانطور که می‏دانید داعش پایگاه مردمی ندارد ولی زمینه‏های جذب جوانان به داعش با وجود مشکلات اقتصادی و فقر و تبعیض در کشورهای اسلامی تقویت می‏شود و این جای نگرانی دارد.

در راستای مقابله فرهنگی و علمی با جریان‏های تکفیری باید به عوامل اقتصادی، بی‏سوادی و بیکاری توجه کرد تا عرصه برای جولان تفکرات افراطی تنگ‏تر شود و طبیعتاً زمینه گرایش به داعش هم از بین خواهد رفت.باید با استفاده از آن دو سرمایه و نعمت مادی و معنوی در جهت تقویت بنیه‏های اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام استفاده کنیم. هرچه در عرصه‏های مختلف قدرت ما بیشتر بشود زمینه‏های جذب داعش بیشتر از بین خواهد رفت.

  

ماموستا محمد امین راستی؛

امام جمعه اهل‏سنت سنندج و قاضی دیوان عالی فقه شافعی

بسم‏الله الرحمن‏الرحیم

الحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالَمِيْنَ والصَّلاه وَ السَّلامْ عَلَي خَيْرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَ صَحْبِهِ اَجْمَعِيْنَ. الَّذينَ قَضَوْا بالحَقِّ وَكانُوا بهِ يَعْدِلونَ

یکی از خاستگاه‏های فکری و مولد جریان‏های تکفیری، وجود دیدگاه غلط برخی از مسلمانان به نصوص است که از درون آن جریان‏های تکفیری ظهور کرده‏اند. اگر به نصوص در اسلام نگاه کنیم، یعنی نصی که در قبالش اجتهادی نباشد، تمام مسلمانان اتحاد نظر دارند. در مسائل ضمنی مسلمانان هم در شیعه و هم در سنی، با هم اختلافاتی دارند و این اختلافات خودش عامل ترقی و تعالی و پویایی فقه اسلامی است. اما نکته این است که دشمنان از بدو تاریخ اسلام با بزرگ‏نمایی این اختلافات جزئی در پی تفرقه‏افکنی و جنگ فرقه‏ای بین مسلمانان بوده‏اند و لازم است ما مسلمانان برای مقابله با این اختلاف‏افکنی دشمنان، به مشترکاتمان و قرآن مجید رجوع کنیم و بیش از پیش بر وحدت میان مسلمانان تأکید و تبلیغ کنیم. دشمنان اسلام همیشه در پشت پرده‏ها بارها و بارها اعلام کرده‏اند تا این قرآن در قلب مردم حکومت می‏کند ما به اهداف مطلوبمان نمی‏رسیم پس در طول تاریخ سعی کرده‏اند در بین مسلمانان اختلاف به وجود بیاورند و این همه تلاش هم به خاطر این بوده است که دین اسلام در ابعاد فرهنگ، اقتصاد، علم و معنویت بسیار غنی است و جوابگوی نیازهای بشریت است. غیر از قرآن و وحی الهی بقیه قوانین نمی‏تواند نیاز بشریت را تامین کند و آنها هم آگاهند که قرآن می‏تواند یک روزی حکومت کند و وعده خداوند محقق می‏شود و دین اسلام در تمام دنیا یقیناً حکومت می‏کند و شک و تردیدی در آن نیست. لذا می‏خواهند با دوری مسلمانان از قرآن و القاء تفرقه در میان مسلمانان، اسلام را به نحوی منحرف نشان دهند و بگویند آن اسلامی که شما شیفته‏اش شده‏اید القاعده، وهابیت و داعش است که مردم را ذبح می‏کنند و در بازار برده فروش‏ها به ثمن بخس می‏فروشند.

بیداری اسلامی با انقلاب اسلامی ایران روحی دوباره در آن دمیده و شروع شد و تمام سیاست‏های سیاست‏گذاران و تحلیل‏گران غربی و دشمنان اسلام را بهم ریخت و دیدند که اسلام می‏تواند حکومت کند و باعث شد دوباره از حربه اختلاف‏افکنی میان امت اسلامی استفاده کنند و جا دارد ما علمای اسلام آن رسالتی که به دوشمان است را به سرانجام برسانیم و اسلام و دین واقعی را به مردم دنیا و سایر مسلمانان نشان دهیم. یقیناً دیگر کسی به سمت تکفیر و داعش نمی‏رود و آینده تکفیری‏ها به عمل عالمان مسلمانان برمی‏گردد. اگر اسلام واقعی تبیین شود، دیگر تکفیر و داعشی وجود ندارد.

 

مولوی اسحاق مدنی؛

عضو شورای برنامه‏ریزی مدارس علوم دینی اهل‏سنت

بسم‏الله الرحمن‏الرحیم

در برخورد با پدیده شومی همچون داعش و جریان‏های تکفیری در سراسر جهان اسلام باید هوشیارتر برخود کنیم و مساله به این سهل و سادگی نیست.

اینجا همه در انحراف و بدبودن جریان‏های تکفیری اذعان و وحدت نظر داریم. ولی باید دید چرا اینها نفوذ دارند؟ همه شنیده‏اید که یک دختر یهودی تازه مسلمان جلیقه انتحاری به خودش می‏بندد و حاضر است خودش را در راه اهداف داعش منفجر کند! این نیرو باید شناخته شود. اینها از کشورهای مختلف در حال جذب هستند و همه حاضرند جان خودشان را فدا کنند و دیگرانی را هم از بین ببرند.

یک نقطه مورد غفلت واقع شده است و آن اینکه علمای اسلام مدت‏هاست اسلام سیاسی را به دیگران واگذار کرده‏اند. ما دو دسته عالم داریم؛ علمای مطالعی و علمای سنتی. به این معنا که گروه اول اسلام را با مطالعه درک کرده‏اند و عربی را خوب بلدند و اسلام را مطالعه می‏کنند و به مردم هم آموزش می‏دهند.

اما گروه دوم، نه تنها اسلام را تبلیغ می‏کنند بلکه به اسلام هم عمل می‏کنند یعنی از بدو کار آن چیزی که در قرآن آمده است را به خوبی یاد گرفته و به آن عمل می‏کنند. علمای سنتی اسوه اسلام هستند.

علمای مطالعی فقط شنیده‏اند که پیامبر جهاد و قصاص کرده، پس جهاد را تبلیغ می‏کنند ولی آیا جهاد و قصاص پیامبر همین است؟! باید دید آیا دین حقیقی همان چیزی است که امروز علمای مطالعی تبلیغ می‏کنند یا خیر؟ اینها مسائل ریز و دقیقی است!

در طول تاریخ حکومت‏هایی به نام اسلام در زمان اموی‏ها، عباسی‏ها و عثمانی‏ها حکومت کردند که حکومتشان نه راشده بوده و نه بر منهج پیامبر بوده است. اما حداقل یک نکته را داشتند و آن اقتدار، قدرت، عزت و عظمت نام اسلام بود. مسلمانان آن تاریخ را می‏خوانند و امروز را هم می‏بینند که حکومت‏هایی وابسته، ضعیف و ذلیل در جهان به نام اسلام حکومت می‏کنند و لذا مردمی که تشنه عظمت و عزت اسلام هستند؛ تحت تأثیر تبلیغات دروغین جریان‏های تکفیری با نیت عزت‏بخشی به اسلام جذب آنها می‏شوند. در حقیقت افرادی که جذب این جریان‏ها می‏شوند راهشان اشتباه است نه نیتشان. انسان‏هایی هستند که مرید علمای سنتی هستند ولی با فریب و خدعه جریان‏های استکباری، جذب این گروه‏های منحرف شده‏اند.

اینجا لازم است علمای سنتی وارد میدان شوند و ماهیت این جریان و درک و فهم پایینی که آنها از اسلام دارند را تبیین کنند. ورود علمای بزرگ به میدان مبارزه علمی و فرهنگی با این جریان، نقش سازنده‏ای در ریشه‏کن کردن جریان‏های تکفیری ایفا می‏کند.

 

آخوند ابوکر خوجملی؛

امام جمعه و استاد حوزه علمیه اهل‏سنت گلستان

بسم‏الله الرحمن‏الرحیم

همه مستحضرید که امروز میدان جولان برای جریان‏های تکفیری وسیع است و همچنان در حال فعالیت و جذب جوانان و یک عده مسلمانان غافل و ناآگاه هستند. در وهله اول باید عرصه را برای جذب به جریان‏های تکفیری تنگ کنیم و راهش این است که از کسانی که به این پدیده شوم تکفیر آلوده نشده‏اند، محافظت کنیم.

هر یک از مذاهب و فرق اسلامی برای خود اصولی دارد که هر کس می‏خواهد مسلمان باشد باید به آنها تکیه کند. هم شیعیان و هم اهل‏سنت باید این اصول را برای پیروان خود تبیین کنند تا از خطر گسترش جریان‏های تکفیری جلوگیری شود و مسلمانان در این ورطه خطرناک گرفتار نشوند.

اهل‏سنت دیدگاه‏هایی دارد که به طور نمونه عرض می کنم. اهل‏سنت شروطی را برای اسلام دارند. علامه زین‏الدین الحنفی در کتاب بحر الرائق کنز الدقائق آورده است: «... والثامن‏:‏ لا يكفر أحدا من أهل القبله بذنب‏.‏ والتاسع‏:‏ يصلي على من مات من أهل القبله‏.‏ والعاشر‏:‏ يرى الجماعه رحمه والفرقه عذابا‏.‏ قال صاحب الكشاف‏:‏ في هذا الفصل شروط وزيادات لأصحابنا يجب أن تراعى و ... »  یعنی کسی می‏تواند اهل‏سنت باشد که وحدت و همدلی را رحمت بداند و تفرقه را عذاب بداند و برای اموات اهل قبله نماز بخواند و از اهل قبله، احدی را به واسطه ارتکاب گناهی از اسلام خارج نکند و بر امیر با شمشیر خروج نکند...» این تعالیم باید توسط علمای شیعه و اهل‏سنت آموزش داده شود.

یکی از مشکلات و مسائلی که باعث بروز اختلاف بین امت اسلامی می‏شود و دشمنان اسلام هم بر روی آن تمرکز کرده‏اند بزرگ‏نمایی خطای یکی از پیروان مذاهب اسلامی و انتساب خطای یک شخص به کل آن مذهب و پیروانش است. دشمن با استفاده از این حربه، بهره‏برداری و سوء استفاده خودش را در جهت اهداف شوم و خطرناک خودش می‏کند.

ما طبق قرآن اجازه نداریم خطای یک شخص را به همه افراد آن مذهب نسبت دهیم. امام راحل با دیدگاه بزرگی که داشتند می‏فرمودند کسانی که تفرقه بین شیعه و سنی می‏اندازند نه شیعه‏اند و نه سنی.

آنچه که امروز دشمن دنبال آن است شکاف در جریان وحدت بین شیعه و سنی با استفاده از ابزار تهمت، ترس و تفرقه است. جریان استکباری مدام شیعیان و اهل‏سنت را از یکدیگر می‏ترساند تا با شکست در وحدت آنها به عزت و اقتدار اسلام خدشه وارد کند و امروز جریان‏های تکفیری بهترین ابزار دشمنان برای این تفرقه‏افکنی و ریختن خون مسلمانان به وسیله مسلمان هستند. 

 

حضرت آیت الله اعرافی: دبیر علمی همایش

بسم‏الله الرحمن‏الرحیم

خیر مقدم عرض می‏کنم به تمامی میهمانان بزرگوار. طبعاً این اجتماع بزرگ و باشکوه در قم و تحت زعامت مراجع معظم و حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله) و شرکت بیوت مراجع معظم تقلید نشان‏دهنده اهتمام حوزه علمیه قم و روحانیت شیعه نسبت به اسلام و معالجه دردهای بزرگ امت اسلامی است.

همه ما باید سپاس‏گذار علما، بزرگان و رهبران شایسته و این مرجع عظیم‏الشان و انقلاب اسلامی ایران باشیم که با این رویکرد به مسائل امت اسلامی نگاه می‏کند.

در خصوص علل پیدایش جریان‏های تکفیری سخن فراوان است و مطالب مهمی در سخنان کارشناسان وجود داشت. این علل را از دیدگاه‏های مختلفی می‏شود تقسیم کرد. از یک نگاه به علل بعیده و علل قریبه و از نگاه دیگر به علل بیرون جهان اسلام و علل درون جهان اسلام و از منظر دیگر به علل تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می‏توان تقسیم کرد.

اما آنچه که به گمانم با این همایش تناسب دارد این است که بر علل معرفتی و بنیادین فکری در پیدایش و رشد جریان‏های افراطی و تکفیری باید تأکید کنیم.

جهان اسلام بعد از هجمه‏های غرب و استعماری که در لایه‏های گوناگون شکل گرفت، به سمت بیداری و احیاء تمدن تارخی اسلام حرکت کرد. امت اسلام، علما، روشنفکران، نخبگان و جوانان احساس کردند که باید به مجد و عظمت تاریخی خود بازگردند اما سوال مهم این بود که چگونه باید به مجد تاریخی خویش بازگردیم و آن را از نو احیاء کنیم؟ در اینجا سه گفتمان پیدا شد.

گفتمان اول: گفتمان روشنفکرانه لیبرالیستی و سکولاریستی بود. در طول 2 قرن گذشته افرادی در نقاط مختلف جهان، بازگشت به اسلام را با هضم اندیشه اسلامی در شاخص‏‎های تفکر غرب جستجو می‏کردند و مفاهیم دینی را با شاخص‏های غربی متر و تفسیر می‏کردند. این یک نوع بازگشت به اسلام بود ولی بازگشت دروغین بود و نتیجه آن سکولاریسم و لیبرالیسم بود.

دومین گفتمان: گفتمان متحجرانه و جاهلانه بود. این مقابله، غیرهوشمندانه و سطحی‏نگرانه با دنیای غرب بود. عده‏ای مفاهیم اسلام را دقیق نمی‏شناختند و با تکیه بر یک سری ظواهر به صورت یکسویه می‏خواستند عظمت اسلام را بازگردانند. این جریان در طول این 2 قرن جلو آمده است و اوج آن در جریان‏های تکفیری و داعش است.

مشکل امروز جهان اسلام هم فقدان یک گفتمان عمیق و درست در جهان اسلام برای مقابله با غرب و بازگشت به اسلام است. و نتیجه این گفتمان جاهلانه، حرکت به سمت خشونت‏های مذهبی و افراط و تکفیر بوده است.

گفتمان سوم: گفتمان اجتهادی و عقلانی است. این مقابله، در عین اجتهاد از انقلابی‏بودن و مبارزه برخوردار است.

برای معالجه بحران تکفیر - که اکنون گرفتار آن هستیم- و عوامل به وجود آورنده آن در کنار عوامل بیرونی -که غربی‏ها طراحی کرده‎‏اند- مبانی معرفتی در امور مشترک مانند هجرت، جهاد، توحید -که درست شناخته نشده است و مبدل به اختلاف شده است- فقه و فلسفه سیاسی و فقه و اخلاق ارتباطی امت اسلام که متناسب با دنیای امروز باشد، باید برای مسلمانان تبیین شود.

فقدان این تئوری‏ها زمینه را برای توطئه بیرونی فراهم می‏کند. در آینده هم اگر این تئوری‏ها در میان شیعه و سنی حل نشود به مشکل می‏خوریم. اینها خلأهایی است که علمای اسلام باید آن را رفع کنند.

اندیشکده‏های غربی و نیز جهان اسلام مطالعات و پیش‏بینی‏ها زیادی در خصوص آینده جریان‏های تکفیری داشته‏اند که طیف گسترده‏ای از نظریات را دربردارد و می‏توان در سه تحلیل خلاصه کرد:

تحلیل اول: تحلیل‏های خوشبینانه که پیش‏بینی می‏کنند ریشه‏ها و عوامل جریان‏های تکفیری به سرعت خشک خواهد شد.

تحلیل دوم: تحلیل‏های بدبینانه که طیف وسیع عوامل اجتماعی و تاریخی و فکری و ... جریان‏های تکفیری را چنان قوی پیش‏بینی می‏کنند که قابل از بین رفتن نیست.

تحلیل سوم: تحلیل‏های واقع‏بینانه که از یک سو می‏گوید نباید بدبینانه به تمام‏شدن این دوره پر نقمت به اسلام نگاه کنیم. چون بیداری امت ریشه‏دار است و همین جریانی که این کنگره برگزار کرده و اندیشمندان جهان اسلام وارد صحنه شده‏اند نشان‏دهنده این است که امت با علمای خود در عرصه‏های مختلف به دنبال معالجه آن ریشه‏ها هستند و ریشه‏های سیاسی هم با گفتمان انقلابی اصیل اسلامی قابل معالجه است. بنابراین نباید بدبین بود. و از سوی دیگر هم این تحلیل می‏گوید باید بدانیم که تنوع این عوامل و دسائس بیرونی و مشکلات مختلف امت اسلامی زمینه را برای بازتولید این اندیشه‏های افراطی فراهم می‏کند.

ارزیابی ما این است که واقع‏بینانه با این بحران مواجهه کنیم و این ارزیابی برای این کنگره هم مفید است. باید با حالت خوف و رجاء حرکت کنیم و قطعاً امت اسلام با یک نگاه تمدنی جدید بر این مشکلات فائق خواهد آمد و در کنار هم قرار خواهند گرفت ولی انواعی از ریشه‏ها وجود دارد که باید به آنها توجه کنیم.

بنابراین، این میزگرد هم به طیف عوامل حرکت‏های افراطی و ... توجه کرد و هم عوامل بیرونی و هم داخلی و هم اینکه باید به همه آنها نگاه کرد و اینکه آینده را باید خوب و روشن ببینیم اما از بازتولید انحرافات فکری هم غفلت نورزیم.

در مقام معالجه وضع بحران‏زایی که ما با آن مواجه هستیم؛ نکات مهمی به عنوان راهکار و راهبرد برون‏رفت می‏توان برشمرد.

راهکار اول: توجه علما و نخبگان به اصلاح مبانی معرفتی است. فقدان آن دنیا را به کجراهه تکفیر و افراط میان مذهبی برده است. و این نیاز به کارهای علمی دقیق و تفاهم میان مذهبی در مبانی کلامی و فقهی در حوزه تعامل و هم‏گرایی دارد.

راهکار دوم: اصلاح نظام‏های آموزشی است. ما اکنون با نظام‏های آموزشی‏ای مواجه هستیم که در آن فکر ترور و تکفیر و افراط‏گرایی ترویج می‏شود. بر کسی پوشیده نیست که در خیلی از کشورهای اسلامی در سطوح آموزش‏های قبل از دانشگاه، دانشگاه و بعد از آن، در قالب متون درسی افکار تکفیری و پرخاش‏گرانه ترویج می‏شود و لذا باید نظام‏های آموزشی را اصلاح کرد.

راهکار سوم: جایگزین‏کردن گفتمان اجتهادی و عقلانی به جای گفتمان‏های سکولاریستی و متحجرانه است. فقدان آن یا باعث از بین رفتن ماهیت اسلام در جوامع اسلامی و یا بروز خشونت‏های مذهبی خواهد بود.

راهکار چهارم: مبارزه با ریشه‏های خارجی حامی جریان‏های تکفیری است. باید هوشیار و آگاه باشیم که جریان‏هایی خارج از جهان اسلام درصدد فعال‏کردن گسل‏هایی است که به صورت تاریخی از صدر اسلام وجود داشته‏اند و این گسل‏ها را آمریکایی‏ها و غربی‏ها فعال می‏کنند و باید آن را بشناسیم و در مقابلشان بایستیم.

راهکار پنجم: تمرکز جهان اسلام بر مبارزه با اسرائیل و دشمنان اصلی امت اسلام است.

راهکار ششم: رفتن به سمت مردم‏سالاری‏های دینی است که بسیاری از مشکلات را کاهش می‏دهد.

راهکار هفتم: تأکید بر مشترکات جهان اسلام و پایه‏ریزی یک فکر و سیاست و بازار مشترک در جهان اسلام است. امت اسلام امکانات و سرمایه‏های بی‏کرانی دارد ولی با افکار متحجرانه همه اینها بر باد می‏رود و ما نیازمندیم به توافق اصولی با کشورهای اسلامی برسیم تا از مشکلات عبور کنیم.

راهکار هشتم: گفتگوها و تولید آثار و متون وحدت‏آفرین توسط علمای دینی مذاهب اسلامی است.

این نشست یک فصلی نو و پیامی از سوی مرجعیت قم برای کاهش آلام و دردها و گشایش معضلات جهان اسلام است.

 

بیانیه پایانی همایش

بیانیه در پایان همایش توسط حاج گلدی آخوند کمالی قرائت گردید

 الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و علی آله الطاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدین

وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاه الدُّنْيَا  

در شرایط کنونی، جهان اسلام یک از تلخ‏ترین دروه‏های خود را پشت سر می‏گذارد. جریان‏های افراطی و تکفیری با سخنان، فتاوا و اقدامات تفرقه‏افکنانه خود، موجبات کشتار، خشونت، جنگ مذهبی، انحراف مسلمین از مسائل اصلی جهان اسلام و تقویت جبهه دشمنان اسلام می‏شوند.

در چنین شرایطی بر علمای اسلام لازم است ضمن طرد و نفی این گروه‏ها و معرفی اسلام اصیل، رسالت تاریخی خود را ایفا نمایند.

بر همین اساس همایش بین‏المللی جریان‏های افراطی و تکفیری در روز 08/11/1394 به دعوت مرجع عالیقدر جهان تشیع و با حضور صدها تن از علمای شیعه و سنی در شهر قم برگزار شد و ضمن محکوم‏کردن رفتارهای افراطی در هر فرقه و مذهبی، مصوبات زیر را اعلام می‏دارد:

  1. اسلام دین رحمت و رافت و از قتل و خشونت مبراست. الگوی مسلمین، رسول مصطفی است که ملقب به «إِنَّک لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ» شده است.

از این رو همه مسلمین زندگی مسالمت‏آمیز را با دیگر ادیان و مذاهب را سرلوحه رفتار اجتماعی خود قرار داده و از هر نوع پرخاش و عملی که موجب بهم‏زدن هم‏زیستی مسالمت‏آمیز میان پیروان ادیان و مذاهب گردد، پرهیز می‏کند.

  1. بر اساس سیره عملی و سنت قطعی پیامبر خدا، هر کس شهادتین را به زبان جاری کند، مسلمان و خون و مال و ناموس و آبروی او محترم است و استنباطات شخصی در این زمینه، اجتهاد در مقابل نص است.
  2. به اجماع علمای اسلام، کفر زمانی محقق می‏شود که انکار صریح ضروری دین صورت گیرد و حال آن که هیچ از موضوعات اختلافی موجود در جهان اسلام از ضروریات دین نبوده و بر همین اساس فردی یا گروهی حق تعرض به دیگران را به بهانه‏های واهی ندارد.
  3. ضمن محکوم‏کردن جنایات گروه‏های تکفیری در کشورهای مختلف اسلامی و گفتارها و اقدامات عده قلیلی تفرقه‏افکن در شبکه‏های ماهواره‏ای، از همه علمای اسلام در تمامی فرقه‏ها و مذاهب می‏خواهیم تا بدون ملاحظات سیاسی و مذهبی، از افراطیون خود، تبری جسته و به صورت رسمی با فتاوا و بیانیه‏های خود، مسلمانان را از ورود به جنگ مذهبی پرهیز دهند.
  4. از آنجا که دشمنان اسلام از این تندروی‏ها برای پیش‏برد اهداف استکباری خود و تسلط بر منابع جهان اسلام استفاده می‏کنند و با راه‏اندازی پروژه اسلام‏هراسی از نفوذ و گسترش اسلام در جهان جلوگیری می‏کنند، علمای حاضر در همایش با صراحت اعلام می‏کنند مخالف تمامی جریان‏های افراطی و تکفیری بوده و این گروه‏ها هیچ ربطی به اسلام و مسلمین ندارند.
  5. ما علمای حاضر در همایش از تمام سیاست‏مداران منطقه می‏خواهیم از رفتارهایی که باعث گسترش خشونت و تکفیر می‏گردد و گام‏های عملی در راستای جنگ مذهبی است، پرهیز کنند و در تمام مسائل منطقه، مذاکره بهترین راه‏حل و صلح بهترین عاقبت است که به تصریح قرآن «الصلح خیر».
  6. رمز موفقیت امت اسلام در گروه وحدت و بازآفرینی تمدن نوین اسلامی و نشر فرهنگ اصیل و حیات‏بخش اسلام در سطح جهان با همکاری و همیاری یکدیگر است. در این راستا باید تمام توان و قدرت خود را برای اعتلای کلمه الله و ایجاد تمدنی جدید به‏کارگیریم و از هر نوع سخن یا رفتاری که می‏تواند ما را از هدف اصلی دور کند، پرهیز نماییم.
  7. با توجه به تشکیل دبیرخانه دائمی «کنگره جهانی مقابله با جریان‏های افراطی و تکفیری» از سوی مرجع عالیقدر حضرت آیت‏الله‏العظمی مکارم‏شیرازی«مدظله»، دست اتحاد به سوی همه علمای اسلام در سرتاسر عالم گشوده و از تمامی علما می‏خواهیم که ما را در این راه خطیر یاری دهند.

این دبیرخانه وظیفه خود می‏داند با همه کسانی که در راه وحدت و تعالی جهان اسلام تلاش می‏کنند همراه گردد و در برابر افراط و تکفیر با شفقت و نصیحت برادرانه از همه جوانان مسلمان می‏خواهد که از رفتارهایی که می‏تواند به ضرر اسلام و مسلمین باشد، بپرهیزند.

امید می‏رود سیره نیکوی رسول خدا، سرمشق همه مسلمانان و وجهه همت همه علما و اندیشمندان جهان گردد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ارسال نظر