تروریسم زنانه، طرح شبه نظامیان مسلح زن در طول سه دهه (ریشه ها، انگیزه ها، وظایف)
پدیده زنان تروریست چیز تازه ای نیست و با توجه به ماهیت زمانی و مکانی مختلف امری ریشه دار است. اما آنچه اتفاق افتاده است پیشرفت و بروز شدن نقش زنان در سازمان های تروریستی و حجم فعالیت های آنان در این گروه ها است. در طول سه دهه نقش زن به عنوان همسر، مادر، پرستار و جمع آوری کننده وجوه و کمک های مالی و اطلاعات به نقش هایی جدید مانند تبلیغ مجازی، استخدام و آموزش، فعالیت های لوجستیکی، انجام عملیات انتحاری، پلیس زن و مشارکت در عملیات مسلحانه بدل گشته است.
تاریخ انتشار : 1399/2/1
منبع : ترجمه اختصاصی ,

در این مطالعه ریشه های مسأله تروریسم زن را ازلحاظ تاریخی بررسی می کنیم و به دنبال شناسایی برجسته ترین سازمان ها و تشکل های مسلح زنان مسلمان در سه دهه گذشته هستیم تا بتوانیم برجسته ترین الگوهای این تشکّل ها، انگیزه ها و مرجعیت فکری آن ها را شناسایی کنیم.
پدیده تروریسم زن یک پدیده تازه و جدید نیست بلکه قدمتی به اندازه قدمت جنبش های خشونت و افراط گرایی دارد. برخی این پدیده را با امواج تروریسم و خشونت پی در پی در طی یک قرن گذشته پیوند می دهند. بنابراین روند پیشرفت شکل سازمان مسلح زنان با روند توسعه استراتژی گروه های مسلح تروریستی پیوند خورده است.
موج تروریسم و خشونت برای دهه های متوالی ادامه داشته است که این روند امواجی در هم تنیده است که هر چه پیش می رود پیچیده تر شده و به حرکات خشونت آمیزتر منجر می شود. به ویژه زمانی که ایدئولوژی ها و طرح های این گروه ها روز به روز در حال توسعه است. "David C. Rapoport" در پژوهش خود در سال 2002 چهار موج تروریسم و خشونت را که دارای ایدئولوژی خاص خود بوده اند بررسی کرده است.
- موج اول، آنارشیسم یا اقتدار گریزی (از 1880 تا 1920)
- موج دوم، موج آزادی خواهانه در برابر استعمار (از 1920 تا 1969)
- موج سوم، چپ نو (از 1960 تا 1979)
- موج چهارم، گروه های مذهبی رادیکال (1979 تا 2004)
زن در تمام این چهار موج مشارکت داشته است اما میزان مشارکت او متفاوت بوده و زیر پوشش ایدئولوژی های مختلف انجام می گرفته است. زنان به عنوان پشتیبان و جنگجو همیشه جزئی از حرکات تروریستی بوده اند. آنچه برای ما حائز اهمیت است بررسی موج چهارم که در ادامه موج سوم پدید آمد می باشد. موجی که در آن جریان های رادیکال دینی و به ویژه اسلامگرایانِ آنان از رحم مبارزه با گرایش چپ و سوسیالیست در برهه ای بعد از استقلال و تاسیس حکومت های قومیتی متولد شد.
زنان و رادیکالیسم مذهبی
موج چهارم با به روی کار آمدن جریان های سلفی – جهادی و گروه های تکفیری نقطه آغاز جدیدی در پیچیدگی پدیده تروریسم و خشونت رغم زد. این موج بر پشتوانه دعوت به تاسیس خلافت اسلامی و تکفیر نظام های سیاسی، قانونی و اقتصادی حاکم به علاوه تکفیر و طرد سیستم های اجتماعی متعدد و به طور کلی نفی دیگران بنا شده است. این کار از طریق شرعیت بخشیدن به حمل سلاح برای از بین برد آن جوامع به روش های مهاجرت، دعوت، تمکین و جهاد انجام شد. به رغم آنکه به طور کلی سلفیسم و به ویژه جهادگرایی در خدمت یک ایدئولوژی تندرو و افراطی در مورد زنان و اعمال متعدد آن ها است اما آنان را طی مراحل مختلف در صفوف خود به کار گرفته است که برجسته ترین ویژگی های این مراحل را در ادامه ذکر می کنیم:
- نبود نظریه پردازی در سال های اول
دکتر نادیة سعد الدین معتقد است مفهوم جهادگرایی زن به عنوان یک مفهوم معنایی، ریشه در هویت ایدئولوژیک آن در سلفیسم و قطبی گرایی دارد به گونه ای که سید قطب اولین کسی بود که در کتاب "معالم فی الطریق" (نشانه هایی در راه) در مورد زنان جهادی و نقش آنان در بازگرداندن اسلامیتِ دولت و جامعه از طریق فعالیت مسلحانه خشونت آمیز سخن گفت.
وقتی به سخنان بزرگان گروه های رادیکال مانند کتاب «الفریضة الغائبة» (واجبِ غایب) که نویسنده آن «محمد عبد السلام» خود یکی از تأسیس کنندگان جنبش های جهادی در مصر است مراجعه می کنیم و یا به اسنادی چون «الإعتراف»، «الخلافة»، «حتمیة المواجهة»، «فلسفة المواجهة» و دیگر مستندات در دهه 70 می نگریم هیچ اثری از فعال کردن نقش زنان در این گروه ها نمی یابیم بلکه در مقابل بر نقش مردها تاکید شده است.
- به سوی نقش های سنتی
با ورود جهان اسلام به سال های بعد از 1979 و تحقق پیشرفت های سیاسی و دینی چون انقلاب ایران و امضای توافق نامه صلح بین مصر و اسرائیل، گروه های سلفی هرچه بیشتر به سمت رادیکالیسم و انجام اعمال مسلحانه پیش رفتند. این مرحله نقطه آغازی برای تشکیل گروه های مسلح و جهادی به طور گسترده در مناطق مختلف و همزمان طرح مسأله مشارکت دادن زنان در این گروه ها بود.

در اواخر دهه هشتاد، جهان اسلام علاوه بر مداخلات نظامی خارجی، شاهد تغییر و تحولات بیشتری چون نزاع های سیاسی و مذهبی داخلی بود و در اینجا نقش تشکیلات مسلحانه به عنوان نوعی مقاومت در برابر دخالت های بیگانه و تقاضای جدایی و استقلال افزایش یافت و شروع به صادر کردن فتاوایی کردند که زن را به همکاری و مساعدت در گروه های مسلح ترغیب می کرد که بارزترین آنها فتوای «عبدالله عزام» بود. وی فتوا داده بود که اگر ضرورت ایجاب کند و بلاد اسلامی در معرض اشغال و دشمنی بر امت اسلامی باشد زن می توان بدون اذن ولی برای جهاد اقدام کند. در حقیقت عبدالله عزام باب جهاد را به روی زنان باز کرد. اما نقش زن در آن زمان تنها منحصر در کارهای غیرنظامی بود.
- تحول كيفي
در دهه 90 بسیاری از مناطق شاهد پیدایش نقش های جدیدی برای زنان در گروه های مسلح به ویژه مناطق مورد مناقشه چون فلسطین و کشمیر بودند. نقش هایی چون تبدیل شدن آنان به یک رزمنده، زندانی و حتی اسیر، مانند آنچه در دهه سیاه در الجزایر رخ داد. با رسیدن هزاره جدید و به روی کار آمدن جریان «الجهاد العالمی» (جهاد جهانی) و تأسیس گروه القاعده نقش زنان رادیکال تر و مشارکت آنان در عملیات مسلحانه بیشتر شد و با شروع جنگ آمریکا در افغانستان در سال 2001 و در عراق در سال 2003 مشارکت زنان در انجام عملیات انتحاری رشد چشمگیری داشت که این نشانگر هرچه پیچیده تر شدن پدیده تروریسم در منطقه بود.
- بزرگترین تغییر
پس از وقوع موج اول انقلاب های بهاری در تونس، سوریه، مصر و یمن و با پیچیده شدن مسأله سوریه و وارد شدن این کشور به جنگ داخلی و پدید آمدن داعش و بدست گرفتن کنترل مناطقی چون موصل و رقه و اعلام خلافت خود، نقش زنان جهادی باردیگر پر رنگ تر شد. به گونه ای که رسانه های مختلف داعش تمرکز خود را بر به کارگیری و دعوت از زنان برای مهاجرت و پیوست به این گروه قرار داده بود و زمینه فعالیت زنان را در زمینه هایی چون تدارکات، تبلیغات، استخدام و جنگ گسترش داده بود.
سطح خشونت تروریسم زن
مراتب عملیات مسلحانه زنانه متفاوت است زیرا روایت تاریخی این اقدام خشن نشانگر تنوع سطوح آن بین سه سطح مختلف در عرصه فردی و اجتماعی است.
نوع اول عملی است فردی که اغلب توسط بمب گذاران انتحاری زن در خارج از چهارچوب های سازمانی انجام می گیرد. این کار توسط یک یا چند زن انجام می پذیرد. نوع دوم تروریسم خانوادگی است، الگویی که مبتنی بر استفاده از خانواده و افرادی با روابط نزدیک برای انجام عملیات انتحاری اتخاذ می شود. القاعده یک بار از این روش با فرستادن یک زوج انتحاری در بمب گذاری سال 2005 عمان استفاده کرد که البته داعش بیشترین استفاده را تا کنون از این الگو برده است. اما نوع سوم که استمرار بیشتری دارد سازماندهی و ساختار بخشی به فعالیت تروریستی زنانه است که به صورت ایجاد سازمان های مستقل و یا از طریق ایجاد گردان ها و گروه هایِ درون سازمان اصلی شکل می گیرد.

الگوهای تشکل های مسلح زنان
طی سی سال گذشته حکومت های جهان اسلام و منطقه غرب آسیا شاهد پیشرفت و تحولی جدید در سطح گروه های مسلح زنان بوده است. این تغییر در انگیزه های مقاومت در برابر استعمار و آزادی خواهی ملی به تشکیلات مسلح و دینی زنانه برای تطبیق شریعت یا اهداف غیر دینی در راستای آزادی و استقلال طلبی و ساقط کردن نظام سیاسی حاکم بوده است.
این تشکل های مسلح زنانه، تشکل هایی هستند که عده و عده فراوانی ندارند و فعالیت های آنها اندک است و سرنوشت آنان کاملا با سرنوشت گروه اصلی که زیر مجموعه آن فعالیت می کنند گره خورده است.
تشکل های مذهبی
سازمان ها و موسسات مستقل زنانه ای در درون سازمان های دینی هستند که با هدف اجرای احکام شرعی و تحمیل ایدئولوژی دینی و یا ایجاد دولت های مذهبی تشکیل شده اند. سازمان هایی چون:
- گروه بنات الأمة (دختران ملت) کشمیر
این گروه که یکی از سازمان هایی است که در لیست تروریسم هند قرار دارد، قدیمی ترین گروه مسلح تروریستی و مستقل زنانه است که تا امروز فعال است. این گروه در سال 1987 به دست «أسیا اندرابی» که به عنوان یک اسلام گرایی محافظه کار و تندرو شناخته می شد تاسیس شد و از زنان اصول گرایی تشکیل می شود که به تضمین التزام و اجرای شریعت اسلام کمک می کنند. نقش این سازمان در حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 هویدا شد و معتقد به ضرورت مبارزه با آمریکا و تحریم محصولات آن بودند.
از دیگر اهداف «بنات الأمة» آزادسازی کشمیر از چنگال هند و ملحق کردن آن به پاکستان است. آنان تاکید دارند که مسأله کشمیر یک مسأله دینی است و جهاد در آن اجباری است. این سازمان همچنین در راستای مبارزه با انحطاط اخلاقی و التزام زنان کشمیر به پوشیدن لباس اسلامی فعال است و در راه اجبار کردن مردم در تن دادن به عقائدشان از روش های غیر قانونی نیز استفاده کرده است. این سازمان برخی رستوران ها و هتل هایی که اقدام به فروش مشروبات الکلی می کردند را بسته و هم چنین فاحشه خانه ها را نیز پلمپ کرده است و نیز اعلام کرده اختلاط دختران و پسران باید ممنوع شود و اماکنی چون کافی نت ها برای جلوگیری از گسترش فحشا بسته و سینما ها نیز در کشمیر بسته شود.
- زنان القاعده
اسامه بن لادن بنیانگزار القاعده و ایمن الظواهری هیچ اهمیتی به نقش زن نمی دادند و در تمام سخنرانی هایشان از منع کردن زنان از حضور در عملیات های نظامی سخن می گفتند و زن تنها نقش های سنتی خود را ایفا می کرد. اما گفتمان مربوط به زن در زمان یوسف العییری که موسس شاخه این القاعده در سعودی بود پیشرفت کرد و او مجموعه کتاب هایی را منتشر کرد که در آن ها از نقش های لوجستیکی زنان سخن به میان آمده بود. وی اجازه داده بود که زنان عملیات انتحاری انجام دهند. لذا از طریق این فرد نقش زن تغییر کرد و این روند با منتشر شدن اولین مجله زنانه در این گروه به نام «مجلة الخنساء» در سپتامبر 2004 شروع شد. مادر اسامه مسؤول این مجله بود. وی زنی مصری بود که مقامات سعودی بعد از آنکه از فعالیت های رسانه ای وی برای القاعده مطلع شدند او را دستگیر کردند.
پس از اشغال عراق توسط آمریکا در سال 2003 این گروه به زن به عنوان قدرتی که باید مورد بهره برداری قرار بگیرد می نگریست. أبو مصعب الزرقاوی، مرد القاعده در عراق شروع به تقویت توان زن کرد و تلاش کرد که زنان را در فعالیت های نظامی وارد سازد. تلاش های وی البته به نتیجه رسید و مثلا زنان به انجام عملیات های انتحاری روی آوردند.
- تیپ زنان داعش
داعش یکی از گروهک های تروریستی به حساب می آید که بیشترین تعداد از زنان را به کار گرفته و آنان را در عملیات مسلحانه مشارکت داده است. در حقیقت این کار داعش ادامه کار گروه زرقاوی در دخیل کردن زنان در عملیات نظامی است. داعش همچنین بیشترین جذب را از میان زنان خارجی داشته است. این گروه از زمان تسلطش بر موصل در عراق و رقه در سوریه در سال 2014 برای جذب تعداد زیادی از زنان با به کارگیری آنان و یا ربودنشان تلاش کرده است. نقش زنان در ابتدا در کارهای اجتماعی، لوجستیکی مانند مادری، همسری و معلمی خلاصه می شد اما کم کم این نقش ها جای خود را به مواردی چون مسؤولیت های نظامی و طرح ریزی عملیات های انفجاری داد. این جا بود که شبه نظامیان زن ویژه داعش شکل گرفت. و در سال 2014 داعش اعلام کرد که اولین تیپ زنان را به نام «کتیبة الخنساء» تشکیل داده است. ابو احمد یکی از مسؤولات داعش گفت این تیپ ویژه برای بالابردن آگاهی های دینی و مجازات کردن زنان غیر ملتزم به موازین شرعی تشکیل شده است. این زنان برای امر به معروف و نهی از منکر در سطح شهر پخش می شدند و زنانی که لباس شرعی نداشتند یا عطر می زدند را مجازات می کردند. آنان مجازات هایی سریع چون شلاق زدن را برای این کار اتخاذ می کردند.

ندی القحطانی یکی از معروف ترین زنان این تیپ است که توسط ابوبکر البغدادی مکلف شده بود تا شاخه زنان گروهک داعش را در حسکه به راه اندازد. مجموعه های کوچکتری چون «أم ریحان»، «أم عمارة» نیز تحت نظر این تیپ در الأنبار عراق و رقه سوریه فعالیت می کردند.
گروه های زنانه دیگری نیز با اهدافی مشابه تشکیل شدند. مانند گروه «لواء الزینبیات الحوثی» که با الهام گیری از نقش زنان در انقلاب ایران توسط جنبش انصار الله یمن تشکیل شد. گروه «الأرامل السوداء» که نام زنان گروه بوکوحرام بود. بوکوحرام یک گروهک تروریستی مسلح در نیجریه است که در سال 2002 به دست ابو مصعب البرناوی تشکیل شده است. گروه دیگر گروه زنان «شباب المجاهدین» در سومالی است. جنبش الشباب در سومالی یک جنبش سلفی اسلامی است که در سال 2000 تاسیس شد و تلاش می کند تا دولتی بر اساس موازین اسلامی تاسیس کند. و گروه های دیگری چون «الأرامل السوداء بالشیشان» و «النمور السوداء السریلانکیة» نیز وجود دارند.

موارد مرتبط
اجلاس ساحل ... راه گشا یا مشکل آفرین؟
واکنش القاعده به درگیری میان تحریرالشام و حرّاس الدین
آیا رمز ارز، "مونرو" منبع مالی داعش خواهد شد؟
ارسال نظر