سال های «الظواهری»، از «القاعده» چه چیزی مانده است؟
روزنامه «الشرق الاوسط» در دوره ای که سرکردگی «القاعده» به دکتر «ایمن الظواهری» جانشین «بن لادن» واگذر شد، به بررسی سلسله تولیدات رسانه ای این تشکیلات می پردازد. این بررسی نشان می دهد آنچه که به عنوان «سرکردگی کل قاعدة الجهاد» شناخته می شود، احتمال می رود که مرزهای مشترک افغانستان - پاکستان را به عنوان مقر خود اتخاذ کند که تا داخل «ایران» نیز امتداد می یابد. این سرکردگی از مجری مستقیم حملات در سراسر جهان، همانند زمان سرکردگی «بن لادن» به عامل تحریک کننده و هدایت کننده حملات تبدیل شد و عملیات هایی که شاخه های این تشکیلات در مناطق حضور خود انجام می دهند را تایید می-کند.
تاریخ انتشار : 1399/3/8
منبع : ترجمه اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

پهپادهای «دِرون» آمریکایی ها، سرکردگان کهنه کار تشکیلات «القاعده» را از سر راه برداشتند. «داعش» در مناطقی که این تشکیلات حضور دارد با آن به رقابت می پردازد و سرکردگان کنونی آن (شبکه ای غیرمرکزی) است که مصری ها بر آن سیطره دارند.

آیا کسی، آخرین عملیاتی که سرکردگان تشکیلات «القاعده» مسئولیت آن را بر عهده گرفتند، به یاد دارد؟ احتمال قوی می رود که بسیاری از افراد برای پاسخ به این پرسش به اندکی تأمل نیاز خواهند داشت.

در حقیقت، این پرسش تبرئه کننده نیست؛ بلکه هدف آن تمرکز بر چیزی است که به نظر می رسد عقب نشینی روشن نقش مستقیم سرکردگان «القاعده» ـ و نه الزاما شاخه های آن ـ از طراحی حملات تروریستی و اجرای آن در سراسر جهان باشد؛ حملاتی که همچنان طی سال ها، نام این تشکیلات با آن پیوند خورده است. اگر این کاهش نقش «القاعده» طی دوران سرکردگی «اسامه بن لادن» آغاز شده باشد، پس فروپاشی این تشکیلات، در طی 9 سال پس از فوت وی واضح تر شده است. او در جریان حمله کماندوهای آمریکایی به مخفیگاهش در «ابوت آباد» پاکستان به تاریخ (1می 2011)  کشته شد.

 روزنامه «الشرق الاوسط» در دوره ای که سرکردگی «القاعده» به دکتر «ایمن الظواهری» جانشین «بن لادن» واگذر شد، به بررسی سلسله تولیدات رسانه ای این تشکیلات می پردازد. این بررسی نشان می دهد آنچه که به عنوان «سرکردگی کل قاعدة الجهاد» شناخته می شود، احتمال می رود که مرزهای مشترک افغانستان - پاکستان را به عنوان مقر خود اتخاذ کند که تا داخل «ایران» نیز امتداد می یابد. این سرکردگی از مجری مستقیم حملات در سراسر جهان، همانند زمان سرکردگی «بن لادن» به عامل تحریک کننده و هدایت کننده حملات تبدیل شد و عملیات هایی که شاخه های این تشکیلات در مناطق حضور خود انجام می دهند را تایید می-کند.

با توجه به این بررسی، روشن است که نقش «سرکردگی القاعده» تا حد زیادی به سلسله تولیدات سمعی و بصری از «الظواهری» محدود شده است که در آن از موضوعات مختلفی سخن می گوید. در ابتدا، دیدگاه تشکیلات را در رابطه با این موضوعات بیان می کند و بر انجام حملاتی علیه اهداف غربی و عربی و همچنین «اسرائیل» تشویق می کند. همچنین این تولیدات نشان می دهد که «الظواهری» در مدیریت این تشکیلات از همکاری گسترده یک سرکرده مصری به نام «حسام عبدالرؤوف» ملقب به «ابومحسن» برخوردار است. وی مسئولیت بخش رسانه را بر عهده دارد. باید توجه داشت که گزارش مرکز مطالعاتی آمریکا یادآور شد که سرکرده دیگری نیز در میان سرکردگان این تشکیلات وجود دارد که با «الظواهری» همکاری دارد؛ او همان «عبدالرحمن المغربی» داماد وی می باشد و اطلاعات گسترده ای مبنی بر کشته شدن وی در «وزیرستان» در سال 2006 منتشر شد. در اظهارات کنونی «سرکردگی القاعده» هیچ گونه اشاره ای مبنی بر زنده ماندن «المغربی» وجود ندارد.

اما علاوه بر «الظواهری» و «ابومحسن»، تولیدات سرکردگی «القاعده» پر از نوارهای صوتی «حمزه بن لادن» پسر «اسامه» می باشد که به نوبه خود در جهت انتقام پدرش بر انجام حملات تشویق می کند. از سوی دیگر، از حامیان این تشکیلات می خواهد که حملاتی را بر اساس سبک حملات «گرگ های تنها» در کشورهای غربی و عربی انجام دهند.

این تولیدات به روشنی نشان می دهد که «حمزه» در این تشکیلات، مسئولیتی با اهمیتی روزافزون بر عهده دارد. این امر، گزارش هایی که در مقطعی گفتند: وی خودش را به عنوان جانشین احتمالی «الظواهری» آماده می کند را تقویت می کند.

اما این طرح ها اگر واقعا درست بوده باشد، طرح هایی بر باد رفته است؛ زیرا آمریکایی ها موفق شدند وی را بکشند. باید توجه داشت که آنان برای دستیابی به وی، جایزه ای یک میلیون دلاری تعیین کرده بودند.

«دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا در بیانیه ای که کاخ سفید در سپتامبر 2019 صادر کرد، با اشاره به ماهیت نقش «حمزه بن لادن» در تشکیلات «القاعده» اعلام کرد: «وی یکی از سرکردگان بلندپایه «القاعده» و پسر «اسامه بن لادن» طی یک عملیات مقابله با تروریسم آمریکا در منطقه مرزی افغانستان ـ پاکستان کشته شده است. فقدان وی، نه تنها «القاعده» را از مهارت های مهم سرکردگی و ارتباط نمادین با پدرش محروم می کند؛ بلکه فعالیت های عملی مهم این جماعت را نیز کاهش می دهد. او مسئولیت برنامه ریزی و تعامل با گروه های تروریستی مختلف را بر عهده داشت». بیانیه کاخ سفید، تاریخ کشته شدن وی را اعلام نکرد؛ اما بر گزارش های رسانه ای که اشاره کردند او طی یک عملیات مقابله با تروریسم در آگوست 2019 کشته شده است، صحه می گذارد.

کشته شدن «حمزه» باعث شد تا کوشش های آمریکا برای مقابله با فعالیت «القاعده» تداوم یابد؛ کوشش هایی که طی سال های پیش، نتیجه داده بود؛ مثلا پیش از کشته شدن «اسامه بن لادن» در «ابوت آباد»، این تشکیلات را از مجموعه گسترده ای از سرکردگان با تجربه خود محروم ساخته بود؛ این سرکردگان بیشتر طی حملات پهپادی «دِرون» به مخفیگاهشان در «وزیرستان»، واقع در مرزهای مشترک «پاکستان» و «افغانستان» کشته شدند.

کشته شدن این افراد که در میانشان فردی موصوف به «مرد سوم» در هرم تشکیلات نیز حضور داشت، پس از «بن لادن» و «الظواهری» به صورت چشمگیری بر فعالیت «القاعده» تأثیر گذاشت؛ به گونه ای که نقش این تشکیلات در طراحی حملات در سراسر جهان به شکل چشمگیری کاهش یافت و کوشش آن تا حد زیادی، به دور از چشم «دِرون»های آمریکایی به بازسازی صفوفش معطوف شد؛ پهپادهایی که آسمان «وزیرستان» را ترک نمی کردند.

احتمال می رفت که انقلاب های موسوم به «بهار عربی» تشکیلات «القاعده» را از عقب نشینی سلسله وار فعالیت هایش نجات داد؛ زیرا آشوبی که سراسر جهان عرب را فراگرفت و صدرنشینی جنبش های اسلام سیاسی در صحنه، فرصتی طلایی برای هر تشکیلات مسلحانه فراهم ساخت تا با استفاده از ضعف قدرت مرکزی و تجزیه نیروهای امنیتی آن، فعالیت خود را گسترش دهند. این وقایع به صورت کامل در «مصر»، «لیبی»، «تونس»، «سوریه»، «یمن» و کشورهای دیگر رخ داد؛ اما دیری نپایید که مسئولیت استفاده از «بحران بهار» به «الظواهری» منتقل شد که پس از کشته شدن «بن لادن» به سرکردگی «القاعده» منصوب شده بود؛ اما این سرکرده جدید در استفاده از فرصت به دست آمده و چیدن «ثمرات بهار» ناتوان ظاهر شد، این امر علاوه بر فشارهای آمریکا، نتیجه اعلام موجودیت رقیبی سرسخت از داخل محیط آن به نام «داعش» بود.

«البغدادی»... غروب ستاره «القاعده»

طلوع ستاره «داعش» به سرکردگی «ابوبکر البغدادی»، غروب روشن ستاره «القاعده» به سرکردگی «الظواهری» بود. «البغدادی» در سال های پیش از به قدرت رسیدن، یعنی از سال 2012، نه تنها به رقابت با «الظواهری» و از اطاعت از دستورات وی برخاست، به ویژه در رابطه با «جبهه النصره» به عنوان نماینده «القاعده» در سوریه؛ بلکه درصدد تخریب این تشکیلات برآمد؛ موجودیت آن را در مناطق گسترده ای از سوریه از بین برد و با شاخه های «القاعده» حتی در سنگرهای آنان در سراسر جهان نیز به رقابت پرداخت.

بدون تردید، موفقیت های میدانی مبارزانش در عراق و سوریه در این زمینه به او کمک کرد؛ زیرا آنان بر مساحتی همسان مساحت کشور «انگلیس» سیطره یافتند و در سال 2014 در آن «دولتی» خودخوانده به نام «خلافت» روی کار آوردند. این موفقیت ها، هزاران نفر از افرادی که در سراسر جهان تحت تأثیر تفکرات افراط گرایی قرار داشتند را جذب کرد؛ لذا جهت پیوستن به «البغدادی» به سمت سوریه و عراق سرازیر شدند؛ کاملا شبیه آنچه که در اوایل هزاره دوم انجام دادند؛ یعنی زمانی که هزاران نفر از داوطلبان به شاخه عراقی «القاعده» به سرکردگی «ابومصعب الزرقاوی» پیوستند و با سیلی از «انتحاری ها» به یاری او شتافتند.

هرچند بسیاری از افرادی که به «البغدادی» پیوستند، به نوبه خود سیلی از «انتحاری ها» را تشکیل دادند؛ اما بسیاری از آنان به تنهایی نیامدند؛ بلکه به همراه خانواده هایشان آمدند تا در «سايه حمایت دولت خلافت» خودخوانده زندگی کنند. طی سال های 2014- 2015 که «البغدادی» به گونه ای ظاهر شد که هیچ چیز در «سوریه» و «عراق» جلودارش نیست، تشکیلات متبوعش بیعت گرفتن از گروه های موجود در سراسر جهان که پیاپی با وی اعلام بیعت کرده بودند را آغاز کردند و در همان مناطقی که شاخه های «القاعده» نفوذ داشتند، شاخه های این تشکیلات را نیز تأسیس کردند. به عنوان نمونه، در «مصر»، «ولایت سیناء» جایگزین جماعت «انصار بیت المقدس» گردید.

در «لیبی»، «امارت های» وابسته به «داعش» اعلام موجودیت کردند که برجسته ترین آن ها در «سرت» بود. در «تونس» در مقابل شاخه القاعده ای فعال در آنجا یعنی «عقبة بن نافع»، شاخه داعشی «جند الخلافه» ظهور و بروز یافت. در «الجزایر» نیز جماعت «جند الخلافة» اعلام موجودیت کرد؛ اما دیری نپایید که نیروهای امنیتی پس از سربریدن یک گروگان فرانسوی توسط این جماعت، آن را نابود ساختند. در کشورهای ساحل آفریقا، شاخه دیگری از «داعش» تشکیل شد که بخشی از آن در اثر شکاف در داخل جماعت «بوکوحرام» ایجاد شد و با شاخه داخلی «القاعده» یعنی جماعت «نصرة الاسلام و المسلمین» به رقابت برخاست. در «یمن» و «سومالی» نیز دو شاخه «داعش» تأسیس شد که با تشکیلات «القاعده در شبه جزیره عربستان» و جنبش «الشباب المجاهدین/ جوانان مجاهد» به رقابت برخاستند. «البغدادی» به این گسترش نفوذ اکتفا نکرد؛ بلکه تأسیس شاخه  تشکیلات خود در سرزمین «خراسان» را نیز دستورکار قرار داد؛ زیرا «القاعده» طی سال های متمادی، کوه های مرتفع «افغانستان» را به عنوان مخفیگاه مخصوص و مطلوب خود قرار داده بود.

علاوه بر تمام آنچه گذشت، تشکیلات «البغدادی» اجرای سلسله حملات گسترده ای در کشورهای غربی را در دستورکار خود قرار داد که برخی از این حملات چه طراحی و چه اجرای آن، به صورت مستقیم از خاک سوریه صورت گرفت، همانند حملات «پاریس» و «بروکسل» طی سال های 2015 تا 2016. برخی از این حملات به صورت غیر مستقیم و از طریق سلسله حملات گسترده «گرگ های تنها» صورت گرفت و آن دسته از حامیان «داعش» که به دلیل آغاز عملیات های ائتلاف بین المللی علیه این تشکیلات، نتوانستند در سوریه و عراق به آن بپیوندند، این حملات را انجام دادند.

«داعش» با این نوع حملات، لقب تشکیلات تروریستی نخست در جهان را به خود اختصاص داد. پیش از این، آمریکایی ها این عنوان را بر «القاعده» اطلاق می کردند. اما فشار ناشی از شکست های «القاعده» به دست «داعش» شدیدتر بود، همان گونه که در خود «سوریه» به نظر می رسد تا جایی که «الظواهری» برای احیای فعالیت تشکیلات خود به «جبهه النصره» به سرکردگی «ابومحمد الجولانی» پناه برد. همان طور که گذشت، «القاعده» از یک سو، شماری از برجسته ترین سرکردگان با تجربه و شخصیت های برجسته و معروف خود (که برخی در ایران اقامت داشتند) را جهت تثبیت موقعیت «النصره» در مقابله با «داعش» به سوریه وارد کرد و از سوی دیگر، به آنها اجازه داد تا گروه های دیگری که با عناوین اسلامی با دولت سوریه می جنگند را نیز جذب کند.

این سرکردگان با تجربه تا حدودی توانستند از «بلعیده شدن النصره» توسط «البغدادی» ممانعت به عمل آورند؛ اما این کار نیز در مواردی با «واگذاری امتیازاتی» همراه بود، مانند تغییر نام تشکیلات و فاش نساختن ارتباط آن با «القاعده». اما «چشم آمریکایی ها» از آنچه که رخ می داد به دور نبود، لذا سرکردگان خارجی ای که در رهنمون ساختن «القاعده» به سمت «النصره» نظارت داشتند، رفته رفته مورد هدف قرار گرفتند. در فوریه 2017، «عبدالله محمد رجب عبدالرحمن» معروف به «ابو الخیر المصری» طی حمله هوایی آمریکا در «ادلب» واقع در شمال غربی سوریه کشته شد. وی جانشین «الظواهری» در سرکردگی «القاعده» بود و در چارچوب یک «معامله» از طریق «ایران» وارد «سوریه» شد. معامله ای که در آن زمان گفته می شد بخشی از آن مربوط به آزادسازی تعدادی از فرماندهان القاعده است که در یکی از پایگاه های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نگهداری می شوند. آمریکایی ها پیش از این در آوریل 2016 یک سرکرده مصری دیگر به نام «رفاعی طه» ملقب به «ابویاسر» را کشتند. وی یکی از سرکردگان برجسته «الجماعة الإسلامیة/ جماعت اسلامی» به شمار می رفت.

وقتی که روشن شد که آمریکایی ها می دانند که «النصره» حتی اگر به «هیئة تحریر الشام» تغییر عنوان بدهد، در واقع تنها شاخه ای از تشکیلات «القاعده» به شمار می رود، «ابومحمد الجولانی» سرکرده این جماعت ناچار شد که از قطع ارتباط خود با «الظواهری» خبر دهد. این امر با واکنش خشن «الظواهری» روبه رو شد و وی نقض بیعت را نپذیرفت. این اختلاف باعث شد تا برخی از سرکردگان «الجولانی»، جدایی خود از وی را اعلام کنند و تشکیلاتی دیگر به نام «حراس الدین» ایجاد کنند که با «القاعده» ارتباط علنی داشت.

«سامی العریدی» یکی از سرکردگان برجسته «حراس الدین» به شمار می رود. باید توجه داشت که بنا به گفته سایت آمریکایی «جوایزی برای اقامه عدالت»، وی طی سال های 2014 تا 2016 «مسئول شرعی نخست جبهه النصره بود». این سایت برای دستیابی به او، مبلغ 5 میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود. این سایت می گوید: «جماعت «حراس الدین» در واقع، گروهی وابسته به تشکیلات «القاعده» است که در اوایل سال 2018 پس از جدایی چندین گروه از «هیئة تحریر الشام» در سوریه تشکیل شد. سرکردگان آن از جمله «العریدی» همچنان بیعت خود را با تشکیلات «القاعده» و «ایمن الظواهری» سرکرده آن حفظ کرده اند. همان گونه که گفته می شود، «ابو خلاد المهندس» یکی از برجسته ترین سرکردگان این جماعت، سال گذشته، با یک بمب در خودرو خود در «ادلب» کشته شد و سرکرده «القاعده» در «وزیرستان» خبر رسمی فوت او را صادر کرد.

روشن بود که در این گیرودار، «دغدغه سوریه» و اختلافات اسلام گرایان از زمان رقابت علنی «البغدادی» با «الظواهری» در سال 2013 ذهن «الظواهری» را به خود مشغول داشت؛ زیرا البغدادی از پذیرفتن پیشنهاد وی مبنی بر خالی کردن عرصه فعالیت در سوریه برای «جبهه النصره» و محدود ساختن فعالیت تشکیلاتش به «عراق»، همانند سال 2011 و پیش از شعله ورشدن «انقلاب سوریه»، سرباز زد. مشخص است که «الجولانی» تا آن زمان، یکی از اعضای تشکیلات «البغدادی» در «عراق» موسوم «دولت اسلامی عراق» به شمار می رفت. سپس به عنوان مأمور «البغدادی» و با حمایت مالی وی به «سوریه» رفت تا پس از انقلاب علیه دولت «بشار اسد» رئیس جمهور این کشور، جماعت «النصره» را تأسیس کرد.

نگرانی «الظواهری» نسبت به موضوع سوریه در سلسله تولیدات (رسانه-ای) او طی سال ها خود را نشان داد. در می 2014، «الظواهری» بار دیگر درخواست خود از «البغدادی» مبنی بر عقب نشینی از «سوریه» و بازگشت به «عراق» را مطرح کرد؛ اما سرکرده «داعش» با گسترش مناطق تحت سیطره خود در «سوریه» و افزایش حملات خود جهت نابودساختن «النصرة»، به آن پاسخ داد. هرچند «الظواهری» در سپتامبر 2015 حامیان خود را به همکاری با «داعش» در سوریه و عراق فراخواند تا با حمله ای که ائتلاف بین المللی علیه این تشکیلات آغاز کرده بود، مقابله کند؛ اما این امر، به بهبود روابط دو طرف منجر نشد؛ بلکه به سمت بدترشدن پیش رفت.

«القاعده» در نشریه «النفیر» خود در ژوئیه 2016، «البغدادی» و عناصر «داعش» را «منافق» خواند و کسانی که با این تشکیلات بیعت می کنند را «شرکای در جنایات او» دانست. این مسأله ای است که «الظواهری» خودش آشکارا آن را بررسی کرد و در نواری صوتی، کشته شدن «ناصر الوحیشی» سرکرده شاخه «القاعده در شبه جزیره عربستان» را تسلیت گفت. او اظهار داشت: «هرکس که با «ابراهیم البدری» بیعت کند در تمامی جنایت های او در قتل مسلمانان، در ایجاد تفرقه میان آنان و در شکستن عهد و پیمان ها شریک است».

شاخه های «القاعده»

در مقابل شکست در «سوریه»، شاخه «القاعده» در شرق آفریقا یعنی جنبش «الشباب/ جوانان» سومالی، فعالیت گسترده خود را حفظ کرد و در «سومالیِ» تجزیه شده و غرق در هرج ومرج دست به سلسله حملاتی زد و همچنین در همسایه آن «کنیا» که در خط مقدم تلاش  گران برای جلوگیری از فعالیتهایش عمل می کند. از سوی دیگر، فرماندهی آمریکا در آفریقا «افریکوم» نقشی محوری در مقابله با «الشباب» ایفا می کند و با سلسله حملات هوایی خود مواضع حضور مبارزان این جنبش را مورد هدف قرار می-دهند. «افریکوم» از اوایل سال جاری، حدود 33 حمله علیه «الشباب» انجام داد و توانست بسیاری از عناصر این جنبش از جمله «یوسف جیس» یکی از مؤسسان آن را از بین ببرد. وی در ماه آوریل سال جاری کشته شد.

همچنین شاخه «القاعده» در منطقه «ساحل آفریقا» یعنی «جبهه نصرة الاسلام و المسلمین» توانست، روند فعالیت خود در «نیجر»، «بورکینافاسو» و «مالی» را حفظ کند؛ کشورهایی که دولت های مرکزی آن دچار تجزیه هستند و نیروهای امنیتی، قدرت سیطره بر مناطق گسترده ای از کشورهای پهناور خود را ندارند. در مقابل فعالیت شاخه «القاعده»، این کشورها با فعالیت شاخه «داعش» نیز مواجه هستند که عملیات های گسترده ای را در این کشورها پایه ریزی کرده است از «بورکینافاسو» گرفته تا «نیجر»، «نیجریه» و منطقه مشرف به دریاچه «چاد». ساختار ارتباطی میان دو شاخه «داعش» و «القاعده» در مرحله بعدی روشن نیست؛ با اینکه در حال حاضر با یکدیگر همزیستی دارند.

اما در «یمن»، «القاعده» سرکرده خود «قاسم الریمی» ملقب به «ابوهریره الصنعانی» را طی حمله هوایی آمریکا در اوایل سال جاری از دست داد. رئیس جمهور «ترامپ» در فوریه خبر کشته شدن «الریمی» را اعلام کرد؛ وی از سال 2015 سرکردگی شاخه «القاعده» را بر عهده داشت. این تشکیلات «خالد بن عمر باطرفی» را به عنوان جانشین وی و سرکرده جدید شاخه (یمنی) برگزید.

اما در «افغانستان» و «پاکستان»، استقبال سرکردگان «القاعده» از توافق نامه آمریکایی ها با جنبش «طالبان» نکته قابل توجهی بود. هرچند این توافق نامه ـ همان گونه که در حوزه وسیعی معروف است ـ تأکید می-کند که «طالبان» حق انجام هیچ گونه فعالیتی در خاک خود علیه طرف-های خارجی از جمله ایالات متحده را ندارد. واضح است که این جنبش، از سال 2001 که «القاعده» حملات 11 سپتامبر را از «افغانستان» آغاز کرد، حاکمیت خود را از دست داد.

سرکردگی «القاعده» پس از کشته شدن «حمزه»

در حال حاضر و به ویژه پس از کشته شدن «حمزه بن لادن»، از کسانی که اطراف «الظواهری» را در سرکردگی تشکیلات گرفته اند، اطلاعات چندانی در دست نیست. اما نشریات «القاعده» هر از گاهی از شخصیت مصری دیگری نام می برند که به نظر می رسد نقش مهمی در هرم این تشکیلات بر عهده دارد.

این شخصیت در واقع «حسام عبد الرؤوف» است که از او به عنوان مسئول واحد رسانه ای «القاعده» یاد می شود. دفتر تحقیقات فدرال آمریکا «اف بی-ای»، سال گذشته، نام او را به لیست افرادی که بیشتر تحت تعقیب قرار دارند، افزود و اشاره کرد که این فرد ملقب به «ابومحسن المصری» در سال 1957 در «مصر» به دنیا آمد. یک دادگاه آمریکایی در سال 2018 اتهاماتی به وی وارد ساخت، مبنی بر توطئه جهت تأمین حمایت مالی و منابع (مالی) برای یک تشکیلات تروریستی خارجی و همچنین توطئه برای قتل آمریکایی ها. پس از انتشار سخنرانی صوتی وی در 22 می 2018، نامش در لیست افرادی که تحت پیگرد قرار دارند، درج شد؛ او در این سخنرانی گفته بود: «ترامپ» همانند «رامبو» (یک شخصیت هالیوودی) رفتار می-کند.

هرچند «ابومحسن المصری» نامی برجسته در صفوف «القاعده» نبود؛ اما نقش وی برای آمریکایی ها پوشیده نماند. در مقاله ای که مرکز مطالعات آمریکا «رند» در سال 2017 منتشر ساخت، به وی اشاره شده است. این مقاله «القاعده» را «شبکه ای» دانست که ارتباط مرکزی با یکدیگر ندارند و «الظواهری»، توسط یک مدیر کل به نام «عبدالرحمن المغربی» و یک مدیر بلندپایه به نام «ابو محسن المصری»» آن را رهبری می کند.

اطلاعاتی مبنی بر کشته شدن «المغربی» طی حمله هوایی به «وزیرستان» در سال 2006 وجود دارد؛ اما یک مقاله آمریکایی همچنان از زنده بودن وی خبر می دهد. برخی از گزارش ها حاکی از آن است که وی با دختر «الظواهری» ازدواج کرده است. نقشی که در حال حاضر «سیف العدل» سرکرده بزرگ مصری در «القاعده» ایفا می کند شناخته شده نیست. باید توجه داشت که وی همانند «ابو خیر المصری» جانشین مقتول «الظواهری» در «سوریه»، از داخل «ایران» فعالیت می کرد. تمامی این اسامی از غلبه تابعیت مصری در سرکردگی «القاعده» حکایت دارد و مصری ها همواره و حتی در زمان «اسامه بن لادن» عنصر اصلی این تشکیلات را تشکیل می دادند.

در حال حاضر کاملا روشن نیست که شکل ارتباطی «القاعده» و «داعش» پس از موفقیت آمریکایی در شکست دادن «داعش» در سوریه و کشتن «ابوبکر البغدادی» رقیب نخست «الظواهری» در «ادلب» در اکتبر سال گذشته، چگونه خواهد بود.

سایت «جوایزی برای اقامه عدالت» می نویسد: «داعش» سرکرده ای جدید به نام «امیر محمد سعید عبد الرحمن المولی» ملقب به «ابو ابراهیم القرشی»، «حجی عبدالله» و «ابو عمر الترکمانی» انتخاب کرد که پیش از این نقش مسئول شرعی را در صفوف تشکیلات «القاعده در عراق» ایفا می کرد و در ادامه «ارتقای درجه یافت و پست فرمانده «داعش» را بر عهده گرفت». این سایت برای دستیابی به وی، جایزه ای به مبلغ 5 میلیون دلار تعیین کرده است.

اینچنین است که پس از کشته شدن «البغدادی»، در حال حاضر، «الظواهری» خودش را در رویارویی مستقیم با سرکرده جدید «داعش» می بیند که از دل صفوف «القاعده» برآمده است.

 

 

موارد مرتبط
روند پر فراز و نشیب صلح؛‌ حکومت و طالبان روی چه مسایلی با هم اختلاف دارند؟
واکنش القاعده به درگیری میان تحریرالشام و حرّاس الدین
آمریکا و آسیای مرکزی؛ افغانستان دهلیزی برای نفوذ
ارسال نظر