سفر به سوی جهاد – کرد های سنی ایران در درگیری های ادلب
فاضل هورمی در سایت روودا مقاله ای با موضوع «فعالیت کردهای سنی در درگیری های سوریه و عراق» نگاشته است . وی در این گزارش ابتدا به معرفی دو جوان جهادی کرد به نام های «زکریا»و «فاروق» پرداخته و نکاتی از زندگی این دو را تشریح کرده است. طبق گزارش هورمی فاروق بر اثر اصابت یک خمپاره در مرز شمال غربی سوریه (سواحل طرطوس) کشته و زکریا پس از زخمی شدن به بیمارستان منتقل می شود . او در بیمارستان در مصاحبه ای در مورد گروه های جهادی سوریه مشارکت می کند.
تاریخ انتشار : 1399/4/29
منبع : ترجمه اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

زکریا نحوه کشته شدن فاروق را اینگونه توصیف کرد:«در یکی از خونین ترین خطوط مقدم سوریه که پوشیده از درختان زیتون بود نشسته بودیم.نزدیکترین دوستم فاروق به طور غیرمنتظره ای به من ملحق شد. ما مشغول خواندن سرود بودیم که صدای صوت انفجار را شنیدیم. فاروق روی من افتاد و پس از شکافته شدن سینه اش جان داد»

اگر چه زکریا برای مداوا  به بیمارستان منتقل شد اما او نیز سرنوشت مشابهی داشت و در آگوست همان سال در منطقه ساحل کشته شد.

غالب کردها در عراق و سوریه جزو مخالفان گروه های جهادی محسوب می شوند اما عده کمی از آنان با هدف ادای فریضه دینی جهاد با سفر به این دو کشور به گروه هایی مانند داعش و تحریر الشام (جبهة النصرة سابق) پیوستند.

یک سال پس از اعلام خلافت خودخوانده داعش دهها تن از نیروهای جهادی از کشورهای مختلف همچنان مشغول جنگ در ادلب در شمال غربی سوریه بوده اند.

اگر چه تعداد واقعی کردهایی که در داخل و خارج ادلب مستقر هستند مشخص نیست اما به گفته یک جهادی مرتبط با داخل و خارج ایران  تعداد آنان 3000 نفر تخمین زده می شود. به نظر می رسد این آمار اغراق آمیز بوده و با هدف تبلیغ مشارکت چشمگیر کردها  مطرح شده است.

اطلاعات دست اول جهادی های کرد

خبرگزاری رودا به اطلاعاتی از کردهای جهادی حاوی اعترافات، عکس ها، فایل های تصویری در منطقه ادلب دست یافته است. طبق این شواهد در طول درگیری های سال های اخیر 2000 کرد ایرانی کشته شده اند.آخرین کرد جهادی  که در میدان نبرد کشته شده است زبیرالکردی می باشد که تنها 12 سال داشته است. یکی از ویدئوهای تبلیغاتی به دست آمده توسط خبرگزاری رودا نشان دهنده مجهز بودن نیروهای جهادی کرد به مهمات سنگین و حرفه ای و ماشین آلات جنگی فوق پیشرفته مانند borne – IED  ، VBIED  که قابلیت پرتاب موشک را دارد، می باشد. این فایل های تصویری با هدف تشویق مردم کرد برای پیوستن به گروهای مسلح در سوریه ساخته شده است.

جهادی های کرد در ابتدا عضو گروه مستقلی به نام«انصار الاسلام» بودند که به شدت مخالف پیوستن به حلقه بین المللی جهاد(القاعده) بود.این گروه در نهایت در سال  2001 کشف گردید. کردهای ایران با سفر به سوریه جهاد زیر پرچم النصرة را پذیرفتند.اگرچه اکثریت متشکل از کردها بود اما نیروهای جهادی عرب، ترکمن، گیلکی و بلوچ نیز در میان آنان یافت می شد که زکریا و فاروق نیز جزء آنان بودند.

مفتی کردها فردی به نام«عبدالرحمان فتاحی » می باشد که فعالیت های جهادی خود را از سال 1990 آغاز کرده است.  وی در سخنانی خطاب به مجاهدین انجام عملیات انتحاری را وظیفه نهایی فرد مسلمان و فراتر از فداکاری های صحابه پیامبر عنوان نمود.

وی در اظهاراتی در آوریل 2019 نیز ثواب  انجام عملیات انتحاری توسط یک جهادی را برتر از فداکاری 50 تن از صحابه پیامبر اکرم دانست.

فتاحی توسط عبدالقادر توحیدی در کردستان ایران کشف شد.وی در سال 1970 مشغول تعلیم دروس دینی در حلبچه گردید و پس از آن برای آشنایی بیشتر با جریانات دینی اسلام به ایران بازگشت. این دو چندی بعد به دو عضو جدانشدنی تبدیل شدند و رابطه شاگردی و استادی آنان در سال 1990 گسترش یافت و در نهایت منجر به شکل گیری گروه های جهادی کرد در دهه های آتی گردید.

فتاحی بعدها در یک مصاحبه از پیش تعیین نشده گفت:«با مربی خود ماموستا عبدالقادر توحیدی که در کمپ پناهندگان زندگی می کرد، در رانیا در دامنه کوه های قندیل آشنا شدم. به ما گفته بودند که او یک ایرانی است و می داند که چه می گوید. اکثر جمعه ها نزد او می رفتیم و او درباره جهاد و قتال برای ما حرف می زد»

توحیدی دریافته بود فتاحی قابلیت پذیرش ایدوئولوژی جهادی را دارد و می تواند پس از او رهبری جریان را بر عهده بگیرد.جریان جهادی کردستان از سه بخش تشکیل یافته است.

بخش اوّل «بِنا ماله» یا خانواده گروهی هستند که توسط جنبش کردهای مسلمان رهبری می شوند. موسس این گروه عثمان بن عبدالعزیز نام دارد. وی نسبت  به مشارکت در دولت کردستان علاقمند بوده و تمایل به همکاری با کوموله و دموکرات ها داشت.

بخش دوّم مرتبط به رهبری روحانی جوانی به نام«علی باپیری»می باشد. این فرد به دلیل کشتن برادر نوجوانش که با حزب بعث همکاری می کرد و یک کرد را کشته بود، تبدیل به یک فرمانده خوب و تابع قانون گردید.

بخش سوّم به «ملا کریکار» وابسته است. کریکار برای تحصیل به پاکستان رفته و در آنجا با نیروهای جهادی چون عبدالله عزام و اسامه بن لادن آشنا گردید. او به سرعت تبدیل به یکی از افراد مهم نیروهای کرد شد و بسته جامع فکری را به جنبش اضافه کرد

وی یک سال بعد در فایل ویدئویی اعلام نمود برای عثمان بن عبدالعزیز پاپوش دوخته است تا کردها را در سال 1988 تضعیف کند. در میان این اختلافات، جریان هایی که خواهان دوری از اختلاف و ناسیونالیسم بوده متحد شده و گروه«انصارالاسلام» را بنا کردند.

گروهک سوران 2 : به سمت جهاد جهانی

اهمیت گروهک سوران 2 از آن جهت است که عامل استقرار جهادی های کرد  فراملی و چند قومیتی به شمار می رود. این گروهک یکی از شاخه های انصار الاسلام است که از هیچ جهت حمایت نمی شد اما روابط خوبی با هر سه جریان کُرد برقرار نمود.

آنان اقدام به تأسیس چاپ خانه با هدف انتشار اندیشه های جهادی خود نمودند تا افکار خود را در دسترس عموم مردم قرار دهند.برخلاف دیگر گروه های کرد که منحصر در مسلمانان کرد بود سوران 2 با آموزش عرب های سوریه و عراق که به دنبال جهاد بودند، آنها را به دور هم جمع نمود.

سوران 2 با ترسیم افق های خود شروع به ارتباط گیری با سران جریان سلفی جهادی کرد. آنان گروهی از نیروهای خود را برای آموزش به افغانستان فرستادند. همچنین نماینده ای به افغانستان فرستادند تا با بن لادن نفر اول القاعده دیدار کند.اما تنها کسی که می توانست وفاداری این گروه را به القاعده ثابت نماید تحسین علی عبدالعزیز فرزند علی عبدالعزیز موسس جنبش کردهای مسلمان بود.

موارد مرتبط
کدامیک شکست پذیرترند؟ رسانه «داعش» یا وضعیت آن؟
واکنش القاعده به درگیری میان تحریرالشام و حرّاس الدین
آیا رمز ارز، "مونرو" منبع مالی داعش خواهد شد؟
ارسال نظر