همسر یکی از رهبران داعش.. داستان زندگی خود را از لندن تا آمریکا و سوریه روایت می کند
همسرش یک تروریست آمریکایی بوده که در بمباران ایالات متحده در سال 2017 کشته شده است. همسر "جان" تروریست داعشی، یکی از اعضای ارشد ، نحوه دیدار و فریب خود را برای ما توضیح می دهد .
تاریخ انتشار : 1399/6/16
منبع : ترجمه اختصاصی دبیرخانه کنگره ,

به گزارش روزنامه گاردین ،" تانیا گویا" اظهار داشت که در سال 1983 در خانواده‌ای بنگلادشی در شمال لندن به دنیا آمد، او همیشه تحت فشار خانواده اش قرار داشته تا به گفته آنها یک مسلمان واقعی باشد و از جامعه پیرامونی خود تاثیر نپذیرد.

وی افزود که وقتی 17 ساله بود ، پسر عمویش چیزهای زیادی درباره خلافت اسلامی _تروریسم تکفیری _به او می گفت ، و او فتواهای افراطیون را در وب سایت های اسلامی می خواند.

او اظهار داشت در سال 2003 ، در راهپیمایی ضد جنگ عراق در لندن شرکت کرد، در خلال تظاهرات چند مرد به او آدرس سایت دوست یابی اسلامی را به او دادند. وی از این طریق" با جان جورج"  آمریکایی تازه مسلمان شده آشنا شد. 

جان در خانواده‌ای متوسط رشد کرده بود، به چند زبان تسلط داشت و فرد باهوشی به نظر می رسید.

تانیا در اولین دیدار خود با "جان" در لندن ازدواج می کند و برای ادامه زندگی به ایالات متحده رفته و صاحب یک پسر می شود .

تانیا در ادامه زندگی مشترک با جان به این نتیجه رسیده بود که پوشش نقاب امری غیر ضروری است و دیگر از آن استفاده نمی کرد اما افکار جان افراطی تر از قبل شده بود.

جان در سال 2006 ، وب سایت متعلق به یک گروه طرفدار اسرائیل را هک کرد که در نتیجه آن، به سه سال زندان محکوم شد .

هنگامی که جان از زندان خارج شد ، آنها برای زندگی به  مصر و سپس با سه فرزندشان به استانبول نقل مکان کردند ، اما در ادامه هنگامی که توانایی پرداخت هزینه های زندگی در استانبول را نداشتند ، جان از همسرش خواست که به سوریه سفر کنند.

تانیا نیز  قبول نکرد زیرا نمی خواست فرزندان خود را به منطقه ی جنگ زده ببرد ، بنابراین تانیا به جان گفت که برای زندگی به شهر آنتاکیا ترکیه بروند، اما با تعجب متوجه می شود که در مرز سوریه و ترکیه قرار دارد.

تانیا می گوید: "وقتی نیمه شب سوار اتوبوس شدیم ، متوجه نشدم چه اتفاقی می افتد. من پنج ماهه باردار بودم و با فرزندانم نشسته بودیم.

با طلوع آفتاب ، ما به یک ایست بازرسی سوریه رسیدیم و جان به من هشدار داد که کار غیر متعارفی، انجام ندهم.

وی افزود: "هنگامی كه در سوریه تلفنی پیدا كردم ، با مادر جان تماس گرفتم و به او گفتم كه جان به ما دروغ گفته است. گریه كردم و از او خواستم با مأموران" اف بی آی" كه سالها او را  تعقیب می کردند تماس بگیرد. بعدا" اف بی آی "به من گفت كه در صورت بازگشت به ایالات متحده متهم به پیوستن به یك گروه تروریستی نخواهم شد.

او در مورد وضعیت زندگی در سوریه گفت: "ما آب برای خوردن نداشتیم. من و کودکانم از سوء تغذیه رنج می بردیم. جان مرا مقصر  آشکار کردن مکان خود می دانست. من نیز از او بسیار عصبانی بودم زیرا  ما را فریب داده بود.

تانیا افزود: من از پوشاندن صورتم خودداری می کردم که این باعث می شد جان خجالت بکشد. جان از طرف دوستان خود تحت فشار قرار داشت که یا مرا به آمریکا بازگرداند و یا مرا تحویل دهد.

در پایان ، جان مجبور شد مرا را به آمریكا برگرداند و مقدمات آن ​​را فراهم كرد. او به یك قاچاقچی پول داد تا ما را ببرد.

تانیا در ادامه می گوید‌: به من گفتند  باید دو مایل را بدویم و از شکاف سیم خاردارها خارج شده و سوار كامیون ها شویم.

وی توضیح داد: قاچاقچی قرار بود ما را به ایستگاه اتوبوس منتقل کند ، اما او ما را در مکانی نامعلوم رها کرد. من در بهت  بودم تا اینکه یک مرد خوب ترک به ما کمک کرد تا راه خود را پیدا کنیم. من از اینکه زنده هستم بسیار خوشحالم. من می خواستم فرزندانم زندگی مناسب و رضایت بخشی داشته باشند.

وی تأیید کرد که جان نقش اساسی در ایجاد "خلافت" در سوریه و عراق داشت و در تبلیغات "داعش" پیشگام بود ، زیرا او به عناصر تروریست غربی کمک می کرد.

وی خاطرنشان کرد که دیگر جان  را نمی بیند و می داند که او در سوریه ازدواج کرده و در بمباران آمریکایی ها، سال 2017 در سوریه کشته شده است.

موارد مرتبط
شکست های بنیادگرایان در «سوریه» و «لیبی»، مانع پیشروی آنان در «قفقاز»
گزارش شماره 255 مجله النباء
ماجرای 43 هسته انگوری «داعش» که در شمال «سینا» 63 جنایت مرتکب شد!
ارسال نظر