حمله بر کوثر دانش؛ کشتار داعش یا تلاش طالبان برای برداشتن موانع؟
یک- نیروی نظامی امریکا که سال۲۰۰۱ به افغانستان آمد نگفت برای آسودگی مردم افغانستان آمده‌است، گفت برای جنگ با تروریسم جهانی یعنی القاعده و هم‌پیمان منطقه‌ای‌اش طالبان آمده است. امریکا افغانستان را بهترین میدان نظامی برای جنگ با القاعده دید و در همان آغاز طالبان را به حاشیه راند که شکستش را ممکن کند. وقتی هم دهشت و بیم القاعده رفت اندک‌اندک طالبان را به صحنه‌ی قدرت بازگرداند.
تاریخ انتشار : 1399/8/8
منبع : شفقنا ,

مرتضی شاهترابی

واقع‌بینانه بنگریم: کاخ سپید هیچ‌گاه با امارت طالبان اصطکاک نداشته است و ندارد. مهمترین سبب رویارویی‌اش با طالبان پشتیبانی‌ منطقه‌ای از القاعده و اسامه بن لادن بود که اگر طالبان اسامه را پیش از اردوکشی امریکا به کاخ سپید می‌داد امارت طالبان همچنان پایدار می‌ماند!

امریکا یک‌روز برای برآوردن منافع سیاسی‌اش طالبان را تروریست خواند و با نظامیانش جنگید؛ روز دیگر برای رسیدن به منافع سیاسی‌اش همان‌ها را گروه سیاسی رسمی و قدرتمند ‌شناساند، چشم به کشتار و خون‌ریزی‌هایش بست، پیمان صلح منعقد کرد و دولت و مردم افغانستان را امر و الزام به صلح با طالبان کرد.

دو- حکومت افغانستان از آغاز دولت انتقالی تاکنون در یک سردرگمی سیاسی برای رویارویی با طالبان و پیروانش است. حکومت از آغاز دید و دانست امریکا و هم‌پیمانانش برای برچیدن دسترخوان طالبان نیامده‌اند که اگر به این قصد آمده بودند می‌توانستند در زودترین فرصت ممکن اردوی ملی افغانستان را به تجهیزات و تسلیحات لازم مجهز و به یاری دولت و مردم افغانستان طالبان را ریشه‌کن کنند. اراده بین‌المللی برای محوسازی طالبان اگر بود طالبان در همان پنج‌سال نخست نابود می‌شدند.

همین سبب شد که طالبان در قاموس سیاسی حکومت و حکمرانان افغانستان از دهشت‌افکنان و دشمنان مردم به برادران ناراضی تبدیل شوند، حکومت عامدانه از جنایت‌های جنگی‌شان چشم‌پوشی و با آنها مسامحه کند و سرانجام به مذاکره با آنان تسلیم شود. غافل از این‌که طالبان منتقد سیاسی حکومت نیستند، مخالف مسلح و نظامی این نظام و حکومتند و جز قدرت مطلق امارت به مقوله‌ی دیگری فکر نمی‌کنند.

سه- طالبان و پیروان فکری‌شان(که اکنون خود را داعش می‌خوانند) در آغاز به بهانه مخالفت با نیروهای نظامی خارجی در افغانستان انتحار می‌کردند و می‌کشتند و کار را به جایی رساندند که نوعی جنگ صلیبی یعنی جنگ بین اسلام و مسیحیت را القا کردند. نیروهای اردوی ملی افغانستان را هم به گناه همکاری و همراهی با نیروهای خارجی در افغانستان کشتار کردند.

همان‌ها اکنون مدتی است که حمله انتحاری به مراکز آموزشی و تحصیلی مردم عادی را پیش گرفته‌اند و مکتب‌ها و کورس‌های آموزشی و حتی مساجد را به خاک و خون می‌کشند. حمله انتحاری به «کورس دانش» که تازه‌ترین کارشان است نزدیک به یک‌صدنفر محصل دانایی را به خاک و خون کشید، بدون این‌که هیچ‌کدام‌شان ربطی به خارجی‌ها داشته باشند. گناه‌شان فقط دانایی بود!

اکنون که طالبان و دولت امریکا با یکدیگر در صلحند و حکومت افغانستان را الزام به پذیرش صلح با طالبان می‌کنند، تنها مخالفان پذیرشِ نظام و تفکر طالبانی مردم افغانستان‌اند. مهمترین مردم مخالف با امارت طالبانی نیز محصلان دانایی و کسانی‌اند که ترویج دانایی می‌کنند، پس مهمترین مانع پیشِ روی امارت طالبان همین کورس‌های آموزشی و ترویج‌گر دانایی است. به خاک و خون می‌کشند که از رواج دانایی کم‌زور می‌شوند و راه امارتشان بسته می‌شود.

چهار- دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان(یوناما) حمله انتحاری به مرکز آموزشی کوثر را محکوم می‌کند و می‌گوید عاملان این حمله هرچه سریع‌تر باید شناسایی و مجازات شوند. اما انگار خوش ندارند باور کنند این جنایت‌ها کار فردی نیست، جنایت جنگی گروه شبه‌نظامی طالبان است و اگر واقعا عزم بر مجازات‌شان باشد باید برای تمام انتحارها و کشتارهای این سال‌ها مجازات شوند!

دستگاه دیپلماتیک غرب خاموش است و همین اندازه هم واکنش نشان نمی‌دهد، گویی کشتار و به خاک و خون کشیده‌شدن محصلان دانایی در کابل باید باشد که دانایی جوانه نزند، اسلام افراطی و متعصبانه طالبانی جایگزینش شود و قدرت بگیرد که با اسلام‌هراسی اروپایی سازگارتر است. اسلامی که از جنگ و خون و تعصب بگوید، نه دانایی و همزیستی و صلح.

پنج- دستگاه دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران حمله انتحاری به مرکز آموزشی کوثر را محکوم می‌کند، اما خبر، بازتاب و محکومیت این جنایت جنگی در رسانه‌های خبری داخل ایران به‌گونه‌ای است که حتی به چشم نمی‌آید و بین ده‌ها خبر کم‌اهمیت گم می‌شود. اگر هم جایی بازتاب پیدا می‌کند تأکید بر داعشی بودن عامل انتحاری است.

مهم نیست عامل انتحاری در مرکز آموزشی کوثر دانش و نظایر آن را طالبان بنامیم یا داعش! تفکر تکفیری و افراطی در افغانستان جز طالبان نیست، و هرچه جز آن است بازی‌های لفظی برای امتیازهای سیاسی است.

مهم است که تحصیل و دانایی را خطر پیش روی طالبان و تفکر افراطی در افغانستان می‌بینند و برای برداشتنش از پیشِ روی صلح با طالبان محصلان دانایی را به خاک و خون می‌کشند. می‌دانند: دانایی قدرت و توانایی است!

موارد مرتبط
گزارش شماره 260 مجله النباء
زنان و شیعیان؛ رعیتی همیشه محروم در نظام امارت
سخنگوی طالبان پاکستان افکار تکفیری مبتنی بر عقیده ولا و براء عامل تضعیف گروه های جهادی است
ارسال نظر