زنان و شیعیان؛ رعیتی همیشه محروم در نظام امارت
ماهیت طالبان با خون و خشونت گره خورده است. طالبان در دهه نود میلادی از یک منطقه در اسپین بولدک آغاز و به مرور بر بیش از نود فیصد خاک کشور چیره شدند. استراتژی طالبان برای پیروزی بر جزیره های قدرت آن زمان و تحکیم نظم گورستانی در مناطق تحت کنترل این گروه، خشونت و قساوت بود.
تاریخ انتشار : 1399/8/27

شاخصه بارز دوره امارت طالبان، به کارگیری خشونت بیش از حد به نام اسلام، شریعت و تحکیم حکومت اسلامی در کشور بود. این خشونت به حدی بود که به علاوه چند قتل عام گسترده در مناطق مختلف کشور، دامن اشجار و مزارع و آثار باستانی را نیز گرفت و این گروه برای زهر چشم گرفتن از مردم، در بسیاری از مناطق، سیاست زمین سوخته را اجرا و برای اثبات پایبندی خود به شریعت مجسمه های ارزشمند و تاریخی بود را نابود کرد.
زنان و شیعیان، به ویژه هزاره ها بیشترین سهم را از خشونت طالبان بردند. قرائت طالبانی از شریعت، پای زنان را از مکاتب، مدارس، شهرها و بازارها جمع کرده و آنان را به کنج خانه ها و پستوها زندانی کردند. آیات قرآن معمولا زنان و مردان را باهم مخاطب قرار داده و برای زن و مرد شأن انسانی یکسان قایل است، برخلاف قرآن، در قرائت طالبانی از شریعت زنان جزو مایملک مردان به حساب می آیند و این امر در نحوه رفتار این گروه با زنان و مقرره های رسمی آن گروه به بهترین شکل نمایان است.
«هرزنیکه با روی برهنه، بی حجاب و یا بدون چادری ازمنزل بیرون دیده شود منزلش را نشانی نموده برای شوهرش جزای لازم بدهد. یا زن را با نظرداشت حالت، جا‌بجا تهدید نماید.» (مقرره امر به معروف و نهی از منکر طالبان، جریده رسمی،۷۸۳:۱۳۷۶).
در فقره دوم همین ماده افزوده شده است: «هرگاه زن ذکرشده مندرج جزء یک این فقره در وسایط نقلیه درحالت انتقال دیده شود، دریور را بانظر داشت حالت، از یک الی پنج یوم حبس نماید.»
برخورد غیر انسانی طالبان با زنان و سخن گفتن با آنان به زبان شلاق، رفتار رایج و روزمره نهاد امر به معروف و نهی از منکر این گروه بود که با استناد به شریعت اعمال و توجیه می شد و به نام دین و شریعت نیمی از جامعه را خانه نشین و از حقوق اولیه و اساسی شان محروم کرده بود. در دوره امارت طالبان «استادیوم غازی» به جای تفریح و ورزش به سنگسار و اعدام زنان اختصاص یافته بود.
شیعیان و به ویژه هزاره ها در دوره امارت طالبان و پس از آن هدف خشونت بیش از حد این گروه قرار گرفتند. طالبان به صورت رسمی مسئولیت دست کم سه قتل عام گسترده این گروه قومی و مذهبی را برعهده دارند: کشتار دسته جمعی مزارشریف(۱۹۹۸م)، یکاولنگ(۲۰۰۱م) و میرزاولنگ(۲۰۱۷م).

قتل عام هزاره ها در مزار شریف به تاریخ ۱۷ مرداد۱۳۷۷(۸ آگست ۱۹۹۸م) که از ساعت یازده صبح آغاز و به مدت یک ماه ادامه یافت، براساس گزارش سازمان های حقوق بشری به لحاظ گستردگی و خشونت به کار رفته در آن وحشتناک توصیف شده است.

دیدبان حقوق بشر این قتل عام را به انتقام گیری از شکست این گروه در اردیبهشت۱۳۷۶ که در جریان آن نزدیک به دو هزار نفر از نظامیان این گروه کشته شدند، نسبت داده است. اما براساس این گزارش، بیشترین قربانیان هزاره در این قتل عام را مردان ملکی و کودکان تشکیل می دادند.
گزارش دیدبان حقوق بشر می نویسد: « یک شاهد زن که از منطقه بازار در راه خانه اش بوده، دیده است که در میان کشته شدگان یک بچه که در کراچی نان می فروخته، یک زن که در راه رفتن به یک اجتماع بوده و یک مرد که گندم را آسیاب می کرد، بوده است.»
شاهدان عینی که نگارنده با بسیاری از آنان گفتگو کرده تاکید می کنند که طالبان به محض مسلط شدن بر شهر، از خروج مردم از شهر جلوگیری کردند و سپس تلاشی خانه به خانه را آغاز کرده و هزاران فرد ملکی را به اسارت گرفته و یا کشتند.
طبق آمار رسمی سازمان عفو بین‌الملل و سازمان نظارت بر حقوق بشر طالبان حدود هشت‌ هزار نفر را در مزار شریف قتل‌عام کردند که همه هزاره بودند.
در آستانه گفتگوهای صلح بین الافغانی که اکنون با بن بست روبرو شده است؛ بسیاری بر این گمان بودند که گویا طالبان کنونی از نظر باور و رفتار با اسلاف خود فاصله گرفته و بدنبال زیست مسالمت آمیز با سایر گروه های سیاسی، قومی و مذهبی اند. اما با آغاز گفتگو میان گروه های تماس دو هیأت بر سر اصول مذاکرات، روشن شد که چندان تغییری در دیدگاه های این گروه رونما نشده است.
سخنگویان طالبان در مورد حقوق زنان همواره بر چارچوب شریعت تأکید می کنند و قرائت طالبان از شریعت و اعطای حقوق زنان در چارچوب آن، تجربه آزموده شده است که تفسیری جز شلاق و دره در تعامل با زنان ندارد.
دیدگاه هیأت طالبان مبنی بر آنکه تنها فقه حنفی مبنای مذاکرات بین الافغانی باشد نیز به معنای نادیده گرفتن حقوق شیعیان به عنوان کتله مهمی از شهروندان کشور است.
طالبان با این همه، تأکید می کنند که آنان به دنبال تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان اند اما به نظر می رسد که تعریف آنان از حکومت فراگیر نیز ظاهرا با تعریف رایج متفاوت است. حکومت همه شمول از دید طالبان ظاهرا تنها شامل همه اعضا و هوداران این گروه و حداکثر آن بخشی از شهروندان ذکور کشور که از نظر مذهبی، تباری و فرهنگی با آنان زیر یک چتر قرار می گیرند، می شود.
سیگنال های که تاکنون هیأت طالبان از دوحه مخابره کرده اند؛ تغییر ملموسی را در نوع نگرش آنان به زنان و شیعیان نشان نمی دهد. این وضعیت، توافق با این گروه بر سر یک چارچوب سیاسی را که حقوق اساسی همه شهروندان کشور بدون تبعیض در آن مراعات و نهادینه شود، دشوار می سازد.
افغانستان در بیست سال گذشته به کمک جامعه جهانی راه دشوار دموکراسی را با افت و خیزها و سعی و خطاهای بسیار پیموده و برخورداری شهروندان کشور بدون تبعیض از حقوق اساسی و انسانی در قانون اساسی تضمین شده است. هیأت مذاکره کننده دولت افغانستان مسئولیت دارند تا در مذاکره با طالبان از حقوق اساسی همه شهروندان صیانت کنند.

 

موارد مرتبط
هزاره‌ها در پاکستان باز هدف قرار گرفتند؛ 'ما فقط حق زندگی می‌خواهیم'
افزایش خشونت بوکو حرام علیه غیرنظامیان در کامرون
رهبر القاعده برای شبه قاره‌هند که در افغانستان کشته شد کی بود؟
ارسال نظر