قوت روز افزون القاعده در آفریقا و ضعف آن در آسیا
ترور رهبران القاعده در کشورهای آسیایی موجب سنگین تر شدن وزنه القاعده در آفریقا می شود.طی سال‌های گذشته این گروه توانسته به خوبی در قاره سیاه نفوذ و جوانان را جذب نماید.
تاریخ انتشار : 1399/8/28

این امر موجب می شود تا رهبران القاعده در آفریقا شانس بیشتری برای  جانشینی ایمن الظواهری برای رهبری القاعده، داشته باشند .

 تحولی در توازن قدرت و کارایی شاخه های القاعده رخ داده که ممکن است در انتقال رهبری به آفریقا تسریع شود ، این مساله می تواند تغییری همراه با تهدید در واقعیت ژئواستراتژیک این گروه ایجاد کند.

چند روز پیش حسام عبدالرئوف معروف به ابو محسن المصری دستیار ارشد ایمن الظواهری ، مسئول رسانه ی القاعده و مدیر شبکه الصحاب ، در منطقه ای در نزدیکی غزنی در جنوب شرقی افغانستان به همراه دخترش کشته شد.

دخترش مریم  همسر سابق حمزه بن لادن بود که هر دو نامزد جانشینی ایمن الظواهری بودند.

بسیاری از رهبران القاعده در منطقه عربی و افغانستان در چند سال اخیر کشته شدند ، که این باعث ضعف فعالیت شاخه های آن شده است.

 اما شاخه ی القاعده در آفریقا در این مساله مستثنی بوده، زیرا آنها قدرت خود را بدون تزلزل و از دست دادن نیروی انسانی و تسلیحات حفظ کردند و به دستاوردهای قابل توجه سیاسی رسیدند. به ویژه گروه نصرت الاسلام و المسلمین که شاخه القاعده در آفریقا است.

این تحولات باعث تقویت موقعیت ایاد آغ غالی ، رهبر نصرت الاسلام و المسلمین ، شاخه القاعده در ساحل آفریقا گردید. در حال حاضر او به عنوان رهبر بالقوه القاعده پس از الظواهری است.

  ایاد غالی نقش برجسته ای در گسترش ایدئولوژی القاعده و پیروزی های آن در آفریقا داشت. او حتی فراتر از یک فرمانده میدانی عمل کرد و وارد فضای سیاسی نیز گردید، وی توانست در مقابل 4 نظامی فرانسوی 180 تن از عناصر خود را آزاد کند.

به گفته عناصر این گروه حتی ایاد آغ غالی در مراسمی شرکت و از همه ی آنان تجلیل نمود.

در عین حال این استقبال باعث خجالت رهبران شاخه  القاعده در منطقه عرب شد ، به ویژه ابومحمد الجولانی ، که دقیقاً برعکس عمل کرد ، زیرا او رهبران گروهک حراس الدین  را ترور و دستگیر می کند.

 حال که رهبران القاعده کشته شده اند ، تنها اثر باقیمانده و امیدوار کننده، برنامه های حمزه بن لادن است.

سلسله ترورها با حمزه بن لادن آغاز شد و با او متوقف نشد ، زیرا هدف از آن پاک کردن آثار مکتبی است که بن لادن آن را ایجاد کرده بود. عملیات هدف قرار دادن رهبران رده های دوم و سوم القاعده شامل برنامه ای  پیشگیرانه به عنوان بخشی از تلاش های ایالات متحده برای مقابله با فعالیت القاعده ، مبتنی بر جلوگیری از ظهور یک رهبر فعال جدید با توانایی احیای میراث بن لادن  و تغییر موقعیت سازمان در جهان بود.

محروم کردن القاعده از رهبران ارشد پیشکسوت خود ، از اسامه بن لادن شروع شد و با حسام عبدالرئوف و عبدالله احمد عبدالله پایان یافت. این امر موجب می شود نقش سازمان در سراسر جهان کاهش یابد.

 این به نفع مسئولان شاخه های القاعده در آفریقا است که احتمال رهبری این گروه در آینده را دارند.

آنها از لحاظ فیزیکی ، سازمانی و نیروهای انسانی خوبی برخوردار هستند  و نقش مهمی را در صحنه حوادث سیاسی داخلی دارند، که این امر باعث افزایش نفوذ آنها شده است .

کشته شدن بسیاری از رهبران با نفوذ القاعده و نامزدهای جانشینی الظواهری ممکن است فشارهایی را که در گذشته بر رهبران جدید شاخه های القاعده در منطقه عربی را کاهش دهد و انعطاف پذیری و عمل گرایی  آنها موجب شود تا از هدف قرار گرفتن از سوی سرویس های امنیتی آمریکا و غرب مصون بمانند.

رهبران شاخه های آفریقا توازن دشواری را بین 2019 و 2020 با حفظ روابط فکری با سازمان مرکزی القاعده ایجاد کردند.

این امر در حالی صورت گرفت که آنها علاوه بر حفظ قدرت کامل خود  عملیات های  نظامی را نیز در بسیاری از کشورهای آفریقایی ادامه دادند و به دستاوردهای سیاسی نیز رسیدند.

 این شاخه القاعده به رهبری ایاد غالی در ساحل آفریقایی از پشتیبانی شدید گروههای دیگری مانند "الشباب" سومالی برخوردار است.

وی توانسته با مدیریت چالش های فراوان و متنوع عملیات های موثری در مالی ، نیجر و بورکینافاسو انجام دهد.

رهبران شاخه های جدید در خاورمیانه ، مانند الجولانی ، از نظر توانایی در ادامه مسیرهای انعطاف پذیر  و جلب مردم محلی ، با ایاد غالی  تفاوتی ندارند.

 تغییر موقعیت رهبری

 پس از بی رهبر شدن گروه درودکل ، هر گونه دستاورد جدیدی در آفریقا و منطقه عربی مربوط به ایاد غالی است.

 با توجه به پراکندگی فکری بین رهبران سنتی القاعده ایاد غالی با تجربه و قدرتی که دارد می تواند تبدیل به رهبری کاریزماتیک شود. پس از مدتها که تروریست ها در شمال آفریقا ، به ویژه در لیبی ، تونس و الجزایر در  عرصه های نظامی و القاعده در آفریقا و منطقه عربی تسلط داشتند ، پس از کشته شدن عبدالمالک دروکدال رهبر القاعده در مغرب اسلامی ، اوضاع تغییر کرد ، زیرا مرکز ثقل از نظر جغرافیایی به منطقه ساحل آفریقا تغییر کرد.

در طول سی سال گذشته گروه عبدالمالک دروکدال به این اندازه در آفریقای شمالی ضعیف نبوده اند.

این امر به مقامات الجزایر و کشورهای شمال آفریقا فرصت می دهد تا شاخه های القاعده را در کشورهای خود از بین ببرند.

همچنین کاهش  فعالیت القاعده در برخی از کشورهای عربی ، شانس تقویت نفوذ ایاد غالی را دو برابر کرده است.

گروه های وفادار به القاعده در خاورمیانه با چالش های بزرگی روبرو شدند. کاهش توانایی عملیاتی آنها منجر به تغییر توازن قدرت از گروه های مستقر در آنجا شد ، در حالی که شاخه القاعده در منطقه ساحل آفریقا ، با نمایندگی  گروه جماعت نصرت الاسلام و المسلمین ، فعالیت خود را در چند کشور با قوت ادامه داد.

دستگاه های امنیتی این کشور ها متلاشی شده و قادر به کنترل مناطق وسیعی از کشورهای پهناور خود نیستند.

 عناصر القاعده منتظر ظهور رهبری جدید هستند که بتواند گروه های وابسته به سازمان القاعده را زیر چتر واحد دربیاورد.

این در حالیست که از ایمن الظواهری با مسخره ، به دلیل ، ناتوانی و انزوا "امیر المسردب" نام می برند.

موارد مرتبط
رهبر القاعده برای شبه قاره‌هند که در افغانستان کشته شد کی بود؟
ذبح 11 معدنچی مسلمان به اتهام شرک
ادامه درگیری های القاعده و فرانسه در کشور مالی
ارسال نظر