انصار الدین و نوسان تنش در منطقه ساحل
هنگامی که در سال 2012م درگیرهای خشونت آمیز در مالی آغاز شد، گروه مسلح سلفی-جهادی انصار الدین به سرعت به یکی از قهرمانان اصلی آن تبدیل شد. رهبر آن ایاد آغ غالی نقش برجسته ای برای خود در سازمان «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» که در مارس 2017م تشکیل شد، حفظ کرده است. این مطالعه موردی، سه نقطه عطف استراتژیک انصار الدین را تجزیه و تحلیل می کند، و بر تکامل غیر خطی به سمت تشدید تدریجی درگیری، هم از نظر گسترش جغرافیایی و هم از نظر شدت خشونت تأکید می کند. این تحقیق پویایی های سازمانی و ایدئولوژیکی را که در این تغییر رفتار نقش داشته اند، مانند روابط قدرت درون گروه، و همچنین نقش عوامل بیرونی که بر گزینه های استراتژیک انصار الدین تأثیرگذار بوده ان، بررسی می کند. این مطالعه با بررسی سناریوهای احتمالی آینده برای خنثی سازی تعارض به دنبال نتیجه گیری است. از یک سو، با توجه به اینکه نیروهای مالی و بین المللی از سال 2013م موفق به شکست گروه های مسلح سلفی-جهادی نشده اند به نظر می رسد خنثی سازی گروه مذکور یک سناریوی دور از دسترس باشد. از سوی دیگر، یک سناریوی سازگاری استراتژیک، به منظور سوق دادن انصارالدین به سمت گفتگو و مذاکره در کوتاه مدت کارساز به نظر نمی آید، اما همچنین به عنوان تنها راه موثر برای پایان مسالمت آمیز درگیری ها توصیه می شود. این گزارش که بعنوان بخشی از پروژه تحقیقاتی «گروههای مسلح سلفی جهادی - سیر تشدید و گزینه های گفتگو» انجام شده است، باید تجربیات گذشته و چشم اندازهای گفتگو گروه های افراط گرا و دولت مالی را نیز مورد توجه قرار دهد.
تاریخ انتشار : 1400/4/27
منبع : ترجمه اختصاصی از berghof-foundation.org ,

1.      مقدمه
در سالهای اخیر، مالی به دلیل بحران داخلی طولانی مدت، منطقه ای شدن اخیر تهدیدات شدید افراط گرایانه و تلاش های ناموفق فرانسه و دیگر بازیگران بین المللی و منطقه ای برای ایجاد ثبات در این کشور، مورد توجه بین المللی قرار گرفته است. گروه های مسلح سلفی جهادیست  از سال 2012م با شدت بیشتری در کشور حضور دارند. گرچه عملیات ضد تروریسم و ​​مداخله نظامی نتوانسته این تهدید را از بین برده یا حتی مهار کند، گزینه های "قدرت نرم" مانند گفتگو و مذاکره نیز هنوز اعتبار کافی برای حل این بحران طولانی را به دست نیاورده اند.

در سال 2015م، توافق نامه صلحی که در الجزایر بین دولت مالی و دو ائتلاف گروه های مسلح غیر سلفی امضا شد امیدها برای ایجاد تحولی در درگیری ها و حرکت در مسیر همزیستی مسالمت آمیز و  پاسخ به نگرانی های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی مردم مالی را افزایش داد، با این حال، امنیتی کردن منطقه، یعنی استقرار نیروهای بین المللی و به ویژه فرانسوی ها در شمال مالی، نه تنها ثبات طولانی مدت را تضمین نکرده بلکه به نظر نمی رسد حتی دورنمایی از صلح را ترسیم کرده باشد. از آنجا که گروههای مسلح جدایی طلب در شمال مالی با اجرای (نه چندان منظم) توافق الجزایر به کندی مورد استقبال و ادغام در ساختار سیاسی قرار می گیرند، مانع کنونی و بزرگترین چالش امنیتی برای مقامات کشور مالی، جنبشهای سلفی-جهادیی است که هنوز در این کشورها فعال هستند. آنها با فعال کردن سلولهای جدید در مرکز مالی بسط جغرافیایی خود را گسترش داده و با سلولهای جدیدی که حملات منظمی را در کشورهای همسایه (عمدتا بورکینافاسو و نیجر) انجام می دهند، عملیات خود را منطقه ای کردند. در این زمینه، تعدادی از سیاستمداران، رهبران مذهبی و گروه های جامعه مدنی مالی پیشنهاد گفتگو با برخی از جهادگران، به ویژه کسانی که به عنوان «فرزندان ملت» شناخته می شوند، را مطرح کرده اند. کنفرانس تفاهم ملی که به موجب توافق الجزایر در سال 2017 منعقد شد نیز پیشنهاد گفتگو با گروه های مسلحی که در مذاکرات قبلی نبودند را پیشنهاد کرد. مهمترین شخصیت در این خصوص، ایاد آغ غالی1.  مورد توجه ویژه قرار گرفت. بسیاری از متخصصان، پزشکان و سیاستمداران متفق القول هستند که صلح پایدار بدون دخالت فعال یا ضمنی او امکان پذیر نیست. بنابراین این گزارش به گروه مسلح سلفی-جهادی انصارالدین به رهبری ایاد آغ غالی و تبدیل شدن آن به یک اتحاد جدید با نام «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»، تحت هدایت آغ غالی، متمرکز است.

این مطالعه یکی از سه مطالعه موردی است که توسط بنیاد Berghof به عنوان بخشی از یک پروژه تحقیقاتی در مورد  تشدید جنبش های مسلحانه جهادی سلفی و نقش و احتمال گفتگو با این بازیگران به منظور کاهش خشونت یا در نهایت دستیابی به یک حل و فصل از طریق مذاکره انجام شده است. بر اساس پرونده انصار الدین، این گزارش می کوشد تا تحولات تاریخی این گروه را از بدو تأسیس و نیز عوامل موثر در تغییرات استراتژیک آن را، با تأکید ویژه بر دوره های تنش زدایی یا فرصت های از دست رفته برای وادار کردن گروه به کنار گذاشتن خشونت و انتخاب گزینه مذاکره، تجزیه و تحلیل کند. پس از مروری کوتاه بر درگیری و عوامل اصلی آن (بخش 2)، این گزارش به تحلیل پویایی سازمانی، عقیدتی و رفتاری انصارالدین می پردازد (بخش 3). سپس این امر به ما امکان می دهد تا نقاط اصلی و عواملی را که تغییرات استراتژیک درون سازمان را توضیح می دهند شناسایی و بررسی کنیم (بخش 4). سرانجام، ما سناریوهای احتمالی کاهش تنش و احتمالات گفتگوی آینده بین مالی، بازیگران بین المللی و گروه های مسلح سلفی جهادی برای پیشرفت به سمت صلح را به عنوان یک رویکرد جایگزین یا مکمل برای استراتژی نظامی پیشنهاد خواهیم کرد (بخش 5).

از نظر روش، این مطالعه از مجموعه ای از داده های کمی در مورد حملات و حوادث خشونت آمیز  که توسط پروژه درگیری مسلحانه و پروژه داده های رویداد (ACLED) در مالی جمع آوری شده استفاده می کند. 2 مطالعه با یازده مصاحبه، از جمله مصاحبه با نماینده «جنبش ملی برای آزادی أزاواد»، مصاحبه با یک سازمان غیردولتی بشردوستانه و مصاحبه با کارشناسان9 و همچنین مشاهدات جمع آوری شده توسط نویسندگان در سال 2018 تکمیل شده است. گزارش دوم در مورد مالی به عنوان بخشی از این پروژه تهیه شده است، كه توسط دانشگاهیان فرادوس بوهلل، مستقر در موریتانی، تهیه شده است و بر نقش و چشم اندازهای گفتگوی سیاسی با انصار الدین/ جماعت نصرت الاسلام و المسلمین تمرکز دارد.

2. درگیری و بازیگران اصلی
اگرچه این مطالعه بر روی گروه مسلح سلفی انصار الدین و تبدیل شدن آن به «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» متمرکز است، اما درک عناصر تشکیل دهنده نزاعی که این گروه که در آن فعالیت می کند و سایر بازیگران اصلی که با آنها تعامل دارد بسیار مهم است.

2-1 زمینه درگیری در مالی
طی یک دهه گذشته، کشور مالی با یکی از جدی ترین بحران های خود از زمان استقلال تا کنون روبرو شده است. اگر خواسته های طوارق برای خودمختاری را بتوان نقطه آغاز نزاع کنونی دانست، بسیاری از بازیگران دیگر (از جمله سلفی-جهادی ها و نیروهای بین المللی) و عوامل متعدد (تنش های اقتصادی، سیاسی و بین قومی) به بی ثباتی این کشور دامن زده اند.

از نظر تاریخی، چندین شورش مسلحانه از درگیری بین جامعه طوارق و دولت مرکزی بوجود آمده است. دوره های اصلی ناآرامی ها و شورش ها در 1963-1964، 1990-1996، 2006-2009 و 2012 اتفاق افتاده است. در ژانویه 2012، جنبش ملی برای آزادی أزاواد،که یک جنبش جدایی طلب طوارق بود 3، به گروه مسلح سلفی انصار الدین پیوست. آنها قسمت بزرگی از شمال مالی را اشغال کردند. اولین حمله آنها، در 17 ژانویه 2012، یک پادگان ارتش مالی را در شهر آگوئل هوک، در منطقه کیدال هدف قرار داد. اعدام صد سرباز مالي گزارش شد كه شوك عميقي براي بسياري از اهالی مالی بود.

چند ماه بعد، در مارس 2012، افسران ارتش به سرپرستی آمادو سانوگو کودتایی ترتیب دادند و کنترل سیاسی باماکو را در دست گرفتند. در بیشتر سال 2012، مالی در چنگ یک بحران عمیق بود. دولت انتغالی پس از کودتا نه تنها با جدایی طلبان شمال( در 6 آوریل، «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » و انصارالدین تاسیس دولت مستقل أزاواد را اعلام کردند)، بلکه همچنین می بایست با پدیده آوارگان داخلی، نفوذ روزافزون سلفی جهادیست ها و سایر مظاهر خشونت همچون تنش های بین قومی مقابله می کرد. علاوه بر این، علل ساختاری بحران در شمال مالی همچنان حل نشده باقی مانده بود: «غفلت طولانی مدت دولت باماکو از  شمال، اختلافات پیرامون نقش اسلام در سیاست و جامعه مالی و عدم اجرای وعده های دولت برای تمرکززدایی بیشتر و تأمین مالی برای توسعه» شرایط اقتصادی - اجتماعی در شمال، به ویژه فقر بومی، احساس فراگیر حاشیه نشینی و کمبود فرصت های معیشتی برای مردان جوان، به درگیری های مکرر در منطقه دامن زده بود ». سرانجام، عدم اجرای توافق نامه 2006 الجزایر، عدم برقراری گفتگو بین طرف های درگیر در شمال و دولت مالی، چندین خطای استراتژیک این کشور و به ویژه در خصوص برنامه ویژه آن برای صلح، امنیت و توسعه در شمال مالی، تمایل به نظامی کردن مجدد مناطق شمالی و تنش های بسیار شدید بین دولت و قبیله ایفوغاس در کیدال از دیگر عواملی است که در بروز بحران اخیر نقش داشته است

اوضاع پس از کودتا به دلیل تهدید فزاینده گروه های سلفی جهادی که اکنون نقش بزرگتر و فعال تری در درگیری ها بازی می کردند، اوج گرفت. پس از یک دوره ابتدایی که گروههای مسلح طوارق و سلفی های جهادی اهمیتی به یکدیگر نمی دادند، و علی رغم تلاش های گفتگو، درگیری هایی بین آنها برای کنترل منطقه شمالی مالی، به ویژه در گائو آغاز شد. اهداف مربوطه متفاوت بود. در حالی که جنبش ملی طوارق خواستار استقلال منطقه أزاواد بود، گروههای مسلح سلفی اولویت های مذهبی علیه سکولاریسم داشتند. درگیری بین این دو گروه همچنین ناشی از فشار شدید خارجی است که مقامات فرانسوی بر ملی گرایان طوارق وارد می کردند، که باعث شد آنها گزینه استراتژیک را برای رد اتحاد با « القاعده مغرب اسلامی» انتخاب کنند. سپس مقامات مالی به مقامات فرانسوی متوسل شدند و عملیات نظامی Serval و به دنبال آن عملیات Barkhane، در شمال مالی برای دفع سلفی جهادیست ها مستقر شد.

هر  سه شورش اخیر طوارق به توافقاتی منجر شده که نتوانسته اند دلایل اصلی نارضایتی را بر طرف کنند. برای حل این شورش طوارق، بازیگران منطقه ای و بین المللی نیز طی چندین دور مذاکره واسطه هایی را به خدمت گرفتند. توافق نامه آتش بس در اواگادوگو در سال 2013 امضا شد و به دنبال آن توافقنامه صلح در الجزیره در سال 2015 انجام شد. اگرچه قرار بود توافق الجزایر مالی را به سمت دوره جدیدی از صلح و ثبات سوق دهد، اما اجرای آن با مشکلات متعددی روبرو شد و بسیار کند پیش رفت، در حالی که درگیری بین گروه های امضا کننده ادامه داشت و گروه های مسلح جدیدی در شمال و مرکز مالی ظهور کرده اند که شرایط امنیتی را وخیم تر کرده اند.

2-2. بازیگران اصلی درگیری
به منظور توضیح نقش انصارالدین در درگیری های کشور مالی، این بخش خلاصه ای از بازیگران اصلی را ارائه می دهد. برای جزئیات بیشتر در مورد تاریخچه و روند درگیری می توان به آثار ذکر شده در این بخش مراجعه کرد.

§         حرکت های تجزیه طلبانه
از زمان نخستین شورش های سال 1963 گروه های جدایی طلب طوارق، با نام های مختلف، در شمال مالی و با هدف کسب استقلال برای منطقه آزواد فعال بوده اند. آنها همچنین روابط تاریخی نزدیکی با لیبی دارند.5 به عقیده بسیاری از ناظران، لیبی «کاتالیزور بحران» در مالی است. هنگامی که رژیم قذافی در اوایل سال 2011 شروع به فروپاشی کرد، طوارق مسلح به مالی، که از قبل با یک وضعیت انفجاری روبرو بود بازگشتند. همه مواد تشکیل دهنده درگیری قبلاً وجود داشت و بحران لیبی به اسلحه ها و جنگجویان اجازه داد تا دوباره به مالی بیایند. «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » با هدف آزادسازی مردم آزواد از اشغال غیرقانونی قلمرو آنها توسط دولت مالی ایجاد شد. این جنبش در صورت عدم دستیابی به خودمختاری در این سرزمین، آماده اعلام دولت در شمال مالی و آغاز عملیات نظامی علیه نیروهای مسلح مالی بود. در 6 آوریل 2012، «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » به طور یکجانبه استقلال أزاواد را اعلام کرد. در پایان سال 2013، دو جنبش شورشی طوارقِ «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » و شورای عالی اتحاد ازواد وحدت و متحدان عرب آنها از جنبش عربی، اتحادی را شکل دادند به نام هماهنگی حرکت های  أزاواد. آنها همچنین با سایر گروههای مسلح مستقر در شمال مالی که یا از وضع موجود حمایت می کردند یا اهداف سیاسی دیگری مانند اجرای شریعت در مالی را دنبال می کردند، در رقابت بودند.

«اتحادیه هماهنگی حرکت های ازواد» به عنوان یکی از طرف های توافق صلح الجزایر  باید در روند خلع سلاح، قرار می گرفت، اما به دلیل ادامه خشونت و اجرای کند مفاد توافق نامه، «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » و متحدان آن هنوز مسلح هستند و مناطقی از شمال مالی (عمدتا قلب طوارق کیدال) را  در اختیار دارند در حالی که چندتن از فرماندهان «اتحادیه هماهنگی حرکت های ازواد» این گروه را  ترک کرده اند تا وارد دولت و سیاست مالی شوند .

 

§          جنبش های سلفی - جهادی
در ماه مه 2012، «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » مناطق تحت کنترل خود در شمال مالی - و به ویژه مراکز اصلی شهری خود (گائو، کیدال و تیمبوکتو) - را به سه گروه مسلح واگذار کرد. این گروهها کم و بیش ارتباط نزدیکی با القاعده داشتند و با توجه به اهداف و ایدئولوژی در گروه سلفی-جهادی طبقه بندی می شدند. در واقع، برخلاف گروه های اسلام گرای غیر سلفی که علیه اشغال خارجی یا رژیم های خودکامه ملی می جنگند، هدف گروه های سلفی-جهادی بیش از هر چیز اجرای اسلام مورد نظر خود می باشد.

اولین آنها «القاعده در مغرب اسلامی» است. سازمانی منشعب شده از «گروه  اسلامی مسلح الجزایر» (GIA) و گروه «الجماعه السلفیه للتوحید و القتال » (GSPC) است. «القاعده در مغرب اسلامی» در سال 1998 در جریان جنگ داخلی الجزایر ایجاد شد. پس از 11 سپتامبر 2001، » ابومصعب عبدالدود (معروف به عبدالملک دروکدل) رهبر «الجماعه السلفیه للتوحید و القتال بها القاعده گرایش پیدا کرد و در سال 2006 رسماً با آن بیعت کرد و نام سازمان خود را «القاعده در مغرب اسلامی» گذاشت. حضور این گروه در شمال مالی به اوایل دهه 2000 برمی گردد. در آن زمان، «الجماعه السلفیه للتوحید و القتال »، تحت فشار ارتش الجزایر، به طور فزاینده ای به کشورهای همسایه پناهنده شد و  اعضای آن در آنجا به فعالیتهای غیرقانونی مانند  قاچاق و آدم ربایی مشغول شدند و داوطلبانی را برای مبارزه با حمله آمریکا به عراق استخدام کردند. در منطقه ساحل، آنها به طور عمده برای تأمین مالی فعالیت های خود به گروگان گیری روی آوردند.

گروه دوم «جماعه التوحید و الجهاد فی غرب افریقیا» است که تفسیری افراطی از اسلام را دنبال می کند و یک رژیم شرعی وحشیانه را در سرزمین های تحت کنترل خود اعمال می کند. این گروه در اکتبر 2011، ظاهراً به دلیل اختلاف نظر در توزیع درآمد حاصل از آدم ربایی و موقعیت مسلط الجزایری ها در راس جنبش، از «القاعده مغرب اسلامی» جدا شد. هدف اعلام شده آن گسترش جهاد در منطقه وسیع تری از آفریقای غربی بود. بر خلاف «القاعده مغرب اسلامی»، اکثر اعضای این گروه اصالتا اهل کشور مالی و در منطقه گائو فعال هستند. این گروه در آگوست 2013 با گروه دیگری به رهبری مختار بلمختار، ادغام شد و المرابطون را ایجاد کرد.

سومین جنبش سلفی- جهادیست که از زمان شروع درگیری اخیر در مالی فعال بوده، انصارالدین است. این گروه در سال 2011 توسط، ایاد آغ غالی، از رهبران مشهور طوارق و شخصیت های تاثیر گذار کشور مالی تشکیل شد. گروه مذکور عمدتا با ساختار و ادعاهای ارضی خود از دو سازمان دیگر متمایز می شود. اعضای آن اکثراً اهل مالی هستند و حداقل در سالهای اول حیات خود، سلفی گری فراملی را دنبال نمی کردند. گرچه جنگی که این گروه در آن نقش داشت از طریق شورش های محلی که به حملات مسلحانه (به ویژه علیه خارجی ها) منجر شد، به سایر کشورها خصوصا بورکینافاسو و نیجر نیز سرایت کرد، اما به نظر می رسد اهداف انصارالدین کاملاً محلی باشد.

در طول سالها، صحنه جهاد سلفی با ظهور گروههای جدید گسترش یافته است. به طور خاص، جبهه آزادسازی ماسینا (FLM)، به رهبری آمادو کوفا 6، از سال 2015 با حمایت مالی آغ غالی در مرکز مالی بسیار فعال شده است. کوفا قبل از تأسیس کتیبه ماسینا با جهادیست های سلفی در مالی همراه بود، به ویژه با هدایت حمله مشترک«القاعده مغرب اسلامی»، «انصار الدین» و «جماعه التوحید و الجهاد فی غرب افریقیا» در Konna در سال 2013.

در مارس 2017، گروههای اصلی تروریستی اعلام کردند که اتحادی به نام «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین، به سرپرستی ایاد آغ غالی را تشکیل داده اند. گروه مذکور که خود را به عنوان شعبه رسمی القاعده در مالی معرفی می کند از انصارالدین، ​​کتیبه ماسینا، المرابطون و القاعده مغرب اسلامی7 تشکیل شده است.

§         دولت مالی و شبه نظامیان طرفدار دولت
ابراهیم بوبکر كیتا (IBK) از سپتامبر 2013 رئیس جمهور مالی است. علاوه بر ارتش مالی، سایر بازیگران مسلح در جریان درگیری دولت بودند، از جمله شبه نظامیان خود دفاع و سایر گروه های مسلح طرفدار دولت، که از حاکمیت ارضی مالی دفاع می کردند. اگرچه آنها همچنین منافع خاص خود را دنبال می کردند و بعنوان نیروی سومی در توافق الجزایر با آنها رفتار می شد، لکن این گروهها ارتباط نزدیكی با دولت مالی داشتند و در كنار ارتش ملی مالی علیه گروههای سلفی جهادی جنگیده اند. اتحاد آنها با دولت مالي در درجه اول استراتژيك است و وفاداري آنها به دولت به دلیل مخالفت آنها با شورش ها و در حال حاضر تا حد زيادي به مخالفت آنها با گروه های سلفی مسلح و به ويژه انصار الدین بوده است. شکل 1 نشان می دهد که گروه های مسلح در مالی چه نسبتی با پیمان الجزایر دارند و در چه گروه هایی بین گروه های مسلح ملی و فراملی قرار می گیرند.

شکل شماره 1 : گروه های اصلی مسلح در مالی

 

 

اخیراً، مرکز کشور مالی شاهد افزایش خشونت ها توسط شبه نظامیان دوزو و دو گون8 علیه دامداران فولانی است. اعضای جامعه فولانی به دلیل هویت قومی آمادو کوفا (رهبر کتیبه ماسینا) که بارها  خواستار بسیج فولانی ها در متن جهاد شده است، به عنوان تروریست معرفی شده اند. هر دو طرف از سال 2016 مرتکب جنایات شده اند، اما در سال 2018 خشونت در  تمام مناطق مرکزی گسترش، و کشتارها افزایش یافت.9 

 

  بازیگران بیگانه و مداخله خارجی
فرانسه رهبری اقدامات ضد تروریسم در مالی را دست گرفته است. با این حال، برنامه وی با هدف تقویت ظرفیت دولت مالی در مبارزه با تروریسم به طور واضح شکست خورده است. پس از آنکه «القاعده مغرب اسلامی» و دو متحد آن در تابستان 2012  قدرت را در شمال مالی به دست گرفتند، فرانسه ابتدا تصمیم گرفت كه از یك رویكرد منطقه ای به رهبری جامعه اقتصادی کشورهای آفریقای غربی حمایت کند که، به دنبال آن بود تا مناطق شمالی را با مداخله نظامی و تلاش برای میانجیگری باز پس گیرد . این ابتکار نتیجه ای نداشت. در عوض، ائتلاف بین «القاعده مغرب اسلامی»، «انصار الدین»، و «جماعه التوحید و الجهاد فی غرب افریقیا»، شهر Konna در مرکز مالی را به تصرف خود در آورد. در پاسخ، فرانسه تصمیم گرفت استراتژی خود را در مورد بحران مالی تغییر دهد. در 11 ژانویه 2013، فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه به دعوت رئیس جمهور موقت مالی، آقای ترائور پاسخ داد و نیروهای ویژه فرانسه را در چارچوب عملیات Serval در مالی مستقر کرد. هدف اولیه مداخله فرانسوی متوقف کردن پیشروی سه گروه سلفی مسلح به سمت باماکو، پایتخت مالی بود. اما خیلی سریع، فرانسه از چارچوب یک عملیات اضطراری ساده فراتر رفت و عملاً درگیر مداخله در فرایند بازپس گیری مناطق شمال شد، وظیفه ای که ابتدا باید توسط ارتش مالی با حمایت نیروهای آفریقایی انجام می شد. مداخله فرانسه که به درخواست مقامات مالی آغاز شد، مورد استقبال شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت. در واقع، فرانسه، با حمایت سربازان مالی و سایر نیروهای آفریقایی (عمدتاً از چاد)، به سرعت موفق شد كه مانع گسترش جهادیست ها به جنوب شود، آنها را از شهرهای اصلی شمال بیرون رانده و ظرفیت های لجستیك آنها را نابود كند.

امروز، به دلیل افزایش حضور نیروهای ضد تروریسم از کشورهای مختلف خارجی و سازمان های چند ملیتی، کشور مالی به عنوان  « ترافیک امنیتی» در نظر گرفته شده است. در حقیقت، علاوه بر مداخله فرانسه، نیرویی سازمان یافته توسط ECOWAS با نام AFISMA مستقر شده اند که «مأموریت ثبات یکپارچه چند بعدی سازمان ملل در مالی» (MINSUMA) جانشین آن شد. MINUSMA توسط قطعنامه 2100 شورای امنیت در تاریخ 25 آوریل 2013 ایجاد شده است و وظیفه تأمین امنیت در مالی را دارد. علاوه بر این، مالی و کشورهای همسایه یک نیروی ضد شورش مشترک به نام G5 Sahel تشکیل داده اند که در آن بورکینافاسو، چاد، موریتانی و نیجر در کنار مالی شرکت می کنند. این نیرو فاقد بودجه نیست، اما به ناکارآمدی لجستیکی (عدم تحویل منابع، عدم وضوح در حاکمیت بودجه و اولویت های هزینه) و فرسودگی مبتلاست. ارتش مالی همچنین از اتحادیه اروپا پشتیبانی آموزشی فنی دریافت کرده است و سرانجام نیروهای خارجی ارتش آمریکا نیز در مالی حضور دارند.

در این مجموعه از بازیگران سیاسی و امنیتی، انصار الدین به ویژه گروه جالبی برای مطالعه است زیرا با جدایی طلبان طوارق ارتباط دارد، اما با وجود  داشتن یک نگرش اساساً ملی گرایانه، در طیف گروه های مسلح بین المللی و سلفی-جهادیست قرار می گیرد. علاوه بر این، به همراه رهبر خود آغ غالی که اکنون ریاست ائتلاف «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» را نیز بر عهده دارد، نقشی اساسی در پویایی درگیری ها ایفا می کند. در واقع، با نگاهی عمیق تر به توسعه انصارالدین در بخش بعدی، ما چگونگی پیوند جنبش و قرار گرفتن در این وضعیت پیچیده درگیری را تحلیل خواهیم کرد.

3. انصار الدین کیست؟ مسیرهای و پویایی درونی
برخلاف سایر گروههای سلفی-جهادیست (مانند الشباب در سومالی و بوکوحرام در نیجریه)، که مورد تجزیه و تحلیل عمیق کارشناسان قرار گرفته اند، انصارالدین با وجود جایگاه مهمی که درگیری های مالی در سطح بین المللی دارد، یک جنبش مسلحانه ناشناخته است. در میان طیف گسترده ای از گروه های مسلح سلفی  در ساحل، این گروه خصوصاً در سالهای اولیه خود با ویژگیهای یک جنبش کاملاً ملی، استفاده نسبتا محدود و عملی اش از خشونت و سیر شخصی و نامعمول رهبر تاریخی خود برجسته بود. بررسی خصوصیات داخلی و عملکرد چنین حرکتی می تواند به روشن شدن تنوع زیاد بازیگران مسلح سلفی کمک کند. در این بخش، ما ویژگی های سازمانی، عقیدتی و رفتاری انصارالدین را در کشور  مالی تجزیه و تحلیل خواهیم کرد.

در سطح سازمانی، انصار دین به عنوان نهادی کوچک آغاز به کار کرد و به سرعت به یکی از قدرتمندترین و با نفوذترین گروههای مسلح سلفی-جهادیست تبدیل شد. امروزه، این گروه یکی از گروههای تشکیل دهنده «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» بلکه عمدتا به دلیل نقش کلیدی و شخصیت آغ غالی مهمترین عضو  در این اتحاد شناخته می شود. نفوذ سیاسی آن، شناختش از مالی و حمایت های مردمی از این گروه سبب شده است تا در منطقه عملیاتی خود بلا منازع باشد. از نظر ایدئولوژی، این گروه از «ملی گرایی طوارق» به «اسلام گرایی رادیکال» منتقل شده است.  تمایل آن به خشونت به تدریج و با تغییر در تاکتیک ها، شیوه های ارتباطی و رویکردهای اجرای شریعت در واکنش به مداخلات خارجی، به تدریج افزایش یافته است.

 

3-1. پویایی سازمانی
§         منشأ، سازمان داخلی و بودجه
مشروعیت تاریخی و رهبری قدرتمند انصار الدین در  ایاد آغ غالی تجسم یافته است که توسط خانواده اش از قبیله ایفوگاس (اشراف طوارق غالب در ارتفاعات شمال مالی) پشتیبانی می شود. انصار دین در اطراف این شخصیت مرکزی و گروهی از شورشیان کهنه کار از همان قبیله ساخته شده است، از جمله دو شخصیت برجسته نزدیک به ایاد آغ غالی. نخست احمد آغ بی بی، نماینده آبییارا و صاحب تجربه، محافظه کار و سنتی و نفر دوم آلغاباس آغ اینتالا از افراد مشهور طوارق، پسر آمنوکال (رئیس سنتی) طوارق ایفوغاس، نماینده سابق Kidal و رئیس فعلی HCUA (که هر دو در اوایل سال 2013 گروه را ترک کردند) .  شیخ آغ آووسا (که تا ژانویه 2013 عضوی از انصارالدین بود) به عنوان فرمانده نظامی و سخنگوی اصلی دیگر نقش اصلی را در سازمان بازی می کرد. انصار الدین به لطف محبوبیت ایاد آغ غالی در میان همه طوارق و مبارزان تازه وارد از لیبی در سال های 2011-2012، و همچنین دانش چشمگیر او در مورد منطقه، به سرعت رشد کرد و توانست در نبردهای بزرگ پیروز شود و کنترل شهرهای بزرگی مانند کیدال را در دست گیرد. وقتی ایاد آغ غالی وارد کیدال شد، « القاعده مغرب اسلامی» و « جماعت التوحید و الجهاد فی غرب إفریقیا» به ترتیب تیمبوکتو و گائو را اشغال کردند. تعداد دقیق اعضای انصار الدین مشخص نیست و به طور مداوم در حال تغییر است. با این حال، وابستگی قبیله ای بنیانگذاران انصارالدین و همچنین سابقه شورش آنها علیه دولت مالی به جنبش تازه ظهور یافته کمک کرد تا عناصر زیادی را از قبایل Ifoghas بلکه همچنین از «جنبش ملی برای آزادی أزاواد »، « القاعده مغرب اسلامی» و « جماعت التوحید و الجهاد فی غرب إفریقیا» جذب کند. اقتدار و مشروعیت شخصی، نظامی، اجتماعی و اخلاقی آغ غالی عامل دیگری است که به جنبش کمک کرده است تا در میان مردم محلی توسعه یابد و حمایت گسترده ای را به دست آورد. یکی دیگر از عناصری که دستاوردهای نظامی و برتری انصارالدین بر «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » را تسهیل کرد، پشتیبانی مالی و نظامی دریافت شده از « القاعده مغرب اسلامی» بود که به دلیل حضور طولانی تر در منطقه، ساختار مالی مستحکم تری داشت. به عنوان نمونه، سازمان ملل متحد گزارش داده که رئیس انصارالدین چهارصد هزار یورو از رئیس کتیبه  طارق بن زیاد  متعلق به « القاعده مغرب اسلامی»  دریافت کرده است. با تشکیل «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»، وابستگی مالی این گروه به القاعده واضح شد.

به نظر می رسد که آغ غالی از ابتدا شخصیت اصلی سازمان بوده است. به گفته یك كارشناس: "رهبران دیگری در جنبش حضور دارند اما انصار الدین، ​​یعنی آغ غالی " و نفوذ اعضای دیگر محدود به نظر می رسد: "دیگران مورد احترام هستند، اما آنها کاریزما، تجربه، ظرفیت های نظامی و دانش عمومی او را ندارند.

اشغال مشترک تیمبوکتو توسط انصار الدین و « القاعده مغرب اسلامی» در سال 2012-2013 برخی نشانه ها در مورد رویکرد سازمانی انصارالدین از نظر حاکمیت موثر را ارائه می دهد. در واقع، انصار الدین و « القاعده مغرب اسلامی» سلسله مراتب بسیار سختگیرانه ای را برقرار کرده اند: که آغ غالی رهبر آن بود و توسط ریاستی متشکل از سه عضو عالی رتبه « القاعده مغرب اسلامی» و انصار الدین پشتیبانی می شد. این دو سازمان همچنین یک کمیسیون رسانه ای، پلیس اخلاقی (حسبه)، پلیس اسلامی، گردان امنیتی و دادگاه اسلامی ایجاد کردند.

§         حمایت های محلی و مشروعیت
در آغاز درگیری (2012)، بیشتر اعضای انصارالدین از جامعه طوارق و به طور خاص از قبیله Ifogha بودند. اکثر کارشناسان اتفاق نظر دارند که این گروه ایده ای از شریعت را که براساس سنتهای اسلامی صحرا مبتنی است، ایجاد کرده اند. با این حال، آغ غالی همیشه به روشنی بیان کرده است که هدف او صرفا محلی نیست: "این جنبش" انصارالدین "نامیده شد زیرا هدف اصلی آن عبارت است از برقراری قوانین اسلامی (شرع)، احیای احترام به دین و ایجاد یک جامعه اسلامی مطابق با ایدئولوژی سلفی جهادیست.

انصار الدین که عمدتا از مبارزان طوارق تشکیل شده است، از ریشه های محلی خود مشروعیت زیادی می یابد. در حقیقت، آغ غالی برای بسیج مبارزان از اعتراض های محلی استفاده می کند: "بسیاری از طوارق مالی، به ویژه در منطقه کیدال، از همان کودکی فرهنگ اعتراض را بر اساس روایات های تاریخی ظلم و جنایات صورت گرفته و مبارزات شکوهمند به ارث می برند.  متحدان انصار الدین نیز متوجه این نکته شده اند: در سال 2016 جمال عکاشه، رئیس شعبه « القاعده مغرب اسلامی» در آفریقای غربی و امیر تیمبوکتو در سال 2012 اعلام کرد:

«انصارالدین یک سازمان مسلمان محلی است که راه جهاد را برگزیره است [...] علی رغم اختلافات جزئی، ما در بسیاری از نکات همگرایی می کنیم [...] ما می دانیم که مردم أزاواد از بی عدالتی، ظلم و حاشیه نشینی رنج می بردند.»

شبیه این نفوذ محلی برای سایر گروههای جهادی منطقه (کاتیبا ماکینا و موجائو) که عمدتاً به جنگجویان محلی اهل مالی متکی هستند و از یک ایدئولوژی جهانی دفاع می کنند نیز وجود دارد (شکل 1 را ببینید).

در طی مدت کوتاهی که انصارالدین کنترل سرزمین هایی را در دست داشت، مورد حمایت شدید مردم محلی قرار گرفت نه تنها به دلیل روابط قومی، بلکه به دلیل خدمات ارائه شده به مردم که دولت از ارائه آنها عاجز بود. رفتار دیکتاتور مآبانه دولت، از طریق نیروهای امنیتی و فساد سیستم قضایی آن، در نقطه مقابل کارآمدی انصارالدین بوده است زیرا که فساد و راهزنی محلی در سرزمین های تحت تصرف او به طور قابل توجهی کاهش یافته، است. با این وجود حمایت های محلی می تواند در منطقه بسیار متنوع باشد. مردم محلی مقاومت خود را از طریق تظاهرات، به ویژه در گائو و كیدال، كه به ترتیب توسط مناطق « جماعت التوحید و الجهاد فی غرب إفریقیا» و انصار الدین اداره می شدند، ابراز كردند.

§         پیوندهای در حال تکامل و دوسویه با دیگر گروههای مسلح
روابط انصار الدین با سایر بازیگران مسلح در شمال مالی از زمان ایجاد آن تکامل یافته است، خصوصاً در خصوص با روابط آن با «جنبش ملی برای آزادی أزاواد ». دیدگاه های ایدئولوژیک این دو سازمان یکسان نیست، «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » خواستار تاسیس یک دولت مستقل أزاواد و انصارالدین به دنبال ایجاد یک دولت متحد بر اساس شریعت است. آنها روابط متقابل را در کل سال 2012 حفظ کردند. هنگامی که  «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » یک پایگاه نظامی مالی در حومه تسالیت را در فوریه 2012 محاصره کرد، انصار الدین و « القاعده مغرب اسلامی»  مسیر کاروان نظامی مالی که برای نجات سربازان محاصره شده فرستاده شده بود را، مسدود کردند. جلسه ای بین انصارالدین (ایاد آغ غالی) و «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » (بلال آغ شریف) برگزار شد و آنها توافق نامه ای را امضا کردند که طبق آن انصارالدین و مبارزان القاعده منطقه را ترک کرده و به جنبش ملی ازواد سه روز فرصت دادند تا به پایگاه حمله و آن را تصرف کنند. قرار شد  اگر «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » شکست بخورد، از موقعیت خود عقب نشینی کرده و راه را برای مبارزان انصارالدین هموار می کند. «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » شکست خورد و بعداً انصار الدین با پشتیبانی « القاعده مغرب اسلامی» به پایگاه نظامی حمله ور شد و آن را تصرف کرد. پس از آن، انصار الدین یک شورای محلی را برای اداره شهر تسالیت ایجاد کرد. در پایان ماه مه 2012، انصار الدین و «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » یک توافق ادغامی برای ایجاد یک دولت اسلامی در أزاواد امضا کردند. با این حال، رهبران سیاسی «جنبش ملی برای آزادی أزاواد »، به ویژه کسانی که در خارج از کشور زندگی می کنند، این توافق را به دلیل مغایرت با اصول سکولار جنبش خود رد کردند. به دنبال اختلاف نظر در مورد متن بیانیه مطبوعاتی که قصد داشت رسماً توافق نامه را اعلام کند، «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » به صورت یک طرفه یک شورای انتغالی را برای حاکمیت آزواد اعلام کرد.

در این میان، انصار الدین روابط نزدیکتری را  با « القاعده مغرب اسلامی» ایجاد کرد. به گفته اندرو لبوویچ، این دو گروه به شکل تنگاتنگی با هم مرتبط شده اند، تا آنجا که " گرچه بر اساس ویژگی های عقیدتی و قومی انصار الدین، اختلافات واضحی میان این گروه و القاعده مغرب اسلامی وجود داشت، لکن با توجه به رابطه و تعامل نزدیک و مستند فیما بینشان، جدا کردن این دو حرکت دشوار است ”. هیچ فرد خارجی یا هیچ عضوی از « القاعده مغرب اسلامی» یا در انصار الدین وجود نداشت. با نگاهی به استراتژی « القاعده مغرب اسلامی»، پیوندهای بین این گروه و انصارالدین آشکارتر می شود. دروکدل رهبر « القاعده مغرب اسلامی»، قصد داشت امارتی را به  مدیریت « القاعده مغرب اسلامی»  ایجاد كند، اما به منظور سرپوش گذاشتن بر ماهیت پروژه خود،  برای ایجاد یك كشور تحت نظارت جنبش های محلی تلاش می کرد. به گفته برخی تحلیلگران، این گروه ها فقط یک ویترین و  نمای ظاهری محلی قابل نمایش هستند. در این چشم انداز، دوركدل اظهار داشت كه می خواهد هدایت دولت آینده را به رئیس انصارالدین، ​​ایاد آغ غالی واگذار كند:

« ما پیشنهاد می كنیم که بخشی از مجاهدین القاعده را برای شرکت در اداره مناطق آزاد شده در اختیار امیر انصارالدین قرار دهیم. ».

 امیر « القاعده مغرب اسلامی» نیز نامه محرمانه ای به آغ غالی و متحدان انصارالدین نوشت و به آنها دستور داد كه مانند یك جنبش ملی عمل كنند، تا توجه بین المللی را به خود جلب نكنند. در آوریل و مه 2012، مشخص شد که «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » از تمام شهرهای اصلی شمال بیرون رانده شده و در درگیری به حاشیه رفته است. درگیری اصلی میان ارتش مالی و متحدان نظامی با نیروهای سلفی-جهادی بود، در حالی که «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » برای باقی ماندن به عنوان یک بازیگر مهم تلاش می کرد و برای برای کسب مشروعیت بین المللی سعی داشت با کارت ائتلاف ضد تروریسم بازی کند.

در اوایل سال 2015، یک گروه جدید به نام جبهه آزادی بخش ماسینا یا کتیبه ماسینا  به دلیل حملات خود در مناطق مرکزی و جنوبی کشور مالی شروع به جلب توجه بین المللی کرد. رهبر آن، آمادو کوفا، مبلغ افراطی از شهر نیاکونفه، واقع در مرکز مالی، یکی از افراد مورد حمایت آغ غالی بود. کوفا، مانند ایاد آغ غالی، یکی از بازیگران اصلی درگیری محسوب می شود (بخش 5 را ببینید).

§         اتحاد در «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»
در مارس 2017، هنگامی که اصلی ترین گروه های مسلح سلفی-جهادی اعلام کردند که ائتلافی را  تحت لوای «جماعت نصرت الاسلام والمسلمین» تشکیل داده اند، مشخص شد که انصارالدین گامی بزرگ به جلو برداشته است. در ویدیوی منتشر شده برای اعلام ائتلاف، ایاد آغ غالی در وسط نشسته و توسط دیگر رهبران اصلی جنبش سلفی - جهادی احاطه شده بود. سازمان جدید توسط آغ غالی هدایت می شود و جمال عکاشه از « القاعده مغرب اسلامی» در جایگاه دوم قرار دارد و کوفا به دلیل تعداد سربازانش نقش مهمی ایفا می كند. گروه جدید همچنین شامل المرابطون به رهبری مختار بلمختار است 10. همه این گروه ها هنوز به صورت گروه های مستقل وجود دارند، اما تحت لوای «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» با هم عمل می کنند.

علاوه بر این، «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» خود را به عنوان شاخه ای از القاعده قرار داده است، و آغ غالی بیعت خود را با امیر دروكدل، القاعده و طالبان اعلام، و صریحا «دولت اسلامی در صحرای بزرگ» را رد کرده است. همکاری میان این سازمان ها با این اتحاد رسمی شده و علیرغم نقش محوری « القاعده مغرب اسلامی» و کتیبه ماسینا، به نظر می رسد آغ غالی به عنوان رهبر انصار الدین چهره اصلی جهادگرایی سلفی در منطقه باشد. برای این منظور او می بایست به نحوی هویت سیاسی را حداقل علنی تغییر دهد و از ریشه های محلی انصارالدین دور شود. بنابراین ایجاد «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» نشان دهنده یک تحول سازمانی و شخصی است. ناظران و محققان بر کاهش نقش آغ غالی در فیلم های تبلیغاتی اخیر «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» در مقابل افزایش نقش کوفا تاکید می کنند. در فیلم های تبلیغاتی، ایاد آغ غالی از تنها رهبر حاضر در این ویدئوها در جولای 2018، به یک حمایت کننده ساده برای جذب فولانی ها توسط کوفا در نوامبر 2018 تبدیل شده است با این وجود باید با احتیاط رفتار کرد زیرا به نظر می رسد آغ غالی همچنان یک شخصیت اصلی است و از آنجا که همیشه حضور دارد در سازمان نقش اصلی را بازی می کند و به عنوان یک حمایت مشروعیت برای سایر رهبران عمل می کند.

3-2 پویایی ایدئولوژیک
انصار دین از نظر ترکیبات قومی شبیه دیگر جنبش های جدایی طلب طوارق است. با این حال، چشم انداز و اهداف گروه متفاوت است. ایاد آغ غالی یکی از چهره های برجسته قیام طوارق در دهه 1990 و 2006 بود. از آن زمان، ایدئولوژی و اهداف سیاسی آن از ناسیونالیسم/جدایی طلبی به سلفی گرایی تبدیل شده است. در اواخر دهه 1990، وی به  گروه تبلیغی  « التبلیغ والدعوه» 11 پیوست و از مراکز آنها در پاکستان بازدید کرد. وی در مساجد موریتانی و مالی سخنرانی کرده و روابط نزدیکی با الجزایر برقرار نموده بود. پس از 2008-2009، آغ غالی ارتباط نزدیک با القاعده و المرابطون ایجاد کرد. از نظر ایدئولوژیک، انصار الدین - که « قبل از که انصارالدین باشد، آغ غالی» است – بیش از آنکه به گروههای جدایی طلب نزدیک باشد به گروههای سلفی جهادی حاضر در منطقه نزدیکتر است و بیشتر بر انگیزه های مذهبی و به ویژه اجرای شریعت تمرکز دارد.

§         ریشه ها
هنگامی که مبارزان طوارق از لیبی بازگشتند و «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » تشکیل شد، آغ غالی تلاش کرد تا در این گروه نقش اصلی را داشته باشد. با این حال، گفته می شود که وی به دلیل ارتباط با « القاعده مغرب اسلامی» به عقب رانده شده است. فرضیه دیگر این است که، به دلیل گذشته آغ غالی و توافقات وی با دولت مالی، رهبری او را مورد پذیرش جدایی طلبان طوارق قرار نگرفت. این امر آغ غالی را به ایجاد انصار الدین ترغیب کرد. در مارس 2012، انصار الدین اولین ویدیوی رسمی خود را منتشر کرد که در آن مبارزانش دعا می خوانند و آغ غالی اهداف سازمان را تعیین می کند. اولین بیانیه انصار دین سه پیام را منتقل می کرد:

گروه انصارالدین به دنبال اجرای شریعت اسلامی در کشورمان است ... بنابراین مبارزه ما برای شناساندن کلام خدا جهادی در راه خدا است."
"ما معتقدیم که همه مسلمانان برادران ما هستند، اعم از عرب یا عجم 12 سفید یا سیاه". این پیام دوستانه ای برای مردم ازواد، به ویژه افراد غیر طوارق بود.
"ما اشتباهات خود را اعلام می کنیم [...] هرگاه اشتباهی انجام دهیم، آماده ایم که طبق شرع مورد قضاوت قرار بگیریم [...] و متعهد می شویم - اگر خدا بخواهد – ظلم و بی عدالتی هایی که بر مردم روا شده است را مداوا کنیم. "این پیام با هدف برانگیختن احساس عمیق مردم أزاواد نسبت به ظلم دولت و نخبگان مالی بود.
§         بین ملی گرایی و سلفی گرایی
حسین سلیمان، انصار الدین را «بین اسلام گرایی و ناسیونالیسم طوارق» طبقه بندی می کند. انصار الدین برای بسیج جنگجویان و جذب حمایت های محلی به حاشیه نشینی شمال مالی و جمعیت طوارق تکیه کرده است. شعار این گروه رفع فقر در منطقه همواره حاشیه نشین و فقیر مالی است و  « با مشارکت در امور خیریه، ساختن کلینیک ها و مدارس و تهیه بسته های غذایی» نقش دولت را نیز به به عهده گرفته است. به نظر می رسد این کاملاً با ایده دولت خودمختار یا مستقل در شمال مالی منطبق است و به گفته سالومون، "پژواک خاصی" با طوارق شمال داشته است. همچنین می تواند اتحاد بین «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » و انصارالدین در آغاز درگیری را توضیح دهد. گفتمان آغ غالی قبل از تشکیل انصارالدین، اهداف تجزیه طلبانه گروه و همچنین منشأ محلی اکثر مبارزان آن نیز می تواند به عنوان نشانه ای از ملی گرایی انصارالدین تعبیر شود. برخی از کارشناسان حتی از این نیز فراتر رفته و تأکید کرده اند که آغ غالی به آزواد بسیار وابسته است و او می توانسته قبول کند که از برنامه سلفی جهادی خود برای یک سمت مدیریتی در یک آزواد مستقل تر و اسلامی دست بردارد. علاوه بر این، گسترش منطقه ای حملات «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» «به این معنی نیست که هدف نخست آن شمال مالی نیست». با این حال، آنچه واضح به نظر می رسد این است که گروه مذکور اکنون قصد دارد نوع خاصی از اسلام گرایی را ترویج کند. در حال حاضر اسلام گرایی و ملی گرایی برای انصار الدین با هم تلفیق شده اند.

شایان ذکر است که اقدامات شبه دولتی انصارالدین عمدتاً به دلیل عدم اعتبار و مقبولیت دولت، که موجب ظهور سلفی گرایی نیز گردیده امکان پذیر شده است. در حقیقت، روابط بین حاکمان محلی صوفی میانه رو و دولت منجر به از دست دادن اعتبار آن حاکمان شده است: « در زمانی که دولت از نظر شهروندان عادی مالی به طور فزاینده ای به عنوان یک قاتل تلقی می شد، این شخصیت های منتخب تمام اعتبار خود را نزد شهروندانی که مدت طولانی تحت رنج بوده اند از دست داده اند. اسلامگرایان، با شعارهای آزادی بخش خود، در خیابانهای باماکو و به ویژه در تیمبوکتو، گائو و کیدال که فقر در آنجاها در اوج بود پژواک بیشتری داشتند. این اعتراضات محلی که یکی از عوامل اصلی بحران بوده است، در ایدئولوژی انصارالدین چندان منعکس نشده است. در واقع، آغ غالی در ژوئن 2016 به رویترز گفت: «ما چیز زیادی نمی خواهیم: فقط اجرای شریعت در مناطق شمالی و جنوبی [مالی]. ما اهل مالی هستيم و با تجزیه مالي مخالفيم.»

بنابراین به نظر می رسد انصار الدین یک ایدئولوژی چند بعدی دارد و سازمان بسته به مخاطبان یا اهداف کوتاه مدت می تواند در مجموعه های مختلف بازی کند. این بدان معنا نیست که ایدئولوژی نقشی در استراتژی گروه ندارد، زیرا در واقع یکی از اولین منابع جذب نیرو است، بلکه به این معنی است که استراتژی گروه کاملاً انعطاف پذیر و سازگار با اقتضائات محلی است. .  یک کارشناس اظهار داشته است: "این یک ایدئولوژی در عمل است که همیشه در حال پیشرفت است. ما نمی توانیم از آموزه صحبت کنیم بلکه بیشتر از رویه عمل صحبت می کنیم. آموزه ها همیشه خیلی سفت و سخت نیستند. بین رفتار و آموزه فرق است. صاحبنظران همچنین چندین عامل جذب را شناسایی کرده اند، در واقع فراخوان دینی تنها یکی از منابع تامین نیروی انسانی است. "ستیزه جویی غالبا یک پدیده نادر است. ستیزه جویی جهادی به طور متقابل از سایر عوامل درون زا خالی نیست، چه از نظر اقتصادی، اجتماعی، قبیله ای و چه شخصی ». ماتیو پلرین، گرچه معتقد بود که تشخیص یک انگیزه مشخص در میان اعضای انصارالدین دشوار است، اما سعی کرد گرایشات اصلی را شناسایی کند. بنابراین، در مراحل اولیه درگیری، انصارالدین بهترین نهاد برای محافظت از مردم در برابر سلطه خارجی جهاد سلفی قلمداد می شد. اعضای آن احساس نمی کردند که توسط گروه های افراطی تری نمایندگی می شوند و تصمیم گرفتند آغ غالی را دنبال کنند. علاوه بر این، دلایل خانوادگی و اجتماعی مانند مبارزه برای برابری بین طوایف و سایر مطالبات عمومی دلایل دیگر جذب به گروه بود. سرانجام، او معتقد است که دیگر دلایل اصلی مذهبی نبوده بلکه بیشتر ناشی از گلایه از سوء استفاده از ارتش، دلایل اقتصادی، فساد و کمبود فرصت ها بوده است. از این منظر، جهاد برای اکثر اعضای انصارالدین به عنوان یک بهانه صرف ظاهر می شود.

§         نگرشی دوگانه به جهادیسم بین المللی
 تعیین میزان تأثیر دقیق علماء و قضات اسلامی و نقش مباحث الهیاتی (به عنوان مثال در شناسایی دشمن، تعیین اتحاد یا تصمیم گیری در مورد میزان همکاری با نیروهای خارجی) دشوار است. غیر از آغ غالی و انگیزه های شخصی وی، یافتن توجیه بیشتر برای برنامه انصارالدین که برای ساخت ایدئولوژی خود متکی به مجموعه تجزیه طلبانه / ملی گرایانه، فرهنگی و مذهبی است، دشوار است، اما به نظر می رسد در نهایت بر ادعاهای مذهبی اتکا دارد . با این وجود انصار الدین با گذشت زمان مواضع مختلفی در مورد جهاد جهانی اتخاذ کرده است، و گاه به تناقضات درون سازمان اشاره دارد. این امر به ویژه در زمان آغاز به کار و ماه های اولیه فعالیت آن رخ داد، هنگامی که برای مثال در نوامبر 2012، انصار الدین "بیانیه هایی در مورد تمایل خود برای تعامل با دولت های ملی و رد" همه انواع افراط گرایی و تروریسم "صادر کرد"، در حالی که حملات علیه دولت مالی را انجام می داد.

§         اجرای شریعت
بعد مهمی از رفتار انصارالدین به اجرای عدالت، قانون و نظم در سرزمینهای تحت کنترل وی مرتبط است. چندین محقق سعی کرده اند رفتار « القاعده مغرب اسلامی»، « جماعت التوحید و الجهاد فی غرب إفریقیا» و انصار الدین را در شهرهایی که کنترل می کردند مقایسه کنند. به ترتیب، تیمبوکتو، گائو و کیدال: "در هر دو مورد [Kidal و Gao]، تنظیم قوانین بر اساس متون دینی و فقه اسلامی بوده است ". با این حال، "اختلافات قابل توجهی در نحوه کاربست سیستم فقهی موجود توسط انصار الدین (كیدال) و « جماعت التوحید و الجهاد فی غرب إفریقیا» (گائو) بوجود آمده است. در كیدال، انصار الدین برای تفسیر قوانین مربوط به حاكمیت محلی به سیستم فقه اسلامی موجود تکیه كرده است. ... خویشتنداری نسبی این گروه، در مقایسه با « جماعت التوحید و الجهاد فی غرب إفریقیا»، عمدتاً به روابط  اجتماعی آن  باز می گردد ». این تفاوت در نفوذاجتماعی بین دو گروه می تواند به عنوان مثال توضیح دهد چرا انصار الدین ازدواج اجباری، بدرفتاری با بازداشت شدگان و گروگانگیری خارجی را غیرقانونی اعلام کرد، در حالی که « جماعت التوحید و الجهاد فی غرب إفریقیا» همه را انجام می دهد. ماتیو گویدر یک مطالعه میدانی در تیمبوکتو انجام داد و نشان داد که چگونه رهبران انصارالدین، ​​« القاعده مغرب اسلامی» و بلمختار (« جماعت التوحید و الجهاد فی غرب إفریقیا») در مورد چگونگی اداره شهرهای تحت کنترل خود با یکدیگر بحث کرده اند. سایر اسناد رسمی یافت شده در تیمبوکتو نشان می دهد که دروکدل تخریب مقبره ها را محکوم کرده و گفته است دیگر نباید هیچ اشتباهی انجام شود، در غیر این صورت «مردم در مقابل ما قرار می گیرند». این می تواند به عنوان "هویج" در استراتژی « القاعده مغرب اسلامی» تفسیر شود، یعنی بگوییم برای پذیرش بهتر جهاد نیاز به بومی سازی آن است.

 

 

به نظر می رسد نقطه اصلی همکاری در آن زمان بین « القاعده مغرب اسلامی» و انصار الدین بوده است، به ویژه در تیمبوکتو، که آن را  با هم کنترل می کردند، و این می تواند به عنوان آزمایشگاهی برای سیاست های سلفیه جهادی تجزیه و تحلیل شود. «اصل» اساسی در این استراتژی استفاده از "تفسیر سلفی سختگیرانه از قانون شریعت در سراسر شمال کشور"، با وجود برخی تغییرات محلی است. این نحوه اجرای شریعت در مصاحبه ای که آغ غالی در سال 2017 انجام داد منعکس شده است، در این مصاحبه او بر تعادل بین « برقراری شریعت تا آنجا که می توانیم » و « تأمین مایحتاج ضروری جامعه، مانند امنیت، معیشت، برق، آب، دارو و سایر موارد تا حد امکان » اصرار داشت.

علی رغم این تفاسیر متنوع از قوانین شریعت، و گرچه در سال 2012 تیمبوکتو به جای انصار الدین توسط « القاعده مغرب اسلامی» کنترل می شد، دادستانی دادگاه کیفری بین المللی علیه انصارالدین و « القاعده مغرب اسلامی» برای نقض حقوق اساسی، جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت که آنها به طور مشترک در تیمبوکتو مرتکب شدند کیفرخواستی صادر کرد. دادستان ها به ویژه بر مساله جنسیت در جنایات ارتکابی تأکید می کنند. زنان اولین و اصلی ترین هدف پلیس اسلامی و دادگاه بوده اند و قربانی آزار و اذیت مداوم، خشونت جسمی و روانی، ازدواج های اجباری، خشونت جنسی و تجاوز جنسی شده اند. بنابراین به نظر می رسد بین آنچه آغ غالی به طور علنی در خارج گفته، و آنچه در كیدال انجام شد و آنچه در تیمبوكتو اتفاق افتاد تفاوتی وجود دارد. شرح دقیق اعمال قانون شریعت در تیمبوکتو، گائو و کیدال در سال 2012 نیاز به تحقیقات بیشتر دارد.

§         یک ایدئولوژی همگن زیر پرچم «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»؟
در مارس 2017، انصار الدین، با « القاعده مغرب اسلامی»، المرابطون(جانشین « جماعت التوحید و الجهاد فی غرب إفریقیا») و کتیبه ماسینه، «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» را ایجاد کردند. «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» به طور واضح ایدئولوژی سازمانی را مشخص نکرده است، اما "به نظر می رسد تحت نظر القاعده باقی بماند" در واقع، آغ غالی در ویدیوی اعلامیه تشکیل «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» با القاعده و طالبان بیعت کرد. به گفته یک کارشناس، هدف سیاسی-مذهبی آغ غالی عبارت است از  ایجاد امارت اسلامی أزاواد، منطقه ای خودمختار در داخل کشور مالی که مشمول شرع خواهد بود، با الگوی مناطق مسلمان نشین شمال نیجریه در کنفدراسیون نیجریه.

جدول 1: ایدئولوژی گروه های مسلح سلفی در مالی (مطابق مصاحبه با ماتیو گویدر ، آوریل 2019 ، پاریس)

 

گروه

هدف سیاسی

الهام گیری

« جمـــاعت التوحید و الجهاد فی غرب إفریقیا»

دولت اسلامی

پان اسلامیسم( نردیک به ایدئولوژی داعش)

«القاعده مغرب اسلامی» «المرابطـــــــــون»

امارت اسلامی

طالبان

کتــــیبه ماســــینه

جمهوری اسلامی

دولت های موجود همچون موریتانی، سودان،پاکستان

انصـــــــار الدین 13

امارت اسلامی ازواد

مناطق خودمختار همانند مناطق مسلمانان در کنفدراسیون نیجریه

 

بعلاوه، تجزیه و تحلیل سریع فیلمهای تبلیغاتی تولید شده توسط «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» از بدو تأسیس نشان می دهد که موضوع نبرد بسیار بیشتر از ایدئولوژی است. با این حال، فیلم هایی که به ایدئولوژی تکیه می کنند بین فراخوان برای جهاد جهانی و ارجاع به گلایه های محلی در نوسان هستند. این به ویژه در مورد فیلم های منتشر شده در اواخر سال 2018 صدق می کند. در سپتامبر 2018، فیلم تبلیغاتی یک پیام جهانی را ارائه می دهد. در مقابل، در نوامبر 2018، ویدئو کوفا را نشان می دهد که توسط آغ غالی پشتیبانی می شود و بر اساس روایت های محلی و بی عدالتی، همه فولانی ها را به جهاد فرا می خواند. محققان در تجزیه و تحلیل خود از فیلم های مختلف «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»، اظهار داشتند كه به نظر می رسد ایدئولوژی سازمان جدید، انگیزه های انصار الدین را دنبال می كند. گرچه همانطور که در جدول 1 نشان داده شده است گروه های موجود در «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» ایدئولوژی های مختلفی دارند، به نظر می رسد مکملیت ایدئولوژیکی آنها اتحاد آنها را توجیه می کند. با این حال، به نظر می رسد که هر گروه خود را در قلمرو متفاوتی مستقر کرده است و بنابراین استراتژی ها و رفتارهای مختلفی دارد.

3-3 پویایی رفتاری
از زمان آغاز درگیری، استراتژی، اهداف و رفتارهای عمومی انصار الدین، به طور مداوم تکامل یافته است به ویژه از زمان شکل گیری «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین». تجزیه و تحلیل مسیر انصارالدین بسیار دشوار است. شناخت اینکه کدام تشکیلات درونی «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» مسئول حملات است دشوار است، همین امر مقایسه مستقیم اقدامات انصار الدین تا 2017 و اقدامات  «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» از سال 2017 را پیچیده تر می کند. به طور کلی، اتحاد چندین سازمان در «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» تأثیر تشدیدی بر رفتار گروه های مسلح سلفی داشته است زیرا به افزایش تعداد حملات در کشورهای همسایه (به ویژه در بورکینافاسو، بلکه در نیجر) و همچنین در خود مالی (از 44 حمله در سال 2016، به 93 حمله در 2017 و 176 حمله در سال 2018) منجر شده است. «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» و سازمان های وابسته به آن دیگر هیچ شهری را در کنترل ندارند، اما با ترورهای هدفمند شهروندانی که متهم به همدستی با نیروهای ضد تروریسم ملی و بین المللی هستند و  نیز با حمله به نیروهای نظامی، استراتژی خود را از حکومت به شورش تغییر داده اند. علی رغم تلاش برای مذاکره در اوایل درگیری، این گروه برای رسیدن به اهداف خود به طور فزاینده ای به خشونت متوسل شده است.

§         تلاشهایی برای مذاکره
انصارالدین به موازات سلطه کوتاه مدتش بر شهرهای شمالی مالی، برای گفتگو با بازیگران بین المللی به منظور یافتن راه حل مسالمت آمیز در تلاش بوده است. در اواخر سال 2012، بلیز کمپائوره رئیس جمهور بورکینافاسو، به نمایندگی از ECOWAS مذاکرات آتش بس را آغاز و در همین راستا از نمایندگان انصارالدین، «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » و دولت انتقالی مالی استقبال کرده است. هدف وی تلاش برای حل بحران بود. انصار الدین ظاهراً تمایل خود برای آغاز مذاکرات صلح - و در نتیجه قطع روابط با القاعده -  را اعلام کرده و هیئتی را به سرپرستی الغاباس آغ اینت الله فرستاد. روی کاغذ، اهداف سه طرف نزاع متناقض به نظر می رسید. «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » برای ایجاد یک کشور مستقل و انصارالدین برای اجرای شریعت در شمال مالی می جنگند، در حالی که دولت مالی می خواهد کنترل مناطق شمالی را دوباره بدست آورد. مذاکره، پنجره ای برای تعامل و حل تعارض بود. با این حال، این امر به ثبات در شمال مالی یا تنش زدایی انصارالدین منجر نشد.

به موازات پیش گفتگوها و سیکل مذاکرات در بورکینافاسو، الجزایر - که همیشه نقش واسطه ای در منطقه ساحل داشته است - با انصار الدین و به ویژه با رهبر آن ایاد آغ غالی گفتگوهای محرمانه ای انجام شده است. هدف اعلام شده این مذاکرات عبارت بود از جدا کردن انصارالدین از متحدان تندروتر آن در منطقه (به ویژه « القاعده مغرب اسلامی» و « جماعت التوحید و الجهاد فی غرب إفریقیا» ).

در اوایل سال 2013، آغ غالی تصمیم به قطع مذاکرات و انتخاب یک برنامه خشن تر با متحدان سلفی-جهادی خود گرفت (بخش 4 را ببینید). الجزایری ها از تصمیم وی برای حمله نظامی به جنوب تعجب کرده و این اقدام را یک "خیانت" غیرقابل بخشش تلقی کردند. به گفته یک کارشناس، انصار الدین از مذاکرات اواگادوگو عقب نشینی کرد زیرا بازیگران بین المللی راه ایده گفتگو پیرامون مسئله اسلام را بستند.

تکامل کثرت و اهداف حملات
تجزیه و تحلیل تعداد حوادث خشونت آمیز (خشونت از راه دور، نبردها و خشونت علیه غیرنظامیان) منتسب به انصار الدین و «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»  افزایش شدید فعالیت این گروه از سال 2016 و به ویژه از سال 2017 و تشکیل «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» را نشان می دهد (شکل 2 را ببینید)  این سازمان که 34 حمله در سال 2012 و 16 حمله در سال 2013 انجام داده بود، پس از مداخله فرانسه، که گروه های سلفی-جهادی را از شهرهای اصلی (گائو، تیمبوکتو و کیدال) بیرون کرده و به بیابان عقب راند، خاموش ماند. با این حال، پس از یک دوره استراحت و سازماندهی مجدد، انصار الدین مجدداً بر هدف قرار دادن غیرنظامیان غربی یا صلحبانان متمرکز شد.

 

 

شکل 2: وقایع خشونت آمیز منتسب به انصار الدین و "جماعت نصرت الاسلام و المسلمین" ، 2012-2018 (منبع: ACLED Data 2019)

در خصوص اهداف خشونت، داده های جمع آوری شده توسط ACLED، نشان داده شده در شکل 3، نشان می دهد که تا زمان مداخله بین المللی در سال 2013، انصارالدین اهداف اصلی خود را به جای غیرنظامیان از نیروهای نظامی (و پلیس) مالی، فرانسه و MINUSMA و همچنین سایر گروههای مسلح انتخاب می کرده است . این روند پس از تشکیل «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» ادامه یافت، زیرا خشونت علیه نیروهای امنیتی ملی و بین المللی در سال 2016 و 2017 افزایش یافت. کشنده بودن حملات نیز افزایش یافته است. در حقیقت، MINUSMA تاکنون به مرگبار ترین ماموریت صلح سازمان ملل متحد تبدیل شده است. اهداف اصلی عبارت بودند از نیروهای دولتی و همچنین همه طرف های توافق صلح 2015 از جمله گروه های مسلح امضا کننده. حمله به «مکانیسم هماهنگی عملیاتی» در گائو در 18 ژانویه 2017، که منجر به کشته شدن بیش از 64 کشته و حدود 115 مجروح در میان اعضای اولین گشت شد، به وضوح یک حمله مستقیم به خود توافقنامه صلح بود . «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» همچنین حملاتی را علیه نیروهای G5 Sahel آغاز کرد، اما کمتر از سایر اهداف.

 

شکل 3: نوع خشونت منتسب به انصار الدین ، ​​2012-2016 (منبع14(: ACLED Data 2019

شکل 4: اهداف حملات خشن منسوب به "جماعت نصرت الاسلام و المسلمین" ، 2017-2018 (منبع: ACLED Data 2019)

 

طبق شکل 4، حملات «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» در سال 2017 علی الظاهر نشان می دهد که این گروه در ابتدا روندی را که قبلاً توسط « القاعده مغرب اسلامی» و انصار الدین ایجاد شده بود، دنبال کرده، که بر اساس آن بیشتر نیروهای نظامی را هدف قرار می دهد تا غیرنظامیان را. این استدلال با این واقعیت تأیید می شود که در سال 2017، ایاد آغ غالی از کوفا خواسته است تا ترورهای هدفمند را متوقف کند و روی نیروهای نظامی متمرکز شود. با این حال، در سال 2018، تعداد و مقیاس حملات به غیرنظامیان افزایش یافت. این اعداد هنوز هم باید با احتیاط بیان شوند زیرا گاهی اوقات دشوار است که بفهمیم چه کسی این حملات را ترتیب داده است. به نظر می رسد گروه های مختلف درون ائتلاف«جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» اهداف و انگیزه های مختلفی دارند.. اولویت آغ غالی روشن به نظر می رسد: " ارتش و سرویس های امنیتی ". علاوه بر این، به گفته یك كارشناس حوزه گروه های مسلح سلفی ، «اگر تعداد غیرنظامیان بیشتری [مورد حمله «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» قرار گرفته باشند]، این بدان معنا نیست كه انصار الدین رفتار خود را تغییر داده و در تلاش برای حمله به غیرنظامیان است» .

بسط جغرافیایی
با افزایش ظرفیت های عملیاتی کتیبه ماسینه و رهبر آن آمادو کوفا ، تعداد حملات در مرکز مالی از سال 2016 و به ویژه از زمان تشکیل «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» به طور قابل توجهی افزایش یافته است. در واقع، همانطور که در شکل 5 نشان داده شده است، بیشترین حملات در سال 2017 و 2018 در منطقه موپتی رخ داده است، در حالی که مناطق گائو، تُمبوکتو و کیدال (در شمال مالی) نسبت به سالهای اول درگیری تقریبا کمتر مورد هدف قرار گرفته اند.

 

شکل 5: تعداد حملات "جماعت نصرت الاسلام و المسلمین" در مالی بر اساس منطقه اداری ، 2012-2018 (منبع: ACLED Data 2019)

بنابراین کتیبه ماسینا یک تغییر استراتژیک جهانی را در «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» در مالی ایجاد کرد. این گروه با تکیه بر نیروی فعال 4000 نفری  به عنوان اصلی ترین گروه وابسته به «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» در سال 2018 به عنصر اصلی در اجرای حملات تبدیل شده است.. این نشان دهنده وابستگی روزافزون «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» به کتیبه مذکور است، هم در تمرکز جغرافیایی و هم در استراتژی حمله.

سال 2018 همچنین شاهد گسترش حملات «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» در بورکینافاسو بود که عمدتا پلیس را هدف قرار می داد (56.9٪ از حملات در سال 2018). این نشان دهنده یک تغییر عمده در استراتژی گروه بود، به ویژه برای انصار الدین که از زمان تشکیل آن، از نظر استراتژیک و ایدئولوژیک، روی مالی متمرکز شده بود. در حقیقت، در حالی که 79٪ از کل وقایع خشونت آمیز منتسب به «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»  تا به امروز در مالی اتفاق افتاده است (473 حمله)، نسبت حملات در بورکینافاسو از حدود 3.1٪ (5 مورد از 160 مورد) در سال 2017 به 20.6٪ (51 مورد از 247 مورد)  در سال 2018، و 56٪ (37 از 66) در دو ماه اول 2019 افزایش یافته است. به گفته یک متخصص اهل مالی، در آغاز سال 2019، به نظر می رسد این انتقال به بورکینافاسو هیچ ارتباطی با نق و انتقلات در مرکز مالی ندارد زیرا این حملات به انصار الاسلام(15)مروبط بود تا گروه های مالی مانند انصار الدین یا کتیبه ماسینا، و می توان آن را با "انتقال اسلحه و تحرک نیروها" توضیح داد. اما امروز اوضاع بسیار مبهم تر شده است.

از ارتباط خاموش تا ارتباط فعال
چندین مصاحبه شونده بر تکامل تدریجی انصارالدین به سمت ارتباطات هدفمند و فعال تر تأکید کرده اند. به عنوان مثال، یک متخصص متذکر شد که منابع هرچه بیشتر "عربی و رسانه ای می شوند" و به لطف استفاده از زبان عربی و یک آژانس رسانه ای، افراد بیشتری را به خود جلب می کنند. یک متخصص دیگر گفت: "در سالهای اولیه انصار الدین بسیار کم بیانیه صادر می کرد  اما اخیراً از زمان تاسیس «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» آنها یک آژانس رسانه ای جدید دارند و محتواهای ویدئویی بسیار بیشتری از آنچه ما رمزگشایی و تجزیه و تحلیل می کنیم تولید می کنند. این پیام ها و بیانیه ها برای توجیه خشونت و پذیرش مسئولیت اقدامات انجام شده صورت می گیرد». ایجاد یک شاخه رسانه ویژه (az-Zallāqa) باعث شد «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»   21 ویدیو را بین مارس 2017 و فوریه 2019 منتشر کند.

تجزیه و تحلیل رفتار انصارالدین روند کلی افزایش خشونت را از سال 2011 نشان می دهد. با وجود اینکه انصار دین اکنون عضوی از یک اتحاد بزرگ سلفی- جهادی بزرگ تر شده همچنان یک موضوع جالب برای تجزیه و تحلیل باقی مانده است. در واقع، به نظر می رسد  انصار الدین یکی از نهادهای تأثیرگذار در «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» باشد. بخش زیر بر روی نقاط عطف استراتژیک آن از زمان تأسیس آن تمرکز خواهد کرد.

4- نقاط عطف استراتژیک اصلی و محرک های تغییر
همانطور که در بخش قبلی نشان داده شد، تکامل انصارالدین یک مسیر خطی را دنبال نکرده است. با بازیابی ابعاد سازمانی، عقیدتی و رفتاری مسیر حرکت آن، می توان برخی از نقاط عطف اصلی را شناسایی کرد. این بخش سه نقطه عطف استراتژیک را توصیف می کند. هدف اولیه پروژه حاضر بررسی این بود که آیا تغییر رفتارگروه، تحت تأثیر تغییر ایدئولوژیکی و سازمانی است یا خیر. اصطلاح "استراتژیک" این واقعیت را منعکس می کند که این تغییرات نتیجه تصمیم آگاهانه رهبران است (که ممکن است توسط عوامل خارجی تحمیل شده و آنها را وادار به سازگاری و واکنش وادار می کند.)

 

جدول 2: مکانیسم های ایجاد تغییر در جنگ مسلحانه

بر اساس تحقیقات ما، حداقل سه تغییر استراتژیک در مورد مسیر انصارالدین قابل شناسایی است.

4-1  نقطه عطف استراتژیک 1: مذاکرات اواگادوگو (2012-2013)
هنگامی که مذاکرات آتش بس در اواگادوگو بین انصارالدین، «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » و دولت مالی به پایان رسید، آغ غالی، با هماهنگی « القاعده مغرب اسلامی»، تصمیم گرفت عملیات نظامی را در مرکز مالی آغاز کند. این تصمیم مبهم را می توان به عنوان یک نقطه عطف توصیف کرد، که منجر به دو گرایش متضاد شد. ابتدا انصار الدین با ورود به مذاکره با دولت و «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » وارد یک مسیر کاهش تنش شد. با این حال، آغ غالی به جای پیگیری این مسیر کاهش تنش، تشدید جدید و بازگشت به خشونت را انتخاب می کند. مدیریت انصار الدین بر سر این تصمیم اختلاف نظر داشت در نتیجه بخشی از اعضا گروه را ترک کردند تا در قالب گروهی دیگر از طریق مذاکرات مسیر تنش زدایی را دنبال کند.  در واقع به طور متناقضی، انتخاب آغ غالی در مورد تشدید تنش نیز منجر به تنش زدایی و تضعیف انصارالدین شد.

تحول انصارالدین، ​​ابتدا به سوی گفتگو، سپس به سوی امتناع از آن، می تواند تا حد زیادی بر اساس منطق فرصت طلبی تفسیر شود . مواضع آشکار رئیس جمهور بورکینافاسو، نقشی اساسی در این زمینه داشته است. علاوه بر این، الجزایر انصار الدین را تحت فشار قرار داد تا از « القاعده مغرب اسلامی» و « جماعت التوحید و الجهاد فی غرب إفریقیا» فاصله بگیرد. هدف از اینکار جدا کردن انصارالدین از متحدان تندروتر آن بود، با این اعتقاد که امکان مذاکره با بازیگران "محلی" تر، به ویژه «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » و انصارالدین، در مقابل "گروه های تروریست جهانی تر" وجود دارد. علاوه بر این، تصمیم به گفتگو پس از تلاش ناموفق برای ایجاد دولت مستقل اسلامی گرفته شد.

شرایط داخلی برای ورود به مذاکرات را می توان با پویایی قدرت داخلی و تجارب قبلی آغ غالی در مذاکرات توضیح داد. آغ غالی همچنین ممکن است تحت تأثیر ردیف دوم رهبران "میانه رو" مانند مذاکره کننده اصلی الغاباس آق اینت الله باشد.

در اول ژانویه 2013، ظاهرا هیاتی از انصار الدین یک بسته سیاسی را به رئیس جمهور بورکینافاسو، تحویل داده و خواستار خودمختاری شمال مالی و اعمال قوانین شریعت در این منطقه شده. برای این منظور مالی باید بین سکولاریسم و ​​تمامیت ارضی یکی را انتخاب کند. بیش از هر چیز، انصار الدین خواستار این بود که " اسلامی بودن کشور مالی به طور جدی در قانون اساسی اعلام شود" 16

دو روز بعد، ایاد آغ غالی پیشنهاد توقف درگیری ها را که پیش از این داده بود پس گرفت 17. در بیانیه مطبوعاتی منتشر شده، وی دولت مالی را به "تحقیر این پیشنهاد که هرگز به آن پاسخ مثبت نداده است" متهم کرده بود. بعد از آن تروریست ها دست به یک عملیات زدند که با جواب ارتش مالی مجبور به عقب نشینی شدند.

در 10 ژانویه، گروه هایی از انصارالدین تصمیم گرفتند تا علی رغم اعلامیه های آغ غالی، برای  گفتگوهای بیشتر با دولت مالی و «جنبش ملی برای آزادی أزاواد » در اواگادوگو دیدار کنند. در همان روز، آغ غالی شخصاً حمله به روستای کُنا، در منطقه مرکزی موپتی را رهبری کرد و آشکارا ناسازگاری داخلی گروه را نشان داد. حمله به كنا پس از 9 ماه اولین باری بود كه انصارالدین با ارتش مالی درگیر می شد. درگیری شدیدی صورت گرفت و ارتش مالى مجبور به عقب نشینی به سوور شد.

به نظر می رسد مذاکرات نگرانی های آغ غالی را برطرف نکرده بودند و « القاعده مغرب اسلامی» موفق شده او را نسبت به استراتژی خشونت آمیز خود متقاعد کند.

یکی دیگر از پیامدهای مهم پیشروی انصارالدین به سمت مرکز مالی بزرگترین انشعابی بود که انصار الدین تا آن زمان تجربه نکره بود. در واقع، معاون امیر، شیخ آگوسا، و مذاکره کننده اصلی، الغاباس آغ اینتالله، و همچنین فرمانده برجسته احمد آق بی بی، با ده ها مبارز Ifogha از گروه جدا شدند و رفتار فعلی جنبش را رد کردند. این یک بار دیگر تأکید بر خفقان مدیرتی انصارالله توسط آغ غالی به عنوان تنها رهبر و تصمیم گیرنده گروه است. هر وقت رهبران یا مبارزان با او مخالف باشند، باید جدا شوند. در ژانویه 2013، جداشدگان، جنبش اسلامی آزواد (MIA) را تشکیل دادند و در بیانیه ای گفتند که آنها می خواهند به سمت یک راه حل صلح آمیز حرکت کنند. بعداً، در 19 مه، این گروه به شورای عالی وحدت أزاواد (HCUA) پیوست.

4-2  نقطه عطف استراتژیک 2: توقف فریبکارانه خصومت ها؟ (2013-2014)
بین اکتبر 2013 تا اکتبر 2014، انصارالدین هیچ حمله ای انجام نداد. اکثر تحلیلگران علت این مرحله "خاموش" را این واقعیت می دانند که انصار دین بعد از شکست در  شهرهای کیدال، گائو و تیمبوکتو در حال بازسازی نیروهای خود بود. بنابراین به نظر می رسد که این مرحله از تغییر رفتار، به جای تصمیم گیری گروه و ایاد آغ غالی، توسط عوامل فرانسوی تحمیل شده باشد. در واقع، نیروهای این گروه پس از عملیات فرانسه و تشکیل گروه های مشتق شده از MIA و سپس HCUA به شدت ضعیف شدند تضعیف این گروه از نظر تعداد حملات کاملاً مشهود است (شکل 6)

با انجام عملیات Serval و آغاز مذاکرات مقدماتی صلح، چندین نفر از اعضای انصارالدین، از جمله اعضای قبیله طوارق Ifoghas، از ترس اینکه در مذاکرات صلح به حاشیه رانده شوند، از آنجا خارج شدند. جدا شدن الغاباس آغ اینتالله نقطه عطفی برای انصار الدین بود، زیرا او چهره سیاسی جنبش به حساب می آمد. علاوه بر از دست دادن نیروها در نبرد با فرانسوی ها، انصار الدین شخصیت های عالی رتبه را نیز از دست داد و تصمیم گرفت در هنگام سازماندهی مجدد مخفی بماند.

 

شکل 6: وقایع خشونت آمیز منتسب به انصار الدین و کاتیبا ماکینا ، 2013-2015 (منبع(: ACLED Data 2019

این یک نقطه عطف حیاتی است زیرا سازمان، ایدئولوژی و رفتار گروه به شکل غیرقابل جبرانی تغییر کرده است. به دلیل از دست دادن مناطق و اعضایش، انصار الدین اگر می خواست زنده بماند مجبور به سازگاری بود. با توجه به اینکه انصار الدین هیچ حمله دیگری ترتیب نداده است به نظر می رسد این گروه، سازماندهی مجدد کرده، ایدئولوژی خود را تطبیق داده و تصمیمی استراتژیک برای رفتار متفاوت گرفته است.

از نظر سازماني، گروه همچنان، بيشتر پیرامون آغ غالي که تنها رهبر مشروع گروه باقی مانده بود متمركز بود. این مشروعیت با تشکیل کتیبه ماسینا در ژانویه 2015، و اظهارات مکرر رهبر آن ، مبنی بر اینکه آغ غالی تنها فرد قانونی برای گفتگو با او بود تقویت شد.

از نظر ایدئولوژیک، از دست دادن عملگراترین اعضای گروه و همچنین مذاکرات مداوم رهبران طوارق با دولت مالی، باعث شده بود که آغ غالی دیگر مجبور نبود بیش از روز های تاسیس انصار الدین این بخش از گروه خود را راضی کند.  پیشرفت به سمت ایدئولوژی سختگیرانه و رادیکال تر به معنی تغییر گفتمان گروه و رهبر آن به سمت زیرپاگذاشتن توافق الجزیره و تهدیدهای علیه متحدان سابق شده است .

این تغییر رفتار که یک سال به طول انجامید، در استراتژی آینده سازمان نیز تأثیر داشت. انصار الدین با محکومیت علنی توافقنامه صلح و بازیگران آن (جنبش های طوارق، دولت مالی، نیروهای ملی و خارجی)، در سال 2015 به طور فزاینده ای این بازیگران را هدف قرار داد و از حملات علیه غیرنظامیان دور شد. افزایش حملات در پایان سال 2014 و در سال 2015 نیز همزمان با امضای توافق نامه الجزیره / باماکو توأم شد (شکل 6). بعلاوه، این گروه از اداره کل شهرها دست کشیده و درعوض روی کتیبه های کوچکتر 18 تمرکز کرد. از سال 2015، انصار الدین رفتاری نزدیک به شورش نسبت به حکومت را در پیش گرفت و شروع به انجام حملات گسترده با همکاری بسیار نزدیک با  « القاعده مغرب اسلامی»، مانند حمله به هتل Radisson Blu در باماکو کرد. این در نهایت منجر به همکاری رسمی بین دو گروه شد که از طریق «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» با کاتیبا ماسینا و المرابطون متحد شدند.

4-3 نقطه عطف استراتژیک 3: ایجاد «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»، یک تغییر جهت عمده (2017)
تشکیل «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» در مارس 2017، یعنی اتحاد رسمی گروههای اصلی سلفی-جهادی در درون یک سازمان مشترک، به رهبری ایاد آغ غالی،  با آخرین نقطه عطف استراتژیک مهم انصار الدین همزمان شد. برای اولین بار، انصار الدین برنامه خود را به مناطق خارج از مالی گسترش داد و استراتژی های مشترکی را با سایر گروه ها اتخاذ کرد  و یک برنامه فراملی را تصویب کرد (شکل 1 را ببینید).

تشکیل «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»، که گروه های مسلح سلفی  فعال در مالی را قادر ساخت تا نیروهای خود را ادغام کنند، از نظر برخی محققان پاسخی به ایجاد G5 ساحل (بورکینافاسو، مالی، موریتانی و نیجر) بود. برخی نیز تاکید می کنند که ایجاد «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» پاسخی مستقیم به ظهور «دولت اسلامی در صحرای بزرگ (EIGS)» در منطقه است و باید به عنوان بیانیه گروه های وابسته به القاعده در مورد تفاوت آنها با «دولت اسلامی در صحرای بزرگ» تفسیر شود. سرانجام، گزارش مرگ شیخ آغ  آئوسا (HCUA)، متحد سابق آغ غالی، و مسئول تهیه گفتگوی سیاسی، به عنوان یک واقعه محرک که آغ غالی را به سمت جهاد بین المللی سوق داد، مطرح شد. فرضیه های مربوط به ائتلاف مذکور در اینجا مورد بحث قرار نخواهد گرفت.

این اتحاد یک تغییر سازمانی بود که با افزایش توانایی گروه در انجام حملات، باعث تغییر رفتار استراتژیک شد. انصار الدین که اکنون بخشی از «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» است، اهداف و مناطق اقدام خود را تغییر و تعداد و دفعات حملات را افزایش داده است.

پیامدهای ایدئولوژیک تغییر استراتژیک سوم برای لحظه ای کم به نظر می رسند. در حقیقت، «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»  در ارتباطات ،  هنوز تنش - که قبلاً مشخصه انصار الدین بود – را بین ایدئولوژی محلی و ایدئولوژی جهانی نشان می دهد. به نظر می رسد تغییر اصلی ایدئولوژیک تغییر از سازمانی است که دولت را به چالش می کشد به سازمانی که مدل دولتِ وِبِری را رد می کند. این مشخصه ای است که ماهر (2016) از آن برای طبقه بندی گروه های سلفی مسلح استفاده می کند. این گروه اکنون (از طریق خشونت) دولت و سیستم بین المللی را رد می کند، در حالی که قبلاً آنها را فقط به چالش می کشید. این تغییر در سال 2014-2015 زمانی اتفاق افتاد که آغ غالی متحدان اصلی طوارق  خود را از دست داد. شکل گیری «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» این تغییر را رسمی کرد و به آرامی ایدئولوژی و استراتژی انصارالدین را به یک ایدئولوژی و استراتژی منطقه ای تبدیل کرد. با این حال، این تغییر ظریف است. آغ غالی در ویدئویی در محکومیت انتخابات ریاست جمهوری مالی در مورد "ملت [خود]  در مالی و أزاواد" صحبت کرد. گرچه  موفقیت نظامی او فراتر از قلمرو مالی گسترش یافته است، بسیاری از کارشناسان معتقدند که اهداف سیاسی او محلی باقی بماند. این ایدئولوژی محلی نیست، اما هدف آن کاربرد در سطح محلی است.

تشکیل «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»، تغییر واضحی در رفتار و سازمان ایجاد کرد. در طی دو سال، «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» مرکز خود را از کیدال و تیمبوکتو به Mopti تغییر داد و شروع به بازی در بورکینافاسو کرد. در واقع، Mopti شاهد 16٪ (7 حمله)  حملات گروه های مسلح سلفی در مالی در 2016، 31٪ (29 حمله) در 2017 و 52٪ (91 حمله) در 2018 بوده است. این تغییر رفتار به تدریج همراه با تغییراتی در سازمان رخ داد. در سال 2018، ارتباطات خارجی این گروه تمرکز بر جامعه فولانی (که کوفا به آن تعلق دارد و او سعی دارد آنها را برای جهاد بسیج کند) و حضور بیشتر کوفا در داخل «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» نشان داد. دومین تغییر رفتاری «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» جابجایی و افزایش حملات در بورکینافاسو در سال 2018 بود. همزمان، برخی داده ها و شهادت ها نشان می دهد که «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» به انصار الاسلام مستقر در بورکینافاسو نزدیک شده است . این گروه یک بازیگر ثانویه در یک حمله به رهبری «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» در سال 2018 بود، اما قبلاً با سه حمله «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» در ژانویه و فوریه 2019 مرتبط بود.

در نهایت اینکه قوی ترین تغییر رفتاری ناشی از تشکیل جماعت نصرت الاسلام و المسلمین، هدف قرار دادن مجدد شهروندان در مالی بود. به طور کل 30% از حملات منتسب به جماعت نصرت الاسلام و المسلمین (139 مورد از 473 حمله) از زمان تأسیسش در فوریه 2019 شهروندان را هدف قرار داده است.

 

5- سناریوهای احتمالی کاهش تنش در آینده
براساس کار ایمی ماتسان (2016)، دو سناریوی احتمالی تنش زدایی برای انصار داین قابل شناسایی است : خنثی سازی و سازگاری. امی ماتسان سناریوهای ایده آل کاهش تنش را براساس "مفهوم سازی سه جانبه مشارکت در خشونت" ایجاد می کند (ماتسان 2016). این مربوط به سه جهتی است که ما در این مقاله بررسی کرده ایم: ایدئولوژی، سازمان و رفتار. این سه بعد نقش متمایزی در ایجاد خشونت دارند و اگر بخواهیم تحول کلی این گروه را درک کنیم باید جداگانه مورد بررسی قرار گیرند. در اینجا ما بر روی مسیرهای احتمالی کاهش تنش تمرکز خواهیم کرد. با این حال، این احتمال نیز وجود دارد که انصار الدین و «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» در آینده حتی بیشتر به خشونت سقوط کنند. سناریوی دیگر این است که تنش با "افزایش خشونت، جذب بیشتر و تلاش کمتر برای گفتگو" ادامه یابد.

امی ماتسان در تحقیقات خود، سه راه تنش زدایی را برای گروه های سلفی-جهادی مسلح معرفی  کرده است: اولاً، یک گروه وقتی مسیر خنثی سازی را دنبال می کند که « توانایی نظامی خود را برای انجام اقدامات مسلحانه از دست دهد، اما به جایی نرسد که خشونت را به عنوان یک تاکتیک غیر قانونی جلوه دهد». یک گروه همچنین می تواند از طریق سازگاری، مسیر تنش زدایی را دنبال کند و تصمیم بگیرد عدم خشونت را نسبت به اقدام خشونت آمیز مقدم بدارد. سرانجام، تنش زدایی را می توان با ناامیدی نیز انجام داد. ما دو سناریو اول را بررسی خواهیم کرد، زیرا ناامیدی کامل از گروه یعنی تغییر کامل در هر سه بعد با توجه به مسیر تشدید گذشته در کوتاه مدت یا میان مدت بسیار بعید به نظر می رسد.

5-1 خنثی سازی
سناریوی خنثی سازی به این معنی است که انصارالدین / «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» دیگر نمی تواند به خشونت اعتماد کند، زیرا این گزینه از آنها گرفته شده است. این می تواند از طریق یک سرکوب موفق و / یا دستگیری / قتل رهبر (رهبران) اتفاق بیفتد. در واقع، نیروهای مسلح مالی و فرانسه، با کمک جی 5 ساحل، رهبران «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» را از زمان ایجاد این گروه هدف قرار داده اند و تاکنون کشته شدن چندین رهبر سطح متوسط ​​و  عالی رتبه گروه را گزارش کرده اند. در حقیقت، ارتش فرانسه با دانستن اینکه ظرفیت نظامی کافی برای از بین بردن گروه های مسلح سلفی در مالی را ندارد، در تلاش است تا آنجا که ممکن است تعداد زیادی از رزمندگان را بکشد و بنابراین چند ماه صلح نسبی به دست آورد.

ماتسان همچنین اشاره می کند که مخالفت مردمی می تواند منجر به خنثی سازی گروه شود. در مورد انصار الدین به عنوان یکی از زیرمجموعه های «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»، به نظر نمی رسد مخالفت مردمی یک سناریوی محتمل باشد. در واقع، ایاد آغ غالی می تواند به پیوندهای قدیمی و پیچیده خود با رهبران محلی در شمال مالی اعتماد کند. وقتی صحبت از «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» به عنوان یک نهاد جهانی می شود، مخالفت های مردمی سناریو محتمل تری است. این گروه که تعداد، فراوانی و گستره حملات خود را، به ویژه علیه اهداف غیرنظامی ادامه می دهد، احتمالاً پشتیبانی مردمی بلکه پشتیبانی مبارزان را نیز از دست خواهد داد. با این حال، به نظر می رسد این استدلال بیشتر مربوط به «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» باشد تا انصارالدین، ​​که هرگز واقعاً طرفدار حمله به غیرنظامیان نبوده است. هدف اصلی آن نیروهای نظامی (بین المللی) باقی مانده است. واکنش مردم همچنین می تواند توسط شبه نظامیان ضد تروریسم، که به ویژه در مرکز مالی توسعه یافته اند، تجسم یابد. با این حال، استفاده از این شبه نظامیان توسط دولت مالی و متحد فرانسوی آن می تواند نتیجه عکس داشته باشد. در واقع، هدف قرار دادن مداوم فولانی ها و پاکسازی قومی این جامعه به گلایه های فولانی دامن می زند. این تاکتیک با قتل عام در روستای اوگوساگو در 23 مارس 2019، جایی که یک گروه شبه نظامی قبیله دوگو حداقل 157 نفر از فولانی ها  را کشت، جنبه جدیدی به خود گرفت. بنابراین این احتمال وجود دارد که این شکایات توسط «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»، که فولانی ها را به جهاد دعوت می کند، مورد بهره برداری قرار گیرد. با این حال، یک متخصص مسائل منطقه مرکزی مالی در مورد این گزینه ابراز تردیدکرده و تأکید می کند که ساکنان این منطقه « واقعاً طرفدار حضور بیشتر گروه های سلفی مسلح نیستند و آن را نمی پذیرند». در همان زمان، وی اظهار داشت که در مرکز مالی، ساکنان خیلی دلمشغول مذهب نیستند.

علاوه بر این، ارتش فرانسه به طور فزاینده ای به عنوان یک نیروی اشغالگر دیده می شود، و نقض حقوق بشر توسط نیروهای مسلح مالی و سایر نیروهای مسلح جی 5 ساحل باعث شده است ارتش ها مورد قدردانی و  احترام قرار نگیرند. این دست اقدامات ضد تروریسم نه تنها وضعیت منطقه را بهبود نداده بلکه برعکس، نگرانی مردم را افزایش داده و تأثیر منفی بر افکار عمومی در مورد نیروهای بین المللی در مالی گذاشته است. علاوه بر این، استراتژی کشتن اعضای «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» فقط تعداد جذب نیروها را افزایش می دهد. با انجام حملات هدفمند، فرانسه ستیزه جویان را از بین می برد، اما همچنین افرادی با مشخصات مبهم تر، مانند طرفداران بدون عملکرد «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»، که مرگ آنها می تواند مخالفت محلی را برانگیزد و تلاش های گفتگوی سیاسی را مختل کند، را نیز  از بین می برد. رهبران حذف شده غالباً با نیروهای جوانی جایگزین می شوند كه تمایل دارند اقدامات خشونت آمیز را برای تصدی رهبری جدید خود چند برابر كنند. به گفته اکثر کارشناسان منطقه ای، استراتژی فرانسه در تحریم هر نوع گفت وگو واقعیت های موجود را انکار می کند. "کانالهای ارتباطی، مستقیم یا غیر مستقیم، از قبل در نیجر، بورکینافاسو و مالی ایجاد شده اند. این گفتگوها دشوار و سرشار از بی اعتمادی است، اما می تواند پیشرفت کند ».

بنابراین خنثی سازی کامل ممکن به نظر نمی رسد، اما روش هایی برای تضعیف گروه وجود دارد. همانطور که اندرو لبوویچ پس از اعلام خبر مرگ آمادو کوفا ( که بعداً تکذیب شد) پیشنهاد کرد، مرگ یک رهبر جهادی ممکن است برای دولت مالی (و فرانسه) حرکت ایجاد کند تا رویکرد خود را برای حل اختلافات تغییر دهد  در واقع، اگر تضعیف موقت این گروه فرصتی برای بازگشت کشور به منطقه ای است که گروه مذکور در آن فعالیت دارد، باید این کار را با تأکید بیشتر بر روی موضوعات عدالت و ارائه خدمات اجتماعی انجام دهد، تا دیگر به عنوان یک نیروی ویرانگر معرفی شود. گفتگو با گروه های مسلح سلفی نباید فقط به خنثی سازی گروه ها و سرکوب پیروان آنها مربوط شود. در حقیقت، همانطور که دیدیم، دولت های مالی و فرانسه باید مراقب استراتژی خنثی سازی خود باشند، زیرا این می تواند  آنها را برای عموم مردم به عنوان نیروهای ویرانگر ترسیم کند. علاوه بر این، سرکوب نمی تواند منجر به تغییر و تحول پایدار در تنش شود، زیرا هیچ یک از علل اصلی آن را برطرف نمی کند.

5-2 سازگاری
یک سناریوی سازگاری از طریق مذاکره با انصار دین و کاتیبا ماسینه توسط اکثر کارشناسان به عنوان گزینه ترجیحی توصیف شده است، اما همچنین احتمال آن کمتر از سناریوی خنثی سازی است. 21 بیشتر به دلیل اینکه این امر مستلزم تغییر رویکرد و استراتژی دولت مالی (و متحدان آن، به ویژه فرانسه) و سازمانهای اعضای «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» (به ویژه انصار دین و کاتیبا ماسینه) است.

معضل تعامل با این جنبش سلفی - جهادی در مالی در جریان کنفرانس توافق ملی، که از 27 مارس تا 2 آوریل 2017 در باماکو برگزار شد، بیان شد. شرکت کنندگان برنامه عملیاتی را برای آغاز روند ارائه دادند. گفتگوی ملی برای دستیابی به توافق در مورد طیف گسترده ای از موضوعات. چنین فرآیندی از جهات مختلف مورد انتقاد جامعه مدنی و گروه های مخالف قرار گرفت. جنبش های سلفی - جهادی در این کنفرانس شرکت نکردند. جالب است بدانید که در طی این کنفرانس چندین فراخوان برای تعامل و گفتگو با برخی از سلفی ها - جهادگران انجام شده است. بیانیه نهایی بر ضرورت « ترویج فرهنگ صلح و گفتگو با همه فرزندان ملت، از جمله اسلام گرایان مالی » تأکید شده است. این توصیه ها حتی فراتر رفته و تأیید می کنند که برای حل بحران فعلی، « مذاکره با متخاصمین منطقه، خصوصا آمادو کوفا» و « مذاکره با افراط گرایان مذهبی شمال، به ویژه ایاد آغ غالی، با حفظ خصیصه سکولار دولت» ضروری است. مقامات فرانسه قاطعانه این پیشنهاد را رد کردند، این موضع متحد فرانسوی، دولت مالی را بر آن داشت تا دیدگاه خود را تغییر داده و با مذاکرات مخالفت کند.

ماتسان بر لزوم باز کردن درها برای خروج از خشونت اصرار دارد. دولت های مالی و فرانسه تلاش کرده اند تا جدا شدن فردی از گروه های مسلح را تشویق کنند، به عنوان مثال با استفاده از HCUA برای  جداشدگان از «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»، به منظور ادغام مجدد آنها به عنوان مبارزان ضد تروریسم. این اولین گام در جهت پایان دادن به خشونت های سلفی-جهادی است، اما اعضای سابق «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» را وادار نمی کند که به طور کامل خشونت را کنار بگذارند.

از طرف دیگر، سازگاری باید شامل تغییر استراتژیک خود گروه، به سمت تمایل به گفتگو یا مذاکره باشد. با توجه به مقیاس و دفعات حملات منتسب به «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» در ماه های اخیر، چنین تغییری در استراتژی بعید به نظر می رسد. با این حال، به نظر نمی رسد که این تشدید تاکتیکی با افزایش عضویت، کنترل سرزمینی، قدرت سیاسی و پشتیبانی محلی از «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» و سازمان های وابسته به آن همراه شده باشد. اعضا و رهبران «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» همچنین ممکن است تصمیم بگیرند که از خشونت دور شوند و روش دیگری را امتحان کنند. منافع شخصی آغ غالی (ناظران 2012)، ساختار منسجم گروه و مشروعیت رهبران آن می تواند نقش مثبتی در این سناریو داشته باشد. اما این سناریو احتمالاً منجر به انشعاب در «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» خواهد شد، زیرا « القاعده مغرب اسلامی» فاقد هدف سیاسی ملی است و ارتباط مستقیمی با جوامع محلی نداشته و بنابراین علاقه چندانی به امکان گفتگو در سطح ملی ندارد. نظرات کارشناسان درباره گفتگو با این گروه ها همچنین نشان می دهد که شکستن بیعت القاعده بسیار دشوار است. هر تلاشی برای قطع روابط بیش از آنکه یک تصمیم واقعی باشد به عنوان یک مانور تاکتیکی تفسیر می شود. در حالی که هیچ دستورالعمل روشنی برای چگونگی جدا شدن از القاعده در هنگام گفتگو وجود ندارد، ما می توانیم نتیجه بالقوه جدا شدن از گروه توسط القاعده را در نظر بگیریم، یعنی شکاف بین « القاعده مغرب اسلامی» و سایر گروه ها در «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین». کارشناسان همچنین موافق هستند که «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» هنوز یک ائتلاف است و نه یک ادغام و این بدان معناست که انصار الدین هنوز برنامه خاص خود را دارد. علاوه بر این « هر گروه خود را در قلمرو متفاوتی مستقر کرده است و بنابراین استراتژی های متفاوتی دارد»، که به طور بالقوه می تواند منجر به استراتژی های انطباق برای برخی از گروه های موجود در «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» شود. به نظر می رسد آغ غالی همیشه «مرد گفتگو» بوده است و سناریویی كه بر اساس آن « مالی و جامعه مدنی پیشنهاد دهند در شمال مالی منطقه ای خودمختار، با نظارت بین المللی در صورت لزوم، توانمند سازی شود» می تواند ممکن باشد.

6. نتیجه گیری
انصار الدین یک سازمان سلفی-جهادی نسبتاً جوان در مقایسه با سایرگروه های سلفی مسلح (الشباب در سومالی و احرار الشام در سوریه) و گروه های مشابه موجود در منطقه ساحل یا جاهای دیگر است. جالب اینجاست که در ابتدا گروه نسبت به امروز به این شدت افراطی نبود. رهبر گروه ایاد آغ غالی از لحاظ ایدئولوژیک افراطی تر شده است، و استفاده بی رحمانه تر از خشونت را انتخاب کرده است. اگر در آغاز کار، « بسیاری از کارشناسان خواستار تعهد با وی شدند، اکثر آنها امروز موافقند که خیلی دیر است». در طول مطالعه موردی ما، ابتدا حضور فزاینده گروه در درگیری، و همچنین نقش مهمی را که مداخله مسلحانه (بین المللی و به ویژه فرانسه) بازی کرده، و افزایش تنش ها در مرکز کشور را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادیم . هنگامی که مطالعه انصار الدین را به عنوان یک گروه تعمیق می بخشیدیم، متوجه شدیم که تمام تحولات سازمانی، عقیدتی و رفتاری به رهبر گروه، ایاد آغ غالی متکی است. مرکزیت او به ویژه در مورد تغییرات استراتژیک کاملاً مشهود است. به نظر می رسد آغ غالی کسی است که تحت تاثیر حوادث خارجی (مداخله مسلحانه فرانسه)، تغییرات سازمانی (پس از مذاکرات اواگادوگو منشعب شده)، یا تغییر اتحاد (همسویی با « القاعده مغرب اسلامی» و تشکیل بعدی «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین») ) تصمیمات را اتخاذ می کند (که تا کنون به سمت تشدید بوده اند). به نظر می رسد سطح ایدئولوژیک نیز نقشی ایفا می کند، که کاملاً با تغییرات سازمانی در ارتباط است.

کنفرانس ملی، بر اساس هویت مالیایی آنها و مفید بودن گفتگو برای پایان دادن به درگیری، تعامل با آغ غالی و کوفا را توصیه کرد. در گفتگوهای خصوصی، اعضا می گویند که خواهان گفتگو هستند. در عین حال، استراتژی نظامی برای کشور مالی، که بیش از پیش در خشونت و پیچیدگی ها فرو می رود واقعاً چشم اندازهای بهتری ارائه نمی دهد. در حقیقت، تنش زدایی اجباری (مانند آنچه در سال 2014 اتفاق افتاد) منجر به تنش زدایی پایدار نشد بلکه بیشتر به فعالیت های زیرزمینی منجر شد تا این که گروه دوباره خود را بازسازی کرد. با این حال، طرفین درگیری به صراحت و مستقیماً راه حل سیاسی را مطالبه نمی كنند.

به نظر می رسد استراتژی «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» برای بازی در تنش های موجود موفقیت آمیز باشد. در واقع، این گروه با اقدام در مکان هایی که شکستگی های شدید سیاسی و تاریخی از قبل وجود دارد، موفق به "باز کردن یا گسترش زخم های موجود" می شود. واکنش بیش از حد نیروهای امنیتی نیز در گسترش این زخم ها نقش مهمی دارد و درگیری های جدیدی به ویژه در مرکز مالی آغاز می شود. در 23 مارس 2019، یک گروه شبه نظامی دوگون 160 مرد، زن و کودک را در روستای اوگوساگو، در مرکز مالی به قتل رساند. این حمله مرگبارترین حمله در طی شش سال گذشته در مالی  بوده است. در حالی که ارتش فرانسه از سال 2012 علیه افراط گرایان اسلام گرا در شمال مداخله کرده است، این کشتار واقعیت پیچیده مالی، و همچنین بن بست سیاسی و نظامی که کشور در آن قرار دارد را بار دیگر نشان می دهد. قربانیان این فاجعه از جامعه فولانی بودند. بنابراین آنها به جامعه ای تعلق داشتند که هدف اصلی جذب نیرو توسط جهادگران، به ویژه توسط گروه آمادو کوفا در «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» است. برای مقابله با افراد خاصی از جامعه فولانی که به کتیبه ماسینه پیوستند، دهقانان دوگون خود را در گروه های شبه نظامی سازمان داده اند و امروز تهدید دیگری برای ثبات کشور محسوب می شوند.

این بحران بار دیگر مشکل عدم حضور دولت مالی در مناطق خاصی از کشور را آشکار می کند، اما همچنین نشان می دهد که پاسخ کاملاً نظامی به تهدید جهادی دیگر امکان پاسخگویی به این چالش های متنوع را فراهم نمی کند. پیچیدگی تهدید سلفی - جهادی، درگیری های درونی جامعه و به طور گسترده تر، بحران سیاسی و انسانی این کشور، تفکر درباره رویکردهای صلح را برای کارشناسان بسیار دشوار می کند. این مطالعه موردی نشان داده است که گاهی اوقات، در زمینه ها و شرایط خاص، باید گزینه گفتگو با گروه سلفی مسلح محلی را به عنوان گزینه ای برای حل منازعات سیاسی و تحکیم صلح در نظر گرفت. تاکنون، پرونده انصار الدین به غیر از چند فرصت از دست رفته برای تعامل سیاسی، فضای زیادی برای تحول مسالمت آمیز درگیری ها فراهم نکرده است. با این حال، تجزیه و تحلیل عمیق سازمان، ایدئولوژی و رفتار آن نشان می دهد که نقاط عطف استراتژیکی وجود دارد و تصمیمات، اغلب توسط افراد یا گروههایی گرفته می شود که با انگیزه سیاسی اقدام می کنند و علاقمند به «منطقی» کردن رفتار خود هستند. به طور خاص، گزینه گفتگو با گروه های سلفی مسلح محلی" باید به عنوان گزینه ای برای حل منازعات سیاسی و ایجاد صلح در نظر گرفته شود. تاکنون، پرونده انصار الدین به غیر از چند فرصت از دست رفته برای تعامل سیاسی، فضای زیادی برای تحول مسالمت آمیز درگیری ها فراهم نکرده است. با این حال، تجزیه و تحلیل عمیق سازمان، ایدئولوژی و رفتار آن نشان می دهد که نقاط عطف استراتژیک وجود دارد و تصمیمات اغلب توسط افراد یا گروههایی گرفته می شود که با انگیزه سیاسی اقدام می کنند، مشتاق "منطقی" کردن رفتار خود هستند.

 

کلمات کليدي:
موارد مرتبط
گزارش گاردین درباره ریشه منازعات در مالی
مالی: فارابوگو هنوز در محاصره جهادیست ها است
روزنامه «لوموند»: «فرانسه» در باتلاق «مالی»
ارسال نظر