في مزاعم الإرهاب الإسلامي والمشروع الحضاري للمنطقة
نویسنده: سفير عبدالله الأشعل، دستیار وزير اسبق امور خارجه و استاد حقوق بین الملل «عبدالله الأشعل» قبل از آنکه یک دیپلمات با تجربه باشد، یک نویسنده و استاد دانشگاه مصری تبار است.
تاریخ انتشار : 1399/7/17
بازدید : 12
سال نشر : 0
تعداد جلد : 0
صفحات : 0

 وی همانند اکثر مصری ها به حمایت از «فلسطین» مشهور است و در رسانه-ها و پژوهشگاه های مختلف به این موضوع پرداخته است؛ اما به خبره بودن در سیاست های بین المللی و رویکرد های آن نسبت به دو جهان عربی و اسلامی نیز شناخته می شود. او کتاب خود با موضوع پدیده تروریسم را در این چارچوب تألیف کرده است و معتقد است که این پدیده مقدمه تضعیف اسلام و مسلمانان می باشد.

نکات اولیه

 کتاب «فصول في مزاعم الإرهاب الإسلامي والمشروع الحضاري للمنطقة العربية/سیری در ادعاهای تروریسم اسلامی و طرح تمدنی برای منطقه عربی»، موضوع تروریسم ادعایی و مسائل مرتبط به آن را، چه در «مصر»، چه در جهان عرب یا اروپا و غرب، مورد بررسی قرار می دهد. نویسنده می کوشد تا در این کتاب، این موضوع بحث برانگیز، دلایل، انگیزه ها و راه حل های موردنظر را مورد بررسی قرار دهد.

بنابراین این کتاب حاوی صفحاتی است که می تواند جوانان مسلمان را به راه مستقیم، عقلانیت و پرهیز از خشونت بازگرداند. این امر از طریق بازنگری های شجاعانه و فراگیر جهت ترسیم نقشه ای جدید و ایجاد پل های همکاری مفید میان غرب و جهان اسلام امکانپذیر است؛ به گونه ای که غرب را از مشکلات ناشی از جنگ های صلیبی نجات  بدهد و مسلمانان را نیز از چنگال توطئه، کینه و تروریسم رها  سازد و همگان را در آستانه آینده ای سرشار از امنیت، صلح و آسایش قرار می دهد.

به نظر می رسد، نویسنده می کوشد تا قواعد بازی را تغییر دهد، دیدگاهی جدید در این چارچوب ارائه دهد و بحران جهانی تروریسم، دلایل و راهکارهای آن را خارج از چارچوب های سنتی مورد بررسی قراردهد و به اصل درد برسد؛ دردی که علایم آن تمدن معاصر را در آستانه انحلال قرارداده است.

نویسنده اشاره می کند که امروز جهان از تفکر اسلام هراسی عبور کرده است و به مرحله جنگ با اسلام و مسلمانان رسیده است. وی می کوشد تا خط بطلانی بر رویکردهای اشتباه حاکم بر سیاست های غرب و حکومت های جهان اسلام بکشد؛ رویکردهایی که این فاجعه بزرگ را به بار آورده است و کرامت و حقوق بشر را زیر پا نهاده است. این کتاب عبارت است از تفکراتی که به گفتگویی باز و روشن نیاز دارد تا همگان دریابند که این افراد هستند که با حق شناخته می شوند نه اینکه حق با افراد شناخته شود و حقیقت بالاتر از همگان است.

فصول و مباحث کتاب

این کتاب را می توان به 6 فصل اصلی تقسیم کرد که به مباحث مختلفی می-پردازد و در نهایت در خدمت موضوع اصلی کتاب یعنی «تروریسم» قرار می-گیرد.

فصل نخست، جریان اسلامی را به صورت کلی از منظر دینی و سیاسی مورد بررسی قرار می دهد و به حد فاصل آزادی بیان و تحقیر ادیان می پردازد.

فصل دوم به موضوع اصلی کتاب یعنی «تروریسم» می پردازد.

نویسنده در فصل سوم موضوع مهاجرت غیرقانونی را مورد بررسی قرارمی دهد و بعد فراموش شده اروپا در پرداختن به این موضوع را مطرح می کند.

فصل چهارم به موضوع «جهاد» اختصاص دارد. نویسنده به معنی جهاد می-پردازد و از انواع جهاد نام می برد، مانند: جهاد قرآنی، جهاد جاهلی، جهاد داعشی و جهاد اسرائیلی.

فصل پنجم به ارتباط مسلمانان با اسلام، عظمت اسلام و انحطاط مسلمانان می پردازد و پرسش های زیر را مطرح می کند: چرا غرب پیشرفت کرد و ما به عنوان مسلمانان و عرب ها بر عقب ماندگی اصرار کردیم؟ آیا واقعا مسلمانان تهدیدی برای غیرمسلمانان به شمار می روند؟

فصل ششم و پایانی به ارتباط «اسرائیل» با اسلام، مقدسات اسلامی و تروریسم می پردازد و از توطئه های این رژیم علیه اسلام و مسلمانان و پیامدهای قانونی و سیاسی قانون این رژیم یهودی سخن می گوید.

نقدی مهم بر کتاب

دو نقد بر این کتاب وارد است:

- عناوین مباحث مطرح شده در کتاب بسیار زیاد است و می توانست فشرده تر مطرح شود و به محورهای اصلی محدود گردد.

- عدم وحدت موضوعی و عدم اختصاص برخی موضوعات به فصل مشخصی از کتاب.

 دینی و سیاسی

نویسنده کتاب خود را با بررسی جنبه دینی و سیاسی جریان اسلامی و به صورت مشخص در «تونس» آغاز می کند و جنبش «النهضة الإاسلامیة» را نقطه عطفی در تاریخ جریان های اسلامی جهان عرب می داند.

جنگ علیه تروریسم، نه تنها جهان اول؛ بلکه جهان عربی و اسلامی را نیز از خطر مصون می دارد؛ چرا که در اثر این پدیده، تاوان سنگینی پرداخت کرده است. حقیقت دوم ارتباط میان این گروه ها و دولت های موجود می باشد که دولت ها برای این گروه ها دردساز بوده اند و به زندانی  و بازداشت شدن اعضای آن منجر شد.

در ادامه نویسنده به جدال پیرامون دین اسلام می پردازد و می گوید: «در «مصر» جدالی خشونت بار میان دو گروه دایر است: گروه اسلامی و گروه لیبرال ها، کمونیست ها و چپ گراها. گروه نخست مشتمل بر گروهی است که خواهان پیاده سازی دین اسلام هستند بدون اینکه درکی از اسلام داشته باشند و گروه دوم مشتمل بر طیف وسیعی است که این جدال تأثیر منفی بر آنان داشته است».

نویسنده به نکته مهمی یعنی «حد فاصل میان آزادی بیان و تحقیر ادیان» می پردازد و چنین استدلال می کند: «وقتی در یک جامعه انحطاط سیاسی و اجتماعی پدید می آید؛ تا زمانی که انتقاد از دستگاه حاکم و فساد آن، عقوبت سنگینی داشته باشد، برخی جرأت گستاخی نسبت به دین و اصول آن را پیدا می کنند؛ زیرا تنها دین را ابزاری برای تخلیه سرخوردگی های خود می-بینند».

 اساطیر تروریسم

نویسنده 4 منبع برای تروریسم مطرح می کند: 1- «اسرائیل». 2- حکام عرب. 3- غارت ثروت ها توسط غرب. 4- منبع چهارم در عرصه های مختلف درگیری، میان حکام عرب و غرب مشترک است؛ یعنی «تروریسم یا ساخته استبداد حکام است یا به عنوان ابزار سیاست خارجی برخی کشورهای عربی و غربی به شمار می رود».

«الأشعل» هشدار می دهد که افزایش ناامیدی در میان جوانان و امیدوار نساختن آنان به زندگی، زمینه را برای افزایش تفکرات افراطی و ناامیدکننده فراهم می سازد.

 نویسنده در ادامه، بهترین راهکارها برای مهار پدیده تروریسم را ارائه می-دهد؛ راهکارهایی مانند: طرفداری غرب از ملت ها و نه دولت ها. وجود پارلمان-هایی کوشا برای استیضاح دولت ها و اعمال فشار بر «اسرائیل» به عنوان یک رژیم تروریستی.

نویسنده معتقد است که مهاجرت قانونی و غیر قانونی جوانان عرب به غرب، در گسترش بحران مبهم بودن پدیده تروریسم مؤثر است؛ زیرا از یک سو، این قشر مهم در جوامع عربی و اسلامی به ناامیدی رسیده اند و از سوی دیگر، آنان نسبت به برخی مواضع منفی شماری از کشورهای غربی نسبت به مسائل عربی و اسلامی مانند مسأله «فلسطین» احساس ظلم می کنند.

 کوشش هایی برای حذف جهاد

 در فصل چهارم نویسنده موضوع جهاد و کوشش ها برای تخریب جهاد قرآنی را مطرح می کند و تشریح می سازد که چگونه از این مفهوم قرآنی برای حمله به اسلام و مسلمانان استفاده کردند.

در ادامه به کوشش هایی اشاره می شود که برای حذف این فریضه از میان مسلمانان صورت گرفت؛ به ویژه پس از آنکه رژیم «اسرائیل» شکل گرفت و غرب به حمایت از آن پرداخت.

سپس نویسنده به تبیین مبحث مهم بازگشتگان از «بهشت جهاد» می-پردازد و از کشورهای اسلامی می خواهد تا برای افرادی که با هدف نبرد به «افغانستان»، «عراق»، «سوریه» و دیگر مناطق درگیری رفته اند، راهکارهایی بیابند.

 «داعش»، «اسرائیل» و معامله قرن

 «الأشعل» به تشکیلات «داعش» از زاویه قانون بین المللی و قطعنامه های شورای امنیت نسبت به آن، نگاه می کند و می گوید: «دانسته های مردم از «داعش» بسیار کمتر از نادانسته های آنان است. به نظر می رسد که «داعش» یک پدیده است و نه یک تشکیلات؛ زیرا در سراسر جهان عرب، اگر کسی احساس کند مورد ظلم واقع شده است، احساس می کند که «داعش» از همه به او نزدیک تر است؛ به ویژه اینکه «داعش» پدیده ای وارداتی از خارج نیست؛ بلکه احتمال قوی می رود که بقایای نظام «صدام حسین» باشد».

راه حل این مشکل نیز آن است که مسلمانان و غرب با آن به عنوان یک پدیده فراگیر برخورد کنند و بدانند که «اسرائیل» محرک اصلی این معرکه است؛ معرکه ای که عرب ها و مسلمانان را به خشونت متهم می سازد.

در رابطه با ارتباط «داعش» و «اسرائیل» باید گفت که این رژیم نسبت به خطرات «داعش» ابراز نگرانی کرده است که این ابراز نگرانی اهداف مشخصی دارد و نباید به سادگی از کنار آن گذاشت. وقتی «داعش» در منطقه «سینا» اعلام موجودیت می کند و به نبرد با ارتش «مصر» می پردازد، با طولانی شدن جنگ، فرصتی برای این رژیم فراهم می شود تا در جهت تشدید امنیت خود، نظریه قدیمی خویش مبنی بر ایجاد منطقه ای بی طرف در «صحرای سینا» را تقویت کند.

عظمت اسلام و انحطاط مسلمانان

نویسنده در پایان به ارتباط میان اسلام و مسلمانان، انحطاط مسلمانان و فاصله گرفتن آنان از عظمت اسلام می پردازد و اشاره می کند که ضعف جهان اسلام پس از جنگ های صلیبی آغاز شد و با استعمار غربی و اخیرا به وسیله صهیونیسم، ادامه یافت. وی می گوید: «خواری و خفت به اوج خود رسیده است، ما می بینیم که مسلمانان را در سرزمین های خودشان با تسلیحات و نقشه های غربی می کُشند».

در پایان گریزی به ارتباط میان «اسرائیل»، اسلام و مقدسات اسلامی می زند و تأکید می کند که «فلسطین» همچنان به عنوان منبع اصلی درگیری جهانی باقی خواهد ماند و راه حل عادلانه آن است که این کشور به صاحبان اصلی-اش بازگردانده شود تا زمینه ساز هرگونه صلح و ثبات در منطقه و جهان باشد.

مرتبطات