جذورُ العنف في الغرب الإفريقي: حالتا مالي ونيجيريا
صحبت از خشونت حدیث غم انگیزی است. جهان پر از ظلم و ستم و افراد بی خانمانی است که به دنبال پناهگاهی امن هستند. قاره آفریقا یکی از برجسته ترین قاره های جهان محسوب می شود که از گذشته تاکنون درگیر خشونت بوده است.
تاریخ انتشار : 1399/9/13
بازدید : 96
ناشر : دار البشير للثقافة والعلوم
سال نشر : 2015
تعداد جلد : 0
صفحات : 144

در این مقاله ، سعی خواهیم کرد از طریق گشت و گذار در کتاب "ریشه های خشونت در غرب آفریقا: به ویژه مالی و نیجریه"

(نوشته  عایده العزب موسی)

نقشه تاریخی خشونت در آفریقای غربی (به ویژه مالی و نیجریه) را روشن کنیم.  قاره ای که مدتهاست در محاصره استعمار ، فقر، بی‌سوادی، بیماری و جنگ قرار داشته و هنوز برای بازگرداندن آزادی ، عزت ، امنیت و ثبات در تلاش است.

کتاب "ریشه های خشونت در غرب آفریقا" یکی از مهمترین کتابهای مدرن در مورد تاریخ خشونت در آن محسوب می شود.

این کتاب  شامل مقدمه، خلاصه و دو مبحث اصلی است :

اول: تاریخ خشونت در مالی و مباحث مربوط به آن بحث می کند.

دوم:  به تاریخ خشونت در نیجریه اختصاص دارد، ، که در آن از "گروه های خشونت طلب" و  "استعمار گر بحث می کند.

در مقدمه ، نویسنده تأکید می کند که  شناخت گروه های تروریستی و افراطی در آفریقا مستلزم بازگشت به "تاریخ آفریقا طی دو قرن گذشته یا بیشتر" از آن است.

باید درگیری هایی که در طول این قرن ها رخ داده و ساختار اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی این مردم را آشفته کرده است را به دقت مطالعه کرد.

 در این کتاب ، نویسنده سعی دارد به تعدادی از سوالات پاسخ دهد ، شاید برجسته ترین آنها این باشد:

چه کسی مسئول خشونت است؟

 طرفین درگیری کدامند؟

 ابعاد این درگیری چقدر است ؟

 ریشه های خشونت در مالی

در مبحث اول ، نویسنده چهار نکته اصلی را مورد توجه قرار داده و بر روی نقشه خشونت و گروه های ترور در مغرب و شمال آفریقا تمرکز کرده ، که برجسته ترین آنها عبارتند از: القاعده ، انصارالدین ، ​​حرکت التوحید و الجهاد و حرکت الوطنیه لتحریر ازواد.

او به اهداف غرب در منطقه آفریقا نیز اشاره کرده و می گوید :

"ایالات متحده تنها برای مبارزه با گروه های تروریستی به آفریقا نیامد، بلکه می خواست از آنها استفاده ابزاری کند.

او در پاسخ به این سوال که، چه کسی مسئول خشونت است؟ می‌نویسد :

مسئول اصلی خشونت در مالی چهار گروه هستند؛

گروه اول: دولت مالی ، که به درگیری های خود با طوارق ادامه داد ، زیرا "منطقه ازواد در شمال مالی خطرناکترین منطقه آفریقا محسوب می شود.

دوم: مداخله فرانسه ، هدف فرانسه مداخله در مالی و دیگر کشورهای آفریقایی است.

آنها به دنبال بازسازی میراث استعماری خود در منطقه هستند.

بنابراین ، "برای تقویت و گسترش خود  در کمربند امنیتی آفریقا از تکثیر گروه های تروریستی بهره برداری می کند .

در این زمینه ، نویسنده یک سوال اساسی مطرح می کند:

انگیزه های اصلی فرانسه برای حضور در مالی و غرب آفریقا چیست؟

 وی در پاسخ می گوید:

حفظ منافع اقتصادی فرانسه در آفریقای غربی است و جاه طلبی تمام کشورهای اروپایی در آفریقای شمالی ، غربی و مرکزی است.

 سومین عامل : کشورهای همسایه که از مداخلات فرانسه حمایت می کنند ، یعنی: الجزایر ، موریتانی ، نیجر ، بورکینافاسو ، ساحل عاج ، سنگال. و

 چهارم: ایالات متحده "که از نظر تاریخی هیچ نفوذی در مالی یا سایر کشورهای منطقه نداشته است" ، اما "اکنون برای کنترل آفریقا با فرانسه رقابت می کند.

 انقلاب های طوارق

نویسنده در کتاب خود به انقلاب های محور "مالی و طوارق ازواد " نیز اشاره کرده است.

اهالی آن همیشه قربانی استعمار و اختلافات داخلی و منطقه ای بوده اند.

در طوارق چهار  انقلاب عمده انجام شد:

اول : انقلاب كیدال ، كه در سال 1962 بود ، و عملیات كوچكی را آغاز كرد كه در گشت زنی  سربازان مالی ، اسلحه های آنها گرفته و از نفوذ آنها به اردوگاه های طوارق و عرب جلوگیری كردند.

دومین آن در سال های 1990-1996 میلادی بود که طی آن "ارتش مالى جنایات بسیاری علیه غیرنظامیان غیر مسلح مرتکب شد،که منجر به مهاجرت گسترده به کشورهای همسایه گردید .

انقلاب سوم سال 2006 بود که توسط افسران طوارق اتفاق افتاد،

آنها حمله به پادگان های نظامی در کیدال را آغاز کردند ، اما این جنبش مدت زیادی طول نکشید و  در همان سال پایان یافت.

چهارمین انقلاب سال 2012 بود که منجر به آزادی منطقه ازواد و جدایی از مالی گردید.

 ریشه های خشونت در نیجریه

 نیجریه از وضعیت مالی بهتر نیست.

نیجریه نمونه بارزی از خشونت طلبی در آفریقای غربی است.

در آغاز صحبت در مورد پرونده نیجریه ، نویسنده گفت که "سازمان های تروریستی قبل از حوادث 11 سپتامبر در غرب آفریقا حضور نداشتند.

سه روز پس از حادثه یازده سپتامبر ، ما از تروریسم اسلامی شنیدیم و اینکه آمریکا دولت های آفریقایی را تحت فشار قرار داد که اذعان کنند درگیر با عناصر افراطی اسلام گرا هستند.

همزمان بسیاری از گروه های تروریستی و افراطی اعلام موجودیت کردند از جمله: ازواد و طوارق در مالی ، القاعده و حرکت الاصلاحات در نیجر ، سیلیکا در آفریقای مرکزی و بوکوحرام در نیجریه.

 در زمینه صحبت از توطئه و استعمار نو ، نویسنده به دو نکته اشاره می کند ، اول اینکه اکثر گروه های خشن و افراطی که مشخصه آنها تروریسم است در ابتدا به صورت مسالمت آمیز خواستار حقوق مشروع خود بودند،

 تنها پس از اعمال سرکوب های خارجی دست به سلاح بردند.

 مورد دوم ، این است که استعمار نو باعث خشونت می شود. شاید همین امر باعث شده آفریقایی ها "احساس کنند که آفریقا دوباره به دست قدرت های استعماری سقوط خواهد کرد. درگیری ها پای استعمارگران را برای ورود به منطقه و اهداف خود باز می کند ، از جمله عواملی که منجر به مداخلات اروپایی ها می شود :

گسترش اختلافات بین گروه های  کشور، محافظت از منافع اروپا و شرکت های فعال در آفریقا ، و مقابله با چینی ها و سایر نفوذ رو به رشد در آنجا.

نویسنده در پایان در مورد وضعیت نیجریه و آفریقا می نویسد :

آفریقا در ضعف غوطه ور است که توانایی پیشرفت و توسعه را ندارد.

 وی تأکید کرد که این ضعف به پنج دلیل وجود دارد: "استعمار ، درگیری های قبیله ای، فقر، بیسوادی و بیماری .

 شاید سوالی که در پایان این یادداشت می تواند مطرح شود این باشد:

 آفریقایی چه زمانی از شر استعمار، تروریسم، بی سوادی و فقر رهایی می یابد؟

مرتبطات