تنظيم القاعدة.. الرؤية الجيوسياسيّة والاستراتيجيّة والبنية الاجتماعية
اول: مقدمه مراد بطل الشیشانی ،در کتاب "سازمان القاعده" می نویسد : ساختار ژئوپلیتیک ، استراتژیک و اجتماعی" با هدف نظارت بر بینش ژئوپلیتیکی که القاعده دنبال کرده از طریق آن، افکار اعضا و رهبران آن را مدیریت می کند. بر این اساس نظریه وی شامل دو ایده است: اول: در این فرض دولت بازیگر اصلی روابط بین الملل است دوم: جنبش های سیاسی و اجتماعی و (گروه های تروریستی) علاوه بر شرکت های چند ملیتی و برخی از سازمان های غیردولتی ، به یکی از بازیگران اصلی روابط بین الملل تبدیل شده اند. این محقق معتقد است که جریان جهادی سلفی که توسط سازمان القاعده نمایندگی شده است ، یکی از برجسته ترین بازیگران بین المللی است.
تاریخ انتشار : 1399/9/15
بازدید : 74
سال نشر : 0
تعداد جلد : 0
صفحات : 0

 دوم: ساختار کتاب

نویسنده کتاب خود را به شش فصل ، یک نتیجه گیری و چندین پیوست تقسیم می کند ، بنابراین فصل اول را  در دو مدخل اختصاص داده که برای درک نتیجه کتاب بسیار مهم است.

در واقع مدخل اول آن تئوریک  و مدخل دوم آن تاریخی است. این زمینه های تاریخی و مقوله های فکری و ایدئولوژیکی سازمان القاعده را  در طراز یک جنبش سیاسی - اجتماعی( گروه تروریستی) فرامرزی قرار داده است.

فصل دوم مربوط به فعالیت‌های القاعده در کشورهای حاشیه خلیج فارس نظیر عربستان سعودی، یمن و... است.

فصل سوم  درباره وجود سازمان از نظر ژئوپلیتیک در بین النهرین و شام اختصاص دارد.

فصل چهارم بحث موضوع گسترش شاخه های وابسته به القاعده در آفریقا، و چشم انداز ژئوپولیتیکی سازمان القاعده از طریق گسترش آن در سومالی در شرق آفریقاست.

سومالی کلید شاخ آفریقا و پناهگاه امن برای گسترش تفکرات جهادی،_ تروریستی _است.

 فصل پنجم  صحبت در مورد گسترش سازمان ها و شخصیت های جهادی در افغانستان و پاکستان ، و چشم انداز ژئوپلیتیکی آنها در آسیای میانه و منطقه قفقاز است.

در  فصل آخر ، نویسنده عنوان آن را "غرب: اروپا و ایالات متحده" قرار داده و آن را به بحث درباره پدیده جهادگرایان(بخوانید تروریست ها) اروپایی به عنوان پدیده ای مدرنیست كه در مناطق حاشیه ای رشد می كنند و به عنوان نسل سوم جهادی ها( تروریست ها) شناخته می شوند.

نویسنده در نتیجه کتاب می نویسد :

مشاهدات بدست آمده و مهمترین نقاط عطف در مسیر القاعده ، علاوه بر نشان دادن علائم تحول در گفتمان القاعده و تلاش برای دور شدن از خشونت به عنوان اولین وسیله دعوت به ایدئولوژی جهاد ، با امکان بهره مندی از پناهگاه های امن می باشد. 

سوم: محور کتاب و نظریه اصلی آن

این پژوهشگر در کتاب خود پیشنهاد می کند نحوه توزیع فعالیت‌های القاعده و شاخه های آن مورد مطالعه قرار بگیرد.

 ساختار این گروه ها و روابط داخلی - در چارچوب جغرافیا_ و خارجی آنها نیز در بین رهبران و نظریه پردازان خود و تأثیر این گسترش در استراتژیک جهانی باید مورد مطالعه قرار بگیرد.

شایان ذکر است که نویسنده نگاهی به گسترش القاعده به عنوان یک سازمان سلسله مراتبی در افغانستان می باشد و   اثرات ابومصعب الصوری بعداً، به ویژه در مرحله پس از سال 2001 ، هنگامی که تمایل سازمان به تمرکززدایی بود وجود دارد .

وی همچنین به سهم عراق در تقویت بعد سوریه اشاره کرده و می افزاید : این امر به توسعه استراتژی "عدم تمرکز سازمانی" کمک می کند. 

چهارم: عوامل گسترش جریان جهادی سلفی

نویسنده سعی کرده از طریق  آمار از افرادی که نام آنها در لیست های تحت تعقیب قرار داشته یا هویت آنها با دستگیری یا پس از کشته شدن مشخص شده است مطالعاتی را انجام دهد. مطالعات وی نشان می دهد که حاشیه نشینی ، فقر و بیکاری از جمله دلایل حمایت بسیاری از گروههای جهادی(تروریستی) در کشورهای مختلف است.

به عنوان مثال ، در این کتاب نتیجه گرفته شده که جنگجویان سعودی بالاترین درصد داوطلبان عرب را در عراق (53٪) تشکیل می دهند ، و پس از آنها سوری ها با 13٪ هستند. از قضا ، تعداد عراقی ها کمترین 8٪ است.

در زمینه ای دیگر ، نویسنده توضیح می دهد که الگوی جهادی پس از تأسیس القاعده تغییر کرده است ، زیرا وابستگی در کار سازمان های جهادی از دامنه گروه در یک کشور به گروه های به هم پیوسته در جهان منتقل شده ، آنها از اقدام بی رویه به ارتباط با زمینه های روشن جهادی با اهداف و ابزارهای خاص و تحول تبدیل شدند.

 از جمله عادات فردي ،  ریش بلند  ، حجاب اجباری (پوشیه زدن) و بیعت قومیتی برای ایجاد گروهک های تروریستی به نام جهاد و  ساختن مساجد و موسسات قرآنی بود، اما همه این موارد به عنوان بحران هویتی منسوخ شده است.

1_ اتحاد و همفکری

اگرچه ظهور نام القاعده در صحنه جهانی با حوادث سپتامبر 2001 و تبدیل شدن آن به نمادی در آمریکا و جامعه بین الملل انجام شد، اما وجود القاعده به سال 1988 برمی گردد ، زمانی که رهبران آن در امور بشردوستانه و خیریه فعالیت می کردند ، کمک های مالی جمع و از مبارزان حمایت می کردند. در افغانستان علیه اتحاد جماهیر شوروی و هماهنگی بین مبارزانی که می خواستند به افغانستان بیایند ، فعالیت داشتند.

اما پس از ده سال - 1998 - این سازمان به سازمانی متشکل از گروهی از گروه های عربی مستقر در افغانستان تبدیل شد ، و اهمیت آن بعدا گسترش یافت ، به ویژه پس از فتوای قتل یهودیان و آمریکایی ها توسط مفتیان آنها.

القاعده - با گذشت زمان - به سازمانی تبدیل شده است که دو جریان "سلفیت" و "جهادگرایی" را با هم ادغام کرده و برای سازش و ادغام بین سلفیت و جهادگرایی کار می کنند.

  1. جهانی سازی

تعاملات بین المللی با دادن ویژگی تعاملات بین المللی خصوصا با فروپاشی شوروی به نفوذ القاعده افزود.

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بحران های ایدئولوژیک و فرهنگی همراه با آن ، پدیده ای جهانی ایجاد کرد.

 

که هانتینگتون آن را "تغییر شکل فرهنگی" خواند ، به این معنی که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد سوالاتی را ایجاد می کند. فرایندهای گشایش اقتصادی و رشد نیروهای " فرا دولتی" ، مانند شرکت های چند ملیتی ، موج های گشودگی فنی و فرهنگی ، از عوامل حمایت از  گفتمان جنبش های سلفی و بنیادگرایانه بودند ، روند بازگشت به دین داری در سطح بین المللی و در کل جهان ظهور کرد که جنبش های بنیادگرایان محصول آن بودند. سلفی گری به عنوان یک سیستم فکری نیازهای جوانان که مشکلات  روحی و روانی و هویتی داشتند عمل کرد.

فشارهای جهانی شدن همزمان با پدیده تغییر به سلفی گری به موازات اختلاف بین طرفین و مرکز بود. کشورهای اسلامی در مرکز با پدیده ای متفاوت از کشورهای حاشیه ای ارتباط برقرار کردند ، زیرا ادراکات این مرکز به واقعیت اجتماعی و فکری  با دولت و عملکردهای قانونی مرتبط بود ، گسترش کمک به فقرا ، که نشان می دهد در پایان ، شکست مدل های توسعه و سیستم های حاکم در این مسائل ، در حالی که درک کشورهای طرفین به وجود اقلیت های اسلامی و تعامل آنها با واقعیت پیرامون آنها در چارچوب بحران هویت و مقاومت در برابر اشغال و انحلال مرتبط است ، باعث افزایش یا تجدید درگیری های قومی در میان گروه ها در جهان شده بود ، و این گروه ها به عنوان بازیگرانی ظاهر شدند که عمده در زمینه روابط بین الملل فعالیت می کردند.

این عوامل زمینه مناسبی را برای گسترش جنبش سلفی جهادی در جهان فراهم کرد زیرا بیانگر بازگشت به خاستگاه و هویت خود بود. این روند در بسیاری از مناطق جهان مانند قفقاز ، افغانستان ، پاکستان ، بالکان ، کشورهای عربی ، فیلیپین ، شرق و غرب آفریقا و سایر مناطق گسترش یافت.

  1. تداوم و چرخش

این یکی از ویژگیهای مهم جریان سلفی جهادی است ، زیرا طرفداران آن خود را نماینده ایدئولوژی نجات می دانند که دارای حقیقت است. بنابراین ، آنها دائماً در کشمکش نبرد هستی بین "دشمن نزدیک" و "دشمن دور" حرکت می کنند.

موج های جدید عناصر داوطلب عرب به موازات بمب گذاری در کنیا و تانزانیا در سال 1998 و سپس حوادث سپتامبر 2001 ، که منجر به جنگ در افغانستان و عراق شد ،به عنوان نتیجه بازگشت خشونت ، به سمت چچن ، بالکان و فیلیپین حرکت کردند.

 

4.در جستجوی پناهگاه امن

 

گرچه تمرکز در  جغرافیایی خاص، منجر به کشتار گروه ها و سازمان های تروریستی است اما پناهگاه امن نیز یک تمرکز استراتژیک در تفکرات جنبش های جهادی سلفی(گروه های تروریستی) است ، خواه مطابق با منطق استقرار دولت اسلامی ، یا امارت باشد.

جهادگران ( تروریست ها) منطقه امن را یک مزیت استراتژیک می دانند که برای آنها منافع امنیتی ، اردوگاههای آموزشی ، مقرهای مرکزی، کانالهای آسانتری برای تأمین مالی به ارمغان می آورد . بنابراین ، جنبش های جهادی( گروه های تروریستی) مانند القاعده ، پس از سال 2001 توسط القاعده شروع به ایجاد پناهگاه های امن غیرمتمرکز در چندین کشور برای ایجاد عناصر خارجی کرد، همان عناصر آموزش دیده حوادث سال 2005  در لندن و 2002 در بالی، مقابله با دولت سعودی بین سالهای 2003-2006 ، بمب گذاری مادرید در سال 2004 و کازابلانکا در سال 2003 ، را انجام دادند.

استراتژی "پناهگاه امن" ، به موازات استراتژی چرخش و تداوم ، ایدئولوژی جهادی( تروریستی) را پرورش و توسعه می دهد ، این ایدئولوژی از حیث جغرافیایی از آسیای میانه شروع و تا  مغرب ، یمن ، سومالی و حتی اروپا إدامه می یابد.

ادامه نبرد و حرکت تروریست ها از یک جبهه به جبهه دیگر ، مانند حرکت از افغانستان به سومالی ، و از عراق به یمن و ادامه ی القاعده و گروه های تروریستی تاکنون ریشه در عواملی نظیر، فقر ، بیکاری ،  توزیع نامناسب منابع و حضور اشغالگران دارد.

 

پنجم: توزیع ژئوپلیتیک

این کتاب نشان می دهد که القاعده طرحی را برای توزیع بین مکان های مختلف با ذکر دلیل و هدف مشخص دارد.

 

مهمترین این توزیع ها و علل آنها را می توان به شرح زیر نشان داد:

 

  • عربستان سعودی در انتخاب نمادگرایی مذهبی خود و وجود عوامل فکری علاوه بر وجود منافع اقتصادی مانند در دسترس بودن نفت و حضور آمریکایی ها در آن پس از جنگ خلیج فارس ، از حمایت های مردمی و جذب نیرو برای عضویت در القاعده برخوردار است.

در مورد یمن ، این توسط عناصری که از افغانستان به آن بازگشتند انتخاب شده است زیرا قبیله حضرمی بن لادن _علاوه بر فاکتور جمعیتی در آن_ ، در آنجاست که عنصر انسانی ، گسترش سلاح ، آداب و رسوم قبیله ای و اجتماعی  ، فقر و طبیعت کوهستانی از دیگر عوامل است.  همچنین یمن مرزهای وسیع آبی و خشکی به ویژه باب المندب را در اختیار دارد.

  • در مورد عراق ، این کشور عربی است که به طور مستقیم توسط ارتش آمریکایی اشغال شده است و ایران در تلاش است تا در آن نفوذ معنوی کند. بنابراین ، برای جهاد در این کشور هدف از تبدیل عراق به "عرصه جهاد" برای تخلیه غرب به نمایندگی از آمریکا و جلوگیری از گسترش در منطقه و خسته کردن آنها می باشد. زرقاوی  توانست این ایده را در عراق به عنوان آغاز راه " بیت المقدس" ، ایجاد كند.
  • در مورد کشورهای غربی ، القاعده در دو مسیر موازی کار کرده است ، اولین مرحله ضربه زدن به منافع اروپا در خاک آنها و گسترش وحشت در آنها از طریق انتقال نبرد به آنها از طریق عناصر آموزش دیده است.

 دوم تبلیغات را برای تئوری جامعه جهادی موسوم به ، "امت المفترضه " اتخاذ می کند و از طریق روش های مختلف جوانان را جذب القاعده می کند و توسط آنها به منافع اروپایی ها ضربه می‌زند.

 جالب تر اینکه اروپا از حضور جهادی ها( تروریست ها) در آن و گسترش  های آنها در خاکشان در امان نیست.

 نتیجه

این مطالعه نتایج زیادی را به دست می آید ، مهمترین موارد:

بزرگان سازمانهای جهادی( گروه های تروریستی) تمایل دارند مطابق با الگوی جغرافیایی خود، شکل بگیرند ، به طوری که رفتار گروهها با شرایطی که در ابتدا بر آنها تحمیل می شود مرتبط باشد ، مانند تمرکز القاعده در سومالی بر دولت و نیروهای آفریقایی ، در حالی که جهادگران (تروریست ها) در وزیرستان پاکستان ، بر هدف قرار دادن دولت پاکستان متمرکز بودند ،

این موجب می شود که تمرکز گروه ها در محیط های مختلف عاملی برای تغییر اولویت ها و اهداف مختلف باشد، به این معنی که فضای جغرافیایی به شکل گیری نقش عملکردی برای گروه ها کمک می کند.

علاوه بر این ، نتیجه گیری دیگر این است که درک گروههای جهادی(تروریستی) فقط با استفاده از منطق ایدئولوژیک خودسرانه است. در عوض ، درک بینش های ژئوپلیتیکی آنها و دلایل اجتماعی که عوامل پیوستن به آنها را تشکیل می دهد ، از طریق تجزیه و تحلیل پیشینه اعضای موجود القاعده است. از همین رو القاعده می تواند تا دهه ها به فعالیت خود ادامه دهد.

مرتبطات
معرفی 10 کتاب در رابطه با 5 تروریست از مشهورترین تروریست های قرن 21
The history of Al-Qaeda's most powerful Ally
پانصد صندلی خالی
العرب في حرب أفغانستان
جذور الارهاب فی العقیدة الوهابیة